🔴مناظره ی جنجالی بور،انشتین و شرودینگر (قسمت چهارم):
در همایشی دیگر تمامی ستارگان فیزیک گرد هم امده بودند تا لحظاتی به یاد ماندنی در تاریخ علم رقم بخورد.پلانک، انشتین،بور،دوبروی، دیراک، ارنفست،هایزنبرگ،پاولی،شرودینگر،بورن و لورنتس!!
ارنفست همایش را در حالی ترک میکرد که بور تاثیر شگرفی روی او گذاشته بود.او راجب بور نوشت:"...یک سروگردن از همه بالاتر بود".
دفاع بود از اصل عدم قطعیت و مکملیت در مقابل کندوکاو انشتین و رویارویی بعدی انشتین و بور در سه سال بعد ماجراهایی افسانه ای در وقایع نگاری فیزیک است...
انشتین هرروز برای صبحانه که پایین می امد بی اعتمادیش را نسبت به نظریه کوانتومی اظهار میداشت.هر بار ازمایش فکری قشنگی ابداع میکرد که همه را متقاعد میساخت کوانتوم ناکارامد است! پاولی و هایزنبرگ که در آنجا حضور داشتند چندان اعتنایی نمیکردند اما بور به دقت در آن ازمایش تامل میکرد و سر میز شام که همه کنار هم بودند او شبهات موضوع را رفع و رجوع میکرد! و ثابت میکرد در آزمایش انشتین یه نکته ی ریز نادیده گرفته شده و کوانتوم صحیح می باشد!
بعد از یکی از این ازمایشها انشتین تزلزل ناپذیر بروکسل را ترک کرد و به شرودینگر نوشت:مذهب آرامبخش بور و هایزنبرگ آنچنان تیزهوشانه سرهم بندی شده که در حال حاضر به مومنان مخده ی نرمی برای لمیدن هدیه میکند که نمیتوان به راحتی آنها را تاراند! بگذار آرامششان را بهم نزنیم.این فلسفه و مذهب هیچ غلطی برای من نکرده است!شروینگر نیز با گفتن اینکه: بور میخواهد معظلات را باتعارف از سر واکند، موافقتش را ابراز داشت...
(ادامه دارد...)
Source:
the quantom challenge _G.Greenstein
#شرودینگر
#انشتین #بوهر #کیهانشناسی #مکانیک_کوانتومی
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
در همایشی دیگر تمامی ستارگان فیزیک گرد هم امده بودند تا لحظاتی به یاد ماندنی در تاریخ علم رقم بخورد.پلانک، انشتین،بور،دوبروی، دیراک، ارنفست،هایزنبرگ،پاولی،شرودینگر،بورن و لورنتس!!
ارنفست همایش را در حالی ترک میکرد که بور تاثیر شگرفی روی او گذاشته بود.او راجب بور نوشت:"...یک سروگردن از همه بالاتر بود".
دفاع بود از اصل عدم قطعیت و مکملیت در مقابل کندوکاو انشتین و رویارویی بعدی انشتین و بور در سه سال بعد ماجراهایی افسانه ای در وقایع نگاری فیزیک است...
انشتین هرروز برای صبحانه که پایین می امد بی اعتمادیش را نسبت به نظریه کوانتومی اظهار میداشت.هر بار ازمایش فکری قشنگی ابداع میکرد که همه را متقاعد میساخت کوانتوم ناکارامد است! پاولی و هایزنبرگ که در آنجا حضور داشتند چندان اعتنایی نمیکردند اما بور به دقت در آن ازمایش تامل میکرد و سر میز شام که همه کنار هم بودند او شبهات موضوع را رفع و رجوع میکرد! و ثابت میکرد در آزمایش انشتین یه نکته ی ریز نادیده گرفته شده و کوانتوم صحیح می باشد!
بعد از یکی از این ازمایشها انشتین تزلزل ناپذیر بروکسل را ترک کرد و به شرودینگر نوشت:مذهب آرامبخش بور و هایزنبرگ آنچنان تیزهوشانه سرهم بندی شده که در حال حاضر به مومنان مخده ی نرمی برای لمیدن هدیه میکند که نمیتوان به راحتی آنها را تاراند! بگذار آرامششان را بهم نزنیم.این فلسفه و مذهب هیچ غلطی برای من نکرده است!شروینگر نیز با گفتن اینکه: بور میخواهد معظلات را باتعارف از سر واکند، موافقتش را ابراز داشت...
(ادامه دارد...)
Source:
the quantom challenge _G.Greenstein
#شرودینگر
#انشتین #بوهر #کیهانشناسی #مکانیک_کوانتومی
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
با عرض پوزش از آلبرت، اما بنظر میرسد جهان یک تاس بازی بزرگ است.مطالعات اخیر عمل شبح وار در فاصله های خیلی دور را که برای انشتین بسیار ناراحت کننده بود تایید کرده اند.این موضوع که دو ذره ی در هم تنیده ی از هم جدا شده در مسافت های طولانی میتوانند فوراً یکدیگر را تحت تاثیر قرار دهند ثابت شده است.
کانال کیهانشناسی
@vialactea
کانال کیهانشناسی
@vialactea
با عرض پوزش از جناب آلبرت اما بنظر میرسد که جهان یک تاس بازی بزرگ است!
شرح در
کانال کیهانشناسی
@vialactea
شرح در
کانال کیهانشناسی
@vialactea
🔴مناظره جنجالی بور-انشتین (قسمت پنجم):
در همایشی دیگر انشتین مسلح به استدلالهای جدید دیگر به بروکسل آمد.او اینبار آمده بود تا اصل عدم قطعیت انرژی زمان را محکوم کند.میدانیم که طبق این اصل ما هرگز قادر به اندازه گیری همزمان انرژی و زمان یک سیستم نیستیم.طرح آزمایش فکری انشتین چنان برجسته بود که ارزش توضیح مفصل را دارد.انشتین گفت:جعبه بازتابنده کاملی را تصور کنید که مقدار معینی نور در آن محبوس شده است.وجود نور در وزن جعبه تاثیر دارد.جعبه مجهز به یک ساعت است.در زمان خاص که با دقت دلخواه ما معلوم است دریچه ی جعبه برای لحظه ی کوتاهی باز میشود و میگذارد یک فوتون ازآن خارج شود.طبق شکل میتوانیم وزن جعبه را باهر دقت دلخواهی نیز اندازه گیری کنیم.با خروج هر فوتون مقداری از وزن جعبه کاسته میشود و این مقدار کاسته شده همان وزن فوتون است.در نتیجه ما میتوانیم مقدار دقیق انرژی فوتون منتشر شده را در زمان دقیق بیابیم!!که این در تناقض با اصل عدم قطعیت است.
@vialactea
به زعم بور این امر بایستی محال باشد.اما انشتین ماشینی طراحی کرده که این کار را انجام میداد!!
روزنفلد در موردواکنش بور در آن همایش میگوید:"برای بور کاملاً هولناک بود! او نتوانست درجا راه حلی پیدا کند! او تا شب کاملاً دمغ بود.از نزد یک نفر به نزد دیگری میرفت و سعی میکرد قانعشان کند که این آزمایش نمیتواند درست باشد...اگر حق به جانب انشتین باشد فاتحه ی فیزیک را باید خواند!! اما او نتوانسته بود ابطال کننده ای برای این ازمایش پیدا کند." روزنفلد می نویسد:"هرگز منظره ی ترک کردن دو گروه آشتی ناپذیر را از یاد نخواهم برد. انشتین سر بلند و با هیبتی با شکوه و نیشخندی بر لب می خرامید و بور بسی آشفته در کنار او یورتمه میرفت!!!.....
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
در همایشی دیگر انشتین مسلح به استدلالهای جدید دیگر به بروکسل آمد.او اینبار آمده بود تا اصل عدم قطعیت انرژی زمان را محکوم کند.میدانیم که طبق این اصل ما هرگز قادر به اندازه گیری همزمان انرژی و زمان یک سیستم نیستیم.طرح آزمایش فکری انشتین چنان برجسته بود که ارزش توضیح مفصل را دارد.انشتین گفت:جعبه بازتابنده کاملی را تصور کنید که مقدار معینی نور در آن محبوس شده است.وجود نور در وزن جعبه تاثیر دارد.جعبه مجهز به یک ساعت است.در زمان خاص که با دقت دلخواه ما معلوم است دریچه ی جعبه برای لحظه ی کوتاهی باز میشود و میگذارد یک فوتون ازآن خارج شود.طبق شکل میتوانیم وزن جعبه را باهر دقت دلخواهی نیز اندازه گیری کنیم.با خروج هر فوتون مقداری از وزن جعبه کاسته میشود و این مقدار کاسته شده همان وزن فوتون است.در نتیجه ما میتوانیم مقدار دقیق انرژی فوتون منتشر شده را در زمان دقیق بیابیم!!که این در تناقض با اصل عدم قطعیت است.
@vialactea
به زعم بور این امر بایستی محال باشد.اما انشتین ماشینی طراحی کرده که این کار را انجام میداد!!
روزنفلد در موردواکنش بور در آن همایش میگوید:"برای بور کاملاً هولناک بود! او نتوانست درجا راه حلی پیدا کند! او تا شب کاملاً دمغ بود.از نزد یک نفر به نزد دیگری میرفت و سعی میکرد قانعشان کند که این آزمایش نمیتواند درست باشد...اگر حق به جانب انشتین باشد فاتحه ی فیزیک را باید خواند!! اما او نتوانسته بود ابطال کننده ای برای این ازمایش پیدا کند." روزنفلد می نویسد:"هرگز منظره ی ترک کردن دو گروه آشتی ناپذیر را از یاد نخواهم برد. انشتین سر بلند و با هیبتی با شکوه و نیشخندی بر لب می خرامید و بور بسی آشفته در کنار او یورتمه میرفت!!!.....
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
🔴مناظره جنجالی بور-انشتین (قسمت ششم):
...صبح روز بعد پیروزی بور فرا رسید!
وقتی بور با استفاده از اصل هم ارزی دو نسبیت،پی برد ساعتی که در دستگاه انشتین برای تعیین زمان انتشار فوتون بکار رفته است،نسبت به مکان خود در میدان گرانش زمین حساس است وحشت از او رخت بر بست! اینجا بود که بور ضمن استفاده ی بسیار هوشمندانه از نظریه ی خود انشتین،وی را از میدان به در برد!بور پی برد که جعبه دارای عدم قطعیتی در تکانه است.این عدم قطعیت در تکانه به عدم دقت در انرژی فوتون انتقال می یابد.بور از ادغام روابط عدم قطعیت در تکانه و مکان،رابطه ای بدست آورد که وی را به رابطه ی نهایی عدم قطعیت انرژی-زمان رساند.اندازه گیری زمان حین کار کردن ساعت صورت میگیرد.اما اینجا نظریه ی خود انشتین در باره ی نسبیت به نجات بور آمد!(چرخش طنز آلود چرخ بازیگر!)
نسبیت عام نشان داده بود سرعت تیک تاک ساعت بستگی به مکان آن در میدان گرانش دارد.اگر این مکان به مقداری کمی نامعین باشددر اینصورت نسبیت میگوید که هر فاصله ی زمانی که باساعت اندازه گیری شود، به مقدار کمی نامعین است.بطوریکه حاصلضرب این نامعینی در زمان و مکان دقیقا برابر با مقدار عدم قطعیت هایزنبرگ می باشد!
اما انشتین از پا ننشست و در سال 1935 چالشی جدید را در محکوم کردن کوانتوم پیش کشید...چالشی به نام پارادوکس EPR!
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
...صبح روز بعد پیروزی بور فرا رسید!
وقتی بور با استفاده از اصل هم ارزی دو نسبیت،پی برد ساعتی که در دستگاه انشتین برای تعیین زمان انتشار فوتون بکار رفته است،نسبت به مکان خود در میدان گرانش زمین حساس است وحشت از او رخت بر بست! اینجا بود که بور ضمن استفاده ی بسیار هوشمندانه از نظریه ی خود انشتین،وی را از میدان به در برد!بور پی برد که جعبه دارای عدم قطعیتی در تکانه است.این عدم قطعیت در تکانه به عدم دقت در انرژی فوتون انتقال می یابد.بور از ادغام روابط عدم قطعیت در تکانه و مکان،رابطه ای بدست آورد که وی را به رابطه ی نهایی عدم قطعیت انرژی-زمان رساند.اندازه گیری زمان حین کار کردن ساعت صورت میگیرد.اما اینجا نظریه ی خود انشتین در باره ی نسبیت به نجات بور آمد!(چرخش طنز آلود چرخ بازیگر!)
نسبیت عام نشان داده بود سرعت تیک تاک ساعت بستگی به مکان آن در میدان گرانش دارد.اگر این مکان به مقداری کمی نامعین باشددر اینصورت نسبیت میگوید که هر فاصله ی زمانی که باساعت اندازه گیری شود، به مقدار کمی نامعین است.بطوریکه حاصلضرب این نامعینی در زمان و مکان دقیقا برابر با مقدار عدم قطعیت هایزنبرگ می باشد!
اما انشتین از پا ننشست و در سال 1935 چالشی جدید را در محکوم کردن کوانتوم پیش کشید...چالشی به نام پارادوکس EPR!
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
پیش تر گفته شد که یکی از مهمترین دسته های کهکشانی،مارپیچی ها هستند.مارپیچی ها خود به سه زیر مجموعه ی sa,sb,scتقسیم میشوند.این دنباله برحسب اهمیت نزولی هسته ی مرکزی یا برجستگی کهکشان در مقایسه با قرص اطراف آن مرتب شده است.هرچقدر از sa به سمت sc پیش رویم درخشندگی کره وار مرکزی کاهش می یابد و شل شدگی بازوهای مارپیچی بیشتر میشود.شکل زیر نحوه ی تشخیص نوع مارپیچی ها را بازگو میکند:
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
ناب است آن انسان که کار آسمان و انسان شناسد...
این است دانش ناب، لیک دریغ از دشواری کار...
ستواری دانش را ستون بایست...وه بیابیدش!
آنک یقین،اینک انسان...ره دور
بسا که آسمان من انسان و انسانم آسمان باد...
راستین دانش را،نخست، راستین انسان بایست........
"جوانگ دزو-فصلهای درون"
🆔@vialactea
این است دانش ناب، لیک دریغ از دشواری کار...
ستواری دانش را ستون بایست...وه بیابیدش!
آنک یقین،اینک انسان...ره دور
بسا که آسمان من انسان و انسانم آسمان باد...
راستین دانش را،نخست، راستین انسان بایست........
"جوانگ دزو-فصلهای درون"
🆔@vialactea
یک اشتباه بزرگ!
در سالهای 1920و 1930 این باور عمومی وجود داشت که عالم در بزرگ مقیاس ،همگن است!مدلهای کیهانشناسی در آنروزها از این فرض ساده استفاده می کردند.اما اکنون معلوم شده است که این مدلها بسیار ساده انگارانه بوده اند! در بررسی های دقیقی که از آسمان صورت گرفت مشاهده شد که نه تنها عالم همگن نیست بلکه در بزرگ مقیاس شاهد خوشه ها و رشته های کیهانی هستیم...این خلاف یکی از مهمترین اصول کیهانشناسی بود:
🔻اصل کیهانشناختی🔻
این اصل میگوید که عالم همگن و همسانگرد است و هیچ برتری در هیچ یک از جهات بر جهت دیگر وجود ندارد...کیهانشناسان بشدت در مورد ساختار عالم اشتباه کرده بودند...نه تنها اصل کیهانشناختی صادق نبود بلکه کهکشانها تمایل به شکل دادن ساختار رشته ای داشتند...حال کیهانشناسان با این مسئله مواجهند که چگونگی بوجود امدن ناهمگنی های ساختاری را در بزرگ مقیاس توجیه کنند.این مسله اخیراً بسیار دشوار تر شده است چراکه در اینده خواهیم اموخت تابش پس زمینه ی کیهانی به نسبت بسیار هموارتر است!
به راستی خوشه ها چگونه به شکل کنونی درآمده اند؟؟؟
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
در سالهای 1920و 1930 این باور عمومی وجود داشت که عالم در بزرگ مقیاس ،همگن است!مدلهای کیهانشناسی در آنروزها از این فرض ساده استفاده می کردند.اما اکنون معلوم شده است که این مدلها بسیار ساده انگارانه بوده اند! در بررسی های دقیقی که از آسمان صورت گرفت مشاهده شد که نه تنها عالم همگن نیست بلکه در بزرگ مقیاس شاهد خوشه ها و رشته های کیهانی هستیم...این خلاف یکی از مهمترین اصول کیهانشناسی بود:
🔻اصل کیهانشناختی🔻
این اصل میگوید که عالم همگن و همسانگرد است و هیچ برتری در هیچ یک از جهات بر جهت دیگر وجود ندارد...کیهانشناسان بشدت در مورد ساختار عالم اشتباه کرده بودند...نه تنها اصل کیهانشناختی صادق نبود بلکه کهکشانها تمایل به شکل دادن ساختار رشته ای داشتند...حال کیهانشناسان با این مسئله مواجهند که چگونگی بوجود امدن ناهمگنی های ساختاری را در بزرگ مقیاس توجیه کنند.این مسله اخیراً بسیار دشوار تر شده است چراکه در اینده خواهیم اموخت تابش پس زمینه ی کیهانی به نسبت بسیار هموارتر است!
به راستی خوشه ها چگونه به شکل کنونی درآمده اند؟؟؟
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی↙
@vialactea
شکل گیری رشته های کیهانی؛خلاف یکی از اصول کیهانشناسی بنام اصل کیهانشناختی!
@vialactea
@vialactea
مباحث کانال بدلیل محدودیت های نوشتاری در شبکه های اجتماعی، از قبیل فرمول نویسی، و درج جداول تا حد زیادی ساده گشته که این مسله اصلاً خوشایند و جزو اهداف این کانال نبوده است...در نظر داریم تا با نوشتن ادامه ی مباحث کیهانی و درج تصاویر آنها اندکی تخصصی تر در خدمت شما عزیزان باشیم...لازم به ذکر است بیان مفاهیم ساده که از دل همین روابط و فرمولها نتیجه میشوند برای مخاطبانی که بصورت آماتور مباحث نجومی را دنبال میکنند هرگز فراموش نخواهد شد و با توضیح ساده ی این روابط به این عزیزان نیز همراه هستیم...اثبات فرمولها توسط ادمین انجام گرفته و عزیزان با ذکر منبع در استفاده از آنها مجاز خواهند بود...در پست های بعدی ادامه بحث جهان گرد و غباری بدون فشار را از سر خواهیم گرفت تا ببینیم جهان ما بر طبق کدام الگو توصیف میشود؟؟؟باز، بسته و یا تخت؟... با ما همراه باشید
کانال کیهانشناسی
@vialactea
کانال کیهانشناسی
@vialactea
Forwarded from Vialactea_cosmology
برای درک چگونگی تغییر انبساط جهان با زمان،جهانی را که بایک گرد و غبار بدون فشار پر شده است تصور کنید.این جهان بر خلاف جهان واقعی همسانگرد و همگن است.ذرات گرد و غبار را با ذرات فیزیکی دیده شده در محیط میان ستاره ای اشتباه نگیرید! در این الگو از جهان،هیچ فوتون یا نوترینویی وجود ندارد.با انبساط جهان،گرد و غبار بصورت شعاعی به سمت خارج حمل میشود.با نوشتن قانون پایستگی انرژی برای این جهان، و اعمال روابط جبری در نهایت به معادله ای میرسیم که بر حسب دو ثابت نوشته شده است.("k"و "وارپی")...⬇️⬇️⬇️
سرنوشت نهایی جهان را k تعیین میکند:
اگر "k" مثبت باشد،طبق رابطه ی زیر انرژی کل پوسته منفی میباشد و جهان محدود یا بسته است.پس روزی انبساط متوقف شده و خودرا معکوس میکند.
اگر "k"منفی باشد،انرژی کل پوسته مثبت بوده و جهان نامحدود و باز است .در این حالت انبساط برای همیشه ادامه خواهد یافت.
اگر "k"برابر با صفر باشد انرژی کل پوسته صفر بوده و جهان تخت می باشد،نه باز و نه بسته؛ در این حالت انبساط تا کند شدن ادامه می یابد و سپس متوقف شده و جهان بطور نامحدودی پراکنده میشود....
حال سؤال اینجاست که سرنوشت جهان واقعی ما کدام یک از این سه مورد است؟
در پست های آینده به بحث راجع به این موضوع خواهیم پرداخت...
@vialactea
(ادامه دارد...)
#کیهانشناسی #اصل_کیهانشناختی
سرنوشت نهایی جهان را k تعیین میکند:
اگر "k" مثبت باشد،طبق رابطه ی زیر انرژی کل پوسته منفی میباشد و جهان محدود یا بسته است.پس روزی انبساط متوقف شده و خودرا معکوس میکند.
اگر "k"منفی باشد،انرژی کل پوسته مثبت بوده و جهان نامحدود و باز است .در این حالت انبساط برای همیشه ادامه خواهد یافت.
اگر "k"برابر با صفر باشد انرژی کل پوسته صفر بوده و جهان تخت می باشد،نه باز و نه بسته؛ در این حالت انبساط تا کند شدن ادامه می یابد و سپس متوقف شده و جهان بطور نامحدودی پراکنده میشود....
حال سؤال اینجاست که سرنوشت جهان واقعی ما کدام یک از این سه مورد است؟
در پست های آینده به بحث راجع به این موضوع خواهیم پرداخت...
@vialactea
(ادامه دارد...)
#کیهانشناسی #اصل_کیهانشناختی
جهان گرد و غباری بدون فشار(قسمت دوم):
@vialactea
اصل کیهان شناسی مستلزم این است که انبساط برای تمام پوسته ها به روش یکسانی پیش رود؛ برای مثال زمان مورد نیاز برای اینکه هر پوسته فاصله خود را از مبدأ دو برابر کند یکسان فرض شود. این بدین معنی است که می توان شعاع یک پوسته خاص را در هر زمانی به صورت زیر نوشت
r(t)=R(t)ϖ
در این رابطه r(t) فاصله مختصه نامیده میشود. به دلیل اینکه ω ̅ یک پوسته را مشخص میکند و همانطور که منبسط میشود، آنرا دنبال میکند، به ϖ به عنوان مختصه هم حرکت ارجاع میشود. R(t) یک سازه مقیاس بدون بعد می باشد که برای تمام پوسته ها یکسان است و انبساط را توصیف میکند. R(t_0 )=1 متناظر است با r(t_0 )=ϖ. بنابراین R و قرمز گرایی گرانشی z طبق رابطه زیر با یکدیگر ارتباط دارند:
R=1/(1+z)
برای مثال ، نگاه به عقب به قرمز گرایی z=3 دلالت بر جهانی دارد که برای آن سازه مقیاس R=1/4 بوده است. طبق گفته های قبلی r^3 ρ برای یک پوسته خاص تغییر نمیکند بدین معنی که R^3 ρ برای تمام پوسته ها ثابت باقی می ماند. یعنی از آنجا که R(t_0 )=1،
R^3 (t)ρ(t)=R^3 (t_0 )ρ(t_0 )=ρ_0
که ρ_0 چگالی جهان پر از گرد و غبار در زمان فعلی است. میتوان معادله را بصورت زیر نیز نوشت
ρ(z)=〖ρ_0 (1+z)〗^3
که چگالی متوسط جهان را همانطور که در قرمز گرایی z مشاهده میشود، نشان می دهد.
@vialactea
@vialactea
اصل کیهان شناسی مستلزم این است که انبساط برای تمام پوسته ها به روش یکسانی پیش رود؛ برای مثال زمان مورد نیاز برای اینکه هر پوسته فاصله خود را از مبدأ دو برابر کند یکسان فرض شود. این بدین معنی است که می توان شعاع یک پوسته خاص را در هر زمانی به صورت زیر نوشت
r(t)=R(t)ϖ
در این رابطه r(t) فاصله مختصه نامیده میشود. به دلیل اینکه ω ̅ یک پوسته را مشخص میکند و همانطور که منبسط میشود، آنرا دنبال میکند، به ϖ به عنوان مختصه هم حرکت ارجاع میشود. R(t) یک سازه مقیاس بدون بعد می باشد که برای تمام پوسته ها یکسان است و انبساط را توصیف میکند. R(t_0 )=1 متناظر است با r(t_0 )=ϖ. بنابراین R و قرمز گرایی گرانشی z طبق رابطه زیر با یکدیگر ارتباط دارند:
R=1/(1+z)
برای مثال ، نگاه به عقب به قرمز گرایی z=3 دلالت بر جهانی دارد که برای آن سازه مقیاس R=1/4 بوده است. طبق گفته های قبلی r^3 ρ برای یک پوسته خاص تغییر نمیکند بدین معنی که R^3 ρ برای تمام پوسته ها ثابت باقی می ماند. یعنی از آنجا که R(t_0 )=1،
R^3 (t)ρ(t)=R^3 (t_0 )ρ(t_0 )=ρ_0
که ρ_0 چگالی جهان پر از گرد و غبار در زمان فعلی است. میتوان معادله را بصورت زیر نیز نوشت
ρ(z)=〖ρ_0 (1+z)〗^3
که چگالی متوسط جهان را همانطور که در قرمز گرایی z مشاهده میشود، نشان می دهد.
@vialactea
☑️ عالم دوسیته!(قسمت اول)
@vialactea
در اواخر قرن 19 ارنست ماخ، دانشمند و فیلسوف،برخی ایراد های مفهومی را به قانون حرکت نیوتون مطرح کرد.ماخ نقش زمینه ای را که حرکت در مقابل آن باید اندازه گیری شود بطور نقادانه بررسی کرد و گفت تا زمانی که زمینه ای مادی وجود نداشته باشد، نسبت دادن هر نوع معنی به مفاهیم سکون و حرکت بی معناست. انشتین بشدت تحت تاثیر بحثهای ماخ قرار داشت.در عالم انشتین فضا پر از ماده است و در نتیجه زمینه ای مادی در دوردست وجود دارد بطوری که یک ناظر محلی میتواند حرکت را اندازه بگیرد و قوانین مکانیک را فرمولبندی کند.انشتین گمان میکرد این ویژگی منجصر به فرد نسبیت عام است و احساس میکرد وجود ماده برای داشتن یک هندسه فضا-زمان بامعنی، ضروری است.اما این انتظار او که نسبیت عام فقط بتواند چنین فضا زمان پر از ماده ای را بعنوان جوابهای معادله میدان بدست دهد غلط از آب درامد.
پس دوسیته دانشمند هلندی جواب دیگری از معادلات میدان را منتشر ساخت.
✅جنبه ی جالب توجه عالم دوسیته تهی بود آن است.
✅ذرات این عالم از هم دور میشوند اما هیچ گونه منزلت مادی ندارند.
✅آنها جرمی ندارند و نمیتوانند تاثیری در هندسه فضا زمان داشته باشند.
✅به لحاظ دینامیکی عالم تهی است گرچه از نظر سینماتیکی منبسط میشود.
همانطور که ادینگتون مطرح کرد،
✅عالم دوسیته دارای حرکت بدون ماده است، برخلاف عالم انشتین که ماده ی بدون حرکت دارد!
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی
@vialactea
@vialactea
در اواخر قرن 19 ارنست ماخ، دانشمند و فیلسوف،برخی ایراد های مفهومی را به قانون حرکت نیوتون مطرح کرد.ماخ نقش زمینه ای را که حرکت در مقابل آن باید اندازه گیری شود بطور نقادانه بررسی کرد و گفت تا زمانی که زمینه ای مادی وجود نداشته باشد، نسبت دادن هر نوع معنی به مفاهیم سکون و حرکت بی معناست. انشتین بشدت تحت تاثیر بحثهای ماخ قرار داشت.در عالم انشتین فضا پر از ماده است و در نتیجه زمینه ای مادی در دوردست وجود دارد بطوری که یک ناظر محلی میتواند حرکت را اندازه بگیرد و قوانین مکانیک را فرمولبندی کند.انشتین گمان میکرد این ویژگی منجصر به فرد نسبیت عام است و احساس میکرد وجود ماده برای داشتن یک هندسه فضا-زمان بامعنی، ضروری است.اما این انتظار او که نسبیت عام فقط بتواند چنین فضا زمان پر از ماده ای را بعنوان جوابهای معادله میدان بدست دهد غلط از آب درامد.
پس دوسیته دانشمند هلندی جواب دیگری از معادلات میدان را منتشر ساخت.
✅جنبه ی جالب توجه عالم دوسیته تهی بود آن است.
✅ذرات این عالم از هم دور میشوند اما هیچ گونه منزلت مادی ندارند.
✅آنها جرمی ندارند و نمیتوانند تاثیری در هندسه فضا زمان داشته باشند.
✅به لحاظ دینامیکی عالم تهی است گرچه از نظر سینماتیکی منبسط میشود.
همانطور که ادینگتون مطرح کرد،
✅عالم دوسیته دارای حرکت بدون ماده است، برخلاف عالم انشتین که ماده ی بدون حرکت دارد!
(ادامه دارد...)
کانال کیهانشناسی
@vialactea