کنون به خویش نظر میکنم چو ماه در آب
تنم ز روشنیِ سردِ خویش میلرزد
جهنمی که درو سوختم، فروزان باد
که شعلهاش به نسیم بهشت میارزد
نادر نادرپور
@vir486
تنم ز روشنیِ سردِ خویش میلرزد
جهنمی که درو سوختم، فروزان باد
که شعلهاش به نسیم بهشت میارزد
نادر نادرپور
@vir486
❤8👏2🔥1💋1
❤9🕊3👍2🔥1👏1💋1
...اگر شاهنامه نمیبود این آب و خاک به جای خود میبود، امّا به صورت دیگری.
ایران در این هزار و صد ساله به کمکِ زبانِ فارسیِ دَری و شاهنامه مجموعیّتِ خود را حفظ کرده است.
مسئله این است که ایرانی هرگاه در طیّ این هزار سال احساس خطر داشته چنگ زده و کمک گرفته از روح شاهنامه، از تفكّر شاهنامه، برای اینکه بتواند خود را از مشکل برهاند. با این هجومی که شده بود به ایران بر اثر اتّحاد میان ترکهای غزنوی و سلجوقی و خلافت بغداد، شخصیّتِ ایران میرفت تا آستانهی انقراض، ولی به برکتِ شاهنامه همانگونه بر سرِ پا ماند.
مرزهای ناپیدا
دکتر اسلامی ندوشن
@vir486
ایران در این هزار و صد ساله به کمکِ زبانِ فارسیِ دَری و شاهنامه مجموعیّتِ خود را حفظ کرده است.
مسئله این است که ایرانی هرگاه در طیّ این هزار سال احساس خطر داشته چنگ زده و کمک گرفته از روح شاهنامه، از تفكّر شاهنامه، برای اینکه بتواند خود را از مشکل برهاند. با این هجومی که شده بود به ایران بر اثر اتّحاد میان ترکهای غزنوی و سلجوقی و خلافت بغداد، شخصیّتِ ایران میرفت تا آستانهی انقراض، ولی به برکتِ شاهنامه همانگونه بر سرِ پا ماند.
مرزهای ناپیدا
دکتر اسلامی ندوشن
@vir486
❤22🥰2👍1🔥1💋1
👍12👏4🔥1💋1
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد مارا
به عالمی نفرشیم مویی از سر دوست
حافظ
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم
که از وجودِ تو مویی به عالمی نفروشم
سعدی
@vir486
به عالمی نفرشیم مویی از سر دوست
حافظ
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم
که از وجودِ تو مویی به عالمی نفروشم
سعدی
@vir486
❤10💯3🔥2👍1💋1
ایران سرزمین شگفتآوری است؛ تاریخ او از نظر رنگارنگی و گوناگونی کمنظیر است. بزرگترین مردان و پَستترین مردان در این آب و خاک پرورده شدهاند، حوادثی که بر سر او آمده بدانگونه است که در خورِ کشورِ برگزیده و بزرگی است؛ فتحهای درخشان داشته است و شکستهای شرمآور، مصیبتهای بسیار و کامرواییهای بسیار...
گویی روزگار همهی بلاها و بازیهای خود را بر ایران آزموده است. او را بارها بر لبِ پرتگاه بُرده و باز از افتادن بازش داشته.
ایــران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست. دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده امّا از نفس نیفتاده؛ و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکانِ خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سرگرفته.
ایران را از یاد نبریم
دکتر اسلامی ندوشن
@vir486
گویی روزگار همهی بلاها و بازیهای خود را بر ایران آزموده است. او را بارها بر لبِ پرتگاه بُرده و باز از افتادن بازش داشته.
ایــران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست. دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده امّا از نفس نیفتاده؛ و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکانِ خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سرگرفته.
ایران را از یاد نبریم
دکتر اسلامی ندوشن
@vir486
❤5👍3😁2👎1🔥1💋1
❤8👍4🔥1💋1
❤10👍2🔥1💯1💋1
شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند.....
سقف آسمان ما پایین اومده یا ما دچار اختگی بینش شدهایم.
این نوع از فرافکنی که من به دیدار انسانیت میروم و راه یکیست آن هم راستی، چیزی جز خرافهسازی نیست و نخواهد بود. کوروش نه نذری میخواد، نه پیادهروی، نه دعا و ستایش.
وقتی شاهنامه میخوانیم با مرگ این همه پادشاه و پهلوان و جوان و شاهزاده حتی یکبار، دریغ از یکبار چنگ انداختن به خرافه و مقدس کردن مرده. آنجایی هم که روداوه میخواد غرق در سوگ رستم بشه، زال با زبان تند بهش میگه بیخرد.
ایران رو فرافکنیهای اینگونه نجات نمیدهد، ایران رو کتابهای زرینکوب، کسروی، دشتی، خانلری، هدایت، فروغی، نفیسی، یوسفی، مسکوب، بیضایی به ساحل امن خواهد رساند، تنها و تنها نباید دُم به تلهی اینها داد......
این نوع از فرافکنی که من به دیدار انسانیت میروم و راه یکیست آن هم راستی، چیزی جز خرافهسازی نیست و نخواهد بود. کوروش نه نذری میخواد، نه پیادهروی، نه دعا و ستایش.
وقتی شاهنامه میخوانیم با مرگ این همه پادشاه و پهلوان و جوان و شاهزاده حتی یکبار، دریغ از یکبار چنگ انداختن به خرافه و مقدس کردن مرده. آنجایی هم که روداوه میخواد غرق در سوگ رستم بشه، زال با زبان تند بهش میگه بیخرد.
ایران رو فرافکنیهای اینگونه نجات نمیدهد، ایران رو کتابهای زرینکوب، کسروی، دشتی، خانلری، هدایت، فروغی، نفیسی، یوسفی، مسکوب، بیضایی به ساحل امن خواهد رساند، تنها و تنها نباید دُم به تلهی اینها داد......
👍22❤5👎1🔥1👌1
جنگهای شاهنامه برای زدودنِ بدی از صفحهی گیتی است، ولی چون بدی زدوده نمیشود، نفْسِ کوشش در نبرد با آن جزوِ هدفِ زندگی قرار میگیرد.
کینخواهی یک فریضهی دینی است، زیرا عقیده بر آن است که تا فردِ گناهکار به کیفر نرسد روانِ قربانیِ بیگناه در جهانِ دیگر آرام نمیگیرد. شرفِ ملّی نیز اجازه نمیدهد که اهانتی که به یک قوم شده است، بیپاسخ گذارده شود. همه چیز گره میخورد به خونِ ایرج و سیاوش. هر دو اینان انسانهای نمونه هستند. کوشش دارند که «خشونت» به کار نیفتد و «داد» برقرار بماند، و از اینکه ناکام میشوند دلیل بر آن است که راهِ زندگی ناهموار است و همیشه نه آن است که جزای خوبی در برابرِ خوبی باشد، امّا این دلیل نمیشود که انسان دست از کوشش بردارد. در نهایت بد کننده به مجازات میرسد، و از نو یک دوْر گناه و کیفر آغاز میگردد، چنانکه گویی طبیعتِ زندگی این است، برای آنکه آدمی را در کشش و کوشش نگاه دارد. در جنگ، از جانبِ ایرانیان این مراقبت هست که مردمِ عادّی و بیگناه پامال نشوند، هر چند که طبعِ جنگ آن است که تر و خشک باهم بسوزند. رفتاری که منوچهر در انتهای جنگ با لشکریانِ سَلْم و تور میکند و آنها را میبخشاید و رفتار کاووس و کیخسرو با سربازانِ توران و پردگیان افراسیاب، متفاوت است با روشِ مرسوم در جنگهای قدیم. این طرز رفتار نشان میدهد که موازینِ انسانی چه در جنگ و چه در صلح، چه در مورد دوست و چه در مورد دشمن، باید مورد رعایت بماند.
ایران و جهان از نگاهِ شاهنامه
دکتر اسلامی ندوشن
@vir486
کینخواهی یک فریضهی دینی است، زیرا عقیده بر آن است که تا فردِ گناهکار به کیفر نرسد روانِ قربانیِ بیگناه در جهانِ دیگر آرام نمیگیرد. شرفِ ملّی نیز اجازه نمیدهد که اهانتی که به یک قوم شده است، بیپاسخ گذارده شود. همه چیز گره میخورد به خونِ ایرج و سیاوش. هر دو اینان انسانهای نمونه هستند. کوشش دارند که «خشونت» به کار نیفتد و «داد» برقرار بماند، و از اینکه ناکام میشوند دلیل بر آن است که راهِ زندگی ناهموار است و همیشه نه آن است که جزای خوبی در برابرِ خوبی باشد، امّا این دلیل نمیشود که انسان دست از کوشش بردارد. در نهایت بد کننده به مجازات میرسد، و از نو یک دوْر گناه و کیفر آغاز میگردد، چنانکه گویی طبیعتِ زندگی این است، برای آنکه آدمی را در کشش و کوشش نگاه دارد. در جنگ، از جانبِ ایرانیان این مراقبت هست که مردمِ عادّی و بیگناه پامال نشوند، هر چند که طبعِ جنگ آن است که تر و خشک باهم بسوزند. رفتاری که منوچهر در انتهای جنگ با لشکریانِ سَلْم و تور میکند و آنها را میبخشاید و رفتار کاووس و کیخسرو با سربازانِ توران و پردگیان افراسیاب، متفاوت است با روشِ مرسوم در جنگهای قدیم. این طرز رفتار نشان میدهد که موازینِ انسانی چه در جنگ و چه در صلح، چه در مورد دوست و چه در مورد دشمن، باید مورد رعایت بماند.
ایران و جهان از نگاهِ شاهنامه
دکتر اسلامی ندوشن
@vir486
👍9❤1🕊1💯1
👍5👏2💯1
(قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم هجری)
دورهیی که مورد مطالعهی ماست، با آنکه ابتدای ترقی ادب فارسیاست، یکی از مهمترین ادوار ادبی ما محسوب میگردد. در ابتدای این عهد رودکی استاد شاعران و در اواخر آن فردوسی و عنصری دو استاد مسلم شعر پارسی زندگی میکردهاند. کمتر دورهیی از ادوار ادبی فارسی است که اینهمه شاعر استاد و بزرگ، آن هم از یک ناحیهی محدود، در آن زندگی کرده باشند، و کمتر عهدیست که در آن فصاحت و جزالت کلام تا این حد مفطور و ملکهی گویندگان باشد.
علت اساسی این توسعه و رواج روزافزون شعر تشویق بیسابقه شاهان از شاعران و نویسندگان بود. همهی امیران و شاهان مشرق در آن دوران نسبت به گویندگان پارسیسرای و نویسندگان تازیگوی ایرانی ایرانی رعایت کمال احترام را میکردهاند.
سامانیان خصوصاً به نثر و نظم پارسی شائق بودند، شاعران پارسیگوی را تکریم مینمودند و برای ایجاد منظومههایی مثل شاهنامه یا ترجمه کتابهایی مانندکلیلهودمنه پسر دادویه و تاریخ طبری و تفسیر کبیر طبری فرمانهایی مستقیماً صادر میکردند، و برخی از وزیرانشان همچون ابوالفضل بلعمی مشوق شاعران در نظم داستانها و کتابهایی از قبیل کلیلهودمنه میشدند، یا وزیرانی چون ابوعلی بلعمی خود بتالیف کتاب بزبان پارسی همت میگماشتند.
تاریخ ادبیات ایران
ذبیحالله صفا
ج ۱
@vir486
دورهیی که مورد مطالعهی ماست، با آنکه ابتدای ترقی ادب فارسیاست، یکی از مهمترین ادوار ادبی ما محسوب میگردد. در ابتدای این عهد رودکی استاد شاعران و در اواخر آن فردوسی و عنصری دو استاد مسلم شعر پارسی زندگی میکردهاند. کمتر دورهیی از ادوار ادبی فارسی است که اینهمه شاعر استاد و بزرگ، آن هم از یک ناحیهی محدود، در آن زندگی کرده باشند، و کمتر عهدیست که در آن فصاحت و جزالت کلام تا این حد مفطور و ملکهی گویندگان باشد.
علت اساسی این توسعه و رواج روزافزون شعر تشویق بیسابقه شاهان از شاعران و نویسندگان بود. همهی امیران و شاهان مشرق در آن دوران نسبت به گویندگان پارسیسرای و نویسندگان تازیگوی ایرانی ایرانی رعایت کمال احترام را میکردهاند.
سامانیان خصوصاً به نثر و نظم پارسی شائق بودند، شاعران پارسیگوی را تکریم مینمودند و برای ایجاد منظومههایی مثل شاهنامه یا ترجمه کتابهایی مانندکلیلهودمنه پسر دادویه و تاریخ طبری و تفسیر کبیر طبری فرمانهایی مستقیماً صادر میکردند، و برخی از وزیرانشان همچون ابوالفضل بلعمی مشوق شاعران در نظم داستانها و کتابهایی از قبیل کلیلهودمنه میشدند، یا وزیرانی چون ابوعلی بلعمی خود بتالیف کتاب بزبان پارسی همت میگماشتند.
تاریخ ادبیات ایران
ذبیحالله صفا
ج ۱
@vir486
👏5❤4💯1
دیگر گفت: هر که با زیردستان شیوه مشت زنی بر دست گیرد در لگدکوب زبردستان بمیرد.
دلا گوش کن از من این نکته خوش
که مانده ست در گوشم از نکته دانان
که هرکس کشد تیغ نامهربانی
شود کشته تیغ نامهربانان
بهارستان
جامی
@vir486
دلا گوش کن از من این نکته خوش
که مانده ست در گوشم از نکته دانان
که هرکس کشد تیغ نامهربانی
شود کشته تیغ نامهربانان
بهارستان
جامی
@vir486
❤15👍2👎1💯1💋1
غم و خوشی، اعتراض و ناامیدی عجیبی در غزل زیر هست. مثل همون از شنبهشروع میکنمهای همیشگی. احساس میکنم حافظ هم میگفت دیگه کاری به کار سیاست، دولت، حاکمیت ندارم و میچسبم به می و معشوق و کتاب، بعد یکهو دوباره همه چیز از جلویچشمانش رد میشد و خوشیو تصمیمشرو آشفته میکرد، سمومِ بر طرفِ بوستان، تندبادِ حوادث، مزاجِ تبهشدهی دهر، یا همون سقف کوتاه انسانهای روزگار، یا نزدیکتر سلیقهی بیسلیقگی مردم دوران، یا باز پایینتر سوار آنکه لاف آرد و گفتوگوی، و باز هم نزدیکتر شود بندهی بیهنر شهریار.
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پِیام افتند هر دم انجمنی
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهدِ همچو تویی، یا به فسق همچو منی
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سَمنی
ببین در آینهٔ جام، نقشبندیِ غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زَمنی
از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟
حافظ
@vir486
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پِیام افتند هر دم انجمنی
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهدِ همچو تویی، یا به فسق همچو منی
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سَمنی
ببین در آینهٔ جام، نقشبندیِ غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زَمنی
از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟
حافظ
@vir486
❤12🔥2👍1👏1💯1💋1
👍10❤2👏1💋1
مفتیّ و فقیه و عابد و زاهد
گشتند همه دنان به گردِ دَن
(ناصرخسرو)
مفتی: اسم فاعل از مصدر افتاء به معنی فتوی دهنده و حاکم شرع. دانشمندان اسلام برای مفتی یعنی کسی که فتوای شرعی صادر میکند شرایطی را ذکر کردهاند از جمله آنکه باید مکلّف و مسلمان و مورد وثوق و اعتماد باشد و از فسق و چیزهایی که مروّت را ساقط میکند برکنار باشد زیرا اگر این صفات در او جمع نباشد اعتمادی به گفته او نیست هر چند که از اهل اجتهاد باشد.
حافظ میگوید:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
سیقصیده ناصرخسرو
به کوشش مهدی محقق
ص ۱۷۲
@vir486
گشتند همه دنان به گردِ دَن
(ناصرخسرو)
مفتی: اسم فاعل از مصدر افتاء به معنی فتوی دهنده و حاکم شرع. دانشمندان اسلام برای مفتی یعنی کسی که فتوای شرعی صادر میکند شرایطی را ذکر کردهاند از جمله آنکه باید مکلّف و مسلمان و مورد وثوق و اعتماد باشد و از فسق و چیزهایی که مروّت را ساقط میکند برکنار باشد زیرا اگر این صفات در او جمع نباشد اعتمادی به گفته او نیست هر چند که از اهل اجتهاد باشد.
حافظ میگوید:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
سیقصیده ناصرخسرو
به کوشش مهدی محقق
ص ۱۷۲
@vir486
👍4❤3👏2🔥1👌1
من نمازم را وقتی میخوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پی تکبیرةالاحرام علف میخوانم....
یکی از راههای آشناییزدایی در شعر سپهری رفتار نامعمول با زبان یا عدول از هنجار عادی کلام است. کلمات با بیرون آمدن از قالب معمول و ترکیب شدن با کلماتی دیگر که خارج از عرف است به نوعی رستاخیز میرسد بسامد این رفتار نامعمول در شعر وی بسیار زیاد است.
نیلوفر خاموش
(نظری به شعر سهراب سپهری )
دکتر صالح حسینی
ص ۹۳
@vir486
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پی تکبیرةالاحرام علف میخوانم....
یکی از راههای آشناییزدایی در شعر سپهری رفتار نامعمول با زبان یا عدول از هنجار عادی کلام است. کلمات با بیرون آمدن از قالب معمول و ترکیب شدن با کلماتی دیگر که خارج از عرف است به نوعی رستاخیز میرسد بسامد این رفتار نامعمول در شعر وی بسیار زیاد است.
نیلوفر خاموش
(نظری به شعر سهراب سپهری )
دکتر صالح حسینی
ص ۹۳
@vir486
❤9👍4😁2💯2💋1