انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅تحول پوشاک در انقلابها در طول تاریخ و در کشورها و تمدنهای گوناگون، جریاناتی که توانسته اند حکومتهای زمانه را سرنگون و یک حکومت انقلابی مطلوب خود را برپا سازند، حکماً طی کشمکش های خود جهت پیروزی، غربالهای فکری و عملی گوناگونی را پیموده اند وگرنه توسط حکومتها…
✅بررسی عُرفهای مُد و پوشاک در حکومت های انقلابی
🖋به قلم: علی میرزاخانی
👕پیش از آنکه پایه های متمایز نظری انقلابهای تاریخساز نظیر فرانسه، روسیه یا ایران را بسنجیم، برای مورد نخست، معنویات یا کیفیتهای انقلاب را یادآور میشویم.هنگام تحقق انقلاب و نوپایی، میان گروههای جوان انقلابی، موجی از آرمانگرایی، تعالی خواهی و باور به ارزش والای معنوی مبارزات پیشین حاکم میگردد و بنابراین، از تجمل و ظرافت و بدن نمایی پوشش کاسته میشود و بجای آن، البسه ضمخت و گشوده رواج می یابد.بنابر این مسأله، انقلابیون بویژه در سالهای آغازین پیروزی جنبش خود که شور و شرر آنان هنوز به نفوذ و ثروت ناشی از اقتدار، آلوده نگشته، از لباسهای آزاد استفاده میکنند، چراکه توجه به آراستگی پوشش و جامه فاخر، عمدتاً اینگونه تلقی میگشت که فرد دارای پوشش شکیل، دردمندی سایر انقلابیون را ندارد و یا آنکه حاضر به فدا کردن جان خود در راه انقلاب، نیست.در فرانسه پایان سده هجدهم و ایران اواخر سده بیستم نیز به اینگونه قوانین نانوشته در زمینه پوشاک، بر میخوریم.در زمان حکمرانی لنین و استالین بر اتحاد شوروی سابق که ادعای الغای طبقات اجتماعی بود نیز اغلب الگوهای پوششی از لباس نظامیان اخذ میشد و در این مورد نیز، شاهد کاهش محسوس زرق و برق و زیبایی این پوشاک نسبت به دوران تزار هستیم.
🧥جدا از این نکته کلی که بیان شد، اکنون میتوانیم چهار انقلاب مهم تاریخ را که در انگلستان، فرانسه، روسیه و نهایتاً ایران بوقوع پیوست را بطور مجزا و با اشاره به برخی نکات بطور خلاصه بررسی نماییم:
1️⃣جنگ داخلی انگلستان در دهه ۱۶۴۰ که به فرمانروایی الیور کرامول منجر شد:
طی این وقایع، دو گروه سلطنت طلبان حامی شاه چارلز یکم و نظامیان حامیان مجلس، طرفین درگیر بشمار میرفتند. سلطنت طلبان که به سربازان شاه موسوم بودند، بپیروی از پوشش اشراف و خاندان سلطنتی انگلستان، کلاههای پهن، پیراهنهای ظریف کتان و زره های منقوش به تن میکردند و موی خود را بلند میکردند.
اما سربازان مجلس که حامی تحدید قدرت نامحدود چارلز بودند، برای آنکه به جنگاوری خود تأکید نمایند از چکمه های بسیار بلند مهمیزدار زره های سنگین و زمخت استفاده میکردند.
2️⃣ انقلاب ۱۷۸۹فرانسه:
علاوه بر کاسته شدن ظرافت از پوشش فرانسوی، نکته مهم مربوط به کلاههای فرانسوی است. طی سده۱۸م، کلاههای مخروطی شکل بلندی در فرانسه متداول بود و تدریجا، گروههای انقلابی بخش بالایی این گونه کلاه را رو به جلو خم کردند که با سایر گروهها، متمایز شوند. میتوان اینچنین نتیجه بگیریم که خمیده کردن نُک تیز این کلاهها، نوعی شکستن چارچوب های پیشین را به ذهن متبادر میسازد.
3️⃣ انقلاب کارگری ۱۹۱۷روسیه:
هرچند که آب و هوای بسیار سرد روسیه،چندان امکان انعطافی در گزینش لباس به روسها نمیدهد، اما با اینحال، پرولتریای روسیه از نوعی یونیفرم پشمی ضخیم و ساده استفاده میکردند که نماد جامعه بدون طبقه و کاملاً برابر کمونیسم بود. البته اقتدارگرایی مطلق استالن، بگونه بود که نوع پوشش، چندان بصورت عُرف نباشد و حالت رسمی تری یابد.
چنین رویکردی در بسیاری از حکومتهای کمونیستی سده بیستمی نیز نظیر کره شمالی، چین، خمر یا ویتنام رعایت شد.
4️⃣ انقلاب اسلامی ایران ۱۹۷۹:
پیشرفت جوامع در صنعت نساجی و طراحی پوشاک و همچنین تعدد اندیشهها و گروههای انقلابی در این سالها بسیار فراتر از موارد پیشین بود و بدیهی است که به نکات محدود بسنده مینماییم. عمدتاً، هواداران سلطنت پهلوی و یا ملیون بودند که از کراوات استفاده میکردند اما گروههای مذهبی تر، کراوات را نماد غربگرایی یا با تعابیر دیگر یاد میکردند. معمولاً چهرههایی که سرپرستی طیف ها یا گروهها را عهدهدار بودند و یا آنکه در ساختار حکومت پهلوی، سالمند و محافظهکار بودند نظیر امام خمینی(ره)، مرحوم مهندس بازرگان، محمدرضا پهلوی، تیمسار ازهاری، شریف امامی و... عینکهای بزرگ کائوچویی و تیره بچشم داشتند زیرا این عینکها، نخبگی، ارج و غرور بیشتری به چهره می آورد، اما بسیاری از جوانان که اغلب گروههای چپ دانشجویی را تشکیل میدادند از عینکهای بزرگ فلزی مدل metal aviator استفاده میکردند و برای قرابت بیشتر با جنبش های چریکی آمریکای لاتین، بجای کت یا پالتو، اُورکت های سبزرنگ به تن میکردند. البته گروههای مذهبی جوان نیز در سالهای جنگ،بر دفاع چنین پوششی داشتند و برای همان مفهوم نفی بدن نمایی لباس، پیراهن را روی شلوار می انداختند.
#جامعه_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم: علی میرزاخانی
👕پیش از آنکه پایه های متمایز نظری انقلابهای تاریخساز نظیر فرانسه، روسیه یا ایران را بسنجیم، برای مورد نخست، معنویات یا کیفیتهای انقلاب را یادآور میشویم.هنگام تحقق انقلاب و نوپایی، میان گروههای جوان انقلابی، موجی از آرمانگرایی، تعالی خواهی و باور به ارزش والای معنوی مبارزات پیشین حاکم میگردد و بنابراین، از تجمل و ظرافت و بدن نمایی پوشش کاسته میشود و بجای آن، البسه ضمخت و گشوده رواج می یابد.بنابر این مسأله، انقلابیون بویژه در سالهای آغازین پیروزی جنبش خود که شور و شرر آنان هنوز به نفوذ و ثروت ناشی از اقتدار، آلوده نگشته، از لباسهای آزاد استفاده میکنند، چراکه توجه به آراستگی پوشش و جامه فاخر، عمدتاً اینگونه تلقی میگشت که فرد دارای پوشش شکیل، دردمندی سایر انقلابیون را ندارد و یا آنکه حاضر به فدا کردن جان خود در راه انقلاب، نیست.در فرانسه پایان سده هجدهم و ایران اواخر سده بیستم نیز به اینگونه قوانین نانوشته در زمینه پوشاک، بر میخوریم.در زمان حکمرانی لنین و استالین بر اتحاد شوروی سابق که ادعای الغای طبقات اجتماعی بود نیز اغلب الگوهای پوششی از لباس نظامیان اخذ میشد و در این مورد نیز، شاهد کاهش محسوس زرق و برق و زیبایی این پوشاک نسبت به دوران تزار هستیم.
🧥جدا از این نکته کلی که بیان شد، اکنون میتوانیم چهار انقلاب مهم تاریخ را که در انگلستان، فرانسه، روسیه و نهایتاً ایران بوقوع پیوست را بطور مجزا و با اشاره به برخی نکات بطور خلاصه بررسی نماییم:
1️⃣جنگ داخلی انگلستان در دهه ۱۶۴۰ که به فرمانروایی الیور کرامول منجر شد:
طی این وقایع، دو گروه سلطنت طلبان حامی شاه چارلز یکم و نظامیان حامیان مجلس، طرفین درگیر بشمار میرفتند. سلطنت طلبان که به سربازان شاه موسوم بودند، بپیروی از پوشش اشراف و خاندان سلطنتی انگلستان، کلاههای پهن، پیراهنهای ظریف کتان و زره های منقوش به تن میکردند و موی خود را بلند میکردند.
اما سربازان مجلس که حامی تحدید قدرت نامحدود چارلز بودند، برای آنکه به جنگاوری خود تأکید نمایند از چکمه های بسیار بلند مهمیزدار زره های سنگین و زمخت استفاده میکردند.
2️⃣ انقلاب ۱۷۸۹فرانسه:
علاوه بر کاسته شدن ظرافت از پوشش فرانسوی، نکته مهم مربوط به کلاههای فرانسوی است. طی سده۱۸م، کلاههای مخروطی شکل بلندی در فرانسه متداول بود و تدریجا، گروههای انقلابی بخش بالایی این گونه کلاه را رو به جلو خم کردند که با سایر گروهها، متمایز شوند. میتوان اینچنین نتیجه بگیریم که خمیده کردن نُک تیز این کلاهها، نوعی شکستن چارچوب های پیشین را به ذهن متبادر میسازد.
3️⃣ انقلاب کارگری ۱۹۱۷روسیه:
هرچند که آب و هوای بسیار سرد روسیه،چندان امکان انعطافی در گزینش لباس به روسها نمیدهد، اما با اینحال، پرولتریای روسیه از نوعی یونیفرم پشمی ضخیم و ساده استفاده میکردند که نماد جامعه بدون طبقه و کاملاً برابر کمونیسم بود. البته اقتدارگرایی مطلق استالن، بگونه بود که نوع پوشش، چندان بصورت عُرف نباشد و حالت رسمی تری یابد.
چنین رویکردی در بسیاری از حکومتهای کمونیستی سده بیستمی نیز نظیر کره شمالی، چین، خمر یا ویتنام رعایت شد.
4️⃣ انقلاب اسلامی ایران ۱۹۷۹:
پیشرفت جوامع در صنعت نساجی و طراحی پوشاک و همچنین تعدد اندیشهها و گروههای انقلابی در این سالها بسیار فراتر از موارد پیشین بود و بدیهی است که به نکات محدود بسنده مینماییم. عمدتاً، هواداران سلطنت پهلوی و یا ملیون بودند که از کراوات استفاده میکردند اما گروههای مذهبی تر، کراوات را نماد غربگرایی یا با تعابیر دیگر یاد میکردند. معمولاً چهرههایی که سرپرستی طیف ها یا گروهها را عهدهدار بودند و یا آنکه در ساختار حکومت پهلوی، سالمند و محافظهکار بودند نظیر امام خمینی(ره)، مرحوم مهندس بازرگان، محمدرضا پهلوی، تیمسار ازهاری، شریف امامی و... عینکهای بزرگ کائوچویی و تیره بچشم داشتند زیرا این عینکها، نخبگی، ارج و غرور بیشتری به چهره می آورد، اما بسیاری از جوانان که اغلب گروههای چپ دانشجویی را تشکیل میدادند از عینکهای بزرگ فلزی مدل metal aviator استفاده میکردند و برای قرابت بیشتر با جنبش های چریکی آمریکای لاتین، بجای کت یا پالتو، اُورکت های سبزرنگ به تن میکردند. البته گروههای مذهبی جوان نیز در سالهای جنگ،بر دفاع چنین پوششی داشتند و برای همان مفهوم نفی بدن نمایی لباس، پیراهن را روی شلوار می انداختند.
#جامعه_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅فراخوان مقالات دانشجویی نشریه علوم سیاسی
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
✅انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران، از میان دانشجویان علاقمند به تولید محتوای علمی در حوزه روابط بینالملل دعوت به همکاری مینماید.
🆔 درصورت تمایل، با آیدی زیر در ارتباط باشید:
@ali_btf96
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
🆔 درصورت تمایل، با آیدی زیر در ارتباط باشید:
@ali_btf96
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران، از میان دانشجویان علاقمند به تولید محتوای علمی در حوزه هنر و سیاست، بویژه دانشجویان علوم سیاسی، ادبیات و هنر، دعوت به همکاری مینماید.
🆔 درصورت تمایل، با این آیدی در ارتباط باشید:
@Mirzakhani_110
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
🆔 درصورت تمایل، با این آیدی در ارتباط باشید:
@Mirzakhani_110
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅‼انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران قصد دارد هر هفته مطالبی در حوزههای مختلف دانش سیاست تحت عنوان
#یک_فنجان_سیاست را در کانال خود به اشتراک بگذارد.
🔻پس همراه ما باشید.
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
#یک_فنجان_سیاست را در کانال خود به اشتراک بگذارد.
🔻پس همراه ما باشید.
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅راستافاریانیسم ( Rastafarianism): با اندیشه و آیین راستافاری ، اندیشه ای بیش تر با ماهیت مذهبی که در جامائیکا پدیدار شد ، آفریقا را سرزمین موعود سیاهیان و هایلی سلاسی، امپراطور اتیوپی ، را در حد خدا می پنداشت.
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Paris Agreement translation.pdf
270.5 KB
✅ترجمه توافق آب و هوایی پاریس ۲۰۱۵
#part1
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
#part1
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅سریال تهران
🖋نوشته: متینا ابراهیمی
🔻وقتی خبر ساخت سریالی با نام تهران توسط اسرائیل پخش شد، حتی خوشبینترین افراد هم انتظار محصولی خوب یا حداقل بیطرفانه را نداشتند. داستان سریال نیز نوید یک سریال خوب را نمیداد، استفاده از سناریو نخنمای حمله به ایران برای جلوگیری از دسترسی آن به سلاح هستهای، هرگونه خوشبینی مربوط به یک سریال درخور توجه را از بین برد. سریال اما برخلاف تصورات نه به زبان عبری، بلکه به زبان فارسی تولید شد. تصمیمی که دلیل آن در قسمت آخر فصل اول مثل روز مشخص میشود. سریال بر روی مرز بیطرفی حرکت میکند، هر چند به دفعات از این مرز عبور میکند، اما تلاشش برای بیطرف بودن قابل تحسین است. تصویر ارائه شده از ماموران اطلاعاتی ایران، فرق چندانی با تصویر ارائه شده از ماموران سیا در تولیدات هالیوودی ندارد. توجه به جزئیات فضاسازی خوب است و حتی با وجود لهجه برخی بازیگران، دیگر از زبان فارسی کتابی و غیرقابل فهم برای مخاطب فارسی زبان محصولات تولید شده به این زبان، خبری نیست و میتوان آن را قابل قبول دانست.
🔻سریال با این ادعا که میخواهد کلیشههای موجود در مورد ایران را از بین ببرد و تصویری واقعی از ایران به نمایش بگذارد، پا به میدان گذاشت. سازندگان سریال اظهار کردهاند که برای ساخت سریال از مشاوران ایرانی زیادی استفاده کردهاند تا تصویر ارائه شده از ایران را به واقعیت نزدیک کنند. در چند دقیقه ابتدایی سریال نیز به این مهم دست یافتند و توانستند تصویر به نسبت خوبی را ارائه بدهند. دقیقا همان زمانی که مخاطب درحال تحسین فضاسازی از پایتخت ایران با جزئیاتی که مانندش را کمتر در تولیدات مربوط به ایران دیده است، ناگهان سکانسی از اعدام فردی در یکی از میدانهای اصلی تهران به نمایش گذاشته میشود و پشت بند آن دیالوگهای کلیشهای راننده تاکسی ادا میشود. تصویری که از دانشجویان دانشگاه تهران نشان میدهند نه تنها تصویری مضحک بلکه احمقانه نیز است. تصویر ارائه شده از دانشجویان انقلابی را بی شک از تصاویر مربوط به اوایل انقلاب برداشت کردهاند، چرا که در پوششها به شدت اغراق شده است و دانشجویان دختر بسیجی که چادر ندارند با روسریهای عجیب و غریب که مدتهاست استفادهای ندارد، موهای خود را پوشاندهاند. این تصویر غیرواقعی از دانشجویان معترض که در سریال به آنها"آنارشیست" گفته میشود نیز صادق است. پوشش آنها به نحوی است که گویی از موزیک ویدئوهای رپ آمریکایی به سریال آمدهاند. اعتراض آنها نیز دست کمی از پوششان ندارد و چه بسا مضحکتر است. سخنرانیهای کتابی کلیشهای، تصویری احمقانه از دانشجویان معترض دانشگاه تهرانی به نمایش میگذارد. در سکانسی مامور موصاد به همراه چند تن از دانشجویان آنارشیست به مهمانی میرود. موزیکی که در این سکانس پخش میشود تنها کلمه آزادی را پشت سر هم وبه روشهای مختلف ادا میکند. این تصویر مضحک جایی اوج میگیرد که مشخص میشود سردسته معترضین مواد فروش است و روزگارش را با مواد فروشی میگذراند.
🔻در نهایت این سریال از نظر فنی سریال خوبی به شمار نمیرود و سریال پر از ایرادات ریز و درشت است، اما اهمیت آن بر این است که سریال حداقل در فصل اول از کلیشه اسرائیل قدرتمند و ایران ضعیف(که پیش از پخش چنین انتظاری میرفت.) استفاده نمیکند. نبرد ایران و اسرائیل کاملا برابر است و بعضا کفه ترازو به سمت ایران سنگینی میکند و مشخص میشود یکی از مامورین ارشد موصاد، نفودی اطلاعات سپاه است! این موضوع باعث شد که بسیاری از رسانههای داخلی آنرا خودزنی تلقی کنند. این حرکت حتی اگر هم خودزنی تلقی شود، قدمی بزرگ به مهمترین هدف سریال، یعنی جذب مخاطب ایرانی بود. پخش فصل اول سریال پایان یافته و سریال برای فصل دوم نیز از سوی اپلتیوی تمدید شدهاست. حال باید دید سریالی که در فصل نخست در پی جذب مخاطب ایرانی بود، چه برنامهای برای فصل دوم دارد.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋نوشته: متینا ابراهیمی
🔻وقتی خبر ساخت سریالی با نام تهران توسط اسرائیل پخش شد، حتی خوشبینترین افراد هم انتظار محصولی خوب یا حداقل بیطرفانه را نداشتند. داستان سریال نیز نوید یک سریال خوب را نمیداد، استفاده از سناریو نخنمای حمله به ایران برای جلوگیری از دسترسی آن به سلاح هستهای، هرگونه خوشبینی مربوط به یک سریال درخور توجه را از بین برد. سریال اما برخلاف تصورات نه به زبان عبری، بلکه به زبان فارسی تولید شد. تصمیمی که دلیل آن در قسمت آخر فصل اول مثل روز مشخص میشود. سریال بر روی مرز بیطرفی حرکت میکند، هر چند به دفعات از این مرز عبور میکند، اما تلاشش برای بیطرف بودن قابل تحسین است. تصویر ارائه شده از ماموران اطلاعاتی ایران، فرق چندانی با تصویر ارائه شده از ماموران سیا در تولیدات هالیوودی ندارد. توجه به جزئیات فضاسازی خوب است و حتی با وجود لهجه برخی بازیگران، دیگر از زبان فارسی کتابی و غیرقابل فهم برای مخاطب فارسی زبان محصولات تولید شده به این زبان، خبری نیست و میتوان آن را قابل قبول دانست.
🔻سریال با این ادعا که میخواهد کلیشههای موجود در مورد ایران را از بین ببرد و تصویری واقعی از ایران به نمایش بگذارد، پا به میدان گذاشت. سازندگان سریال اظهار کردهاند که برای ساخت سریال از مشاوران ایرانی زیادی استفاده کردهاند تا تصویر ارائه شده از ایران را به واقعیت نزدیک کنند. در چند دقیقه ابتدایی سریال نیز به این مهم دست یافتند و توانستند تصویر به نسبت خوبی را ارائه بدهند. دقیقا همان زمانی که مخاطب درحال تحسین فضاسازی از پایتخت ایران با جزئیاتی که مانندش را کمتر در تولیدات مربوط به ایران دیده است، ناگهان سکانسی از اعدام فردی در یکی از میدانهای اصلی تهران به نمایش گذاشته میشود و پشت بند آن دیالوگهای کلیشهای راننده تاکسی ادا میشود. تصویری که از دانشجویان دانشگاه تهران نشان میدهند نه تنها تصویری مضحک بلکه احمقانه نیز است. تصویر ارائه شده از دانشجویان انقلابی را بی شک از تصاویر مربوط به اوایل انقلاب برداشت کردهاند، چرا که در پوششها به شدت اغراق شده است و دانشجویان دختر بسیجی که چادر ندارند با روسریهای عجیب و غریب که مدتهاست استفادهای ندارد، موهای خود را پوشاندهاند. این تصویر غیرواقعی از دانشجویان معترض که در سریال به آنها"آنارشیست" گفته میشود نیز صادق است. پوشش آنها به نحوی است که گویی از موزیک ویدئوهای رپ آمریکایی به سریال آمدهاند. اعتراض آنها نیز دست کمی از پوششان ندارد و چه بسا مضحکتر است. سخنرانیهای کتابی کلیشهای، تصویری احمقانه از دانشجویان معترض دانشگاه تهرانی به نمایش میگذارد. در سکانسی مامور موصاد به همراه چند تن از دانشجویان آنارشیست به مهمانی میرود. موزیکی که در این سکانس پخش میشود تنها کلمه آزادی را پشت سر هم وبه روشهای مختلف ادا میکند. این تصویر مضحک جایی اوج میگیرد که مشخص میشود سردسته معترضین مواد فروش است و روزگارش را با مواد فروشی میگذراند.
🔻در نهایت این سریال از نظر فنی سریال خوبی به شمار نمیرود و سریال پر از ایرادات ریز و درشت است، اما اهمیت آن بر این است که سریال حداقل در فصل اول از کلیشه اسرائیل قدرتمند و ایران ضعیف(که پیش از پخش چنین انتظاری میرفت.) استفاده نمیکند. نبرد ایران و اسرائیل کاملا برابر است و بعضا کفه ترازو به سمت ایران سنگینی میکند و مشخص میشود یکی از مامورین ارشد موصاد، نفودی اطلاعات سپاه است! این موضوع باعث شد که بسیاری از رسانههای داخلی آنرا خودزنی تلقی کنند. این حرکت حتی اگر هم خودزنی تلقی شود، قدمی بزرگ به مهمترین هدف سریال، یعنی جذب مخاطب ایرانی بود. پخش فصل اول سریال پایان یافته و سریال برای فصل دوم نیز از سوی اپلتیوی تمدید شدهاست. حال باید دید سریالی که در فصل نخست در پی جذب مخاطب ایرانی بود، چه برنامهای برای فصل دوم دارد.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅محمدعلیشاه قاجار، مشروطهخواه یا استبدادطلب؟!
🖋امیرحسین مومن
🔻جدال مورخین تاریخ معاصر ایران بر سر شخصیت محمدعلی شاه قاجار زبانزد است. اینکه محمدعلی شاه چگونه شخصیتی بود و چه عواملی سبب مشروطه خواهی یا استبداد طلبی وی بود، مورد کنکاش بسیاری از مورخین و حسب حال نویسان قرار گرفته است. یکی از منسجم ترین کارها در این باب، اثر پژوهشی فریدون آدمیت است. آدمیت در کتاب فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت، پس از ستایش هایی البته غلوآمیز از شخصیت میرزا ملکمخان ناظمالدوله ، به بحث در باب جامع آدمیت میپردازد. در واقع جامع آدمیت، یکی از بزرگترین و منسجم ترین انجمنهایی بود که پس از انحلال فراموشخانه در ایران به تبلیغ اندیشه های جدید میپرداخت. جامع آدمیت را به واقع میتوان یکی از بزرگترین احزاب سیاسی ایران در صدر مشروطیت نامید که دارای مرام نامه و تشکیلات منسجمی بود و بسیاری از رجال بانفوذ صدر مشروطه از جمله احتشامالسلطنه، دومین رئیس مجلس اول شورای ملی، در آن عضویت داشتند. بانی این تشکیلات، میرزا عباسقلی خان قزوینی و پدر معنوی آن، میرزا ملکمخان ناظمالدوله بود که در دوران کهولیت خود و در ایتالیا بسر میبرد. نفوذ تشکیلات جامع به اندازهای بود که در بسیاری از ایالتهای کشور، دفتر نمایندگی داشت و بسیاری از روشنفکران ایرانی و حتی رجال سیاسی عضو آن بودند. جالب است که بدانیم حتی خود محمدعلی شاه قاجار در جامع آدمیت، سوگندنامه آدمیت خود را مهر و امضاء کرد و قسم یاد کرد که پشتیبان سلطنت مشروطه باشد. در اسناد جامع آدمیت آمده است که اولین رگه های ارتباط میان محمدعلی شاه و جامع، پس از ماجرای قتل اتابک، امین السلطان، ایجاد شد. با قتل اتابک عده ی زیادی را به اتهام قتل وی بازداشت کردند که در میان آنها، رئیس جامع آدمیت، میرزا عباسقلی خان، بود. عباسقلی خان با وساطت و شهادت به بیگناهی از سوی مجلس شورای ملی آزاد شد و پس از آن محمدعلی شاه را وادار به ادای سوگند آدمیت خود نمود. این ارتباط تاجایی برقرار شد که در جریان میدان توپخانه که طرفداران مشروعه خواهی، علیه سلطنت مشروطه، شعار میدادند، نامه عباسقلی خان به شاه، او را آرام کرد و از انحلال مجلس بازداشت. شاه همچنین قانون آزادی انطباعات کشور را نیز در مجلس ملی امضاء نمود. محمدعلیشاه در همین زمان، حتی نامه ای به پرنس ملکمخان نوشته است که در آن، افکار مترقی خود را نشان داده است که طبعاً از خامه ی او نیست، بلکه میتوان گفت تلقینات جامع آدمیت است. بهرصورت، محمدعلی شاه، مشروطه خواه نبود، اما مخالف مشروطه هم نبود و با آن سر ستیز نداشت، بلکه او ترس از دست دادن قدرت خویش را داشت، چراکه در صدر مشروطه، جراید و مطبوعات علیه شاه و حتی مادرشاه، یعنی دختر امیرکبیر، زبان به هتاکی گشوده بودند و شاه را تهدید به قتل و اعدام میکردند. مجدالاسلام کرمانی در همین فقره، در کتاب تاریخ انحطاط مجلس اشاره میکند که نسبتهایی به شاه داده میشد که حتی سلاطین آزادیخواه یوروپ نیز تاب تحمل آنرا نداشتند، چه رسد به سلطان ذی شوکت شیعه. علمای افراطی مثل ملکالمتکلمین و عناصر تندرو مجلس، خاصه انجمن آذربایجان، نیز بر سر منبرها و در نطقهای خود، سلطنت را تهدید میکردند. همین عوامل سبب شد که عناصر استبدادطلب دربار، شاه را تحریک به براندازی مشروطیت نمایند. در این میان دو حادثه نیز، آتش ماجرا را افروختهتر کرد: سو قصد به جان شاه در دوشانتپه و استعفای احتشامالسلطنه. در باب احتشامالسلطنه باید گفت که جامع آدمیت در همین زمان به دلایل متعددی دچار انشعاب شده بود و انجمن حقوق تهران از آن منتزع و به انجمن آذربایجان پیوسته بود و اعضای آن در مجلس، احتشامالسلطنه را به سازش با سلطنت متهم میکردند و نهایتاً او را برکنار و فردی ضعیفالنفس را بجای او نشانیدند. احتشامالسلطنه مردی کاردان و زیرک بود و میتوانست در شرایط بحرانی به کمک جامع آدمیت، بر شاه مستولی گردد، اما استعفای وی در آن شرایط به سود کشور تمام نشد. محمدعلیشاه قاجار مجلس را بمباران کرد و مشروطیت را بحران فراگرفت. بهرترتیب نمیتوان گفت شاه، استبدادطلب و ضد مشروطه بوده است، بلکه بهتر آن است که گفته شود شاه را مجبور به استبدادپیشگی نمودند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋امیرحسین مومن
🔻جدال مورخین تاریخ معاصر ایران بر سر شخصیت محمدعلی شاه قاجار زبانزد است. اینکه محمدعلی شاه چگونه شخصیتی بود و چه عواملی سبب مشروطه خواهی یا استبداد طلبی وی بود، مورد کنکاش بسیاری از مورخین و حسب حال نویسان قرار گرفته است. یکی از منسجم ترین کارها در این باب، اثر پژوهشی فریدون آدمیت است. آدمیت در کتاب فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت، پس از ستایش هایی البته غلوآمیز از شخصیت میرزا ملکمخان ناظمالدوله ، به بحث در باب جامع آدمیت میپردازد. در واقع جامع آدمیت، یکی از بزرگترین و منسجم ترین انجمنهایی بود که پس از انحلال فراموشخانه در ایران به تبلیغ اندیشه های جدید میپرداخت. جامع آدمیت را به واقع میتوان یکی از بزرگترین احزاب سیاسی ایران در صدر مشروطیت نامید که دارای مرام نامه و تشکیلات منسجمی بود و بسیاری از رجال بانفوذ صدر مشروطه از جمله احتشامالسلطنه، دومین رئیس مجلس اول شورای ملی، در آن عضویت داشتند. بانی این تشکیلات، میرزا عباسقلی خان قزوینی و پدر معنوی آن، میرزا ملکمخان ناظمالدوله بود که در دوران کهولیت خود و در ایتالیا بسر میبرد. نفوذ تشکیلات جامع به اندازهای بود که در بسیاری از ایالتهای کشور، دفتر نمایندگی داشت و بسیاری از روشنفکران ایرانی و حتی رجال سیاسی عضو آن بودند. جالب است که بدانیم حتی خود محمدعلی شاه قاجار در جامع آدمیت، سوگندنامه آدمیت خود را مهر و امضاء کرد و قسم یاد کرد که پشتیبان سلطنت مشروطه باشد. در اسناد جامع آدمیت آمده است که اولین رگه های ارتباط میان محمدعلی شاه و جامع، پس از ماجرای قتل اتابک، امین السلطان، ایجاد شد. با قتل اتابک عده ی زیادی را به اتهام قتل وی بازداشت کردند که در میان آنها، رئیس جامع آدمیت، میرزا عباسقلی خان، بود. عباسقلی خان با وساطت و شهادت به بیگناهی از سوی مجلس شورای ملی آزاد شد و پس از آن محمدعلی شاه را وادار به ادای سوگند آدمیت خود نمود. این ارتباط تاجایی برقرار شد که در جریان میدان توپخانه که طرفداران مشروعه خواهی، علیه سلطنت مشروطه، شعار میدادند، نامه عباسقلی خان به شاه، او را آرام کرد و از انحلال مجلس بازداشت. شاه همچنین قانون آزادی انطباعات کشور را نیز در مجلس ملی امضاء نمود. محمدعلیشاه در همین زمان، حتی نامه ای به پرنس ملکمخان نوشته است که در آن، افکار مترقی خود را نشان داده است که طبعاً از خامه ی او نیست، بلکه میتوان گفت تلقینات جامع آدمیت است. بهرصورت، محمدعلی شاه، مشروطه خواه نبود، اما مخالف مشروطه هم نبود و با آن سر ستیز نداشت، بلکه او ترس از دست دادن قدرت خویش را داشت، چراکه در صدر مشروطه، جراید و مطبوعات علیه شاه و حتی مادرشاه، یعنی دختر امیرکبیر، زبان به هتاکی گشوده بودند و شاه را تهدید به قتل و اعدام میکردند. مجدالاسلام کرمانی در همین فقره، در کتاب تاریخ انحطاط مجلس اشاره میکند که نسبتهایی به شاه داده میشد که حتی سلاطین آزادیخواه یوروپ نیز تاب تحمل آنرا نداشتند، چه رسد به سلطان ذی شوکت شیعه. علمای افراطی مثل ملکالمتکلمین و عناصر تندرو مجلس، خاصه انجمن آذربایجان، نیز بر سر منبرها و در نطقهای خود، سلطنت را تهدید میکردند. همین عوامل سبب شد که عناصر استبدادطلب دربار، شاه را تحریک به براندازی مشروطیت نمایند. در این میان دو حادثه نیز، آتش ماجرا را افروختهتر کرد: سو قصد به جان شاه در دوشانتپه و استعفای احتشامالسلطنه. در باب احتشامالسلطنه باید گفت که جامع آدمیت در همین زمان به دلایل متعددی دچار انشعاب شده بود و انجمن حقوق تهران از آن منتزع و به انجمن آذربایجان پیوسته بود و اعضای آن در مجلس، احتشامالسلطنه را به سازش با سلطنت متهم میکردند و نهایتاً او را برکنار و فردی ضعیفالنفس را بجای او نشانیدند. احتشامالسلطنه مردی کاردان و زیرک بود و میتوانست در شرایط بحرانی به کمک جامع آدمیت، بر شاه مستولی گردد، اما استعفای وی در آن شرایط به سود کشور تمام نشد. محمدعلیشاه قاجار مجلس را بمباران کرد و مشروطیت را بحران فراگرفت. بهرترتیب نمیتوان گفت شاه، استبدادطلب و ضد مشروطه بوده است، بلکه بهتر آن است که گفته شود شاه را مجبور به استبدادپیشگی نمودند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ پروژه نورد استریم یا جنگ نورد استریم
🖋میلاد اسدی( دانشجوی ارشد روابط بین الملل)
🔻 با توجه به صحبتهای اخیر هایکوماس وزیر خارجه آلمان درباره حمایت از پروژه گازی نورد استریم و حرفهای جنجال برانگیز آنه گرت کرامپ وزیر دفاع آلمان راجع به نیاز (خرید یا تولید ؟) آلمانی ها به پهپادهای مسلح امکان تبدیل شدن این پروژهی گازی را به میدان یک جنگ سرد دیگری به شکل چند جانبه را تقویت میکند.
🔹 با پیوستن رییس فراکسیون SPD به مخالفان وزیر دفاع آلمان و اعمال تحریم های اخیر این خط لوله همچنین جریمه 7.6 میلیارد دلاری لهستان علیه شرکت گاز پروم روز به روز جناح امریکای جنگ نورد استریم قویتر میشود و اعمال فشار به آلمان ها و روسها را بیشتر میکند. جناح روسی _آلمانی با چراغ سبز دانمارک و احتمالا به زودی با همراهی چشم بادامی ها به شکل قطع میتوان گفت که شاید سرنوشت جنگ سرد نورد استریم داغ تر شود.
🔹در چند هفته اخیر مشکلات فراوانی برای خط لوله روسی Nord stream 2 اتفاق افتاده که اهمیت این خط لوله را بیش از پیش نشان میدهد چرا که با توجه به گرایشات آرمین لاشت به روسیه و اتفاق نظر بیشتر روی این پروژه مهم میدان تنش این پروژه با حضور کشور های دیگر وسیعتر شده.
🔹همچنین تبدیل شدن این پروژه به میدان زورآزمایی بینالمللی دوجانبه که به رهبری روسیه و در طرف دیگر به رهبری آمریکا خود به میدان جنگ سرد صنعتی-اقتصادی تبدیل شده.
🔹گروه بیمه Zurich در پی تحریمهای آمریکایی که علیه شرکتهای اروپایی حمایت کننده از ساخت خط لوله گاز طبیعی Nord Stream 2 از این پروژه ۱۱ میلیارد دلاری خارج خواهد شد.
🔹این شرکت بیمه سوییسی اعلام کرد Zurich چارچوب رعایت قانون جامعی دارد و متعهد است هر گونه مقررات تحریمهای قابل اجرا را به طور کامل رعایت کند.
🔹نکته قابل توجه این است که آرمین لاشت هنوز واکنش خاصی به این قضیه (تحریم جدید بیمهای علیه نورداستریم۲ ) نداشته ( اگر حزب دموکرات مسیحی در انتخابات بوندستاگ پیروز شود میتوان انتظار داشت که آرمین لاشت کاملا جایگزین مرکل شده و سمت صدراعظمی را بدست آورد. او معتقد است که بدون روسیه نمیتوان بسیاری از مشکلات بینالمللی را حل کرد، و همچنین معتقد است که آلمان باید به دنبال راه حل ها و ایده های مشترک با روسیه باشد او پس از الحاق کریمه گفت: آلمان باید از سیاست های ضد پوتین پرهیز کند، دشمنی کردن با رهبر روسیه نوعی پوپولیسم است.
🔹او درباره مسمومیت اسکریپال گفته بود: ادله های دست داشتن روسیه در مسمومیت اسکریپال به اندازه کافی باور پذیر نیستند. او از حامیان سرسخت Nord Stream-2 است و اعتقاد دارد که آلمان باید تحریمها علیه روسیه را به تدریج لغو کند. کارشناسان روسی میگویند اگر لاشت صدراعظمی را بدست آورد پروژه گازی در دوران او تکمیل خواهد شد، چراکه او به خاطر اوکراین روابط خود با روسیه را برهم نخواهد زد ) با توجه به اینکه دولت آمریکا برای اولین بار تحریم علیه پروژه نورد استریم ۲ را این هفته اعمال و اجرایی میکند
🔹با توجه به اینکه در خبرها عنوان شده که کشتی لوله گذاری خطوط لوله گاز در قعر دریا تحت عنوان "Fortuna" و شرکت دارنده این کشتی(KVT-RUS)مورد هدف تحریمهای آمریکا هستند و دولت فدرال آلمان تحریمهای آمریکا را ناقض حقوق تلقی میکند.
🔹اساس تحریم مذکور که از روز سه شنبه هفته گذشته اعمال شد، قانون CAATSA است.
گفته شده که دولت آمریکا طرف های اروپایی را روز دوشنبه گذشته در این خصوص مطلع ساخته است.
🔹این خط لوله برای روسیه اهمیت حیاتی داشته و از نظر مالی برای آلمان و روسیه نیز سود فراوان اقتصادی و همچنین افزایش قدرت نفوذ در اروپا را فراهم میکند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋میلاد اسدی( دانشجوی ارشد روابط بین الملل)
🔻 با توجه به صحبتهای اخیر هایکوماس وزیر خارجه آلمان درباره حمایت از پروژه گازی نورد استریم و حرفهای جنجال برانگیز آنه گرت کرامپ وزیر دفاع آلمان راجع به نیاز (خرید یا تولید ؟) آلمانی ها به پهپادهای مسلح امکان تبدیل شدن این پروژهی گازی را به میدان یک جنگ سرد دیگری به شکل چند جانبه را تقویت میکند.
🔹 با پیوستن رییس فراکسیون SPD به مخالفان وزیر دفاع آلمان و اعمال تحریم های اخیر این خط لوله همچنین جریمه 7.6 میلیارد دلاری لهستان علیه شرکت گاز پروم روز به روز جناح امریکای جنگ نورد استریم قویتر میشود و اعمال فشار به آلمان ها و روسها را بیشتر میکند. جناح روسی _آلمانی با چراغ سبز دانمارک و احتمالا به زودی با همراهی چشم بادامی ها به شکل قطع میتوان گفت که شاید سرنوشت جنگ سرد نورد استریم داغ تر شود.
🔹در چند هفته اخیر مشکلات فراوانی برای خط لوله روسی Nord stream 2 اتفاق افتاده که اهمیت این خط لوله را بیش از پیش نشان میدهد چرا که با توجه به گرایشات آرمین لاشت به روسیه و اتفاق نظر بیشتر روی این پروژه مهم میدان تنش این پروژه با حضور کشور های دیگر وسیعتر شده.
🔹همچنین تبدیل شدن این پروژه به میدان زورآزمایی بینالمللی دوجانبه که به رهبری روسیه و در طرف دیگر به رهبری آمریکا خود به میدان جنگ سرد صنعتی-اقتصادی تبدیل شده.
🔹گروه بیمه Zurich در پی تحریمهای آمریکایی که علیه شرکتهای اروپایی حمایت کننده از ساخت خط لوله گاز طبیعی Nord Stream 2 از این پروژه ۱۱ میلیارد دلاری خارج خواهد شد.
🔹این شرکت بیمه سوییسی اعلام کرد Zurich چارچوب رعایت قانون جامعی دارد و متعهد است هر گونه مقررات تحریمهای قابل اجرا را به طور کامل رعایت کند.
🔹نکته قابل توجه این است که آرمین لاشت هنوز واکنش خاصی به این قضیه (تحریم جدید بیمهای علیه نورداستریم۲ ) نداشته ( اگر حزب دموکرات مسیحی در انتخابات بوندستاگ پیروز شود میتوان انتظار داشت که آرمین لاشت کاملا جایگزین مرکل شده و سمت صدراعظمی را بدست آورد. او معتقد است که بدون روسیه نمیتوان بسیاری از مشکلات بینالمللی را حل کرد، و همچنین معتقد است که آلمان باید به دنبال راه حل ها و ایده های مشترک با روسیه باشد او پس از الحاق کریمه گفت: آلمان باید از سیاست های ضد پوتین پرهیز کند، دشمنی کردن با رهبر روسیه نوعی پوپولیسم است.
🔹او درباره مسمومیت اسکریپال گفته بود: ادله های دست داشتن روسیه در مسمومیت اسکریپال به اندازه کافی باور پذیر نیستند. او از حامیان سرسخت Nord Stream-2 است و اعتقاد دارد که آلمان باید تحریمها علیه روسیه را به تدریج لغو کند. کارشناسان روسی میگویند اگر لاشت صدراعظمی را بدست آورد پروژه گازی در دوران او تکمیل خواهد شد، چراکه او به خاطر اوکراین روابط خود با روسیه را برهم نخواهد زد ) با توجه به اینکه دولت آمریکا برای اولین بار تحریم علیه پروژه نورد استریم ۲ را این هفته اعمال و اجرایی میکند
🔹با توجه به اینکه در خبرها عنوان شده که کشتی لوله گذاری خطوط لوله گاز در قعر دریا تحت عنوان "Fortuna" و شرکت دارنده این کشتی(KVT-RUS)مورد هدف تحریمهای آمریکا هستند و دولت فدرال آلمان تحریمهای آمریکا را ناقض حقوق تلقی میکند.
🔹اساس تحریم مذکور که از روز سه شنبه هفته گذشته اعمال شد، قانون CAATSA است.
گفته شده که دولت آمریکا طرف های اروپایی را روز دوشنبه گذشته در این خصوص مطلع ساخته است.
🔹این خط لوله برای روسیه اهمیت حیاتی داشته و از نظر مالی برای آلمان و روسیه نیز سود فراوان اقتصادی و همچنین افزایش قدرت نفوذ در اروپا را فراهم میکند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅آیا ما داناتریم؟
🔻امروز عیان ترین چیزی که می توان به عینه بدان پی برد و آن را در جای جای حیات بشر در عصر حاضر حس کرد و نظاره نمود تجلی مفهوم پیشرفت است.پیشرفتی که در جزئی ترین نقاط زندگی بشر نفوذ کرده و حیات را متأثر از نام خود می سازد. بشر امروز ملزم به به روز شدن است و چنانچه این مهم را نادیده انگارد ثمره و عایدهای جز فلاکت و عقبماندگی نخواهد داشت. از طریقه صرف غذا گرفته تا نوع ارتباط با دیگران و بستری که این ارتباط در آن جاری می گردد همگی متاثر از پیشرفت و به روز شدن هستند.
‼ادامه دارد...................
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔻امروز عیان ترین چیزی که می توان به عینه بدان پی برد و آن را در جای جای حیات بشر در عصر حاضر حس کرد و نظاره نمود تجلی مفهوم پیشرفت است.پیشرفتی که در جزئی ترین نقاط زندگی بشر نفوذ کرده و حیات را متأثر از نام خود می سازد. بشر امروز ملزم به به روز شدن است و چنانچه این مهم را نادیده انگارد ثمره و عایدهای جز فلاکت و عقبماندگی نخواهد داشت. از طریقه صرف غذا گرفته تا نوع ارتباط با دیگران و بستری که این ارتباط در آن جاری می گردد همگی متاثر از پیشرفت و به روز شدن هستند.
‼ادامه دارد...................
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅آیا ما داناتریم؟
🖋محمدامین نیک صفت
‼ادامه .....................
🔻تاریخ انقضای همه چیز زودتر از آنچه که بتوان فکرش را کرد سر می رسد و شما به اجبار باید یک چیز جدید را جایگزین داشتهی قبلی خود کنید که نمونه آن سیر پیشرفت گوشیهای هوشمند در ۱۰ سال اخیر است. پس اینجا یک شعار اصلی وجود دارد که باید بر سر در همه خانه ها حک گردد" یا برای حیات فردا پیشرفت کن و ادامه بده یا برای مردن به دنبال تابوت بگرد."
پیشرفت کردن، فعلی است که انسان مدرن را به تکاپو و تحرکی تمام ناشدنی وا می دارد و خیلی اوقات بر تفکراتمان اثر دارد و بسیاری از افکاری را که پیشینیان ما نداشتند با تسلط این مفهوم جایی را نمی توان در زندگی و ذهن مان برایشان متصور شد .مثلاً وضعیت ما پس از مرگ که برای پیشینیان یک ارزش و دغدغه بود اما امروزه جایی در زندگی بسیاری از انسان های مدرن ندارد.
اما با توجه به این وضعیت سوالاتی همواره میتواند وجود داشته باشند.از قبیل: آیا ما بیشتر می دانیم ؟آیا من قرن بیست و یکمی از دانایی و معرفتی بیش از یک انسان قرن سیزدهمی برخوردارم؟ در شرایط یکسان کدام یک بر دیگری برتری دارد،من یا او؟
🔻مثالی در این باره شاید خیلی چیزها را روشن کند. بشر برای تردد خویش همواره کوشیده از مرکبی استفاده کند که هم سریعتر بوده و هم از خستگی خود جلوگیری به عمل آورد و در یک کلام راحتتر باشد. روزگاری سوار بر الاغ ، روزگاری زین بر پشت اسب و روزگاری هم سوار بر سریعترین خودروها که مسافتهای طولانی را در کمترین زمان ممکن طی میکنند . حالا سوال اینجاست: آیا من خودرو سوار بیشتر از عملکرد مرکبی که مرا به پیش می راند مطلعم یا انسان قرن سیزدهمی که سوار بر اسب است؟
🔹اکثریت قریب به اتفاق رانندگان خودروها بدونشک اطلاع دقیقی از عملکرد و چگونگی فرآیندی که موجب حرکت خودرویشان در جاده می گردد ندارند. آنها حتی از مسیری که در آن حرکت میکنند نیز ناآگاهند. حتی با وجود جی پی اس ها و مسیرنماهای مختلف دیگر نشانی دقیق مقصد خویش را نمیدانند. و افسار به جای آنکه دست ارباب اراده باشد دست دیگری است. حتی سوخت موجود در خودرو چنانچه نشانگر سوخت وجود نداشته باشد بر ما عیان نیست در واقع اینجا تکنیک و فن پیشران است نه اراده و آگاهی انسان و بشر افسار را به دست اعتماد به تکنولوژی سپرده نه به دست اگاهی و معرفت. اما انسان قرن سیزدهم سوار بر اسب باید چگونگی رفتار با مرکبش را میآموخت و اگر به وضعیت مرکبش آگاه نمیبود اسب یا الاغ وی را بر زمین می زد. باید خیلی از فاکتورها را خود تنظیم میکرد. باید وضعیت مرکب و میزان غذایی را که خورده، گرسنگی و تشنگی اش را به تجربه و با چشمان خود اندازه گیری میکرد و باید شش دانگ حواسش را به مسیر پیش رو جمع می نمود و با آگاهی بسیار و صرافت خود راه خویش را پیدا می نمود. بنابراین همانطور که معلوم است او نسبت به من از مرکب خویش بیشتر آگاهی دارد.این مسائل بسیار ساده است اما این نکات را می توان به خیلی چیزها تعمیم داد.
🔹همانطور که وبر در سخنرانیش تحت عنوان "علم به مثابه حرفه" بدان اشاره نمود، پیشرفت جوامع و حیات امروزین ما و عقلانی شدن مسائل و خردورزی نشانه افزایش و همه گیر شدن معرفت ما نسبت به شرایطی که در آن به سر میبریم نیست. شاید امروزه بسیاری از مجهولات که در گذشته امری مقدس تلقی میشدند با معلوم شدنشان به کمک علم و عقل دیگر مقدس نباشند یا خرافات به حداقل رسیده باشد اما اینها دلیل بر آن نیست که انسان قرون پیشین کودن بوده و ما نسبت به او داناتر و آگاه تر و عاقل تریم. اگر این موضوع را به عالم سیاست و تاریخ نیز تسری دهیم باید گفت بسیاری از قضاوت ها و مقایسه هایی را که به عمل می آوریم پوچ و اشتباه اند. مثلاً شاید امروزه کسی فکر آن را نکند که دولت مردی از ایران مانند دولتمرد قاجاری به واسطه انعامی چند، بخشی از منافع میهنش را به بیگانه تسلیم نماید . آنچه که مبرهن است در نظر گرفتن بستر زمانی و مکانی و موقعیت افراد در آن برهه است. و نباید مثلاً وزیر خارجه امروز خود را با مسئول سیاست خارجه در عصر قاجار مقایسه نمود. و به یکی گفت بی سواد و جاهل و فلان و به دیگری گفت قهرمان و عاقل و دانا.
پس چنین می توان نتیجه گرفت که قضاوت در تاریخ باید قضاوتی باشد از روی باریک بینی و سنجش موقعیت و دانشجو و دانشمند عرصه سیاست که اغلب در مهلکه مقایسه تحلیل گرفتار می آید ملزم است که این مسئله را مورد توجه قرار دهد . به قول وبر: 《 ما باید دست به کار شویم و مقتضیات زمان را هم در روابط انسانی و هم در مشاغل مان دریابیم.》
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋محمدامین نیک صفت
‼ادامه .....................
🔻تاریخ انقضای همه چیز زودتر از آنچه که بتوان فکرش را کرد سر می رسد و شما به اجبار باید یک چیز جدید را جایگزین داشتهی قبلی خود کنید که نمونه آن سیر پیشرفت گوشیهای هوشمند در ۱۰ سال اخیر است. پس اینجا یک شعار اصلی وجود دارد که باید بر سر در همه خانه ها حک گردد" یا برای حیات فردا پیشرفت کن و ادامه بده یا برای مردن به دنبال تابوت بگرد."
پیشرفت کردن، فعلی است که انسان مدرن را به تکاپو و تحرکی تمام ناشدنی وا می دارد و خیلی اوقات بر تفکراتمان اثر دارد و بسیاری از افکاری را که پیشینیان ما نداشتند با تسلط این مفهوم جایی را نمی توان در زندگی و ذهن مان برایشان متصور شد .مثلاً وضعیت ما پس از مرگ که برای پیشینیان یک ارزش و دغدغه بود اما امروزه جایی در زندگی بسیاری از انسان های مدرن ندارد.
اما با توجه به این وضعیت سوالاتی همواره میتواند وجود داشته باشند.از قبیل: آیا ما بیشتر می دانیم ؟آیا من قرن بیست و یکمی از دانایی و معرفتی بیش از یک انسان قرن سیزدهمی برخوردارم؟ در شرایط یکسان کدام یک بر دیگری برتری دارد،من یا او؟
🔻مثالی در این باره شاید خیلی چیزها را روشن کند. بشر برای تردد خویش همواره کوشیده از مرکبی استفاده کند که هم سریعتر بوده و هم از خستگی خود جلوگیری به عمل آورد و در یک کلام راحتتر باشد. روزگاری سوار بر الاغ ، روزگاری زین بر پشت اسب و روزگاری هم سوار بر سریعترین خودروها که مسافتهای طولانی را در کمترین زمان ممکن طی میکنند . حالا سوال اینجاست: آیا من خودرو سوار بیشتر از عملکرد مرکبی که مرا به پیش می راند مطلعم یا انسان قرن سیزدهمی که سوار بر اسب است؟
🔹اکثریت قریب به اتفاق رانندگان خودروها بدونشک اطلاع دقیقی از عملکرد و چگونگی فرآیندی که موجب حرکت خودرویشان در جاده می گردد ندارند. آنها حتی از مسیری که در آن حرکت میکنند نیز ناآگاهند. حتی با وجود جی پی اس ها و مسیرنماهای مختلف دیگر نشانی دقیق مقصد خویش را نمیدانند. و افسار به جای آنکه دست ارباب اراده باشد دست دیگری است. حتی سوخت موجود در خودرو چنانچه نشانگر سوخت وجود نداشته باشد بر ما عیان نیست در واقع اینجا تکنیک و فن پیشران است نه اراده و آگاهی انسان و بشر افسار را به دست اعتماد به تکنولوژی سپرده نه به دست اگاهی و معرفت. اما انسان قرن سیزدهم سوار بر اسب باید چگونگی رفتار با مرکبش را میآموخت و اگر به وضعیت مرکبش آگاه نمیبود اسب یا الاغ وی را بر زمین می زد. باید خیلی از فاکتورها را خود تنظیم میکرد. باید وضعیت مرکب و میزان غذایی را که خورده، گرسنگی و تشنگی اش را به تجربه و با چشمان خود اندازه گیری میکرد و باید شش دانگ حواسش را به مسیر پیش رو جمع می نمود و با آگاهی بسیار و صرافت خود راه خویش را پیدا می نمود. بنابراین همانطور که معلوم است او نسبت به من از مرکب خویش بیشتر آگاهی دارد.این مسائل بسیار ساده است اما این نکات را می توان به خیلی چیزها تعمیم داد.
🔹همانطور که وبر در سخنرانیش تحت عنوان "علم به مثابه حرفه" بدان اشاره نمود، پیشرفت جوامع و حیات امروزین ما و عقلانی شدن مسائل و خردورزی نشانه افزایش و همه گیر شدن معرفت ما نسبت به شرایطی که در آن به سر میبریم نیست. شاید امروزه بسیاری از مجهولات که در گذشته امری مقدس تلقی میشدند با معلوم شدنشان به کمک علم و عقل دیگر مقدس نباشند یا خرافات به حداقل رسیده باشد اما اینها دلیل بر آن نیست که انسان قرون پیشین کودن بوده و ما نسبت به او داناتر و آگاه تر و عاقل تریم. اگر این موضوع را به عالم سیاست و تاریخ نیز تسری دهیم باید گفت بسیاری از قضاوت ها و مقایسه هایی را که به عمل می آوریم پوچ و اشتباه اند. مثلاً شاید امروزه کسی فکر آن را نکند که دولت مردی از ایران مانند دولتمرد قاجاری به واسطه انعامی چند، بخشی از منافع میهنش را به بیگانه تسلیم نماید . آنچه که مبرهن است در نظر گرفتن بستر زمانی و مکانی و موقعیت افراد در آن برهه است. و نباید مثلاً وزیر خارجه امروز خود را با مسئول سیاست خارجه در عصر قاجار مقایسه نمود. و به یکی گفت بی سواد و جاهل و فلان و به دیگری گفت قهرمان و عاقل و دانا.
پس چنین می توان نتیجه گرفت که قضاوت در تاریخ باید قضاوتی باشد از روی باریک بینی و سنجش موقعیت و دانشجو و دانشمند عرصه سیاست که اغلب در مهلکه مقایسه تحلیل گرفتار می آید ملزم است که این مسئله را مورد توجه قرار دهد . به قول وبر: 《 ما باید دست به کار شویم و مقتضیات زمان را هم در روابط انسانی و هم در مشاغل مان دریابیم.》
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_دانش_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔴کورپوراتیسم(corporatism): گنجاندن منافع سازمان یافته در فرایندهای حکومت؛ کورپوراتیسم خصلتی لیبرالی یا فاشیستی دارد.
🔷کورپوراتیسم نو(neocorporatism):
گرایشی که در چند سالاری های غربی به وجود آمده است تا صاحبان منافع سازمان یافته دسترسی ممتاز و نهادی شدهای به سیاست سازی داشته باشند.
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔷کورپوراتیسم نو(neocorporatism):
گرایشی که در چند سالاری های غربی به وجود آمده است تا صاحبان منافع سازمان یافته دسترسی ممتاز و نهادی شدهای به سیاست سازی داشته باشند.
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می کند:
کلاسهای زبان آلمانی:
سطح A2.1
شروع کلاس: ۲ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۹:۳۰
سطح B1.2
شروع کلاس: ۶ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۷:۴۵
هزینه:
برای دانشجویان "دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی" دانشگاه تهران: ۲۰۰ هزار تومان
برای سایر افراد: ۳۰۰ هزار تومان
▫️ آموزش به شیوه مجازی و در اسکایپ خواهد بود.
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی پردیس مرکزی برای بهره مندی از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
برای ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید :
@MadaniFaranak
@UTPSAA
کلاسهای زبان آلمانی:
سطح A2.1
شروع کلاس: ۲ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۹:۳۰
سطح B1.2
شروع کلاس: ۶ اسفند
تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه)
زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۷:۴۵
هزینه:
برای دانشجویان "دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی" دانشگاه تهران: ۲۰۰ هزار تومان
برای سایر افراد: ۳۰۰ هزار تومان
▫️ آموزش به شیوه مجازی و در اسکایپ خواهد بود.
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی پردیس مرکزی برای بهره مندی از تخفیف بایستی عکس کارت دانشجویی خود را ارسال نمایند.
برای ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید :
@MadaniFaranak
@UTPSAA
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران pinned «✅ انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می کند: کلاسهای زبان آلمانی: سطح A2.1 شروع کلاس: ۲ اسفند تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه) زمان: شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، ساعت ۱۹:۳۰ سطح B1.2 شروع کلاس: ۶ اسفند تعداد جلسات: ۲۴ (هر جلسه ۹۰ دقیقه) زمان: شنبه،…»
Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅فراخوان مقالات دانشجویی نشریه علوم سیاسی
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
paris Agreement translation_II-۱.pdf
296.5 KB
✅ترجمه توافق آب و هوایی پاریس ۲۰۱۵( بخش دوم )
🔴به انضمام لغات و اصطلاحات مهم
#part2
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔴به انضمام لغات و اصطلاحات مهم
#part2
🖋کاری از #کارگروه_زبان_و_قراردادها ی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ چرایی ناکامی نیروهای چپ(تند رو) در آلمان(پس از جنگ بزرگ)
🖋 به قلم علیرضا ابراهیم پور
🔻امپراتوری آلمان، مغلوب از جنگ بزرگ دستخوش تحولات سیاسی و اقتصادی و در نتیجه اجتماعی بزرگی شده بود و این سری تحولات احتمال بروز و ظهور نیروهای بالقوه اجتماعی را تصعید بخشید. در آلمان بعد از جنگ جهانی اول نیروهای سیاسی و اجتماعی عمدتا به سه دسته تقسیم می شدند؛ نیروهای چپ از طیف مارکسیست های انقلابی(چپ تند رو)، راست های افراطی(ملی گرایان) و نیروهای سوسیال دمکرات یا چپ میانه که اغلب سیاست های لیبرالی داشتند. این نیرو ها در ۲ زمان که وضعیت عمومی آلمان دچار تنش، هرج و مرج و بحران اقتصادی فراگیر شده بود به ستیز با یکدیگر و سیستم حاکم برای غصب قدرت پرداختند. یکی درست بعد از جنگ اول جهانی یعنی اواخر ۱۹۱۸ و دیگری اوایل دهه ۳۰ میلادی پس از بحران اقتصادی بزرگ یعنی در سال های ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳. جنبش چپ تند رو در هر دو موقعیت از تلاش برای برگرداندن اوضاع به نفع خود ناکام ماند. مهم ترین دلیل ناکامی این جنبش معتقد به انتر ناسیونال در اروپای بعد از جنگ بزرگ و مخصوصا در آلمان، رواج حس میهن پرستی و ارق ملی بود که موجب شکل گیری جنبش های ناسیونالیستی افراطی که از حمایت اجتماعی قابل توجهی برخوردار بودند شده بود. خیزش ژانویه ۱۹۱۹ در آلمان که از طرف نیرو های مارکسیست انقلابی سازماندهی شده بود، بدلیل عدم برخورداری کافی این نیرو ها از حمایت طبقه کارگر بعنوان نیرو و محرک اصلی انقلاب کمونیستی با شکست مواجه شد و در نتیجه قدرت در دستان حزب سوسیال دمکرات(چپ میانه) باقی ماند و جمهوری وایمار شکل گرفت. زیرا حزب کمونیست آلمان بدلیل اختلافات بسیار رهبران مارکسیست در طی دوران جنگ و قبل آن بسیار دیر و در سال ۱۹۱۸ تاسیس شده بود و این امر موجب ضعف نفوذ و تاثیر حزب بر طبقه کارگر آلمان شد. این اختلافات و تناقضات عمدتا برخاسته از رواج روحیه ی میهن پرستی در میان جناح تجدید نظر طلب و دیگر نیروهای چپ بود که در اثر جنگ اول جهانی بوجود آمده و آنها را از جناح ارتدوکس های انقلابی متمایز می ساخت و این مقولات سبب کندی، عدم انسجام و در نهایت موجب تضعیف جنبش چپ تند رو در سازماندهی نیرو های اجتماعی در راستای انقلاب سوسیالیستی شده بود. نیروهای چپ انقلابی در خیزش ژانویه به شدت سرکوب شده و رهبران اصلی آنها معدوم گشتند، بنابرین زمانی که در اواخر مارس ۱۹۲۱، حزب کمونیست آلمان برای غصب قدرت در برلین اقدام نمود، عدم موفقیتش قریب الوقوع بنظر می رسید. نیروهای چپ تند رو طی سال های بعد اقدام به بازسازی و تقویت خود نمودند و روابط خود را با نیروهای چپ در دیگر کشور های اروپایی و مخصوصا بلشویک های شوروی مستحکم نمودند و در ستیزی بی انتها با نیروهای ملی گرای داخلی به سر می بردند. علارغم برخورداری این طیف از چپ ها از حمایت برخی اقشار جامعه و مخصوصا اتحاد شوروی، این نیرو ها در تکاپوی غصب قدرت سال های بعد از ۱۹۳۰ که تغییر و تحول در جامعه آلمان اجتناب ناپذیر می نمود باز هم نا موفق بودند. زیرا تحقیر ملی حاصل از پیمان ورسای که موجب در معرض قرار گرفتن کشور در سراشیبی سقوط همه جانبه شده بود، رواج حس میهن پرستی را شدتی مضاعف بخشید و این امر مسبب قدرت گیری بسیار احزاب ملی گرایی مثل نازیسم شد. البته نمی توان منکر حمایت مالی و تبلیغاتی طبقه اشراف آلمان و کارخانه داران بزرگ از حزب ناسیونال سوسیالیسم شد که در انتخابات ۱۹۳۳ پیروز شده بودند. زیرا اولا این طبقه بالای اشراف زاده از نسل میهن پرستانی مانند بیسمارک بودند و بدین روی دارای دغدغه نجات کشور از نابودی اجتناب ناپذیر که تنها چاره ی آن تحولی گسترده در عرصه اقتصادی و مخصوصا سیاسی بود و ثانیا چون کشور در معرض انقلاب اجتماعی قرار گرفته بود، ترس از قدرت گیری نیروهای چپ تند رو که بعنوان دشمنان طبقه بالای جامعه شناخته می شدند و تجربه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه هم این را ثابت کرده بود، این طبقه همه کاری برای ضربه به این نیروها و حفظ خود و ثروت خود انجام می دادند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋 به قلم علیرضا ابراهیم پور
🔻امپراتوری آلمان، مغلوب از جنگ بزرگ دستخوش تحولات سیاسی و اقتصادی و در نتیجه اجتماعی بزرگی شده بود و این سری تحولات احتمال بروز و ظهور نیروهای بالقوه اجتماعی را تصعید بخشید. در آلمان بعد از جنگ جهانی اول نیروهای سیاسی و اجتماعی عمدتا به سه دسته تقسیم می شدند؛ نیروهای چپ از طیف مارکسیست های انقلابی(چپ تند رو)، راست های افراطی(ملی گرایان) و نیروهای سوسیال دمکرات یا چپ میانه که اغلب سیاست های لیبرالی داشتند. این نیرو ها در ۲ زمان که وضعیت عمومی آلمان دچار تنش، هرج و مرج و بحران اقتصادی فراگیر شده بود به ستیز با یکدیگر و سیستم حاکم برای غصب قدرت پرداختند. یکی درست بعد از جنگ اول جهانی یعنی اواخر ۱۹۱۸ و دیگری اوایل دهه ۳۰ میلادی پس از بحران اقتصادی بزرگ یعنی در سال های ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳. جنبش چپ تند رو در هر دو موقعیت از تلاش برای برگرداندن اوضاع به نفع خود ناکام ماند. مهم ترین دلیل ناکامی این جنبش معتقد به انتر ناسیونال در اروپای بعد از جنگ بزرگ و مخصوصا در آلمان، رواج حس میهن پرستی و ارق ملی بود که موجب شکل گیری جنبش های ناسیونالیستی افراطی که از حمایت اجتماعی قابل توجهی برخوردار بودند شده بود. خیزش ژانویه ۱۹۱۹ در آلمان که از طرف نیرو های مارکسیست انقلابی سازماندهی شده بود، بدلیل عدم برخورداری کافی این نیرو ها از حمایت طبقه کارگر بعنوان نیرو و محرک اصلی انقلاب کمونیستی با شکست مواجه شد و در نتیجه قدرت در دستان حزب سوسیال دمکرات(چپ میانه) باقی ماند و جمهوری وایمار شکل گرفت. زیرا حزب کمونیست آلمان بدلیل اختلافات بسیار رهبران مارکسیست در طی دوران جنگ و قبل آن بسیار دیر و در سال ۱۹۱۸ تاسیس شده بود و این امر موجب ضعف نفوذ و تاثیر حزب بر طبقه کارگر آلمان شد. این اختلافات و تناقضات عمدتا برخاسته از رواج روحیه ی میهن پرستی در میان جناح تجدید نظر طلب و دیگر نیروهای چپ بود که در اثر جنگ اول جهانی بوجود آمده و آنها را از جناح ارتدوکس های انقلابی متمایز می ساخت و این مقولات سبب کندی، عدم انسجام و در نهایت موجب تضعیف جنبش چپ تند رو در سازماندهی نیرو های اجتماعی در راستای انقلاب سوسیالیستی شده بود. نیروهای چپ انقلابی در خیزش ژانویه به شدت سرکوب شده و رهبران اصلی آنها معدوم گشتند، بنابرین زمانی که در اواخر مارس ۱۹۲۱، حزب کمونیست آلمان برای غصب قدرت در برلین اقدام نمود، عدم موفقیتش قریب الوقوع بنظر می رسید. نیروهای چپ تند رو طی سال های بعد اقدام به بازسازی و تقویت خود نمودند و روابط خود را با نیروهای چپ در دیگر کشور های اروپایی و مخصوصا بلشویک های شوروی مستحکم نمودند و در ستیزی بی انتها با نیروهای ملی گرای داخلی به سر می بردند. علارغم برخورداری این طیف از چپ ها از حمایت برخی اقشار جامعه و مخصوصا اتحاد شوروی، این نیرو ها در تکاپوی غصب قدرت سال های بعد از ۱۹۳۰ که تغییر و تحول در جامعه آلمان اجتناب ناپذیر می نمود باز هم نا موفق بودند. زیرا تحقیر ملی حاصل از پیمان ورسای که موجب در معرض قرار گرفتن کشور در سراشیبی سقوط همه جانبه شده بود، رواج حس میهن پرستی را شدتی مضاعف بخشید و این امر مسبب قدرت گیری بسیار احزاب ملی گرایی مثل نازیسم شد. البته نمی توان منکر حمایت مالی و تبلیغاتی طبقه اشراف آلمان و کارخانه داران بزرگ از حزب ناسیونال سوسیالیسم شد که در انتخابات ۱۹۳۳ پیروز شده بودند. زیرا اولا این طبقه بالای اشراف زاده از نسل میهن پرستانی مانند بیسمارک بودند و بدین روی دارای دغدغه نجات کشور از نابودی اجتناب ناپذیر که تنها چاره ی آن تحولی گسترده در عرصه اقتصادی و مخصوصا سیاسی بود و ثانیا چون کشور در معرض انقلاب اجتماعی قرار گرفته بود، ترس از قدرت گیری نیروهای چپ تند رو که بعنوان دشمنان طبقه بالای جامعه شناخته می شدند و تجربه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه هم این را ثابت کرده بود، این طبقه همه کاری برای ضربه به این نیروها و حفظ خود و ثروت خود انجام می دادند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅مذاکرات ایران و طالبان
🖋فرشته اکبری _ کارشناسی علوم سیاسی
🔻این روزها دلیل مذاکره ایران و طالبان برای بسیاری از مردم مبهم است.
با خبر دعوت وزارت خارجه از طالبان و ورود ملابرادر به ایران بسیاری از مردم متعجب شدند و روابط این دو را فراتر از توصیف قبل دانستند.
ایران از زمان حادثه مزارشریف و به شهادت رسیدن ۸ دیپلمات ایرانی به طالبان دید منفی داشته و آن را گروه تروریستی می شمرد که حضورشان در نزدیکی مرز خود را یک تهدید امنیتی می دانست.
در این نوشتار سعی می شود دلایل مذاکره دولت افغانستان و ایران و تغییر سیاست این دو کشور را در رابطه با گروه طالبان بررسی کنیم.
🔹در وهله اول مسائل امنیتی از دلایل مهم مذاکرات می باشد. طالبان با ایجاد ناامنی های فراوان مسبب بسیاری از خسارت های مالی و جانی و شهادت افراد بیگناهی شدهاند.
دولت افغانستان به دلیل نداشتن توانایی لازم نظامی و شرایط کوهستانی که امکان رویارویی مستقیم نظامی را سلب میکند نمیتواند با این گروه مقابله کنند و طالبان به دلیل پیشرفت نظامی و انگیزه بالایی که دارد، دست برتر را در میدان جنگ خواهد داشت.
🔹با روی کار آمدن بایدن روند خروج نظامی های آمریکا متوقف شده است.برخی از تحلیلگران احتمال میدهند آمریکا به دنبال نفوذ خود از طریق کشورهای عربستان، امارات و قطر می باشد و سعی دارد فعالیت خود را از طریق شرکتهای خصوصی نظامی مانند بلک واتر افزایش دهد و این به معنی افزایش اقدامات سازمان سی آی ای در افغانستان و منطقه می باشد.
طالبان به طور قاطع خواستار خروج نظامیان آمریکایی است و حضور آنها در نزدیکی مرز ایران نگران کننده و یک تهدید امنیتی به حساب می آید؛ از این جهت سیاست های طالبان با منافع ایران همسو است و زمینه های همکاری بین آن ها را ایجاد می کند.
🔹 در رابطه با روند مذاکرات صلح دو ائتلاف منطقهای و فرامنطقهای وجود دارد. این ائتلاف ها عبارتند از آمریکا، عربستان، امارات و پاکستان و ائتلاف دیگر ایران، روسیه، چین و هند. در این بین دولت افغانستان و پاکستان با هر دو ائتلاف تعامل دارند.
اتلاف اول تاکنون موفق نشده است طالبان و دولت افغانستان را به میز مذاکره بکشاند.
گفته میشود از مقاصد این گروه در افغانستان وارد کردن داعش، تشکیل دولتی متضاد با جمهوری اسلامی، تضمین دولت به عدم ضربه زدن به منافع آمریکا، تحت سیاست های منطقه ای عربستان و امارات بودن و حفظ نفوذ سنتی پاکستان در این کشور است.
اما در برابر این ائتلاف، ائتلاف ایران، روسیه، چین و هند به دنبال ثبات در افغانستان و جلوگیری از ورود داعش با این کشور هستند. ایران سعی دارد از نقطه ضعف ائتلاف رقیب وارد شود و روند مذاکره بین طالبان و دولت افغانستان را تسهیل نماید.
🔹طبق تحلیل ها حاکمیت و قدرت به طور کامل به دست طالبان نخواهد افتاد هرچند طالبان در مناطق روستایی افغانستان پذیرفته شده است ما در شهرهای بزرگ و اصلی مردم حضور طالبان را نخواهند پذیرفت.
بعد از استقرار صلح و کاهش ناامنیها طالبان به سمت توسعه و مدرنیته سوق خواهد یافت و با کاهش ناامنی ها، افغانستان به سمت توسعه حرکت خواهد کرد.
🔷در حال حاضر تنها خواسته طالبان با انگیزه، قدرت است و قطعاً برای به دست گرفتن قدرت از برخی از عقاید خود که مردم با آن ها موافق نیستند صرف نظر خواهد کرد.
طالبان در نشست خبری در روسیه خواستار تغییر قانون اساسی و تدوین آن بر اساس قوانین اسلام شده است آنان مدعی شده اند که در امور سایر کشورها مداخله نمی کنند و به سایر کشورها نیز اجازه مداخله در امور افغانستان را نمی دهد.
طالبان مصمم است که کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان را ریشه کن کند و در این راستا از کمک کشورهای همسایه و جهان و سازمان ملل استقبال خواهند کرد و اقدامات متعددی را در راستای کاهش تلفات غیرنظامیان در افغانستان اجرا کرده است.
آنان مدعی شده اند به تمام حقوقی که اسلام برای زنان تعریف کرده است احترام میگذارند. اسلام به زنان اجازه کار، تجارت، میراث و آموزش را داده است
این گروه به ارائه خدمات درمانی به مردم تاکید کرده و از سازمانهای جهانی خواستار فعالیت در این زمینه شده است.
🔹طبق آمارها ۵۰ درصد جمعیت افغانستان در مناطق زندگی میکنند که به شدت تحت تاثیر درگیریهای مسلحانه قرار گرفته است. برای جلوگیری از افزایش ناامنی ها باید از طریق دیپلماسی به توافق رسید.
امید است در مذاکرات ایران و طالبان به شیعیان افغانستان توجه شود و طالبان به اظهارات خود پایبند بماند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋فرشته اکبری _ کارشناسی علوم سیاسی
🔻این روزها دلیل مذاکره ایران و طالبان برای بسیاری از مردم مبهم است.
با خبر دعوت وزارت خارجه از طالبان و ورود ملابرادر به ایران بسیاری از مردم متعجب شدند و روابط این دو را فراتر از توصیف قبل دانستند.
ایران از زمان حادثه مزارشریف و به شهادت رسیدن ۸ دیپلمات ایرانی به طالبان دید منفی داشته و آن را گروه تروریستی می شمرد که حضورشان در نزدیکی مرز خود را یک تهدید امنیتی می دانست.
در این نوشتار سعی می شود دلایل مذاکره دولت افغانستان و ایران و تغییر سیاست این دو کشور را در رابطه با گروه طالبان بررسی کنیم.
🔹در وهله اول مسائل امنیتی از دلایل مهم مذاکرات می باشد. طالبان با ایجاد ناامنی های فراوان مسبب بسیاری از خسارت های مالی و جانی و شهادت افراد بیگناهی شدهاند.
دولت افغانستان به دلیل نداشتن توانایی لازم نظامی و شرایط کوهستانی که امکان رویارویی مستقیم نظامی را سلب میکند نمیتواند با این گروه مقابله کنند و طالبان به دلیل پیشرفت نظامی و انگیزه بالایی که دارد، دست برتر را در میدان جنگ خواهد داشت.
🔹با روی کار آمدن بایدن روند خروج نظامی های آمریکا متوقف شده است.برخی از تحلیلگران احتمال میدهند آمریکا به دنبال نفوذ خود از طریق کشورهای عربستان، امارات و قطر می باشد و سعی دارد فعالیت خود را از طریق شرکتهای خصوصی نظامی مانند بلک واتر افزایش دهد و این به معنی افزایش اقدامات سازمان سی آی ای در افغانستان و منطقه می باشد.
طالبان به طور قاطع خواستار خروج نظامیان آمریکایی است و حضور آنها در نزدیکی مرز ایران نگران کننده و یک تهدید امنیتی به حساب می آید؛ از این جهت سیاست های طالبان با منافع ایران همسو است و زمینه های همکاری بین آن ها را ایجاد می کند.
🔹 در رابطه با روند مذاکرات صلح دو ائتلاف منطقهای و فرامنطقهای وجود دارد. این ائتلاف ها عبارتند از آمریکا، عربستان، امارات و پاکستان و ائتلاف دیگر ایران، روسیه، چین و هند. در این بین دولت افغانستان و پاکستان با هر دو ائتلاف تعامل دارند.
اتلاف اول تاکنون موفق نشده است طالبان و دولت افغانستان را به میز مذاکره بکشاند.
گفته میشود از مقاصد این گروه در افغانستان وارد کردن داعش، تشکیل دولتی متضاد با جمهوری اسلامی، تضمین دولت به عدم ضربه زدن به منافع آمریکا، تحت سیاست های منطقه ای عربستان و امارات بودن و حفظ نفوذ سنتی پاکستان در این کشور است.
اما در برابر این ائتلاف، ائتلاف ایران، روسیه، چین و هند به دنبال ثبات در افغانستان و جلوگیری از ورود داعش با این کشور هستند. ایران سعی دارد از نقطه ضعف ائتلاف رقیب وارد شود و روند مذاکره بین طالبان و دولت افغانستان را تسهیل نماید.
🔹طبق تحلیل ها حاکمیت و قدرت به طور کامل به دست طالبان نخواهد افتاد هرچند طالبان در مناطق روستایی افغانستان پذیرفته شده است ما در شهرهای بزرگ و اصلی مردم حضور طالبان را نخواهند پذیرفت.
بعد از استقرار صلح و کاهش ناامنیها طالبان به سمت توسعه و مدرنیته سوق خواهد یافت و با کاهش ناامنی ها، افغانستان به سمت توسعه حرکت خواهد کرد.
🔷در حال حاضر تنها خواسته طالبان با انگیزه، قدرت است و قطعاً برای به دست گرفتن قدرت از برخی از عقاید خود که مردم با آن ها موافق نیستند صرف نظر خواهد کرد.
طالبان در نشست خبری در روسیه خواستار تغییر قانون اساسی و تدوین آن بر اساس قوانین اسلام شده است آنان مدعی شده اند که در امور سایر کشورها مداخله نمی کنند و به سایر کشورها نیز اجازه مداخله در امور افغانستان را نمی دهد.
طالبان مصمم است که کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان را ریشه کن کند و در این راستا از کمک کشورهای همسایه و جهان و سازمان ملل استقبال خواهند کرد و اقدامات متعددی را در راستای کاهش تلفات غیرنظامیان در افغانستان اجرا کرده است.
آنان مدعی شده اند به تمام حقوقی که اسلام برای زنان تعریف کرده است احترام میگذارند. اسلام به زنان اجازه کار، تجارت، میراث و آموزش را داده است
این گروه به ارائه خدمات درمانی به مردم تاکید کرده و از سازمانهای جهانی خواستار فعالیت در این زمینه شده است.
🔹طبق آمارها ۵۰ درصد جمعیت افغانستان در مناطق زندگی میکنند که به شدت تحت تاثیر درگیریهای مسلحانه قرار گرفته است. برای جلوگیری از افزایش ناامنی ها باید از طریق دیپلماسی به توافق رسید.
امید است در مذاکرات ایران و طالبان به شیعیان افغانستان توجه شود و طالبان به اظهارات خود پایبند بماند.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_روابط_بین_الملل
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅نگاهی بر فیلم سینمایی ARGO
🖋آمنه همدانی(کارشناسی علوم سیاسی)
🔴بخش اول:
🔻بدون شک برای یک مخاطب غیر ایرانی، تماشای « آرگو » بسیار لذت بخش خواهد بود چراکه داستان این فیلم با قدرت و کم نقص ، روایت میشود و تماشاگر را به خوبی تا انتها نگه میدارد. اما شاید تماشای « آرگو » برای یک مخاطب ایرانی که این مسائل جزئی از تاریخ کشورمان بهحساب میآید، کمی متفاوت باشد.
🔻جدای از این مقدمه تاثیرگذار، باید گفت که در هیچ جای این روایت به دخالت مستقیم آمریکا در ایران اشارهای نمی شود و درواقع این سناریو به نحوی آماده شده که ایران در هر صورت مقصر اصلی قلمداد شود! در « آرگو » مستقیماً به این نکته اشاره میشود که " ایرانیان به سفارت آمریکا حمله کردهاند و کارمندان را به گروگان گرفتند "؛ شاید تا اینجای داستان کسی نتواند مقاومتی در برابر این روایت انجام دهد چراکه در هر صورت دانشجویان خط امام در 13 آبان ( به هر دلیلی ) سفارت آمریکا در ایران را اشغال کردند و کارمندان آن را هم دستگیر کرده بودند. در قوانین بین المللی، ورود بیاجازه به حریم سفارت یک کشور، به معنای بیاحترامی و حتی حمله به خاک آن کشور محسوب میشود که این موارد میتواند منجر به بروز یک بحران بسیار عمیق میان طرفین مناقشه باشد. خوب یا بد، سفارت آمریکا در تهران در زمان مذکور اشغال شد و جهانیان ، اولین باری که نام ایران اسلامی را شنیدند، همراه با اشغال سفارت یک کشور بود که در نوع خودش در تاریخ بینظیر بود.
🔻شاید بتوان اعتراض بن افلک به اشغال سفارت را مجاز دانست ( در ایران هم موافق و مخالف زیادی درباره این اتفاق وجود دارد ) اما از اینکه مردم ایران در سرتاسر فیلم بهعنوان موجوداتی " شبه وحشی " نشان داده شوند، نشان از ضعف عمیق دید وی دارد. مردم ایران در « آرگو » انسانهایی هستند که ظاهراً هیچ ارادهای از خودشان ندارند و طرفدار بی چون و چرای خشونت هستند. این دید کاملاً سطحی سازندگان باعث شده که باورپذیر بودن « آرگو » برای منِ ایرانی ، تا حدود زیادی امکانپذیر نباشد، چراکه کاملاً هویداست اتفاقاتی که در خلال فیلم رخ میدهد با اغراق و تخیل همراه بوده است و عبارت « این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده است » که در ابتدای فیلم نمایش داده میشود را به حاشیه میراند.
🔻« آرگو » از لحاظ جزییات مربوط به داخل ایران ضعیف عمل کرده و البته این را هم بگویم که این موضوع برای هیچکس به جز ما مخاطبین ایرانی این فیلم مهم نخواهد بود که این دکور و صحنه پردازیها صحیح ساخته
شده اند یا خیر! از این رو سازندگان زحمت چندان زیادی به خود ندادهاند تا به جز استفاده از " ریش " و " عینک "، از موارد دیگری برای به تصویر کشیدن ظاهر ایرانیان استفاده کنند و باید بگویم ایرانیان در « آرگو » همان انسانهایی هستند که چندین ساله تمام جهان آنها را از رسانه های دولتی و خصوصی مشاهده کردهاند.
🔻اگر فیلم را بدون توجه به موضوع و فقط باتوجه به لباسها و پوشش ایرانیان ببینید، متوجه میشوید که به پوشش مردم هیچ توجهی نشده. به عنوان مثال لباس نیروهای سپاه در سکانس آخر فرودگاه شکل و رنگ اشتباهی دارند.
اگر بخواهیم از ایرادات فاحش در این فیلم بگوییم، باید گفت که در سکانسی که ماشین حامل هفت آمریکایی از بین مردم معترض رد میشود، مردم مانند زامبیها به ماشینی که نمیدانند در آن چه کسانی هستند و در آن چه میگذرد حمله میکنند و مشت و لگد به ماشین میزنند که به عنوان یک ایرانی و البته معاصر بودن این تاریخ باید بگویم که این یک اغراق بیرحمانه است.
در سکانسی دیگر وقتی که تونی مندز(بن افلک)، شخصیت اصلی، وارد تهران میشود و با تاکسی به سمت سفارت کانادا میرود، با صحنهای روبه رو میشود که بیننده خشکش میزند؛ براساس داستان و نظر کارگردان فردی آمریکایی به دار آویخته شده(با جرثقیل) و جسد او همچنان بر دار هست تا درس عبرت باشد. البته که در آخر فیلم کارگردان برای اثبات کار خود عکسهای واقعی این داستان را به نمایش میگذارد اما هیچوقت این کار در ایران صورت نگرفته است که جسد فرد به دار آویخته شده، برای درس عبرت بالای دار باقی بماند. زیرا در عکسهای پایان فیلم دیده میشود که فرد تازه به دار آویخته شده و جمعیت زیادی او را مشاهده میکنند(از لحظهی اعدام عکس برداری شده است) و قطعا جسد برداشته شده است. این کار سوءاستفاده از عکسی است که قاعدتاً ایرانیان متوجه آن میشوند.
‼ادامه دارد .........
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋آمنه همدانی(کارشناسی علوم سیاسی)
🔴بخش اول:
🔻بدون شک برای یک مخاطب غیر ایرانی، تماشای « آرگو » بسیار لذت بخش خواهد بود چراکه داستان این فیلم با قدرت و کم نقص ، روایت میشود و تماشاگر را به خوبی تا انتها نگه میدارد. اما شاید تماشای « آرگو » برای یک مخاطب ایرانی که این مسائل جزئی از تاریخ کشورمان بهحساب میآید، کمی متفاوت باشد.
🔻جدای از این مقدمه تاثیرگذار، باید گفت که در هیچ جای این روایت به دخالت مستقیم آمریکا در ایران اشارهای نمی شود و درواقع این سناریو به نحوی آماده شده که ایران در هر صورت مقصر اصلی قلمداد شود! در « آرگو » مستقیماً به این نکته اشاره میشود که " ایرانیان به سفارت آمریکا حمله کردهاند و کارمندان را به گروگان گرفتند "؛ شاید تا اینجای داستان کسی نتواند مقاومتی در برابر این روایت انجام دهد چراکه در هر صورت دانشجویان خط امام در 13 آبان ( به هر دلیلی ) سفارت آمریکا در ایران را اشغال کردند و کارمندان آن را هم دستگیر کرده بودند. در قوانین بین المللی، ورود بیاجازه به حریم سفارت یک کشور، به معنای بیاحترامی و حتی حمله به خاک آن کشور محسوب میشود که این موارد میتواند منجر به بروز یک بحران بسیار عمیق میان طرفین مناقشه باشد. خوب یا بد، سفارت آمریکا در تهران در زمان مذکور اشغال شد و جهانیان ، اولین باری که نام ایران اسلامی را شنیدند، همراه با اشغال سفارت یک کشور بود که در نوع خودش در تاریخ بینظیر بود.
🔻شاید بتوان اعتراض بن افلک به اشغال سفارت را مجاز دانست ( در ایران هم موافق و مخالف زیادی درباره این اتفاق وجود دارد ) اما از اینکه مردم ایران در سرتاسر فیلم بهعنوان موجوداتی " شبه وحشی " نشان داده شوند، نشان از ضعف عمیق دید وی دارد. مردم ایران در « آرگو » انسانهایی هستند که ظاهراً هیچ ارادهای از خودشان ندارند و طرفدار بی چون و چرای خشونت هستند. این دید کاملاً سطحی سازندگان باعث شده که باورپذیر بودن « آرگو » برای منِ ایرانی ، تا حدود زیادی امکانپذیر نباشد، چراکه کاملاً هویداست اتفاقاتی که در خلال فیلم رخ میدهد با اغراق و تخیل همراه بوده است و عبارت « این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده است » که در ابتدای فیلم نمایش داده میشود را به حاشیه میراند.
🔻« آرگو » از لحاظ جزییات مربوط به داخل ایران ضعیف عمل کرده و البته این را هم بگویم که این موضوع برای هیچکس به جز ما مخاطبین ایرانی این فیلم مهم نخواهد بود که این دکور و صحنه پردازیها صحیح ساخته
شده اند یا خیر! از این رو سازندگان زحمت چندان زیادی به خود ندادهاند تا به جز استفاده از " ریش " و " عینک "، از موارد دیگری برای به تصویر کشیدن ظاهر ایرانیان استفاده کنند و باید بگویم ایرانیان در « آرگو » همان انسانهایی هستند که چندین ساله تمام جهان آنها را از رسانه های دولتی و خصوصی مشاهده کردهاند.
🔻اگر فیلم را بدون توجه به موضوع و فقط باتوجه به لباسها و پوشش ایرانیان ببینید، متوجه میشوید که به پوشش مردم هیچ توجهی نشده. به عنوان مثال لباس نیروهای سپاه در سکانس آخر فرودگاه شکل و رنگ اشتباهی دارند.
اگر بخواهیم از ایرادات فاحش در این فیلم بگوییم، باید گفت که در سکانسی که ماشین حامل هفت آمریکایی از بین مردم معترض رد میشود، مردم مانند زامبیها به ماشینی که نمیدانند در آن چه کسانی هستند و در آن چه میگذرد حمله میکنند و مشت و لگد به ماشین میزنند که به عنوان یک ایرانی و البته معاصر بودن این تاریخ باید بگویم که این یک اغراق بیرحمانه است.
در سکانسی دیگر وقتی که تونی مندز(بن افلک)، شخصیت اصلی، وارد تهران میشود و با تاکسی به سمت سفارت کانادا میرود، با صحنهای روبه رو میشود که بیننده خشکش میزند؛ براساس داستان و نظر کارگردان فردی آمریکایی به دار آویخته شده(با جرثقیل) و جسد او همچنان بر دار هست تا درس عبرت باشد. البته که در آخر فیلم کارگردان برای اثبات کار خود عکسهای واقعی این داستان را به نمایش میگذارد اما هیچوقت این کار در ایران صورت نگرفته است که جسد فرد به دار آویخته شده، برای درس عبرت بالای دار باقی بماند. زیرا در عکسهای پایان فیلم دیده میشود که فرد تازه به دار آویخته شده و جمعیت زیادی او را مشاهده میکنند(از لحظهی اعدام عکس برداری شده است) و قطعا جسد برداشته شده است. این کار سوءاستفاده از عکسی است که قاعدتاً ایرانیان متوجه آن میشوند.
‼ادامه دارد .........
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa