𝗩𝗔𝗡İ𝗥𝗔🌿
230 subscribers
17 photos
6 videos
12 links
writer of thoughts best left unwritten —

𝐌𝐮𝐬𝐞 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠𝐬
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 › @FirstKhaoverse
𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧: @Vanilitesbot

تو می‌تونی وانیل صدام کنی🍦💁🏻‍♀️
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤16
⎯⎯‌‌✦ـ💜
دیگه از دست دادن نمی‌ترسم. فهمیدم جورچین زندگی چجوری چیده میشه؛ زمان همه‌ی اضافی‌هایی رو که مدام باعث حس بدت میشن ازت می‌گیره، و جاشون یکیو میده که یه‌جور عجیبی، همه‌چی کنارش سر جاش می‌شینه.

اون تمام احساسات بدتو غربال می‌کنه و نهایتِ حال خوب رو برات نگه می‌داره.
❤25
⎯⎯‌‌✦ یه جایے
از این همه توضیح دادن خسته می‌شی؛ از اینکه هر بار باید برگردی به همون نقطه‌ای که زخمت ازش شروع شده و دوباره تعریف کنی چی شد که این‌طوری شدی، انگار چیزی که از سرت گذشته تا وقتی با کلمه‌ها ثابتش نکنی، واقعاً اتفاق نیفتاده. آدم وقتی زیادی توضیح می‌ده، کم‌کم خودش هم از شنیدن صدای خودش خسته می‌شه؛ برای همین یه روز می‌رسه که ترجیح می‌ده چیزی نگه، حتی اگر هنوز هزار حرف توی دلش مونده باشه. من فکر می‌کنم الان دقیقاً همون‌جام؛ جایی که دیگه توانِ توضیح دادنِ چیزهایی رو ندارم که خودم برای تحمل کردنشون، بیشتر از حد توانم وقت گذاشتم.
❤22
⎯⎯‌‌✦ ر؋ـتے...
رفتی و انگار، دنیا یه تمرینه که من دیگه بلد نیستم چطور توش بازی کنم؛ دستام هنوز زندگی رو ادامه می‌دن، پاهام هنوز منو از خیابونی به خیابون دیگه می‌برن، ولی نمی‌دونم این همه ادامه دادن قراره منو به کجا برسونه وقتی دیگه کسی نیست که رسیدنم براش مهم باشه.

رفتی و من موندم با یه عالمه جمله‌ی نصفه که قرار بود یه روز بهت بگم؛ آخرین بار که صدات کردم، هیچ جوابی نشنیدم و از اون روز خیلی سعی کردم فراموشت کنم، اما هرچی بیشتر گذشت، حرفای نگفته بیشتر توی سرم تکرار شدن؛ انگار بعضی حرفا وقتی صاحبشون دیگه نیست، تازه شروع می‌کنن به درد گرفتن.

رفتی و هر چیزی که قبل از تو فقط یه اتفاق ساده بود، حالا شده امتحانی که هر روز یه شکل تازه پیدا می‌کنه؛ حتی وسط همون کارایی که هزار بار انجامشون دادم، یه‌دفعه یادم می‌افته دیگه قرار نیست بعدش بشینم و برات تعریفشون کنم. انگار رفتنت فقط تو رو از زندگی من نبرد، یه تکه از دلیلِ خیلی از کارای کوچیکم رو هم با خودش برد.

رفتی و انگار طبیعت دیگه بلد نیست خودش رو واقعی نشونم بده؛ گل‌ها دیگه عطری ندارن که بشه بو کرد، رنگ‌ها زیر یه لایه غبار خاکستری اسیر شدن، باد می‌وزه ولی خنکیش روی پوستم نمی‌شینه، بارون می‌باره ولی بوی خاکش دیگه به من نمی‌رسه، آفتاب می‌تابه ولی گرماش تنمو پیدا نمی‌کنه، برف سرد نیست و پاییز هرچی برگ زیر پام بریزه، دیگه صدای خش‌خششون رو نمی‌شنوم.

رفتی و من هنوز دارم با این حقیقت کنار میام که قرار نیست به نبودنت عادت کنم؛ هر بار که جای خالیت از یه گوشه‌ی دیگه‌ی زندگیم خودش رو نشون می‌ده، می‌فهمم رفتنت چیزی نیست که بشه یه بار فهمید و تمومش کرد و هر دم، سلول به سلول تنم، دوباره و دوباره برای رفتنت خون می‌ریزه.
❤27
18/19 ؛
دو عدد، هزاران نام و یک حافظه که پاک نمی‌شود...
❤21
Do Ghotbi
Ardalan Rezbeat
هیشکی بهتر از اردلان نمیتونست انقدر دقیق منو توصیف کنه.
❤19
از قدیم گفتن: «دوری و دوستی»
و بی‌دلیل نگفتن !!
❤7
این پیام رو فور کنید، بیام چنل‌تون رو بخونم، اگه از چنلی خوشم اومد جوین شم و بهش استارز بدم.

ظرفیت نداره.
جوین باشی خوشحالم می‌کنی.
❤1
Audio
بیا تا امروزو داریم حرفی از غم نزنیم🥂
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤4