دیشب همش برای خوشمزه بازی به لیسا، یک زن سیسجندر میگفتن "شیمیل و ترنی" (که اگر ترنس نیستید نمیتونید استفادشون کنید و توهین هستن) و درباره اینکه کیر داره یا نه جوک میگفتن
😨73👍7
Forwarded from Dollsᴛʜᴇʏꜱ ʙᴇᴀʀꜱ'🏳⚧
حالا اینو گذاشتم که چندتا چیز بگم که خودش گفته. لیدیبوی که میدونین اسلره ولی بعضی از تایلندی ها استفاده میکنن و درواقع معنی بدشو از دست داده و راحت خودشون رو اینجوری معرفی میکنن، اما هستن بعضی افراد نان باینری تایلندی که خودشونو زن ترنس نمیدونن هم استفاده میکنن و چیز دیگه ای که هم گفت درواقع بعضی زنان ترنس که ترنس باینری هستن ممکنه اصلا خوششون نیاد که استفاده کنن مخصوصا که خارج از تایلند اینقدر برای توهین به زنان تایلندی باب شده. توی زبان خودشون هم کلمه ای مثل کاتویی دارن برای توصیف افراد ترنس و انبی. و طبق گزارشات در هرکلاس مدرسه تایلند ده نفر خودشون رو کاتویی میدونن.
❤47
جالبه که فقط ۷ درصد جهان سفیدپوستن اما کاری کردن که بخش زیادی از ۹۳ درصد دیگه باور کنن کوچکترین حضور کسی که سفید نیست در سیاست، مدیا، تحقیقات، آمار، مشاغل و مراکز تحصیلی forced diversity عه
👍130😨5
بچه ها وقتی گفته میشه چیزی ساختار اجتماعیه، معنیش این نیست که واقعی نیست
ساختارهای اجتماعی هم واقعیت دارن و تاثیر گذارن
ساختارهای اجتماعی هم واقعیت دارن و تاثیر گذارن
👍54
یه بچه هه از کنارم رد شد بهم گفت موهات چقدر قشنگه از خوشحالی الان میرم زیر ماشین
😭67❤9
ساحره 🏳⚧
دانی دیویس، زن سیسجندر شاغل در والمارت از دستشویی استفاده میکرده که متوجه یک مرد در دستشویی شده که از پشت در بهش فحاشی میکنه و اسلرهای ترنسفوبیک میگه. چون بخاطر قد بلندش فکر کرده بوده زن ترنسه. بعد اینکه اون زن ماجرای آزار رو به محل کار گزارش داده بجای رسیدگی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک زن سیسجندر دیگه که توسط یک بازرس مرد مورد آزار قرار گرفته و بعد از اینکه از دستشویی بیرون انداختنش بخاطر قیافش میخواستن چکش کنن که مطمئن بشن ترنس نیست... امنیتی که جی کی رولینگ میخواد
😭85😨11
حالا مرد ها خیلی راحت تر میتونن تصمیم بگیرن زن ها باید چه شکلی باشن، چه بدنی داشته باشن، چه لباس هایی بپوشن و چه رفتاری داشته باشن و اگه با انتظارات مردها مطابقتی نداشته باشی خیلی راحت کتک میخوری و از فضاهای زنانه بیرون انداخته میشی ولی عوضش زنای ترنس دیگه نمیتونن برن دستشویی ایول
😭91😨11
'زنستیزی فقط به یک شکل نیست'
در طول تاریخ، گذشته از شباهتها، بخش زیادی از تجربیات زنان همواره متفاوت بوده و هنوز هم زنان بسته به جغرافیا و نقشهای اجتماعی با مشکلات متفاوتی روبرو هستن. زنان سفید برده دار هم زنستیزی رو تجربه میکردن ولی آیا کسی میتونه مدعی بشه تجربیات زنان سیاهپوست برده از تبعیض، تجربیات مشابهی با اربابان بوده؟ آیا این زنستیزی امروزه وجه تمایزی با جنس تبعیضات علیه زنان لاتین که کمترین دستمزد رو در آمریکا دریافت میکنن نداره؟
اگر تصمیم بگیریم بدون سوگیری به زیست زنان نگاه کنیم، متوجه میشیم زنان خانهدار هم زنستیزی رو مشابه زنان شاغل تجربه نمیکنن. تبعیضاتی هست که مختص نقشها و موقعیت هاست و برای عدهای غیرقابل تصوره. زنان دیگر نمیتونن متصور بشن که زنان سکس ورکر در زندگی روزمره با چه حجم از خشونت و تبعیض روبرو هستن. زنان مهاجر افغانستانی با نوعی از زنستیزی مواجه هستن که در شدت و ماهیت، لزوما مشابه تجربیات زنان ایرانی از سرکوب نیست. حتی تجربیات ما از زنستیزی هم فرسنگ ها با تجربیات مادرانمون از زنستیزی متفاوته و ما بدلیل اختلافات نسلی، قرار نیست زیستی مشابه اونها داشته باشیم.
توجه به دغدغههای زنان از قیمت پدهای بهداشتی در یک جغرافیا و خطر مرگ و تجاوز در جغرافیایی دیگر، از کار خانگی سنگین در یک خانه تا بهره کشی جنسی و تجاوزهای زناشویی در خانههای دیگر، از فروخته شدن بعنوان برده در بازارهای تروریست های داعش و حماس تا حبس شدن در ساختمان های متروکه برای استخراج تخمک مشابه پرونده اخیر زنان تایلندی، از گرفتاری در باندهای قاچاق انسان تا ممنوعیت اشتغال و تحصیل، از نداشتن اوراق هویتی تا مثله سازی اندام جنسی و هزاران تجربه منحصر به فرد دیگه، به ما کمک میکنه تک بعدی به چیزها نگاه نکنیم. زن جوانی که امروز فرصت داره در اینستاگرام به موضوع بدن مثبتی بپردازه، ابدا نمیتونه تصور کنه که دختر کوچک سیاهپوستی که در روستایی آفریقایی ختنه شده و همچون کالا با گاو و اسب مبادله میشه یا دختربچه هایی که در مناطق محروم ایران برای ازدواج دربرابر پول و آب و غذا فروخته میشن چه رنجی رو تجربه میکنن. یک دختر جوان ایرانی هرگز نمیتونه درک کنه که دختری همسن اون در افغانستان با چه ستم وحشتناکی روبهرو میشه، حتی اگر جنس هر دو ستم زنستیزی باشه. زنان در جوامع مسیحی، مسلمان، بودایی، یهودی و.. نیز زنستیزی یکسانی رو تجربه نمیکنن. این تفاوتها سالهاست که در گفتمان فمینیستی پذیرفته شده. زنستیزیای که افراد تجربه میکنن، در بسیاری از ابعاد همپوشانی داره و در بسیاری ابعاد دیگه منحصربهفرد و متفاوته. اما ریشهی تمام این ستمها همچنان زنستیزیه؛ به همین دلیل، مفهوم تقاطعمندی (Intersectionality) از موج سوم فمینیسم به بعد به یک اصل بنیادین تبدیل شد و فمینیسم سفید رو به زوال رفت؛ تا ما بپذیریم هیچکس کمتر یا بیشتر از دیگران زن نیست و هیچکس بیشتر یا کمتر از دیگری لایق حقوق خودش نیست.
پس این بهانهتراشیها برای نپذیرفتن زنان ترنسی که در سراسر جهان از مشاغل و تحصیلات عالی یا حتی پایه محروم میشن، به قتل میرسن، از کودکی بهطور مداوم تحت آزار جنسی قرار میگیرن، اوراق هویتی ندارن، به دلیل فقر و بیخانمانی گسترده به سکسورک و بیگاری کشیده میشن، در روابط ابیوزیو گرفتار میشن، بدنشون مورد وارسی قرار میگیره و تواناییهاشون نادیده گرفته میشه، از علم و سیاست و اقتصاد کنار گذاشته میشن و ده ها ابعاد دیگر زنستیزی رو هم تجربه میکنن، هرگز قابل قبول نیست.
اینکه اجازه بدیم اشخاصی صرفا به دلیل ناتوانی در درک تفاوتهای افراد، با معیارهای مردسالارانه زنانگی دیگران رو بسنجن و از زنانی که اونها رو نمیپذیرن هویتزدایی کنن، خودش یکی از وحشتناکترین ابعاد زنستیزیه. خطکشهایی که از اون برای سانت زدن زنانگی دیگران استفاده میشه، خیلی وقتها خود ترنسفوب ها رو هم زن محسوب نمیکنه.
در طول تاریخ، گذشته از شباهتها، بخش زیادی از تجربیات زنان همواره متفاوت بوده و هنوز هم زنان بسته به جغرافیا و نقشهای اجتماعی با مشکلات متفاوتی روبرو هستن. زنان سفید برده دار هم زنستیزی رو تجربه میکردن ولی آیا کسی میتونه مدعی بشه تجربیات زنان سیاهپوست برده از تبعیض، تجربیات مشابهی با اربابان بوده؟ آیا این زنستیزی امروزه وجه تمایزی با جنس تبعیضات علیه زنان لاتین که کمترین دستمزد رو در آمریکا دریافت میکنن نداره؟
اگر تصمیم بگیریم بدون سوگیری به زیست زنان نگاه کنیم، متوجه میشیم زنان خانهدار هم زنستیزی رو مشابه زنان شاغل تجربه نمیکنن. تبعیضاتی هست که مختص نقشها و موقعیت هاست و برای عدهای غیرقابل تصوره. زنان دیگر نمیتونن متصور بشن که زنان سکس ورکر در زندگی روزمره با چه حجم از خشونت و تبعیض روبرو هستن. زنان مهاجر افغانستانی با نوعی از زنستیزی مواجه هستن که در شدت و ماهیت، لزوما مشابه تجربیات زنان ایرانی از سرکوب نیست. حتی تجربیات ما از زنستیزی هم فرسنگ ها با تجربیات مادرانمون از زنستیزی متفاوته و ما بدلیل اختلافات نسلی، قرار نیست زیستی مشابه اونها داشته باشیم.
توجه به دغدغههای زنان از قیمت پدهای بهداشتی در یک جغرافیا و خطر مرگ و تجاوز در جغرافیایی دیگر، از کار خانگی سنگین در یک خانه تا بهره کشی جنسی و تجاوزهای زناشویی در خانههای دیگر، از فروخته شدن بعنوان برده در بازارهای تروریست های داعش و حماس تا حبس شدن در ساختمان های متروکه برای استخراج تخمک مشابه پرونده اخیر زنان تایلندی، از گرفتاری در باندهای قاچاق انسان تا ممنوعیت اشتغال و تحصیل، از نداشتن اوراق هویتی تا مثله سازی اندام جنسی و هزاران تجربه منحصر به فرد دیگه، به ما کمک میکنه تک بعدی به چیزها نگاه نکنیم. زن جوانی که امروز فرصت داره در اینستاگرام به موضوع بدن مثبتی بپردازه، ابدا نمیتونه تصور کنه که دختر کوچک سیاهپوستی که در روستایی آفریقایی ختنه شده و همچون کالا با گاو و اسب مبادله میشه یا دختربچه هایی که در مناطق محروم ایران برای ازدواج دربرابر پول و آب و غذا فروخته میشن چه رنجی رو تجربه میکنن. یک دختر جوان ایرانی هرگز نمیتونه درک کنه که دختری همسن اون در افغانستان با چه ستم وحشتناکی روبهرو میشه، حتی اگر جنس هر دو ستم زنستیزی باشه. زنان در جوامع مسیحی، مسلمان، بودایی، یهودی و.. نیز زنستیزی یکسانی رو تجربه نمیکنن. این تفاوتها سالهاست که در گفتمان فمینیستی پذیرفته شده. زنستیزیای که افراد تجربه میکنن، در بسیاری از ابعاد همپوشانی داره و در بسیاری ابعاد دیگه منحصربهفرد و متفاوته. اما ریشهی تمام این ستمها همچنان زنستیزیه؛ به همین دلیل، مفهوم تقاطعمندی (Intersectionality) از موج سوم فمینیسم به بعد به یک اصل بنیادین تبدیل شد و فمینیسم سفید رو به زوال رفت؛ تا ما بپذیریم هیچکس کمتر یا بیشتر از دیگران زن نیست و هیچکس بیشتر یا کمتر از دیگری لایق حقوق خودش نیست.
پس این بهانهتراشیها برای نپذیرفتن زنان ترنسی که در سراسر جهان از مشاغل و تحصیلات عالی یا حتی پایه محروم میشن، به قتل میرسن، از کودکی بهطور مداوم تحت آزار جنسی قرار میگیرن، اوراق هویتی ندارن، به دلیل فقر و بیخانمانی گسترده به سکسورک و بیگاری کشیده میشن، در روابط ابیوزیو گرفتار میشن، بدنشون مورد وارسی قرار میگیره و تواناییهاشون نادیده گرفته میشه، از علم و سیاست و اقتصاد کنار گذاشته میشن و ده ها ابعاد دیگر زنستیزی رو هم تجربه میکنن، هرگز قابل قبول نیست.
اینکه اجازه بدیم اشخاصی صرفا به دلیل ناتوانی در درک تفاوتهای افراد، با معیارهای مردسالارانه زنانگی دیگران رو بسنجن و از زنانی که اونها رو نمیپذیرن هویتزدایی کنن، خودش یکی از وحشتناکترین ابعاد زنستیزیه. خطکشهایی که از اون برای سانت زدن زنانگی دیگران استفاده میشه، خیلی وقتها خود ترنسفوب ها رو هم زن محسوب نمیکنه.
👍66❤21
اسپویل🚨
خب ببینید فریرن و کلا الف ها بدلیل عمر بالا و جمعیت کمی که دارن زیاد به زمان و ارتباطات اهمیتی نمیدن و از کنار همه چیز خیلی ساده گذر میکنن. حتی احتمال اینکه دو الف همدیگرو ببینن و بتونن خانواده تشکیل بدن نزدیک به صفره. برای همین چند قسمت اول پرش های زمانی خیلی بلنده و خاطرات محوی رو از گذشته مرور میکنه، نه بخاطر اینکه حوصله سر بره، بخاطر اینکه فریرن اصلا به زندگیش اهمیت نمیده. ولی رفته رفته فریرن بیشتر درگیر ارتباطاتش میشه و با درک اینکه زمانی که کنار عزیزانشه چقدر محدوده اهمیتی بیشتری به زمان میده برای همین پرش های داستان از ۵۰۰ سال و ۱۰۰ سال و چند دهه به جایی میرسه که داستان هر روز و هر روز جریان پیدا میکنه و پرتنش میشه. خاطرات و داستان های فریرن در قسمت های ابتدایی سرد و بی روحن و رنگ و احساسات کمی در چهره ها و صداها و همچنین انیمیشن بکار رفته ولی رفته رفته رنگ ها گرمتر میشه، دیالوگها بیشتر میشه و فریرن احساسات بیشتری رو به یاد میاره. همچین چیزاییه که فریرن رو از لحاظ داستان پردازی بشدت قوی میکنه. به هر حال فریرن الفیه که لقب قاتل ارباب شیاطین و جلاد رو داره و اسمش هرجایی بیاد مردم یاد مرگ و خاکسپاری میفتن و باید شخصیت سردی داشته باشه و بعد به کمال برسه و نمیتونه از همون اول خونگرم و شاد بنظر بیاد. اسم انیمه 葬送のフリーレン هست که 葬送 یعنی بدرقه دیگران به کام مرگ، سوسونو فریرن یعنی فریرنِ کشنده یا فریرنِ خاکسپار. به این معنی که فریرن دیگران رو در مسیر مرگ بدرقه میکنه ولی همچنان خودش میمونه و این چند چیز رو میخواد به ما برسونه، اول تنهایی فریرن، بعد ترسناک بودن شخصیتش، و در آخر عمر طولانی و پوچ اون. کندی و کسل کنندگی در روند روایت در ابتدای داستان عمدیه تا ما بتونیم درک بیشتری از شخصیت اصلی یعنی همون فریرن داشته باشیم و بعد با به مرور تندتر و پرتنش کردنش سعی دارن رشد شخصیتی فریرن رو بهمون نشون بدن و نبرد اخر انیمه هم که شاهکاره لطفا بهش زمان بدین و بعد از چند قسمت مطمئنم بهت زده میشید. الکی نیست که همه (بجز پسربچه های دماغو) معتقدن که بهترین انیمه ۲۰۲۴ عه.
❤40😨2