شهباز شریف رو از نزدیک ببینم چنان با شامپو و صابون به جونش بیوفتم سه درجه پوستش سفید تر بشه. بس کن پاکستانی چرکو.
Forwarded from شرحی بر مصائب کاهی در گردباد
جرج کارلین یه جا میگه من عاشق هرج و مرجم هر وقت یه اتفاق بد میوفته من دعا میکنم که بدتر بشه.
بیاید تصور کنید ۸ سال آینده همون اتفاق بدیه که قراره واسه ما رخ بده. ترس از تبدیل ایران به کره شمالی یا ونزوئلا یه طرف، گذشتن بهترین سال های عمرمون توی این شرایط که تقریبا هیچ کاری تا حالا نکردیم و احتمالا هم نخواهیم کرد یه طرف.( منظور از بهترین سال ها، جوونیمونه که این تعریف تا ۲۵ سالگی رو شامل میشه و اگر از این سن بالاترید الکی جوونیم جوونیم نکنید، برید از همین الان فکری به حال آخرتتون بکنید صدای کلنگ قبرتون از همین الان داره شنیده میشه عجوزه های پیر... بله امید به زندگی در من یه کم پایینه).
به نظرم حرف کارلین توی وضعیت الانِ ما کاملا کاربرد داره، یک اتفاق بد افتاده دعا کنید که بدتر بشه! چونکه ایرانی جماعت با لایف استایل کرکس مآبانه اش ثابت کرده حتی اگر بریزیدشون توی اقیانوس باز هم آبشش در میاره و خودش رو با شرایط وفق میده که اگر وفق نمیداد ما خیلی وقت پیش حرکت به سمت جهان اولی شدن رو شروع کرده بودیم.
وگرنه که با خوشی های گذرایی مثل : یه حجابی شل بشه، یه رقص و موزیکی آزاد بشه، دلار چند تومنی بیاد پایین و... ما ها همون ایرانی های امیدوار به اصلاحات و وفق پذیر باقی میمونیم. خبر خوب اینه که قراره کونمون با هم پاره بشه، همین که ببینی در کنار تو چندین نفر دیگه هم به گا میرن خودش از درد بگایی کم میکنه. شما فقط امیدوار باشید که همینجور توی این منجلاب فرو بریم... تا که روزش برسه.
بیاید تصور کنید ۸ سال آینده همون اتفاق بدیه که قراره واسه ما رخ بده. ترس از تبدیل ایران به کره شمالی یا ونزوئلا یه طرف، گذشتن بهترین سال های عمرمون توی این شرایط که تقریبا هیچ کاری تا حالا نکردیم و احتمالا هم نخواهیم کرد یه طرف.( منظور از بهترین سال ها، جوونیمونه که این تعریف تا ۲۵ سالگی رو شامل میشه و اگر از این سن بالاترید الکی جوونیم جوونیم نکنید، برید از همین الان فکری به حال آخرتتون بکنید صدای کلنگ قبرتون از همین الان داره شنیده میشه عجوزه های پیر... بله امید به زندگی در من یه کم پایینه).
به نظرم حرف کارلین توی وضعیت الانِ ما کاملا کاربرد داره، یک اتفاق بد افتاده دعا کنید که بدتر بشه! چونکه ایرانی جماعت با لایف استایل کرکس مآبانه اش ثابت کرده حتی اگر بریزیدشون توی اقیانوس باز هم آبشش در میاره و خودش رو با شرایط وفق میده که اگر وفق نمیداد ما خیلی وقت پیش حرکت به سمت جهان اولی شدن رو شروع کرده بودیم.
وگرنه که با خوشی های گذرایی مثل : یه حجابی شل بشه، یه رقص و موزیکی آزاد بشه، دلار چند تومنی بیاد پایین و... ما ها همون ایرانی های امیدوار به اصلاحات و وفق پذیر باقی میمونیم. خبر خوب اینه که قراره کونمون با هم پاره بشه، همین که ببینی در کنار تو چندین نفر دیگه هم به گا میرن خودش از درد بگایی کم میکنه. شما فقط امیدوار باشید که همینجور توی این منجلاب فرو بریم... تا که روزش برسه.
چهار سال پیش شخصیت هرج و مرج طلبم در حال شکل گیری بود بعد از چهار سال متاسفانه بدتر شده. شما رو نمیدونم ولی ویژن شیش ماه آینده ایران رو که دود آسمونا رو گرفته، ماشینای آتیش گرفته وسط اتوبان ول شدن ما داریم برای زنده بودن میجنگیم رو متصور میشم لبخندی رو لبانم شکل میگیره. حداقل این سری همه با همیم.
sorry not sorry...
sorry not sorry...
سیاست ترامپ توی این جنگ یکاری کرده که الان ایران میتونه در ازای توافق یک عکس از لپ راست کون ملانیا درخواست کنه و ترامپ هم احتمالا موافقت کنه.
پیشبینی شما از این جنگ چیه آقا رضا؟
پزشکیان توی ایوون ایستاده و در حالی که داره غروب آفتاب رو نگاه میکنه و چاییش رو میخوره، نتانیاهو میاد و از پشت بغلش میکنه و گردنش رو میبوسه.
پزشکیان توی ایوون ایستاده و در حالی که داره غروب آفتاب رو نگاه میکنه و چاییش رو میخوره، نتانیاهو میاد و از پشت بغلش میکنه و گردنش رو میبوسه.
در این ایام، دو کبوتر اومدن و توی حیاط ما لونه ساختن. بچه شون به دنیا اومد. به راه افتادنش رو دیدم، تلاش هاش برای پرواز رو دیدم، خودم با دستای خودم بهش غذا میدادم، موقعی که بارون میومد برای لونه شون سقف درست کردم که خیس نشن. این اتفاق تنها اتفاقی بود در این ایام که یکم روزا رو برام قابل تحمل تر میکرد.
اولیش وقتی نیچه گریست بود. یالوم روش جالبی رو برای گفتن اینکه فشار جنسی چه بلایی سر آدم میاره انتخاب کرده.
یعنی تصور کن ۴٠٠ صفحه کتاب بنویسی، کلی مضامین روانشناسی توش بریزی، چهار تا بیسواد اون رو یه کتاب عمیق توصیف کنن ولی ریشه اصلی همه مشکلات از نداشتن سکس منشا بگیره.
اصلا اسمش هم کل داستان رو لو میده. «وقتی نیچه گریست». چرا گریست؟ بخاطر کص عزیزان. کص.
این یک تلاش برای پایین آوردن گاردم نسبت به کتاب های عامه پسند بود. تصمیم گرفتم دیگه همچین گهی نخورم.
دومین کتاب تکه هایی از یک کل منسجم بود. نویسنده انگار توی تمام جلساتی که من با دوستام بعد از شکست عشقی هاشون داشتم شرکت کرده، مو به مو نصحیت هایی که بهشون کردم رو یادداشت کرده این کتاب رو در آورده.
سرشار از کلیشه. اونقدر که اگر مطالب این کتاب براتون جالب باشه نشون میده چقدر در بحث رابطه ریدید.
فشار ها در این ایام اینقدر زیاد بود که در بله عکس پروفایل گذاشتم.
همچنین برای اولین در باشگاه به درجه ای رسیدم که حرکت یک نفرو اصلاح کردم. فرداش با یک لندکروز به باشگاه اومد گفت نصیحت شما آقا رضا مسیر زندگی منو تغییر داد. بقیه افراد باشگاه نیمچه تعظیمی کردن.
این میزان قطره چکانی مصرف کردن کانفیگ با اصل قضیه اشرف مخلوقات بودن در تضاد کامله.
this is how they get us, hector.
they convince us that thers is no future.
they convince us that thers is no future.
ایرانی ها همین چند ساعت پیش عکس آلت تناسلی شان را برایم فرستادند و گفتند این هم جواب ما. آن را نپسندیدم. آنها دیگر نیروی دریایی ندارند.