🔴توانایی های الگوی حالت پایدار:
@vialactea
✅ازلی بودن جهان در این الگو مسئله ی سن را از بین میبرد.
✅یکسانی حالت پایدار تضمین میکند که قوانین فیزیکی در همه ی زمانها یکسان باشند.یکسانی شرایط جهان در گذشته و حال،به فیزیکدانان اجازه میدهد که از قوانین فیزیکی یکسانی برای بررسی گذشته و حال و آینده استفاده کنند.
✅الگو با انبساط هابلی توافق دارد و آفرینش ماده جبران کننده ی تهی شوندگی فضا در اثر انبساط جهان است.
✅اشکالات مربوط به آغاز جهان،مهبانگ، و پیش از مهبانگ از بین میروند،نیازی به پذیرفتن شرایط آغازین جهان و مشخص کردن آن شرایط نیست.
✅گستره ی محدودتر امکانات این الگو نسبت به الگوی مهبانگ محاسبه در آنرا ساده تر میکند و این امر کیهانشناسان را خوش تر می آید!
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
✅ازلی بودن جهان در این الگو مسئله ی سن را از بین میبرد.
✅یکسانی حالت پایدار تضمین میکند که قوانین فیزیکی در همه ی زمانها یکسان باشند.یکسانی شرایط جهان در گذشته و حال،به فیزیکدانان اجازه میدهد که از قوانین فیزیکی یکسانی برای بررسی گذشته و حال و آینده استفاده کنند.
✅الگو با انبساط هابلی توافق دارد و آفرینش ماده جبران کننده ی تهی شوندگی فضا در اثر انبساط جهان است.
✅اشکالات مربوط به آغاز جهان،مهبانگ، و پیش از مهبانگ از بین میروند،نیازی به پذیرفتن شرایط آغازین جهان و مشخص کردن آن شرایط نیست.
✅گستره ی محدودتر امکانات این الگو نسبت به الگوی مهبانگ محاسبه در آنرا ساده تر میکند و این امر کیهانشناسان را خوش تر می آید!
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
🔴ناتوانی های الگوی حالت پایدار:
@vialactea
الگوی حالت پایدار با اشکالات جدی روبرو شد تا جایی که امروزه کمتر کسی از آن دفاع میکند! ازجمله:
❌آفرینش ماده از هیچ،چگونه تبیین میشود؟این مسله با قانون پایستگی جرم-انرژی تناقض دارد
❌این الگو تبیین روشنی از نیروی دافعه ای که کهکشانها را ازهم دور میکند و موجب انبساط جهان میشود، ندارد.
❌کشف اختروش ها نشان میدهد جهان در گذشته ی دور با جهان کنونی بسیارمتفاوت بوده است.این امر ناقض الگوی حالت پایدار و یکسانی جهان در همه ی زمانهاست.
❌ این الگو قادر به تبیین تابش پس زمینه ی کیهانی نیست و با آن بعنوان یک واقعیت برخورد میکند بی آنکه بتواند آنرا توجیه کند.!در حالیکه در الگوی مهبانگ خاستگاه این تابش با خاستگاه جهان پیوند می یابد.
☑️ البته مدافعان این الگو در برابر این اشکال میگویند که شاید تعداد زیادی چشمه های اشکارشده ی تابش وجود داشته باشند که گسیل ذاتی بس اندک آنها حدود یک میلیونیوم گسیل ذاتی چشمه های مشاهده شده باشد.در اینصورت ده بتوان 14 چشمه ی ضعیف مورد نیاز است که چند هزار برابر تعداد کهکشانهای مشاهده پذیر است.و طبیعی است که چنین تعدادی، اخترشناسان را خوش نمی آید.امروزه تقریباً همه ی کیهانشناسان بر این باورند که الگوی حالت پایدار نفی شده است.بنظر آنان این الگو نه در نظریه استنتاج پذیر، و نه با تجربه تطبیق دارد.
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
الگوی حالت پایدار با اشکالات جدی روبرو شد تا جایی که امروزه کمتر کسی از آن دفاع میکند! ازجمله:
❌آفرینش ماده از هیچ،چگونه تبیین میشود؟این مسله با قانون پایستگی جرم-انرژی تناقض دارد
❌این الگو تبیین روشنی از نیروی دافعه ای که کهکشانها را ازهم دور میکند و موجب انبساط جهان میشود، ندارد.
❌کشف اختروش ها نشان میدهد جهان در گذشته ی دور با جهان کنونی بسیارمتفاوت بوده است.این امر ناقض الگوی حالت پایدار و یکسانی جهان در همه ی زمانهاست.
❌ این الگو قادر به تبیین تابش پس زمینه ی کیهانی نیست و با آن بعنوان یک واقعیت برخورد میکند بی آنکه بتواند آنرا توجیه کند.!در حالیکه در الگوی مهبانگ خاستگاه این تابش با خاستگاه جهان پیوند می یابد.
☑️ البته مدافعان این الگو در برابر این اشکال میگویند که شاید تعداد زیادی چشمه های اشکارشده ی تابش وجود داشته باشند که گسیل ذاتی بس اندک آنها حدود یک میلیونیوم گسیل ذاتی چشمه های مشاهده شده باشد.در اینصورت ده بتوان 14 چشمه ی ضعیف مورد نیاز است که چند هزار برابر تعداد کهکشانهای مشاهده پذیر است.و طبیعی است که چنین تعدادی، اخترشناسان را خوش نمی آید.امروزه تقریباً همه ی کیهانشناسان بر این باورند که الگوی حالت پایدار نفی شده است.بنظر آنان این الگو نه در نظریه استنتاج پذیر، و نه با تجربه تطبیق دارد.
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
🕐آزمونهای تجربی نسبیت عام (قسمت اول):
@vialactea
تا پایان قرن نوزده،بیش از پیش روشن شده بود که در مورد حرکات عطارد چیز غلطی وجود دارد!
با استفاده از مکانیک نیوتونی ستاره شناسان باید قادر باشند که مدارهای سیارات را با دقت بسیار زیاد اندازه گیری کنند. اما حتی پس از اینکه کلیه ی اصلاحات شناخته شده نیز انجام شد باز هم محاسبات در مورد پیش بینی حرکت عطارد با شکست رو برو شد.در غیاب اثر سیارات خارجی و طبق مکانیک کلاسیک مدار عطارد باید بیضی کامل باشد.ولی مشاهدات نشان میداد که مادامی که عطارد به دور مدارش گردش میکند،مدار آن بصورت آهسته می چرخد.یعنی حرکت تقدیمی دارد.در نتیجه حرکت عطارد به جای یک بیضی حقیقی، شکل یک گل را ترسیم می کند.
این اثر فوق العاده کوچک است.قرین خورشید مدار عطارد(یعنی نقطه ای از مدار که به خورشید از همه نزدیک تر است)به میزان توضیح داده نشده ی 43ثانیه ی قوسی در هر قرن حرکت میکند.این مسله عمیقاً ستاره شناسان را آزار میداد.در سال 1916 البرت انشتین نظریه ی جدید و متحولی را در مورد گرانش که بعنوان "نظریه نسبیت عام" شناخته شد ارائه داد.اساس این نظریه بر آن است که :
میدان گرانشی توسط خمیدگی یا پیچ خوردگی فضا-زمان چهار بعدی تجلی میکند.معادلات معروف به معادلات میدان بیان میدارند که با چه شدتی فضا-زمان خمیده شده است.و معادلات زمین سنجی نیز می گویند که چگونه اجرام در این فضای پیچ خورده حرکت میکنند.هنگامیکه انشتین توجه خود را به حرکت سیارات دور خورشید معطوف داشت دریافت که مدارها در حقیقت باید بیضی هایی باشند که در حرکت تقدیمی اند!نزدیک خورشید که میدان گرانشی در آنجا بیشترین تجلی را دارد میزان حرکت تقدیمی باید بزرگترین مقدار را داشته باشد!طبق محاسبات انشتین حرکت تقدیمی عطارد باید حدود 43ثانیه قوسی در هر قرن باشد!
برای ما انسانهای قرن 20و 21 مشکل است که بتوانیم شور و هیجانی را که در آن سال در جامعه ی علمی به وجود آمد درک کنیم!نظریه کلاسیکی گرانش نیوتون قرنها بعنوان یک ستون برای علم فیزیک پابرجا بود!اما در اینجا ناگهان نظریه ای جدید و متفاوت ظهور کرد که بنظر می آمد بهتر کار میکند!!!
(ادامه دارد...)
با ما همراه باشید
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
تا پایان قرن نوزده،بیش از پیش روشن شده بود که در مورد حرکات عطارد چیز غلطی وجود دارد!
با استفاده از مکانیک نیوتونی ستاره شناسان باید قادر باشند که مدارهای سیارات را با دقت بسیار زیاد اندازه گیری کنند. اما حتی پس از اینکه کلیه ی اصلاحات شناخته شده نیز انجام شد باز هم محاسبات در مورد پیش بینی حرکت عطارد با شکست رو برو شد.در غیاب اثر سیارات خارجی و طبق مکانیک کلاسیک مدار عطارد باید بیضی کامل باشد.ولی مشاهدات نشان میداد که مادامی که عطارد به دور مدارش گردش میکند،مدار آن بصورت آهسته می چرخد.یعنی حرکت تقدیمی دارد.در نتیجه حرکت عطارد به جای یک بیضی حقیقی، شکل یک گل را ترسیم می کند.
این اثر فوق العاده کوچک است.قرین خورشید مدار عطارد(یعنی نقطه ای از مدار که به خورشید از همه نزدیک تر است)به میزان توضیح داده نشده ی 43ثانیه ی قوسی در هر قرن حرکت میکند.این مسله عمیقاً ستاره شناسان را آزار میداد.در سال 1916 البرت انشتین نظریه ی جدید و متحولی را در مورد گرانش که بعنوان "نظریه نسبیت عام" شناخته شد ارائه داد.اساس این نظریه بر آن است که :
میدان گرانشی توسط خمیدگی یا پیچ خوردگی فضا-زمان چهار بعدی تجلی میکند.معادلات معروف به معادلات میدان بیان میدارند که با چه شدتی فضا-زمان خمیده شده است.و معادلات زمین سنجی نیز می گویند که چگونه اجرام در این فضای پیچ خورده حرکت میکنند.هنگامیکه انشتین توجه خود را به حرکت سیارات دور خورشید معطوف داشت دریافت که مدارها در حقیقت باید بیضی هایی باشند که در حرکت تقدیمی اند!نزدیک خورشید که میدان گرانشی در آنجا بیشترین تجلی را دارد میزان حرکت تقدیمی باید بزرگترین مقدار را داشته باشد!طبق محاسبات انشتین حرکت تقدیمی عطارد باید حدود 43ثانیه قوسی در هر قرن باشد!
برای ما انسانهای قرن 20و 21 مشکل است که بتوانیم شور و هیجانی را که در آن سال در جامعه ی علمی به وجود آمد درک کنیم!نظریه کلاسیکی گرانش نیوتون قرنها بعنوان یک ستون برای علم فیزیک پابرجا بود!اما در اینجا ناگهان نظریه ای جدید و متفاوت ظهور کرد که بنظر می آمد بهتر کار میکند!!!
(ادامه دارد...)
با ما همراه باشید
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
یکی از شورانگیزترین وصیت نامه ها در تاریخ علم، به قلم ایوان پترویچ پاولف(فیزولوژیست شهیر روسی)
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
🕑آزمونهای تجربی نسبیت عام(قسمت دوم):
@vialactea
دومین پیشگویی غیرمنتظره ی نسبیت عام به رفتار ساعتها در یک میدان گرانشی مربوط میگردد.یک ساعت در یک میدان گرانشی شدید ،آهسته تر از ساعتی که دور از یک جسم وزین قرار دارد کار میکند.براستی زمان در یک میدان گرانشی آهسته تر میگذرد.این اثر که بعنوان قرمزگرایی گرانشی مشهور است اخیراً مورد آزمایش قرار گرفته است.در اوایل دهه 1960 سه فیزیکدان در دانشگاه هاروارد به اسامی دکتر پوند، ربکا و اشنایدر از پدیده ی معروف موس باور برای بررسی کند شدن ساعتهادر میدان گرانشی استفاده کردند.به بیان ساده تر، اتمها و هسته های رادیواکتیو خود،ساعت هستند!پدیده ی موسباور به دانشمندان اجازه داد که بسامد پرتوهای گامارا که توسط نمونه های معینی از رادیواکتیو گسیل شده اند مورد امتحان قرار دهند.ازمایش در یک ساختمان بلند انجام گرفت.طبق نسبیت عام،ساعتهایی که در طبقه همکف یا زیر زمین یک ساختمان قرار دارند باید خیلی آهسته تر از ساعتهای روی سقف کار کنند زیرا طبقهدی همکف به زیر زمین نزدیکتر بوده و لذا در میدان گرانشی شدیدتری قرار دارد.با مقایسه بسامد پرتوهای گاما، فیزیکدانان هاروارد موفق شدند که کند شدن زمان را آشکار کنند!
این نتایج با پیش بینی های انشتین با دقتی بهتر از 1درصد توافق داشت...!
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
دومین پیشگویی غیرمنتظره ی نسبیت عام به رفتار ساعتها در یک میدان گرانشی مربوط میگردد.یک ساعت در یک میدان گرانشی شدید ،آهسته تر از ساعتی که دور از یک جسم وزین قرار دارد کار میکند.براستی زمان در یک میدان گرانشی آهسته تر میگذرد.این اثر که بعنوان قرمزگرایی گرانشی مشهور است اخیراً مورد آزمایش قرار گرفته است.در اوایل دهه 1960 سه فیزیکدان در دانشگاه هاروارد به اسامی دکتر پوند، ربکا و اشنایدر از پدیده ی معروف موس باور برای بررسی کند شدن ساعتهادر میدان گرانشی استفاده کردند.به بیان ساده تر، اتمها و هسته های رادیواکتیو خود،ساعت هستند!پدیده ی موسباور به دانشمندان اجازه داد که بسامد پرتوهای گامارا که توسط نمونه های معینی از رادیواکتیو گسیل شده اند مورد امتحان قرار دهند.ازمایش در یک ساختمان بلند انجام گرفت.طبق نسبیت عام،ساعتهایی که در طبقه همکف یا زیر زمین یک ساختمان قرار دارند باید خیلی آهسته تر از ساعتهای روی سقف کار کنند زیرا طبقهدی همکف به زیر زمین نزدیکتر بوده و لذا در میدان گرانشی شدیدتری قرار دارد.با مقایسه بسامد پرتوهای گاما، فیزیکدانان هاروارد موفق شدند که کند شدن زمان را آشکار کنند!
این نتایج با پیش بینی های انشتین با دقتی بهتر از 1درصد توافق داشت...!
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
آزمایشگاه جفرسون در دانشگاه هاروارد.آزمایش قرمزگرایی گرانشی در ساختمان سمت چپ انجام شد.
شرح در:
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
شرح در:
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
معرفی کتاب:
نام کتاب:نسبیت و کیهانشناسی
نویسنده :ویلیام جی کافمن
ترجمه:مرحوم دکتر تقی عدالتی-بهزاد قهرمان
نشر:گستره
کتابی بسیار مناسب برای آغاز مطالعه در زمینه ی کیهانشناسی برای علاقمندانی که قصد دارند از پایه مفاهیم را بیاموزند...این کتاب در سال 1366 توسط مرحوم دکتر تقی عدالتی و بهزاد قهرمان ترجمه شده است.این کتاب در سال ۱۳۶۵ نیز با همین عنوان با ترجمه ی احمد تابنده منتشر شده است.متاسفانه بعلت تیراژ بسیار کم این کتاب(3000 جلد) و عدم تجدید چاپ حتی پس از گذشت 30 سال ،شاید تنها بتوان این کتاب را در آرشیو کتابخانه های قدیمی دانشگاه های بزرگ یافت...به همین جهت در این کانال سعی میشود ،مقالاتی از این کتاب برای علاقمندان ارائه شود...با ما همراه باشید
#معرفی_کتاب #کتاب_نسبیت_و_کیهانشناسی #ویلیام_کافمن #تقی_عدالتی
کانال کیهانشناسی
@vialactea
نام کتاب:نسبیت و کیهانشناسی
نویسنده :ویلیام جی کافمن
ترجمه:مرحوم دکتر تقی عدالتی-بهزاد قهرمان
نشر:گستره
کتابی بسیار مناسب برای آغاز مطالعه در زمینه ی کیهانشناسی برای علاقمندانی که قصد دارند از پایه مفاهیم را بیاموزند...این کتاب در سال 1366 توسط مرحوم دکتر تقی عدالتی و بهزاد قهرمان ترجمه شده است.این کتاب در سال ۱۳۶۵ نیز با همین عنوان با ترجمه ی احمد تابنده منتشر شده است.متاسفانه بعلت تیراژ بسیار کم این کتاب(3000 جلد) و عدم تجدید چاپ حتی پس از گذشت 30 سال ،شاید تنها بتوان این کتاب را در آرشیو کتابخانه های قدیمی دانشگاه های بزرگ یافت...به همین جهت در این کانال سعی میشود ،مقالاتی از این کتاب برای علاقمندان ارائه شود...با ما همراه باشید
#معرفی_کتاب #کتاب_نسبیت_و_کیهانشناسی #ویلیام_کافمن #تقی_عدالتی
کانال کیهانشناسی
@vialactea
معرفی کتاب:
نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
ترجمه:مرحوم دکتر تقی عدالتی-بهزاد قهرمان
نشر:گستره
@vialactea
نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
ترجمه:مرحوم دکتر تقی عدالتی-بهزاد قهرمان
نشر:گستره
@vialactea
Forwarded from اتچ بات
🔴چرا نمیتوانیم به "هرجای دیگر "برویم!!؟
در یکی از پست های کانال، مفهوم "جهان خط" و "مخروط فضا-زمان" را توضیح دادیم و گفتیم که در روی محور، برای رویداد A مخروطی در گذشته و مخروطی در آینده وجود دارد.سایر مکانها و زمانها را به نام "هرجای دیگر"نامگذاری کردیم.و گفتیم رویدادA "هرگز" نمیتواند از این ناحیه تاثیری بگیرد یا بر ان اثری بگذارد.در این پست بررسی میکنیم که چرا چنین است؟
میدانیم که محور عمودی،زمان و محور افقی مکان است.تصور کنید رویدادی با سرعت نور در حال اتفاق افتادن باشد.دراین حالت دقیقا بر روی لبه ی مخروط حرکت خواهد کرد.رویداد هایی که کمتر از سرعت نور در حال وقوعند در داخل مخروط قرار میگیرند.
چرا نمیتوانیم به "هرجای دیگر" برویم؟
تصور کنید میخواهیم در شکل زیر از A به B برویم.به سادگی میتوانیم.زمان زیادی صرف خواهد شد اما فاصله طی شده زیاد نیست.(به تغیرات در راستای محورهای زمان و مکان توجه کنید).
برای رفتن از C به Dدر امتداد خط 45 درجه حرکت میکنید.برای انجام اینکار باید با سرعت نور حرکت کنید. اما در حرکت از E به F باید فاصله ی زیادی در مدت بسیار کوتاهی طی شود.پس ناگزیر باید سرعت شما بیش از سرعت نور باشد.و این یعنی ورود به ناحیه ی "هرجای دیگر" عملاً ناممکن است.
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
در یکی از پست های کانال، مفهوم "جهان خط" و "مخروط فضا-زمان" را توضیح دادیم و گفتیم که در روی محور، برای رویداد A مخروطی در گذشته و مخروطی در آینده وجود دارد.سایر مکانها و زمانها را به نام "هرجای دیگر"نامگذاری کردیم.و گفتیم رویدادA "هرگز" نمیتواند از این ناحیه تاثیری بگیرد یا بر ان اثری بگذارد.در این پست بررسی میکنیم که چرا چنین است؟
میدانیم که محور عمودی،زمان و محور افقی مکان است.تصور کنید رویدادی با سرعت نور در حال اتفاق افتادن باشد.دراین حالت دقیقا بر روی لبه ی مخروط حرکت خواهد کرد.رویداد هایی که کمتر از سرعت نور در حال وقوعند در داخل مخروط قرار میگیرند.
چرا نمیتوانیم به "هرجای دیگر" برویم؟
تصور کنید میخواهیم در شکل زیر از A به B برویم.به سادگی میتوانیم.زمان زیادی صرف خواهد شد اما فاصله طی شده زیاد نیست.(به تغیرات در راستای محورهای زمان و مکان توجه کنید).
برای رفتن از C به Dدر امتداد خط 45 درجه حرکت میکنید.برای انجام اینکار باید با سرعت نور حرکت کنید. اما در حرکت از E به F باید فاصله ی زیادی در مدت بسیار کوتاهی طی شود.پس ناگزیر باید سرعت شما بیش از سرعت نور باشد.و این یعنی ورود به ناحیه ی "هرجای دیگر" عملاً ناممکن است.
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
به درخواست مخاطبان و باتوجه به عدم یافت کتاب کیهانشناسی کافمن،بزودی فایل پی دی اف کتاب را آماده و جهت استفاده ی علاقمندان در کانال قرار خواهیم داد.
باماهمراه باشید
#pdf
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
باماهمراه باشید
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
🔴نظریه ی غریب!(قسمت اول)
@vialactea
در بسیاری از کتب عامیانه و مقالاتی که در مورد نسبیت نوشته میشد،معمول بود که مفهوم لغت نسبیت را با توسل به تجربه ی اشنای یک ایستگاه قطار روشن کنند:
...تصور کنید که در یک قطار نشسته اید و در انتظار خروج از ایستگاهید.از پنجره به بیرون نگاه میکنیدو قطار دیگری را در خط مجاور میبینید.در زمانی معین مجدداً از پنجره نگاهی به بیرون انداخته و متوجه میشوید که قطار مجاور در حال حرکت به سمت عقب و دور شدن از شماست.به جای خود بازمیگردید و از حرکت قطار خود که بطرز غیرمنتظره ای ارام و نرم است متعجب میشوید.لکن لحظه ای بعد در کمال تعجب درمی یابید که قطار شما هنوز در ایستگاه ایستاده است و حرکت قطار مجاور که چند دقیقه زودتر از قطار شماحرکت کرده شما را فریب داده است و اینطور وانمود کرده که شما سفرخود را اغاز کرده اید.فقط زمانیکه قطار از حوزه ی دید شما خارج شد،توانستید دریابید که واقعا چه اتفاقی افتاده است خط اهن و زمین ثابت به شما نشان میدهند که آن قطار در جهت مخالف حرکت میکرده است.هدف این داستان کوتاه نشان دادن این حقیقت است که:
✅تمام حرکتها نسبی است.
صحبت از حرکت تنها در رابطه با موقعیت اجسام دیگر در جهان دارای معنی می باشد.اگر جهان کلاً خالی بود غیرممکن بود که بتوانیم در مورد حرکت صحبت کنیم.تنها به این دلیل شخص میتواند بگوید که یک نفر در حال سکون بوده یا با سرعت معینی حرکت میکند که اجرامی(زمین،خورشید،کهکشان راه شیری) در جهان وجود دارند که وضعیت حرکت را میتواند نسبت به آنها سنجید.در حالیکه داستان قطار تقریباً از کتابها حذف شده(شاید بدلیل ازدیاد هواپیماها!) میتوان از تشابه نزدیکی استفاده کرد و برخی از ایده های انقلابی و معاصر فیزیک را با مثال یک صندلی چرخدار نشان داد!...
(ادامه دارد...)
⚠برای درک پست های بعدی این مطلب را بصورت پیوسته دنبال کنید.⚠
#نظریه_غریب
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
در بسیاری از کتب عامیانه و مقالاتی که در مورد نسبیت نوشته میشد،معمول بود که مفهوم لغت نسبیت را با توسل به تجربه ی اشنای یک ایستگاه قطار روشن کنند:
...تصور کنید که در یک قطار نشسته اید و در انتظار خروج از ایستگاهید.از پنجره به بیرون نگاه میکنیدو قطار دیگری را در خط مجاور میبینید.در زمانی معین مجدداً از پنجره نگاهی به بیرون انداخته و متوجه میشوید که قطار مجاور در حال حرکت به سمت عقب و دور شدن از شماست.به جای خود بازمیگردید و از حرکت قطار خود که بطرز غیرمنتظره ای ارام و نرم است متعجب میشوید.لکن لحظه ای بعد در کمال تعجب درمی یابید که قطار شما هنوز در ایستگاه ایستاده است و حرکت قطار مجاور که چند دقیقه زودتر از قطار شماحرکت کرده شما را فریب داده است و اینطور وانمود کرده که شما سفرخود را اغاز کرده اید.فقط زمانیکه قطار از حوزه ی دید شما خارج شد،توانستید دریابید که واقعا چه اتفاقی افتاده است خط اهن و زمین ثابت به شما نشان میدهند که آن قطار در جهت مخالف حرکت میکرده است.هدف این داستان کوتاه نشان دادن این حقیقت است که:
✅تمام حرکتها نسبی است.
صحبت از حرکت تنها در رابطه با موقعیت اجسام دیگر در جهان دارای معنی می باشد.اگر جهان کلاً خالی بود غیرممکن بود که بتوانیم در مورد حرکت صحبت کنیم.تنها به این دلیل شخص میتواند بگوید که یک نفر در حال سکون بوده یا با سرعت معینی حرکت میکند که اجرامی(زمین،خورشید،کهکشان راه شیری) در جهان وجود دارند که وضعیت حرکت را میتواند نسبت به آنها سنجید.در حالیکه داستان قطار تقریباً از کتابها حذف شده(شاید بدلیل ازدیاد هواپیماها!) میتوان از تشابه نزدیکی استفاده کرد و برخی از ایده های انقلابی و معاصر فیزیک را با مثال یک صندلی چرخدار نشان داد!...
(ادامه دارد...)
⚠برای درک پست های بعدی این مطلب را بصورت پیوسته دنبال کنید.⚠
#نظریه_غریب
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
🔴نظریه ی غریب!(قسمت دوم)
@vialactea
تصور کنید مانند شکل بر روی یک صندلی چرخدار نشسته اید و میتوانید شروع به چرخش کنید.شما میدانید که در حال چرخش هستید چون اجرام اشنایی را می بینید که مرتب از جلوی دیدشما میگذرند. وضعیت چرخشی شما با بازو بسته کردن بازوانتان بیشتر مشخص میشود.دستهای شما تحت نیروهای گریز از مرکز و کوریولیس قرار میگیرند.در واقع اگر این تجربه را برای مدت طولانی انجام دهید،همین نیروها برگوش داخلی و جهاز هاضمه ی شما اثر کرده و ممکن است موجب شوند که شما به حالت گیجی و بعد تعوع دچار شوید.پیش از ختم ازمایش فرض کنید چشمانتان را بسته اید و در این حال کل جهان ناپدید شود.وقتی چشمانتان را باز کنید در می یابید که در یک فضای کاملاً خالی ،یکّه و تنها هستید.حتی اگر هیچگاه به حرکت چرخشی صندلی خود پایان ندهید بازهم درحال چرخش هستید!هنگامیکه بازوان خود را باز و بسته میکنید،آیا باز هم دستهای شما تحت اثر نیروهای گریز از مرکز و کوریولیس قرار دارند؟چون هیچ چیز دیگری در جهان وجود ندارد، آیا هنوز اصولاً صحبت در مورد چرخش معنی و مفهوم دارد؟؟؟
(ادامه دارد...)
⚠برای درک پست های بعدی این مطلب را بصورت پیوسته دنبال کنید.⚠
#نظریه_غریب
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
تصور کنید مانند شکل بر روی یک صندلی چرخدار نشسته اید و میتوانید شروع به چرخش کنید.شما میدانید که در حال چرخش هستید چون اجرام اشنایی را می بینید که مرتب از جلوی دیدشما میگذرند. وضعیت چرخشی شما با بازو بسته کردن بازوانتان بیشتر مشخص میشود.دستهای شما تحت نیروهای گریز از مرکز و کوریولیس قرار میگیرند.در واقع اگر این تجربه را برای مدت طولانی انجام دهید،همین نیروها برگوش داخلی و جهاز هاضمه ی شما اثر کرده و ممکن است موجب شوند که شما به حالت گیجی و بعد تعوع دچار شوید.پیش از ختم ازمایش فرض کنید چشمانتان را بسته اید و در این حال کل جهان ناپدید شود.وقتی چشمانتان را باز کنید در می یابید که در یک فضای کاملاً خالی ،یکّه و تنها هستید.حتی اگر هیچگاه به حرکت چرخشی صندلی خود پایان ندهید بازهم درحال چرخش هستید!هنگامیکه بازوان خود را باز و بسته میکنید،آیا باز هم دستهای شما تحت اثر نیروهای گریز از مرکز و کوریولیس قرار دارند؟چون هیچ چیز دیگری در جهان وجود ندارد، آیا هنوز اصولاً صحبت در مورد چرخش معنی و مفهوم دارد؟؟؟
(ادامه دارد...)
⚠برای درک پست های بعدی این مطلب را بصورت پیوسته دنبال کنید.⚠
#نظریه_غریب
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
در فیزیک کلاسیک اندازه ی نیروهای گریز از مرکز و کوریولیس، مستقیماً به جرم اینرسی اجسامی که این نیروها بر روی آنها عمل میکنند ارتباط دارد.
@vialactea
@vialactea
istmt.pdf
2.7 MB
مقاله ای جالب با عنوان:آیا ماه سرجای خود است وقتی کسی به آن نمی نگرد؟!
از دیوید مرمین.
شرح مقاله در پستهای آینده
کانال کیهانشناسی
@vialactea
از دیوید مرمین.
شرح مقاله در پستهای آینده
کانال کیهانشناسی
@vialactea
🔴نظریه ی غریب!(قسمت سوم)
@vialactea
گفتیم که حرکت را میتوان با زیرکی فقط در رابطه با سایر اجسام موجود در دنیا تعریف کرد.پس معقول بنظر می آید فرض کنیم جرم،کمابیش به توزیع ماده در سایر نقاط جهان ربط دارد.این گمان که "جرم یک جسم از روی توزیع ماده در جهان تعیین میشود"اصل ماخ خوانده میشود. پس وقتی شما چشمان خود را روی صندلی بسته اید دستهای شما در یک جهان خالی،نیروهایی که بطور عادی با چرخش ارتباط دارند حس نخواهد کرد چون جرم اتم ها در بدن شما در حالیکه جهان در حال تحلیل رفتن است به صفر میل پیدا میکند.شاید مهمترین پیشرفت ستاره شناسی قرن بیستم در سال 1929 نتیجه ی کار ادوین هابل در رصدخانه ی مونت ویلسون بود.هابل کشف کرد کهکشانهای دور قرمز گرایی بزرگ و کهکشانهای نزدیک قرمز گرایی کوچک دارند و به آرامی در حال دور شدن از ماهستند.نتیجه ی نهایی اینکه:
جهان در حال انبساط است
و این منجر به ارائه تئوری انفجار بزرگ شد.
پرتوهای نور در اسمان در نمودارهای فضازمان در امتداد خطوطی با زاویه 45 درجه حرکت میکنند.بنابرین اجسامی که در خارج از مخروط نور گذشته ی ما هستند در آینده یا "جای دیگر" جای دارند و لذا اکنون نمیتوانند قابل مشاهده باشند.این نکته مهم است که با گذشت زمان حجم مخروط نوری نیز افزایش یافته و باز هم بزرگ و بزرگتر خواهد شد و لذا حدود جهان قابل مشاهده با گذشت زمان افزایش می یابد! و این مقدمه ای شد تا هویل و نارلیکار روشی انقلابی به نام نظریه غریب را مطرح کنند!
(ادامه دارد...)
⚠برای درک پست های بعدی این مطلب را بصورت پیوسته دنبال کنید.⚠
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
گفتیم که حرکت را میتوان با زیرکی فقط در رابطه با سایر اجسام موجود در دنیا تعریف کرد.پس معقول بنظر می آید فرض کنیم جرم،کمابیش به توزیع ماده در سایر نقاط جهان ربط دارد.این گمان که "جرم یک جسم از روی توزیع ماده در جهان تعیین میشود"اصل ماخ خوانده میشود. پس وقتی شما چشمان خود را روی صندلی بسته اید دستهای شما در یک جهان خالی،نیروهایی که بطور عادی با چرخش ارتباط دارند حس نخواهد کرد چون جرم اتم ها در بدن شما در حالیکه جهان در حال تحلیل رفتن است به صفر میل پیدا میکند.شاید مهمترین پیشرفت ستاره شناسی قرن بیستم در سال 1929 نتیجه ی کار ادوین هابل در رصدخانه ی مونت ویلسون بود.هابل کشف کرد کهکشانهای دور قرمز گرایی بزرگ و کهکشانهای نزدیک قرمز گرایی کوچک دارند و به آرامی در حال دور شدن از ماهستند.نتیجه ی نهایی اینکه:
جهان در حال انبساط است
و این منجر به ارائه تئوری انفجار بزرگ شد.
پرتوهای نور در اسمان در نمودارهای فضازمان در امتداد خطوطی با زاویه 45 درجه حرکت میکنند.بنابرین اجسامی که در خارج از مخروط نور گذشته ی ما هستند در آینده یا "جای دیگر" جای دارند و لذا اکنون نمیتوانند قابل مشاهده باشند.این نکته مهم است که با گذشت زمان حجم مخروط نوری نیز افزایش یافته و باز هم بزرگ و بزرگتر خواهد شد و لذا حدود جهان قابل مشاهده با گذشت زمان افزایش می یابد! و این مقدمه ای شد تا هویل و نارلیکار روشی انقلابی به نام نظریه غریب را مطرح کنند!
(ادامه دارد...)
⚠برای درک پست های بعدی این مطلب را بصورت پیوسته دنبال کنید.⚠
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
🔴نظریه ی غریب!(قسمت چهارم)
@vialactea
در اواسط دهه 1970 فرد هویل و نارلیکار، یک روش انقلابی برای حصول به کیهانشناسی طرح کردند.آنها با این استدلال که جرم ذرات (الکترون،پروتون و...) در نتیجه ی اندرکنشهای متقابل با ماده ی دور دست در جهان بوجود می آید،موفق شدند نسبیت عام را مجدداً فرمولبندی کنند.معادلات انان به استثنای اینکه جرم ذرات با گذشت زمان افزایش می یابد، بسیار شبیه معادلات انشتین بود.
برای اینکه ببینیم جرم ذره چگونه در گذشت زمان تغییر میکند مخروط نوری گذشته ی آنرا در نظر بگیرید(شکل در پستهای قبلی)هرمقدار ین ذره افزایش یابد اندازه مخروط نور گذشته آن بزرگ و بزرگتر میشود.با افزایش حجم مخروط گذشته، ذره میتواند اجسام دور و دورتری را در مناطق دور دست جهان ببیند و در نتیجه این ذره با گذشت زمان تعداد بیشتری اندرکنش جرم بااین اجسام دور خواهد داشت و در نتیجه با افزایش تعداد اندرکنشها جرم ذره افزایش می یابد!
اما توجه کنید که در گذشته ی دور مخروط نور گذشته بسیار کم.حجم بوده و جرم ذره اندک است.یعنی در لحظه ی t=0 حجم مخروط نوری گذشته صفر بوده و جرم نیس صفر است.
✅یعنی به بیان هویل و نارلیکار: در لحظه ی صفر و انفجار بزرگ تمام اجسام از وضعیت بی جرمی آغاز شده اند و با گذشت سالها جرم آنها افزایش می یابد.امروزه با گذشت حدود چهارده بیلیون سال از اغاز جهان،جرم اجسام دارای همان مقادیری است که اکنون مشاهده میکنیم و از قرار معلوم این جرم ها در آینده افزایش خواهند یافت...!!!
(ادامه دارد...)
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
@vialactea
در اواسط دهه 1970 فرد هویل و نارلیکار، یک روش انقلابی برای حصول به کیهانشناسی طرح کردند.آنها با این استدلال که جرم ذرات (الکترون،پروتون و...) در نتیجه ی اندرکنشهای متقابل با ماده ی دور دست در جهان بوجود می آید،موفق شدند نسبیت عام را مجدداً فرمولبندی کنند.معادلات انان به استثنای اینکه جرم ذرات با گذشت زمان افزایش می یابد، بسیار شبیه معادلات انشتین بود.
برای اینکه ببینیم جرم ذره چگونه در گذشت زمان تغییر میکند مخروط نوری گذشته ی آنرا در نظر بگیرید(شکل در پستهای قبلی)هرمقدار ین ذره افزایش یابد اندازه مخروط نور گذشته آن بزرگ و بزرگتر میشود.با افزایش حجم مخروط گذشته، ذره میتواند اجسام دور و دورتری را در مناطق دور دست جهان ببیند و در نتیجه این ذره با گذشت زمان تعداد بیشتری اندرکنش جرم بااین اجسام دور خواهد داشت و در نتیجه با افزایش تعداد اندرکنشها جرم ذره افزایش می یابد!
اما توجه کنید که در گذشته ی دور مخروط نور گذشته بسیار کم.حجم بوده و جرم ذره اندک است.یعنی در لحظه ی t=0 حجم مخروط نوری گذشته صفر بوده و جرم نیس صفر است.
✅یعنی به بیان هویل و نارلیکار: در لحظه ی صفر و انفجار بزرگ تمام اجسام از وضعیت بی جرمی آغاز شده اند و با گذشت سالها جرم آنها افزایش می یابد.امروزه با گذشت حدود چهارده بیلیون سال از اغاز جهان،جرم اجسام دارای همان مقادیری است که اکنون مشاهده میکنیم و از قرار معلوم این جرم ها در آینده افزایش خواهند یافت...!!!
(ادامه دارد...)
✍🏼نسبیت و کیهانشناسی
نوشته ویلیام جی کافمن
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
به بیان هویل و نارلیکار: در لحظه ی صفر و انفجار بزرگ تمام اجسام از وضعیت بی جرمی آغاز شده اند و با گذشت سالها جرم آنها افزایش می یابد.
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
هنگامیکه به آسمان شب خیره می شوی،این تو نیستی که عالم هستی را نظاره می کند، بلکه عالم هستی است که خود را در شکل انسان می بیند!
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea