سند (3).pdf
77.1 KB
✅نگاهی به" کتاب امپراتوری پنبه اثر اسون بکرت"
🖋به قلم علیرضا عرب(دانشجوی مقطع ارشد جامعه شناسی سیاسی)
#معرفی_کتاب
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم علیرضا عرب(دانشجوی مقطع ارشد جامعه شناسی سیاسی)
#معرفی_کتاب
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅شهروندی در شهر تکنولوژی و بازگشت به معنا
🖋به قلم محمدامین نیک صفت
🔻پیشینه واژه شهروند و شهر بر کسی پوشیده نیست. شهروند ریشه در واژه شهر داشته و در واقعیت ویژگی بارز آن و تفاوتی که با سایر افراد داراست از دید فلاسفه یونان حضور اجتماعی و حضور سیاسی نیز است.
حضور سیاسی که همراه با مشارکت سیاسی و اجتماعی خود بخش اعظمی از وظیفه اداره شهر را بر عهده می گیرد و شهروند با این مشارکت فعال خود تبدیل به یک شهروند خوب میگردد. امروزه بسیاری از مفاهیم و نمادها از جوهر فیزیکی خود تهی گشته و به بستر فضای دیجیتال و رسانه وارد گشتهاند. سایت های فروش کالا با جلوه های بصری خاص خود و عرضه اطلاعات مختلف پیرامون کالاهای متنوع به خوبی مسیر جایگزینی بازارهای فیزیکی راپرمیکنند. به خصوص این مسئله در پی گسترش ویروس کرونا با شدت بیشتری طی طریق می نماید. و ما به نوعی شاهد شکل گیری شهرهای تکنولوژی هستیم که نیاز ما را از طریق فضای دیجیتال تامین نموده و ما را تبدیل به شهروندان خود نموده است و شهروند نمونه آن کسی است که بتواند در این شهر از داده های بیشتری بهره برده یا خود بخشی از فرآیندinput را بر عهده بگیرد . این تغییر از فضای فیزیکی به فضای مجازی یا دیجیتال در بستر تکنولوژی رسانه به جای خیابان ها خود به خود هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ فیزیکی تغییرات وسیعی در فرد ایجاد می نماید. در واقع شهر تکنولوژی نیازمند شهروند تکنولوژیکی است که بتواند حیات اجتماعی و حتی سیاسی خود را منطبق با بستر این شهر سازد. اما این مسئله تا چه حد با انسان امروزی سازگار است و چه آیندهای را برایش در پی خواهد داشت؟
🔹امروزه فضای غالب فضایی است متشکل از یک کیبورد و یک صفحه اسکرین و ده انگشت دست آدمی. تنوع و فعالیت فیزیکی جای خود را به تایپ ده انگشتی داده است و عملاً تنها عضو فعال بدن در بعد جسمانی انگشتان هستند .شاید خیلی متوجه انطباق دشوار خود با ویژگیهای دستگاه نباشیم در نتیجه همانطور که مایکل هایم در متافیزیک و واقعیت مجازی می نویسد ما دچار عارضه هم گیر محل کار میشویم که عارضه حرکت تکراری یاRMS نامیده میگردد.در سوی دیگر نوعی اطلاعات شیفتگی در افراد به وجود آمده و این جنون به قول افلاطون دو پهلوست: میتواند الهی یا احمقانه ،الهام گرفته یا از سر دیوانگی باشد. زبان ما نیز دیگر ان زبان پیشین نیست . زبانی که تجلیگاه پردازش داده ها در ذهن انسان بود جای خود را به پردازشگری داده است که سرعتی بیشتر و شاید دقتی افزونتر داشته باشد. این مسئله را در اشتباهات تایپی به خوبی میتوان ملاحظه نمود. آن دقت خشنی که افراد هنگام نوشتن مطلبی بر روی کاغذ داشتند در کنار غیر قابل اصلاح بودن اشتباه در هنگام نوشتن روی کاغذ که میزان دقت را افزایش داده و در پی آن استرس غلط نویسی موجب فعالیت بیشتر ذهنی میگردید حالا با زدن دکمه back space یا delete در صفحه کلید و جابجایی یا اصلاح متن از بین رفته است و عمق ما هر روز بیش از گذشته رو به تحلیل می رود. اینجا معنا نیز هر روز کمرنگ تر می گردد و زبان تکنولوژی ارباب معنا و انسان می شود. این یعنی تفکر و تعمق خود بنیان بردهی ارباب فناوری گشته است. زمانی که انسان به معنای برخی چیزها توجه می کند با وجود آنکه سرعت کامپیوتر را ندارد اما تفکر، تأمل و تعمق وارد دایره تحلیل و فهم معنا می گردد که این مثلث کمتر در صفحه اسکرین به چشم میآید. شوق تحقیق و گشتن در قفسه های مختلف با وجود سختی ها و محدودیت ها موجب ارزش والای معنا می گردید در حالی که سهولت دسترسی به اطلاعات و داده های بیشتر امروز جایگاه معنا را به جای اعتلا در شیبی نزولی قرار داده و عن غریب است که آدمی شاهد سقوط معنا باشد.
🔹این بحران معنا امروز میتواند بر مشارکت سیاسی شهروندان و کیفیت آن اثر مستقیم گذارد. امروز تفکر در باب کیستی حاکم لایق جای خود را به جلوه های بصری و تبلیغاتی نامزدهای تصدی یک حکومت می دهد و معنا حلقه گمشده زنجیرهای میشود که در انتخاب شهروند اثرگذار خواهد بود و نتیجه آن می گردد که در عوض حاکم بودن فرد شایسته که البته خود نیز جای بحث های زیادی دارد عوام فریب و دیوانه و شاید به یک معنای دیگر پوپولیست کرسی حکومت را تصاحب نماید و این اتفاق با سر انگشتان خود شهروندان رخ میدهد. خطر این بحران از قول استیون هاوکینگ اینگونه است که این تکنولوژی تا بدانجا پیش روی کرده است که رفته رفته با انسان برابری کرده و حتی در پی پیشی گرفتن از اوست. 《چنین موجودی می تواند روی پای خویش بایستد و هر بار با شتاب بیشتری خود را از نو طراحی کند و بشر که به دلیل محدودیت های بیولوژیک سرعت کمتری دارد بدون توانایی رقابت عقب خواهد ماند》. بنابراین اینجا بشر باید زبان را در خدمت اندیشه قرار دهد و معنا را تبدیل به ارباب اندیشه سازد.
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم محمدامین نیک صفت
🔻پیشینه واژه شهروند و شهر بر کسی پوشیده نیست. شهروند ریشه در واژه شهر داشته و در واقعیت ویژگی بارز آن و تفاوتی که با سایر افراد داراست از دید فلاسفه یونان حضور اجتماعی و حضور سیاسی نیز است.
حضور سیاسی که همراه با مشارکت سیاسی و اجتماعی خود بخش اعظمی از وظیفه اداره شهر را بر عهده می گیرد و شهروند با این مشارکت فعال خود تبدیل به یک شهروند خوب میگردد. امروزه بسیاری از مفاهیم و نمادها از جوهر فیزیکی خود تهی گشته و به بستر فضای دیجیتال و رسانه وارد گشتهاند. سایت های فروش کالا با جلوه های بصری خاص خود و عرضه اطلاعات مختلف پیرامون کالاهای متنوع به خوبی مسیر جایگزینی بازارهای فیزیکی راپرمیکنند. به خصوص این مسئله در پی گسترش ویروس کرونا با شدت بیشتری طی طریق می نماید. و ما به نوعی شاهد شکل گیری شهرهای تکنولوژی هستیم که نیاز ما را از طریق فضای دیجیتال تامین نموده و ما را تبدیل به شهروندان خود نموده است و شهروند نمونه آن کسی است که بتواند در این شهر از داده های بیشتری بهره برده یا خود بخشی از فرآیندinput را بر عهده بگیرد . این تغییر از فضای فیزیکی به فضای مجازی یا دیجیتال در بستر تکنولوژی رسانه به جای خیابان ها خود به خود هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ فیزیکی تغییرات وسیعی در فرد ایجاد می نماید. در واقع شهر تکنولوژی نیازمند شهروند تکنولوژیکی است که بتواند حیات اجتماعی و حتی سیاسی خود را منطبق با بستر این شهر سازد. اما این مسئله تا چه حد با انسان امروزی سازگار است و چه آیندهای را برایش در پی خواهد داشت؟
🔹امروزه فضای غالب فضایی است متشکل از یک کیبورد و یک صفحه اسکرین و ده انگشت دست آدمی. تنوع و فعالیت فیزیکی جای خود را به تایپ ده انگشتی داده است و عملاً تنها عضو فعال بدن در بعد جسمانی انگشتان هستند .شاید خیلی متوجه انطباق دشوار خود با ویژگیهای دستگاه نباشیم در نتیجه همانطور که مایکل هایم در متافیزیک و واقعیت مجازی می نویسد ما دچار عارضه هم گیر محل کار میشویم که عارضه حرکت تکراری یاRMS نامیده میگردد.در سوی دیگر نوعی اطلاعات شیفتگی در افراد به وجود آمده و این جنون به قول افلاطون دو پهلوست: میتواند الهی یا احمقانه ،الهام گرفته یا از سر دیوانگی باشد. زبان ما نیز دیگر ان زبان پیشین نیست . زبانی که تجلیگاه پردازش داده ها در ذهن انسان بود جای خود را به پردازشگری داده است که سرعتی بیشتر و شاید دقتی افزونتر داشته باشد. این مسئله را در اشتباهات تایپی به خوبی میتوان ملاحظه نمود. آن دقت خشنی که افراد هنگام نوشتن مطلبی بر روی کاغذ داشتند در کنار غیر قابل اصلاح بودن اشتباه در هنگام نوشتن روی کاغذ که میزان دقت را افزایش داده و در پی آن استرس غلط نویسی موجب فعالیت بیشتر ذهنی میگردید حالا با زدن دکمه back space یا delete در صفحه کلید و جابجایی یا اصلاح متن از بین رفته است و عمق ما هر روز بیش از گذشته رو به تحلیل می رود. اینجا معنا نیز هر روز کمرنگ تر می گردد و زبان تکنولوژی ارباب معنا و انسان می شود. این یعنی تفکر و تعمق خود بنیان بردهی ارباب فناوری گشته است. زمانی که انسان به معنای برخی چیزها توجه می کند با وجود آنکه سرعت کامپیوتر را ندارد اما تفکر، تأمل و تعمق وارد دایره تحلیل و فهم معنا می گردد که این مثلث کمتر در صفحه اسکرین به چشم میآید. شوق تحقیق و گشتن در قفسه های مختلف با وجود سختی ها و محدودیت ها موجب ارزش والای معنا می گردید در حالی که سهولت دسترسی به اطلاعات و داده های بیشتر امروز جایگاه معنا را به جای اعتلا در شیبی نزولی قرار داده و عن غریب است که آدمی شاهد سقوط معنا باشد.
🔹این بحران معنا امروز میتواند بر مشارکت سیاسی شهروندان و کیفیت آن اثر مستقیم گذارد. امروز تفکر در باب کیستی حاکم لایق جای خود را به جلوه های بصری و تبلیغاتی نامزدهای تصدی یک حکومت می دهد و معنا حلقه گمشده زنجیرهای میشود که در انتخاب شهروند اثرگذار خواهد بود و نتیجه آن می گردد که در عوض حاکم بودن فرد شایسته که البته خود نیز جای بحث های زیادی دارد عوام فریب و دیوانه و شاید به یک معنای دیگر پوپولیست کرسی حکومت را تصاحب نماید و این اتفاق با سر انگشتان خود شهروندان رخ میدهد. خطر این بحران از قول استیون هاوکینگ اینگونه است که این تکنولوژی تا بدانجا پیش روی کرده است که رفته رفته با انسان برابری کرده و حتی در پی پیشی گرفتن از اوست. 《چنین موجودی می تواند روی پای خویش بایستد و هر بار با شتاب بیشتری خود را از نو طراحی کند و بشر که به دلیل محدودیت های بیولوژیک سرعت کمتری دارد بدون توانایی رقابت عقب خواهد ماند》. بنابراین اینجا بشر باید زبان را در خدمت اندیشه قرار دهد و معنا را تبدیل به ارباب اندیشه سازد.
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ابعاد سیاسی غائله ی قتل گریبایدوف
🖋به قلم: امیرحسین مومن
🔻پس از اتمام دوره دوم جنگهای ایران و روسیه و با انعقاد معاهده ننگین ترکمان چای، در تاریخ پنجم شعبان ۱۲۴۳ قمری، قرار بر ارسال سفرای فوق العاده بین دولتین ایران و روسیه، مبنی بر استنساخ معاهده بود. به این منظور، ژنرال پاسکویچ، الکساندر گریبایدوف را که مردی شاعر و ادیب بود، مامور تهران کرد و او در ربیع الثانی ۱۲۴۴ به تهران رسید. با وجود احترام تامه ی دولت ایران، گریبایدوف در کمال غرور و تعصب با اولیای دولت ایران برخورد کرد و سبب رنجش بسیاری از رجال دولت ایران شد. اندکی پیش از بازگشت به تبریز، خواجه یعقوب مارکاریان که از خواجه سرایان ارمنی دربار فتحعلی شاه قاجار بود و از دیوان استیفا، مبلغی اختلاس نموده بود، به بهانه فصل هفتم قرارداد به گریبایدوف رجوع کرد. این فصل به استرداد اتباع مناطق مفتوحه ایران توسط فاتحان روس از جایجای ایران اشاره داشت و در واقع خواجه یعقوب که از دیوانسالاران ایران وحشت داشت، به گریبایدوف پناهنده شده بود. به تحریک خواجه یعقوب که بدنبال ضربه وارد کردن به دستگاه حکومتی ایران بود، گریبایدوف درصدد استرداد اتباع غیرمسلم گرجی ای که در خدمت اعیان ایران بودند، نیز برآمد. از جمله ی آنها، دو زن گرجی از همسران صدراعظم، آصفالدوله بودند که هرچند اسلام آورده بودند، اما مسترد شدند. این اقدام مردم و علمای طهران را عصبانی کرد و با عدم توفیق میرزا ابوالحسن ایلچی، وزیر امور خارجه، در حل منازعه، مردم به دستور حاجی میرزا مسیح مجتهد، در ششم شعبان ۱۲۴۴، بازارها را بستند و به طرف اقامتگاه گریبایدوف روانه شدند. در جریان این واقعه، آن دو زن آزاد شدند و خواجه یعقوب توسط مردم مُثله شد. در این میان یکی از مأموران سفارت تیری رها کرد و یکی از غوغائیان به قتل رسید. مردم جنازه او را به مسجد بردند و به بهانه ی قصاص او، به سفارت روسیه حمله ور شده و گریبایدوف و سی تن از مأموران سفارت، به جز مالتسوف، منشی اول سفارت، به قتل رسیدند. این مسئله، دولت ایران را بسیار به زحمت انداخت.
🔹عباس میرزا، نایبالسلطنه و ولیعهد، بعد از سیاهپوشان و اعلام عزای عمومی در تبریز، هیأتی را به ریاست خسرو میرزا، پسر هفتم خود، به مسکو فرستاد. این هیأت از شانزدهم شوال ۱۲۴۴ از تبریز عازم روسیه شد و به دربار تزار نیکلای اول، راه یافت. خسرو میرزا، در برابر امپراتور، شمشیر کشید و آنرا در دست امپراتور گذاشت تا او را به قصاص گریبایدوف بکشد. اما امپراتور برخلاف انتظارها، از این هیأت به گرمی استقبال کرد و عذرخواهی رسمی دولت ایران را پذیرفت و به همین راضی شد که عامل اصلی، یعنی میرزا مسیح مجتهد، نفیبلد شود. همچنین، امپراتور یک کرور از غرامتهای جنگی را بخشید و برای یک کرور باقیمانده، پنج سال مهلت داد و به این ترتیب غائله ختم شد. عده ای از مورخین از جمله عباس اقبال آشتیانی و فریدون آدمیت، این اقدام امپراتور روسیه را بدلیل مشغولیت وی در جبهه عثمانی میدانند. در این هنگام روسیه در جبهه عثمانی مشغول جنگ بود و حتی در مرز گرجستان شکستهایی هم متحمل شده بود و نمیخواست که درگیر جنگ دیگری در جبهه ایران نیز شود. در هر صورت یکی از نقاط عطف در روابط خارجی بین ایران و روسیه، همین حادثه قتل گریبایدوف بود.
#تاریخ_سیاسی_ایران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم: امیرحسین مومن
🔻پس از اتمام دوره دوم جنگهای ایران و روسیه و با انعقاد معاهده ننگین ترکمان چای، در تاریخ پنجم شعبان ۱۲۴۳ قمری، قرار بر ارسال سفرای فوق العاده بین دولتین ایران و روسیه، مبنی بر استنساخ معاهده بود. به این منظور، ژنرال پاسکویچ، الکساندر گریبایدوف را که مردی شاعر و ادیب بود، مامور تهران کرد و او در ربیع الثانی ۱۲۴۴ به تهران رسید. با وجود احترام تامه ی دولت ایران، گریبایدوف در کمال غرور و تعصب با اولیای دولت ایران برخورد کرد و سبب رنجش بسیاری از رجال دولت ایران شد. اندکی پیش از بازگشت به تبریز، خواجه یعقوب مارکاریان که از خواجه سرایان ارمنی دربار فتحعلی شاه قاجار بود و از دیوان استیفا، مبلغی اختلاس نموده بود، به بهانه فصل هفتم قرارداد به گریبایدوف رجوع کرد. این فصل به استرداد اتباع مناطق مفتوحه ایران توسط فاتحان روس از جایجای ایران اشاره داشت و در واقع خواجه یعقوب که از دیوانسالاران ایران وحشت داشت، به گریبایدوف پناهنده شده بود. به تحریک خواجه یعقوب که بدنبال ضربه وارد کردن به دستگاه حکومتی ایران بود، گریبایدوف درصدد استرداد اتباع غیرمسلم گرجی ای که در خدمت اعیان ایران بودند، نیز برآمد. از جمله ی آنها، دو زن گرجی از همسران صدراعظم، آصفالدوله بودند که هرچند اسلام آورده بودند، اما مسترد شدند. این اقدام مردم و علمای طهران را عصبانی کرد و با عدم توفیق میرزا ابوالحسن ایلچی، وزیر امور خارجه، در حل منازعه، مردم به دستور حاجی میرزا مسیح مجتهد، در ششم شعبان ۱۲۴۴، بازارها را بستند و به طرف اقامتگاه گریبایدوف روانه شدند. در جریان این واقعه، آن دو زن آزاد شدند و خواجه یعقوب توسط مردم مُثله شد. در این میان یکی از مأموران سفارت تیری رها کرد و یکی از غوغائیان به قتل رسید. مردم جنازه او را به مسجد بردند و به بهانه ی قصاص او، به سفارت روسیه حمله ور شده و گریبایدوف و سی تن از مأموران سفارت، به جز مالتسوف، منشی اول سفارت، به قتل رسیدند. این مسئله، دولت ایران را بسیار به زحمت انداخت.
🔹عباس میرزا، نایبالسلطنه و ولیعهد، بعد از سیاهپوشان و اعلام عزای عمومی در تبریز، هیأتی را به ریاست خسرو میرزا، پسر هفتم خود، به مسکو فرستاد. این هیأت از شانزدهم شوال ۱۲۴۴ از تبریز عازم روسیه شد و به دربار تزار نیکلای اول، راه یافت. خسرو میرزا، در برابر امپراتور، شمشیر کشید و آنرا در دست امپراتور گذاشت تا او را به قصاص گریبایدوف بکشد. اما امپراتور برخلاف انتظارها، از این هیأت به گرمی استقبال کرد و عذرخواهی رسمی دولت ایران را پذیرفت و به همین راضی شد که عامل اصلی، یعنی میرزا مسیح مجتهد، نفیبلد شود. همچنین، امپراتور یک کرور از غرامتهای جنگی را بخشید و برای یک کرور باقیمانده، پنج سال مهلت داد و به این ترتیب غائله ختم شد. عده ای از مورخین از جمله عباس اقبال آشتیانی و فریدون آدمیت، این اقدام امپراتور روسیه را بدلیل مشغولیت وی در جبهه عثمانی میدانند. در این هنگام روسیه در جبهه عثمانی مشغول جنگ بود و حتی در مرز گرجستان شکستهایی هم متحمل شده بود و نمیخواست که درگیر جنگ دیگری در جبهه ایران نیز شود. در هر صورت یکی از نقاط عطف در روابط خارجی بین ایران و روسیه، همین حادثه قتل گریبایدوف بود.
#تاریخ_سیاسی_ایران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅اسلحه،میکروب و فولاد #معرفی_کتاب #یک_فنجان_سیاست #انجمن_علمی_علوم_سیاسی @utpsaa
✅نگاهی به کتاب اسلحه،میکروب و فولاد نوشته جرد دایموند
🖋به قلم علیرضا عرب( دانشجوی ارشد جامعه شناسی)
🔻بخش اول
.................................................
🔹دایموند در این کتاب در ابتدا به این موضوع می پردازد که نگاهش به تاریخ همچون نیاز است او دیدگاه متعارف تاریخنگاری که مبتنی بر تاریخ اروپا است را به نقد می کشد و معتقد است باید برای فهم جهان و تاریخ آن،لایه رویی پیاز را پاره کنیم تا به عمق آن برسیم. این لایه رویی پیاز،همان تاریخ هایی است که فقط اروپا محور هستند. در قدم بعدی کتاب، همچون سایر نویسنده های توسعه، به پرسش درباره ی چرایی عقب ماندگی میپردازد. اولین سوال را تحت عنوان((پرسش یالی)) مطرح میکند. یالی نام یکی از دوستان سیاستمدار دایموند در گینه نو است که پرسش او از دایموند، یاداور همان پرسش تاریخی عباس میرزا از ارنست ژوبر است.((چرا شما سفید پوست ها این همه محموله تولید کردید و به گینه نو اوردید ولی خود ما سیاه پوست ها محموله کمی داشتیم؟))(دایموند: ۱۳۹۶: ۲۲) این همان پرسش یالی از دایموند است و منظور او از(( محموله))،همان کالاهای وارداتی از جهان توسعه یافته به گینه نو است. سپس خود نویسنده سوالی بنیادین مطرح میکند:((چرا ثروت و قدرت به گونه ای که اکنون وجود دارد
تقسیم شده است و نه به گونه ای دیگر؟ مثلا چرا بومیان به امریکا،افریقا واسترالیا، اروپایی ها و اسیایی ها را قتل عام نکرده، به انقیاد نکشیده و منقرض نکرده اند؟))(دایموند: ۱۳۹۶: ۲۲)از نظر دایموند، سرعت های متفاوت تکامل از یازده هزار سال پیش از میلاد تا سال ۱۵۰۰ میلادی زمینه را برای نابرابری های فناورانه و سیاسی فراهم کرد. در حالی که بومیان استرالیایی و امریکایی،جوامعی شکارچی- گرداورنده باقی ماندند، جوامع اوراسیایی، بخش کثیری از امریکا و جنوب افریقا توانستند رفته رفته در کشاورزی، شبانی و یکجا نشینی تکامل یابند و شیوه های شکار را کنار بگذارند. این جوامع توانستند بازتولید غذای بیشتر که ناشی از یکجا نشینی بود، بر جمعیت خود بیفزایند. هرچه جمعیت زیاد تر می شد به تبع آن پیچیدگی این جوامع نیز افزایش می یافت. افزایش پیچیدگی، ضرورت یک سازمان سیاسی پیچیده تر (دولت)، نگارش، ارتش (اسلحه)، و ابزار آلات به روزتر (فولاد) را توجیه می کرد.
در کنار همه این ها بیماری های مسری جوامع متراکم (میکروب) را نیز باید افزود. بدین ترتیب بود که در نخستین برخورد از برخوردهای دنیای اوراسیایی با بومیان آمریکایی، ارتش پیسارو در نبرد کاخا مارکا، با همراهی ۱۶۸ نفر، توانست ارتش آتاهوآلپا، امپراتور اینکا را که ۵۰۰ برابر افراد او بود شکست دهد.(دایموند:۱۳۹۶)
🔹سپس میکروب ها آمدند و جمعیت وسیعی از بومیان آمریکایی را ناپدید کردند. دایموند در این باره می افزاید که:(( بومیان آمریکا اساساً با اسب و تفنگ آشنا نبودند. آنها را اروپاییها آوردند و شروع به دگرگونی قبایل سرخپوستی ای کردند که آن اسب ها و تفنگ ها را به دست می آوردند. سرخپوست های دشت نشین آمریکای شمالی، سرخپوستان آرائوکانی جنوب شیلی و سرخپوستان پامپاس آرژانتین، به مدد تسلط بر اسب و تفنگ، بیش از بومیان آمریکا در مقابل سفید پوستان اشغالگر مقابله کردند.))(دایموند: ۱۳۹۶: ۹۶).
🔹دایموند برای بررسی عمیق تر موضوع و واکاوی پرسش یالی به ۱۱ هزار سال پیش از میلاد می رود تاریخ مصادف است با پایان عصر پلئیستوسن و واپسین عصر یخبندان و آن چه باستان شناسان، دوران جدید نام نهاده اند. از نظر نویسنده بر خلاف نگاه های نژاد پرستانه که میان توانایی انسان ها تفاوت میگذراند، تفاوت اصلی در موهبت های زیست محیطی است که منجر به تفاوت و واگرایی های بنیادین میان جوامع شده است. در واقع این به شانس، بخت و تصادف بر میگردد که شما در چه زیست بومی به دنیا امده اید. از نظر دایموند این تفاوت های زیست محیطی میتوانند گذار از زندگی شکارچی گردآورنده را تسریع کنند یا از سرعت آن بکاهند به طور خلاصه فقط نواحی معدودی در جهان تولید خوراک را مستقلاً تکامل بخشیدند و این تکامل در زمان های متفاوتی رخ داده است هم تولید کنندگان مستقل خوراک و هم شکارچی گردآورندگان مجاور آنها که به تولید خوراک روی آوردند در نهایت به جوامع شکارچی گردآورنده اطراف حمله کردند و آنها را از بین بردند.(همان:۱۳۹۶). و ..........
‼ادامه دارد.........................
#معرفی_کتاب
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم علیرضا عرب( دانشجوی ارشد جامعه شناسی)
🔻بخش اول
.................................................
🔹دایموند در این کتاب در ابتدا به این موضوع می پردازد که نگاهش به تاریخ همچون نیاز است او دیدگاه متعارف تاریخنگاری که مبتنی بر تاریخ اروپا است را به نقد می کشد و معتقد است باید برای فهم جهان و تاریخ آن،لایه رویی پیاز را پاره کنیم تا به عمق آن برسیم. این لایه رویی پیاز،همان تاریخ هایی است که فقط اروپا محور هستند. در قدم بعدی کتاب، همچون سایر نویسنده های توسعه، به پرسش درباره ی چرایی عقب ماندگی میپردازد. اولین سوال را تحت عنوان((پرسش یالی)) مطرح میکند. یالی نام یکی از دوستان سیاستمدار دایموند در گینه نو است که پرسش او از دایموند، یاداور همان پرسش تاریخی عباس میرزا از ارنست ژوبر است.((چرا شما سفید پوست ها این همه محموله تولید کردید و به گینه نو اوردید ولی خود ما سیاه پوست ها محموله کمی داشتیم؟))(دایموند: ۱۳۹۶: ۲۲) این همان پرسش یالی از دایموند است و منظور او از(( محموله))،همان کالاهای وارداتی از جهان توسعه یافته به گینه نو است. سپس خود نویسنده سوالی بنیادین مطرح میکند:((چرا ثروت و قدرت به گونه ای که اکنون وجود دارد
تقسیم شده است و نه به گونه ای دیگر؟ مثلا چرا بومیان به امریکا،افریقا واسترالیا، اروپایی ها و اسیایی ها را قتل عام نکرده، به انقیاد نکشیده و منقرض نکرده اند؟))(دایموند: ۱۳۹۶: ۲۲)از نظر دایموند، سرعت های متفاوت تکامل از یازده هزار سال پیش از میلاد تا سال ۱۵۰۰ میلادی زمینه را برای نابرابری های فناورانه و سیاسی فراهم کرد. در حالی که بومیان استرالیایی و امریکایی،جوامعی شکارچی- گرداورنده باقی ماندند، جوامع اوراسیایی، بخش کثیری از امریکا و جنوب افریقا توانستند رفته رفته در کشاورزی، شبانی و یکجا نشینی تکامل یابند و شیوه های شکار را کنار بگذارند. این جوامع توانستند بازتولید غذای بیشتر که ناشی از یکجا نشینی بود، بر جمعیت خود بیفزایند. هرچه جمعیت زیاد تر می شد به تبع آن پیچیدگی این جوامع نیز افزایش می یافت. افزایش پیچیدگی، ضرورت یک سازمان سیاسی پیچیده تر (دولت)، نگارش، ارتش (اسلحه)، و ابزار آلات به روزتر (فولاد) را توجیه می کرد.
در کنار همه این ها بیماری های مسری جوامع متراکم (میکروب) را نیز باید افزود. بدین ترتیب بود که در نخستین برخورد از برخوردهای دنیای اوراسیایی با بومیان آمریکایی، ارتش پیسارو در نبرد کاخا مارکا، با همراهی ۱۶۸ نفر، توانست ارتش آتاهوآلپا، امپراتور اینکا را که ۵۰۰ برابر افراد او بود شکست دهد.(دایموند:۱۳۹۶)
🔹سپس میکروب ها آمدند و جمعیت وسیعی از بومیان آمریکایی را ناپدید کردند. دایموند در این باره می افزاید که:(( بومیان آمریکا اساساً با اسب و تفنگ آشنا نبودند. آنها را اروپاییها آوردند و شروع به دگرگونی قبایل سرخپوستی ای کردند که آن اسب ها و تفنگ ها را به دست می آوردند. سرخپوست های دشت نشین آمریکای شمالی، سرخپوستان آرائوکانی جنوب شیلی و سرخپوستان پامپاس آرژانتین، به مدد تسلط بر اسب و تفنگ، بیش از بومیان آمریکا در مقابل سفید پوستان اشغالگر مقابله کردند.))(دایموند: ۱۳۹۶: ۹۶).
🔹دایموند برای بررسی عمیق تر موضوع و واکاوی پرسش یالی به ۱۱ هزار سال پیش از میلاد می رود تاریخ مصادف است با پایان عصر پلئیستوسن و واپسین عصر یخبندان و آن چه باستان شناسان، دوران جدید نام نهاده اند. از نظر نویسنده بر خلاف نگاه های نژاد پرستانه که میان توانایی انسان ها تفاوت میگذراند، تفاوت اصلی در موهبت های زیست محیطی است که منجر به تفاوت و واگرایی های بنیادین میان جوامع شده است. در واقع این به شانس، بخت و تصادف بر میگردد که شما در چه زیست بومی به دنیا امده اید. از نظر دایموند این تفاوت های زیست محیطی میتوانند گذار از زندگی شکارچی گردآورنده را تسریع کنند یا از سرعت آن بکاهند به طور خلاصه فقط نواحی معدودی در جهان تولید خوراک را مستقلاً تکامل بخشیدند و این تکامل در زمان های متفاوتی رخ داده است هم تولید کنندگان مستقل خوراک و هم شکارچی گردآورندگان مجاور آنها که به تولید خوراک روی آوردند در نهایت به جوامع شکارچی گردآورنده اطراف حمله کردند و آنها را از بین بردند.(همان:۱۳۹۶). و ..........
‼ادامه دارد.........................
#معرفی_کتاب
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅انجمن علمی علوم سیاسی با معاونت انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران به مناسبت سالروز شهادت مرحوم امیرکبیر برگزار میکند:
🔻امیرکبیر در آوردگاه امنیت داخلی ایران
🔹سخنران: دکتر زهرا حاتمی (استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران)
🔹شنبه بیستم دی ماه
ساعت: ۱۱
‼محل برگزاری: پیج اینستاگرام انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران به نشانی:
https://www.instagram.com/utpsaa/
@utpsaa
🔻امیرکبیر در آوردگاه امنیت داخلی ایران
🔹سخنران: دکتر زهرا حاتمی (استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران)
🔹شنبه بیستم دی ماه
ساعت: ۱۱
‼محل برگزاری: پیج اینستاگرام انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران به نشانی:
https://www.instagram.com/utpsaa/
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅اسلحه،میکروب و فولاد #معرفی_کتاب #یک_فنجان_سیاست #انجمن_علمی_علوم_سیاسی @utpsaa
✅اسلحه ، میکروب و فولاد(جرد دایموند)
🖋به قلم علیرضا عرب
...................
🔻بخش دوم:
🔹این همان چارچوب اسلحه میکروب و فولاد است اصلیترین ناحیه که تفاوتی بنیادین با سایر مناطق و زودتر از بقیه به تولید خوراک پرداخت اوراسیا و ناحیه هلال حاصلخیز در جنوب غربی آسیا بود در اینجا منظور از اوراسیا چین تا انتهای فرانسه در اروپا است سپس دایموند به یک طبقه بندی نهایی از عوامل اختلاف میان جوامع می پردازد؛((به این گونه، تولید خوراک، رقابت و اشاعه فناوری میان جوامع، به عنوان علت های نهایی، از طریق زنجیرهای علی که در جزئیات با هم متفاوت بوده اما همگی در ارتباط با جمعیت های متمرکز و زندگی مسکونی قرار داشتند، به بی واسطه ترین عوامل تسخیر یعنی میکروب ها،نگارش،فناوری و سازمان سیاسی متمرکز انجامیدند. چون این عوامل نهایی به نحو متفاوتی در قاره های متفاوت تکامل پیدا کرده اند، آن عوامل تسخیر نیز به نحوی متفاوت تکامل یافته اند.))(همان:۳۸۵)
🔹پس تولید خوراک پیش زمینه ی چهار عامل میکروب ها نگارش فناوری و سازمان سیاسی متمرکز هستند به اختصار به بررسی هر یک از عوامل میپردازیم. از نظر جرد دایموند تولید خوراک به تنهایی مهم نبود بلکه اصل بر تولید خوراکی های پروتئین دار بوده است که عمده ترین آن ها گندم و جو است. همچنین برخی نواحی بر حسب اتفاق، از گونه هایی از حیوانات برخوردار بودند که بیشتر از بقیه گونه ها قابلیت اهلی شدن داشتند. این حیوانات شامل گاو، بز، گوسفند، اسب و خوک است. در بحث از خوراکی ها، دایموند اماری ارائه می دهد که در آن ۳۲ گونه از ۵۶ گونه گندمیان وحشی در منطقه مدیترانه ای و ۳۳ گونه نیز در اسیای غربی، اروپا و افریقای شمالی قرار دارند. این در حالی است که در انگلستان یک گونه، اسیای شرقی ۶ گونه، جنوب صحرای افریقا ۴گونه، قاره امریکا ۱۱ گونه، امریکای شمالی۴گونه، امریکای جنوبی ۲ گونه و استرالیای شمالی ۲ گونه از این نوع گندم ها وجود داشت. در بحث مربوط به اهلی کردن حیوانات دایموند به ذکر این نکته می پردازد که:((مردم اوراسیا بر حسب اتفاق، بیش از قاره های دیگر وارث گونه های بزرگ و وحشی پستانداران گیاه خوار شدند. این پی آمد، با تمامی امتیازات بزرگی که برای جوامع اروپایی داشت، از سه واقعیت پایه ای جغرافیای پستانداران، تاریخ و زیست شناسی ریشه گرفته است.
🔹اولاً اوراسیا به دلیل قلمرو پهناور و تنوع بومی خود با بیشترین داوطلب های اهلی شدن آغاز کرد استرالیا و قاره آمریکا و نه اوراسیا و آفریقا بسیاری از داوطلبان خود را در موج کوبنده انقراض های اواخر دوران پلئیستوسن از دست داده بودند، احتمالا به این دلیل که پستانداران این قاره ها این بخت بد را داشتند که نخستین حیواناتی بودند که هنگامی که مهارت های شکار انسان ها به سطح تکامل یافته ای رسیده بود، در اواخر تاریخ تکاملی ما ناگهان با انسان ها رو به رو شدند. سرانجام درصد بالایی از داوطلبان باقی مانده برای اهلی شدن در اوراسیا مناسب تر از سایر قاره ها بودند.))(همان: ۲۳۱).
عامل دیگر میکروب ها هستند بیماری هایی که در سراسر تاریخ انسان ها را از پای درآورده اند آبله آنفولانزا سل مالاریا طاعون سرخک و وبا همگی گونه ای تکامل یافته از بیماری های حیوانات هستند. جوامع اوراسیای و شمال آفریقا به این علت که حیوانات نقش مهم تری در زندگی آنها و تولید خوراکشان بر عهده داشته اند بیشتر در معرض بیماریهای عفونی بوده اند. ویژگیهای بیماریهای عفونی این است که به شدت مسری هستند و اگر شما به آنها مبتلا شوید سرعت آنها حاد است یعنی یا بیمار را به سرعت می کشد یا اگر کسی خوش اقبال باشد و زنده بماند پادتن هایی تولید می کند که ژن نسل های آینده را در برابر این گونه از بیماری ها مقاوم تر میکند.(همان:۱۳۹۶).
🔹در جوامع تولید کننده خوراک که همواره جمعیتی متراکم دارند این بیماری ها پس از کشتار اولیه به مرور
با بدن نسل های جدید وفق پیدا میکند اما در جوامع ((کمتر تولید کننده خوراک)) و با کمبود حیوانات بیماری زا،این میکروب ها تاثیری عظیم و فاجعه بار می گذارند که نمونه بارز آن برخورد اسپانیایی ها با بومیان آمریکایی بود.مثلا((در سال ۱۶۱۸، جمعیت اولیه مکزیک که حدود۲۰ میلیون نفر بود، تقریبا به ۱/۶میلیون نفر سقوط کرد.))(همان: ۲۷۲).
در واقع بسیاری از سرخ پوست ها به جای میدان نبرد در رختخواب مردند عامل بعدی عامل نگارش است. ((دانش قدرت می آورد از این رو نگارش برای جوامع مدرن قدرت به همراه آورد به این نحو که امکان انتقال دانش را با دقت بسیار بیشتر و با کمیت و جزئیات زیادتری از سرزمین های دوردست و زمان های بسیار پیش فراهم می آورد.))(همان:۲۷۸).
...............................
‼‼‼ادامه دارد:
#معرفی_کتاب
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم علیرضا عرب
...................
🔻بخش دوم:
🔹این همان چارچوب اسلحه میکروب و فولاد است اصلیترین ناحیه که تفاوتی بنیادین با سایر مناطق و زودتر از بقیه به تولید خوراک پرداخت اوراسیا و ناحیه هلال حاصلخیز در جنوب غربی آسیا بود در اینجا منظور از اوراسیا چین تا انتهای فرانسه در اروپا است سپس دایموند به یک طبقه بندی نهایی از عوامل اختلاف میان جوامع می پردازد؛((به این گونه، تولید خوراک، رقابت و اشاعه فناوری میان جوامع، به عنوان علت های نهایی، از طریق زنجیرهای علی که در جزئیات با هم متفاوت بوده اما همگی در ارتباط با جمعیت های متمرکز و زندگی مسکونی قرار داشتند، به بی واسطه ترین عوامل تسخیر یعنی میکروب ها،نگارش،فناوری و سازمان سیاسی متمرکز انجامیدند. چون این عوامل نهایی به نحو متفاوتی در قاره های متفاوت تکامل پیدا کرده اند، آن عوامل تسخیر نیز به نحوی متفاوت تکامل یافته اند.))(همان:۳۸۵)
🔹پس تولید خوراک پیش زمینه ی چهار عامل میکروب ها نگارش فناوری و سازمان سیاسی متمرکز هستند به اختصار به بررسی هر یک از عوامل میپردازیم. از نظر جرد دایموند تولید خوراک به تنهایی مهم نبود بلکه اصل بر تولید خوراکی های پروتئین دار بوده است که عمده ترین آن ها گندم و جو است. همچنین برخی نواحی بر حسب اتفاق، از گونه هایی از حیوانات برخوردار بودند که بیشتر از بقیه گونه ها قابلیت اهلی شدن داشتند. این حیوانات شامل گاو، بز، گوسفند، اسب و خوک است. در بحث از خوراکی ها، دایموند اماری ارائه می دهد که در آن ۳۲ گونه از ۵۶ گونه گندمیان وحشی در منطقه مدیترانه ای و ۳۳ گونه نیز در اسیای غربی، اروپا و افریقای شمالی قرار دارند. این در حالی است که در انگلستان یک گونه، اسیای شرقی ۶ گونه، جنوب صحرای افریقا ۴گونه، قاره امریکا ۱۱ گونه، امریکای شمالی۴گونه، امریکای جنوبی ۲ گونه و استرالیای شمالی ۲ گونه از این نوع گندم ها وجود داشت. در بحث مربوط به اهلی کردن حیوانات دایموند به ذکر این نکته می پردازد که:((مردم اوراسیا بر حسب اتفاق، بیش از قاره های دیگر وارث گونه های بزرگ و وحشی پستانداران گیاه خوار شدند. این پی آمد، با تمامی امتیازات بزرگی که برای جوامع اروپایی داشت، از سه واقعیت پایه ای جغرافیای پستانداران، تاریخ و زیست شناسی ریشه گرفته است.
🔹اولاً اوراسیا به دلیل قلمرو پهناور و تنوع بومی خود با بیشترین داوطلب های اهلی شدن آغاز کرد استرالیا و قاره آمریکا و نه اوراسیا و آفریقا بسیاری از داوطلبان خود را در موج کوبنده انقراض های اواخر دوران پلئیستوسن از دست داده بودند، احتمالا به این دلیل که پستانداران این قاره ها این بخت بد را داشتند که نخستین حیواناتی بودند که هنگامی که مهارت های شکار انسان ها به سطح تکامل یافته ای رسیده بود، در اواخر تاریخ تکاملی ما ناگهان با انسان ها رو به رو شدند. سرانجام درصد بالایی از داوطلبان باقی مانده برای اهلی شدن در اوراسیا مناسب تر از سایر قاره ها بودند.))(همان: ۲۳۱).
عامل دیگر میکروب ها هستند بیماری هایی که در سراسر تاریخ انسان ها را از پای درآورده اند آبله آنفولانزا سل مالاریا طاعون سرخک و وبا همگی گونه ای تکامل یافته از بیماری های حیوانات هستند. جوامع اوراسیای و شمال آفریقا به این علت که حیوانات نقش مهم تری در زندگی آنها و تولید خوراکشان بر عهده داشته اند بیشتر در معرض بیماریهای عفونی بوده اند. ویژگیهای بیماریهای عفونی این است که به شدت مسری هستند و اگر شما به آنها مبتلا شوید سرعت آنها حاد است یعنی یا بیمار را به سرعت می کشد یا اگر کسی خوش اقبال باشد و زنده بماند پادتن هایی تولید می کند که ژن نسل های آینده را در برابر این گونه از بیماری ها مقاوم تر میکند.(همان:۱۳۹۶).
🔹در جوامع تولید کننده خوراک که همواره جمعیتی متراکم دارند این بیماری ها پس از کشتار اولیه به مرور
با بدن نسل های جدید وفق پیدا میکند اما در جوامع ((کمتر تولید کننده خوراک)) و با کمبود حیوانات بیماری زا،این میکروب ها تاثیری عظیم و فاجعه بار می گذارند که نمونه بارز آن برخورد اسپانیایی ها با بومیان آمریکایی بود.مثلا((در سال ۱۶۱۸، جمعیت اولیه مکزیک که حدود۲۰ میلیون نفر بود، تقریبا به ۱/۶میلیون نفر سقوط کرد.))(همان: ۲۷۲).
در واقع بسیاری از سرخ پوست ها به جای میدان نبرد در رختخواب مردند عامل بعدی عامل نگارش است. ((دانش قدرت می آورد از این رو نگارش برای جوامع مدرن قدرت به همراه آورد به این نحو که امکان انتقال دانش را با دقت بسیار بیشتر و با کمیت و جزئیات زیادتری از سرزمین های دوردست و زمان های بسیار پیش فراهم می آورد.))(همان:۲۷۸).
...............................
‼‼‼ادامه دارد:
#معرفی_کتاب
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅انجمن علمی علوم سیاسی با معاونت انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران به مناسبت سالروز شهادت مرحوم امیرکبیر برگزار میکند:
🔻امیرکبیر در آوردگاه امنیت داخلی ایران
🔹سخنران: دکتر زهرا حاتمی (استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران)
🔹شنبه بیستم دی ماه
ساعت: ۱۱
‼محل برگزاری: پیج اینستاگرام انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران به نشانی:
https://www.instagram.com/utpsaa/
@utpsaa
🔻امیرکبیر در آوردگاه امنیت داخلی ایران
🔹سخنران: دکتر زهرا حاتمی (استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران)
🔹شنبه بیستم دی ماه
ساعت: ۱۱
‼محل برگزاری: پیج اینستاگرام انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران به نشانی:
https://www.instagram.com/utpsaa/
@utpsaa
✅نظم تقیخانی و شورش سالار
🖋به قلم امیرحسین مومن
🔻بزرگترین توفیق سیاسی میرزا تقیخان امیرکبیر، چیزی است که از آن با نام «نظم تقی خانی» نام برده میشود. این نظم برجسته کننده ی لیاقت و کاردانی امیر در بُعد امنیت داخلی است. یکی از مهمترین وجوه آن، پیروزی امیر بر سالارالدوله و دفع غائله خراسان میباشد. در سالهای پایانی سلطنت محمدشاه، الهیارخان آصفالدوله که دایی شاه بود و در تکاپوی رسیدن به مقام صدارت، از رقیب خود، حاجی میرزا آقاسی، بازمانده بود، تحریکاتی در خراسان انجام میداد که خبر از طلیعه ی یک جدایی طلبی داخلی میداد. شورشی که در رأس، سالارالدوله، پسر الهیارخان بود. سالار در دوران حکومت پدرش بر خراسان، مقام خوانسالاری شاه را داشت و نام سالارالدوله هم به وراثت از همین مقام به او رسیده بود. حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم شاه که تحریکات آصفالدوله را در خراسان مشاهده میکرد، او را به مقام تولیت آستانه قدس رضوی منصوب و از حکومت خراسان عزل نمود و بجای او پسرش، سالارالدوله که مورد اعتماد شاه بود، به امارت خراسان رفت. اما، صدراعظم با این کار خود، ناخواسته، صرفاً یک امتیاز به طرف مقابل داده بود و علاوه بر حکومت خراسان، درب گنجینه های حرم رضوی را هم بروی آصفالدوله گشوده بود. سالار بعد از استقرار در خراسان هم داستان پدر شده و بر ضد شاه شورید. محمدشاه لشکری را به فرماندهی حمزه میرزا، عمویش روانه خراسان نمود، اما مرگ شاه در ۲۵ رمضان ۱۲۶۴ اوضاع را دگرگون کرد. در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه و صدارت امیر، قوای دولتی در ناامیدی کامل در خراسان به سر میبردند. از یک سو بیماری و قحطی در لشکریان رسوخ نموده بود و از سویی دیگر سران و خوانین ترکمان و خراسان با سالار همدست شده بودند. علاوه بر آن مردم مشهد نیز در مقابل قشون دولتی، از سالار حمایت میکردند. اما کفایت و کاردانی امیر در دفع این غائله چونان سندی در تاریخ ثبت شده است. امیرکبیر بجای حمزه میرزا که در خراسان غارتها کرده بود، حسامالسلطنه را فرستاد. همچنین برای قوت لشکریان مرتباً به قوای دولتی آذوقه و پول و اسلحه ارسال مینمود. حاج میرزا حسن خان انصاری در کتاب آگهی کار شاهان در این باره چنین مینویسد: «خودم ایستاده بودم که محمدشاه پانزده فوج سوار مستعد مکمل روانه خراسان نمود. وقت سان دادن در میدان به آنها شخصاً خطاب نمود: ای سرباز و سوار، زن و بچه ی خراسانیان یاغی را به شما بخشیدم. بروید هرچه میخواهید بکنید. این خبر به خراسانیان رسیده، همه در طغیان و همراهی سالار فدائی وار کوشیدند و هرچه قشون رفت خلع اسلحه نموده و کشتند و باز هم خودم ایستاده بودم که امیرکبیر به زحمتی فوق الحصر چند فوج راه انداخت، روز سان به حسامالسلطنه فرمود: خراسان ملک شاه است و خراسانیان اولاد شاه. تو مأموری با این افواج بروی، یک نفر، حسن خان سالار را که میگویند یاغی شده بگیری. اگر شنیده شد یک سوار، یک توبره کاه، بی پول و بی رضایت از خراسانی گرفته و تو شکم آن سوار را ندیده ای، شاه شکم تو را خواهد درید. عیناً این کلام به خراسانیان رسیده، خودشان ولایت به ولایت بی جنگ دروازه گشودند». بدین ترتیب، امیرکبیر، خراسان ایران را به تدبیر و کاردانی، دوباره به خاک ایران برگرداند. کاری که جانشین او، میرزا آقاخان نوری، در آن توفیقی نداشت و با همان سیاست چماق و هویجی محمدشاه، نهایتاً هرات و ولایات افغانستان را از دست داد.
#تاریخ_سیاسی_ایران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم امیرحسین مومن
🔻بزرگترین توفیق سیاسی میرزا تقیخان امیرکبیر، چیزی است که از آن با نام «نظم تقی خانی» نام برده میشود. این نظم برجسته کننده ی لیاقت و کاردانی امیر در بُعد امنیت داخلی است. یکی از مهمترین وجوه آن، پیروزی امیر بر سالارالدوله و دفع غائله خراسان میباشد. در سالهای پایانی سلطنت محمدشاه، الهیارخان آصفالدوله که دایی شاه بود و در تکاپوی رسیدن به مقام صدارت، از رقیب خود، حاجی میرزا آقاسی، بازمانده بود، تحریکاتی در خراسان انجام میداد که خبر از طلیعه ی یک جدایی طلبی داخلی میداد. شورشی که در رأس، سالارالدوله، پسر الهیارخان بود. سالار در دوران حکومت پدرش بر خراسان، مقام خوانسالاری شاه را داشت و نام سالارالدوله هم به وراثت از همین مقام به او رسیده بود. حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم شاه که تحریکات آصفالدوله را در خراسان مشاهده میکرد، او را به مقام تولیت آستانه قدس رضوی منصوب و از حکومت خراسان عزل نمود و بجای او پسرش، سالارالدوله که مورد اعتماد شاه بود، به امارت خراسان رفت. اما، صدراعظم با این کار خود، ناخواسته، صرفاً یک امتیاز به طرف مقابل داده بود و علاوه بر حکومت خراسان، درب گنجینه های حرم رضوی را هم بروی آصفالدوله گشوده بود. سالار بعد از استقرار در خراسان هم داستان پدر شده و بر ضد شاه شورید. محمدشاه لشکری را به فرماندهی حمزه میرزا، عمویش روانه خراسان نمود، اما مرگ شاه در ۲۵ رمضان ۱۲۶۴ اوضاع را دگرگون کرد. در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه و صدارت امیر، قوای دولتی در ناامیدی کامل در خراسان به سر میبردند. از یک سو بیماری و قحطی در لشکریان رسوخ نموده بود و از سویی دیگر سران و خوانین ترکمان و خراسان با سالار همدست شده بودند. علاوه بر آن مردم مشهد نیز در مقابل قشون دولتی، از سالار حمایت میکردند. اما کفایت و کاردانی امیر در دفع این غائله چونان سندی در تاریخ ثبت شده است. امیرکبیر بجای حمزه میرزا که در خراسان غارتها کرده بود، حسامالسلطنه را فرستاد. همچنین برای قوت لشکریان مرتباً به قوای دولتی آذوقه و پول و اسلحه ارسال مینمود. حاج میرزا حسن خان انصاری در کتاب آگهی کار شاهان در این باره چنین مینویسد: «خودم ایستاده بودم که محمدشاه پانزده فوج سوار مستعد مکمل روانه خراسان نمود. وقت سان دادن در میدان به آنها شخصاً خطاب نمود: ای سرباز و سوار، زن و بچه ی خراسانیان یاغی را به شما بخشیدم. بروید هرچه میخواهید بکنید. این خبر به خراسانیان رسیده، همه در طغیان و همراهی سالار فدائی وار کوشیدند و هرچه قشون رفت خلع اسلحه نموده و کشتند و باز هم خودم ایستاده بودم که امیرکبیر به زحمتی فوق الحصر چند فوج راه انداخت، روز سان به حسامالسلطنه فرمود: خراسان ملک شاه است و خراسانیان اولاد شاه. تو مأموری با این افواج بروی، یک نفر، حسن خان سالار را که میگویند یاغی شده بگیری. اگر شنیده شد یک سوار، یک توبره کاه، بی پول و بی رضایت از خراسانی گرفته و تو شکم آن سوار را ندیده ای، شاه شکم تو را خواهد درید. عیناً این کلام به خراسانیان رسیده، خودشان ولایت به ولایت بی جنگ دروازه گشودند». بدین ترتیب، امیرکبیر، خراسان ایران را به تدبیر و کاردانی، دوباره به خاک ایران برگرداند. کاری که جانشین او، میرزا آقاخان نوری، در آن توفیقی نداشت و با همان سیاست چماق و هویجی محمدشاه، نهایتاً هرات و ولایات افغانستان را از دست داد.
#تاریخ_سیاسی_ایران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔻Magna Carta 📜
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
Magna Carta is famous as a symbol of justice, fairness, and human rights. For centuries it has inspired and encouraged movements for freedom and constitutional government in Britain and around the world.
ماگنا کارتا به عنوان نمادی از عدالت، انصاف و حقوق بشر مشهور است. برای قرن ها، الهامبخش جنبش هایی برای آزادی و حکومت مشروطه در انگلستان و سراسر جهان بوده و آنها را تشویق کرده است.
But when it was issued by England’s King John in June 1215 it was an attempt to prevent a civil war between the king and his powerful barons.
اما هنگامی که توسط پادشاه انگلستان، در ژوئن ۱۲۱۵ صادر شد، تنها تلاشی برای جلوگیری از جنگ داخلی بین پادشاه و بارون های قدرتمند او بود.
Magna Carta means simply ‘great charter’. A charter is a legal document issued by the king or queen which guarantees certain rights.
ماگنا کارتا به معنای "منشور کبیر" است. منشور یک سند قانونی است که توسط پادشاه یا ملکه صادر می شود و حقوق خاصی را تضمین می کند.
Thirteen original copies of the Carta were made and distributed. Only four survive today. The four copies are in The British Library, The Bodleian Library, Lincoln Castle and Salisbury Cathedral.
سیزده رونوشت از نسخه اصلی کارتا ساخته و منتشر شد. امروزه فقط چهارتای آن باقی ماندهاست. چهار نسخه موجود، در کتابخانه های بریتانیا ، کتابخانه بودلیان ، قلعه لینکلن و کلیسای جامع سالیسبری است.
The Magna Carta contains 63 clauses written in Latin on parchment. Only three of the original clauses in Magna Carta are still law today.
ماگنا کارتا شامل ۶۳ بند است که به زبان لاتین و بر روی چرم نوشته شده است. فقط سه بند اصلی در ماگنا کارتا هنوز هم به شکل قانون است.
This clause is the main reason the Carta is still famous:
دلیل اصلی که ماگنا کارتا هنوز مشهور است، بند زیر است:
"No free man shall be seized ,imprisoned, ,stripped of his rights or possessions, ,outlawed ,exiled. Nor will we proceed with force against him except by the lawful judgement of his equals or by the law of the land. To no one will we sell, to no one deny or delay right or justice".
"هیچ آزادمردی نباید بازداشت یا زندانی، از حق و دارایی اش سلب و یا تبعید شود. همچنین ما با زور علیه او اقدام نخواهیم کرد. مگر با حکم مبتنی بر قانونی که از جانب همگنان وی یا بر طبق قانون کشور صادر شود. ما عدالت را به خاطر هیچ کس نخواهیم فروخت و به خاطر هیچ کس آن را زیر پا نخواهیم گذاشت و به تاخیر نخواهیم انداخت."
This clause limits the power of rulers, and introduces the idea of lawful process and the idea of a jury.
این بند قدرت حاکمان را محدود می کند و ایده روند قانونی و هیئت منصفه را مطرح می کند.
The BBC summarised the main points of the document as:
بی بی سی نکات اصلی این سند را خلاصه کردهاست:
No one is above the law, not even the king.
هیچ کس بالاتر از قانون نیست، حتی پادشاه.
Everyone has a right a fair trial.
هر کس حق دارد یک دادرسی عادلانه داشته باشد.
No taxation without representation.
نفی مالیات بدون نمایندگی.
🖋گردآوری:فرانک مدنی
#Idioms_phrases
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
Magna Carta is famous as a symbol of justice, fairness, and human rights. For centuries it has inspired and encouraged movements for freedom and constitutional government in Britain and around the world.
ماگنا کارتا به عنوان نمادی از عدالت، انصاف و حقوق بشر مشهور است. برای قرن ها، الهامبخش جنبش هایی برای آزادی و حکومت مشروطه در انگلستان و سراسر جهان بوده و آنها را تشویق کرده است.
But when it was issued by England’s King John in June 1215 it was an attempt to prevent a civil war between the king and his powerful barons.
اما هنگامی که توسط پادشاه انگلستان، در ژوئن ۱۲۱۵ صادر شد، تنها تلاشی برای جلوگیری از جنگ داخلی بین پادشاه و بارون های قدرتمند او بود.
Magna Carta means simply ‘great charter’. A charter is a legal document issued by the king or queen which guarantees certain rights.
ماگنا کارتا به معنای "منشور کبیر" است. منشور یک سند قانونی است که توسط پادشاه یا ملکه صادر می شود و حقوق خاصی را تضمین می کند.
Thirteen original copies of the Carta were made and distributed. Only four survive today. The four copies are in The British Library, The Bodleian Library, Lincoln Castle and Salisbury Cathedral.
سیزده رونوشت از نسخه اصلی کارتا ساخته و منتشر شد. امروزه فقط چهارتای آن باقی ماندهاست. چهار نسخه موجود، در کتابخانه های بریتانیا ، کتابخانه بودلیان ، قلعه لینکلن و کلیسای جامع سالیسبری است.
The Magna Carta contains 63 clauses written in Latin on parchment. Only three of the original clauses in Magna Carta are still law today.
ماگنا کارتا شامل ۶۳ بند است که به زبان لاتین و بر روی چرم نوشته شده است. فقط سه بند اصلی در ماگنا کارتا هنوز هم به شکل قانون است.
This clause is the main reason the Carta is still famous:
دلیل اصلی که ماگنا کارتا هنوز مشهور است، بند زیر است:
"No free man shall be seized ,imprisoned, ,stripped of his rights or possessions, ,outlawed ,exiled. Nor will we proceed with force against him except by the lawful judgement of his equals or by the law of the land. To no one will we sell, to no one deny or delay right or justice".
"هیچ آزادمردی نباید بازداشت یا زندانی، از حق و دارایی اش سلب و یا تبعید شود. همچنین ما با زور علیه او اقدام نخواهیم کرد. مگر با حکم مبتنی بر قانونی که از جانب همگنان وی یا بر طبق قانون کشور صادر شود. ما عدالت را به خاطر هیچ کس نخواهیم فروخت و به خاطر هیچ کس آن را زیر پا نخواهیم گذاشت و به تاخیر نخواهیم انداخت."
This clause limits the power of rulers, and introduces the idea of lawful process and the idea of a jury.
این بند قدرت حاکمان را محدود می کند و ایده روند قانونی و هیئت منصفه را مطرح می کند.
The BBC summarised the main points of the document as:
بی بی سی نکات اصلی این سند را خلاصه کردهاست:
No one is above the law, not even the king.
هیچ کس بالاتر از قانون نیست، حتی پادشاه.
Everyone has a right a fair trial.
هر کس حق دارد یک دادرسی عادلانه داشته باشد.
No taxation without representation.
نفی مالیات بدون نمایندگی.
🖋گردآوری:فرانک مدنی
#Idioms_phrases
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅تحول پوشاک در انقلابها
در طول تاریخ و در کشورها و تمدنهای گوناگون، جریاناتی که توانسته اند حکومتهای زمانه را سرنگون و یک حکومت انقلابی مطلوب خود را برپا سازند، حکماً طی کشمکش های خود جهت پیروزی، غربالهای فکری و عملی گوناگونی را پیموده اند وگرنه توسط حکومتها یا سایر رقبا، به زانو در می آمدند و در تاریخ گمنام می گشتند.چنین حکومتهایی میتوانند مبانی عمیق فکری خود را بصورت یک سبک زندگی همه جانبه برای اتباع خود تشریح نمایند که این مبانی، به حوزه مد و پوشش نیز راه می یابد.
‼ادامه دارد:............
#یک_فنجان_سیاست
#جامعه_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
در طول تاریخ و در کشورها و تمدنهای گوناگون، جریاناتی که توانسته اند حکومتهای زمانه را سرنگون و یک حکومت انقلابی مطلوب خود را برپا سازند، حکماً طی کشمکش های خود جهت پیروزی، غربالهای فکری و عملی گوناگونی را پیموده اند وگرنه توسط حکومتها یا سایر رقبا، به زانو در می آمدند و در تاریخ گمنام می گشتند.چنین حکومتهایی میتوانند مبانی عمیق فکری خود را بصورت یک سبک زندگی همه جانبه برای اتباع خود تشریح نمایند که این مبانی، به حوزه مد و پوشش نیز راه می یابد.
‼ادامه دارد:............
#یک_فنجان_سیاست
#جامعه_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅تحول پوشاک در انقلابها در طول تاریخ و در کشورها و تمدنهای گوناگون، جریاناتی که توانسته اند حکومتهای زمانه را سرنگون و یک حکومت انقلابی مطلوب خود را برپا سازند، حکماً طی کشمکش های خود جهت پیروزی، غربالهای فکری و عملی گوناگونی را پیموده اند وگرنه توسط حکومتها…
✅بررسی عُرفهای مُد و پوشاک در حکومت های انقلابی
🖋به قلم: علی میرزاخانی
👕پیش از آنکه پایه های متمایز نظری انقلابهای تاریخساز نظیر فرانسه، روسیه یا ایران را بسنجیم، برای مورد نخست، معنویات یا کیفیتهای انقلاب را یادآور میشویم.هنگام تحقق انقلاب و نوپایی، میان گروههای جوان انقلابی، موجی از آرمانگرایی، تعالی خواهی و باور به ارزش والای معنوی مبارزات پیشین حاکم میگردد و بنابراین، از تجمل و ظرافت و بدن نمایی پوشش کاسته میشود و بجای آن، البسه ضمخت و گشوده رواج می یابد.بنابر این مسأله، انقلابیون بویژه در سالهای آغازین پیروزی جنبش خود که شور و شرر آنان هنوز به نفوذ و ثروت ناشی از اقتدار، آلوده نگشته، از لباسهای آزاد استفاده میکنند، چراکه توجه به آراستگی پوشش و جامه فاخر، عمدتاً اینگونه تلقی میگشت که فرد دارای پوشش شکیل، دردمندی سایر انقلابیون را ندارد و یا آنکه حاضر به فدا کردن جان خود در راه انقلاب، نیست.در فرانسه پایان سده هجدهم و ایران اواخر سده بیستم نیز به اینگونه قوانین نانوشته در زمینه پوشاک، بر میخوریم.در زمان حکمرانی لنین و استالین بر اتحاد شوروی سابق که ادعای الغای طبقات اجتماعی بود نیز اغلب الگوهای پوششی از لباس نظامیان اخذ میشد و در این مورد نیز، شاهد کاهش محسوس زرق و برق و زیبایی این پوشاک نسبت به دوران تزار هستیم.
🧥جدا از این نکته کلی که بیان شد، اکنون میتوانیم چهار انقلاب مهم تاریخ را که در انگلستان، فرانسه، روسیه و نهایتاً ایران بوقوع پیوست را بطور مجزا و با اشاره به برخی نکات بطور خلاصه بررسی نماییم:
1️⃣جنگ داخلی انگلستان در دهه ۱۶۴۰ که به فرمانروایی الیور کرامول منجر شد:
طی این وقایع، دو گروه سلطنت طلبان حامی شاه چارلز یکم و نظامیان حامیان مجلس، طرفین درگیر بشمار میرفتند. سلطنت طلبان که به سربازان شاه موسوم بودند، بپیروی از پوشش اشراف و خاندان سلطنتی انگلستان، کلاههای پهن، پیراهنهای ظریف کتان و زره های منقوش به تن میکردند و موی خود را بلند میکردند.
اما سربازان مجلس که حامی تحدید قدرت نامحدود چارلز بودند، برای آنکه به جنگاوری خود تأکید نمایند از چکمه های بسیار بلند مهمیزدار زره های سنگین و زمخت استفاده میکردند.
2️⃣ انقلاب ۱۷۸۹فرانسه:
علاوه بر کاسته شدن ظرافت از پوشش فرانسوی، نکته مهم مربوط به کلاههای فرانسوی است. طی سده۱۸م، کلاههای مخروطی شکل بلندی در فرانسه متداول بود و تدریجا، گروههای انقلابی بخش بالایی این گونه کلاه را رو به جلو خم کردند که با سایر گروهها، متمایز شوند. میتوان اینچنین نتیجه بگیریم که خمیده کردن نُک تیز این کلاهها، نوعی شکستن چارچوب های پیشین را به ذهن متبادر میسازد.
3️⃣ انقلاب کارگری ۱۹۱۷روسیه:
هرچند که آب و هوای بسیار سرد روسیه،چندان امکان انعطافی در گزینش لباس به روسها نمیدهد، اما با اینحال، پرولتریای روسیه از نوعی یونیفرم پشمی ضخیم و ساده استفاده میکردند که نماد جامعه بدون طبقه و کاملاً برابر کمونیسم بود. البته اقتدارگرایی مطلق استالن، بگونه بود که نوع پوشش، چندان بصورت عُرف نباشد و حالت رسمی تری یابد.
چنین رویکردی در بسیاری از حکومتهای کمونیستی سده بیستمی نیز نظیر کره شمالی، چین، خمر یا ویتنام رعایت شد.
4️⃣ انقلاب اسلامی ایران ۱۹۷۹:
پیشرفت جوامع در صنعت نساجی و طراحی پوشاک و همچنین تعدد اندیشهها و گروههای انقلابی در این سالها بسیار فراتر از موارد پیشین بود و بدیهی است که به نکات محدود بسنده مینماییم. عمدتاً، هواداران سلطنت پهلوی و یا ملیون بودند که از کراوات استفاده میکردند اما گروههای مذهبی تر، کراوات را نماد غربگرایی یا با تعابیر دیگر یاد میکردند. معمولاً چهرههایی که سرپرستی طیف ها یا گروهها را عهدهدار بودند و یا آنکه در ساختار حکومت پهلوی، سالمند و محافظهکار بودند نظیر امام خمینی(ره)، مرحوم مهندس بازرگان، محمدرضا پهلوی، تیمسار ازهاری، شریف امامی و... عینکهای بزرگ کائوچویی و تیره بچشم داشتند زیرا این عینکها، نخبگی، ارج و غرور بیشتری به چهره می آورد، اما بسیاری از جوانان که اغلب گروههای چپ دانشجویی را تشکیل میدادند از عینکهای بزرگ فلزی مدل metal aviator استفاده میکردند و برای قرابت بیشتر با جنبش های چریکی آمریکای لاتین، بجای کت یا پالتو، اُورکت های سبزرنگ به تن میکردند. البته گروههای مذهبی جوان نیز در سالهای جنگ،بر دفاع چنین پوششی داشتند و برای همان مفهوم نفی بدن نمایی لباس، پیراهن را روی شلوار می انداختند.
#جامعه_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم: علی میرزاخانی
👕پیش از آنکه پایه های متمایز نظری انقلابهای تاریخساز نظیر فرانسه، روسیه یا ایران را بسنجیم، برای مورد نخست، معنویات یا کیفیتهای انقلاب را یادآور میشویم.هنگام تحقق انقلاب و نوپایی، میان گروههای جوان انقلابی، موجی از آرمانگرایی، تعالی خواهی و باور به ارزش والای معنوی مبارزات پیشین حاکم میگردد و بنابراین، از تجمل و ظرافت و بدن نمایی پوشش کاسته میشود و بجای آن، البسه ضمخت و گشوده رواج می یابد.بنابر این مسأله، انقلابیون بویژه در سالهای آغازین پیروزی جنبش خود که شور و شرر آنان هنوز به نفوذ و ثروت ناشی از اقتدار، آلوده نگشته، از لباسهای آزاد استفاده میکنند، چراکه توجه به آراستگی پوشش و جامه فاخر، عمدتاً اینگونه تلقی میگشت که فرد دارای پوشش شکیل، دردمندی سایر انقلابیون را ندارد و یا آنکه حاضر به فدا کردن جان خود در راه انقلاب، نیست.در فرانسه پایان سده هجدهم و ایران اواخر سده بیستم نیز به اینگونه قوانین نانوشته در زمینه پوشاک، بر میخوریم.در زمان حکمرانی لنین و استالین بر اتحاد شوروی سابق که ادعای الغای طبقات اجتماعی بود نیز اغلب الگوهای پوششی از لباس نظامیان اخذ میشد و در این مورد نیز، شاهد کاهش محسوس زرق و برق و زیبایی این پوشاک نسبت به دوران تزار هستیم.
🧥جدا از این نکته کلی که بیان شد، اکنون میتوانیم چهار انقلاب مهم تاریخ را که در انگلستان، فرانسه، روسیه و نهایتاً ایران بوقوع پیوست را بطور مجزا و با اشاره به برخی نکات بطور خلاصه بررسی نماییم:
1️⃣جنگ داخلی انگلستان در دهه ۱۶۴۰ که به فرمانروایی الیور کرامول منجر شد:
طی این وقایع، دو گروه سلطنت طلبان حامی شاه چارلز یکم و نظامیان حامیان مجلس، طرفین درگیر بشمار میرفتند. سلطنت طلبان که به سربازان شاه موسوم بودند، بپیروی از پوشش اشراف و خاندان سلطنتی انگلستان، کلاههای پهن، پیراهنهای ظریف کتان و زره های منقوش به تن میکردند و موی خود را بلند میکردند.
اما سربازان مجلس که حامی تحدید قدرت نامحدود چارلز بودند، برای آنکه به جنگاوری خود تأکید نمایند از چکمه های بسیار بلند مهمیزدار زره های سنگین و زمخت استفاده میکردند.
2️⃣ انقلاب ۱۷۸۹فرانسه:
علاوه بر کاسته شدن ظرافت از پوشش فرانسوی، نکته مهم مربوط به کلاههای فرانسوی است. طی سده۱۸م، کلاههای مخروطی شکل بلندی در فرانسه متداول بود و تدریجا، گروههای انقلابی بخش بالایی این گونه کلاه را رو به جلو خم کردند که با سایر گروهها، متمایز شوند. میتوان اینچنین نتیجه بگیریم که خمیده کردن نُک تیز این کلاهها، نوعی شکستن چارچوب های پیشین را به ذهن متبادر میسازد.
3️⃣ انقلاب کارگری ۱۹۱۷روسیه:
هرچند که آب و هوای بسیار سرد روسیه،چندان امکان انعطافی در گزینش لباس به روسها نمیدهد، اما با اینحال، پرولتریای روسیه از نوعی یونیفرم پشمی ضخیم و ساده استفاده میکردند که نماد جامعه بدون طبقه و کاملاً برابر کمونیسم بود. البته اقتدارگرایی مطلق استالن، بگونه بود که نوع پوشش، چندان بصورت عُرف نباشد و حالت رسمی تری یابد.
چنین رویکردی در بسیاری از حکومتهای کمونیستی سده بیستمی نیز نظیر کره شمالی، چین، خمر یا ویتنام رعایت شد.
4️⃣ انقلاب اسلامی ایران ۱۹۷۹:
پیشرفت جوامع در صنعت نساجی و طراحی پوشاک و همچنین تعدد اندیشهها و گروههای انقلابی در این سالها بسیار فراتر از موارد پیشین بود و بدیهی است که به نکات محدود بسنده مینماییم. عمدتاً، هواداران سلطنت پهلوی و یا ملیون بودند که از کراوات استفاده میکردند اما گروههای مذهبی تر، کراوات را نماد غربگرایی یا با تعابیر دیگر یاد میکردند. معمولاً چهرههایی که سرپرستی طیف ها یا گروهها را عهدهدار بودند و یا آنکه در ساختار حکومت پهلوی، سالمند و محافظهکار بودند نظیر امام خمینی(ره)، مرحوم مهندس بازرگان، محمدرضا پهلوی، تیمسار ازهاری، شریف امامی و... عینکهای بزرگ کائوچویی و تیره بچشم داشتند زیرا این عینکها، نخبگی، ارج و غرور بیشتری به چهره می آورد، اما بسیاری از جوانان که اغلب گروههای چپ دانشجویی را تشکیل میدادند از عینکهای بزرگ فلزی مدل metal aviator استفاده میکردند و برای قرابت بیشتر با جنبش های چریکی آمریکای لاتین، بجای کت یا پالتو، اُورکت های سبزرنگ به تن میکردند. البته گروههای مذهبی جوان نیز در سالهای جنگ،بر دفاع چنین پوششی داشتند و برای همان مفهوم نفی بدن نمایی لباس، پیراهن را روی شلوار می انداختند.
#جامعه_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅فراخوان مقالات دانشجویی نشریه علوم سیاسی
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
🔻صاحب امتیاز انجمن علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔻موضوع این شماره: سیری آزاد در سپهر سیاست
‼موضوع این شماره از نشریه آزاد بوده و علاقمندان میتوانند در هر شاخه از دانش سیاست،مطالب دانش محور خود را ارسال نمایند.
🔻مقاله حداکثر ۷۰۰۰ کلمه
🔻دیدگاه : حداکثر ۸۰۰ کلمه
🔻نقد کتاب و نظریه ها:۳۰۰۰ کلمه
‼‼مهلت ارسال آثار تا ۷ اسفند
⭕لطفا آثار خود را به آیدی:
@nashriyeh_ut
ارسال نمایید.
@utpsaa
✅انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران، از میان دانشجویان علاقمند به تولید محتوای علمی در حوزه روابط بینالملل دعوت به همکاری مینماید.
🆔 درصورت تمایل، با آیدی زیر در ارتباط باشید:
@ali_btf96
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
🆔 درصورت تمایل، با آیدی زیر در ارتباط باشید:
@ali_btf96
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران، از میان دانشجویان علاقمند به تولید محتوای علمی در حوزه هنر و سیاست، بویژه دانشجویان علوم سیاسی، ادبیات و هنر، دعوت به همکاری مینماید.
🆔 درصورت تمایل، با این آیدی در ارتباط باشید:
@Mirzakhani_110
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
🆔 درصورت تمایل، با این آیدی در ارتباط باشید:
@Mirzakhani_110
🆔 کانال انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران:
@utpsaa
Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅‼انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران قصد دارد هر هفته مطالبی در حوزههای مختلف دانش سیاست تحت عنوان
#یک_فنجان_سیاست را در کانال خود به اشتراک بگذارد.
🔻پس همراه ما باشید.
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
#یک_فنجان_سیاست را در کانال خود به اشتراک بگذارد.
🔻پس همراه ما باشید.
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅راستافاریانیسم ( Rastafarianism): با اندیشه و آیین راستافاری ، اندیشه ای بیش تر با ماهیت مذهبی که در جامائیکا پدیدار شد ، آفریقا را سرزمین موعود سیاهیان و هایلی سلاسی، امپراطور اتیوپی ، را در حد خدا می پنداشت.
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
#یک_فنجان_سیاست
#اصطلاحات_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa