✅ریشههای هولوکاست (بخش اول)
✍🏻امیرمحمد زلفیگل
کلمات دارای بار ارزشی متفاوتی هستند؛ شاید بتوان به هر کلمهای برچسب خوب یا بد و مثبت یا منفی را نسبت داد؛ اما معیارهای انسانها نیز از هم متفاوتند و شاید آنچه که از منظر نویسنده امری نیکو تلقی گردد از نگاه خواننده امری نکوهیده و شنیع باشد. کلمات در ذهن ما خنثی نبوده و این کارکرد ذهنی ما است که به صورت حداقلی، به شکلی درونی، نسبت به کلمات موضع داشته باشیم. در همین راستا، هیچ کلمهای صرفا «یک کلمه» نیست و همواره زنجیرهایی از کلمات را به دنبال خود یدک میکشد، همانند هولوکاست. زمانی که از هولوکاست نام میبریم، آن کلمه ما را به یاد جنایت میاندازد، این بد و منفی است. در واکاوی بعدی به لایه دوم و کشتار یهودیان میرسیم؛ گرچه کشتار انسان دیگر، عملی نکوهیده میباشد اما مرکزیت قوم یهود در این جنایت و نسلکشی نتیجهی ارزشی دیگری را برای عدهای رقم میزند؛ آنها از این عمل حمایت میکنند و در مواردی افراطی حتی بانیان این عمل را مورد قضاوت قرار میدهند که چرا تمام آنان را نکشتند؟ در بحث تناسب این کلمه نیز میتوان به کلمات دیگری چون «ناسیونال سوسیالیسم»، «هیتلر»، «آیشمن»، «آشوویتس» و «یهودیان» رسید. زمانی که واژهی 《یهودستیزی》 را میشنویم، ناخودآگاه کلمه «رایش سوم» نیز به ذهن ما متبادر میشود اما رفتار خشونتآمیز با یهودیان پدیدهای مدرن نبوده و به گذشته تعلق دارد.
در ابتدا باید تمایزی میان یهودستیزی و یهودیت ستیزی قائل شویم؛ اولین منازعات نامحدود در بعد زمانی و مکانی نسبت به یهودیان در قرون ابتدایی میلادی و توسط مسیحیان رقم خورد. این منازعات رنگ و بویی مذهبی داشت و علل آن در رفتار یهودیان نسبت به مسیح خلاصه میشود: 1) یهودیان باید به عیسی مسیح ایمان میآوردند و او را همان منجی میدانستند که کتاب مقدس به آنان بشارت داده بود اما کوردلی دینی آنان مانع از تحقق این امر شد؛ 2) دلیل دوم نقش یهودیان در توطئه علیه مسیح و مصلوب شدن وی بود. این دلایل تا سدههای بعدی مهمترین دلایل «یهودیتستیزی» را تشکیل میدادند.
گسترش مسیحیت در امپراتوری روم و به ویژه واپسزنی ادیان غیرمسیحی، تعارض با یهودیت را نیز از سده چهارم شدت بخشید. یهودیان در سدههای میانی خود را با جامعهای سرتاسر مسیحی مواجه میدیدند؛ جامعهای که آنان را به منزله جسمی خارجی دریافت میکرد. در دورانی که دین مؤلفه سازنده همهی شئون زندگی آدمیان بود، تأثیرگذاری باورهای دینی متفاوت نمیتوانست تنها به رفتن به عبادتگاههای متفاوت محدود شود، بلکه به ناگزیر به همه عرصههای اجتماعی دامن میگستراند. در سال 1099 که پاپ حکم جهاد برای آزادسازی اورشلیم را صادر کرد، مسیحیان پیش از جنگ با قوم «بیایمان» در اورشلیم به جنگ با «بیایمانان» موطنشان رفتند و در شهر وومس آلمان، صدها یهودی را کشته و بقیه را بزور غسل تعمید دادند؛ سایر یهودیان نیز از ترس جانشان به مسیحیت گرویدند. در سال 1215، شورای چهارم لاتِران حتی خواستار آن شد که یهودیان با نشانهای زرد رنگ یا نوعی «کلاه یهودی» در ظاهر متفاوت شوند. این برخوردهای اجتماعی با یهودیان منجر به محدودیت آنان از فعالیت در بسیاری از حرفهها شد که یهودیان از این فرصت بهره جسته و به سوی حرفهی وامدهی و نزولگیری روی آوردند که این خود نیز یک دلیل اقتصادی به مجموعه علل تنفر از یهودیان افزود.
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#کارگروه_اندیشه_سیاسی
✍🏻امیرمحمد زلفیگل
کلمات دارای بار ارزشی متفاوتی هستند؛ شاید بتوان به هر کلمهای برچسب خوب یا بد و مثبت یا منفی را نسبت داد؛ اما معیارهای انسانها نیز از هم متفاوتند و شاید آنچه که از منظر نویسنده امری نیکو تلقی گردد از نگاه خواننده امری نکوهیده و شنیع باشد. کلمات در ذهن ما خنثی نبوده و این کارکرد ذهنی ما است که به صورت حداقلی، به شکلی درونی، نسبت به کلمات موضع داشته باشیم. در همین راستا، هیچ کلمهای صرفا «یک کلمه» نیست و همواره زنجیرهایی از کلمات را به دنبال خود یدک میکشد، همانند هولوکاست. زمانی که از هولوکاست نام میبریم، آن کلمه ما را به یاد جنایت میاندازد، این بد و منفی است. در واکاوی بعدی به لایه دوم و کشتار یهودیان میرسیم؛ گرچه کشتار انسان دیگر، عملی نکوهیده میباشد اما مرکزیت قوم یهود در این جنایت و نسلکشی نتیجهی ارزشی دیگری را برای عدهای رقم میزند؛ آنها از این عمل حمایت میکنند و در مواردی افراطی حتی بانیان این عمل را مورد قضاوت قرار میدهند که چرا تمام آنان را نکشتند؟ در بحث تناسب این کلمه نیز میتوان به کلمات دیگری چون «ناسیونال سوسیالیسم»، «هیتلر»، «آیشمن»، «آشوویتس» و «یهودیان» رسید. زمانی که واژهی 《یهودستیزی》 را میشنویم، ناخودآگاه کلمه «رایش سوم» نیز به ذهن ما متبادر میشود اما رفتار خشونتآمیز با یهودیان پدیدهای مدرن نبوده و به گذشته تعلق دارد.
در ابتدا باید تمایزی میان یهودستیزی و یهودیت ستیزی قائل شویم؛ اولین منازعات نامحدود در بعد زمانی و مکانی نسبت به یهودیان در قرون ابتدایی میلادی و توسط مسیحیان رقم خورد. این منازعات رنگ و بویی مذهبی داشت و علل آن در رفتار یهودیان نسبت به مسیح خلاصه میشود: 1) یهودیان باید به عیسی مسیح ایمان میآوردند و او را همان منجی میدانستند که کتاب مقدس به آنان بشارت داده بود اما کوردلی دینی آنان مانع از تحقق این امر شد؛ 2) دلیل دوم نقش یهودیان در توطئه علیه مسیح و مصلوب شدن وی بود. این دلایل تا سدههای بعدی مهمترین دلایل «یهودیتستیزی» را تشکیل میدادند.
گسترش مسیحیت در امپراتوری روم و به ویژه واپسزنی ادیان غیرمسیحی، تعارض با یهودیت را نیز از سده چهارم شدت بخشید. یهودیان در سدههای میانی خود را با جامعهای سرتاسر مسیحی مواجه میدیدند؛ جامعهای که آنان را به منزله جسمی خارجی دریافت میکرد. در دورانی که دین مؤلفه سازنده همهی شئون زندگی آدمیان بود، تأثیرگذاری باورهای دینی متفاوت نمیتوانست تنها به رفتن به عبادتگاههای متفاوت محدود شود، بلکه به ناگزیر به همه عرصههای اجتماعی دامن میگستراند. در سال 1099 که پاپ حکم جهاد برای آزادسازی اورشلیم را صادر کرد، مسیحیان پیش از جنگ با قوم «بیایمان» در اورشلیم به جنگ با «بیایمانان» موطنشان رفتند و در شهر وومس آلمان، صدها یهودی را کشته و بقیه را بزور غسل تعمید دادند؛ سایر یهودیان نیز از ترس جانشان به مسیحیت گرویدند. در سال 1215، شورای چهارم لاتِران حتی خواستار آن شد که یهودیان با نشانهای زرد رنگ یا نوعی «کلاه یهودی» در ظاهر متفاوت شوند. این برخوردهای اجتماعی با یهودیان منجر به محدودیت آنان از فعالیت در بسیاری از حرفهها شد که یهودیان از این فرصت بهره جسته و به سوی حرفهی وامدهی و نزولگیری روی آوردند که این خود نیز یک دلیل اقتصادی به مجموعه علل تنفر از یهودیان افزود.
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#کارگروه_اندیشه_سیاسی
اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی با همکاری دیگر نهادهای علمی بمناسبت صد و بیست و دومین سالروز تاسیس مدرسه علوم سیاسی برگزار میکند:
چالشها، فرصتها و کاربردهای علوم سیاسی در ایران امروز
با حضور اساتید دانشگاه ها و دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم سیاسی
⏰ زمان برگزاری:
شنبه ۲۷ آذر ساعت ۱۸
یکشنبه ۲۸ آذر ساعت ۱۸
دوشنبه ۲۹ آذر ساعت ۱۲:۳۰
دوشنبه ۲۹ آذر ساعت ۱۸
لینک برگزاری:
https://www.skyroom.online/ch/atu/politic-union
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
@utpsaa
چالشها، فرصتها و کاربردهای علوم سیاسی در ایران امروز
با حضور اساتید دانشگاه ها و دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم سیاسی
⏰ زمان برگزاری:
شنبه ۲۷ آذر ساعت ۱۸
یکشنبه ۲۸ آذر ساعت ۱۸
دوشنبه ۲۹ آذر ساعت ۱۲:۳۰
دوشنبه ۲۹ آذر ساعت ۱۸
لینک برگزاری:
https://www.skyroom.online/ch/atu/politic-union
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران، سالروز تاسیس مدرسه علوم سیاسی را به همه دانشجویان و دانشآموختگان این دانشکده تبریک میگوید.
@utpsaa
@utpsaa
✅رئوس سخنان آقای احسان محمدی ( کاندیدای دکترای حقوق بینالملل ) در نشست رشته علوم سیاسی؛ چالشها و فرصتها (۱۶آذر)
برای درک درست از چالشهای رشته علوم سیاسی در ایران، باید سیر تحولات رشته، از ابتدا تاکنون را مورد مطالعه دقیق قرار دهیم.
مباحث گوناگون و پیچیدهای است شامل سیاست و حکومت و مناسبات حاکم بر آن، فرهنگ عمومی جامعه، فلسفه دانشگاه، وضعیت علوم انسانی و اجتماعی در ایران....
چالشها در بعد خارجی، عبارتند از ساختار دولتی دانشگاه و فقدان استقلال نهاد دانشگاه، سهم ناچیز نهاد دانشگاه در اقتصاد کشور، فقدان پاسخگویی موثر نهاد دانشگاه، کمبود در تبادلات علمی موثر با مراکز علمی در جهان، فقدان کارویژه مسئولیت اجتماعی برای نهاد دانشگاه، فقدان یا ابهام مفهوم منافع ملی در نهاد دانشگاه، فقدان مسئله محوری، آموزش و پرورش دولت/نخبه محور، از بالا به پایین، فقدان ارتباط نهاد دانشگاه با بازار و دولت، سایه رشته حقوق بر علوم سیاسی، عدم تمایز درست میان مفهوم علوم انسانی و علوم اجتماعی، سهم ناچیز از حمایتهای ملی مادی و معنوی، کرسی دانشگاهی هنوز در عمل یک کار تمام وقت نیست، ضعف ساختارهای اداری کشور در درک اهمیت رشته علوم سیاسی در حالی که مهمترین جایگاههای دانشگاهی و اجرایی در جوامع توسعه یافته، در قوه اجرایی، در پارلمانهای محلی و ملی، در نهادهای عمومی و خصوصی به اصحاب علوم سیاسی اختصاص مییابد.
در بعد داخلی، ضعف در شکل دادن گفتمانها و گسترش گفتوگوهای فرهنگی، ضعف در ارائه بینش و دانش انتقادی، ضعف در معنادارسازی جهان زیست و ضعف در کمک به حل مسائل اجتماعی در زمره اساسیترین چالشهای رشته علوم سیاسی در ایران است که ریشه، زمینه، علل و عوامل آن را در جامعه عمودی ایران، گسترهای از ضعفها در فرهنگ عمومی و فرهنگ دانشگاهی، استبداد، اقتدارگرایی، فقدان مشارکت، مشارکتجویی و مشارکتپذیری، استادمحوری، آموزش تکصدایی، یادگیری منفعل، ایستا و غیربازتابی است.
دانشجو به عنوان تابع غیرفعال و ثانویه آموزش، ماهیت محصولی علم در ایران، ماهیت توصیفی و ستایشگرانه، ضعف در اخلاق دانشگاهی، ضعف در فرهنگ نقد و مباحثه، ضعف در کار گروهی و ضعفهای علمی چون ضعف جدی در ترجمه، ضعف در زبان و زبانشناسی کم توجهی به منابع اولیه و اصلی در مطالعات، عدم بهروزرسانی کتب و منابع درسی آموزشی، ضعف در توجه به تحولات روز و کاربردی در کتب آموزشی و در مباحث کلاسی، ضعف در ایجاد بستر و تشویق لازم برای ترویج تفکر نقادانه، خلاقیت و نوآوری، رقابت غیراصولی در احراز کرسیهای تحصیلات تکمیلی و ارتقای مرتبه علمی اساتید، سیستم آموزشی امتحانمحور و جای خالی کارهای کلاسی معنادارو مستمر در ارزشیابی، تعداد بالای دروس در چارت درسی رشته که به مطالعه سطحی منجر میشود، ضعف در آموزشهای کاربردی و مهارتی علوم سیاسی در کلاسها، ضعف در رهیافت مطالعات میان رشتهای که مراکز علمی معتبر جهانی به سرعت به سمت آن میرود، ضعف جدی در اخلاق دانشگاهی و اخلاق پژوهش، فقدان رویه عمومی اخذ درس از سایر دانشکدهها...
همچنان مهمترین فرصت علوم سیاسی برای دانشجویان این حوزه آشنایی و شناخت مفاهیمی بنیادین است چنانچه از رهگذر آن مفاهیم عمیق امکان فهم و درک گسترده وسیعی از حوزههای علوم انسانی و اجتماعی و ایفای نقش جدی در جامعه را فراهم میشود.
دانش، بینش و نگرش دانشجویان علوم سیاسی فرصت و امکانی مغتنم را فراهم میآورد که درخشش این دانشجویان در ساحتهای علمی و عملی در جامعه موید همین امر است. لزوم اهتمام به علوم سیاسی به مثابه مطالعه امر سیاسی و ادب امر سیاسی از رهگذر پرسشهای ابدی، درک اصالت طرز نگاه در برابر سطح نگاه، در معرض یادگیری قرار گرفتن همیشگی، در راه قرار گرفتن و در تلاش دائمی برای حرکت به سوی حقیقت قرار داشتن، جرات توجه داشتن، سمیع و البصیر، شنوای بینا، فهم و تمایز میان امر شخصی و امر عمومی، اهتمام به امر عمومی و خیرعمومی، دوری از سیاست به مثابه روزمرگی... پرهیز از غیریت سازی و حذف و به جای آن اهتمام به گفت و گو، ترویج احترام و اخلاق، فراگیری و همه شمولی و...
در چنین فضایی اهتمام به امر سیاسی، فضیلتها و ارزشهای جامعه، و منافع ملی پایدار و آرمانها و منافع بشری احتمالا میسر باشد... این مسیر مستلزم شناخت، تلاش و کوشش مستمر و عالمانه، دعوت همه از همه به خیر عمومی و تمرین مستمر است.
#رشته_علوم_سیاسی_چالشها_فرصتها
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
برای درک درست از چالشهای رشته علوم سیاسی در ایران، باید سیر تحولات رشته، از ابتدا تاکنون را مورد مطالعه دقیق قرار دهیم.
مباحث گوناگون و پیچیدهای است شامل سیاست و حکومت و مناسبات حاکم بر آن، فرهنگ عمومی جامعه، فلسفه دانشگاه، وضعیت علوم انسانی و اجتماعی در ایران....
چالشها در بعد خارجی، عبارتند از ساختار دولتی دانشگاه و فقدان استقلال نهاد دانشگاه، سهم ناچیز نهاد دانشگاه در اقتصاد کشور، فقدان پاسخگویی موثر نهاد دانشگاه، کمبود در تبادلات علمی موثر با مراکز علمی در جهان، فقدان کارویژه مسئولیت اجتماعی برای نهاد دانشگاه، فقدان یا ابهام مفهوم منافع ملی در نهاد دانشگاه، فقدان مسئله محوری، آموزش و پرورش دولت/نخبه محور، از بالا به پایین، فقدان ارتباط نهاد دانشگاه با بازار و دولت، سایه رشته حقوق بر علوم سیاسی، عدم تمایز درست میان مفهوم علوم انسانی و علوم اجتماعی، سهم ناچیز از حمایتهای ملی مادی و معنوی، کرسی دانشگاهی هنوز در عمل یک کار تمام وقت نیست، ضعف ساختارهای اداری کشور در درک اهمیت رشته علوم سیاسی در حالی که مهمترین جایگاههای دانشگاهی و اجرایی در جوامع توسعه یافته، در قوه اجرایی، در پارلمانهای محلی و ملی، در نهادهای عمومی و خصوصی به اصحاب علوم سیاسی اختصاص مییابد.
در بعد داخلی، ضعف در شکل دادن گفتمانها و گسترش گفتوگوهای فرهنگی، ضعف در ارائه بینش و دانش انتقادی، ضعف در معنادارسازی جهان زیست و ضعف در کمک به حل مسائل اجتماعی در زمره اساسیترین چالشهای رشته علوم سیاسی در ایران است که ریشه، زمینه، علل و عوامل آن را در جامعه عمودی ایران، گسترهای از ضعفها در فرهنگ عمومی و فرهنگ دانشگاهی، استبداد، اقتدارگرایی، فقدان مشارکت، مشارکتجویی و مشارکتپذیری، استادمحوری، آموزش تکصدایی، یادگیری منفعل، ایستا و غیربازتابی است.
دانشجو به عنوان تابع غیرفعال و ثانویه آموزش، ماهیت محصولی علم در ایران، ماهیت توصیفی و ستایشگرانه، ضعف در اخلاق دانشگاهی، ضعف در فرهنگ نقد و مباحثه، ضعف در کار گروهی و ضعفهای علمی چون ضعف جدی در ترجمه، ضعف در زبان و زبانشناسی کم توجهی به منابع اولیه و اصلی در مطالعات، عدم بهروزرسانی کتب و منابع درسی آموزشی، ضعف در توجه به تحولات روز و کاربردی در کتب آموزشی و در مباحث کلاسی، ضعف در ایجاد بستر و تشویق لازم برای ترویج تفکر نقادانه، خلاقیت و نوآوری، رقابت غیراصولی در احراز کرسیهای تحصیلات تکمیلی و ارتقای مرتبه علمی اساتید، سیستم آموزشی امتحانمحور و جای خالی کارهای کلاسی معنادارو مستمر در ارزشیابی، تعداد بالای دروس در چارت درسی رشته که به مطالعه سطحی منجر میشود، ضعف در آموزشهای کاربردی و مهارتی علوم سیاسی در کلاسها، ضعف در رهیافت مطالعات میان رشتهای که مراکز علمی معتبر جهانی به سرعت به سمت آن میرود، ضعف جدی در اخلاق دانشگاهی و اخلاق پژوهش، فقدان رویه عمومی اخذ درس از سایر دانشکدهها...
همچنان مهمترین فرصت علوم سیاسی برای دانشجویان این حوزه آشنایی و شناخت مفاهیمی بنیادین است چنانچه از رهگذر آن مفاهیم عمیق امکان فهم و درک گسترده وسیعی از حوزههای علوم انسانی و اجتماعی و ایفای نقش جدی در جامعه را فراهم میشود.
دانش، بینش و نگرش دانشجویان علوم سیاسی فرصت و امکانی مغتنم را فراهم میآورد که درخشش این دانشجویان در ساحتهای علمی و عملی در جامعه موید همین امر است. لزوم اهتمام به علوم سیاسی به مثابه مطالعه امر سیاسی و ادب امر سیاسی از رهگذر پرسشهای ابدی، درک اصالت طرز نگاه در برابر سطح نگاه، در معرض یادگیری قرار گرفتن همیشگی، در راه قرار گرفتن و در تلاش دائمی برای حرکت به سوی حقیقت قرار داشتن، جرات توجه داشتن، سمیع و البصیر، شنوای بینا، فهم و تمایز میان امر شخصی و امر عمومی، اهتمام به امر عمومی و خیرعمومی، دوری از سیاست به مثابه روزمرگی... پرهیز از غیریت سازی و حذف و به جای آن اهتمام به گفت و گو، ترویج احترام و اخلاق، فراگیری و همه شمولی و...
در چنین فضایی اهتمام به امر سیاسی، فضیلتها و ارزشهای جامعه، و منافع ملی پایدار و آرمانها و منافع بشری احتمالا میسر باشد... این مسیر مستلزم شناخت، تلاش و کوشش مستمر و عالمانه، دعوت همه از همه به خیر عمومی و تمرین مستمر است.
#رشته_علوم_سیاسی_چالشها_فرصتها
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ آغاز مذاکرات وین و تحلیلی مختصر از آن
✍🏻 به قلم الهام کاظمی
🔻وین، پایتخت اتریش در طول سالهای گذشته، یکی از شهرهای مهم برای میزبانی مذاکرات ایران و ۵+۱ بوده است.
پس از آغاز کار دولت سید ابراهیم رئیسی در ایران، تلاشها برای آغاز مجدد مذاکرات وین، به جریان افتاد.
مذاکراتی که ۶ دور آن در اوایل سال جاری برگزار شد و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران، متوقف شد.
معاون سیاسی وزیر امور خارجه کشورمان، ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۰ خبر داد که به واسطه تماس با انریکه مورا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ۸ آذر زمان آغاز دوره جدید مذاکرات میان ایران و ۵+۱ خواهد بود.
در این مذاکره، دیپلماتهای بلند پایه چین، روسیه، فرانسه، بریتانیا و آلمان تحت ریاست جوزوب بورل، مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا در وین، با نمایندگان و دیپلمات های دولت سیزدهم ایران دیدار کردند.
تیم مذاکره کننده ایران، دو سند درباره رفع تحریم های غیر قانونی آمریکا و فعالیت هستهای ایران، به طرف مقابل ارائه کرد؛ مقامات جمهوری اسلامی بیشتر خواستار لغو همه تحریمها و احیای مفاد برجام و تضمین خارجنشدن دوباره آمریکا از برجام شده است.
این موضوع حائز اهمیت است که در دولت سیزدهم، انسجام و مدیریت مناسبی برای به سرانجام رساندن مذاکرات و طرف های غربی وجود دارد.
پس از آن، برای دومین بار در مذاکرات، جلسهای با حضور اعضای برجام و نماینده آمریکا تشکیل شد.
مذاکره مد نظر ایران، یک مذاکره نتیجه محور است.
طبق گفته آقای باقری، معاون سیاسی وزیر امورخارجه و رئیس تیم مذاکرهکننده ایران، مسئله اصلی ما، تحریم های غیر قانونی و خروج آمریکا از توافق است؛ لذا تبعات و پیامدهای این خروج، تحریم های غیر قانونی بوده است.
در خصوص پیش نویس ارائه شده درباره تحریمها و موضوعات هستهای، دو طرف بر اساس مذاکرات توافق هستهای ۲۰۱۵ توافق داشتند و تداوم آن را حتمی میدانستند.
در این دوره از نشست های مذاکره، قرار بر این شد هر چیزی مغایر با توافق ۲۰۱۵ باید کنار گذاشته شود و طرح درخواستهای غیر واقعبینانه از سوی طرفهای مذاکره کننده نفی شد.
در ضمن، طرف های توافق باید ضمانتهایی بدهند که جلوی ضررهای آتی را هم بگیرد، زیرا بهترین گزینه برای ما توافقی است که حقوق مردم و منافع را تامین کند؛ همه این اقدامات، زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی انجاممیشود.
طرفهای اروپایی از ایران درخواست کردند تا برای رایزنی با مقامهای کشور خود به پایتختشان برگردند و مجددا برای ادامه این مذاکرات، به وین بازگردند.
در نتیجه تعامل در نشست اخیر، اختلافات طرفین در دامنه و حیطه موضوعات قابل مذاکره در حال کاهش است.
مذاکره کننده ارشد روس، پیشنهادات ایران در خصوص برجام را نشاندهنده جدیت حداکثری تهران برای احیای توافق هستهای میداند.
همچنین جمهوری اسلامی ایران انتظار دارد پاسخ مستند، مستدل و منطقی دریافت کند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
✍🏻 به قلم الهام کاظمی
🔻وین، پایتخت اتریش در طول سالهای گذشته، یکی از شهرهای مهم برای میزبانی مذاکرات ایران و ۵+۱ بوده است.
پس از آغاز کار دولت سید ابراهیم رئیسی در ایران، تلاشها برای آغاز مجدد مذاکرات وین، به جریان افتاد.
مذاکراتی که ۶ دور آن در اوایل سال جاری برگزار شد و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران، متوقف شد.
معاون سیاسی وزیر امور خارجه کشورمان، ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۰ خبر داد که به واسطه تماس با انریکه مورا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ۸ آذر زمان آغاز دوره جدید مذاکرات میان ایران و ۵+۱ خواهد بود.
در این مذاکره، دیپلماتهای بلند پایه چین، روسیه، فرانسه، بریتانیا و آلمان تحت ریاست جوزوب بورل، مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا در وین، با نمایندگان و دیپلمات های دولت سیزدهم ایران دیدار کردند.
تیم مذاکره کننده ایران، دو سند درباره رفع تحریم های غیر قانونی آمریکا و فعالیت هستهای ایران، به طرف مقابل ارائه کرد؛ مقامات جمهوری اسلامی بیشتر خواستار لغو همه تحریمها و احیای مفاد برجام و تضمین خارجنشدن دوباره آمریکا از برجام شده است.
این موضوع حائز اهمیت است که در دولت سیزدهم، انسجام و مدیریت مناسبی برای به سرانجام رساندن مذاکرات و طرف های غربی وجود دارد.
پس از آن، برای دومین بار در مذاکرات، جلسهای با حضور اعضای برجام و نماینده آمریکا تشکیل شد.
مذاکره مد نظر ایران، یک مذاکره نتیجه محور است.
طبق گفته آقای باقری، معاون سیاسی وزیر امورخارجه و رئیس تیم مذاکرهکننده ایران، مسئله اصلی ما، تحریم های غیر قانونی و خروج آمریکا از توافق است؛ لذا تبعات و پیامدهای این خروج، تحریم های غیر قانونی بوده است.
در خصوص پیش نویس ارائه شده درباره تحریمها و موضوعات هستهای، دو طرف بر اساس مذاکرات توافق هستهای ۲۰۱۵ توافق داشتند و تداوم آن را حتمی میدانستند.
در این دوره از نشست های مذاکره، قرار بر این شد هر چیزی مغایر با توافق ۲۰۱۵ باید کنار گذاشته شود و طرح درخواستهای غیر واقعبینانه از سوی طرفهای مذاکره کننده نفی شد.
در ضمن، طرف های توافق باید ضمانتهایی بدهند که جلوی ضررهای آتی را هم بگیرد، زیرا بهترین گزینه برای ما توافقی است که حقوق مردم و منافع را تامین کند؛ همه این اقدامات، زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی انجاممیشود.
طرفهای اروپایی از ایران درخواست کردند تا برای رایزنی با مقامهای کشور خود به پایتختشان برگردند و مجددا برای ادامه این مذاکرات، به وین بازگردند.
در نتیجه تعامل در نشست اخیر، اختلافات طرفین در دامنه و حیطه موضوعات قابل مذاکره در حال کاهش است.
مذاکره کننده ارشد روس، پیشنهادات ایران در خصوص برجام را نشاندهنده جدیت حداکثری تهران برای احیای توافق هستهای میداند.
همچنین جمهوری اسلامی ایران انتظار دارد پاسخ مستند، مستدل و منطقی دریافت کند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
✅ اقتصاد سیاسی دیوید هیوم
*مالکیت خصوصی به مثابه کاربرد، نه حق بنیادین
✍🏻 به قلم عرفان علمشاهی
هنگامی که واژه مالکیت خصوصی به گوش میخورد؛ احتمالا جان لاک و حق بنیادین و خدادادی مالکیت فرد به ذهن میرسد و باقی اندیشمندانی که در این موضوع اندیشیدهاند را در این راستا میبینیم. اما دیوید هیوم و آدام اسمیت به عنوان دو تن از فیلسوفان دوره روشنگری اسکاتلند (قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹) گرچه به مالکیت خصوصی اعتقاد داشتند اما صرفا آن را یک ابزار با کارکرد مطلوب میدیدند. نویسنده در این یادداشت به نحو اجمالی درباره نگاه هیوم به این موضوع صحبت خواهد کرد.
از منظر هیوم، وضعیت طبیعی انسان، وضعیتی است که افراد علی رغم احساسات عاطفی به نزدیکان و خانواده خود، افراد منفعت طلبی هستند و میتوانند به دنبال بدست آوردن مایملک دیگر افراد باشند. علاوه بر این، کمیابی در منابع طبیعی نیز علت دیگری است تا افراد به دنبال تصاحب اموال دیگر انسانها باشند. این آشفتگی در دارایی افراد در وضع طبیعی، کمترین کارایی ممکن را برای استفاده از منابع جهت پیشرفت و ارتقای زندگی انسان دارد. بنابراین انسانها با یکدیگر جامعه شکل میدهند تا از طریق قوانین، مالکیت خصوصی خود را تثبیت کنند. در اینجا منشأ مالکیت نه حق بنیادینی که خدا به انسان داده (نگاه لاک)، بلکه بهترین و بهینه ترین ابزار ممکن برای استفاده از منابع طبیعی و پیشرفت در زندگی است. به عقیده هیوم مالکیت چیزی جعلی است که بیشترین مطلوبیت ممکن را دارد. البته مالکیت خصوصی کارکرد و مطلوبیت دیگری نیز دارد. افراد از طریق مالکیت خصوصی و منفعت طلبی، ثروت خود و جامعه را افزایش میدهند. به عقیده هیوم، کشور و جامعه ثروتمند (به گفته خودش جامعه تجاری) قدرتمند و همچنین سعادتمند است و دست باز برای انجام فعالیت های خود دارد. وظیفه دولت نیز حفاظت از دارایی خصوصی افراد است. ثروت همچنین شادی را برای افراد جامعه به ارمغان میآورد.
این نوع نگاه به مالکیت خصوصی، ارتباط تنگاتنگی با نوع نگاه هیوم به عدالت دارد. از نگاه هیوم عدالت مفهومی پیشینی نیست که اگر در گزارهای قرار بگیرد، بوسیله خرد ناب، بتوان بلافاصله تصدیق یا انکارش کرد. همچنین مفهومی کیهانی و طبیعی نیز نیست. بلکه مصنوعی و برساخته انسان هاست که معنایش متناسب با شرایط و منابع طبیعی انسان ها تعیین میشود. بر اساس آنچه که در مورد مالکیت خصوصی گفته شد؛ مهم ترین قانون عدالت از منظر هیوم "تثبیت مالکیت خصوصی افراد" است.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که هیوم در تمام اظهارنظرهای خود، بر این تأکید میکند که از طریق تجربی و نه عقلی محض به این باورها رسیدهاست. آنچه هیوم برای اثباتش تلاش میکند، توصیفی است از منشأ عدالت و مالکیت خصوصی که مدعی است از طریق روش تجربی که در شناخت طبیعت بکار میرود، بهدست آمدهاست.
منابع: رسالهای درباره طبیعت آدمی، کتاب سوم: درباره اخلاق، دیوید هیوم
The essential of David Hume, James R.Otteson
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#کارگروه_اندیشه_سیاسی
*مالکیت خصوصی به مثابه کاربرد، نه حق بنیادین
✍🏻 به قلم عرفان علمشاهی
هنگامی که واژه مالکیت خصوصی به گوش میخورد؛ احتمالا جان لاک و حق بنیادین و خدادادی مالکیت فرد به ذهن میرسد و باقی اندیشمندانی که در این موضوع اندیشیدهاند را در این راستا میبینیم. اما دیوید هیوم و آدام اسمیت به عنوان دو تن از فیلسوفان دوره روشنگری اسکاتلند (قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹) گرچه به مالکیت خصوصی اعتقاد داشتند اما صرفا آن را یک ابزار با کارکرد مطلوب میدیدند. نویسنده در این یادداشت به نحو اجمالی درباره نگاه هیوم به این موضوع صحبت خواهد کرد.
از منظر هیوم، وضعیت طبیعی انسان، وضعیتی است که افراد علی رغم احساسات عاطفی به نزدیکان و خانواده خود، افراد منفعت طلبی هستند و میتوانند به دنبال بدست آوردن مایملک دیگر افراد باشند. علاوه بر این، کمیابی در منابع طبیعی نیز علت دیگری است تا افراد به دنبال تصاحب اموال دیگر انسانها باشند. این آشفتگی در دارایی افراد در وضع طبیعی، کمترین کارایی ممکن را برای استفاده از منابع جهت پیشرفت و ارتقای زندگی انسان دارد. بنابراین انسانها با یکدیگر جامعه شکل میدهند تا از طریق قوانین، مالکیت خصوصی خود را تثبیت کنند. در اینجا منشأ مالکیت نه حق بنیادینی که خدا به انسان داده (نگاه لاک)، بلکه بهترین و بهینه ترین ابزار ممکن برای استفاده از منابع طبیعی و پیشرفت در زندگی است. به عقیده هیوم مالکیت چیزی جعلی است که بیشترین مطلوبیت ممکن را دارد. البته مالکیت خصوصی کارکرد و مطلوبیت دیگری نیز دارد. افراد از طریق مالکیت خصوصی و منفعت طلبی، ثروت خود و جامعه را افزایش میدهند. به عقیده هیوم، کشور و جامعه ثروتمند (به گفته خودش جامعه تجاری) قدرتمند و همچنین سعادتمند است و دست باز برای انجام فعالیت های خود دارد. وظیفه دولت نیز حفاظت از دارایی خصوصی افراد است. ثروت همچنین شادی را برای افراد جامعه به ارمغان میآورد.
این نوع نگاه به مالکیت خصوصی، ارتباط تنگاتنگی با نوع نگاه هیوم به عدالت دارد. از نگاه هیوم عدالت مفهومی پیشینی نیست که اگر در گزارهای قرار بگیرد، بوسیله خرد ناب، بتوان بلافاصله تصدیق یا انکارش کرد. همچنین مفهومی کیهانی و طبیعی نیز نیست. بلکه مصنوعی و برساخته انسان هاست که معنایش متناسب با شرایط و منابع طبیعی انسان ها تعیین میشود. بر اساس آنچه که در مورد مالکیت خصوصی گفته شد؛ مهم ترین قانون عدالت از منظر هیوم "تثبیت مالکیت خصوصی افراد" است.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که هیوم در تمام اظهارنظرهای خود، بر این تأکید میکند که از طریق تجربی و نه عقلی محض به این باورها رسیدهاست. آنچه هیوم برای اثباتش تلاش میکند، توصیفی است از منشأ عدالت و مالکیت خصوصی که مدعی است از طریق روش تجربی که در شناخت طبیعت بکار میرود، بهدست آمدهاست.
منابع: رسالهای درباره طبیعت آدمی، کتاب سوم: درباره اخلاق، دیوید هیوم
The essential of David Hume, James R.Otteson
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#کارگروه_اندیشه_سیاسی
✅نشست تخصصی بررسی بودجه سال ۱۴۰۱✅
با حضور: دکتر سید مجید حسینی
تاریخ: دوشنبه ۶ دی ماه (فردا)
ساعت ۱۲ الی ۱۳:۳۰
مکان برگزاری: دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سالن دکتر عنایت
همچنین جلسه بهصورت مجازی از صفحهی اینستاگرامی انجمن پخش خواهد شد.
@utpsaa
با حضور: دکتر سید مجید حسینی
تاریخ: دوشنبه ۶ دی ماه (فردا)
ساعت ۱۲ الی ۱۳:۳۰
مکان برگزاری: دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سالن دکتر عنایت
همچنین جلسه بهصورت مجازی از صفحهی اینستاگرامی انجمن پخش خواهد شد.
@utpsaa
✅برگزاری نشست تخصصی بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۱
با حضور دکتر سید مجید حسینی
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۶ در دانشگاه تهران برگزار شد
همچنین این نشست بهصورت آنلاین از صفحه اینستاگرام انجمن نیز پخش شد.
با حضور دکتر سید مجید حسینی
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۶ در دانشگاه تهران برگزار شد
همچنین این نشست بهصورت آنلاین از صفحه اینستاگرام انجمن نیز پخش شد.
✅اطلاعیه
دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه تهران، برای عضویت در شورای عمومی انجمن علمی میتوانند به سایت نگارستان به آدرس https://cultural.ut.ac.ir/ مراجعه کنند و در بخش انجمن علمی درخواست عضویت خود را ثبت کنند.
در صورت ابهام به @aliafsari_ir مراجعه کنید.
@utpsaa
دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه تهران، برای عضویت در شورای عمومی انجمن علمی میتوانند به سایت نگارستان به آدرس https://cultural.ut.ac.ir/ مراجعه کنند و در بخش انجمن علمی درخواست عضویت خود را ثبت کنند.
در صورت ابهام به @aliafsari_ir مراجعه کنید.
@utpsaa
✅جنبش های قانون اساسی
🖋علی افسری ( دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران)
قانون اساسی یا Constitution عالی ترین سند حقوقی یک کشور و مرجعی برای تنظیم سایر قوانین است. قدیمی ترین سندی که می توان آن را قانون اساسی خواند در حدود 2300 سال پیش در تمدن میان رودان ( بین النهرین ) وجود داشته است، اما قانون اساسی به آن شکل امروزی متعلق به اروپای غربی است که از آنجا به سایر نقاط جهان انتقال یافت.
برای مطالعه هر نهادی ابتدا باید بسترهای آن نهاد، یعنی زمینه های شکل گیری آن نهاد بررسی شود. قانون اساسی نیز این چنین است و ابتدا باید زمینه های شکل گیری جنبش های قانون اساسی را مطالعه کرد و سپس به اصل جنبش های قانون اساسی بپردازیم. نوع اول این جنبش ها در اثر تغییر نگاه مردم به حکومت و دگرگونی تفکر مردم در رابطه با اصل حاکمیت پدید آمد. اولین جنبشی که بدین شکل پدید آمد و منجر به تاسیس یک قانون اساسی شد مربوط می شود به انگلستان. در سال 1215 میلادی مردم انگلستان از حالیت رعیت به شهروند تبدیل شدند. اما نوع دوم این جنبش ها در اثر انقلاب، کودتا و جنگ داخلی پدید می آید که جنبش قانون اساسی فرانسه از این نوع است. این جنبش منجر به تاسیس قانون اساسی فرانسه در سال 1791 شد.
جنبش های قانون اساسی مختص یک یا دو کشور نبودند و در قرن نوزدهم میلادی اکثریت کشورهای اروپایی صاحب قانون اساسی شدند. اولین جنبش های قانون اساسی بدین جهت پدید آمدند که مشروعیت حاکمیت را از آسمان به زمین بیاورند. در ادامه بصورت موردی به جنبش های قانون اساسی میپردازیم.
انگلستان: جنبش قانون اساسی در این کشور بسیار آرام شکل گرفت. ریشه های قانون اساسی و پارلمان برمیگردد به سال 1215 که پادشاه انگلستان منشور کبیر را منتشر کرد. روند تثبیت جنبش قانون اساسی در این کشور بر اساس کسب امتیازهای بیشتر از پادشاه از سمت مجلس عوام صورت گرفت.
فرانسه: در این کشور نخستین آثار فکری قانون اساسی در آثار نویسندگانی مانند منتسکیو تجلی یافت. نمود بارز این جنبش را می توان در انقلاب کبیر 1789 مشاهده کرد که منجر به انتشار اعلامیه حقوق بشر شد ولی همین اعلامیه فضای غالب فکری مردم فرانسه و مطالبات آنان را نشان می دهد. همین اعلامیه در سال 1791 به اولین قانون اساسی کشور فرانسه منتج شد.
ایالات متحده آمریکا: در این کشور به علت تجربه استعمار انگلستان و حاکم بودن جو استقلال طلبانه در میان مردم آمریکا، در سال 1776 اعلامیه استقلال منتشر شد و با همین ادبیات استقلال طلبانه بود که نخستین قانون اساسی در سال 1787 منتشر شد . در ابتدا آزادی ها و حقها در نظر گرفته نشد اما در ادامه با اصلاحیه های متعدد این امر جبران شد.
عثمانی: ترک ها در سال 1876 به عنوان اولین کشور مسلمان به این امر نایل شدند. اما در اولین قانون اساسی که در عثمانی اعلام شد و سلطان عبدالحمید دوم آن را تایید کرد اختیارات سلطان بسیار گسترده بود و قداست سلطان در نظر گرفته شد. به همین دلیل اولین قانون اساسی عثمانی به هیج عنوان در صدد تحدید قدرت سلطان نبود. همین موضوع باعث شد تا در سال 1908 دومین موج جنبش قانون اساسی راه بیفتد.
ایران: جنبش مشروطه نخستین قیام ملی در تاریخ ایران بود که می خواست تا روش حکومت کردن حاکم را تغییر دهد. این حرکت در جهت ساقط کردن حکومت نبود، بلکه می خواست یک دولت حقوقی بصورت سلطنت مشروطه بر ایران حاکم شود. اولین قانون اساسی در 1905 میلادی ( 1285 شمسی ) به دست مظفرالدین شاه قاجار امضا شد.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_حقوق_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋علی افسری ( دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران)
قانون اساسی یا Constitution عالی ترین سند حقوقی یک کشور و مرجعی برای تنظیم سایر قوانین است. قدیمی ترین سندی که می توان آن را قانون اساسی خواند در حدود 2300 سال پیش در تمدن میان رودان ( بین النهرین ) وجود داشته است، اما قانون اساسی به آن شکل امروزی متعلق به اروپای غربی است که از آنجا به سایر نقاط جهان انتقال یافت.
برای مطالعه هر نهادی ابتدا باید بسترهای آن نهاد، یعنی زمینه های شکل گیری آن نهاد بررسی شود. قانون اساسی نیز این چنین است و ابتدا باید زمینه های شکل گیری جنبش های قانون اساسی را مطالعه کرد و سپس به اصل جنبش های قانون اساسی بپردازیم. نوع اول این جنبش ها در اثر تغییر نگاه مردم به حکومت و دگرگونی تفکر مردم در رابطه با اصل حاکمیت پدید آمد. اولین جنبشی که بدین شکل پدید آمد و منجر به تاسیس یک قانون اساسی شد مربوط می شود به انگلستان. در سال 1215 میلادی مردم انگلستان از حالیت رعیت به شهروند تبدیل شدند. اما نوع دوم این جنبش ها در اثر انقلاب، کودتا و جنگ داخلی پدید می آید که جنبش قانون اساسی فرانسه از این نوع است. این جنبش منجر به تاسیس قانون اساسی فرانسه در سال 1791 شد.
جنبش های قانون اساسی مختص یک یا دو کشور نبودند و در قرن نوزدهم میلادی اکثریت کشورهای اروپایی صاحب قانون اساسی شدند. اولین جنبش های قانون اساسی بدین جهت پدید آمدند که مشروعیت حاکمیت را از آسمان به زمین بیاورند. در ادامه بصورت موردی به جنبش های قانون اساسی میپردازیم.
انگلستان: جنبش قانون اساسی در این کشور بسیار آرام شکل گرفت. ریشه های قانون اساسی و پارلمان برمیگردد به سال 1215 که پادشاه انگلستان منشور کبیر را منتشر کرد. روند تثبیت جنبش قانون اساسی در این کشور بر اساس کسب امتیازهای بیشتر از پادشاه از سمت مجلس عوام صورت گرفت.
فرانسه: در این کشور نخستین آثار فکری قانون اساسی در آثار نویسندگانی مانند منتسکیو تجلی یافت. نمود بارز این جنبش را می توان در انقلاب کبیر 1789 مشاهده کرد که منجر به انتشار اعلامیه حقوق بشر شد ولی همین اعلامیه فضای غالب فکری مردم فرانسه و مطالبات آنان را نشان می دهد. همین اعلامیه در سال 1791 به اولین قانون اساسی کشور فرانسه منتج شد.
ایالات متحده آمریکا: در این کشور به علت تجربه استعمار انگلستان و حاکم بودن جو استقلال طلبانه در میان مردم آمریکا، در سال 1776 اعلامیه استقلال منتشر شد و با همین ادبیات استقلال طلبانه بود که نخستین قانون اساسی در سال 1787 منتشر شد . در ابتدا آزادی ها و حقها در نظر گرفته نشد اما در ادامه با اصلاحیه های متعدد این امر جبران شد.
عثمانی: ترک ها در سال 1876 به عنوان اولین کشور مسلمان به این امر نایل شدند. اما در اولین قانون اساسی که در عثمانی اعلام شد و سلطان عبدالحمید دوم آن را تایید کرد اختیارات سلطان بسیار گسترده بود و قداست سلطان در نظر گرفته شد. به همین دلیل اولین قانون اساسی عثمانی به هیج عنوان در صدد تحدید قدرت سلطان نبود. همین موضوع باعث شد تا در سال 1908 دومین موج جنبش قانون اساسی راه بیفتد.
ایران: جنبش مشروطه نخستین قیام ملی در تاریخ ایران بود که می خواست تا روش حکومت کردن حاکم را تغییر دهد. این حرکت در جهت ساقط کردن حکومت نبود، بلکه می خواست یک دولت حقوقی بصورت سلطنت مشروطه بر ایران حاکم شود. اولین قانون اساسی در 1905 میلادی ( 1285 شمسی ) به دست مظفرالدین شاه قاجار امضا شد.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_حقوق_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
بیانیه اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی بمناسبت صد و بیست و دومین سالروز تأسیس مدرسه علوم سیاسی
✅ بحران در آموزش، بحران در پژوهش و نبود ظرفیت استخدامی موجب تضعیف علوم سیاسی شده است
✅ بسیاری از دانشآموختگان علوم سیاسی به شغل هایی روی آوردهاند که نیاز به تحصیلات دانشگاهی ندارد
✅ درخواست از شورای تحول در علوم انسانی برای مشورت با همه اساتید و دانشجویان در تغییر سرفصل های درسی
اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی
@utpsaa
✅ بحران در آموزش، بحران در پژوهش و نبود ظرفیت استخدامی موجب تضعیف علوم سیاسی شده است
✅ بسیاری از دانشآموختگان علوم سیاسی به شغل هایی روی آوردهاند که نیاز به تحصیلات دانشگاهی ندارد
✅ درخواست از شورای تحول در علوم انسانی برای مشورت با همه اساتید و دانشجویان در تغییر سرفصل های درسی
اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی
@utpsaa
⭕️ عضویت در تشکلات دانشجویی، تنها با ثبت رسمی در سامانه نگارستان باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران، امکانپذیر است.
⭕️ بدیهی است که دانشجویان برای مشارکت در انتخاباتها و اعلام نامزدی در کانونهای فرهنگی، دینی و انجمنهای علمی، میبایست که در سامانه نگارستان، ثبت عضویت نمایند:
https://cultural.ut.ac.ir/
@utpsaa
⭕️ بدیهی است که دانشجویان برای مشارکت در انتخاباتها و اعلام نامزدی در کانونهای فرهنگی، دینی و انجمنهای علمی، میبایست که در سامانه نگارستان، ثبت عضویت نمایند:
https://cultural.ut.ac.ir/
@utpsaa
نشریه علمی دانشجویی خرد.pdf
4.7 MB
✅شمارهٔ نخست نشریهٔ خرد
🔴صاحب امتیاز: انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔹در این شماره خواهید خواند:
🔻رئالیسم و لیبرالیسم
🔻شر لازم
🔻روانشناسی سیاسی تدوین قانون اساسی
🔻گزارشی از کتاب آزادی
🔻اعتماد ملی
@utpsaa
🔴صاحب امتیاز: انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔹در این شماره خواهید خواند:
🔻رئالیسم و لیبرالیسم
🔻شر لازم
🔻روانشناسی سیاسی تدوین قانون اساسی
🔻گزارشی از کتاب آزادی
🔻اعتماد ملی
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
کلاسهای زبان فرانسوی 🇫🇷:
🔹کلاسهای A1.2:
زمان برگزاری: شنبهها و دوشنبهها ساعت ۱۹:۱۵ تا ۲۰:۴۵
🟠شروع کلاس از ۱۸ بهمن ۱۴۰۰
جهت ثبت نام و هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید:
@Sagharkhh
————————————-
کلاسهای زبان انگلیسی🇬🇧 :
🔹سطح متوسط/ منبع: Touchstone 2
زمان برگزاری: شنبهها و پنجشنبهها ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
🟠 شروع کلاس از ۲۱ بهمن ۱۴۰۰
جهت ثبت نام و هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید:
@HemilaYavarnezhad
————————————-
هزینه شرکت در دورهها:
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی: ۳۰۰ هزار تومان
سایر افراد: ۳۵۰ هزار تومان
————————————-
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی جهت برخورداری از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
آموزش به صورت مجازی و در اسکایپ برگزار خواهد شد.
@UTPSAA
کلاسهای زبان فرانسوی 🇫🇷:
🔹کلاسهای A1.2:
زمان برگزاری: شنبهها و دوشنبهها ساعت ۱۹:۱۵ تا ۲۰:۴۵
🟠شروع کلاس از ۱۸ بهمن ۱۴۰۰
جهت ثبت نام و هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید:
@Sagharkhh
————————————-
کلاسهای زبان انگلیسی🇬🇧 :
🔹سطح متوسط/ منبع: Touchstone 2
زمان برگزاری: شنبهها و پنجشنبهها ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
🟠 شروع کلاس از ۲۱ بهمن ۱۴۰۰
جهت ثبت نام و هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید:
@HemilaYavarnezhad
————————————-
هزینه شرکت در دورهها:
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی: ۳۰۰ هزار تومان
سایر افراد: ۳۵۰ هزار تومان
————————————-
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی جهت برخورداری از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
آموزش به صورت مجازی و در اسکایپ برگزار خواهد شد.
@UTPSAA
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران pinned «انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند: کلاسهای زبان فرانسوی 🇫🇷: 🔹کلاسهای A1.2: زمان برگزاری: شنبهها و دوشنبهها ساعت ۱۹:۱۵ تا ۲۰:۴۵ 🟠شروع کلاس از ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ جهت ثبت نام و هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید: @Sagharkhh ————————————- کلاسهای…»
🔹نقش متوازنگر روسیه در مذاکرات هستهای وین؛ بخش اول
🖋به قلم آرزو زارع عسکری؛ دانشجوی دکتری روابط بین الملل
انتشار یک توئیت از سوی میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در مذاکرات هستهای وین با رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، خبرساز و موجی از انتقادات را به دنبال داشت. اینکه روسیه با کارت ایران برای منافع خود بازی خواهد کرد و در نهایت اعتماد به روسیه به ضرر ایران خواهد بود یا اینکه این جو سازی ها و به نوعی روسستیزی نوعی تحت تاثیر قرار دادن ایران و وادار کردن این کشور به مذاکره مستقیم با آمریکاست، سوالاتی است که ما را به نوشتن چند خط از مواضع روس واداشت.
مهمترین چالش جهانی پیرامون ایران در سالهای اخیر بحران هستهای بوده است و به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه سیاست خارجی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. لذا شناخت و درک سیاست خارجی این قدرتها اهمیت قابل توجهی در بررسی روند پرونده هستهای ایران دارد. روسیه یکی از مهمترین بازیگران در این رابطه محسوب میشود که با واسطه عضویت در شورای امنیت و حضور در مذاکرات هستهای تاثیراتی در روند برنامه هستهای کشورمان داشته است. به خصوص مذاکرات حال حاضر در وین که روسیه مهمترین میانجیگر ایران و غرب محسوب میشود . از یک سو واسطه نصب دوربینها در سایت تسا واقع در کرج شد، از سوی دیگر ایران را قانع کرد تا مذاکرات بر اساس پیش نویس شش دور اول پیش از دولت فعلی، پیش برود. همچنین با تعیین ضربالعجل آمریکا و کشورهای اروپایی برای مذاکرات احیای توقف توافق هستهای مخالفت کرد.
با توجه به نقش جدیدی که روسیه در این دور از مذاکرات برای خود تعریف کرده است، برانیم به بررسی منافع و نگاه روسیه به مذاکرات در حال انجام وین بپردازیم.
بعد از گذراندن سالهای اولیه و پر التهاب انقلاب، دولت ایران از سال ۱۳۶۴ تصمیم گرفت، نیروگاه بوشهر که نیمهتمام توسط آلمانها رها شده بود را احیا کند و کمتر کشوری پیدا می شد که در این میدان پا بگذارد. پس از کش و قوس های فراوان در نهایت روس ها همکاری هستهای با ایران را پذیرفتند. قرارداد ساخت و تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر همچنین فروش نخستین زیردریاییها به ایران که تهران را وارد جرگه کشورهای دارنده این سلاح کرد و نهایتاً انعقاد قرارداد فروش سامانه دفاع موشکی اس ۳۰۰ به ایران روس ها را وارد صنعت هستهای ایران کرد. با روی کار آمدن احمدی نژاد غرب به دیپلماسی تهدید آمیز «چماق و هویج» روی آورد و با ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل برنامه هستهای ایران را تهدیدی در قبال صلح و امنیت جهانی عنوان کرد و در قالب چندین قطعنامه از جمله چهار قطعنامه در طول سال2006 -2010 صورت گرفت. لذا روسیه در این برهه در بُعد فنی طرحهای پیشنهادی برای تداوم همکاریها و یافتن راه حل برای پایان دادن به اختلافات در مورد برنامه هستهای ایران ارائه داد. این پیشنهاد شامل غنیسازی اورانیوم ایران در خاک روسیه می شد که با موافقت ایران روبرو نگردید. از سوی دیگر در جولای ۲۰۱۱ طرح پیشنهادی "گام به گام" وزیر خارجه روسیه که به نام وی، سرگئی لاوروف خوانده شد به طور کلی بررسی گام های "اعتمادساز" متقابل بود که کمک مهمی به شمار میآمد. هدف نهایی رویکرد "گام به گام" ، ایجاد برنامه غنیسازی محدود تحت بازرسی شدید آژانس در ازای لغو تمام تحریمها و تحقق تمام همکاریهای اقتصادی و غیراقتصادی و همین طور تضمینهای امنیتی به ایران بود. که در نهایت هیچ یک از طرفین طرح های یکدیگر را قبول نکردند. اما سرانجام در سال ۲۰۱۳ توافق ژنو و در سال ۲۰۱۵ توافق وین(برجام) را موجب شد.
اگرچه شکل گیری برجام در سال ۲۰۱۵ دست ایران را در رابطه با روسیه بالاتر برد اما با ورود ترامپ به کاخ سفید و پاره کردن برجام و در نهایت خروج از آن موجب احیای موقعیت فرازدستانه مسکو نسبت به تهران نیز شد. در حال حاضر آغاز روند مذاکرات وین و تصمیم ایران برای عدم مذاکره مستقیم با آمریکا روسیه را به بازیگری اصلی در روند مذاکرات وین تبدیل کرده است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بینالملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
🖋به قلم آرزو زارع عسکری؛ دانشجوی دکتری روابط بین الملل
انتشار یک توئیت از سوی میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در مذاکرات هستهای وین با رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، خبرساز و موجی از انتقادات را به دنبال داشت. اینکه روسیه با کارت ایران برای منافع خود بازی خواهد کرد و در نهایت اعتماد به روسیه به ضرر ایران خواهد بود یا اینکه این جو سازی ها و به نوعی روسستیزی نوعی تحت تاثیر قرار دادن ایران و وادار کردن این کشور به مذاکره مستقیم با آمریکاست، سوالاتی است که ما را به نوشتن چند خط از مواضع روس واداشت.
مهمترین چالش جهانی پیرامون ایران در سالهای اخیر بحران هستهای بوده است و به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه سیاست خارجی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. لذا شناخت و درک سیاست خارجی این قدرتها اهمیت قابل توجهی در بررسی روند پرونده هستهای ایران دارد. روسیه یکی از مهمترین بازیگران در این رابطه محسوب میشود که با واسطه عضویت در شورای امنیت و حضور در مذاکرات هستهای تاثیراتی در روند برنامه هستهای کشورمان داشته است. به خصوص مذاکرات حال حاضر در وین که روسیه مهمترین میانجیگر ایران و غرب محسوب میشود . از یک سو واسطه نصب دوربینها در سایت تسا واقع در کرج شد، از سوی دیگر ایران را قانع کرد تا مذاکرات بر اساس پیش نویس شش دور اول پیش از دولت فعلی، پیش برود. همچنین با تعیین ضربالعجل آمریکا و کشورهای اروپایی برای مذاکرات احیای توقف توافق هستهای مخالفت کرد.
با توجه به نقش جدیدی که روسیه در این دور از مذاکرات برای خود تعریف کرده است، برانیم به بررسی منافع و نگاه روسیه به مذاکرات در حال انجام وین بپردازیم.
بعد از گذراندن سالهای اولیه و پر التهاب انقلاب، دولت ایران از سال ۱۳۶۴ تصمیم گرفت، نیروگاه بوشهر که نیمهتمام توسط آلمانها رها شده بود را احیا کند و کمتر کشوری پیدا می شد که در این میدان پا بگذارد. پس از کش و قوس های فراوان در نهایت روس ها همکاری هستهای با ایران را پذیرفتند. قرارداد ساخت و تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر همچنین فروش نخستین زیردریاییها به ایران که تهران را وارد جرگه کشورهای دارنده این سلاح کرد و نهایتاً انعقاد قرارداد فروش سامانه دفاع موشکی اس ۳۰۰ به ایران روس ها را وارد صنعت هستهای ایران کرد. با روی کار آمدن احمدی نژاد غرب به دیپلماسی تهدید آمیز «چماق و هویج» روی آورد و با ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل برنامه هستهای ایران را تهدیدی در قبال صلح و امنیت جهانی عنوان کرد و در قالب چندین قطعنامه از جمله چهار قطعنامه در طول سال2006 -2010 صورت گرفت. لذا روسیه در این برهه در بُعد فنی طرحهای پیشنهادی برای تداوم همکاریها و یافتن راه حل برای پایان دادن به اختلافات در مورد برنامه هستهای ایران ارائه داد. این پیشنهاد شامل غنیسازی اورانیوم ایران در خاک روسیه می شد که با موافقت ایران روبرو نگردید. از سوی دیگر در جولای ۲۰۱۱ طرح پیشنهادی "گام به گام" وزیر خارجه روسیه که به نام وی، سرگئی لاوروف خوانده شد به طور کلی بررسی گام های "اعتمادساز" متقابل بود که کمک مهمی به شمار میآمد. هدف نهایی رویکرد "گام به گام" ، ایجاد برنامه غنیسازی محدود تحت بازرسی شدید آژانس در ازای لغو تمام تحریمها و تحقق تمام همکاریهای اقتصادی و غیراقتصادی و همین طور تضمینهای امنیتی به ایران بود. که در نهایت هیچ یک از طرفین طرح های یکدیگر را قبول نکردند. اما سرانجام در سال ۲۰۱۳ توافق ژنو و در سال ۲۰۱۵ توافق وین(برجام) را موجب شد.
اگرچه شکل گیری برجام در سال ۲۰۱۵ دست ایران را در رابطه با روسیه بالاتر برد اما با ورود ترامپ به کاخ سفید و پاره کردن برجام و در نهایت خروج از آن موجب احیای موقعیت فرازدستانه مسکو نسبت به تهران نیز شد. در حال حاضر آغاز روند مذاکرات وین و تصمیم ایران برای عدم مذاکره مستقیم با آمریکا روسیه را به بازیگری اصلی در روند مذاکرات وین تبدیل کرده است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بینالملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
✅انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
کلاسهای ترکی استانبولی🇹🇷:
🔹کلاس A1.1:
زمان برگزاری: شنبه، پنجشنبه
ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸
طول دوره: ۱۰ الی ۱۵ جلسه
🟠 شروع کلاس از ۲۱ بهمن ۱۴۰۰
هزینه شرکت در دوره:
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی: ۳۰۰ هزار تومان
سایر افراد: ۳۵۰ هزار تومان
جهت ثبت نام و هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید:
@Sagharkhh
————————————-
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی جهت برخورداری از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
آموزش به صورت مجازی و در اسکایپ برگزار خواهد شد.
@UTPSAA
کلاسهای ترکی استانبولی🇹🇷:
🔹کلاس A1.1:
زمان برگزاری: شنبه، پنجشنبه
ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸
طول دوره: ۱۰ الی ۱۵ جلسه
🟠 شروع کلاس از ۲۱ بهمن ۱۴۰۰
هزینه شرکت در دوره:
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی: ۳۰۰ هزار تومان
سایر افراد: ۳۵۰ هزار تومان
جهت ثبت نام و هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید:
@Sagharkhh
————————————-
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی جهت برخورداری از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
آموزش به صورت مجازی و در اسکایپ برگزار خواهد شد.
@UTPSAA
✅انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
دورهی خوانشی نو از شهریار ماکیاولی
مدرس: دکتر فواد حبیبی( پژوهشگر و مترجم)
تاریخ شروع دوره: ۲۸ بهمن ۱۴۰۰
زمان برگزاری: پنجشنبهها از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰
تعداد جلسات: ۵ جلسه
جهت کسب اطلاعات بیشتر با آیدی زیر در تماس باشید.
@benedict_msv
دورهی خوانشی نو از شهریار ماکیاولی
مدرس: دکتر فواد حبیبی( پژوهشگر و مترجم)
تاریخ شروع دوره: ۲۸ بهمن ۱۴۰۰
زمان برگزاری: پنجشنبهها از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰
تعداد جلسات: ۵ جلسه
جهت کسب اطلاعات بیشتر با آیدی زیر در تماس باشید.
@benedict_msv
🔹نقش متوازنگری روسیه در مذاکرات وین؛ بخش دوم
🖋به قلم آرزو زارع عسکری
برای درک و فهم رویکرد مسکو در قبال موضوع هستهای ایران این موضوع را باید در قالب چارچوب کلان سیاست خارجی روسیه و نقشهای مد نظر رهبران این کشور و جایگاه ایران در رابطه با این نقشه ها ارزیابی کرد.با گسترش نفوذ اوراسیاگرایی از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ و همراهی عملگرایی با آن، نقشهایی مانند قدرت بزرگ جهانی در کنار سایر قدرت ها،ابرقدرت منطقهای و حفظ هژمونی در خارج نزدیک و ابرقدرت هستهای برای سیاست خارجی روسیه تعریف شدهاند.با توجه به چنین نقشها و در نظر داشتن انگیزهها و منافع روسیه میتوان بیان داشت که عوامل اقتصادی، کوشش برای ایفای نقش قدرت بزرگ جهانی در موضوع هستهای ایران به عنوان یک اختلاف بینالمللی، کنترل افزایش احتمالی یا کاهش شدید قدرت و ثبات ایران در چارچوب رویکرد منطقهای، کنترل و نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران در قالب دکترین منع اشاعه هسته ای روسیه و فشارهای دیگر بازیگران و کوشش مسکو برای مدیریت روابط با غرب در کنار هم و در برهههای زمانی مختلف روند برنامه هستهای ایران تعدیل و فشارهایی نظیر احتمال حمله نظامی علیه ایران و بیثباتی احتمالی در مرزهای جنوبی روسیه اشاره داشت.
از دیدگاه النا سوپنینا، تا زمانی که روسیه خود در ساخت نیروگاه های هستهای مشارکت دارد نباید از توسعه تکنولوژی هستهای در سایر کشورها از جمله ایران بیم داشته باشد و با توجه به برنامه جامع ایران برای توسعه صنعت هستهای فرصت مناسبی برای صنعت اتمی روسیه فراهم شده است.
در سند جدید سیاست خارجی روسیه، برای نخستین بار، ایران به صورت منحصر به فرد به عنوان کشوری که روسیه خواهان برقراری روابط با آن است ذکر میشود. در بند 94 این سند روسیه متعهد به توسعه فراگیر همکاریها با جمهوری اسلامی ایران بوده و به دنبال تضمین اجرای پیوسته توافق برنامه جامع اقدام مشترک جهت حل مسأله برنامه هستهای ایران براساس قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل در 20 جولای 2015 و تصمیمات شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی میباشد و از این فرآیند تحت هر شرایطی حمایت می کند. بنظر میرسد این تصمیم روسیه در ارتقاء روابط خود با ایران در قالب راهبرد سیاست نگاه به شرق روسیه با توسعه مشارکت های شرقی با هندوستان، مغولستان، ژاپن و ایران و البته اعضای سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اوراسیا و کشورهای مستقل مشترک المنافع در پاسخ به گسترش ناتوست. ایران و روسیه دارای منافع مشترکی هستند که درگسترش همکاریهای این دو کشور مؤثر بوده که میتوان به تلاش آنها جهت مقابله با نفوذ قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در آسیاسی مرکزی و قفقاز، مخالفت با گسترش ناتو،جلوگیری از تسلط شرکتهای بزرگ فراملیتی بر انرژی منطقه اسیای مرکزی و قفقاز اشاره کرد.
سخن آخر اینکه روسیه به دلیل وجود نظام سیاسی متمرکز و عمل گرا، همواره به کشوری فرصت طلب که به دنبال منافع خوداست به جهان نگاه می کند. و در مورد نوع تعامل با ایران، برخلاف همتایان آمریکایی خود،رویکردی خصمانه در قبال ایران ندارد اما آشکارا درصدد شناسایی چالشهای پیش رو حکومت ایران و بهره بردن از نقاط آسیب و قوت آن برای فزونی بخشی منافع دولت متبوع خود می باشد.روسیه به دنبال احیای توافق هسته ای است چرا که گزینههای جایگزین چندان جذابیتی برای روسیه ندارند.اگر ایران به سمت سلاح هستهای برود این امکان وجود دارد که برخی از بازیگران دیگر و همسایگان روسیه نظیر ترکیه و حتی آذربایجان نیز بخواهند به این سمت بروند و یا کشورهای عربی خلیج فارس، و این برای روسیه واقعا یک دردسر بزرگ خواهد بود؛و یا اینکه یکبار دیگر شاهد درگیری و حضور نظامی آمریکا در حیات خلوت خودش خواهد بود که آن هم برای روسیه تبعات منفی دارد، بنابراین روسیه واقعا به دنبال احیای برجام هست.از سویی دیگر هدف روسیه از صادرات نفت و گاز فقط جنبه اقتصادی آن نیست بلکه جنبه سیاسی- امنیتی نیز دارد و کریدور شمال – جنوب ( اوراسیا) که برای اقتصاد روسیه از اهمیت زیادی برخوردار است معطل تحریمهای ایران به عنوان مرکز این کریدور است و روسیه و چین بهتر از غرب در این شطرنج بازی میکنند و به طور کلی روسیه با عدم دستیابی ایران به بمب هستهای با غرب هدف مشترک دارد و از سوی دیگر، با رفع تحریمها با ایران هم نظر است.
از این نکته نیز غافل نیستیم،اگر روسیه بتواند ایران را بدوشد،میدوشد.لذا از چنان قدرتی برخوردار نیست که بتواند اینگونه عمل کند و تفاوت روسیه با آمریکا در اینست که آمریکا به دنبال دوشیدن ایران نیست به دنبال ویران کردن ایران و تحت سیطره قراردادن و سلطه بر منطقه است.لذا فرقی ندارد نماینده ایران ظریف باشد یا باقری کنی.بلکه هردوی آنها نماینده نظام حاکم بر ایران هستند که تصمیمات نهایی را میگیرند.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#کارگروه_روابط_بینالملل
#یک_فنجان_سیاست
🖋به قلم آرزو زارع عسکری
برای درک و فهم رویکرد مسکو در قبال موضوع هستهای ایران این موضوع را باید در قالب چارچوب کلان سیاست خارجی روسیه و نقشهای مد نظر رهبران این کشور و جایگاه ایران در رابطه با این نقشه ها ارزیابی کرد.با گسترش نفوذ اوراسیاگرایی از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ و همراهی عملگرایی با آن، نقشهایی مانند قدرت بزرگ جهانی در کنار سایر قدرت ها،ابرقدرت منطقهای و حفظ هژمونی در خارج نزدیک و ابرقدرت هستهای برای سیاست خارجی روسیه تعریف شدهاند.با توجه به چنین نقشها و در نظر داشتن انگیزهها و منافع روسیه میتوان بیان داشت که عوامل اقتصادی، کوشش برای ایفای نقش قدرت بزرگ جهانی در موضوع هستهای ایران به عنوان یک اختلاف بینالمللی، کنترل افزایش احتمالی یا کاهش شدید قدرت و ثبات ایران در چارچوب رویکرد منطقهای، کنترل و نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران در قالب دکترین منع اشاعه هسته ای روسیه و فشارهای دیگر بازیگران و کوشش مسکو برای مدیریت روابط با غرب در کنار هم و در برهههای زمانی مختلف روند برنامه هستهای ایران تعدیل و فشارهایی نظیر احتمال حمله نظامی علیه ایران و بیثباتی احتمالی در مرزهای جنوبی روسیه اشاره داشت.
از دیدگاه النا سوپنینا، تا زمانی که روسیه خود در ساخت نیروگاه های هستهای مشارکت دارد نباید از توسعه تکنولوژی هستهای در سایر کشورها از جمله ایران بیم داشته باشد و با توجه به برنامه جامع ایران برای توسعه صنعت هستهای فرصت مناسبی برای صنعت اتمی روسیه فراهم شده است.
در سند جدید سیاست خارجی روسیه، برای نخستین بار، ایران به صورت منحصر به فرد به عنوان کشوری که روسیه خواهان برقراری روابط با آن است ذکر میشود. در بند 94 این سند روسیه متعهد به توسعه فراگیر همکاریها با جمهوری اسلامی ایران بوده و به دنبال تضمین اجرای پیوسته توافق برنامه جامع اقدام مشترک جهت حل مسأله برنامه هستهای ایران براساس قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل در 20 جولای 2015 و تصمیمات شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی میباشد و از این فرآیند تحت هر شرایطی حمایت می کند. بنظر میرسد این تصمیم روسیه در ارتقاء روابط خود با ایران در قالب راهبرد سیاست نگاه به شرق روسیه با توسعه مشارکت های شرقی با هندوستان، مغولستان، ژاپن و ایران و البته اعضای سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اوراسیا و کشورهای مستقل مشترک المنافع در پاسخ به گسترش ناتوست. ایران و روسیه دارای منافع مشترکی هستند که درگسترش همکاریهای این دو کشور مؤثر بوده که میتوان به تلاش آنها جهت مقابله با نفوذ قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در آسیاسی مرکزی و قفقاز، مخالفت با گسترش ناتو،جلوگیری از تسلط شرکتهای بزرگ فراملیتی بر انرژی منطقه اسیای مرکزی و قفقاز اشاره کرد.
سخن آخر اینکه روسیه به دلیل وجود نظام سیاسی متمرکز و عمل گرا، همواره به کشوری فرصت طلب که به دنبال منافع خوداست به جهان نگاه می کند. و در مورد نوع تعامل با ایران، برخلاف همتایان آمریکایی خود،رویکردی خصمانه در قبال ایران ندارد اما آشکارا درصدد شناسایی چالشهای پیش رو حکومت ایران و بهره بردن از نقاط آسیب و قوت آن برای فزونی بخشی منافع دولت متبوع خود می باشد.روسیه به دنبال احیای توافق هسته ای است چرا که گزینههای جایگزین چندان جذابیتی برای روسیه ندارند.اگر ایران به سمت سلاح هستهای برود این امکان وجود دارد که برخی از بازیگران دیگر و همسایگان روسیه نظیر ترکیه و حتی آذربایجان نیز بخواهند به این سمت بروند و یا کشورهای عربی خلیج فارس، و این برای روسیه واقعا یک دردسر بزرگ خواهد بود؛و یا اینکه یکبار دیگر شاهد درگیری و حضور نظامی آمریکا در حیات خلوت خودش خواهد بود که آن هم برای روسیه تبعات منفی دارد، بنابراین روسیه واقعا به دنبال احیای برجام هست.از سویی دیگر هدف روسیه از صادرات نفت و گاز فقط جنبه اقتصادی آن نیست بلکه جنبه سیاسی- امنیتی نیز دارد و کریدور شمال – جنوب ( اوراسیا) که برای اقتصاد روسیه از اهمیت زیادی برخوردار است معطل تحریمهای ایران به عنوان مرکز این کریدور است و روسیه و چین بهتر از غرب در این شطرنج بازی میکنند و به طور کلی روسیه با عدم دستیابی ایران به بمب هستهای با غرب هدف مشترک دارد و از سوی دیگر، با رفع تحریمها با ایران هم نظر است.
از این نکته نیز غافل نیستیم،اگر روسیه بتواند ایران را بدوشد،میدوشد.لذا از چنان قدرتی برخوردار نیست که بتواند اینگونه عمل کند و تفاوت روسیه با آمریکا در اینست که آمریکا به دنبال دوشیدن ایران نیست به دنبال ویران کردن ایران و تحت سیطره قراردادن و سلطه بر منطقه است.لذا فرقی ندارد نماینده ایران ظریف باشد یا باقری کنی.بلکه هردوی آنها نماینده نظام حاکم بر ایران هستند که تصمیمات نهایی را میگیرند.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#کارگروه_روابط_بینالملل
#یک_فنجان_سیاست