نحوه عضویت در مجمع عمومی انجمن علمی.
🔴 عضویت در مجمع عمومی جهت شرکت در انتخابات و رایدادن الزامی است.
-----------
@utpsaa
🔴 عضویت در مجمع عمومی جهت شرکت در انتخابات و رایدادن الزامی است.
-----------
@utpsaa
«یک فنجان سیاست☕️»
لاقانون اساسی
آیا نظام جمهوری اسلامی کانستیتوشن دارد؟
🖌 علیرضا بابامراد؛ دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه شهید بهشتی
قانون اساسی (کانستیتوشن)، بعنوان کهنترین عنصر در حقوق عمومی، فارغ از سیر تحول و تکامل آن، در تعریفی جامع، که در بردارنده نسخ اولیه آن [از عهد باستان] تا مفهوم مدرن و ترقی یافتهاش باشد، سندی/ اسنادی است که ساختار سیاسی یک اجتماع را تشکیل میدهد. از نمونههای اولیه اسنادی که میتوان به آن لفظ «اساسی» را الحاق کرد، قانون ژوستینین یکم (code of Justinian) یا منشور حکومت مدینه است که حقوق عامه مردم، قواعد آمره و [بعضا] حدود و اختیارات طایفه یا نهادی را مشخص میکند.
در مفهوم مدرن اما قانون اساسی فراتر از اینکه یک نوشته واحد تدوین شده است یا خیر، روح مشخصی دارد. بطور کلی قانون اساسی، پس از فروپاشی هیمنه الوهی پادشاه و بعد از رنسانس، دارای دو کارکرد الف) تعیین اختیارات قوا و بطور دقیق محدود کردن قدرت و اشتقاق آن؛ چنانچه ژرژ بردو عنوان میکند: «قانون اساسی همانند راهرویی است که قدرت از دولت-کشور که صاحب آن [قدرت] است بعنوان عوامل اجراکنندهاش یعنی فرمانروایان منتقل میشود.»(1) و ب) شناسایی حقوق بنیادین افراد آن کشور شد.(2)
قوانین اساسی علاوه بر جسم (قانون اساسی شکلی- در معنای سندی که مرجع صالح و دارای مقبولیت عام طی تشریفاتی به تصویب رسانیده) دارای روح نیز هست (قانون اساسی ماهوی).(3) همانطور که جسم انسان بدون روح، جسدی مرده، بلااستفاده و ناکارآمد است؛ سند قانون اساسی نیز بدون وجود وجوه اساسی در ماهیت خود چنین است. فلسفه وجودی قانون اساسی تحدید قدرت دولت [در معنای عام]، تفکیک قوا و تضمین حقوق فردی و جمعی بطور قراردادی مابین جامعه و قدرت است، بنابراین اگر نوشتهای به صرف داشتن عنوان "قانون اساسی" چنین اهداف و وجوهی را ظاهر نکند، قانون اساسی نیست.
نظریه فقه سیاسی معاصر شیعی در ایران تحت عنوان «ولایت مطلقه فقیه» اساس ساختاری نظام جمهوری اسلامی است. پرسش این است که آیا آنچه که سند قانون اساسی جمهوری اسلامی است، قابلیت دلالت لفظ کانستیتوشن بر خود دارد؟
اسلام و -بواسطه آن- شرع، غالباً دارای وجه محتوایی است و به ندرت دیده میشود خود را در قالب «فرم» عرضه کند؛ بنابراین چنانچه آیتالله خمینی [به درستی] در مصاحبه با خبرنگاران خارجی میگوید: «اصلا اسلام حکومت ندارد».(4) بنابراین ساختار سیاسی در قانون اساسی ج.ا. بنیانی دینی یا الهی ندارد و نتیجتاً قضاوت درخصوص این ساختار باید با سنجههای مدرن حقوق اساسی بررسی گردد.
آنچنان که از ظاهر اصل ۵۷ قانون اساسی بر میآید، تفکیک قوا بعنوان یکی از ارکان کانستیتوشن ذیل سه قوه به رسمیت شناخته شده، اما با نگاه دقیقتر به این اصل، در قانون اساسی دوم مصوب ۱۳۶۸، جمله «زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت» این پرسش را ایجاد میکند که در نظام سیاسی حاکم، نهادهای مقننه، مجریه و قضاییه، سه قوه (branch) مستقلاند یا سه رکن (organ)؟ لفظ «نظر» در برداشتی دموکراتیک، چنانچه بنظر میرسید مقصود آیتالله مطهری و نظر آیتالله منتظری در اواخر زندگی بود، نشان میدهد که ولی فقیه صرفا «ناظر» بر این سه نهاد است و دخالت در امور آن ندارد؛ با اینحال اصل نظریه متفاوت از برداشتهاست. مؤسس این نظریه در کتاب ولایت فقیه خود عنوان میکند که تمام اختیارات حکمرانی و مدیریتی که پیامبر اسلام در دوران حیات داشت، یعنی همه اعمال کشوری و لشکری، در عصر غیبت بر عهده فقیه جامعالشرایط است.(5) از طرف دیگر مشروح مذاکرات قانون اساسی اول و دوم نیز بر این ادعا صحه میگذارد.(6) پس بنابر آنچه که [مختصراً] گفته شد نهاد تقنین، اجرا و قضا در ساختار اساسی کشور، نه قوای مستقل قراردادی بلکه ارکان تفویضیاند.
در حیطه شناسایی و تضمین حقوق بنیادین مانند آزادی عقیده و بیان، تشکلها و تجمعات و... نیز سند اساسی ج.ا. مبهم و ناقص عمل نموده. در این سند، اصل ۴ بحثبرانگیزترین اصل آن است که طیف تفسیرپذیری بالایی در بین طرفداران اسلام سنتی، نوگرا، سکولارها و دیگران دارد. درحالی که یکی از عناصر ذاتی قانون، واضح بودن آن است.(7) در اصول دیگر متضمن حقوق اساسی اشخاص و جماعات مانند اصل ۱۴، ۲۰، ۲۱، ۲۴ و ۲۷ نیز قید مخل مبانی اسلام نبودن یا رعایت موازین اسلامی، محل ابهام و عدم وضوح شده است.
آنچه گفته شد مختصری از وضعیت ساختاری نظام جمهوری اسلامی در پرتو حقوق اساسی بود. نتیجتاً از مطالب گفته شده بنظر میرسد در منطوق حقوقی ساختار حاکم، مفهوم قانون اساسی جنبهای ماهوی و اصیل نداشته و صرفا سندی مصوب است.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#حقوق_و_سیاست
-----------
@utpsaa
لاقانون اساسی
آیا نظام جمهوری اسلامی کانستیتوشن دارد؟
🖌 علیرضا بابامراد؛ دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه شهید بهشتی
قانون اساسی (کانستیتوشن)، بعنوان کهنترین عنصر در حقوق عمومی، فارغ از سیر تحول و تکامل آن، در تعریفی جامع، که در بردارنده نسخ اولیه آن [از عهد باستان] تا مفهوم مدرن و ترقی یافتهاش باشد، سندی/ اسنادی است که ساختار سیاسی یک اجتماع را تشکیل میدهد. از نمونههای اولیه اسنادی که میتوان به آن لفظ «اساسی» را الحاق کرد، قانون ژوستینین یکم (code of Justinian) یا منشور حکومت مدینه است که حقوق عامه مردم، قواعد آمره و [بعضا] حدود و اختیارات طایفه یا نهادی را مشخص میکند.
در مفهوم مدرن اما قانون اساسی فراتر از اینکه یک نوشته واحد تدوین شده است یا خیر، روح مشخصی دارد. بطور کلی قانون اساسی، پس از فروپاشی هیمنه الوهی پادشاه و بعد از رنسانس، دارای دو کارکرد الف) تعیین اختیارات قوا و بطور دقیق محدود کردن قدرت و اشتقاق آن؛ چنانچه ژرژ بردو عنوان میکند: «قانون اساسی همانند راهرویی است که قدرت از دولت-کشور که صاحب آن [قدرت] است بعنوان عوامل اجراکنندهاش یعنی فرمانروایان منتقل میشود.»(1) و ب) شناسایی حقوق بنیادین افراد آن کشور شد.(2)
قوانین اساسی علاوه بر جسم (قانون اساسی شکلی- در معنای سندی که مرجع صالح و دارای مقبولیت عام طی تشریفاتی به تصویب رسانیده) دارای روح نیز هست (قانون اساسی ماهوی).(3) همانطور که جسم انسان بدون روح، جسدی مرده، بلااستفاده و ناکارآمد است؛ سند قانون اساسی نیز بدون وجود وجوه اساسی در ماهیت خود چنین است. فلسفه وجودی قانون اساسی تحدید قدرت دولت [در معنای عام]، تفکیک قوا و تضمین حقوق فردی و جمعی بطور قراردادی مابین جامعه و قدرت است، بنابراین اگر نوشتهای به صرف داشتن عنوان "قانون اساسی" چنین اهداف و وجوهی را ظاهر نکند، قانون اساسی نیست.
نظریه فقه سیاسی معاصر شیعی در ایران تحت عنوان «ولایت مطلقه فقیه» اساس ساختاری نظام جمهوری اسلامی است. پرسش این است که آیا آنچه که سند قانون اساسی جمهوری اسلامی است، قابلیت دلالت لفظ کانستیتوشن بر خود دارد؟
اسلام و -بواسطه آن- شرع، غالباً دارای وجه محتوایی است و به ندرت دیده میشود خود را در قالب «فرم» عرضه کند؛ بنابراین چنانچه آیتالله خمینی [به درستی] در مصاحبه با خبرنگاران خارجی میگوید: «اصلا اسلام حکومت ندارد».(4) بنابراین ساختار سیاسی در قانون اساسی ج.ا. بنیانی دینی یا الهی ندارد و نتیجتاً قضاوت درخصوص این ساختار باید با سنجههای مدرن حقوق اساسی بررسی گردد.
آنچنان که از ظاهر اصل ۵۷ قانون اساسی بر میآید، تفکیک قوا بعنوان یکی از ارکان کانستیتوشن ذیل سه قوه به رسمیت شناخته شده، اما با نگاه دقیقتر به این اصل، در قانون اساسی دوم مصوب ۱۳۶۸، جمله «زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت» این پرسش را ایجاد میکند که در نظام سیاسی حاکم، نهادهای مقننه، مجریه و قضاییه، سه قوه (branch) مستقلاند یا سه رکن (organ)؟ لفظ «نظر» در برداشتی دموکراتیک، چنانچه بنظر میرسید مقصود آیتالله مطهری و نظر آیتالله منتظری در اواخر زندگی بود، نشان میدهد که ولی فقیه صرفا «ناظر» بر این سه نهاد است و دخالت در امور آن ندارد؛ با اینحال اصل نظریه متفاوت از برداشتهاست. مؤسس این نظریه در کتاب ولایت فقیه خود عنوان میکند که تمام اختیارات حکمرانی و مدیریتی که پیامبر اسلام در دوران حیات داشت، یعنی همه اعمال کشوری و لشکری، در عصر غیبت بر عهده فقیه جامعالشرایط است.(5) از طرف دیگر مشروح مذاکرات قانون اساسی اول و دوم نیز بر این ادعا صحه میگذارد.(6) پس بنابر آنچه که [مختصراً] گفته شد نهاد تقنین، اجرا و قضا در ساختار اساسی کشور، نه قوای مستقل قراردادی بلکه ارکان تفویضیاند.
در حیطه شناسایی و تضمین حقوق بنیادین مانند آزادی عقیده و بیان، تشکلها و تجمعات و... نیز سند اساسی ج.ا. مبهم و ناقص عمل نموده. در این سند، اصل ۴ بحثبرانگیزترین اصل آن است که طیف تفسیرپذیری بالایی در بین طرفداران اسلام سنتی، نوگرا، سکولارها و دیگران دارد. درحالی که یکی از عناصر ذاتی قانون، واضح بودن آن است.(7) در اصول دیگر متضمن حقوق اساسی اشخاص و جماعات مانند اصل ۱۴، ۲۰، ۲۱، ۲۴ و ۲۷ نیز قید مخل مبانی اسلام نبودن یا رعایت موازین اسلامی، محل ابهام و عدم وضوح شده است.
آنچه گفته شد مختصری از وضعیت ساختاری نظام جمهوری اسلامی در پرتو حقوق اساسی بود. نتیجتاً از مطالب گفته شده بنظر میرسد در منطوق حقوقی ساختار حاکم، مفهوم قانون اساسی جنبهای ماهوی و اصیل نداشته و صرفا سندی مصوب است.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#حقوق_و_سیاست
-----------
@utpsaa
مآخذ:
1. به نقل از؛ قاضی، ابوالفضل، «قانون اساسی» سیر مفهوم و منطوق از دید تطبیقی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران (1371)، شماره 28
2. Barendt, Eric, (1998), An Introduction to Constitutional Law, U.K: Oxford University Press
3. نک؛ قاضی، ابوالفضل، (1400)، بایستههای حقوق اساسی، تهران: میزان، چاپ شصت و دوم
4. خمینی، روحالله، (1279-1368)، صحیفه امام، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
5. ر.ک؛ خمینی، روحالله، (1400)، ولایت فقیه، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سی و چهارم
6. اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، (1364)، صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: چاپخانه مجلس شورای اسلامی، ج1 و ج3
7. برای بررسی بیشتر ر.ک؛ راسخ، محمد، مجلس و پژوهش، (1385)، سال 13، شماره 51، صحفه 13-40
-----------
@utpsaa
1. به نقل از؛ قاضی، ابوالفضل، «قانون اساسی» سیر مفهوم و منطوق از دید تطبیقی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران (1371)، شماره 28
2. Barendt, Eric, (1998), An Introduction to Constitutional Law, U.K: Oxford University Press
3. نک؛ قاضی، ابوالفضل، (1400)، بایستههای حقوق اساسی، تهران: میزان، چاپ شصت و دوم
4. خمینی، روحالله، (1279-1368)، صحیفه امام، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
5. ر.ک؛ خمینی، روحالله، (1400)، ولایت فقیه، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سی و چهارم
6. اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، (1364)، صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: چاپخانه مجلس شورای اسلامی، ج1 و ج3
7. برای بررسی بیشتر ر.ک؛ راسخ، محمد، مجلس و پژوهش، (1385)، سال 13، شماره 51، صحفه 13-40
-----------
@utpsaa
«یک فنجان سیاست☕️»
پساساختارگرایی، طلوع گفتمانی انتقادی
🖌امیرحسین نجفی فرد- دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه محقق اردبیلی
سیاست، پدیدهای دینامیک و مجموعهای مملوء از تعاریف، تعابیر و مفروضات مرتبط و درهم تنیدهای متشکل از قوانین، ارزشها، هنجارها، رفتارها، ارتباطات، ایدئولوژیهای پیچیده با ایدئولوگهای کاریزماتیک بوده و منازعه بر سر چگونگی استخراج و توزیع منافع با توسل برقدرت توسط حکومت منتخب شهروندان در سیستم سیاسی خاص هسته سیاست را تشکیل می دهد.
سیاست، جدای از پارادایمهایی که مهمترین ارکان سیاست را تشکیل میدهند، در بطن خود، پرورش دهنده گفتمانهایی است که جایگاهی ویژه را در عرصه مباحثات سیاسی اشغال کردند. چنانکه هر سوژه، گفتمانی منحصر به فرد خود را ترسیم کرده و در تلاش برای گفتمان سازی است و تمامی مفاهیم، مفروضات و... تنها بازتابی از گفتمان سوژهها است.
هر ایدئولوژی، دارای گفتمانی خاص بوده و هر گفتمان نیز متشکل از "دال مرکزی خاص" و "مفصل بندی ویژهاي" است. چنانکه این مفصل بندی معنا و مفهوم خود را از دال مرکزی گرفته و با تغییر دال مرکزی نیز تغییر مییابد. گفتمان هیچگاه پدیدهای متصلب و ایستا نبوده و پدیدهای نسبی است که با تغییرش، ایدئولوگ و ایدئولوژی ها نیز تغییر یافته و شکلی نو به خود میگیرند.
گفتمان رئالیستی " قدرت" را به عنوان دال مرکزی گفتمان خود قرار داد است، گفتمان آنارشیستی، نیز از سوی دیگر نفی "اجبار و زور" را به عنوان دال مرکزی گفتمان خود قرار داده و در نهایت گفتمان لیبرالیستی با قرار دادن "آزادی" به عنوان دال مرکزی بر سایر مفصل بندی های تشکیل دهنده خود یعنی حاکمیت قانون در چارچوب آزادی، دموکراسی، تساهل و تسامح جهت میدهد.
اما در میان گفتمانها، شاید گفتمان پساساختارگرایی از منظر اندیشمندان علوم سیاسی داراي جایگاهی ویژه باشد.
پساساختارگرایی، نام جنبشی وسیع در فلسفه بود که در دهه 1960 آغاز شد که نه تنها در فلسفه، بلکه مجموعه وسیع تری از علوم از جمله: سیاست، ادبیات، هنر، تاریخ و جامعه شناسی را تحت سلطه خود گرفت و تحت تاثیر قرارداد.
درحقیقت "پساساختارگرایی" با مجموعهای از فیلسوفان و نظریهپردازان انتقادی اواسط قرن بیستم فرانسوی و قارهای شناخته میشود که چنانکه گفتیم دردهههای 1960 و 1970 به شهرت بین المللی رسیدند.
اما این تأثیر به موضوعی مهم و بحث برانگیز میان اندیشمندان علوم اجتماعی مبدل شد زیرا پساساختارگرایی، اغلب به عنوان یک {موضع انتقادی} در نظر گرفته میشود؛ برای مثال، اندیشمندان پساساختارگرا به نقد علوم و ارزشهایاخلاقی تثبیت شده میپردازند، آنان همچنین به سبب تاکید بر گفتمان، "پویایی" را صفت بارز سیاست تلقی نموده و سیاست را حاصل چالش و جدال گفتمانها تلقی نمودند.
"ساختارگرایی" و "پساساختارگرایی" هر دو در اصل بر گسترش مفاهیم سیاسی، فلسفی، ادبی، زیباییشناختی قاره اروپا که در نیمه دوم قرن بیستم توسعه یافت تاکید دارند.
پساساختارگرایی به موجب رابطهاش با (ساختارگرایی) یعنی گفتمان پیش از خود تعریف میشود. پساساختارگرایی، مرحله بعد از ساختارگرایی است و ساختارگرایی نیز حاصل ادغام زبان شناسی " فردیناند دوسوسور" (۱۸۵۷-۱۹۱۳)، فلسفه ایمانوئل کانت، جامعهشناسی (امیل دورکیم) و (آگوست کنت) و مردم شناسی فرانسوی و انگلیسی میباشد.
پساساختارگرایان از مفاهیم هنجاری در فلسفه
کلاسیک و چرخش زبانی (یعنی ارزیابی مجدد زبان در نظریه های دانش)، پدیدار شناسی و هرمنوتیک به طور یکسان استفاده میکنند؛ پساساختارگرایی، در اصل جنبش فکری است که استدلال میکند با استفاده از زبان شناسی،(ساختاری که از زبان الگوبرداری) شده میتوان فرهنگ بشری را درک نمود؛ نویسندگان پساساختارگرا، نقدهای متفاوتی از ساختارگرایی ارائه میکنند، اما تمامی آنان در "رد خودکفایی ساختارگرایی" اتفاق نظر دارند.
از مهمترین ایدئولوگ های پساساختارگرا
میتوان به میشل فوکو(۱۹۸۴-۱۹۲۶)، ژیل دلوز (۱۹۹۵-۱۹۲۵)، ژاک دریدا (۲۰۰۴-۱۹۳۰)، جودیت باتلر (۱۹۵۶)، ژانبودریار (۲۰۰۷-۱۹۲۹) و جولیا کریستوا (۱۹۶۷) نام برد؛ البته این نکته را باید یادآوری نمود که بسیاری از نظریه پردازانی که برچسب «پساساختارگرایی»،خوردهاند، این برچسب را رد کردهاند.
از منظر معرفت شناختی، پساساختارگرایی درصدد پاسخ دادن به این پرسش انسان امروز است که چگونه میتوان با پذیرفتن گرایشهای معاصر نسبت به معرفتشناسی هرمنوتیکی نئو-ایدئالیستی نسبت به روشهای پدیدار شناختی یا هرمنوتیک بنیادی با تعهد به مطالعه امور خاص و متنوع-همراه با این نکته که دانش در اشکال جدیدتر و ژرف تر با قدرت پیوند خورده است-به مطالعه پرداخت (۱).
پی نوشت
(۱) تاجیک محمدرضا، پساساختارگرایی و روش،۱۳۸۶، پرتال جامع علوم انسانی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#اندیشه_سیاسی
---------
@utpsaa
پساساختارگرایی، طلوع گفتمانی انتقادی
🖌امیرحسین نجفی فرد- دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه محقق اردبیلی
سیاست، پدیدهای دینامیک و مجموعهای مملوء از تعاریف، تعابیر و مفروضات مرتبط و درهم تنیدهای متشکل از قوانین، ارزشها، هنجارها، رفتارها، ارتباطات، ایدئولوژیهای پیچیده با ایدئولوگهای کاریزماتیک بوده و منازعه بر سر چگونگی استخراج و توزیع منافع با توسل برقدرت توسط حکومت منتخب شهروندان در سیستم سیاسی خاص هسته سیاست را تشکیل می دهد.
سیاست، جدای از پارادایمهایی که مهمترین ارکان سیاست را تشکیل میدهند، در بطن خود، پرورش دهنده گفتمانهایی است که جایگاهی ویژه را در عرصه مباحثات سیاسی اشغال کردند. چنانکه هر سوژه، گفتمانی منحصر به فرد خود را ترسیم کرده و در تلاش برای گفتمان سازی است و تمامی مفاهیم، مفروضات و... تنها بازتابی از گفتمان سوژهها است.
هر ایدئولوژی، دارای گفتمانی خاص بوده و هر گفتمان نیز متشکل از "دال مرکزی خاص" و "مفصل بندی ویژهاي" است. چنانکه این مفصل بندی معنا و مفهوم خود را از دال مرکزی گرفته و با تغییر دال مرکزی نیز تغییر مییابد. گفتمان هیچگاه پدیدهای متصلب و ایستا نبوده و پدیدهای نسبی است که با تغییرش، ایدئولوگ و ایدئولوژی ها نیز تغییر یافته و شکلی نو به خود میگیرند.
گفتمان رئالیستی " قدرت" را به عنوان دال مرکزی گفتمان خود قرار داد است، گفتمان آنارشیستی، نیز از سوی دیگر نفی "اجبار و زور" را به عنوان دال مرکزی گفتمان خود قرار داده و در نهایت گفتمان لیبرالیستی با قرار دادن "آزادی" به عنوان دال مرکزی بر سایر مفصل بندی های تشکیل دهنده خود یعنی حاکمیت قانون در چارچوب آزادی، دموکراسی، تساهل و تسامح جهت میدهد.
اما در میان گفتمانها، شاید گفتمان پساساختارگرایی از منظر اندیشمندان علوم سیاسی داراي جایگاهی ویژه باشد.
پساساختارگرایی، نام جنبشی وسیع در فلسفه بود که در دهه 1960 آغاز شد که نه تنها در فلسفه، بلکه مجموعه وسیع تری از علوم از جمله: سیاست، ادبیات، هنر، تاریخ و جامعه شناسی را تحت سلطه خود گرفت و تحت تاثیر قرارداد.
درحقیقت "پساساختارگرایی" با مجموعهای از فیلسوفان و نظریهپردازان انتقادی اواسط قرن بیستم فرانسوی و قارهای شناخته میشود که چنانکه گفتیم دردهههای 1960 و 1970 به شهرت بین المللی رسیدند.
اما این تأثیر به موضوعی مهم و بحث برانگیز میان اندیشمندان علوم اجتماعی مبدل شد زیرا پساساختارگرایی، اغلب به عنوان یک {موضع انتقادی} در نظر گرفته میشود؛ برای مثال، اندیشمندان پساساختارگرا به نقد علوم و ارزشهایاخلاقی تثبیت شده میپردازند، آنان همچنین به سبب تاکید بر گفتمان، "پویایی" را صفت بارز سیاست تلقی نموده و سیاست را حاصل چالش و جدال گفتمانها تلقی نمودند.
"ساختارگرایی" و "پساساختارگرایی" هر دو در اصل بر گسترش مفاهیم سیاسی، فلسفی، ادبی، زیباییشناختی قاره اروپا که در نیمه دوم قرن بیستم توسعه یافت تاکید دارند.
پساساختارگرایی به موجب رابطهاش با (ساختارگرایی) یعنی گفتمان پیش از خود تعریف میشود. پساساختارگرایی، مرحله بعد از ساختارگرایی است و ساختارگرایی نیز حاصل ادغام زبان شناسی " فردیناند دوسوسور" (۱۸۵۷-۱۹۱۳)، فلسفه ایمانوئل کانت، جامعهشناسی (امیل دورکیم) و (آگوست کنت) و مردم شناسی فرانسوی و انگلیسی میباشد.
پساساختارگرایان از مفاهیم هنجاری در فلسفه
کلاسیک و چرخش زبانی (یعنی ارزیابی مجدد زبان در نظریه های دانش)، پدیدار شناسی و هرمنوتیک به طور یکسان استفاده میکنند؛ پساساختارگرایی، در اصل جنبش فکری است که استدلال میکند با استفاده از زبان شناسی،(ساختاری که از زبان الگوبرداری) شده میتوان فرهنگ بشری را درک نمود؛ نویسندگان پساساختارگرا، نقدهای متفاوتی از ساختارگرایی ارائه میکنند، اما تمامی آنان در "رد خودکفایی ساختارگرایی" اتفاق نظر دارند.
از مهمترین ایدئولوگ های پساساختارگرا
میتوان به میشل فوکو(۱۹۸۴-۱۹۲۶)، ژیل دلوز (۱۹۹۵-۱۹۲۵)، ژاک دریدا (۲۰۰۴-۱۹۳۰)، جودیت باتلر (۱۹۵۶)، ژانبودریار (۲۰۰۷-۱۹۲۹) و جولیا کریستوا (۱۹۶۷) نام برد؛ البته این نکته را باید یادآوری نمود که بسیاری از نظریه پردازانی که برچسب «پساساختارگرایی»،خوردهاند، این برچسب را رد کردهاند.
از منظر معرفت شناختی، پساساختارگرایی درصدد پاسخ دادن به این پرسش انسان امروز است که چگونه میتوان با پذیرفتن گرایشهای معاصر نسبت به معرفتشناسی هرمنوتیکی نئو-ایدئالیستی نسبت به روشهای پدیدار شناختی یا هرمنوتیک بنیادی با تعهد به مطالعه امور خاص و متنوع-همراه با این نکته که دانش در اشکال جدیدتر و ژرف تر با قدرت پیوند خورده است-به مطالعه پرداخت (۱).
پی نوشت
(۱) تاجیک محمدرضا، پساساختارگرایی و روش،۱۳۸۶، پرتال جامع علوم انسانی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#اندیشه_سیاسی
---------
@utpsaa
✅ انجمن علمی علومسیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
نشست «بررسی معنای سینمای سیاسی»
میهمان:
امین حامیخواه
پژوهشگر فلسفه و سینما
زمان: دوشنبه یازدهم اردیبهشتماه ساعت ۱۴:۳۰
مکان: دانشکده حقوق و علومسیاسی، طبقه اول، سالن حمید عنایت
--------
@utpsaa
نشست «بررسی معنای سینمای سیاسی»
میهمان:
امین حامیخواه
پژوهشگر فلسفه و سینما
زمان: دوشنبه یازدهم اردیبهشتماه ساعت ۱۴:۳۰
مکان: دانشکده حقوق و علومسیاسی، طبقه اول، سالن حمید عنایت
--------
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅ انجمن علمی علومسیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند: نشست «بررسی معنای سینمای سیاسی» میهمان: امین حامیخواه پژوهشگر فلسفه و سینما زمان: دوشنبه یازدهم اردیبهشتماه ساعت ۱۴:۳۰ مکان: دانشکده حقوق و علومسیاسی، طبقه اول، سالن حمید عنایت -------- @utpsaa
✅نشست "بررسی معنای سینمای سیاسی" تا دقایقی دیگر آغاز خواهد شد
برای حضور به صورت مجازی میتوانید از طریق لایو صفحه اینستاگرام انجمن، نشست را مشاهده کنید:
https://instagram.com/utpsaa?igshid=ZDdkNTZiNTM=
برای حضور به صورت مجازی میتوانید از طریق لایو صفحه اینستاگرام انجمن، نشست را مشاهده کنید:
https://instagram.com/utpsaa?igshid=ZDdkNTZiNTM=
«یک فنجان سیاست☕️»
جایگاه فرهنگ و تاریخ در تحلیلهای سیاسی
🖌 علی شاکریان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
در فرهنگ معین، تحلیل به معنای حلکردن، تجزیهکردن، روا شمردن و حلال کردن آمده است. در فرهنگ عمید نیز این لغت بهعنوان اسم مصدر عربی آمده که به معنای حلکردن، گشودن، حلکردن غذا در معده است و در قدیم به معنای حلالکردن و رواشمردن نیز بهکار برده میشد. امروزه تحلیل به معنای حلکردن مسئله بهکار میرود. این حل کردن مسئله میتواند تببیین یک موضوع هم باشد. یک تحلیلگر بیش از آنکه درصدد پاسخ دادن به سوالات و حل مسائل پیچیده باشد، به دنبال کشف حقایق و درک واقعیتهایی است که به هر دلیل، به نظر دیگران نمیرسد یا کسانی خواستهاند از نگاه مردم پوشیده بماند. در حالتی دیگر، ممکن است تحلیلگر با یک موضوع کشفشده روبهرو شود، اما به دلیل پیچیدگی موضوع برای مخاطبان عام، لازم است با استفاده از تخصص خود، موضوع پیچیده را از طریق تجزیه و تحلیلکردن ساده کند.
یکی از انواع تحلیلها، تحلیل سیاسی است که تحلیلگر با استفاده از آن، به تشریح و تبیین موضوعهای پیچیده و یا ناشناخته در حوزهی مسائل سیاسی میپردازد. هدف تحلیل سیاسی یا پاسخدادن به پرسشهای بیجواب مسائل سیاسی روز است و یا بررسی تحولات و پدیدههای سیاسی که در گذشته (ولو اندکی قبل) اتفاق افتاده، اما آثار و نتایج آنها هنوز وجود دارند و بر تحولات روز اثرگذار هستند.
از مهمترین مقولات در تحلیلهای سیاسی گردآوری اطلاعات است. اطلاعات پایه تحلیل سیاسی است و تحلیلی که بر پایه اطلاعات «نادرست» و یا «ناقص» باشد به بررسی و پاسخ درست منتهی نخواهد شد. گاهی نقص در اطلاعات لازم نه به دلیل کمتجربگی تحلیلگران بلکه به واسطه «عدم توجه» صورت میگیرد. از مواردی که کمتر در تحلیلها بدان توجه میشود، ولی نقش اساسی در تحولات دارند، فرهنگ و تاریخ هستند.
در میان دانشجویان فرهنگ سیاسی، مقبولترین تعریف از فرهنگ این است: «فرهنگ ترکیبی از ارزشها، اعتقادات، هنجارها و فرضیهها است: یعنی محصولات ذهنی.» آیا میتوان سیاست را بدون این موارد در نظر گرفت؟ میتوان اذعان کرد فرهنگ است که ما را توانمند میکند تا سیاسی شویم. در واقع فرهنگ امری زمینهای برای سیاست نیست، امری ضروری است. بنابراین علوم سیاسی در ارتباط با فرهنگ است. با درنظرگرفتن جایگاه عناصر فرهنگ شامل ارزشها، اعتقادات، هنجارها و فرضیهها در چارچوب فرهنگهای اسلام، مسیحیت، ارزشهای آسیایی، مفهوم اطمینان در ژاپن و... چرایی برخی تصمیمات را بهتر میتوان درک کرد. به عنوان نمونه سنت مسیحی انسانمحور است و توجیه حفاظت از محیطزیست، تنها میتواند "مدیریت منابع" باشد. در مقابل دیدگاه توحیدی اسلام، محیطزیست را نشانه و آیت خداوند میداند و آسیب به آن را حقالناس به حساب میآورد. تاریخ و نقش آن مورد دیگری است که کمتر مورد توجه تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است.
تاریخ به مجموعه رویدادها در ابعاد گوناگونی اطلاق میشود که در چارچوب زمان و مکان زندگی بشر در زمانهای پیشین اتفاق افتاده و اندیشهها، کردارها و عملکردها و همچنین پیامدهای مادی و معنوی آنها بر جوامع انسانی حائز اهمیت میباشند. این اهمیت از آنجا ناشی میشود که ما میتوانیم نوع مشابهی از بحث را در مورد تاریخ بسیاری از از پدیدههای سیاسی دنبال کنیم؛ پس نتیجهگیری موضوع مشابهی است. هر پدیده سیاسی مهمی در تاریخ زندگی میکند و از لحاظ تاریخی نیازمند تحلیل لازم است تا توضیح مناسبی ارائه شود.
در سطح بینالملل شاهد مفاهیمی همچون دولت دستنشانده، جنگ نیابتی، تقسیم حوزه نفوذ و ایجاد منطقه حائل هستیم. این موارد در اصل «مفاهیم» جدیدی نیستند و از قرنها پیش مورد توجه فرماندهان و سیاستمداران بودهاند؛ به عنوان مثال در چند سده رقابت میان اشکانیان و رومیان بر سر منطقه ارمنستان، سالها جنگ نیابتی بین دو گروه از اعراب در این منطقه در جریان بود. در سطح ملی نیز میتوان بررسی تطبیقی سرگذشت جمهوری اسلامی و حکومت علوی را عنوان کرد؛ از جمله ریزش یا چرخش فکری عدهای از سردمداران و دستاندازیهایی که صورت میگرفت و به نام حکومت اسلامی تمام میشد. پس میتوان روند، پیامدها و سایر ابعاد مسائل سیاسی روز را در موارد مشابه تاریخی جستوجو کرد.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
---------
@utpsaa
جایگاه فرهنگ و تاریخ در تحلیلهای سیاسی
🖌 علی شاکریان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
در فرهنگ معین، تحلیل به معنای حلکردن، تجزیهکردن، روا شمردن و حلال کردن آمده است. در فرهنگ عمید نیز این لغت بهعنوان اسم مصدر عربی آمده که به معنای حلکردن، گشودن، حلکردن غذا در معده است و در قدیم به معنای حلالکردن و رواشمردن نیز بهکار برده میشد. امروزه تحلیل به معنای حلکردن مسئله بهکار میرود. این حل کردن مسئله میتواند تببیین یک موضوع هم باشد. یک تحلیلگر بیش از آنکه درصدد پاسخ دادن به سوالات و حل مسائل پیچیده باشد، به دنبال کشف حقایق و درک واقعیتهایی است که به هر دلیل، به نظر دیگران نمیرسد یا کسانی خواستهاند از نگاه مردم پوشیده بماند. در حالتی دیگر، ممکن است تحلیلگر با یک موضوع کشفشده روبهرو شود، اما به دلیل پیچیدگی موضوع برای مخاطبان عام، لازم است با استفاده از تخصص خود، موضوع پیچیده را از طریق تجزیه و تحلیلکردن ساده کند.
یکی از انواع تحلیلها، تحلیل سیاسی است که تحلیلگر با استفاده از آن، به تشریح و تبیین موضوعهای پیچیده و یا ناشناخته در حوزهی مسائل سیاسی میپردازد. هدف تحلیل سیاسی یا پاسخدادن به پرسشهای بیجواب مسائل سیاسی روز است و یا بررسی تحولات و پدیدههای سیاسی که در گذشته (ولو اندکی قبل) اتفاق افتاده، اما آثار و نتایج آنها هنوز وجود دارند و بر تحولات روز اثرگذار هستند.
از مهمترین مقولات در تحلیلهای سیاسی گردآوری اطلاعات است. اطلاعات پایه تحلیل سیاسی است و تحلیلی که بر پایه اطلاعات «نادرست» و یا «ناقص» باشد به بررسی و پاسخ درست منتهی نخواهد شد. گاهی نقص در اطلاعات لازم نه به دلیل کمتجربگی تحلیلگران بلکه به واسطه «عدم توجه» صورت میگیرد. از مواردی که کمتر در تحلیلها بدان توجه میشود، ولی نقش اساسی در تحولات دارند، فرهنگ و تاریخ هستند.
در میان دانشجویان فرهنگ سیاسی، مقبولترین تعریف از فرهنگ این است: «فرهنگ ترکیبی از ارزشها، اعتقادات، هنجارها و فرضیهها است: یعنی محصولات ذهنی.» آیا میتوان سیاست را بدون این موارد در نظر گرفت؟ میتوان اذعان کرد فرهنگ است که ما را توانمند میکند تا سیاسی شویم. در واقع فرهنگ امری زمینهای برای سیاست نیست، امری ضروری است. بنابراین علوم سیاسی در ارتباط با فرهنگ است. با درنظرگرفتن جایگاه عناصر فرهنگ شامل ارزشها، اعتقادات، هنجارها و فرضیهها در چارچوب فرهنگهای اسلام، مسیحیت، ارزشهای آسیایی، مفهوم اطمینان در ژاپن و... چرایی برخی تصمیمات را بهتر میتوان درک کرد. به عنوان نمونه سنت مسیحی انسانمحور است و توجیه حفاظت از محیطزیست، تنها میتواند "مدیریت منابع" باشد. در مقابل دیدگاه توحیدی اسلام، محیطزیست را نشانه و آیت خداوند میداند و آسیب به آن را حقالناس به حساب میآورد. تاریخ و نقش آن مورد دیگری است که کمتر مورد توجه تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است.
تاریخ به مجموعه رویدادها در ابعاد گوناگونی اطلاق میشود که در چارچوب زمان و مکان زندگی بشر در زمانهای پیشین اتفاق افتاده و اندیشهها، کردارها و عملکردها و همچنین پیامدهای مادی و معنوی آنها بر جوامع انسانی حائز اهمیت میباشند. این اهمیت از آنجا ناشی میشود که ما میتوانیم نوع مشابهی از بحث را در مورد تاریخ بسیاری از از پدیدههای سیاسی دنبال کنیم؛ پس نتیجهگیری موضوع مشابهی است. هر پدیده سیاسی مهمی در تاریخ زندگی میکند و از لحاظ تاریخی نیازمند تحلیل لازم است تا توضیح مناسبی ارائه شود.
در سطح بینالملل شاهد مفاهیمی همچون دولت دستنشانده، جنگ نیابتی، تقسیم حوزه نفوذ و ایجاد منطقه حائل هستیم. این موارد در اصل «مفاهیم» جدیدی نیستند و از قرنها پیش مورد توجه فرماندهان و سیاستمداران بودهاند؛ به عنوان مثال در چند سده رقابت میان اشکانیان و رومیان بر سر منطقه ارمنستان، سالها جنگ نیابتی بین دو گروه از اعراب در این منطقه در جریان بود. در سطح ملی نیز میتوان بررسی تطبیقی سرگذشت جمهوری اسلامی و حکومت علوی را عنوان کرد؛ از جمله ریزش یا چرخش فکری عدهای از سردمداران و دستاندازیهایی که صورت میگرفت و به نام حکومت اسلامی تمام میشد. پس میتوان روند، پیامدها و سایر ابعاد مسائل سیاسی روز را در موارد مشابه تاریخی جستوجو کرد.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
---------
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
«یک فنجان سیاست☕️» جایگاه فرهنگ و تاریخ در تحلیلهای سیاسی 🖌 علی شاکریان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران در فرهنگ معین، تحلیل به معنای حلکردن، تجزیهکردن، روا شمردن و حلال کردن آمده است. در فرهنگ عمید نیز این لغت بهعنوان اسم…
«یک فنجان سیاست☕️»
جایگاه فرهنگ و تاریخ در تحلیلهای سیاسی
🖌علی شاکریان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
🔻بخش دوم
دلیل بعدی اهمیت تاریخ این نکته است که برخی از فرآیندها «بلندمدت» هستند و برخی یا همه ویژگیهای فرآیند، خارج از مشاهدات هر تحلیلگر انسانی مربوط اتفاق میافتد و بنابراین نیازمند بازسازی تاریخی است. این بینش پروسهمحوری نقطه مقابل پروژهمحوری است و به گذر زمان و زمینهها نیز توجه دارد. به عنوان مثال نظام دومجلسی، که برخی کشورها از انگلستان آن را به عاریت گرفتند، بیش از صد و پنجاه سال زمان نیاز داشت تا تثبیت شود. همینطور جابهجایی ارتشهای خصوصی، چریکها و گروههای مزدور با ارتشهای حرفهای چندین قرن به طول انجامید. پس در هرصورت باید فرآیند بهطور کامل (در همان بازه زمانی یا محدودتر و یا حتی طولانیتر) تداوم داشته باشد.
پس آیا باید تحلیگران تغییر رویه بدهند؟ آیا نگاه به تاریخ و گذشته مانع نگاه به آینده و ایجاد اصلاحات نمیشود؟ همانطوری که تحلیل تحولات دولت و جنبشهای اجتماعی نشان میدهد، دانشمندان علوم سیاسی باید به توضیح فرآیندها، نهادها و پیشامدها ادامه دهند. با این وجود برای انجام این کار به شکل موثرتر لازم است که نقش فرهنگ و تاریخ به شکل جدیتری موردملاحظه قرار گیرد.
منابع و ماخذ:
1. گودین، رابرت ای و تیلی، چارلز. (1389). تحلیل سیاسی با تکیه بر شرایط و زمینهها. ترجمه رضا سیمبر. تهران: دانشگاه امام صادق (ع).
2. بهشتیپور، حسن. (1400). آموزش گام به گام روشهای تحلیل سیاسی. چاپ چهارم. تهران: سروش.
3. هوشیسادات، محمد. (1399). تاریخ سیاسی – اجتماعی خاورمیانه. چاپ سوم. تهران: دانشگاه تهران.
4. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد. (1401). ترجمه الغارات. ترجمه سید محمود زارعی. تهران: بیان معنوی.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
---------
@utpsaa
جایگاه فرهنگ و تاریخ در تحلیلهای سیاسی
🖌علی شاکریان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
🔻بخش دوم
دلیل بعدی اهمیت تاریخ این نکته است که برخی از فرآیندها «بلندمدت» هستند و برخی یا همه ویژگیهای فرآیند، خارج از مشاهدات هر تحلیلگر انسانی مربوط اتفاق میافتد و بنابراین نیازمند بازسازی تاریخی است. این بینش پروسهمحوری نقطه مقابل پروژهمحوری است و به گذر زمان و زمینهها نیز توجه دارد. به عنوان مثال نظام دومجلسی، که برخی کشورها از انگلستان آن را به عاریت گرفتند، بیش از صد و پنجاه سال زمان نیاز داشت تا تثبیت شود. همینطور جابهجایی ارتشهای خصوصی، چریکها و گروههای مزدور با ارتشهای حرفهای چندین قرن به طول انجامید. پس در هرصورت باید فرآیند بهطور کامل (در همان بازه زمانی یا محدودتر و یا حتی طولانیتر) تداوم داشته باشد.
پس آیا باید تحلیگران تغییر رویه بدهند؟ آیا نگاه به تاریخ و گذشته مانع نگاه به آینده و ایجاد اصلاحات نمیشود؟ همانطوری که تحلیل تحولات دولت و جنبشهای اجتماعی نشان میدهد، دانشمندان علوم سیاسی باید به توضیح فرآیندها، نهادها و پیشامدها ادامه دهند. با این وجود برای انجام این کار به شکل موثرتر لازم است که نقش فرهنگ و تاریخ به شکل جدیتری موردملاحظه قرار گیرد.
منابع و ماخذ:
1. گودین، رابرت ای و تیلی، چارلز. (1389). تحلیل سیاسی با تکیه بر شرایط و زمینهها. ترجمه رضا سیمبر. تهران: دانشگاه امام صادق (ع).
2. بهشتیپور، حسن. (1400). آموزش گام به گام روشهای تحلیل سیاسی. چاپ چهارم. تهران: سروش.
3. هوشیسادات، محمد. (1399). تاریخ سیاسی – اجتماعی خاورمیانه. چاپ سوم. تهران: دانشگاه تهران.
4. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد. (1401). ترجمه الغارات. ترجمه سید محمود زارعی. تهران: بیان معنوی.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
---------
@utpsaa
✅ انجمن علمی علومسیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
نشست «مبادی مابعدالطبیعه سدههای میانه، بنیانهای اندیشه جهان مدرن»
مدرنیته تا چه میزان وامدار عصری است که آن را تاریک میخواند؟
باحضور:
بهنام اکبری
پژوهشگر فلسفه و مترجم متون قرون وسطا
زمان: شنبه ۲۳ اردیبهشت ماه ساعت ۱۶
مکان: دانشکده حقوق و علومسیاسی، طبقه اول، سالن درودیان
برای ثبتنام و صدور گواهی حضور به آیدی زیر پیام دهید:
@Amir_Nia_Telegram
---------
@utpsaa
نشست «مبادی مابعدالطبیعه سدههای میانه، بنیانهای اندیشه جهان مدرن»
مدرنیته تا چه میزان وامدار عصری است که آن را تاریک میخواند؟
باحضور:
بهنام اکبری
پژوهشگر فلسفه و مترجم متون قرون وسطا
زمان: شنبه ۲۳ اردیبهشت ماه ساعت ۱۶
مکان: دانشکده حقوق و علومسیاسی، طبقه اول، سالن درودیان
برای ثبتنام و صدور گواهی حضور به آیدی زیر پیام دهید:
@Amir_Nia_Telegram
---------
@utpsaa
✅انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
دورههای زبان فرانسه🇫🇷
🔻کلاس A1.2
تعداد جلسات: ۱۸ جلسه
⏰روزهای شنبه و دوشنبه - ساعت ۱۸
شروع کلاس از ۱ خردادماه
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
هزینهی شرکت در دوره برای دانشجوهای دانشکده حقوق و علوم سیاسی ۴۰۰ هزار تومان و سایرین ۴۵۰ هزار تومان میباشد.
• دانشجویان دانشکده برای برخورداری از تخفیف، بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال کنند.
🔸 آموزش به صورت مجازی و در گوگلمیت خواهد بود.
نمونه تدریس مدرس:
نمونه نخست
نمونه دوم
صرف افعال باقاعده
برای ثبتنام به آیدی زیر پیام دهید:
@HemilaYavarnezhad
@UTPSAA
دورههای زبان فرانسه🇫🇷
🔻کلاس A1.2
تعداد جلسات: ۱۸ جلسه
⏰روزهای شنبه و دوشنبه - ساعت ۱۸
شروع کلاس از ۱ خردادماه
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
هزینهی شرکت در دوره برای دانشجوهای دانشکده حقوق و علوم سیاسی ۴۰۰ هزار تومان و سایرین ۴۵۰ هزار تومان میباشد.
• دانشجویان دانشکده برای برخورداری از تخفیف، بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال کنند.
🔸 آموزش به صورت مجازی و در گوگلمیت خواهد بود.
نمونه تدریس مدرس:
نمونه نخست
نمونه دوم
صرف افعال باقاعده
برای ثبتنام به آیدی زیر پیام دهید:
@HemilaYavarnezhad
@UTPSAA
YouTube
آموزش زبان فرانسوی از مقطع مبتدی جلسه اول
آموزش زبان فرانسوی با استاد کاویانی
#paris #فرانسوی #زبان_فرانسوی #مهاجرت_تحصیلی_#دانشگاه_فرانسه #فرانسه #germany #learn_germany #پاریس
#paris #فرانسوی #زبان_فرانسوی #مهاجرت_تحصیلی_#دانشگاه_فرانسه #فرانسه #germany #learn_germany #پاریس
✅ انجمن علمی علومسیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
حلقه همخوانی و بررسی رمان «مسخ» اثر فرانس کافکا
زمان: دوشنبهها ساعت ده الی دوازده
مکان: دانشکده حقوق و علومسیاسی، دفتر انجمن علمی علومسیاسی
برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@Amir_Nia_Telegram
---------
@utpsaa
حلقه همخوانی و بررسی رمان «مسخ» اثر فرانس کافکا
زمان: دوشنبهها ساعت ده الی دوازده
مکان: دانشکده حقوق و علومسیاسی، دفتر انجمن علمی علومسیاسی
برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@Amir_Nia_Telegram
---------
@utpsaa
Forwarded from اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی ایران
💢 اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران برگزار میکند:
📍مدرسه تخصصی اخلاق و سیاست
(ضرورت اخلاقی زیستن در جهان سیاسی امروز)
🔺چرا فلسفه اخلاق مهم است؟
دکتر حسین دباغ
شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺 اخلاق و سیاست شریعتمدار
دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی
یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺اخلاق قراردادگرا
دکتر جواد حیدری
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺زندگی انسانی و جامعه فضیلتمند
دکتر مختار نوری
چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺زنانهنگری در اخلاق و اخلاق زنانهنگر
دکتر مریم نصر اصفهانی
پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺اخلاق فضیلتگرایانه و اخلاقی زیستن
دکتر امیرحسین خداپرست
جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺تفاوت اخلاق سنتی و اخلاق مدرن
دکتر حسین هوشمند
شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔻به صورت مجازی از بستر اسکای روم اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران
⭕️ جهت نامنویسی به شناسهی تلگرامی زیر مراجعه فرمایید:
@usips_admin
—————————
روابط عمومی اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی ایران
@USIPS_IR
📍مدرسه تخصصی اخلاق و سیاست
(ضرورت اخلاقی زیستن در جهان سیاسی امروز)
🔺چرا فلسفه اخلاق مهم است؟
دکتر حسین دباغ
شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺 اخلاق و سیاست شریعتمدار
دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی
یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺اخلاق قراردادگرا
دکتر جواد حیدری
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺زندگی انسانی و جامعه فضیلتمند
دکتر مختار نوری
چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺زنانهنگری در اخلاق و اخلاق زنانهنگر
دکتر مریم نصر اصفهانی
پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺اخلاق فضیلتگرایانه و اخلاقی زیستن
دکتر امیرحسین خداپرست
جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔺تفاوت اخلاق سنتی و اخلاق مدرن
دکتر حسین هوشمند
شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۹ الی ۲۱
🔻به صورت مجازی از بستر اسکای روم اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران
⭕️ جهت نامنویسی به شناسهی تلگرامی زیر مراجعه فرمایید:
@usips_admin
—————————
روابط عمومی اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی ایران
@USIPS_IR
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅ انجمن علمی علومسیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند: نشست «مبادی مابعدالطبیعه سدههای میانه، بنیانهای اندیشه جهان مدرن» مدرنیته تا چه میزان وامدار عصری است که آن را تاریک میخواند؟ باحضور: بهنام اکبری پژوهشگر فلسفه و مترجم متون قرون وسطا زمان: شنبه ۲۳…
✅نشست "مبادی مابعدالطبیعه سدههای میانه، بنیانهای اندیشه جهان مدرن"
با حضور:
بهنام اکبری
پژوهشگر فلسفه و مترجم متون قرون وسطا
----------
@utpsaa
با حضور:
بهنام اکبری
پژوهشگر فلسفه و مترجم متون قرون وسطا
----------
@utpsaa