اگر این جهان خالقی دارد، اگر نظمی بر آن حاکم است و اگر سرنوشت ما را چنین رقم زدهاند که از دل این همه رنج و سختی روزی به آرامش برسیم، پس چگونه است که در آن سوی دنیا، هزاران کیلومتر دورتر، انسانی عادی زندگی میکند بیآنکه دغدغهی پایان جنگ، دور شدن از آرزوهایش، گرانی، اندوه و اضطرابِ هر روزه، یا حتی تلاش برای بقا را داشته باشد؟
چگونه است که او بسیاری از چیزهایی را که ما تنها با «کاش» و حسرت به آنها فکر میکنیم، بیهیچ تلاشی و تنها به لطف جایی که به دنیا آمده، در اختیار دارد؟ چیزهایی که برای او بخشی عادی از زندگیاند، اما برای ما به رؤیاهایی دور و دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
او نوجوانی و جوانیاش را همانطور که باید، ساده و بیدغدغه سپری میکند؛ اما ما هر روز بخشی از عمرمان را صرف جنگیدن با شرایطی میکنیم که هرگز انتخابشان نکردهایم.
اگر قرار است حقیقت همین باشد، اگر قرار است عدالت و حکمتی در این تفاوت عظیم نهفته باشد، من دیگر توان باور کردنش را ندارم و باورم را نسبت به هرچیزی از دست میدهم.
من هرگز این راه را نخواستهام و هیچگاه انتخابش نکردهام؛ تنها چشم گشودم و خود را در مسیری یافتم که از همان ابتدا، بارَش برای شانههایم سنگین بود.
چگونه است که او بسیاری از چیزهایی را که ما تنها با «کاش» و حسرت به آنها فکر میکنیم، بیهیچ تلاشی و تنها به لطف جایی که به دنیا آمده، در اختیار دارد؟ چیزهایی که برای او بخشی عادی از زندگیاند، اما برای ما به رؤیاهایی دور و دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
او نوجوانی و جوانیاش را همانطور که باید، ساده و بیدغدغه سپری میکند؛ اما ما هر روز بخشی از عمرمان را صرف جنگیدن با شرایطی میکنیم که هرگز انتخابشان نکردهایم.
اگر قرار است حقیقت همین باشد، اگر قرار است عدالت و حکمتی در این تفاوت عظیم نهفته باشد، من دیگر توان باور کردنش را ندارم و باورم را نسبت به هرچیزی از دست میدهم.
من هرگز این راه را نخواستهام و هیچگاه انتخابش نکردهام؛ تنها چشم گشودم و خود را در مسیری یافتم که از همان ابتدا، بارَش برای شانههایم سنگین بود.
🍓29💔3
𝗠𝗜𝗗𝗡𝗜𝗚𝗛𝗧
Photo
بعد از گرفتن عکسا از مدل اجازه گرفتم که میتونم عکساشو داشته باشم یا پاکشون کنم که خداروشکر با داشتن عکس ها موافقت کرد، جوری که متوجه شدم بعدش و صحبت شد ، به مدت ۶ سال با کسی که دوستش داشته اینجا میومدن و وقت میگذروندن و یهو یه روز غیبش میزنه و از ایران میره بدون هیچ خبری، حالا به رسم اون مدت طولانی اکثر روزا عصر ها خودش تنها اینجا میومده ("
😭63🍓6💘1