شرحی بر مصائب کاهی در گردباد
53 subscribers
190 photos
69 videos
97 links
Download Telegram
از مردم کشورمون درخواست دارم جوک های بیشتری در مورد ما بسازن، این قوم فقط با تحقیر بیشتر ممکنه اصلاح بشه.
هرچند لر های اونجا رو من اندکی باهوش تر از میمون میبینم ولی به هر حال اسم لر روشون میاد اعصابم خرد میشه.
برای چند ثانیه ها باعث شد به اندازه مشدی ها ازشون بدم بیاد. ولی مشدی های عزیز همچنان گوی رقابت رو دزدیدن.
اگر دیگه نشد که آنلاین بشیم میخوام آخرین حرفم این باشه که ما تلاش کردیم زندگی کنیم و نشد.
اگر بعدها کسی این کانالو پیدا کرد (و ما واقعا آنلاین نشدیم) لطفا از پیام بالا، بالاتر نره. میخوام این حرف فیلسوفانه آخرین تصویرتون از من باشه نه دلقک بازی های بعدش.
اما بدونید دوستتون دارم. مراقب خودتون باشید، ایشالا دفعه بعدی که اینجا مینویسم با اینترنت بدون فیلتر باشه... فعلا:**
دلم تحلیلای سیاسی با یکی بی سواد تر از خودم میخواد.
شهباز شریف رو از نزدیک ببینم چنان با شامپو و صابون به جونش بیوفتم سه درجه پوستش سفید تر بشه. بس کن پاکستانی چرکو.
جرج کارلین یه جا میگه من عاشق هرج و مرجم هر وقت یه اتفاق بد میوفته من دعا میکنم که بدتر بشه.
بیاید تصور کنید ۸ سال آینده همون اتفاق بدیه که قراره واسه ما رخ بده. ترس از تبدیل ایران به کره شمالی یا ونزوئلا یه طرف، گذشتن بهترین سال های عمرمون توی این شرایط که تقریبا هیچ کاری تا حالا نکردیم و احتمالا هم نخواهیم کرد یه طرف.( منظور از بهترین سال ها، جوونیمونه که این تعریف تا ۲۵ سالگی رو شامل میشه و اگر از این سن بالاترید الکی جوونیم جوونیم نکنید، برید از همین الان فکری به حال آخرتتون بکنید صدای کلنگ قبرتون از همین الان داره شنیده میشه عجوزه های پیر... بله امید به زندگی در من یه کم پایینه).
به نظرم حرف کارلین توی وضعیت الانِ ما کاملا کاربرد داره، یک اتفاق بد افتاده دعا کنید که بدتر بشه! چونکه ایرانی جماعت با لایف استایل کرکس مآبانه اش ثابت کرده حتی اگر بریزیدشون توی اقیانوس باز هم آبشش در میاره و خودش رو با شرایط وفق میده که اگر وفق نمیداد ما خیلی وقت پیش حرکت به سمت جهان اولی شدن رو شروع کرده بودیم.
وگرنه که با خوشی های گذرایی مثل : یه حجابی شل بشه، یه رقص و موزیکی آزاد بشه، دلار چند تومنی بیاد پایین و... ما ها همون ایرانی های امیدوار به اصلاحات و وفق پذیر باقی میمونیم. خبر خوب اینه که قراره کونمون با هم پاره بشه، همین که ببینی در کنار تو چندین نفر دیگه هم به گا میرن خودش از درد بگایی کم میکنه. شما فقط امیدوار باشید که همینجور توی این منجلاب فرو بریم... تا که روزش برسه.
چهار سال پیش شخصیت هرج و مرج طلبم در حال شکل گیری بود بعد از چهار سال متاسفانه بدتر شده. شما رو نمیدونم ولی ویژن شیش ماه آینده ایران رو که دود آسمونا رو گرفته، ماشینای آتیش گرفته وسط اتوبان ول شدن ما داریم برای زنده بودن میجنگیم رو متصور میشم لبخندی رو لبانم شکل میگیره. حداقل این سری همه با همیم.
sorry not sorry...
سیاست ترامپ توی این جنگ یکاری کرده که الان ایران میتونه در ازای توافق یک عکس از لپ راست کون ملانیا درخواست کنه و ترامپ هم احتمالا موافقت کنه.
مهدی رسولی اولین مداحی در کاخ سفید رو انجام خواهد داد.
پیشبینی شما از این جنگ چیه آقا رضا؟
پزشکیان توی ایوون ایستاده و در حالی که داره غروب آفتاب رو نگاه میکنه و چاییش رو میخوره، نتانیاهو میاد و از پشت بغلش میکنه و گردنش رو میبوسه.
در این ایام، دو کبوتر اومدن و توی حیاط ما لونه ساختن. بچه شون به دنیا اومد. به راه افتادنش رو دیدم، تلاش هاش برای پرواز رو دیدم، خودم با دستای خودم بهش غذا میدادم، موقعی که بارون میومد برای لونه شون سقف درست کردم که خیس نشن. این اتفاق تنها اتفاقی بود در این ایام که یکم روزا رو برام قابل تحمل تر میکرد.
بعدش گربه بچه کبوتر رو خورد.
پس نه عزیزان، روزای چندان جالبی برای من نبود.
در اتفاقی نادر اقا رضا دو کتاب رو خوند.
اولیش وقتی نیچه گریست بود. یالوم روش جالبی رو برای گفتن اینکه فشار جنسی چه بلایی سر آدم میاره انتخاب کرده.
یعنی تصور کن ۴٠٠ صفحه کتاب بنویسی، کلی مضامین روانشناسی توش بریزی، چهار تا بیسواد اون رو یه کتاب عمیق توصیف کنن ولی ریشه اصلی همه مشکلات از نداشتن سکس منشا بگیره.
اصلا اسمش هم کل داستان رو لو میده. «وقتی نیچه گریست». چرا گریست؟ بخاطر کص عزیزان. کص.
این یک تلاش برای پایین آوردن گاردم نسبت به کتاب های عامه پسند بود. تصمیم گرفتم دیگه همچین گهی نخورم.