"تفاوت های فرهنگی"
قصدم این نیست که تصور کنید تفاوت های فرهنگی به خودی خود مضر هستند یا میباید بر آنها فائق آمد. درواقع این تفاوتها فوقالعاده بارورند و فقط به خاطر وجود این تفاوتهاست که پیشرفت حاصل آمده است. آنچه هم اکنون ما را تهدید میکند احتمالا پدیدهای است که میتوانیم ارتباط زیاد از حد (over-communication) بنامیم؛ یعنی تمایل به آن که در هر نقطه جهان از آنچه در سراسر عالم میگذرد، دقیقا باخبر باشیم. برای اینکه یک فرهنگ اصالت خود را حفظ کند و درعین حال مولد نیز باشد، میباید که هم خود فرهنگ و هم اعضای آن به اصالت خود -و حتی تا حدودی به برتری خود بر دیگران- معتقد باشد. فقط در شرایط ارتباط کمتر از حد (under-communication) است که فرهنگ قادر به تولید هرچیزی میشود. این خطر وجود دارد که در آینده به مصرفکنندگان صرف تبدیل شویم. بتوانیم هرچیز را از هر نقطه دنیا و از هر فرهنگ مصرف کنیم اما اصالت خود را از دست بدهیم.
اکنون به آسانی میتوان زمانی را مجسم کرد که بر روی تمام سطح زمین فقط یک فرهنگ و یک تمدن وجود داشته باشد. اما من شخصاً باور ندارم که این امر روی خواهد داد زیرا که همواره جریانات متضادی وجود دارند که از طرفی رو به همگون کردن دارند و از طرف دیگر رو به متمایز کردن. هرچقدر یک تمدن همگون تر شود، به همان اندازه نیز مرزهای جدایی درونی آن آشکارتر میشوند؛ به سخن دیگر آنچه در یک سطح به دست میآید، بلافاصله در سطح دیگر از دست میرود. اما این فقط یک برداشت شخصی است و نمیتوانم عملکرد این دیالکتیک را به روشنی ثابت کنم. با این وجود، نمیدانم براستی چگونه بشریت بدون میزانی از تنوع درونی قادر به زندگی است.
لوی- استروس، کلود. ( پدر مردم شناسی مدرن) اسطوره و معنا، تهران، نشر مرکز، 1376.
@vocaltraining
قصدم این نیست که تصور کنید تفاوت های فرهنگی به خودی خود مضر هستند یا میباید بر آنها فائق آمد. درواقع این تفاوتها فوقالعاده بارورند و فقط به خاطر وجود این تفاوتهاست که پیشرفت حاصل آمده است. آنچه هم اکنون ما را تهدید میکند احتمالا پدیدهای است که میتوانیم ارتباط زیاد از حد (over-communication) بنامیم؛ یعنی تمایل به آن که در هر نقطه جهان از آنچه در سراسر عالم میگذرد، دقیقا باخبر باشیم. برای اینکه یک فرهنگ اصالت خود را حفظ کند و درعین حال مولد نیز باشد، میباید که هم خود فرهنگ و هم اعضای آن به اصالت خود -و حتی تا حدودی به برتری خود بر دیگران- معتقد باشد. فقط در شرایط ارتباط کمتر از حد (under-communication) است که فرهنگ قادر به تولید هرچیزی میشود. این خطر وجود دارد که در آینده به مصرفکنندگان صرف تبدیل شویم. بتوانیم هرچیز را از هر نقطه دنیا و از هر فرهنگ مصرف کنیم اما اصالت خود را از دست بدهیم.
اکنون به آسانی میتوان زمانی را مجسم کرد که بر روی تمام سطح زمین فقط یک فرهنگ و یک تمدن وجود داشته باشد. اما من شخصاً باور ندارم که این امر روی خواهد داد زیرا که همواره جریانات متضادی وجود دارند که از طرفی رو به همگون کردن دارند و از طرف دیگر رو به متمایز کردن. هرچقدر یک تمدن همگون تر شود، به همان اندازه نیز مرزهای جدایی درونی آن آشکارتر میشوند؛ به سخن دیگر آنچه در یک سطح به دست میآید، بلافاصله در سطح دیگر از دست میرود. اما این فقط یک برداشت شخصی است و نمیتوانم عملکرد این دیالکتیک را به روشنی ثابت کنم. با این وجود، نمیدانم براستی چگونه بشریت بدون میزانی از تنوع درونی قادر به زندگی است.
لوی- استروس، کلود. ( پدر مردم شناسی مدرن) اسطوره و معنا، تهران، نشر مرکز، 1376.
@vocaltraining
Music
Iran
Saving a Valuable Thread
Majid Kiani-Santur, Naser Farhang Far-Zarb at NIRT center.
Sketch, Sept, 14, 1973
@vocaltraining
Iran
Saving a Valuable Thread
Majid Kiani-Santur, Naser Farhang Far-Zarb at NIRT center.
Sketch, Sept, 14, 1973
@vocaltraining
شناخت هنر موسیقی ایران
برومند و اصالت
(اصالت، امانت، بداهت)
پژوهش و اجرا: مجید کیانی
پنجشنبه 1 آذر 97 ساعت 18
فرهنگسرای نیاوران
@vocaltraining
برومند و اصالت
(اصالت، امانت، بداهت)
پژوهش و اجرا: مجید کیانی
پنجشنبه 1 آذر 97 ساعت 18
فرهنگسرای نیاوران
@vocaltraining
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بررسی کتاب شناخت هنر موسیقی ایرانی (سماع ردیف)
با حضور استادان:
مجید کیانی
داریوش طلایی
ساسان فاطمی
@vocaltraining
با حضور استادان:
مجید کیانی
داریوش طلایی
ساسان فاطمی
@vocaltraining
خلأهای اقتصاد موسیقی در ایران
(بخشی از مصاحبه زنده یاد استاد لطفی با روزنامه دنیای اقتصاد - 1389)
اصولا هنرمند در کمتر جایی از دنیا درگیر مسائل اجرایی و تشکیلاتی میشود. تجربه نشان داده که بخش اقتصادی موسیقی را باید به سازمانها و موسسات (Corporation) مختص به این کار سپرد. در ایران، اما چنین موسساتی در مقایسه با اروپا و آمریکا تقریبا وجود ندارد. از طرف دیگر تجربه ما در داخل کشور نشان داده که معدود شرکتهایی هم که فعالیت میکردهاند، عموما با هنرمند صادق نیستند یعنی به اصطلاح چیت میکنند و آمار غلط میدهند و مدام هم ادعا میکنند که ما زیان کردهایم. این دو عامل باعث میشود که هنرمند شخصا وارد کار تشکیلاتی شود. اما این نه در توان اوست و نه در شأن او. نمیگویم کار اقتصادی شانی ندارد، بلکه منظورم این است که هنرمند نباید روحیه بازاری پیدا کند و کاسب شود وگرنه در این که هنر باید اقتصادی باشد، حرفی نیست.
هرچه بیشتر کنسرت بدهیم و آلبوم منتشر کنیم، اشتغالزایی بیشتر میشود و در بنیانهای اقتصادی هم تاثیرگذار است. یعنی شاید دیگر به صرفه باشد که کارخانه تولید CD در ایران تاسیس کنیم و همینطور در سایر زمینههای مرتبط. از طرف دیگر این را هم باید در نظر داشته باشیم که در سختیها نیاز مردم به هنر بیشتر است. هرچقدر مشکلات اقتصادی بیشتر میشود، باید هنر بیشتر در دسترس باشد وگرنه مردم دچار مشکل خواهند شد.
من همیشه مدل فرانسه را میپسندیدم. در فرانسه امکانات و زیرساختهای فرهنگی در اختیار شهرداریها است. هر فرد و گروهی که بخواهد مثلا در پاریس کنسرت بگذارد، به یکی از مناطق شهرداری رجوع میکند و مطابق با درخواستش مبالغی را در اختیار میگیرد. امکانات تبلیغی و کنفرانس و ... هم به همین ترتیب. آنها به این کاری ندارند که چه سازی میزنید و چه میخوانید و اصلا چند نفر به دیدن کنسرت شما خواهند آمد. فضا برای کار همه باز است، اما چون تصمیمگیرنده اصلی خود اصناف موسیقی هستند، اتیک حرفهای را رعایت میکنند، حتی فراتر از اتیک قانونی. اما اینجا وقتی کار میکنیم، باید پول سالن را بدهیم تبلیغات را هم راسا تقبل کنیم و در نهایت طوری میشود که در این چرخه همه منتفع میشوند و کمترین سود مادی به هنرمند میرسد. این است که میگویم صرف بودجه فرهنگی نباید با این نگاه باشد که هنرمند بدبخت است و مثل گدا با او رفتار کنیم. شاید هنرمند وضع مادیاش خوب نباشد، ولی آرمان اجتماعی و فرهنگیاش را نمیفروشد. دولت میتواند بگوید این بخش از هزینه سالن را من میدهم، تبلیغات را هم تقبل کند و آن وقت معلوم میشود که من میتوانم خرج خودم و گروهم را دربیاورم یا نه.
سلیقه مردم تابع ورودیها و خروجیها است. در خانههای ما اگر از ابتدا یک جو فرهنگی حاکم باشد، بازده فرهنگی هم خواهیم داشت. این دیگر ربطی به مراجع رسمی و دولتی ندارد. اگر دیالوگهای رد و بدل شده فرهنگی باشد، اگر حتی هدیههایی که یک کودک در خانواده دریافت میکند فرهنگی باشد، مسلما جهتگیری فرهنگی هم خواهد داشت. نقش دولت این است که در سطح کلان ورودیها و خروجیهای فرهنگی را کنترل کند. من هم موافق این نیستم که درها را باز کنیم و در معرض ورود بیضابطه محصولات فرهنگی قرار بگیریم. من نمیگویم که موسیقی Jazz یا blues بیارزش است، اما وقتی به ایران میآید از فیلتر MTV گذشته است. این نوع موسیقی نمیتواند سطح هنری ما را بالا ببرد. من تقریبا تمام موزیسینهای سرشناس و صاحب سبک آمریکایی را میشناسم، اما جالب است وقتی که در اروپا در یکی از رستورانها نشسته بودم، MTV اروپا کلیپهایی را پخش میکرد که هیچکدام را نمیشناختم. یعنی حتی برای اروپاییها هم با سیاستگذاری خاصی موسیقی پخش میکنند و اگر قرار باشد مصرفکننده صرف باشیم، آنها هستند که سلیقه و خط مشی ما را در درازمدت تعیین خواهند کرد. این فقط در مورد موسیقی مصداق ندارد، بلکه در حوزه کتاب هم بهطور عجیبی به ترجمه روی آوردهایم. باید در کنار ترجمه، تالیف را هم جدی بگیریم وگرنه روزی میرسد که همه منابعمان ترجمه خواهد بود. این به معنای تایید سانسور نیست. این تاکید بر ضرورت سیاستگذاری و برنامهریزی است. فروشگاههای صوتی- تصویری در آمریکا یک بخش عظیمی را به انقلاب و تاریخ آمریکا اختصاص دادهاند.
@vocaltraining
(بخشی از مصاحبه زنده یاد استاد لطفی با روزنامه دنیای اقتصاد - 1389)
اصولا هنرمند در کمتر جایی از دنیا درگیر مسائل اجرایی و تشکیلاتی میشود. تجربه نشان داده که بخش اقتصادی موسیقی را باید به سازمانها و موسسات (Corporation) مختص به این کار سپرد. در ایران، اما چنین موسساتی در مقایسه با اروپا و آمریکا تقریبا وجود ندارد. از طرف دیگر تجربه ما در داخل کشور نشان داده که معدود شرکتهایی هم که فعالیت میکردهاند، عموما با هنرمند صادق نیستند یعنی به اصطلاح چیت میکنند و آمار غلط میدهند و مدام هم ادعا میکنند که ما زیان کردهایم. این دو عامل باعث میشود که هنرمند شخصا وارد کار تشکیلاتی شود. اما این نه در توان اوست و نه در شأن او. نمیگویم کار اقتصادی شانی ندارد، بلکه منظورم این است که هنرمند نباید روحیه بازاری پیدا کند و کاسب شود وگرنه در این که هنر باید اقتصادی باشد، حرفی نیست.
هرچه بیشتر کنسرت بدهیم و آلبوم منتشر کنیم، اشتغالزایی بیشتر میشود و در بنیانهای اقتصادی هم تاثیرگذار است. یعنی شاید دیگر به صرفه باشد که کارخانه تولید CD در ایران تاسیس کنیم و همینطور در سایر زمینههای مرتبط. از طرف دیگر این را هم باید در نظر داشته باشیم که در سختیها نیاز مردم به هنر بیشتر است. هرچقدر مشکلات اقتصادی بیشتر میشود، باید هنر بیشتر در دسترس باشد وگرنه مردم دچار مشکل خواهند شد.
من همیشه مدل فرانسه را میپسندیدم. در فرانسه امکانات و زیرساختهای فرهنگی در اختیار شهرداریها است. هر فرد و گروهی که بخواهد مثلا در پاریس کنسرت بگذارد، به یکی از مناطق شهرداری رجوع میکند و مطابق با درخواستش مبالغی را در اختیار میگیرد. امکانات تبلیغی و کنفرانس و ... هم به همین ترتیب. آنها به این کاری ندارند که چه سازی میزنید و چه میخوانید و اصلا چند نفر به دیدن کنسرت شما خواهند آمد. فضا برای کار همه باز است، اما چون تصمیمگیرنده اصلی خود اصناف موسیقی هستند، اتیک حرفهای را رعایت میکنند، حتی فراتر از اتیک قانونی. اما اینجا وقتی کار میکنیم، باید پول سالن را بدهیم تبلیغات را هم راسا تقبل کنیم و در نهایت طوری میشود که در این چرخه همه منتفع میشوند و کمترین سود مادی به هنرمند میرسد. این است که میگویم صرف بودجه فرهنگی نباید با این نگاه باشد که هنرمند بدبخت است و مثل گدا با او رفتار کنیم. شاید هنرمند وضع مادیاش خوب نباشد، ولی آرمان اجتماعی و فرهنگیاش را نمیفروشد. دولت میتواند بگوید این بخش از هزینه سالن را من میدهم، تبلیغات را هم تقبل کند و آن وقت معلوم میشود که من میتوانم خرج خودم و گروهم را دربیاورم یا نه.
سلیقه مردم تابع ورودیها و خروجیها است. در خانههای ما اگر از ابتدا یک جو فرهنگی حاکم باشد، بازده فرهنگی هم خواهیم داشت. این دیگر ربطی به مراجع رسمی و دولتی ندارد. اگر دیالوگهای رد و بدل شده فرهنگی باشد، اگر حتی هدیههایی که یک کودک در خانواده دریافت میکند فرهنگی باشد، مسلما جهتگیری فرهنگی هم خواهد داشت. نقش دولت این است که در سطح کلان ورودیها و خروجیهای فرهنگی را کنترل کند. من هم موافق این نیستم که درها را باز کنیم و در معرض ورود بیضابطه محصولات فرهنگی قرار بگیریم. من نمیگویم که موسیقی Jazz یا blues بیارزش است، اما وقتی به ایران میآید از فیلتر MTV گذشته است. این نوع موسیقی نمیتواند سطح هنری ما را بالا ببرد. من تقریبا تمام موزیسینهای سرشناس و صاحب سبک آمریکایی را میشناسم، اما جالب است وقتی که در اروپا در یکی از رستورانها نشسته بودم، MTV اروپا کلیپهایی را پخش میکرد که هیچکدام را نمیشناختم. یعنی حتی برای اروپاییها هم با سیاستگذاری خاصی موسیقی پخش میکنند و اگر قرار باشد مصرفکننده صرف باشیم، آنها هستند که سلیقه و خط مشی ما را در درازمدت تعیین خواهند کرد. این فقط در مورد موسیقی مصداق ندارد، بلکه در حوزه کتاب هم بهطور عجیبی به ترجمه روی آوردهایم. باید در کنار ترجمه، تالیف را هم جدی بگیریم وگرنه روزی میرسد که همه منابعمان ترجمه خواهد بود. این به معنای تایید سانسور نیست. این تاکید بر ضرورت سیاستگذاری و برنامهریزی است. فروشگاههای صوتی- تصویری در آمریکا یک بخش عظیمی را به انقلاب و تاریخ آمریکا اختصاص دادهاند.
@vocaltraining
Forwarded from Aliakbar Shekarchi
🌸🌸🌸
اگر چه در اندوه سیل زدگان به سر میبریم ، اما اکنون که اساتید برجسته ی ایران زمین
جناب استاد کیانی ،
جناب استاد بیانی ،
جناب استاد طلایی ،
جناب استاد شکارچی ،
جناب استاد صدیف و
جناب استاد آذر سینا ،
در راستای حفظ و اشاعه موسیقی اصیل ایرانی، در نشستی که به صورت ماهانه برگزار میگردد ، گرد هم می آیند، از شما دعوت میکنم، در این جلسه پربار ، که مزین است به اجرای موسیقی مقامی ایرانی، شرکت فرمایید.
( ورود برای عموم آزاد است ).
🌸🌸🌸
جمعه ۲۳ . ۱ . ۹۸
ساعت ۱۰ صبح
زعفرانیه ، فرهنگستان هنر.
🌸🌸🌸
اگر چه در اندوه سیل زدگان به سر میبریم ، اما اکنون که اساتید برجسته ی ایران زمین
جناب استاد کیانی ،
جناب استاد بیانی ،
جناب استاد طلایی ،
جناب استاد شکارچی ،
جناب استاد صدیف و
جناب استاد آذر سینا ،
در راستای حفظ و اشاعه موسیقی اصیل ایرانی، در نشستی که به صورت ماهانه برگزار میگردد ، گرد هم می آیند، از شما دعوت میکنم، در این جلسه پربار ، که مزین است به اجرای موسیقی مقامی ایرانی، شرکت فرمایید.
( ورود برای عموم آزاد است ).
🌸🌸🌸
جمعه ۲۳ . ۱ . ۹۸
ساعت ۱۰ صبح
زعفرانیه ، فرهنگستان هنر.
🌸🌸🌸
Ramzgoshaei, Mohseni-Talaei.pdf
444.3 KB
رمزگشایی آواز ایرانی، به دو روایت محسنی و طلایی
@vocaltraining
@vocaltraining
http://musicema.com/node/386928
رمزگشایی آواز ایرانی به دو روایت محسنی و طلایی | موسیقی ما
رمزگشایی آواز ایرانی به دو روایت محسنی و طلایی | موسیقی ما
Musicema.com
رمزگشایی آواز ایرانی به دو روایت محسنی و طلایی
[ محسن محسنی - خواننده و پژوهشگر موسیقی ]
انتشار «کتاب آواز» نوشته استاد گرامی داریوش طلایی مرا بر آن داشت تا با تأمل و فراغت بال، فارغ از هر تعصب یا نظر تنگی از هنری سخن به میان آورم که قرنهاست همچون آفتابی بیزوال از سرچشمهای زلال، بر افق سرزمین ایران…
انتشار «کتاب آواز» نوشته استاد گرامی داریوش طلایی مرا بر آن داشت تا با تأمل و فراغت بال، فارغ از هر تعصب یا نظر تنگی از هنری سخن به میان آورم که قرنهاست همچون آفتابی بیزوال از سرچشمهای زلال، بر افق سرزمین ایران…
پروفسور برونو نتل از بنیانگذاران علم اتنوموزیکولوژی و پیشرو در پژوهش موسیقی ایرانی به دیار باقی شتافت.
@vocaltraining
@vocaltraining
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد برومند، حسین ملک
@vocaltraining
@vocaltraining
دایره عشاق و شش مقام ملایم که از این دایره به دست می آید.
صفوت، داریوش. هشت گفتار درباره موسیقی، تهران، ارس، ۱۳۹۶ .
@vocaltraining
صفوت، داریوش. هشت گفتار درباره موسیقی، تهران، ارس، ۱۳۹۶ .
@vocaltraining