✅محمدعلیشاه قاجار، مشروطهخواه یا استبدادطلب؟!
🖋امیرحسین مومن
🔻جدال مورخین تاریخ معاصر ایران بر سر شخصیت محمدعلی شاه قاجار زبانزد است. اینکه محمدعلی شاه چگونه شخصیتی بود و چه عواملی سبب مشروطه خواهی یا استبداد طلبی وی بود، مورد کنکاش بسیاری از مورخین و حسب حال نویسان قرار گرفته است. یکی از منسجم ترین کارها در این باب، اثر پژوهشی فریدون آدمیت است. آدمیت در کتاب فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت، پس از ستایش هایی البته غلوآمیز از شخصیت میرزا ملکمخان ناظمالدوله ، به بحث در باب جامع آدمیت میپردازد. در واقع جامع آدمیت، یکی از بزرگترین و منسجم ترین انجمنهایی بود که پس از انحلال فراموشخانه در ایران به تبلیغ اندیشه های جدید میپرداخت. جامع آدمیت را به واقع میتوان یکی از بزرگترین احزاب سیاسی ایران در صدر مشروطیت نامید که دارای مرام نامه و تشکیلات منسجمی بود و بسیاری از رجال بانفوذ صدر مشروطه از جمله احتشامالسلطنه، دومین رئیس مجلس اول شورای ملی، در آن عضویت داشتند. بانی این تشکیلات، میرزا عباسقلی خان قزوینی و پدر معنوی آن، میرزا ملکمخان ناظمالدوله بود که در دوران کهولیت خود و در ایتالیا بسر میبرد. نفوذ تشکیلات جامع به اندازهای بود که در بسیاری از ایالتهای کشور، دفتر نمایندگی داشت و بسیاری از روشنفکران ایرانی و حتی رجال سیاسی عضو آن بودند. جالب است که بدانیم حتی خود محمدعلی شاه قاجار در جامع آدمیت، سوگندنامه آدمیت خود را مهر و امضاء کرد و قسم یاد کرد که پشتیبان سلطنت مشروطه باشد. در اسناد جامع آدمیت آمده است که اولین رگه های ارتباط میان محمدعلی شاه و جامع، پس از ماجرای قتل اتابک، امین السلطان، ایجاد شد. با قتل اتابک عده ی زیادی را به اتهام قتل وی بازداشت کردند که در میان آنها، رئیس جامع آدمیت، میرزا عباسقلی خان، بود. عباسقلی خان با وساطت و شهادت به بیگناهی از سوی مجلس شورای ملی آزاد شد و پس از آن محمدعلی شاه را وادار به ادای سوگند آدمیت خود نمود. این ارتباط تاجایی برقرار شد که در جریان میدان توپخانه که طرفداران مشروعه خواهی، علیه سلطنت مشروطه، شعار میدادند، نامه عباسقلی خان به شاه، او را آرام کرد و از انحلال مجلس بازداشت. شاه همچنین قانون آزادی انطباعات کشور را نیز در مجلس ملی امضاء نمود. محمدعلیشاه در همین زمان، حتی نامه ای به پرنس ملکمخان نوشته است که در آن، افکار مترقی خود را نشان داده است که طبعاً از خامه ی او نیست، بلکه میتوان گفت تلقینات جامع آدمیت است. بهرصورت، محمدعلی شاه، مشروطه خواه نبود، اما مخالف مشروطه هم نبود و با آن سر ستیز نداشت، بلکه او ترس از دست دادن قدرت خویش را داشت، چراکه در صدر مشروطه، جراید و مطبوعات علیه شاه و حتی مادرشاه، یعنی دختر امیرکبیر، زبان به هتاکی گشوده بودند و شاه را تهدید به قتل و اعدام میکردند. مجدالاسلام کرمانی در همین فقره، در کتاب تاریخ انحطاط مجلس اشاره میکند که نسبتهایی به شاه داده میشد که حتی سلاطین آزادیخواه یوروپ نیز تاب تحمل آنرا نداشتند، چه رسد به سلطان ذی شوکت شیعه. علمای افراطی مثل ملکالمتکلمین و عناصر تندرو مجلس، خاصه انجمن آذربایجان، نیز بر سر منبرها و در نطقهای خود، سلطنت را تهدید میکردند. همین عوامل سبب شد که عناصر استبدادطلب دربار، شاه را تحریک به براندازی مشروطیت نمایند. در این میان دو حادثه نیز، آتش ماجرا را افروختهتر کرد: سو قصد به جان شاه در دوشانتپه و استعفای احتشامالسلطنه. در باب احتشامالسلطنه باید گفت که جامع آدمیت در همین زمان به دلایل متعددی دچار انشعاب شده بود و انجمن حقوق تهران از آن منتزع و به انجمن آذربایجان پیوسته بود و اعضای آن در مجلس، احتشامالسلطنه را به سازش با سلطنت متهم میکردند و نهایتاً او را برکنار و فردی ضعیفالنفس را بجای او نشانیدند. احتشامالسلطنه مردی کاردان و زیرک بود و میتوانست در شرایط بحرانی به کمک جامع آدمیت، بر شاه مستولی گردد، اما استعفای وی در آن شرایط به سود کشور تمام نشد. محمدعلیشاه قاجار مجلس را بمباران کرد و مشروطیت را بحران فراگرفت. بهرترتیب نمیتوان گفت شاه، استبدادطلب و ضد مشروطه بوده است، بلکه بهتر آن است که گفته شود شاه را مجبور به استبدادپیشگی نمودند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋امیرحسین مومن
🔻جدال مورخین تاریخ معاصر ایران بر سر شخصیت محمدعلی شاه قاجار زبانزد است. اینکه محمدعلی شاه چگونه شخصیتی بود و چه عواملی سبب مشروطه خواهی یا استبداد طلبی وی بود، مورد کنکاش بسیاری از مورخین و حسب حال نویسان قرار گرفته است. یکی از منسجم ترین کارها در این باب، اثر پژوهشی فریدون آدمیت است. آدمیت در کتاب فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت، پس از ستایش هایی البته غلوآمیز از شخصیت میرزا ملکمخان ناظمالدوله ، به بحث در باب جامع آدمیت میپردازد. در واقع جامع آدمیت، یکی از بزرگترین و منسجم ترین انجمنهایی بود که پس از انحلال فراموشخانه در ایران به تبلیغ اندیشه های جدید میپرداخت. جامع آدمیت را به واقع میتوان یکی از بزرگترین احزاب سیاسی ایران در صدر مشروطیت نامید که دارای مرام نامه و تشکیلات منسجمی بود و بسیاری از رجال بانفوذ صدر مشروطه از جمله احتشامالسلطنه، دومین رئیس مجلس اول شورای ملی، در آن عضویت داشتند. بانی این تشکیلات، میرزا عباسقلی خان قزوینی و پدر معنوی آن، میرزا ملکمخان ناظمالدوله بود که در دوران کهولیت خود و در ایتالیا بسر میبرد. نفوذ تشکیلات جامع به اندازهای بود که در بسیاری از ایالتهای کشور، دفتر نمایندگی داشت و بسیاری از روشنفکران ایرانی و حتی رجال سیاسی عضو آن بودند. جالب است که بدانیم حتی خود محمدعلی شاه قاجار در جامع آدمیت، سوگندنامه آدمیت خود را مهر و امضاء کرد و قسم یاد کرد که پشتیبان سلطنت مشروطه باشد. در اسناد جامع آدمیت آمده است که اولین رگه های ارتباط میان محمدعلی شاه و جامع، پس از ماجرای قتل اتابک، امین السلطان، ایجاد شد. با قتل اتابک عده ی زیادی را به اتهام قتل وی بازداشت کردند که در میان آنها، رئیس جامع آدمیت، میرزا عباسقلی خان، بود. عباسقلی خان با وساطت و شهادت به بیگناهی از سوی مجلس شورای ملی آزاد شد و پس از آن محمدعلی شاه را وادار به ادای سوگند آدمیت خود نمود. این ارتباط تاجایی برقرار شد که در جریان میدان توپخانه که طرفداران مشروعه خواهی، علیه سلطنت مشروطه، شعار میدادند، نامه عباسقلی خان به شاه، او را آرام کرد و از انحلال مجلس بازداشت. شاه همچنین قانون آزادی انطباعات کشور را نیز در مجلس ملی امضاء نمود. محمدعلیشاه در همین زمان، حتی نامه ای به پرنس ملکمخان نوشته است که در آن، افکار مترقی خود را نشان داده است که طبعاً از خامه ی او نیست، بلکه میتوان گفت تلقینات جامع آدمیت است. بهرصورت، محمدعلی شاه، مشروطه خواه نبود، اما مخالف مشروطه هم نبود و با آن سر ستیز نداشت، بلکه او ترس از دست دادن قدرت خویش را داشت، چراکه در صدر مشروطه، جراید و مطبوعات علیه شاه و حتی مادرشاه، یعنی دختر امیرکبیر، زبان به هتاکی گشوده بودند و شاه را تهدید به قتل و اعدام میکردند. مجدالاسلام کرمانی در همین فقره، در کتاب تاریخ انحطاط مجلس اشاره میکند که نسبتهایی به شاه داده میشد که حتی سلاطین آزادیخواه یوروپ نیز تاب تحمل آنرا نداشتند، چه رسد به سلطان ذی شوکت شیعه. علمای افراطی مثل ملکالمتکلمین و عناصر تندرو مجلس، خاصه انجمن آذربایجان، نیز بر سر منبرها و در نطقهای خود، سلطنت را تهدید میکردند. همین عوامل سبب شد که عناصر استبدادطلب دربار، شاه را تحریک به براندازی مشروطیت نمایند. در این میان دو حادثه نیز، آتش ماجرا را افروختهتر کرد: سو قصد به جان شاه در دوشانتپه و استعفای احتشامالسلطنه. در باب احتشامالسلطنه باید گفت که جامع آدمیت در همین زمان به دلایل متعددی دچار انشعاب شده بود و انجمن حقوق تهران از آن منتزع و به انجمن آذربایجان پیوسته بود و اعضای آن در مجلس، احتشامالسلطنه را به سازش با سلطنت متهم میکردند و نهایتاً او را برکنار و فردی ضعیفالنفس را بجای او نشانیدند. احتشامالسلطنه مردی کاردان و زیرک بود و میتوانست در شرایط بحرانی به کمک جامع آدمیت، بر شاه مستولی گردد، اما استعفای وی در آن شرایط به سود کشور تمام نشد. محمدعلیشاه قاجار مجلس را بمباران کرد و مشروطیت را بحران فراگرفت. بهرترتیب نمیتوان گفت شاه، استبدادطلب و ضد مشروطه بوده است، بلکه بهتر آن است که گفته شود شاه را مجبور به استبدادپیشگی نمودند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ پروژه نورد استریم یا جنگ نورد استریم
🖋میلاد اسدی( دانشجوی ارشد روابط بین الملل)
🔻 با توجه به صحبتهای اخیر هایکوماس وزیر خارجه آلمان درباره حمایت از پروژه گازی نورد استریم و حرفهای جنجال برانگیز آنه گرت کرامپ وزیر دفاع آلمان راجع به نیاز (خرید یا تولید ؟) آلمانی ها به پهپادهای مسلح امکان تبدیل شدن این پروژهی گازی را به میدان یک جنگ سرد دیگری به شکل چند جانبه را تقویت میکند.
🔹 با پیوستن رییس فراکسیون SPD به مخالفان وزیر دفاع آلمان و اعمال تحریم های اخیر این خط لوله همچنین جریمه 7.6 میلیارد دلاری لهستان علیه شرکت گاز پروم روز به روز جناح امریکای جنگ نورد استریم قویتر میشود و اعمال فشار به آلمان ها و روسها را بیشتر میکند. جناح روسی _آلمانی با چراغ سبز دانمارک و احتمالا به زودی با همراهی چشم بادامی ها به شکل قطع میتوان گفت که شاید سرنوشت جنگ سرد نورد استریم داغ تر شود.
🔹در چند هفته اخیر مشکلات فراوانی برای خط لوله روسی Nord stream 2 اتفاق افتاده که اهمیت این خط لوله را بیش از پیش نشان میدهد چرا که با توجه به گرایشات آرمین لاشت به روسیه و اتفاق نظر بیشتر روی این پروژه مهم میدان تنش این پروژه با حضور کشور های دیگر وسیعتر شده.
🔹همچنین تبدیل شدن این پروژه به میدان زورآزمایی بینالمللی دوجانبه که به رهبری روسیه و در طرف دیگر به رهبری آمریکا خود به میدان جنگ سرد صنعتی-اقتصادی تبدیل شده.
🔹گروه بیمه Zurich در پی تحریمهای آمریکایی که علیه شرکتهای اروپایی حمایت کننده از ساخت خط لوله گاز طبیعی Nord Stream 2 از این پروژه ۱۱ میلیارد دلاری خارج خواهد شد.
🔹این شرکت بیمه سوییسی اعلام کرد Zurich چارچوب رعایت قانون جامعی دارد و متعهد است هر گونه مقررات تحریمهای قابل اجرا را به طور کامل رعایت کند.
🔹نکته قابل توجه این است که آرمین لاشت هنوز واکنش خاصی به این قضیه (تحریم جدید بیمهای علیه نورداستریم۲ ) نداشته ( اگر حزب دموکرات مسیحی در انتخابات بوندستاگ پیروز شود میتوان انتظار داشت که آرمین لاشت کاملا جایگزین مرکل شده و سمت صدراعظمی را بدست آورد. او معتقد است که بدون روسیه نمیتوان بسیاری از مشکلات بینالمللی را حل کرد، و همچنین معتقد است که آلمان باید به دنبال راه حل ها و ایده های مشترک با روسیه باشد او پس از الحاق کریمه گفت: آلمان باید از سیاست های ضد پوتین پرهیز کند، دشمنی کردن با رهبر روسیه نوعی پوپولیسم است.
🔹او درباره مسمومیت اسکریپال گفته بود: ادله های دست داشتن روسیه در مسمومیت اسکریپال به اندازه کافی باور پذیر نیستند. او از حامیان سرسخت Nord Stream-2 است و اعتقاد دارد که آلمان باید تحریمها علیه روسیه را به تدریج لغو کند. کارشناسان روسی میگویند اگر لاشت صدراعظمی را بدست آورد پروژه گازی در دوران او تکمیل خواهد شد، چراکه او به خاطر اوکراین روابط خود با روسیه را برهم نخواهد زد ) با توجه به اینکه دولت آمریکا برای اولین بار تحریم علیه پروژه نورد استریم ۲ را این هفته اعمال و اجرایی میکند
🔹با توجه به اینکه در خبرها عنوان شده که کشتی لوله گذاری خطوط لوله گاز در قعر دریا تحت عنوان "Fortuna" و شرکت دارنده این کشتی(KVT-RUS)مورد هدف تحریمهای آمریکا هستند و دولت فدرال آلمان تحریمهای آمریکا را ناقض حقوق تلقی میکند.
🔹اساس تحریم مذکور که از روز سه شنبه هفته گذشته اعمال شد، قانون CAATSA است.
گفته شده که دولت آمریکا طرف های اروپایی را روز دوشنبه گذشته در این خصوص مطلع ساخته است.
🔹این خط لوله برای روسیه اهمیت حیاتی داشته و از نظر مالی برای آلمان و روسیه نیز سود فراوان اقتصادی و همچنین افزایش قدرت نفوذ در اروپا را فراهم میکند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋میلاد اسدی( دانشجوی ارشد روابط بین الملل)
🔻 با توجه به صحبتهای اخیر هایکوماس وزیر خارجه آلمان درباره حمایت از پروژه گازی نورد استریم و حرفهای جنجال برانگیز آنه گرت کرامپ وزیر دفاع آلمان راجع به نیاز (خرید یا تولید ؟) آلمانی ها به پهپادهای مسلح امکان تبدیل شدن این پروژهی گازی را به میدان یک جنگ سرد دیگری به شکل چند جانبه را تقویت میکند.
🔹 با پیوستن رییس فراکسیون SPD به مخالفان وزیر دفاع آلمان و اعمال تحریم های اخیر این خط لوله همچنین جریمه 7.6 میلیارد دلاری لهستان علیه شرکت گاز پروم روز به روز جناح امریکای جنگ نورد استریم قویتر میشود و اعمال فشار به آلمان ها و روسها را بیشتر میکند. جناح روسی _آلمانی با چراغ سبز دانمارک و احتمالا به زودی با همراهی چشم بادامی ها به شکل قطع میتوان گفت که شاید سرنوشت جنگ سرد نورد استریم داغ تر شود.
🔹در چند هفته اخیر مشکلات فراوانی برای خط لوله روسی Nord stream 2 اتفاق افتاده که اهمیت این خط لوله را بیش از پیش نشان میدهد چرا که با توجه به گرایشات آرمین لاشت به روسیه و اتفاق نظر بیشتر روی این پروژه مهم میدان تنش این پروژه با حضور کشور های دیگر وسیعتر شده.
🔹همچنین تبدیل شدن این پروژه به میدان زورآزمایی بینالمللی دوجانبه که به رهبری روسیه و در طرف دیگر به رهبری آمریکا خود به میدان جنگ سرد صنعتی-اقتصادی تبدیل شده.
🔹گروه بیمه Zurich در پی تحریمهای آمریکایی که علیه شرکتهای اروپایی حمایت کننده از ساخت خط لوله گاز طبیعی Nord Stream 2 از این پروژه ۱۱ میلیارد دلاری خارج خواهد شد.
🔹این شرکت بیمه سوییسی اعلام کرد Zurich چارچوب رعایت قانون جامعی دارد و متعهد است هر گونه مقررات تحریمهای قابل اجرا را به طور کامل رعایت کند.
🔹نکته قابل توجه این است که آرمین لاشت هنوز واکنش خاصی به این قضیه (تحریم جدید بیمهای علیه نورداستریم۲ ) نداشته ( اگر حزب دموکرات مسیحی در انتخابات بوندستاگ پیروز شود میتوان انتظار داشت که آرمین لاشت کاملا جایگزین مرکل شده و سمت صدراعظمی را بدست آورد. او معتقد است که بدون روسیه نمیتوان بسیاری از مشکلات بینالمللی را حل کرد، و همچنین معتقد است که آلمان باید به دنبال راه حل ها و ایده های مشترک با روسیه باشد او پس از الحاق کریمه گفت: آلمان باید از سیاست های ضد پوتین پرهیز کند، دشمنی کردن با رهبر روسیه نوعی پوپولیسم است.
🔹او درباره مسمومیت اسکریپال گفته بود: ادله های دست داشتن روسیه در مسمومیت اسکریپال به اندازه کافی باور پذیر نیستند. او از حامیان سرسخت Nord Stream-2 است و اعتقاد دارد که آلمان باید تحریمها علیه روسیه را به تدریج لغو کند. کارشناسان روسی میگویند اگر لاشت صدراعظمی را بدست آورد پروژه گازی در دوران او تکمیل خواهد شد، چراکه او به خاطر اوکراین روابط خود با روسیه را برهم نخواهد زد ) با توجه به اینکه دولت آمریکا برای اولین بار تحریم علیه پروژه نورد استریم ۲ را این هفته اعمال و اجرایی میکند
🔹با توجه به اینکه در خبرها عنوان شده که کشتی لوله گذاری خطوط لوله گاز در قعر دریا تحت عنوان "Fortuna" و شرکت دارنده این کشتی(KVT-RUS)مورد هدف تحریمهای آمریکا هستند و دولت فدرال آلمان تحریمهای آمریکا را ناقض حقوق تلقی میکند.
🔹اساس تحریم مذکور که از روز سه شنبه هفته گذشته اعمال شد، قانون CAATSA است.
گفته شده که دولت آمریکا طرف های اروپایی را روز دوشنبه گذشته در این خصوص مطلع ساخته است.
🔹این خط لوله برای روسیه اهمیت حیاتی داشته و از نظر مالی برای آلمان و روسیه نیز سود فراوان اقتصادی و همچنین افزایش قدرت نفوذ در اروپا را فراهم میکند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅آیا ما داناتریم؟
🔻امروز عیان ترین چیزی که می توان به عینه بدان پی برد و آن را در جای جای حیات بشر در عصر حاضر حس کرد و نظاره نمود تجلی مفهوم پیشرفت است.پیشرفتی که در جزئی ترین نقاط زندگی بشر نفوذ کرده و حیات را متأثر از نام خود می سازد. بشر امروز ملزم به به روز شدن است و چنانچه این مهم را نادیده انگارد ثمره و عایدهای جز فلاکت و عقبماندگی نخواهد داشت. از طریقه صرف غذا گرفته تا نوع ارتباط با دیگران و بستری که این ارتباط در آن جاری می گردد همگی متاثر از پیشرفت و به روز شدن هستند.
‼ادامه دارد...................
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔻امروز عیان ترین چیزی که می توان به عینه بدان پی برد و آن را در جای جای حیات بشر در عصر حاضر حس کرد و نظاره نمود تجلی مفهوم پیشرفت است.پیشرفتی که در جزئی ترین نقاط زندگی بشر نفوذ کرده و حیات را متأثر از نام خود می سازد. بشر امروز ملزم به به روز شدن است و چنانچه این مهم را نادیده انگارد ثمره و عایدهای جز فلاکت و عقبماندگی نخواهد داشت. از طریقه صرف غذا گرفته تا نوع ارتباط با دیگران و بستری که این ارتباط در آن جاری می گردد همگی متاثر از پیشرفت و به روز شدن هستند.
‼ادامه دارد...................
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅آیا ما داناتریم؟
🖋محمدامین نیک صفت
‼ادامه .....................
🔻تاریخ انقضای همه چیز زودتر از آنچه که بتوان فکرش را کرد سر می رسد و شما به اجبار باید یک چیز جدید را جایگزین داشتهی قبلی خود کنید که نمونه آن سیر پیشرفت گوشیهای هوشمند در ۱۰ سال اخیر است. پس اینجا یک شعار اصلی وجود دارد که باید بر سر در همه خانه ها حک گردد" یا برای حیات فردا پیشرفت کن و ادامه بده یا برای مردن به دنبال تابوت بگرد."
پیشرفت کردن، فعلی است که انسان مدرن را به تکاپو و تحرکی تمام ناشدنی وا می دارد و خیلی اوقات بر تفکراتمان اثر دارد و بسیاری از افکاری را که پیشینیان ما نداشتند با تسلط این مفهوم جایی را نمی توان در زندگی و ذهن مان برایشان متصور شد .مثلاً وضعیت ما پس از مرگ که برای پیشینیان یک ارزش و دغدغه بود اما امروزه جایی در زندگی بسیاری از انسان های مدرن ندارد.
اما با توجه به این وضعیت سوالاتی همواره میتواند وجود داشته باشند.از قبیل: آیا ما بیشتر می دانیم ؟آیا من قرن بیست و یکمی از دانایی و معرفتی بیش از یک انسان قرن سیزدهمی برخوردارم؟ در شرایط یکسان کدام یک بر دیگری برتری دارد،من یا او؟
🔻مثالی در این باره شاید خیلی چیزها را روشن کند. بشر برای تردد خویش همواره کوشیده از مرکبی استفاده کند که هم سریعتر بوده و هم از خستگی خود جلوگیری به عمل آورد و در یک کلام راحتتر باشد. روزگاری سوار بر الاغ ، روزگاری زین بر پشت اسب و روزگاری هم سوار بر سریعترین خودروها که مسافتهای طولانی را در کمترین زمان ممکن طی میکنند . حالا سوال اینجاست: آیا من خودرو سوار بیشتر از عملکرد مرکبی که مرا به پیش می راند مطلعم یا انسان قرن سیزدهمی که سوار بر اسب است؟
🔹اکثریت قریب به اتفاق رانندگان خودروها بدونشک اطلاع دقیقی از عملکرد و چگونگی فرآیندی که موجب حرکت خودرویشان در جاده می گردد ندارند. آنها حتی از مسیری که در آن حرکت میکنند نیز ناآگاهند. حتی با وجود جی پی اس ها و مسیرنماهای مختلف دیگر نشانی دقیق مقصد خویش را نمیدانند. و افسار به جای آنکه دست ارباب اراده باشد دست دیگری است. حتی سوخت موجود در خودرو چنانچه نشانگر سوخت وجود نداشته باشد بر ما عیان نیست در واقع اینجا تکنیک و فن پیشران است نه اراده و آگاهی انسان و بشر افسار را به دست اعتماد به تکنولوژی سپرده نه به دست اگاهی و معرفت. اما انسان قرن سیزدهم سوار بر اسب باید چگونگی رفتار با مرکبش را میآموخت و اگر به وضعیت مرکبش آگاه نمیبود اسب یا الاغ وی را بر زمین می زد. باید خیلی از فاکتورها را خود تنظیم میکرد. باید وضعیت مرکب و میزان غذایی را که خورده، گرسنگی و تشنگی اش را به تجربه و با چشمان خود اندازه گیری میکرد و باید شش دانگ حواسش را به مسیر پیش رو جمع می نمود و با آگاهی بسیار و صرافت خود راه خویش را پیدا می نمود. بنابراین همانطور که معلوم است او نسبت به من از مرکب خویش بیشتر آگاهی دارد.این مسائل بسیار ساده است اما این نکات را می توان به خیلی چیزها تعمیم داد.
🔹همانطور که وبر در سخنرانیش تحت عنوان "علم به مثابه حرفه" بدان اشاره نمود، پیشرفت جوامع و حیات امروزین ما و عقلانی شدن مسائل و خردورزی نشانه افزایش و همه گیر شدن معرفت ما نسبت به شرایطی که در آن به سر میبریم نیست. شاید امروزه بسیاری از مجهولات که در گذشته امری مقدس تلقی میشدند با معلوم شدنشان به کمک علم و عقل دیگر مقدس نباشند یا خرافات به حداقل رسیده باشد اما اینها دلیل بر آن نیست که انسان قرون پیشین کودن بوده و ما نسبت به او داناتر و آگاه تر و عاقل تریم. اگر این موضوع را به عالم سیاست و تاریخ نیز تسری دهیم باید گفت بسیاری از قضاوت ها و مقایسه هایی را که به عمل می آوریم پوچ و اشتباه اند. مثلاً شاید امروزه کسی فکر آن را نکند که دولت مردی از ایران مانند دولتمرد قاجاری به واسطه انعامی چند، بخشی از منافع میهنش را به بیگانه تسلیم نماید . آنچه که مبرهن است در نظر گرفتن بستر زمانی و مکانی و موقعیت افراد در آن برهه است. و نباید مثلاً وزیر خارجه امروز خود را با مسئول سیاست خارجه در عصر قاجار مقایسه نمود. و به یکی گفت بی سواد و جاهل و فلان و به دیگری گفت قهرمان و عاقل و دانا.
پس چنین می توان نتیجه گرفت که قضاوت در تاریخ باید قضاوتی باشد از روی باریک بینی و سنجش موقعیت و دانشجو و دانشمند عرصه سیاست که اغلب در مهلکه مقایسه تحلیل گرفتار می آید ملزم است که این مسئله را مورد توجه قرار دهد . به قول وبر: 《 ما باید دست به کار شویم و مقتضیات زمان را هم در روابط انسانی و هم در مشاغل مان دریابیم.》
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋محمدامین نیک صفت
‼ادامه .....................
🔻تاریخ انقضای همه چیز زودتر از آنچه که بتوان فکرش را کرد سر می رسد و شما به اجبار باید یک چیز جدید را جایگزین داشتهی قبلی خود کنید که نمونه آن سیر پیشرفت گوشیهای هوشمند در ۱۰ سال اخیر است. پس اینجا یک شعار اصلی وجود دارد که باید بر سر در همه خانه ها حک گردد" یا برای حیات فردا پیشرفت کن و ادامه بده یا برای مردن به دنبال تابوت بگرد."
پیشرفت کردن، فعلی است که انسان مدرن را به تکاپو و تحرکی تمام ناشدنی وا می دارد و خیلی اوقات بر تفکراتمان اثر دارد و بسیاری از افکاری را که پیشینیان ما نداشتند با تسلط این مفهوم جایی را نمی توان در زندگی و ذهن مان برایشان متصور شد .مثلاً وضعیت ما پس از مرگ که برای پیشینیان یک ارزش و دغدغه بود اما امروزه جایی در زندگی بسیاری از انسان های مدرن ندارد.
اما با توجه به این وضعیت سوالاتی همواره میتواند وجود داشته باشند.از قبیل: آیا ما بیشتر می دانیم ؟آیا من قرن بیست و یکمی از دانایی و معرفتی بیش از یک انسان قرن سیزدهمی برخوردارم؟ در شرایط یکسان کدام یک بر دیگری برتری دارد،من یا او؟
🔻مثالی در این باره شاید خیلی چیزها را روشن کند. بشر برای تردد خویش همواره کوشیده از مرکبی استفاده کند که هم سریعتر بوده و هم از خستگی خود جلوگیری به عمل آورد و در یک کلام راحتتر باشد. روزگاری سوار بر الاغ ، روزگاری زین بر پشت اسب و روزگاری هم سوار بر سریعترین خودروها که مسافتهای طولانی را در کمترین زمان ممکن طی میکنند . حالا سوال اینجاست: آیا من خودرو سوار بیشتر از عملکرد مرکبی که مرا به پیش می راند مطلعم یا انسان قرن سیزدهمی که سوار بر اسب است؟
🔹اکثریت قریب به اتفاق رانندگان خودروها بدونشک اطلاع دقیقی از عملکرد و چگونگی فرآیندی که موجب حرکت خودرویشان در جاده می گردد ندارند. آنها حتی از مسیری که در آن حرکت میکنند نیز ناآگاهند. حتی با وجود جی پی اس ها و مسیرنماهای مختلف دیگر نشانی دقیق مقصد خویش را نمیدانند. و افسار به جای آنکه دست ارباب اراده باشد دست دیگری است. حتی سوخت موجود در خودرو چنانچه نشانگر سوخت وجود نداشته باشد بر ما عیان نیست در واقع اینجا تکنیک و فن پیشران است نه اراده و آگاهی انسان و بشر افسار را به دست اعتماد به تکنولوژی سپرده نه به دست اگاهی و معرفت. اما انسان قرن سیزدهم سوار بر اسب باید چگونگی رفتار با مرکبش را میآموخت و اگر به وضعیت مرکبش آگاه نمیبود اسب یا الاغ وی را بر زمین می زد. باید خیلی از فاکتورها را خود تنظیم میکرد. باید وضعیت مرکب و میزان غذایی را که خورده، گرسنگی و تشنگی اش را به تجربه و با چشمان خود اندازه گیری میکرد و باید شش دانگ حواسش را به مسیر پیش رو جمع می نمود و با آگاهی بسیار و صرافت خود راه خویش را پیدا می نمود. بنابراین همانطور که معلوم است او نسبت به من از مرکب خویش بیشتر آگاهی دارد.این مسائل بسیار ساده است اما این نکات را می توان به خیلی چیزها تعمیم داد.
🔹همانطور که وبر در سخنرانیش تحت عنوان "علم به مثابه حرفه" بدان اشاره نمود، پیشرفت جوامع و حیات امروزین ما و عقلانی شدن مسائل و خردورزی نشانه افزایش و همه گیر شدن معرفت ما نسبت به شرایطی که در آن به سر میبریم نیست. شاید امروزه بسیاری از مجهولات که در گذشته امری مقدس تلقی میشدند با معلوم شدنشان به کمک علم و عقل دیگر مقدس نباشند یا خرافات به حداقل رسیده باشد اما اینها دلیل بر آن نیست که انسان قرون پیشین کودن بوده و ما نسبت به او داناتر و آگاه تر و عاقل تریم. اگر این موضوع را به عالم سیاست و تاریخ نیز تسری دهیم باید گفت بسیاری از قضاوت ها و مقایسه هایی را که به عمل می آوریم پوچ و اشتباه اند. مثلاً شاید امروزه کسی فکر آن را نکند که دولت مردی از ایران مانند دولتمرد قاجاری به واسطه انعامی چند، بخشی از منافع میهنش را به بیگانه تسلیم نماید . آنچه که مبرهن است در نظر گرفتن بستر زمانی و مکانی و موقعیت افراد در آن برهه است. و نباید مثلاً وزیر خارجه امروز خود را با مسئول سیاست خارجه در عصر قاجار مقایسه نمود. و به یکی گفت بی سواد و جاهل و فلان و به دیگری گفت قهرمان و عاقل و دانا.
پس چنین می توان نتیجه گرفت که قضاوت در تاریخ باید قضاوتی باشد از روی باریک بینی و سنجش موقعیت و دانشجو و دانشمند عرصه سیاست که اغلب در مهلکه مقایسه تحلیل گرفتار می آید ملزم است که این مسئله را مورد توجه قرار دهد . به قول وبر: 《 ما باید دست به کار شویم و مقتضیات زمان را هم در روابط انسانی و هم در مشاغل مان دریابیم.》
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔴کورپوراتیسم(corporatism): گنجاندن منافع سازمان یافته در فرایندهای حکومت؛ کورپوراتیسم خصلتی لیبرالی یا فاشیستی دارد.
🔷کورپوراتیسم نو(neocorporatism):
گرایشی که در چند سالاری های غربی به وجود آمده است تا صاحبان منافع سازمان یافته دسترسی ممتاز و نهادی شدهای به سیاست سازی داشته باشند.
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔷کورپوراتیسم نو(neocorporatism):
گرایشی که در چند سالاری های غربی به وجود آمده است تا صاحبان منافع سازمان یافته دسترسی ممتاز و نهادی شدهای به سیاست سازی داشته باشند.
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می کند:
کلاسهای زبان آلمانی:
سطح A2.1
شروع کلاس: ۲ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۹:۳۰
سطح B1.2
شروع کلاس: ۶ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۷:۴۵
هزینه:
برای دانشجویان "دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی" دانشگاه تهران: ۲۰۰ هزار تومان
برای سایر افراد: ۳۰۰ هزار تومان
▫️ آموزش به شیوه مجازی و در اسکایپ خواهد بود.
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی پردیس مرکزی برای بهره مندی از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
برای ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید :
@MadaniFaranak
@UTPSAA
کلاسهای زبان آلمانی:
سطح A2.1
شروع کلاس: ۲ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۹:۳۰
سطح B1.2
شروع کلاس: ۶ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۷:۴۵
هزینه:
برای دانشجویان "دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی" دانشگاه تهران: ۲۰۰ هزار تومان
برای سایر افراد: ۳۰۰ هزار تومان
▫️ آموزش به شیوه مجازی و در اسکایپ خواهد بود.
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی پردیس مرکزی برای بهره مندی از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
برای ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید :
@MadaniFaranak
@UTPSAA
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران pinned «✅ انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می کند: کلاسهای زبان آلمانی: سطح A2.1 شروع کلاس: ۲ اسفند تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه) زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۹:۳۰ سطح B1.2 شروع کلاس: ۶ اسفند تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه) زمان: شنبه،…»
Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅فراخوان مقالات دانشجویی نشریه علوم سیاسی
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
paris Agreement translation_II-۱.pdf
296.5 KB
✅ترجمه توافق آب و هوایی پاریس ۲۰۱۵( بخش دوم )
🔴به انضمام لغات و اصطلاحات مهم
#part2
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔴به انضمام لغات و اصطلاحات مهم
#part2
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ چرایی ناکامی نیروهای چپ(تند رو) در آلمان(پس از جنگ بزرگ)
🖋 به قلم علیرضا ابراهیم پور
🔻امپراتوری آلمان، مغلوب از جنگ بزرگ دستخوش تحولات سیاسی و اقتصادی و در نتیجه اجتماعی بزرگی شده بود و این سری تحولات احتمال بروز و ظهور نیروهای بالقوه اجتماعی را تصعید بخشید. در آلمان بعد از جنگ جهانی اول نیروهای سیاسی و اجتماعی عمدتا به سه دسته تقسیم می شدند؛ نیروهای چپ از طیف مارکسیست های انقلابی(چپ تند رو)، راست های افراطی(ملی گرایان) و نیروهای سوسیال دمکرات یا چپ میانه که اغلب سیاست های لیبرالی داشتند. این نیرو ها در ۲ زمان که وضعیت عمومی آلمان دچار تنش، هرج و مرج و بحران اقتصادی فراگیر شده بود به ستیز با یکدیگر و سیستم حاکم برای غصب قدرت پرداختند. یکی درست بعد از جنگ اول جهانی یعنی اواخر ۱۹۱۸ و دیگری اوایل دهه ۳۰ میلادی پس از بحران اقتصادی بزرگ یعنی در سال های ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳. جنبش چپ تند رو در هر دو موقعیت از تلاش برای برگرداندن اوضاع به نفع خود ناکام ماند. مهم ترین دلیل ناکامی این جنبش معتقد به انتر ناسیونال در اروپای بعد از جنگ بزرگ و مخصوصا در آلمان، رواج حس میهن پرستی و ارق ملی بود که موجب شکل گیری جنبش های ناسیونالیستی افراطی که از حمایت اجتماعی قابل توجهی برخوردار بودند شده بود. خیزش ژانویه ۱۹۱۹ در آلمان که از طرف نیرو های مارکسیست انقلابی سازماندهی شده بود، بدلیل عدم برخورداری کافی این نیرو ها از حمایت طبقه کارگر بعنوان نیرو و محرک اصلی انقلاب کمونیستی با شکست مواجه شد و در نتیجه قدرت در دستان حزب سوسیال دمکرات(چپ میانه) باقی ماند و جمهوری وایمار شکل گرفت. زیرا حزب کمونیست آلمان بدلیل اختلافات بسیار رهبران مارکسیست در طی دوران جنگ و قبل آن بسیار دیر و در سال ۱۹۱۸ تاسیس شده بود و این امر موجب ضعف نفوذ و تاثیر حزب بر طبقه کارگر آلمان شد. این اختلافات و تناقضات عمدتا برخاسته از رواج روحیه ی میهن پرستی در میان جناح تجدید نظر طلب و دیگر نیروهای چپ بود که در اثر جنگ اول جهانی بوجود آمده و آنها را از جناح ارتدوکس های انقلابی متمایز می ساخت و این مقولات سبب کندی، عدم انسجام و در نهایت موجب تضعیف جنبش چپ تند رو در سازماندهی نیرو های اجتماعی در راستای انقلاب سوسیالیستی شده بود. نیروهای چپ انقلابی در خیزش ژانویه به شدت سرکوب شده و رهبران اصلی آنها معدوم گشتند، بنابرین زمانی که در اواخر مارس ۱۹۲۱، حزب کمونیست آلمان برای غصب قدرت در برلین اقدام نمود، عدم موفقیتش قریب الوقوع بنظر می رسید. نیروهای چپ تند رو طی سال های بعد اقدام به بازسازی و تقویت خود نمودند و روابط خود را با نیروهای چپ در دیگر کشور های اروپایی و مخصوصا بلشویک های شوروی مستحکم نمودند و در ستیزی بی انتها با نیروهای ملی گرای داخلی به سر می بردند. علارغم برخورداری این طیف از چپ ها از حمایت برخی اقشار جامعه و مخصوصا اتحاد شوروی، این نیرو ها در تکاپوی غصب قدرت سال های بعد از ۱۹۳۰ که تغییر و تحول در جامعه آلمان اجتناب ناپذیر می نمود باز هم نا موفق بودند. زیرا تحقیر ملی حاصل از پیمان ورسای که موجب در معرض قرار گرفتن کشور در سراشیبی سقوط همه جانبه شده بود، رواج حس میهن پرستی را شدتی مضاعف بخشید و این امر مسبب قدرت گیری بسیار احزاب ملی گرایی مثل نازیسم شد. البته نمی توان منکر حمایت مالی و تبلیغاتی طبقه اشراف آلمان و کارخانه داران بزرگ از حزب ناسیونال سوسیالیسم شد که در انتخابات ۱۹۳۳ پیروز شده بودند. زیرا اولا این طبقه بالای اشراف زاده از نسل میهن پرستانی مانند بیسمارک بودند و بدین روی دارای دغدغه نجات کشور از نابودی اجتناب ناپذیر که تنها چاره ی آن تحولی گسترده در عرصه اقتصادی و مخصوصا سیاسی بود و ثانیا چون کشور در معرض انقلاب اجتماعی قرار گرفته بود، ترس از قدرت گیری نیروهای چپ تند رو که بعنوان دشمنان طبقه بالای جامعه شناخته می شدند و تجربه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه هم این را ثابت کرده بود، این طبقه همه کاری برای ضربه به این نیروها و حفظ خود و ثروت خود انجام می دادند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋 به قلم علیرضا ابراهیم پور
🔻امپراتوری آلمان، مغلوب از جنگ بزرگ دستخوش تحولات سیاسی و اقتصادی و در نتیجه اجتماعی بزرگی شده بود و این سری تحولات احتمال بروز و ظهور نیروهای بالقوه اجتماعی را تصعید بخشید. در آلمان بعد از جنگ جهانی اول نیروهای سیاسی و اجتماعی عمدتا به سه دسته تقسیم می شدند؛ نیروهای چپ از طیف مارکسیست های انقلابی(چپ تند رو)، راست های افراطی(ملی گرایان) و نیروهای سوسیال دمکرات یا چپ میانه که اغلب سیاست های لیبرالی داشتند. این نیرو ها در ۲ زمان که وضعیت عمومی آلمان دچار تنش، هرج و مرج و بحران اقتصادی فراگیر شده بود به ستیز با یکدیگر و سیستم حاکم برای غصب قدرت پرداختند. یکی درست بعد از جنگ اول جهانی یعنی اواخر ۱۹۱۸ و دیگری اوایل دهه ۳۰ میلادی پس از بحران اقتصادی بزرگ یعنی در سال های ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳. جنبش چپ تند رو در هر دو موقعیت از تلاش برای برگرداندن اوضاع به نفع خود ناکام ماند. مهم ترین دلیل ناکامی این جنبش معتقد به انتر ناسیونال در اروپای بعد از جنگ بزرگ و مخصوصا در آلمان، رواج حس میهن پرستی و ارق ملی بود که موجب شکل گیری جنبش های ناسیونالیستی افراطی که از حمایت اجتماعی قابل توجهی برخوردار بودند شده بود. خیزش ژانویه ۱۹۱۹ در آلمان که از طرف نیرو های مارکسیست انقلابی سازماندهی شده بود، بدلیل عدم برخورداری کافی این نیرو ها از حمایت طبقه کارگر بعنوان نیرو و محرک اصلی انقلاب کمونیستی با شکست مواجه شد و در نتیجه قدرت در دستان حزب سوسیال دمکرات(چپ میانه) باقی ماند و جمهوری وایمار شکل گرفت. زیرا حزب کمونیست آلمان بدلیل اختلافات بسیار رهبران مارکسیست در طی دوران جنگ و قبل آن بسیار دیر و در سال ۱۹۱۸ تاسیس شده بود و این امر موجب ضعف نفوذ و تاثیر حزب بر طبقه کارگر آلمان شد. این اختلافات و تناقضات عمدتا برخاسته از رواج روحیه ی میهن پرستی در میان جناح تجدید نظر طلب و دیگر نیروهای چپ بود که در اثر جنگ اول جهانی بوجود آمده و آنها را از جناح ارتدوکس های انقلابی متمایز می ساخت و این مقولات سبب کندی، عدم انسجام و در نهایت موجب تضعیف جنبش چپ تند رو در سازماندهی نیرو های اجتماعی در راستای انقلاب سوسیالیستی شده بود. نیروهای چپ انقلابی در خیزش ژانویه به شدت سرکوب شده و رهبران اصلی آنها معدوم گشتند، بنابرین زمانی که در اواخر مارس ۱۹۲۱، حزب کمونیست آلمان برای غصب قدرت در برلین اقدام نمود، عدم موفقیتش قریب الوقوع بنظر می رسید. نیروهای چپ تند رو طی سال های بعد اقدام به بازسازی و تقویت خود نمودند و روابط خود را با نیروهای چپ در دیگر کشور های اروپایی و مخصوصا بلشویک های شوروی مستحکم نمودند و در ستیزی بی انتها با نیروهای ملی گرای داخلی به سر می بردند. علارغم برخورداری این طیف از چپ ها از حمایت برخی اقشار جامعه و مخصوصا اتحاد شوروی، این نیرو ها در تکاپوی غصب قدرت سال های بعد از ۱۹۳۰ که تغییر و تحول در جامعه آلمان اجتناب ناپذیر می نمود باز هم نا موفق بودند. زیرا تحقیر ملی حاصل از پیمان ورسای که موجب در معرض قرار گرفتن کشور در سراشیبی سقوط همه جانبه شده بود، رواج حس میهن پرستی را شدتی مضاعف بخشید و این امر مسبب قدرت گیری بسیار احزاب ملی گرایی مثل نازیسم شد. البته نمی توان منکر حمایت مالی و تبلیغاتی طبقه اشراف آلمان و کارخانه داران بزرگ از حزب ناسیونال سوسیالیسم شد که در انتخابات ۱۹۳۳ پیروز شده بودند. زیرا اولا این طبقه بالای اشراف زاده از نسل میهن پرستانی مانند بیسمارک بودند و بدین روی دارای دغدغه نجات کشور از نابودی اجتناب ناپذیر که تنها چاره ی آن تحولی گسترده در عرصه اقتصادی و مخصوصا سیاسی بود و ثانیا چون کشور در معرض انقلاب اجتماعی قرار گرفته بود، ترس از قدرت گیری نیروهای چپ تند رو که بعنوان دشمنان طبقه بالای جامعه شناخته می شدند و تجربه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه هم این را ثابت کرده بود، این طبقه همه کاری برای ضربه به این نیروها و حفظ خود و ثروت خود انجام می دادند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅مذاکرات ایران و طالبان
🖋فرشته اکبری _ کارشناسی علوم سیاسی
🔻این روزها دلیل مذاکره ایران و طالبان برای بسیاری از مردم مبهم است.
با خبر دعوت وزارت خارجه از طالبان و ورود ملابرادر به ایران بسیاری از مردم متعجب شدند و روابط این دو را فراتر از توصیف قبل دانستند.
ایران از زمان حادثه مزارشریف و به شهادت رسیدن ۸ دیپلمات ایرانی به طالبان دید منفی داشته و آن را گروه تروریستی می شمرد که حضورشان در نزدیکی مرز خود را یک تهدید امنیتی می دانست.
در این نوشتار سعی می شود دلایل مذاکره دولت افغانستان و ایران و تغییر سیاست این دو کشور را در رابطه با گروه طالبان بررسی کنیم.
🔹در وهله اول مسائل امنیتی از دلایل مهم مذاکرات می باشد. طالبان با ایجاد ناامنی های فراوان مسبب بسیاری از خسارت های مالی و جانی و شهادت افراد بیگناهی شدهاند.
دولت افغانستان به دلیل نداشتن توانایی لازم نظامی و شرایط کوهستانی که امکان رویارویی مستقیم نظامی را سلب میکند نمیتواند با این گروه مقابله کنند و طالبان به دلیل پیشرفت نظامی و انگیزه بالایی که دارد، دست برتر را در میدان جنگ خواهد داشت.
🔹با روی کار آمدن بایدن روند خروج نظامی های آمریکا متوقف شده است.برخی از تحلیلگران احتمال میدهند آمریکا به دنبال نفوذ خود از طریق کشورهای عربستان، امارات و قطر می باشد و سعی دارد فعالیت خود را از طریق شرکتهای خصوصی نظامی مانند بلک واتر افزایش دهد و این به معنی افزایش اقدامات سازمان سی آی ای در افغانستان و منطقه می باشد.
طالبان به طور قاطع خواستار خروج نظامیان آمریکایی است و حضور آنها در نزدیکی مرز ایران نگران کننده و یک تهدید امنیتی به حساب می آید؛ از این جهت سیاست های طالبان با منافع ایران همسو است و زمینه های همکاری بین آن ها را ایجاد می کند.
🔹 در رابطه با روند مذاکرات صلح دو ائتلاف منطقهای و فرامنطقهای وجود دارد. این ائتلاف ها عبارتند از آمریکا، عربستان، امارات و پاکستان و ائتلاف دیگر ایران، روسیه، چین و هند. در این بین دولت افغانستان و پاکستان با هر دو ائتلاف تعامل دارند.
اتلاف اول تاکنون موفق نشده است طالبان و دولت افغانستان را به میز مذاکره بکشاند.
گفته میشود از مقاصد این گروه در افغانستان وارد کردن داعش، تشکیل دولتی متضاد با جمهوری اسلامی، تضمین دولت به عدم ضربه زدن به منافع آمریکا، تحت سیاست های منطقه ای عربستان و امارات بودن و حفظ نفوذ سنتی پاکستان در این کشور است.
اما در برابر این ائتلاف، ائتلاف ایران، روسیه، چین و هند به دنبال ثبات در افغانستان و جلوگیری از ورود داعش با این کشور هستند. ایران سعی دارد از نقطه ضعف ائتلاف رقیب وارد شود و روند مذاکره بین طالبان و دولت افغانستان را تسهیل نماید.
🔹طبق تحلیل ها حاکمیت و قدرت به طور کامل به دست طالبان نخواهد افتاد هرچند طالبان در مناطق روستایی افغانستان پذیرفته شده است ما در شهرهای بزرگ و اصلی مردم حضور طالبان را نخواهند پذیرفت.
بعد از استقرار صلح و کاهش ناامنیها طالبان به سمت توسعه و مدرنیته سوق خواهد یافت و با کاهش ناامنی ها، افغانستان به سمت توسعه حرکت خواهد کرد.
🔷در حال حاضر تنها خواسته طالبان با انگیزه، قدرت است و قطعاً برای به دست گرفتن قدرت از برخی از عقاید خود که مردم با آن ها موافق نیستند صرف نظر خواهد کرد.
طالبان در نشست خبری در روسیه خواستار تغییر قانون اساسی و تدوین آن بر اساس قوانین اسلام شده است آنان مدعی شده اند که در امور سایر کشورها مداخله نمی کنند و به سایر کشورها نیز اجازه مداخله در امور افغانستان را نمی دهد.
طالبان مصمم است که کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان را ریشه کن کند و در این راستا از کمک کشورهای همسایه و جهان و سازمان ملل استقبال خواهند کرد و اقدامات متعددی را در راستای کاهش تلفات غیرنظامیان در افغانستان اجرا کرده است.
آنان مدعی شده اند به تمام حقوقی که اسلام برای زنان تعریف کرده است احترام میگذارند. اسلام به زنان اجازه کار، تجارت، میراث و آموزش را داده است
این گروه به ارائه خدمات درمانی به مردم تاکید کرده و از سازمانهای جهانی خواستار فعالیت در این زمینه شده است.
🔹طبق آمارها ۵۰ درصد جمعیت افغانستان در مناطق زندگی میکنند که به شدت تحت تاثیر درگیریهای مسلحانه قرار گرفته است. برای جلوگیری از افزایش ناامنی ها باید از طریق دیپلماسی به توافق رسید.
امید است در مذاکرات ایران و طالبان به شیعیان افغانستان توجه شود و طالبان به اظهارات خود پایبند بماند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋فرشته اکبری _ کارشناسی علوم سیاسی
🔻این روزها دلیل مذاکره ایران و طالبان برای بسیاری از مردم مبهم است.
با خبر دعوت وزارت خارجه از طالبان و ورود ملابرادر به ایران بسیاری از مردم متعجب شدند و روابط این دو را فراتر از توصیف قبل دانستند.
ایران از زمان حادثه مزارشریف و به شهادت رسیدن ۸ دیپلمات ایرانی به طالبان دید منفی داشته و آن را گروه تروریستی می شمرد که حضورشان در نزدیکی مرز خود را یک تهدید امنیتی می دانست.
در این نوشتار سعی می شود دلایل مذاکره دولت افغانستان و ایران و تغییر سیاست این دو کشور را در رابطه با گروه طالبان بررسی کنیم.
🔹در وهله اول مسائل امنیتی از دلایل مهم مذاکرات می باشد. طالبان با ایجاد ناامنی های فراوان مسبب بسیاری از خسارت های مالی و جانی و شهادت افراد بیگناهی شدهاند.
دولت افغانستان به دلیل نداشتن توانایی لازم نظامی و شرایط کوهستانی که امکان رویارویی مستقیم نظامی را سلب میکند نمیتواند با این گروه مقابله کنند و طالبان به دلیل پیشرفت نظامی و انگیزه بالایی که دارد، دست برتر را در میدان جنگ خواهد داشت.
🔹با روی کار آمدن بایدن روند خروج نظامی های آمریکا متوقف شده است.برخی از تحلیلگران احتمال میدهند آمریکا به دنبال نفوذ خود از طریق کشورهای عربستان، امارات و قطر می باشد و سعی دارد فعالیت خود را از طریق شرکتهای خصوصی نظامی مانند بلک واتر افزایش دهد و این به معنی افزایش اقدامات سازمان سی آی ای در افغانستان و منطقه می باشد.
طالبان به طور قاطع خواستار خروج نظامیان آمریکایی است و حضور آنها در نزدیکی مرز ایران نگران کننده و یک تهدید امنیتی به حساب می آید؛ از این جهت سیاست های طالبان با منافع ایران همسو است و زمینه های همکاری بین آن ها را ایجاد می کند.
🔹 در رابطه با روند مذاکرات صلح دو ائتلاف منطقهای و فرامنطقهای وجود دارد. این ائتلاف ها عبارتند از آمریکا، عربستان، امارات و پاکستان و ائتلاف دیگر ایران، روسیه، چین و هند. در این بین دولت افغانستان و پاکستان با هر دو ائتلاف تعامل دارند.
اتلاف اول تاکنون موفق نشده است طالبان و دولت افغانستان را به میز مذاکره بکشاند.
گفته میشود از مقاصد این گروه در افغانستان وارد کردن داعش، تشکیل دولتی متضاد با جمهوری اسلامی، تضمین دولت به عدم ضربه زدن به منافع آمریکا، تحت سیاست های منطقه ای عربستان و امارات بودن و حفظ نفوذ سنتی پاکستان در این کشور است.
اما در برابر این ائتلاف، ائتلاف ایران، روسیه، چین و هند به دنبال ثبات در افغانستان و جلوگیری از ورود داعش با این کشور هستند. ایران سعی دارد از نقطه ضعف ائتلاف رقیب وارد شود و روند مذاکره بین طالبان و دولت افغانستان را تسهیل نماید.
🔹طبق تحلیل ها حاکمیت و قدرت به طور کامل به دست طالبان نخواهد افتاد هرچند طالبان در مناطق روستایی افغانستان پذیرفته شده است ما در شهرهای بزرگ و اصلی مردم حضور طالبان را نخواهند پذیرفت.
بعد از استقرار صلح و کاهش ناامنیها طالبان به سمت توسعه و مدرنیته سوق خواهد یافت و با کاهش ناامنی ها، افغانستان به سمت توسعه حرکت خواهد کرد.
🔷در حال حاضر تنها خواسته طالبان با انگیزه، قدرت است و قطعاً برای به دست گرفتن قدرت از برخی از عقاید خود که مردم با آن ها موافق نیستند صرف نظر خواهد کرد.
طالبان در نشست خبری در روسیه خواستار تغییر قانون اساسی و تدوین آن بر اساس قوانین اسلام شده است آنان مدعی شده اند که در امور سایر کشورها مداخله نمی کنند و به سایر کشورها نیز اجازه مداخله در امور افغانستان را نمی دهد.
طالبان مصمم است که کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان را ریشه کن کند و در این راستا از کمک کشورهای همسایه و جهان و سازمان ملل استقبال خواهند کرد و اقدامات متعددی را در راستای کاهش تلفات غیرنظامیان در افغانستان اجرا کرده است.
آنان مدعی شده اند به تمام حقوقی که اسلام برای زنان تعریف کرده است احترام میگذارند. اسلام به زنان اجازه کار، تجارت، میراث و آموزش را داده است
این گروه به ارائه خدمات درمانی به مردم تاکید کرده و از سازمانهای جهانی خواستار فعالیت در این زمینه شده است.
🔹طبق آمارها ۵۰ درصد جمعیت افغانستان در مناطق زندگی میکنند که به شدت تحت تاثیر درگیریهای مسلحانه قرار گرفته است. برای جلوگیری از افزایش ناامنی ها باید از طریق دیپلماسی به توافق رسید.
امید است در مذاکرات ایران و طالبان به شیعیان افغانستان توجه شود و طالبان به اظهارات خود پایبند بماند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅نگاهی بر فیلم سینمایی ARGO
🖋آمنه همدانی(کارشناسی علوم سیاسی)
🔴بخش اول:
🔻بدون شک برای یک مخاطب غیر ایرانی، تماشای « آرگو » بسیار لذت بخش خواهد بود چراکه داستان این فیلم با قدرت و کم نقص ، روایت میشود و تماشاگر را به خوبی تا انتها نگه میدارد. اما شاید تماشای « آرگو » برای یک مخاطب ایرانی که این مسائل جزئی از تاریخ کشورمان بهحساب میآید، کمی متفاوت باشد.
🔻جدای از این مقدمه تاثیرگذار، باید گفت که در هیچ جای این روایت به دخالت مستقیم آمریکا در ایران اشارهای نمی شود و درواقع این سناریو به نحوی آماده شده که ایران در هر صورت مقصر اصلی قلمداد شود! در « آرگو » مستقیماً به این نکته اشاره میشود که " ایرانیان به سفارت آمریکا حمله کردهاند و کارمندان را به گروگان گرفتند "؛ شاید تا اینجای داستان کسی نتواند مقاومتی در برابر این روایت انجام دهد چراکه در هر صورت دانشجویان خط امام در 13 آبان ( به هر دلیلی ) سفارت آمریکا در ایران را اشغال کردند و کارمندان آن را هم دستگیر کرده بودند. در قوانین بین المللی، ورود بیاجازه به حریم سفارت یک کشور، به معنای بیاحترامی و حتی حمله به خاک آن کشور محسوب میشود که این موارد میتواند منجر به بروز یک بحران بسیار عمیق میان طرفین مناقشه باشد. خوب یا بد، سفارت آمریکا در تهران در زمان مذکور اشغال شد و جهانیان ، اولین باری که نام ایران اسلامی را شنیدند، همراه با اشغال سفارت یک کشور بود که در نوع خودش در تاریخ بینظیر بود.
🔻شاید بتوان اعتراض بن افلک به اشغال سفارت را مجاز دانست ( در ایران هم موافق و مخالف زیادی درباره این اتفاق وجود دارد ) اما از اینکه مردم ایران در سرتاسر فیلم بهعنوان موجوداتی " شبه وحشی " نشان داده شوند، نشان از ضعف عمیق دید وی دارد. مردم ایران در « آرگو » انسانهایی هستند که ظاهراً هیچ ارادهای از خودشان ندارند و طرفدار بی چون و چرای خشونت هستند. این دید کاملاً سطحی سازندگان باعث شده که باورپذیر بودن « آرگو » برای منِ ایرانی ، تا حدود زیادی امکانپذیر نباشد، چراکه کاملاً هویداست اتفاقاتی که در خلال فیلم رخ میدهد با اغراق و تخیل همراه بوده است و عبارت « این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده است » که در ابتدای فیلم نمایش داده میشود را به حاشیه میراند.
🔻« آرگو » از لحاظ جزییات مربوط به داخل ایران ضعیف عمل کرده و البته این را هم بگویم که این موضوع برای هیچکس به جز ما مخاطبین ایرانی این فیلم مهم نخواهد بود که این دکور و صحنه پردازیها صحیح ساخته
شده اند یا خیر! از این رو سازندگان زحمت چندان زیادی به خود ندادهاند تا به جز استفاده از " ریش " و " عینک "، از موارد دیگری برای به تصویر کشیدن ظاهر ایرانیان استفاده کنند و باید بگویم ایرانیان در « آرگو » همان انسانهایی هستند که چندین ساله تمام جهان آنها را از رسانه های دولتی و خصوصی مشاهده کردهاند.
🔻اگر فیلم را بدون توجه به موضوع و فقط باتوجه به لباسها و پوشش ایرانیان ببینید، متوجه میشوید که به پوشش مردم هیچ توجهی نشده. به عنوان مثال لباس نیروهای سپاه در سکانس آخر فرودگاه شکل و رنگ اشتباهی دارند.
اگر بخواهیم از ایرادات فاحش در این فیلم بگوییم، باید گفت که در سکانسی که ماشین حامل هفت آمریکایی از بین مردم معترض رد میشود، مردم مانند زامبیها به ماشینی که نمیدانند در آن چه کسانی هستند و در آن چه میگذرد حمله میکنند و مشت و لگد به ماشین میزنند که به عنوان یک ایرانی و البته معاصر بودن این تاریخ باید بگویم که این یک اغراق بیرحمانه است.
در سکانسی دیگر وقتی که تونی مندز(بن افلک)، شخصیت اصلی، وارد تهران میشود و با تاکسی به سمت سفارت کانادا میرود، با صحنهای روبه رو میشود که بیننده خشکش میزند؛ براساس داستان و نظر کارگردان فردی آمریکایی به دار آویخته شده(با جرثقیل) و جسد او همچنان بر دار هست تا درس عبرت باشد. البته که در آخر فیلم کارگردان برای اثبات کار خود عکسهای واقعی این داستان را به نمایش میگذارد اما هیچوقت این کار در ایران صورت نگرفته است که جسد فرد به دار آویخته شده، برای درس عبرت بالای دار باقی بماند. زیرا در عکسهای پایان فیلم دیده میشود که فرد تازه به دار آویخته شده و جمعیت زیادی او را مشاهده میکنند(از لحظهی اعدام عکس برداری شده است) و قطعا جسد برداشته شده است. این کار سوءاستفاده از عکسی است که قاعدتاً ایرانیان متوجه آن میشوند.
‼ادامه دارد .........
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋آمنه همدانی(کارشناسی علوم سیاسی)
🔴بخش اول:
🔻بدون شک برای یک مخاطب غیر ایرانی، تماشای « آرگو » بسیار لذت بخش خواهد بود چراکه داستان این فیلم با قدرت و کم نقص ، روایت میشود و تماشاگر را به خوبی تا انتها نگه میدارد. اما شاید تماشای « آرگو » برای یک مخاطب ایرانی که این مسائل جزئی از تاریخ کشورمان بهحساب میآید، کمی متفاوت باشد.
🔻جدای از این مقدمه تاثیرگذار، باید گفت که در هیچ جای این روایت به دخالت مستقیم آمریکا در ایران اشارهای نمی شود و درواقع این سناریو به نحوی آماده شده که ایران در هر صورت مقصر اصلی قلمداد شود! در « آرگو » مستقیماً به این نکته اشاره میشود که " ایرانیان به سفارت آمریکا حمله کردهاند و کارمندان را به گروگان گرفتند "؛ شاید تا اینجای داستان کسی نتواند مقاومتی در برابر این روایت انجام دهد چراکه در هر صورت دانشجویان خط امام در 13 آبان ( به هر دلیلی ) سفارت آمریکا در ایران را اشغال کردند و کارمندان آن را هم دستگیر کرده بودند. در قوانین بین المللی، ورود بیاجازه به حریم سفارت یک کشور، به معنای بیاحترامی و حتی حمله به خاک آن کشور محسوب میشود که این موارد میتواند منجر به بروز یک بحران بسیار عمیق میان طرفین مناقشه باشد. خوب یا بد، سفارت آمریکا در تهران در زمان مذکور اشغال شد و جهانیان ، اولین باری که نام ایران اسلامی را شنیدند، همراه با اشغال سفارت یک کشور بود که در نوع خودش در تاریخ بینظیر بود.
🔻شاید بتوان اعتراض بن افلک به اشغال سفارت را مجاز دانست ( در ایران هم موافق و مخالف زیادی درباره این اتفاق وجود دارد ) اما از اینکه مردم ایران در سرتاسر فیلم بهعنوان موجوداتی " شبه وحشی " نشان داده شوند، نشان از ضعف عمیق دید وی دارد. مردم ایران در « آرگو » انسانهایی هستند که ظاهراً هیچ ارادهای از خودشان ندارند و طرفدار بی چون و چرای خشونت هستند. این دید کاملاً سطحی سازندگان باعث شده که باورپذیر بودن « آرگو » برای منِ ایرانی ، تا حدود زیادی امکانپذیر نباشد، چراکه کاملاً هویداست اتفاقاتی که در خلال فیلم رخ میدهد با اغراق و تخیل همراه بوده است و عبارت « این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده است » که در ابتدای فیلم نمایش داده میشود را به حاشیه میراند.
🔻« آرگو » از لحاظ جزییات مربوط به داخل ایران ضعیف عمل کرده و البته این را هم بگویم که این موضوع برای هیچکس به جز ما مخاطبین ایرانی این فیلم مهم نخواهد بود که این دکور و صحنه پردازیها صحیح ساخته
شده اند یا خیر! از این رو سازندگان زحمت چندان زیادی به خود ندادهاند تا به جز استفاده از " ریش " و " عینک "، از موارد دیگری برای به تصویر کشیدن ظاهر ایرانیان استفاده کنند و باید بگویم ایرانیان در « آرگو » همان انسانهایی هستند که چندین ساله تمام جهان آنها را از رسانه های دولتی و خصوصی مشاهده کردهاند.
🔻اگر فیلم را بدون توجه به موضوع و فقط باتوجه به لباسها و پوشش ایرانیان ببینید، متوجه میشوید که به پوشش مردم هیچ توجهی نشده. به عنوان مثال لباس نیروهای سپاه در سکانس آخر فرودگاه شکل و رنگ اشتباهی دارند.
اگر بخواهیم از ایرادات فاحش در این فیلم بگوییم، باید گفت که در سکانسی که ماشین حامل هفت آمریکایی از بین مردم معترض رد میشود، مردم مانند زامبیها به ماشینی که نمیدانند در آن چه کسانی هستند و در آن چه میگذرد حمله میکنند و مشت و لگد به ماشین میزنند که به عنوان یک ایرانی و البته معاصر بودن این تاریخ باید بگویم که این یک اغراق بیرحمانه است.
در سکانسی دیگر وقتی که تونی مندز(بن افلک)، شخصیت اصلی، وارد تهران میشود و با تاکسی به سمت سفارت کانادا میرود، با صحنهای روبه رو میشود که بیننده خشکش میزند؛ براساس داستان و نظر کارگردان فردی آمریکایی به دار آویخته شده(با جرثقیل) و جسد او همچنان بر دار هست تا درس عبرت باشد. البته که در آخر فیلم کارگردان برای اثبات کار خود عکسهای واقعی این داستان را به نمایش میگذارد اما هیچوقت این کار در ایران صورت نگرفته است که جسد فرد به دار آویخته شده، برای درس عبرت بالای دار باقی بماند. زیرا در عکسهای پایان فیلم دیده میشود که فرد تازه به دار آویخته شده و جمعیت زیادی او را مشاهده میکنند(از لحظهی اعدام عکس برداری شده است) و قطعا جسد برداشته شده است. این کار سوءاستفاده از عکسی است که قاعدتاً ایرانیان متوجه آن میشوند.
‼ادامه دارد .........
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅نگاهی به فیلم سینمایی ARGO
..............................
🔴بخش دوم:
🔻یکی از نکات تحسین برانگیز در کارگردانی « آرگو » این بوده که تماشاگر اگرچه پیش از تماشای این فیلم به خوبی از آغاز و پایان داستان مطلع هست، اما افلک بهطور کامل موفق به ایجاد حس تعلیق در تماشاگر شده، بهطوری که 30 دقیقه پایانی فیلم که فرار مندز و افرادش قرار هست اوج داستان « آرگو » باشد، به شدت نفس گیر و جذاب است. همچنین افلک کاری ناممکن را هم ممکن کرده و آن ایجاد حس طنز در برخی صحنههای فیلم بوده که خوشبختانه با کنترل کامل انجام شده و فیلم را از یکدستی خارج نکرده است.
ایجاد حس طنز آن هم در فیلمی در ژانر تریلر که براساس یک رخداد تاریخی مهم ساخته شده باشد، میتواند منجر به از هم پاشیدن حس همراهی تماشاگر شود، اما افلک به خوبی این بخش از فیلم را مدیریت کرده و باید بگویم که او در مجموع یک اثر یکدست و فوق العاده جذاب به مخاطب ارائه داده است.
🔻 دادن امتیاز به « آرگو » برایم کار بسیار مشکلی هست چراکه باید به مواردی توجه کنم که شاید هرگز در یک فیلم دیگر تا این حد به آن واکنش نشان نمیدادم. شاید من اگر ایرانی نبودم و نمیدانستم که در حقیقت چه اتفاقاتی در تاریخ روابط دو کشور به وقوع پیوسته، میتوانستم این فیلم را بهترین تریلر سال با در نظر گرفتن تمام جوانب عنوان کنم، اما وقتی که به « آرگو » نگاه میکنم و میبینم که در نهایت تمام کاسه کوزههای این جریان و پیشینه آن هم سر ما شکسته شده ( شاید لازم باشد یکی در این میان کودتای 28 مرداد را به درستی به آنها یادآوری کند تا اینقدر خلاصه وار که در ابتدای فیلم نشان داده میشود، از کنارش نگذرد!)، نمی توانم به این راحتی « آرگو » را از لحاظ محتوای فیلمنامه باور کنم و به آن نمره کامل بدهم. « آرگو » از لحاظ سینمایی یک اثر یکدست و کامل است اما جزییاتش مربوط به ایران، اشکالات فراوانی دارد که با نگاه چندباره به آن کاملاً نمایان میشود که این اثر مستقل ساخته نشده و عوامل بسیاری در شکل گیری آن دخیل بوده است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست #انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
..............................
🔴بخش دوم:
🔻یکی از نکات تحسین برانگیز در کارگردانی « آرگو » این بوده که تماشاگر اگرچه پیش از تماشای این فیلم به خوبی از آغاز و پایان داستان مطلع هست، اما افلک بهطور کامل موفق به ایجاد حس تعلیق در تماشاگر شده، بهطوری که 30 دقیقه پایانی فیلم که فرار مندز و افرادش قرار هست اوج داستان « آرگو » باشد، به شدت نفس گیر و جذاب است. همچنین افلک کاری ناممکن را هم ممکن کرده و آن ایجاد حس طنز در برخی صحنههای فیلم بوده که خوشبختانه با کنترل کامل انجام شده و فیلم را از یکدستی خارج نکرده است.
ایجاد حس طنز آن هم در فیلمی در ژانر تریلر که براساس یک رخداد تاریخی مهم ساخته شده باشد، میتواند منجر به از هم پاشیدن حس همراهی تماشاگر شود، اما افلک به خوبی این بخش از فیلم را مدیریت کرده و باید بگویم که او در مجموع یک اثر یکدست و فوق العاده جذاب به مخاطب ارائه داده است.
🔻 دادن امتیاز به « آرگو » برایم کار بسیار مشکلی هست چراکه باید به مواردی توجه کنم که شاید هرگز در یک فیلم دیگر تا این حد به آن واکنش نشان نمیدادم. شاید من اگر ایرانی نبودم و نمیدانستم که در حقیقت چه اتفاقاتی در تاریخ روابط دو کشور به وقوع پیوسته، میتوانستم این فیلم را بهترین تریلر سال با در نظر گرفتن تمام جوانب عنوان کنم، اما وقتی که به « آرگو » نگاه میکنم و میبینم که در نهایت تمام کاسه کوزههای این جریان و پیشینه آن هم سر ما شکسته شده ( شاید لازم باشد یکی در این میان کودتای 28 مرداد را به درستی به آنها یادآوری کند تا اینقدر خلاصه وار که در ابتدای فیلم نشان داده میشود، از کنارش نگذرد!)، نمی توانم به این راحتی « آرگو » را از لحاظ محتوای فیلمنامه باور کنم و به آن نمره کامل بدهم. « آرگو » از لحاظ سینمایی یک اثر یکدست و کامل است اما جزییاتش مربوط به ایران، اشکالات فراوانی دارد که با نگاه چندباره به آن کاملاً نمایان میشود که این اثر مستقل ساخته نشده و عوامل بسیاری در شکل گیری آن دخیل بوده است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست #انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅انقلاب اسلامی و جهاد افغانستان:
بنیادگرایی به ما چه می گوید؟
🖋محمدرضا دوکوهکی(دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
🔻اگر تاریخ نیم قرن گذشته را تورقی بزنیم بی شک سال 1979 میلادی توجه مان را به خود جلب می کند. سالی که ابتدا و انتهای آن محمل وقوع دو رخداد بسیار مهم و تاثیرگذار در حوزه جهان اسلام می باشد. 1. پیروزی نهضت اسلامی در ایران و تاسیس نظامی ایدئولوژیک و مبتنی بر فقه شیعه امامیه 2. تهاجم نیروهای شوروی به افغانستان و به دنبال آن بسیج همه جانبه مسلمانان برای دفاع و اصطلاحا "اخراج کفار از خطه خراسان" که در نهایت نیز در سال 1989 با خروج کمونیست ها به پایان رسید.
🔻اساسا فارغ از تفاوت ها و احیانا تضادها و تعارضاتی که ممکن است میان خود این حرکات اسلامگرا یافته شود، نهایتا به صورت کلان در تحلیل این دو رویداد می توان گفت که هر دو حاوی پیامی مشخص و مجزا برای مسلمانان و غیرمسلمانان می باشند که در این نوشتار مختصر به تبیین آن خواهیم پرداخت.
🔹فراخواندن مسلمانان به سوی حرکتی بنیادگرایانه به اسلام از طریق مکانیسم جهاد که در نگاه اسلامگرایان به مثابه فریضه ای غائب در زیست عامه مسلمین به شمار می رفت. این حرکت خود در دو سطح، طرح و پیگیری می شود. یکی حرکت به سمت احیای عظمت پیشینی خود و بازیابی جایگاه اصلی امت اسلامی در میان سایر ملل و تمدن های بشری و دوم، با رهیافتی غایت گرایانه، تلاش برای اقامه جامعه ای شریعت-محور و توحیدی که به صورتی رادیکال و با نگاهی حداکثری به دین، به دنبال حاکمیت ارزش های آن بر جهت توسعه و به عبارتی مدیریت روند حرکت جامعه به سوی جلو می باشد؛ خواه این غایت تحت نگاه سلفی گرایانه و سیدقطبی به دنبال احیای خلافت و امارت اسلامی تفسیر شود و یا ذیل نگاه اجتهادی شیعی مبتنی بر ایده ولایت فقیه، ایجاد تمدن نوین اسلامی را پی گیرد، باید گفت مقصود هر دو به طور کلان یکی است و در این باب مناقشه ای نیست.
🔹همچنین ظهور اسلامگرایان، جهانیان و به طور خاص غرب را متوجه پدیده ای جدید نمود. پدیده ای که آشکارا با دو قطبی سازی جهان، خود را حق و سایرین را ذیل عنوان شرک و کفر، باطل دانسته و محو آن را فریضه ای الهی به شمار می آورد و در این راه نه تنها از کشتن و کشته شدن ابایی ندارد که در واقع هر دو را امری مقدس دانسته و در صورت نیاز با اشتیاق هم جان می گیرد و هم جان می دهد. همچنین از سوی دیگر پر واضح است که غرب، اسلامگرایان و بنیادگرایان را تماما ضد پیش فرض های خود که طی سال ها در ذهن انسان غربی پذیرفته و تثبیت شده بود، می دید. مسائلی همانند جدایی دین از دولت، دموکراسی، حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق زنان و ... . همچنین همانطور که پیشتر گفتیم، در این مورد تفاوت اساسی میان نحل مختلف بنیادگرایی نیست و این سخن بر تمامی اصطلاحا "مجاهدان" از عبدالله عزام فلسطینی و اسامه بن لادن عربستانی گرفته تا روح الله خمینی ایرانی و سیدحسن نصرالله لبنانی صدق می کند.
🔹البته در اینجا این نکته را نیز باید یادآور شد که تفصیل گفتمان بنیادگرایی دینی و جهادی و شاخه های مختلف آن از حوصله این نوشته کوتاه خارج است و در اینجا بیشتر سعی در دست گذاشتن بر مولفه هایی بود که به صورت کلی این جریان عام را به ما می شناساند. در نهایت نیز به زعم نگارنده، پدیده اسلامگرایی و بنیادگرایی – چه به صورت سنی ظهور و بروز کند یا شیعی – به خوبی ملت ها و دولت های مختلف را متوجه خطر بالقوه ای که هر شخص مسلمان می تواند برایش داشته باشد واقف ساخته است و در این امر استثنایی نیست. چین، ایالات متحده، فرانسه، آلمان، روسیه، میانمار، نیجریه و یا هر کشور دیگری فارغ از موضع دیپلماتیک و یا رابطه استراتژیکی که با دولت های اسلامی داشته باشند، در نهایت وادار به مقابله با این جریان خواهند گردید. بر همین مبنا چه از نقطه نظر بنیادگرایی نگاه کنیم چه از نظرگاهی غیر آن، درگیری و نبرد حتمی است و مادام که غرب، غرب است و مسلمانان، معتقد به جهاد، به هیچ عنوان صلح پایداری میان این دو متصور نخواهد بود.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
بنیادگرایی به ما چه می گوید؟
🖋محمدرضا دوکوهکی(دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
🔻اگر تاریخ نیم قرن گذشته را تورقی بزنیم بی شک سال 1979 میلادی توجه مان را به خود جلب می کند. سالی که ابتدا و انتهای آن محمل وقوع دو رخداد بسیار مهم و تاثیرگذار در حوزه جهان اسلام می باشد. 1. پیروزی نهضت اسلامی در ایران و تاسیس نظامی ایدئولوژیک و مبتنی بر فقه شیعه امامیه 2. تهاجم نیروهای شوروی به افغانستان و به دنبال آن بسیج همه جانبه مسلمانان برای دفاع و اصطلاحا "اخراج کفار از خطه خراسان" که در نهایت نیز در سال 1989 با خروج کمونیست ها به پایان رسید.
🔻اساسا فارغ از تفاوت ها و احیانا تضادها و تعارضاتی که ممکن است میان خود این حرکات اسلامگرا یافته شود، نهایتا به صورت کلان در تحلیل این دو رویداد می توان گفت که هر دو حاوی پیامی مشخص و مجزا برای مسلمانان و غیرمسلمانان می باشند که در این نوشتار مختصر به تبیین آن خواهیم پرداخت.
🔹فراخواندن مسلمانان به سوی حرکتی بنیادگرایانه به اسلام از طریق مکانیسم جهاد که در نگاه اسلامگرایان به مثابه فریضه ای غائب در زیست عامه مسلمین به شمار می رفت. این حرکت خود در دو سطح، طرح و پیگیری می شود. یکی حرکت به سمت احیای عظمت پیشینی خود و بازیابی جایگاه اصلی امت اسلامی در میان سایر ملل و تمدن های بشری و دوم، با رهیافتی غایت گرایانه، تلاش برای اقامه جامعه ای شریعت-محور و توحیدی که به صورتی رادیکال و با نگاهی حداکثری به دین، به دنبال حاکمیت ارزش های آن بر جهت توسعه و به عبارتی مدیریت روند حرکت جامعه به سوی جلو می باشد؛ خواه این غایت تحت نگاه سلفی گرایانه و سیدقطبی به دنبال احیای خلافت و امارت اسلامی تفسیر شود و یا ذیل نگاه اجتهادی شیعی مبتنی بر ایده ولایت فقیه، ایجاد تمدن نوین اسلامی را پی گیرد، باید گفت مقصود هر دو به طور کلان یکی است و در این باب مناقشه ای نیست.
🔹همچنین ظهور اسلامگرایان، جهانیان و به طور خاص غرب را متوجه پدیده ای جدید نمود. پدیده ای که آشکارا با دو قطبی سازی جهان، خود را حق و سایرین را ذیل عنوان شرک و کفر، باطل دانسته و محو آن را فریضه ای الهی به شمار می آورد و در این راه نه تنها از کشتن و کشته شدن ابایی ندارد که در واقع هر دو را امری مقدس دانسته و در صورت نیاز با اشتیاق هم جان می گیرد و هم جان می دهد. همچنین از سوی دیگر پر واضح است که غرب، اسلامگرایان و بنیادگرایان را تماما ضد پیش فرض های خود که طی سال ها در ذهن انسان غربی پذیرفته و تثبیت شده بود، می دید. مسائلی همانند جدایی دین از دولت، دموکراسی، حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق زنان و ... . همچنین همانطور که پیشتر گفتیم، در این مورد تفاوت اساسی میان نحل مختلف بنیادگرایی نیست و این سخن بر تمامی اصطلاحا "مجاهدان" از عبدالله عزام فلسطینی و اسامه بن لادن عربستانی گرفته تا روح الله خمینی ایرانی و سیدحسن نصرالله لبنانی صدق می کند.
🔹البته در اینجا این نکته را نیز باید یادآور شد که تفصیل گفتمان بنیادگرایی دینی و جهادی و شاخه های مختلف آن از حوصله این نوشته کوتاه خارج است و در اینجا بیشتر سعی در دست گذاشتن بر مولفه هایی بود که به صورت کلی این جریان عام را به ما می شناساند. در نهایت نیز به زعم نگارنده، پدیده اسلامگرایی و بنیادگرایی – چه به صورت سنی ظهور و بروز کند یا شیعی – به خوبی ملت ها و دولت های مختلف را متوجه خطر بالقوه ای که هر شخص مسلمان می تواند برایش داشته باشد واقف ساخته است و در این امر استثنایی نیست. چین، ایالات متحده، فرانسه، آلمان، روسیه، میانمار، نیجریه و یا هر کشور دیگری فارغ از موضع دیپلماتیک و یا رابطه استراتژیکی که با دولت های اسلامی داشته باشند، در نهایت وادار به مقابله با این جریان خواهند گردید. بر همین مبنا چه از نقطه نظر بنیادگرایی نگاه کنیم چه از نظرگاهی غیر آن، درگیری و نبرد حتمی است و مادام که غرب، غرب است و مسلمانان، معتقد به جهاد، به هیچ عنوان صلح پایداری میان این دو متصور نخواهد بود.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅(one nation conservatism)
🔹محافظه کاری یک ملت:
🔴اصلی از گرایش به اصلاحات محافظهکارانه، برآمده از باور به تکلیف پدرانه و ترس از نابرابری اجتماعی
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔹محافظه کاری یک ملت:
🔴اصلی از گرایش به اصلاحات محافظهکارانه، برآمده از باور به تکلیف پدرانه و ترس از نابرابری اجتماعی
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Paris Agreement translation lll.pdf
253.2 KB
✅ترجمه توافق آب و هوایی پاریس ۲۰۱۵( بخش سوم )
🔴به انضمام لغات و اصطلاحات مهم
#part3
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔴به انضمام لغات و اصطلاحات مهم
#part3
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅افسانه تومیریس
🖋 میلاد اسدی
🔴سینما به عنوان ابزاری برای به مقصد رساندن اهداف سیاسی بسیار مورد توجه قرار گرفته است اما فعالیتهایی این چنین تنها در استدیوهای کالیفرنیا و هالیوود و اروپا بر علیه ایران ادامه پیدا نکرد بلکه در سالیان اخیر در استدیو آلماتی قزاقستان فیلمی دیگر با عنوان تومیریس (تهمرییش) سالخته شد.
‼ادامه دارد.................
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋 میلاد اسدی
🔴سینما به عنوان ابزاری برای به مقصد رساندن اهداف سیاسی بسیار مورد توجه قرار گرفته است اما فعالیتهایی این چنین تنها در استدیوهای کالیفرنیا و هالیوود و اروپا بر علیه ایران ادامه پیدا نکرد بلکه در سالیان اخیر در استدیو آلماتی قزاقستان فیلمی دیگر با عنوان تومیریس (تهمرییش) سالخته شد.
‼ادامه دارد.................
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅افسانه تومیریس:
🖋میلاد اسدی
‼ادامه.............
🔷 با توجه به هزینهای فوقالعاده بالا و مباحث سیاسی فراوان صورت گرفته، اما نکتهای که اهمیت این فیلم را دوچندان میکند عبارتند از:
شرکت سینمایی Well Go حق توزیع فیلم سینمایی تومیریس را خریداری کرده است
استفاده از شخصیت تاریخی مانند ابونصر محمدبن فارابی به عنوان راوی است که برای حقیقی جلوه دادن این ماجراست که اورا نیز به شکل جعلی با لقب ترکی معرفی میکنند و در چندین سکانس از او به عنوان منبع اصلی این روایت تاریخی صحبت میشود.
🔷این فیلم با همکاری صریح و آشکار دختر رئیس جمهور قزاقستان یعنی آلیا نظر بایف ساخته شده و برخی از منتقدین سینمایی قزاقستان مانند تولیگین بایتوکینوف خبرنگار و منتقد فیلم معتقدند که این فیلم، درواقع ویدئو تبلیغاتی برای کارزار انتخاباتی دریغا نظربایوا (دختر دیگر نظربایف رییس جمهور قزاقستان) است تا ذهن ها را برای ریاست جمهوری او آماده کنند
🔷چهارمین نکته اینس فیلم صرفا براساس یک نقل تاریخی از هرودوت ساخته شده و از روایتهای همچون روایتِ تروگ پمپهای، کتزیاس،گزنفون،برس کلدانی و دیگر تاریخ نگاران که واقعی تر هستند استفاده نشده که این روایت ها درباره مرگ یا کشته شدن کوروش به شکل زیر عنوان شده است
1⃣ در روایت هرودوت آمده است که برای پایان دادن به طغیان ماساژتها به سمت سیحون لشکرکشی کرد و بنابر پیشنهاد کروزس با ماساژت ها درگیر شدن و در این درگیر سپارگاپیس پسر تومیریس را نیز اسیر کرد. پس از این اتفاق، تومیریس تمام لشگر خود را جمع کرده و به سپاه کوروش حمله می کند و در یک نبرد بسیار سنگین در نهایت سپاه ایران را شکست می دهد و کوروش نیز کشته می شود. پس از پیروزی، تومیریس فرمان می دهد که خیکی را پر از خون کرده و سر کوروش را از تن جدا کنند و به داخل آن بیندازند
2⃣ اما روایت برس کلدانی که بیشتر با واقعیت های تاریخی دیگر منطبق است از این قرار است که در نبرد با قوم داها کشته شده ؛ قومی که در اطراف گرگان فعلی زندگی می کردند.
3⃣ کتسیاس که پزشک و مورخ یونانی دربار اردشیر بود، روایت میکند که او با قومی به نام دِربیک به جنگ برخاست و در حین جنگ از روی اسبش بر زمین افتاد و یکی از لشگریان دربیک، با نیزه ای که به پایش می زند او را مجروح می کند. کوروش به دلیل میزان شدت جراحات وارده پس از اینکه « کمبوجیه » را به عنوان جانشین خود انتخاب می کند، از دنیا می رود.
🔷پنجمین نکته نقد تاریخی پراز اشکال این فیلم از قزاق خواندن ماساژتها گرفته( که اصالتا قوم ایرانی تبار و از ساکاها بودند ) تا افتادن سر کورش به دست تومیریس و محل نبرد در قفقاز که به اشتباه در قزاقستان نشان داده شده و کلی ایراد دیگر نیز قابل توجه است
🔷 ششمین نکتهای که میتوان برای این فیلم را مدنظر قرار داد، بهتر است حول جنجال های این فیلم برای واردشدن به رقابت جایزه اسکار از طرف قزاقستان داشت که سایت vlast.kz در نقد «تومیریس» نوشته: برای تولید یک فیلم سینمایی تاریخی لازم است به دیدگاهها و روایتهای مختلف تاریخی و ابعاد هنری توجه کرد. فیلم تومیریس آکان ساتایف از لحاظ هنری میتواند در ردیف فیلمهای بسیار خوب باشد، فقط همین، همانگونه که سازندگان فیلم اعلام کردهاند، هدف این فیلم گیشه نیست (بازگرداندن بودجهٔ هنگفت فیلم در کشور قزاقستان غیرممکن است) بلکه ایجاد چهرهٔ کشور، ترویج میهنپرستی و حفظ میراث گذشته برای نسلهای آینده است.
نقد دیگری که توسط منتقد سایت time.kz صورت گرفته و نظر دیگری دارد، او معتقد است: تولیدکنندگان «تومیریس» اسکار را در نظر داشتهاند. اما سرانجام هم «تاج و تخت طلایی» به کارگردانی رستم عبدراشف به عنوان نمایندهٔ قزاقستان در اسکار ۲۰۲۰ معرفی شد و تومیریس از حضور در این رقابت بازماند.
✅اما نکات فنی که در ساخت فیلم قابل توجه است را میتوان به گسترده بودن میدان فیلم برداری در دشت های وسیع قزاقستان و شات های بسیار طولانی که عموما در میدان نبرد و به واسطه سیاه لشگر فراوان که کار بسیار دشواریست
✅نکتهای فنی دیگری که در سکانس های مختلف به چشم میخورد نحوی گویش ایغوری قدیمیست و در برخی موارد صدا گذاری فارسی است که خود زمانبر است
✅علیرغم قدرت بالای جلوههای بصری فیلم و قدرت فیلم برداری خوب که در فیلم کاملا مشهود است انچیزی که به فیلم رنگ و بوی حماسی و جالبی میدهد نویسندگی بسیار خوب و بخشیدن قدرت حماسی به شخصیت تومیریس است که در فیلمنامه بیشتر از هر چیزی به چشم میخورد و به خوبی توانسته اند که داستان را کامل و قابل پذیرش کنند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋میلاد اسدی
‼ادامه.............
🔷 با توجه به هزینهای فوقالعاده بالا و مباحث سیاسی فراوان صورت گرفته، اما نکتهای که اهمیت این فیلم را دوچندان میکند عبارتند از:
شرکت سینمایی Well Go حق توزیع فیلم سینمایی تومیریس را خریداری کرده است
استفاده از شخصیت تاریخی مانند ابونصر محمدبن فارابی به عنوان راوی است که برای حقیقی جلوه دادن این ماجراست که اورا نیز به شکل جعلی با لقب ترکی معرفی میکنند و در چندین سکانس از او به عنوان منبع اصلی این روایت تاریخی صحبت میشود.
🔷این فیلم با همکاری صریح و آشکار دختر رئیس جمهور قزاقستان یعنی آلیا نظر بایف ساخته شده و برخی از منتقدین سینمایی قزاقستان مانند تولیگین بایتوکینوف خبرنگار و منتقد فیلم معتقدند که این فیلم، درواقع ویدئو تبلیغاتی برای کارزار انتخاباتی دریغا نظربایوا (دختر دیگر نظربایف رییس جمهور قزاقستان) است تا ذهن ها را برای ریاست جمهوری او آماده کنند
🔷چهارمین نکته اینس فیلم صرفا براساس یک نقل تاریخی از هرودوت ساخته شده و از روایتهای همچون روایتِ تروگ پمپهای، کتزیاس،گزنفون،برس کلدانی و دیگر تاریخ نگاران که واقعی تر هستند استفاده نشده که این روایت ها درباره مرگ یا کشته شدن کوروش به شکل زیر عنوان شده است
1⃣ در روایت هرودوت آمده است که برای پایان دادن به طغیان ماساژتها به سمت سیحون لشکرکشی کرد و بنابر پیشنهاد کروزس با ماساژت ها درگیر شدن و در این درگیر سپارگاپیس پسر تومیریس را نیز اسیر کرد. پس از این اتفاق، تومیریس تمام لشگر خود را جمع کرده و به سپاه کوروش حمله می کند و در یک نبرد بسیار سنگین در نهایت سپاه ایران را شکست می دهد و کوروش نیز کشته می شود. پس از پیروزی، تومیریس فرمان می دهد که خیکی را پر از خون کرده و سر کوروش را از تن جدا کنند و به داخل آن بیندازند
2⃣ اما روایت برس کلدانی که بیشتر با واقعیت های تاریخی دیگر منطبق است از این قرار است که در نبرد با قوم داها کشته شده ؛ قومی که در اطراف گرگان فعلی زندگی می کردند.
3⃣ کتسیاس که پزشک و مورخ یونانی دربار اردشیر بود، روایت میکند که او با قومی به نام دِربیک به جنگ برخاست و در حین جنگ از روی اسبش بر زمین افتاد و یکی از لشگریان دربیک، با نیزه ای که به پایش می زند او را مجروح می کند. کوروش به دلیل میزان شدت جراحات وارده پس از اینکه « کمبوجیه » را به عنوان جانشین خود انتخاب می کند، از دنیا می رود.
🔷پنجمین نکته نقد تاریخی پراز اشکال این فیلم از قزاق خواندن ماساژتها گرفته( که اصالتا قوم ایرانی تبار و از ساکاها بودند ) تا افتادن سر کورش به دست تومیریس و محل نبرد در قفقاز که به اشتباه در قزاقستان نشان داده شده و کلی ایراد دیگر نیز قابل توجه است
🔷 ششمین نکتهای که میتوان برای این فیلم را مدنظر قرار داد، بهتر است حول جنجال های این فیلم برای واردشدن به رقابت جایزه اسکار از طرف قزاقستان داشت که سایت vlast.kz در نقد «تومیریس» نوشته: برای تولید یک فیلم سینمایی تاریخی لازم است به دیدگاهها و روایتهای مختلف تاریخی و ابعاد هنری توجه کرد. فیلم تومیریس آکان ساتایف از لحاظ هنری میتواند در ردیف فیلمهای بسیار خوب باشد، فقط همین، همانگونه که سازندگان فیلم اعلام کردهاند، هدف این فیلم گیشه نیست (بازگرداندن بودجهٔ هنگفت فیلم در کشور قزاقستان غیرممکن است) بلکه ایجاد چهرهٔ کشور، ترویج میهنپرستی و حفظ میراث گذشته برای نسلهای آینده است.
نقد دیگری که توسط منتقد سایت time.kz صورت گرفته و نظر دیگری دارد، او معتقد است: تولیدکنندگان «تومیریس» اسکار را در نظر داشتهاند. اما سرانجام هم «تاج و تخت طلایی» به کارگردانی رستم عبدراشف به عنوان نمایندهٔ قزاقستان در اسکار ۲۰۲۰ معرفی شد و تومیریس از حضور در این رقابت بازماند.
✅اما نکات فنی که در ساخت فیلم قابل توجه است را میتوان به گسترده بودن میدان فیلم برداری در دشت های وسیع قزاقستان و شات های بسیار طولانی که عموما در میدان نبرد و به واسطه سیاه لشگر فراوان که کار بسیار دشواریست
✅نکتهای فنی دیگری که در سکانس های مختلف به چشم میخورد نحوی گویش ایغوری قدیمیست و در برخی موارد صدا گذاری فارسی است که خود زمانبر است
✅علیرغم قدرت بالای جلوههای بصری فیلم و قدرت فیلم برداری خوب که در فیلم کاملا مشهود است انچیزی که به فیلم رنگ و بوی حماسی و جالبی میدهد نویسندگی بسیار خوب و بخشیدن قدرت حماسی به شخصیت تومیریس است که در فیلمنامه بیشتر از هر چیزی به چشم میخورد و به خوبی توانسته اند که داستان را کامل و قابل پذیرش کنند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅پیوند شاهنشاهی و جنگسالاری در ایران باستان
🖋امیرحسین مومن
🔻یکی از اصول آیین های کشورداری و شهریاری در ایران باستان و خاصه عصر هخامنشی، پیوند سترگ میان شاهنشاهی و جنگسالاری بوده است. شاهنشاهان امپراطوری هخامنشی، همه جنگسالار بودند و این خصوصاً ملازمه با شهریاری ایشان داشته است. چنانچه میدانیم کوروش کبیر شخصاً فرماندهی و سالاری سپاه را در همه ی جنگهای اصلی امپراطوری و کشورگشایی های خود برعهده داشته است. کمبوجیه، پسر کوروش، هرچند که از طغیان برادر خود، بردیا، اندیشهناک بوده است، اما حمله به مصر را شخصاً فرماندهی کرده است. خشایارشا و اردشیر نیز هردو نبرد آتن را شخصاً فرماندهی نمودند. این تاجایی است که در دوران افول شهریاری هخامنشی، داریوش سوم، که فرمانده ی قابلی نبود، حاضر به واگذاری جنگسالاری به سرداران و درباریان خود نشد و آنرا شخصاً برعهده گرفت، چراکه این واگذاری را مساوی با واگذاری سلطنت خویش درنظر داشت. این نکته بر این مسئله استوار بود که گمان میرفت نخستین علت از کف دادن شهریاری به فراموشی سپردن فن جنگاوری باشد. چنین شد که با فرار تختگاه سلطنتی داریوش سوم از میانه ی میدان جنگ، ارتش ایران فروپاشید و مقدونیان چیره گشتند. نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار خود به شاهزاده ی ایتالیایی چنین توصیه میکند: "شهریار میباید به تن خویش به میدان آید و سپاه را سالاری کند تا بر دشمنان فائق آید."
🔷 چنانچه بسیاری از شارحان ماکیاولی بحث کرده اند، اندیشههای کسانی مثل افلاطون و ماکیاولی را میتوان متاثر از اندیشههای سیاسی در ایران باستان دانست. ماکیاولی در ادامه ی بحث خود درباره سپاه می افزاید: "سپاهی که شهریار به دفاع از کشور خویش میگمارد یا برساخته از مردمان بومی همان کشور است یا از مزدوران و سپاهیان کمکی و یا آمیزهای از این دو. مزدوران و سپاهیان کمکی بیهوده و خطرناک اند و اگر کسی کار دفاع از کشور خویش را به مزدوران سپارد، هرگز ایمن و آسوده خاطر نتواند بود، چراکه از هم گسیخته و قدرت طلب و بی بند و بار و پیمان شکن اند و با دوستان دلیر و در برابر دشمنان زبون، و دلیل آن این است که جز آن دستمزد ناچیز هیچ انگیزهای ایشان را به پایداری در میدان پایبند نمیکند و این نه چیزی است که ایشان را به جانفشانی در راه شما بکشاند.
🔹" در ایران عصر هخامنشی نیز، بعد از سلطنت داریوش بزرگ، ارتش ایران منسجم شد و سپاه جاویدان که ده هزار نفر بودند را مردم بومی پارسی تشکیل میداد. البته این هسته ی مرکزی ارتش هخامنشیان بود و در کنار آن، سپاهیان کمکی و فرعی از ساتراپ نشین های شاهنشاهی مثل ساتراپ بابل، مصر، یهودیه، کلیکیه و ... نیز حضور داشتند که تحت فرمان شاهنشاه هخامنشی بعنوان سالار سپاه بودند. مجموعا میتوان گفت که آیین کشورداری و شهریاری در ایران باستان، با فن جنگسالاری در پیوند بوده و اصول خاص خود را نیز داشته است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋امیرحسین مومن
🔻یکی از اصول آیین های کشورداری و شهریاری در ایران باستان و خاصه عصر هخامنشی، پیوند سترگ میان شاهنشاهی و جنگسالاری بوده است. شاهنشاهان امپراطوری هخامنشی، همه جنگسالار بودند و این خصوصاً ملازمه با شهریاری ایشان داشته است. چنانچه میدانیم کوروش کبیر شخصاً فرماندهی و سالاری سپاه را در همه ی جنگهای اصلی امپراطوری و کشورگشایی های خود برعهده داشته است. کمبوجیه، پسر کوروش، هرچند که از طغیان برادر خود، بردیا، اندیشهناک بوده است، اما حمله به مصر را شخصاً فرماندهی کرده است. خشایارشا و اردشیر نیز هردو نبرد آتن را شخصاً فرماندهی نمودند. این تاجایی است که در دوران افول شهریاری هخامنشی، داریوش سوم، که فرمانده ی قابلی نبود، حاضر به واگذاری جنگسالاری به سرداران و درباریان خود نشد و آنرا شخصاً برعهده گرفت، چراکه این واگذاری را مساوی با واگذاری سلطنت خویش درنظر داشت. این نکته بر این مسئله استوار بود که گمان میرفت نخستین علت از کف دادن شهریاری به فراموشی سپردن فن جنگاوری باشد. چنین شد که با فرار تختگاه سلطنتی داریوش سوم از میانه ی میدان جنگ، ارتش ایران فروپاشید و مقدونیان چیره گشتند. نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار خود به شاهزاده ی ایتالیایی چنین توصیه میکند: "شهریار میباید به تن خویش به میدان آید و سپاه را سالاری کند تا بر دشمنان فائق آید."
🔷 چنانچه بسیاری از شارحان ماکیاولی بحث کرده اند، اندیشههای کسانی مثل افلاطون و ماکیاولی را میتوان متاثر از اندیشههای سیاسی در ایران باستان دانست. ماکیاولی در ادامه ی بحث خود درباره سپاه می افزاید: "سپاهی که شهریار به دفاع از کشور خویش میگمارد یا برساخته از مردمان بومی همان کشور است یا از مزدوران و سپاهیان کمکی و یا آمیزهای از این دو. مزدوران و سپاهیان کمکی بیهوده و خطرناک اند و اگر کسی کار دفاع از کشور خویش را به مزدوران سپارد، هرگز ایمن و آسوده خاطر نتواند بود، چراکه از هم گسیخته و قدرت طلب و بی بند و بار و پیمان شکن اند و با دوستان دلیر و در برابر دشمنان زبون، و دلیل آن این است که جز آن دستمزد ناچیز هیچ انگیزهای ایشان را به پایداری در میدان پایبند نمیکند و این نه چیزی است که ایشان را به جانفشانی در راه شما بکشاند.
🔹" در ایران عصر هخامنشی نیز، بعد از سلطنت داریوش بزرگ، ارتش ایران منسجم شد و سپاه جاویدان که ده هزار نفر بودند را مردم بومی پارسی تشکیل میداد. البته این هسته ی مرکزی ارتش هخامنشیان بود و در کنار آن، سپاهیان کمکی و فرعی از ساتراپ نشین های شاهنشاهی مثل ساتراپ بابل، مصر، یهودیه، کلیکیه و ... نیز حضور داشتند که تحت فرمان شاهنشاه هخامنشی بعنوان سالار سپاه بودند. مجموعا میتوان گفت که آیین کشورداری و شهریاری در ایران باستان، با فن جنگسالاری در پیوند بوده و اصول خاص خود را نیز داشته است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅دکترین یا رهنامه
🖋عرفان محمودیان (کارشناسی علوم سیاسی )
🔴دکترین یا رهنامه، مجموعه ای از باورها، رهنمودها و آموزه های توصیفی است به شرط آنکه برای مقصودی عملیاتی دست یابند و نقش راهنما و چارچوب را بازی کنند. دکترین، فراتر از راهبرد و بنابراین فراتر از سیاست و خط مشی است. دکترین ها به ناچار دیر یا زود از ایدئولوژی ها زاده میشوند.
🔻با آغاز جنگ های استقلال طلبانۀ امریکای لاتین، ضرورت آغاز خط مشی مشخص برای سیاست خارجی ایالات متحده هرچه بیشتر احساس می گردید. بدین ترتیب، پس از چند دهه سردرگمی، دولت امریکا دکترینی را به منظور جهت دادن و هدف دار نمودن خطوط کلی رفتار سیاسی برون مرزی خود ارائه داد: دکترین مونروئه
دکترین مونرو (مونروئه)، اصول دوگانه سیاست خارجی ایالات متحده امریکا که در پیام مونروئه، رئیس جمهور امریکا، در سال 1823 به کنگره اعلام شد. این دو اصل این است:
• تشکیل مستعمرات جدید
• عدم دخالت سیاسی دولت های اروپایی در قاره امریکا
اعلام دکترین مونرو به سبب ترس از اتحاد مقدس (اتحادی که پس از سقوط ناپلئون توسط امپراتوران و سلاطین اروپا ایجاد شد و هدفش سرکوب نهضتهای انقلابی و آزادی در اروپا بود) که ممکن بود به کمک اسپانیا بشتابند و کشورهای تازه آزاد شده امریکای لاتین را بار دیگر زیر فرمان خود درآورند.
مونروئه اعلام داشت که اروپا اینک به صورت لانه استبداد در آمده و تلاش ما باید این باشد که قاره خود را به صورت مهد آزادی در آوریم... امریکا در امور اروپا مداخله نمی کند و مستعمرات موجود اروپا را نیز به رسمیت می شناسد و بر عکس هرگونه تلاش اروپا برای گسترش نفوذ خود در قاره امریکا را عملی خصمانه تلقی خواهد کرد.
🔹حقوق بین المللی هیچگاه این دکترین را به رسمیت نشناخت، با این حال ایالات متحده امریکا بارها از جمله مسئله نظارت بر کانال پاناما، به نام آن دست به کار شده است. بر اساس این دکترین، امریکا نیز یکجانبه، تا جنگ جهانی دوم، از دخالت در امور اروپا و حضور در جامعة ملل خودداری میکرد.
پیدایش گرایش های امپریالیستی در ایالات متحده امریکا، دولتهای امریکای لاتین را نسبت به اجرا کردن دکترین مونرو، بعنوان وسیله ای برای حفظ تسلط امریکا بدبین کرد. در 1902، آلمان، ایتالیا و انگلیس، ونزوئلا را محاصره کردند تا آن را وادار به پرداخت بدهی هایش کنند. در نتیجه، پرزیدنت (رئیس جمهور) تئودور روزولت تفسیر گسترده ای از دکترین مونروئه کرد و اعلام کرد که امریکا در برابر دستیازی دولتهای اروپایی به قاره امریکا، حتی بر ضد یک دولت بد رفتار امریکایی، می تواند از جانب خود دفاع کند.
🔹امریکا تاکنون در توجیه کارهای خود در دریای کارائیب و امریکای لاتین از جمله در مسئله کوبا از این دکترین یاد کرده است.
جان فاستردالس، وزیر خارجه ایالات متحده، در 1954 تشکیل یک دولت کمونیست را در امریکای لاتین، اگرچه با رای مردم انتخاب شده باشد، مخالف دکترین اعلام کرد. زیرا به نظر او، چنین دولتی «بنا به طبیعت خود، زیر نفوذ خارجی است».
این دکترین بعنوان یک بیانیه دفاعی بعدها از طریق ملحقات متعدد دیگر به یک دکترین بیشتر تهاجمی بدل شد، دکترینی که به کشورهای منطقه اعلام میکرد نمیتوانند زمین های خود را به حکومتی خارج از نیمکره یا بازرگانان خارج (اگر موقعیت زمین استراتژیک بود) بفروشند و اینکه ایالات متحده برای جمع آوری قروض متعلق به قدرت های خارج از نیمکره در امریکای لاتین دخالت میکند.
🔹شرکت های امریکایی فعال در امریکای لاتین در کشاورزی تجاری پیشرفت قابل توجه داشته اند. گذشته از کشاورزی تجاری، شرکت های امریکایی بعدها وارد حوزه های مختلف منابع طبیعی (نفت، معادن آهن زغال سنگ و...)، صنعت خدمات و ارتباطات نیز شدند. این ضوابط نشان دهنده تبدیل رهنمون های استقلال طلبانة دکترین به امپریالیستی شده است و امروزه سهم بسیار زیادی از اقتصاد و سیاست منطقه را تحت تاثیر خود قرار داده است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋عرفان محمودیان (کارشناسی علوم سیاسی )
🔴دکترین یا رهنامه، مجموعه ای از باورها، رهنمودها و آموزه های توصیفی است به شرط آنکه برای مقصودی عملیاتی دست یابند و نقش راهنما و چارچوب را بازی کنند. دکترین، فراتر از راهبرد و بنابراین فراتر از سیاست و خط مشی است. دکترین ها به ناچار دیر یا زود از ایدئولوژی ها زاده میشوند.
🔻با آغاز جنگ های استقلال طلبانۀ امریکای لاتین، ضرورت آغاز خط مشی مشخص برای سیاست خارجی ایالات متحده هرچه بیشتر احساس می گردید. بدین ترتیب، پس از چند دهه سردرگمی، دولت امریکا دکترینی را به منظور جهت دادن و هدف دار نمودن خطوط کلی رفتار سیاسی برون مرزی خود ارائه داد: دکترین مونروئه
دکترین مونرو (مونروئه)، اصول دوگانه سیاست خارجی ایالات متحده امریکا که در پیام مونروئه، رئیس جمهور امریکا، در سال 1823 به کنگره اعلام شد. این دو اصل این است:
• تشکیل مستعمرات جدید
• عدم دخالت سیاسی دولت های اروپایی در قاره امریکا
اعلام دکترین مونرو به سبب ترس از اتحاد مقدس (اتحادی که پس از سقوط ناپلئون توسط امپراتوران و سلاطین اروپا ایجاد شد و هدفش سرکوب نهضتهای انقلابی و آزادی در اروپا بود) که ممکن بود به کمک اسپانیا بشتابند و کشورهای تازه آزاد شده امریکای لاتین را بار دیگر زیر فرمان خود درآورند.
مونروئه اعلام داشت که اروپا اینک به صورت لانه استبداد در آمده و تلاش ما باید این باشد که قاره خود را به صورت مهد آزادی در آوریم... امریکا در امور اروپا مداخله نمی کند و مستعمرات موجود اروپا را نیز به رسمیت می شناسد و بر عکس هرگونه تلاش اروپا برای گسترش نفوذ خود در قاره امریکا را عملی خصمانه تلقی خواهد کرد.
🔹حقوق بین المللی هیچگاه این دکترین را به رسمیت نشناخت، با این حال ایالات متحده امریکا بارها از جمله مسئله نظارت بر کانال پاناما، به نام آن دست به کار شده است. بر اساس این دکترین، امریکا نیز یکجانبه، تا جنگ جهانی دوم، از دخالت در امور اروپا و حضور در جامعة ملل خودداری میکرد.
پیدایش گرایش های امپریالیستی در ایالات متحده امریکا، دولتهای امریکای لاتین را نسبت به اجرا کردن دکترین مونرو، بعنوان وسیله ای برای حفظ تسلط امریکا بدبین کرد. در 1902، آلمان، ایتالیا و انگلیس، ونزوئلا را محاصره کردند تا آن را وادار به پرداخت بدهی هایش کنند. در نتیجه، پرزیدنت (رئیس جمهور) تئودور روزولت تفسیر گسترده ای از دکترین مونروئه کرد و اعلام کرد که امریکا در برابر دستیازی دولتهای اروپایی به قاره امریکا، حتی بر ضد یک دولت بد رفتار امریکایی، می تواند از جانب خود دفاع کند.
🔹امریکا تاکنون در توجیه کارهای خود در دریای کارائیب و امریکای لاتین از جمله در مسئله کوبا از این دکترین یاد کرده است.
جان فاستردالس، وزیر خارجه ایالات متحده، در 1954 تشکیل یک دولت کمونیست را در امریکای لاتین، اگرچه با رای مردم انتخاب شده باشد، مخالف دکترین اعلام کرد. زیرا به نظر او، چنین دولتی «بنا به طبیعت خود، زیر نفوذ خارجی است».
این دکترین بعنوان یک بیانیه دفاعی بعدها از طریق ملحقات متعدد دیگر به یک دکترین بیشتر تهاجمی بدل شد، دکترینی که به کشورهای منطقه اعلام میکرد نمیتوانند زمین های خود را به حکومتی خارج از نیمکره یا بازرگانان خارج (اگر موقعیت زمین استراتژیک بود) بفروشند و اینکه ایالات متحده برای جمع آوری قروض متعلق به قدرت های خارج از نیمکره در امریکای لاتین دخالت میکند.
🔹شرکت های امریکایی فعال در امریکای لاتین در کشاورزی تجاری پیشرفت قابل توجه داشته اند. گذشته از کشاورزی تجاری، شرکت های امریکایی بعدها وارد حوزه های مختلف منابع طبیعی (نفت، معادن آهن زغال سنگ و...)، صنعت خدمات و ارتباطات نیز شدند. این ضوابط نشان دهنده تبدیل رهنمون های استقلال طلبانة دکترین به امپریالیستی شده است و امروزه سهم بسیار زیادی از اقتصاد و سیاست منطقه را تحت تاثیر خود قرار داده است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ذهن درستکار؛ زندگی در کشاکش امیال اخلاقی
🖋سیدمحمدرضا دادگستر (دانشجوی کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران)
🔻جاناتان هایت در کتاب ذهن درستکار: چرا سیاست و مذهب، افراد خوب را از هم جدا میکند تلاش کرده است تا ریشهی تمایزیابی جمعی و مجادلات سیاسی را با تکیه بر اصول فلسفه اخلاق لیبرال و چندفرهنگی شناسایی کند. هایت که استاد دانشگاه ویرجینیاست به تقدم شهودگرایی بر استدلالات عقلانی اشاره میکند. در واقع در سلسلهی استدلالآوردن برای کنشی که فرد اخلاقی میداند او در نهایت به حلقهای میرسد که در آن استدلالی برای توجیه کار خود ندارد و صرفاً اعلام میکند که بر اساس امری مبهم به نیکبودن کنش خود اطمینان دارد. هایت این را تقدم شهود بر خرد اخلاقی میداند؛ جایی که فرد خرد را در خدمت میگیرد تا توجیهی برای عمل خود بتراشد. یکی از دلایلی که کتاب ذهن درستکار کتابی خشک در عرصه فلسفه اخلاق نیست پرداختن آن به سیاست روز ایالات متحده است.
🔹هایت که خود مشاور کمپین دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری 2004 بود، پس از شکست جان کری از جرج بوش این پرسش را مطرح کرد که چرا کمپین دموکراتها با شکست مواجه شد؟ آیا همانطور که آنها گفتند مسئله افراطیگری و خشونتطلبی هواداران جرج بوش بود؟ هایت معتقد است این کلیشهای فراگیر و تا حدی اشتباه و ناشی از عدم توان فهم محافظهکاران است. او در مقابل به اصول اخلاقی میپردازد. در حالیکه اصول اخلاقی دموکراتها مبتنی بر سه بنیان مراقبت (در برابر آسیب)، آزادی (در برابر ظلم) و انصاف (در برابر تقلب) است، اصول اخلاقی جمهوریخواهان مبتنی بر بنیانهای وفاداری، اطاعت و تقدس نیز میباشد. این چیزی است که هایت به آن مزیت محافظهکار میگوید و آن را پاسخی به این پرسش میداند که چرا علیرغم توزیع یکنواختتر ثروت توسط دموکراتها، طبقه روستایی و طبقه کارگر آمریکا معمولاً به جمهوریخواهان رای میدهد.
🔹در بخش سوم کتاب تحتعنوان «اخلاقیات پیوند میدهد و کور میکند» هایت به پرسش اصلی کتاب پرداخته است که چرا وقتی افراد درگیر سیاست و مذهب میشوند معمولاً با تعصب از باورهایشان دفاع میکند. او معتقد است که وقتی افراد به یک گروه سیاسی یا مذهبی میپیوندند در دام ماتریس اخلاقی آن گرفتار میشوند؛ به گونهای که مصادیق ابرروایتهای آن گروه را در همه جا خواهند دید و اگر استدلالهایی خارج از آن ماتریس به آنها ارائه شود به سختی و حتی غیرممکن است که اقناع شوند. برای مخالفت سازندهتر پیشنهاد هایت آنست که افراد با در نظر گرفتن هر شش بنیان اخلاقی، درک گروه متقابل را دنبال کنند تا بتوانند مسائل مناقشهبرانگیز را از زاویهای جدید ببینند. البته این به معنی حتمیبودن عوضکردن نظر نیست بلکه چشمانداز همزیستی مسالمتآمیز لیبرالی است که برای جوامع چندفرهنگی و چندنژادی امری ضروری است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋سیدمحمدرضا دادگستر (دانشجوی کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران)
🔻جاناتان هایت در کتاب ذهن درستکار: چرا سیاست و مذهب، افراد خوب را از هم جدا میکند تلاش کرده است تا ریشهی تمایزیابی جمعی و مجادلات سیاسی را با تکیه بر اصول فلسفه اخلاق لیبرال و چندفرهنگی شناسایی کند. هایت که استاد دانشگاه ویرجینیاست به تقدم شهودگرایی بر استدلالات عقلانی اشاره میکند. در واقع در سلسلهی استدلالآوردن برای کنشی که فرد اخلاقی میداند او در نهایت به حلقهای میرسد که در آن استدلالی برای توجیه کار خود ندارد و صرفاً اعلام میکند که بر اساس امری مبهم به نیکبودن کنش خود اطمینان دارد. هایت این را تقدم شهود بر خرد اخلاقی میداند؛ جایی که فرد خرد را در خدمت میگیرد تا توجیهی برای عمل خود بتراشد. یکی از دلایلی که کتاب ذهن درستکار کتابی خشک در عرصه فلسفه اخلاق نیست پرداختن آن به سیاست روز ایالات متحده است.
🔹هایت که خود مشاور کمپین دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری 2004 بود، پس از شکست جان کری از جرج بوش این پرسش را مطرح کرد که چرا کمپین دموکراتها با شکست مواجه شد؟ آیا همانطور که آنها گفتند مسئله افراطیگری و خشونتطلبی هواداران جرج بوش بود؟ هایت معتقد است این کلیشهای فراگیر و تا حدی اشتباه و ناشی از عدم توان فهم محافظهکاران است. او در مقابل به اصول اخلاقی میپردازد. در حالیکه اصول اخلاقی دموکراتها مبتنی بر سه بنیان مراقبت (در برابر آسیب)، آزادی (در برابر ظلم) و انصاف (در برابر تقلب) است، اصول اخلاقی جمهوریخواهان مبتنی بر بنیانهای وفاداری، اطاعت و تقدس نیز میباشد. این چیزی است که هایت به آن مزیت محافظهکار میگوید و آن را پاسخی به این پرسش میداند که چرا علیرغم توزیع یکنواختتر ثروت توسط دموکراتها، طبقه روستایی و طبقه کارگر آمریکا معمولاً به جمهوریخواهان رای میدهد.
🔹در بخش سوم کتاب تحتعنوان «اخلاقیات پیوند میدهد و کور میکند» هایت به پرسش اصلی کتاب پرداخته است که چرا وقتی افراد درگیر سیاست و مذهب میشوند معمولاً با تعصب از باورهایشان دفاع میکند. او معتقد است که وقتی افراد به یک گروه سیاسی یا مذهبی میپیوندند در دام ماتریس اخلاقی آن گرفتار میشوند؛ به گونهای که مصادیق ابرروایتهای آن گروه را در همه جا خواهند دید و اگر استدلالهایی خارج از آن ماتریس به آنها ارائه شود به سختی و حتی غیرممکن است که اقناع شوند. برای مخالفت سازندهتر پیشنهاد هایت آنست که افراد با در نظر گرفتن هر شش بنیان اخلاقی، درک گروه متقابل را دنبال کنند تا بتوانند مسائل مناقشهبرانگیز را از زاویهای جدید ببینند. البته این به معنی حتمیبودن عوضکردن نظر نیست بلکه چشمانداز همزیستی مسالمتآمیز لیبرالی است که برای جوامع چندفرهنگی و چندنژادی امری ضروری است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa