Vialactea_cosmology
247 subscribers
137 photos
5 videos
8 files
17 links
پیج اینستاگرام ما جهت پرسش و پاسخ
Instagram.com/vialactea_cosmology
Download Telegram
طرحی از شن های مریخ شبیه به کد مورس
کانال کیهانشناسی
@vialactea
کهکشانهای
Ngc 4038 & Ngc 4039
نمونه ای از یک برخورد کهکشانی.
(به ابرهای اطراف کهکشان که نتیجه ی قطعی برخورداست دقت کنید.)

کانال کیهانشناسی
@vialactea
برف کهکشانی(!) برای نخستین بار اطراف یک ستاره دور از منظومه شمسی شناسایی شده که دانش بهتری در مورد شرایط جوی و حتی نشانه‌های حیات فرازمینی ارائه می‌کند.!

به گزارش ایسنا به نقل از اسپیس، حرارت ستارگان جوان معمولا از منجمد شدن مولکول‌های آب تا شعاع 450 میلیون کیلومتری آن‌ها جلوگیری می‌کند، اما ورای این نقطه، آب متراکم شده و لایه‌هایی از یخ را بر روی ذرات تشکیل می‌دهد. به این ناحیه "مرز برفی" گفته می‌شود.

از آنجایی که مرز برفی معمولا در فاصله نزدیکی از ستاره قرار دارد،‌ ستاره‌شناسان تاکنون نتوانسته بودند آن را بطور مستقیم مشاهده کنند. انفجار خشونت‌آمیزی از درخشندگی و حرارت در ستاره اوریونیز V883 باعث افزایش شدید گرمای دیسک آن شد و مرز برفی آب را به فاصله دورتری از حد معمول فرستاد که باعث شد دانشمندان شانس مشاهده مستقیم آن را پیدا کنند.

محققان آرایه میلی‌متری/زیرمیلیمتری آتاکاما (آلما) در سحرای شیلی توانستند این تصویر را از تلسکوپ رادیویی ثبت کنند که یک ستاره درخشان را با دیسکی نارنجی رنگ و یک دامنه تاریکتر که همان حلقه برف است، نشان می‌دهد.
ستاره اوریونیز V883 در حدود 1350 سال نوری از زمین فاصله داشته و 30 درصد از خورشید بزرگتر است.

به گفته محققان، توزیع یخ آب در اطراف ستاره برای شکل‌گیری سیارات از اهمیت زیادی برخوردار است. این امر در منظومه شمسی باعث شکل‌گیری حیات در زمین شده است.

ستاره‌شناسان از کشف این مرز برفی بسیار هیجان‌زده هستند زیرا ممکن است به درک بهتری از چگونگی شکل‌گیری سیارات در اطراف ستارگان جهان کمک کند. بخش صخره‌ای دیسک ستاره‌ای به شکل‌گیری سیاراتی مانند مریخ و زمین کمک کرده و جهان‌های گازی مانند مشتری و زحل در دامنه‌های برفی آن شکل گرفته‌اند.

این یافته‌ها در مجله نیچر منتشر شده‌ است.
کانال کیهانشناسی
@vialactea
برف کهکشانی در اطراف ستاره ی اوریونیز
کانال کیهانشناسی
@vialactea
آیا ماه در جای خود است زمانیکه کسی به آن نگاه نکند؟!!

کانال کیهانشناسی
@vialactea
قسمت اول:
در پستهای قبلی سوالی را مطرح کردیم تحت عنوان:"آیا ماه سرجای خود است وقتی کسی به آن نمینگرد؟"قصد داریم در این خصوص بیشتر بحث کنیم. یقیناً غالب فیزیکدوستان با آزمایش یانگ آشنا هستند.آزمایشی که شاهدی بر موجی بودن نور است.اینکه تک فوتون نیز میتوانست طرح تداخلی ایجاد کند یکی از سوالاتی است که هنوز هم پاسخ قطعی برای آن نداریم.باید بگونه ای مشخص میکردیم تک فوتون از کدام شکاف گذشته اما این کار باعث ازبین رفتن تداخل میشد.دانشمندان تصمیم گرفتند که ردیاب فوتون را در جهتی از صفحه قرار دهند که با منبع نور فاصله‌ی بیشتری داشته باشد، تا به این ترتیب فوتون، فقط بعد از عبور از میان شکاف دیده شود. اما تغییری در نتیجه حاصل نشد. باز هم ظاهراً فوتون پیش از رسیدن به صفحه، «می‌دانست» در سمت دیگر آن یک ردیاب وجود دارد و به همین دلیل پیش از عبور از شکاف‌ها، به ذره تبدیل می‌شد.

سرانجام، دانشمندی به نام جان ویلر (John Wheeler) آزمایشی پیشنهاد کرد که طی آن، صفحه می‌توانست درست در آخرین لحظه‌ی پیش از برخورد فوتون، با یک دستگاه ردیاب نوری جایگزین شود، به این ترتیب می‌شد فهمید فوتون از کدام شکاف عبور کرده است. تصمیم درباره‌ی کنار کشیدن یا نکشیدن صفحه، باید بعد از عبور فوتون از میان شکاف گرفته می‌شد. در زمانی که ویلر این آزمایش را مطرح کرد، انجام آن از لحاظ فنی غیرممکن بود. اما چند سال بعد، امکان انجام آزمایش به وجود آمد.
نتیجه‌ی آزمایش چنین بود: هنگامی که صفحه در جای خود قرار داشت، فوتون طبق الگوی تداخل رفتار می‌کرد، حال آن که اگر صفحه در لحظه‌ی آخر، برداشته می‌شد تا اطلاعات مربوط به این که از کدام شکاف عبور کرده، به دست آید، فوتون طبق الگوی تداخل رفتار نمی‌کرد.
گویا فوتون می‌دانست هنگام رسیدن به شکاف چگونه عمل .کند، هر چند که تصمیم درباره‌ی برداشتن یا برنداشتن صفحه در لحظه‌ی آخر گرفته می‌شد. ظاهراً یا فوتون می‌توانست آینده را پیش‌بینی کند یا این‌که تصمیم درباره‌ی قرارگیری صفحه، می‌توانست گذشته را تغییر دهد. دانشمندان این طور نتیجه گرفتند که در نظریه‌ی کوانتوم، جایی برای علیت وجود ندارد. گویا اتفاقاتی که در زمان حال می‌افتند، می‌توانند گذشته را تغییر دهند، و این اوج غرابت کوانتوم بود. اگر خواندن این مطالب، شما را آشفته کرده، نگران نباشید. افراد زیادی از این مسئله آشفته شده‌اند، از جمله آلبرت اینشتین...!(ادامه دارد)
کانال کیهانشناسی
@vialactea
قسمت دوم:
...امشب بیرون بروید و ستارگان را تماشا کنید. اگر زمستان باشد (در نیکره‌ی شمالی)، حتماً خواهید توانست صورت فلکی شکارچی (یا جبار) را ببینید. تشخیص این صورت فلکی آسان است، زیرا سه ستاره در یک خط، کمربند شکارچی را تشکیل می‌دهند. به ستاره‌ی وسطی نگاه کنید. او یک ستاره‌ی ابرغولِ سفید-آبی به نام اپسیلون جبار (Alnilam) است که ۱۳۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد. وقتی به این ستاره نگاه می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ بر اساس بسیاری از کتاب‌ها، هزار و سیصد سال پیش- اوایل قرون وسطی در اروپا- الکترونی برانگیخته در یکی از اتم‌های هیدروژن موجود در لایه‌های بیرونی این ستاره، یک ذره‌ی انرژی آزاد کرده است: یک فوتون. فوتون آزاد شده از اپسیلون جبار، با سرعت نور، ۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتون‌ها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمی‌گیرند، اما سیارات، ستارگان و سایر اجرام آسمانی که در مسیر فوتون یاد شده قرار دارند، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و در خلاء فضا، مسیری خاص به آن می‌دهند. با نزدیک شدن به زمین، فوتون، بدون برخورد با مولکول‌های اتمسفر، از آن‌ها می‌گذرد. درست وقتی به آسمان نگاه کردید، این فوتون توسط شما دریافت می‌شود. این فوتون (همراه بسیاری فوتون‌های دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک می‌کند، پیغامی به مغز شما فرستاده می‌شود و شما در مغزتان نور ستاره را می‌بینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم، در حقیقت این همان چیزی نیست که اتفاق می‌افتد.به هیچ وجه...
.
. (ادامه دارد...)

کانال کیهانشناسی
@vialactea
قسمت سوم:
هیچ کس دقیقاً نمی‌داند در سطح کوانتوم چه اتفاقی می‌افتد، با این حال، چند تفسیر از نظریه‌ی کوانتوم وجود دارد که می‌توانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروف‌ترین آن‌ها تفسیر کُپنهاگ(Copenhagen Interpretation) نامیده می‌شود، زیرا قسمت عمده‌ی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سال‌هاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده می‌کنند. تفسیر کپنهاگی نظریه‌ی کوانتوم، مشاهده شدن اپسیلون جبار توسط شما را این گونه توضیح می‌دهد:

آنچه که حدود ۱۳۰۰ سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُره‌ای که با سرعت نور بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهده‌ی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کره‌ی در حال انبساط، ظاهر شود.

موج/کره، ۱۳۰۰ سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر ۲۶۰۰ سال نوری پیدا کرد، یعنی ۱۵۲۵۰۸۰۹ بیلیون مایل. جبهه‌ی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی اپسیلون جبار متمرکز کردید و جبهه‌ی موج با سلول‌های شبکیه‌ی چشم شما درگیر شد. سپس، جایی میان شبکیه‌ی چشم شما که با موج درگیر شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد. صورت فلکی شکارچی. ستاره‌ای که در میان قرار دارد اپسیلون است. بلافاصله، موج احتمال به قطر ۲۶۰۰ سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیه‌ی چشم شما، ظهور کرد.

اگر شما در لحظه‌ی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیه‌ی دیگر، در سوی دیگر اپسیلون جبار، توسط ناظر دیگری، از هم می‌پاشید. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد. وقتی شما این فوتون را دیدید، سرنوشتی منحصر به فرد برایش رقم خورد. مسیری ایجاد شد تا او از آن اتم هیدروژن در اپسیلون جبار، به چشم شما برسد. شاید این طور به نظر بیاید که نابودی چیزی با وسعت ۲۶۰۰ سال نوری غیرممکن است، زیرا لازمه‌ی آن، پیشی گرفتن از سرعت نور می‌باشد. اما این مورد، تنها یکی از موارد متعددی است که در آن، نظریه‌ی کوانتوم، حداکثر سرعت کیهانی را به چالش می‌طلبد. این مسئله نیز، اینشتین را عمیقاً آشفته کرد...!
(ادامه دارد)
کانال کیهانشناسی
@vialactea
قسمت آخر:
اول از همه، غیر قابل پیش‌بینی بودن آن مطرح بود. اگر قرار باشد یک تفنگ را تنظیم کنید و آن را به هدف بزنید، با معلوم بودن سرعت و جهت گلوله، تعیین مسیر آن بعد از خروج از لوله‌ی تفنگ، بسیار ساده است.
اما فوتون این طور نیست. همان‌طور که مثالِ ما درباره‌ی موج نورِ رهسپار شده از یک ستاره‌ی دوردست، نشان داد، فوتون به صورت موج احتمال حرکت می‌کند. فوتون ممکن است هرجایی در مسیر حرکت موج، ظاهر شود. هر چند، احتمال ظهور آن، در بعضی مکان‌ها بیشتر است. این باعث شد اینشتین به طعنه بگوید که باورش نمی‌شود «خدا با هستی تخته نرد بازی کند»

اینشتین کمک کرد نظریه‌ی کوانتوم به دنیا بیاید، ولی بسیار از آن آشفته گشت. دومین نکته‌ای که اینشتین را آزار می‌داد، این ایده بود که با توجه به کپنهاگ، یک جسم پیش آن‌که مورد مشاهده قرار گیرد، تنها به شکل موج احتمال وجود دارد. شاید وقتی حرف از یک فوتون باشد، این مسئله چندان مهم به نظر نرسد، چون بسیار بسیار کوچک است. اما این تنها فوتون‌ها نیستند که از قوانین فیزیک فیزیک کوانتوم پیروی می‌کنند، بلکه الکترون‌ها، پروتون‌ها، اتم‌ها و مولکول‌ها نیز مشمول این قوانین هستند. همه‌ی آن‌ها پیش از مشاهده شدن، تنها موج‌اند و آزمایش دو شکاف، با موادی به بزرگی مولکول‌های فولرن (Fullerene) که ۶۰ اتم کربن دارند، انجام شده است.
در نهایت اگر فکر کنیم، می‌بینیم تمام جهان ما، از اتم‌ها و مولکول‌ها تشکیل شده و خود ما نیز.

آیا این بدان معناست که ما تنها، امواج بزرگ احتمال هستیم؟ این تصور که هر چیزی در جهان ما، در صورت مشاهده نشدن، ماهیتی مستقل ندارد، اینشتین را واداشت به شوخی بگوید: «ترجیح می‌دهم فکر کنم ماه، حتی وقتی نگاهش نمی‌کنم، باز وجود دارد»
باید به اینشتین حق داد چون او نمیتوانست با این تفاسیر که در سیستم های کوانتومی واقعیتی از قبل وجود ندارد کنار بیاید...ما با دید و منطق کلاسیکی خود از درک کوانتوم عاجز خواهیم شد. برای درک و قبول کوانتوم باید از اساس تفکر کلاسیکی خود را تغییر دهیم.
پایان.
منبع:وبسایت شگفتی ها
کانال کیهانشناسی
@vialactea
تاریخچه کشف میکرو موج کیهانی زمینه:(قسمت پایانی)
ایده کلیدی مقاله " آلفا-بتا-گاما "این بود که جهان اولیه چگال، باید بسیار داغ بوده باشد. در این جهان چگال و داغ مسیر آزاد متوسط فوتون ها برای حفظ تعادل ترمودینامیکی بسیار کوتاه بوده است. اگرچه جهان در حال انبساط نمی تواند دقیقاً در حال تعادل باشد، اما فرض تعادل ترمودینامیکی بسیار خوب است.تحت این شرایط میدان تابش جسم سیاه دارد. در سال 1948 آلفر و هرمان توصیف خود را از اینکه چگونه همان طور که جهان منبسط میشود تابش جسم سیاه سرد می گردد منتشر کردند و پیش بینی کردند که جهان باید هم اکنون با تابش جسم سیاه با دمای 5کلوین پر شده باشد.محاسبات نشان داد همانطور که جهان منبسط میشود حاصل ضرب سازه مقیاس و دمای جسم سیاه ثابت باقی می ماند. زمانیکه جهان نصف بزرگی فعلی را داشته ، دو برابر داغ تر بوده است.شانزده سال پس از اینکه آلفر و هرمان پیشنهاد کردند که جهان تا 5 کلوین سرد شده و با تابش جسم سیاه پر شده است، رابرت دیک از دانشگاه پرینستون و دانشجوی دکتری او پی. جی. ای پیبلز بطور ناخواسته قدم به قدم آنها را دنبال کردند. در سال 1946 پیبلز محاسبه کرد که تابش جسم سیاه که از انفجار بزرگ خارج شده، باید دمایی حدود 10 کلوین داشته باشد. با این حال برخلاف آلفر و هرمان، دیک علاقه مند به جستجوی تابش پس مانده شد. او متوجه شد که این تابش کیهانی زمینه توسط دو منجم رادیویی که چند مایل دورتر در حال کار در آزمایشگاه های بل در نیوجرسی بودند ، دیده شده است. آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون در حال کار با گیرنده های بازتابنده با بوق های بزرگ بودند که برای برقراری ارتباط با ماهواره تل استار جدید استفاده میشد. با وجود یک سال تلاش، این دو مرد قادر به خلاص شدن از شر صدای خش خش مداوم در علامت نبودند. این صدای خش خش ، بطور پیوسته از تمام جهات در آسمان می آمد و حتی پس از آنکه پنزیاس و ویلسون گیرنده خود را با هلیم مایع خنک کردند و تمام درز ها و پرچ ها را ضبط کردند و دو کبوتری را که در شاخک لانه گذاری کرده بودند پراندند، باقی ماند. آنها می دانستند که یک جسم سیاه با دمای 3 کلوین ، تداخل آنها را تولید میکند اما تا زمانیکه پنزیاس از محاسبه زمینه ی 10 کلوین پیبلز آگاه شد از هرگونه چشمه احتمالی غافل بودند. پنزیاس، دیک را فراخواند و در سال 1965 در نهایت تکه های معما در کنار یکدیگر قرار گرفتند. پنزیاس و ویلسون تابش جسم سیاهی که جهان را پر کرده بود آشکار سازی کردند با یک طول موج قله λ_max=1.06mm در ناحیه میکرو موج طیف الکترومغناطیسی. این پس تاب انفجار بزرگ امروزه به عنوان میکروموج کیهانی زمینه شناخته میشود و اغلب بصورتCMB خلاصه میگردد.
کشف CMB برای کیهان شناسی حالت پایا، ناقوس مرگ بود. میکروموج کیهانی زمینه کل جهان را اشباع میکند. از هر جسمی سرچشمه نمیگیرد بلکه از انفجار بزرگ ، زمانیکه کل جهان در یک نقطه منفرد از فضا-زمان واقع بوده است سرچشمه گرفته است. به همین دلیل تمام ناظران در حال سکون نسبت به شاره هابل برای CMB ، طیف یکسانی می بینند. همانطور که اندازه گیری بیشتر در طول موج های دیگر تایید کردند شکل طیف CMB طیف یک جسم سیاه بوده است، تعدادی از منجمین از نظریه انفجار بزرگ حمایت می کردند در حالیکه بقیه طرفدار یک جهان حالت پایای تحلیل رفته بودند.
کانال کیهانشناسی
@vialactea
لاپلاس:عقل میتواندبه مکان کل اشیایی که دنیارا تشکیل داده اندپی ببرد.برای عقل، هیچ چیز نامعین نیست.گذشته و آینده در چشم وی حال خواهد بود"!

آیالاپلاس درست میگفت

ادامه در کانال کیهانشناسی
@vialactea
لاپلاس در سال 1812 نوشت:عقل میتواند به مکان تمام اشیایی که دنیا را تشکیل داده اند پی ببرد.او گفت حالت کنونی دنیا طی زنجیره بی چون و چرایی از علت و معلول به حالت آینده خود سوق داده خواهد شد.وی نوشت:"برای چنین عقلی، هیچ چیز نامعین نیست.گذشته و آینده در چشم وی حال خواهد بود"! در پس این گفتار لاپلاس،علیت قد برافراشته است.یعنی اینکه عالم مو به مو پیرو قوانین است و هرچه رخ میدهد در پی آن دلیلی وجود دارد.استدلال لاپلاس بر اساس جبریت محض بود و اینکه دنیا کاملاً دانستی است. پیدایش کوانتوم مکانیک این جبریت را به زیر سوال کشید.لاپلاس اعتقاد داشت هیچ چیز مانع "عقل متعالی" وی از آگاهی بر مکان و تکانه ذرات عالم نمیشود.اگر این را بعنوان حالت اولیه عالم بپذیریم،با بکار گیری قوانین فیزیک،عقل لاپلاسی میتوانست هم تمام گذشته وهم تمام آینده را تعیین کند.اما نظریه کوانتوم خواستار بازنگری در این چارچوب و طرح نو درانداختن. در پندار های علیت و جبریت بود.این امر از آنجا شکل گرفت که اصل عدم قطعیت دانش مارا از دنیا محدود میکند.یعنی حتی اگرتمام قوانین جبری را در اختیار داشتیم،بازهم تعیین شرایط اولیه نامعین بود.پس تمام پیشگویی و پسگویی ها محدود میشد.عقل لاپلاسی بیهوده در صدد کسب دانش کامل از وضعیت کنونی است.لذا از شناخت گذشته و آینده هم محروم خواهد بود.
#کوانتوم #لاپلاس #عدم_قطعیت
کانال کیهانشناسی
@vialactea
آیا تا بحال چنین ترسیم های کیهانی را دیده اید؟این نقشه ها چگونه ترسیم شده اند و بیانگر چه هستند؟
پست بعدی،تحلیل نقشه های کیهانی
باما همراه باشید...
کانال کیهانشناسی
@vialactea
یک ترسیم دوبعدی کیهانی،نشان دهنده ی میلیونها کهکشان انبوه شده.
نکته: این یک عکس نیست!!!
توضیح بیشتر درکانال کیهانشناسی:
@vialactea
نقشه های کیهانی(قسمت اول):

در خلال دهه 1950، بررسی آسمان رصد خانه پالومار، بخش شمالی افلاک را برروی صفحات عکاسی شیشه ای ثبت کرد. روش کار به این صورت بود که مجموعه ای از صفحات عکاسی شیشه ای برای هر منطقه از آسمان ساخته شده بود که به نور قرمز و آبی حساس تر بود.در نتیجه اجسام سماوی عکسبرداری شده به همراه اطلاعات دمایی آنها روی صفحات ثبت میشد. به تصویر بالا دقت کنید. این تصویر آخرین نتایج بررسی آسمان های جنوبی را نشان می دهد که با تلسکوپ اشمیت بریتانیا گرفته شده است. این نقشه چندین میلیون کهکشان را با قدر های ظاهری متفاوت که در 4300 درجه مربعی از آسمان دیده می شوند نمایش میدهد .این یک عکس نیست! بلکه هر نقطه شدتی دارد که نشان دهنده ی صفر(سیاه) و 20 (سفید) کهکشان می باشد. بدیهی است که کهکشان ها بطور تصادفی در آسمان توزیع نشده اند . نواحی روشن کوچک ،خوشه ها هستند و رشته های طولانیتر ، ابر خوشه ها می باشند. چشم و مغز ما برای یافتن این الگوها استعداد دارد! ما به راحتی میتوانیم نقاط سیاه و سفید و حتی حفره های خالی را ببینیم. اما یک مشکل بزرگتر در این تصویر وجود دارد! این یک تصویر دو بعدی از آسمان می باشد!! تمام کهکشان ها بر روی صفحه ای از آسمان تصویر شده اند. بنابراین نمی توانیم گروه های واقعی را از انطباق های خط دید تشخیص دهیم.در این تصویرکهکشان ها و خوشه ها روی هم انبوه شده اند و فواصل به هیچ وجه مشخص نیست... برای حل این مشکل چه تعبیری باید اندیشیده میشد؟؟؟؟
(ادامه دارد...)

#کیهانشناسی #کهکشان #خوشه_های_کیهانی #تهی_جا #نقشه_های_کیهانی

با کانال کیهانشناسی همراه باشید:
@vialactea
در پست های قبل در مورد الگوی جهان گرد و غباری بدون فشار مختصری بحث کردیم. میدانیم که سه پارامتر بیان کننده ی آغاز و پایان جهان هستند.کا، اِمگا و کیو.....در شکل زیر مقادیر مختلف بدست آمده برای هر کدام از این سه مقدار را میبینید.وقتی معادلات پیچیده ی این مقادیر را حل میکنیم و با داده های ماهواری دبلیومپ مقایسه میکنیم در می یابیم که جهان ما جهانی با مقدار کای صفر و مقدار امگای حدوداً یک است...تا اینجا میتوان خوش بین بود که جهان ما ویژگی های یک جهان تخت را دارد...اما گزینه ی سوم تمام این حدس ها را بهم میریزد...اگر جهان تخت است باید هر سه مقدار بالا با مشاهدات صدق کند.اما مقدار کیو در جهان منفی شش دهم است!!! این بسیار عجیب است.کیو پارامتر شتاب است.یعنی جهان ما جهان تختی است که انبساط تند شونده دارد؟؟؟جهان تخت محکوم به داشتن انبساطی است که تا کند شدن و متوقف شدن ادامه یابد. کیهانشناسان بر این باورند که ممکن است جهان تخت باشد و هنوز یک انبساط شتاب دار داشته باشد.اما چنین ترکیبی در الگوی جهان گرد و غباری بدون فشار ممکن نیست.!
#انبساط_جهان #کیهانشناسی#پارامتر_شتاب

باکانال کیهانشناسی همراه باشید:
@vialactea
جهان ما:جهان تختی که شتاب انبساط مثبت دارد!تناقض کجاست؟

کانال کیهانشناسی
@vialactea
درباره ی مخروط فضا-زمان چه میدانید؟
تحلیل در پست آینده...
با کانال کیهانشناسی همراه باشید:
@vialactea
"جهان خط" های: یک فرد ایستاده/یک فرد درحال دویدن/ و یک ماهواره درحال گردش بدور زمین
ادامه در:
کانال کیهانشناسی
@vialactea
بررسی مخروط فضا زمان(قسمت اول)
قبل از پرداختن به مفهوم مخروط فضا زمان باید با اصطلاح "جهان خط" آشنا شویم. تصور کنید یک جسم در فضا زمان در حال حرکت است. مسیری را که این جسم در حین حرکت در فضا- زمان دنبال می کند "جهان خط" نامیده میشود.ما میخواهیم جهان خط یک جسم در حال سقوط در انحنای فضا زمان را بیابیم. در شکل بالا سه جهان خط را میبینید. اولی جهان خط یک فرد در حال سکون است. میبینید که در صفحه مکانی هیچ تغییری نداریم.تنها زمان است که طی میشود پس یک خط صاف خواهیم داشت که تنها در راستای محور زمان متغیر است. دقت داشته باشید که فضا دارای سه مولفه است اما در شکل نمادین بالا تنها قادر به ترسیم دو مولفه از آن بوده ایم. اما این هیچ خللی در توضیح و فهم مطلب وارد نمیکند. جهان خط دوم یک فرد در حال دویدن را نشان می دهد.می بینید که با گذر زمان ،جهان خط فرد در راستای مکان هم جابجا شده است. اما جهان خط سوم مربوط به یک ماهواره در حال چرخش به دور زمین است. نباید جهان خط را با ترسیم خود ماهواره و زمین اشتباه گرفت. این شکل ، تصویر چرخش ماهواره نیست چون ماهواره همواره در یک مسیر دایره ای و (نه فنری) به دور زمین می گردد. جهان خط تنها تغییرات در مکان و زمان یک جسم را نشان میدهد.اما برای درک مخروط های فضا زمان باید به سراغ جهان خط فوتون ها برویم...جهان خط فوتون ها در فضا زمان تخت را چگونه توصیف میکنیم؟؟؟؟
(ادامه دارد)
#جهان_خط #مخروط_فضا_زمان #کیهانشناسی #نسبیت_عام

کانال کیهانشناسی
@vialactea
تقدیر ما،نهفته در مخروط های نوری!!
توضیح در
کانال کیهانشناسی
@vialactea