- باورتون میشه فردا پخش داریم.بالاخره قراره این زیبایی رو ببینیم😭❤️🔥.
#edit
#edit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥27👍1
- پس پلن اتا واسه کاروان این بود😭🤣🤣.
#edit
#edit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😭24🤣4
- با پسری که فورا نگرانمون میشه و بخاطرمون حاضره هرکاری بکنه😭❤️🔥.
#edit
#edit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥23
_بذار زشتیِ این صحنه رو اینطوری توضیح بدم: حتی یک بار هم از دنیز نپرسید “حالت چطوره؟ خوبی؟” حتی وقتی باریش داشت اتفاقاتی که افتاده بود رو تعریف میکرد، اصلاً براش مهم نبود دنیز چه چیزهایی رو تجربه کرده یا چه حسی داشته. کلاً هم همیشه در قبال دنیز همینطوری نوشته شده؛ ظاهراً حساس و مراقب به نظر میاد، ولی در عمل اینطور نیست. بعد این عقلکل هم نوشته که اینا husband-wife coded ( منظوراینه که وایب زن و شوهری دارن😔)هستن 💀
میتونستن اراسو اینجا به عنوان یه دوست یکم نگران تر بنویسن شاید😭
#tweet
🤝35
_آخه ما همیشه میگفتیم دنیز خیلی عصبانیه، ازش متنفره و اینا؛ ولی دنیز در واقع میتونست نسبت به همچین آدمی کاملاً بیتفاوت باشه و اصلاً براش مهم نباشه. میتونست بگه “احمقه دیگه” و بیخیالش بشه. ولی وقتی از اول دوباره نگاه میکنی، معلوم میشه این دختر واقعاً کلی برای این پسر حرف زده و توضیح داده؛ خشمش رو هم سرش خالی کرده، ولی در عین حال تلاش کرده و نگرانش شده.🫠
#tweet
❤🔥34
_ چون تئومان وقتی خونهی دنیزه تحت فشار روانی نیست، قراره توی خوابش برادر بزرگترش رو در دوران بچگی ببینه. لحظاتی که توی خونه تجربه میکنه قراره روزهای قدیمیای رو که فراموش کرده بود به یاد بیاره.😭❤️🔥
واسه همینه میگیم دنیز خونهی تئومانه:))
#tweet
😭30🍓3
_تازه دنیز فقط یک قدم به سمتش برداشت و برای تئومان همهچیز تغییر کرد. یعنی همون لحظه از سیلا جدا شد و دقیقاً همونطور که همیشه میخواست، دیگه نه اینکه فقط به سمت دنیز راه بره، بلکه شروع کرد به دویدن سمتش.🫠💓
#tweet
😭24❤🔥6⚡1🍓1💅1
_حتی اگه قرار نیست همدیگه رو ببوسن، حداقل خیلی بیشتر به هم نزدیک بشن؛ مثلاً بینیهاشون به هم بخوره، تئومان به سمت گونهی دنیز بره و یه بوسهی کوچولو روی گونهش بزنه و دنیز هم اصلاً عقب نکشه، میشه؟
نمیشه متاسفانه ولی میخوام با این توییت گریه کنم 😭😭😭😭😭😭😭.
#tweet
😭34💅5⚡2☃2❤🔥2😈2🦄2🍓1👀1💘1👾1
ʚTeoden .🦢
_حتی اگه قرار نیست همدیگه رو ببوسن، حداقل خیلی بیشتر به هم نزدیک بشن؛ مثلاً بینیهاشون به هم بخوره، تئومان به سمت گونهی دنیز بره و یه بوسهی کوچولو روی گونهش بزنه و دنیز هم اصلاً عقب نکشه، میشه؟ نمیشه متاسفانه ولی میخوام با این توییت گریه کنم 😭😭😭😭😭😭😭. #tweet
مرسی که ریاکشن متفاوت میزنین:)
💋9
_ یه چیزی میگم، تئومان بیرحمه و فلان، ولی این بچههای یتیمخونه واقعاً دیگه یه بُعد کاملاً متفاوتین 😭 اینا انگار واقعاً میخوان طرفو دار بزنن:))
#tweet
😭27❤🔥5💔3🐳1🤝1
_وقتی با هم وارد رابطه شدن، دلم میخواد دنیز با جثهی کوچولوش هودیهای اون رو بپوشه و توی هودیهاش گم بشه.
با توجه به سکانس حموم مدرسه باید بگن لباسای تئو به دنیز میاد😔✨
#tweet
🍓31💅4❤🔥2💘2
_خیلی قشنگن، ولی همیشه یه گوشهی ذهنم درد و رنجهایی که تئومان قراره در مسیر تبدیل شدن به دمیر تجربه کنه میاد. روانش کاملاً بههم میریزه و حتی شاید دست به خودکشی هم بزنه، و دنیز هم شاهد این اتفاقات باشه؛ تازه خود این دختر هم توی زندگی خودش کلی چیز دیگه قراره بفهمه و تجربه کنه. دارم گریه میکنم.😭😭😭😭
#tweet
😭28❤🔥3💔3👍2
- فقط یک روز تا ضجه زدن واسه این سکانس☝🏻🔥.
#edit
#edit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥14😭3⚡2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
- پست جدید پیج سریال از اتا😭🤍
خانومی رو گذاشتتت اولل
افرین اتا ماهم همینو میخواستیم🧍🏻♀️❤️🔥❤️🔥❤️🔥
خانومی رو گذاشتتت اولل
افرین اتا ماهم همینو میخواستیم🧍🏻♀️❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤🔥29🍓2😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احتمالا تو ذهنش این بود که اگه دنیزو نزاره اول هلین میکشتش😭🤣🤣
😭30🤣3
ʚTeoden .🦢
- پست جدید پیج سریال از اتا😭🤍 خانومی رو گذاشتتت اولل افرین اتا ماهم همینو میخواستیم🧍🏻♀️❤️🔥❤️🔥❤️🔥
بدون لحظه ای مکث گفت birrrr😭😭😭
😭26❤🔥2