✅تداوم فرهنگی ایران در سپهر اشکانیان
🖋به قلم: امیرحسین مومن (دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران)
🔹🔹حمله ی اسکندر مقدونی به دولت شاهنشاهی هخامنشی در ۳۳۰ پ.م، سرآغاز یک آنومی فرهنگی، سیاسی و مذهبی در ملل تابعه شاهنشاهی پارس بود. با فروپاشی هخامنشیان، ایده ایزدشاهی ایران باستان تا برآمدن ساسانیان خاموش شد و فره ایزدی بدان درجه تنزل یافت که از صرف خاندان هخامنشی بیرون رفته و به هر دودمان پارسی در عصر ساسانیان اطلاق شد. نفوذ فرهنگ هلنی در ایران که ترکیبی از عناصر یونانی عصر سلوکیان و عناصر رومی دوران قیصرها بود، سبب ایجاد یک رشته مقاومتهایی در ایران و سایر ملل تابعه شاهنشاهی پارس شد. در ایران طبقه مغان، در مصر طبقه کاهنان و در یهودیه طبقه خاخامها، این مهم را برعهده داشتند. ایرانیان به زودی متوجه این مسئله شدند که بدون قدرت نظامی، توان مقاومت در برابر نفوذ فرهنگ هلنی را ندارند. از این جهت، مردانی از پارثیای ماوراءالنهر بسیج شده و با آنتیوخوس دوم، پادشاه سلوکی به مقابله پرداختند. این پهلوانان پارثی، در برابر سلوکیان مقاومت کردند و حتی چندین بار پایتخت آنان، سلوکیه، را متصرف شدند ، تا آنکه لژیونهای روم بر آنها فائق آمدند و بعد از آن، فرات، سرحدات ایران و روم شد. پارثیان با آنکه اصالتاً آریایی بودند، اما نزد عامه ایرانیان، منزلت و شکوه شاهنشاهی هخامنشی را نداشتند و به همین جهت، شیوه ی اداره ملوکالطوایفی، این امکان را به آنان میداد که مملکت را خاندانی اداره کنند. بنابراین اهمیت ایالت و شهر در عصر اشکانی بسیار برجسته است. از آن جمله است ایالت ارمنستان به تختگاهی آرتاکساتا (ایروان) و شهر ولوگاسیسیه (بلاشیه). واقعیت این است که اشکانیان به آیین رستم دستان، مهرپرست بودند، اما عدم تعصبات مذهبی، این امکان را برایشان فراهم میکرد که نسبت به آئینها و نمادهای کیش مزدیسنا (زرتشتی) متعهد شوند. بخصوص بلاش اول (ولوگاسیس اول) که در شهر تازه تأسیس ولوگاسیسیه به ایجاد مدارس مذهبی و جمع آوری متون مزدیسنا همت گماشت. هرچند افول خورشید اشکانیان را باید، در پرتویی مرکب از عناصر ایرانی و هلنی دید، اما باید گفت که ایران، عدم تلاشی فرهنگی اش بعد از حمله ی اسکندر را مدیون این پهلوانان ماورالنهری است.
#یک_فنجان_سیاست
#تاریخ_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم: امیرحسین مومن (دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران)
🔹🔹حمله ی اسکندر مقدونی به دولت شاهنشاهی هخامنشی در ۳۳۰ پ.م، سرآغاز یک آنومی فرهنگی، سیاسی و مذهبی در ملل تابعه شاهنشاهی پارس بود. با فروپاشی هخامنشیان، ایده ایزدشاهی ایران باستان تا برآمدن ساسانیان خاموش شد و فره ایزدی بدان درجه تنزل یافت که از صرف خاندان هخامنشی بیرون رفته و به هر دودمان پارسی در عصر ساسانیان اطلاق شد. نفوذ فرهنگ هلنی در ایران که ترکیبی از عناصر یونانی عصر سلوکیان و عناصر رومی دوران قیصرها بود، سبب ایجاد یک رشته مقاومتهایی در ایران و سایر ملل تابعه شاهنشاهی پارس شد. در ایران طبقه مغان، در مصر طبقه کاهنان و در یهودیه طبقه خاخامها، این مهم را برعهده داشتند. ایرانیان به زودی متوجه این مسئله شدند که بدون قدرت نظامی، توان مقاومت در برابر نفوذ فرهنگ هلنی را ندارند. از این جهت، مردانی از پارثیای ماوراءالنهر بسیج شده و با آنتیوخوس دوم، پادشاه سلوکی به مقابله پرداختند. این پهلوانان پارثی، در برابر سلوکیان مقاومت کردند و حتی چندین بار پایتخت آنان، سلوکیه، را متصرف شدند ، تا آنکه لژیونهای روم بر آنها فائق آمدند و بعد از آن، فرات، سرحدات ایران و روم شد. پارثیان با آنکه اصالتاً آریایی بودند، اما نزد عامه ایرانیان، منزلت و شکوه شاهنشاهی هخامنشی را نداشتند و به همین جهت، شیوه ی اداره ملوکالطوایفی، این امکان را به آنان میداد که مملکت را خاندانی اداره کنند. بنابراین اهمیت ایالت و شهر در عصر اشکانی بسیار برجسته است. از آن جمله است ایالت ارمنستان به تختگاهی آرتاکساتا (ایروان) و شهر ولوگاسیسیه (بلاشیه). واقعیت این است که اشکانیان به آیین رستم دستان، مهرپرست بودند، اما عدم تعصبات مذهبی، این امکان را برایشان فراهم میکرد که نسبت به آئینها و نمادهای کیش مزدیسنا (زرتشتی) متعهد شوند. بخصوص بلاش اول (ولوگاسیس اول) که در شهر تازه تأسیس ولوگاسیسیه به ایجاد مدارس مذهبی و جمع آوری متون مزدیسنا همت گماشت. هرچند افول خورشید اشکانیان را باید، در پرتویی مرکب از عناصر ایرانی و هلنی دید، اما باید گفت که ایران، عدم تلاشی فرهنگی اش بعد از حمله ی اسکندر را مدیون این پهلوانان ماورالنهری است.
#یک_فنجان_سیاست
#تاریخ_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅نگاهی بر فیلم سینمایی interstellar
🖋به قلم: محمدامین نیکصفت ( دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران)
🔻فیلم سینمایی میان ستارهای interstellar به کارگردانی کریستوفر نولان در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. این فیلم در ژانر علمی تخیلی قرار دارد اما بدون شک نمی توان آن را یک تخیل صرفاً عادی دانست. بحرانی که فیلم برای دنیا متصور میشود بحرانی نیست که تنها خاص یک منطقه یا یک نهاد یا کشور باشد و همچنین عوامل تهدید کننده ای که در سراسر فیلم موجب تلاش انسان ها برای نجات میگردد برخلاف بسیاری از داستان هایی که در فیلم های گوناگون دیده ایم عاملی بیرونی و عجیب الخلقه ای نیست بلکه آن عامل طبیعت است . طبیعتی که از یک سو انسان مدرن صدمات زیادی به آن وارد نموده و از سوی دیگر با افزایش چشمگیر جمعیت دیگر ظرفیت لازم برای فراهم آوردن شرایط حیات را ندارد و همانطور که در داستان فیلم نیز دیده می شود این بحران تا بدانجاست که انسانها توان تنفس سالم را نداشته و از طرفی با هجوم آفت ها سال به سال مواد غذایی بیشتری از بین میرود و این آفت اکسیژن هوا را نیز نابود میکند. بنابراین زمین دیگر جای مناسب برای زندگی نیست. دیگر علومی مثل هوافضا علوم خاص و تاپی محسوب نمیشود بلکه علوم و دانشی که حیات انسان را مدد رساند در اولویت قرار دارند مانند کشاورزی که در تکه ای از فیلم مشاهده می کنیم که در جلسه اولیا با مسئولین مدرسه مسئولین مدرسه به این حقیقت اذعان می کنند.
در حقیقت نولان در این فیلم به خوبی نشان میدهد که یک بحران جهانی چگونه ساختار فرهنگی و اجتماعی تمام انسانها و جوامع را تغییر می دهد. دیگر ارتش وجود ندارد که بخواهد برایش هزینه گردد و جنگی راه بیاندازد بنابراین از لفظ ارتش های سابق در فیلم استفاده میشود .رقابتی به آن صورت که انتظار داریم وجود ندارد زیرا ترس از مردن توانایی و شور رقابت را از بین برده و اگر رقابتی هم وجود داشته باشد صرفاً جنبه سرگرمی دارد همانطور که در قسمتی از فیلم در حین تماشای مسابقهی بیسبال شاهد اعتراض پدر بزرگ خانواده دونالد به نحوه و وضعیت بازی بازیکنان در مقایسه با بازیکنان سابق هستیم.
🔻نکته دیگری که در فیلم به خوبی به چشم می خورد بخصوص در شخصیت نقش اول داستان یعنی کوپر(مت کانهی) تبدیل مسائل مادی و طبیعی به اولویت فکری افراد است و هر چیزی که نتوان آن را به صورت کاملاً علمی ثابت نمود فاقد ارزش بوده و معتبر نیست نظیر صحبتی که میان کوپر و دخترش مرف در رابطه با شبح مطرح گردید یا تعریفی که کوپر از عشق ارائه می دهد و آنرا فواید اجتماعی ، پیوند اجتماعی و تربیت فرزند در نظر میگیرد و دیگر هیچ.
اما قهرمان داستان یک مفهوم را از ابتدا تا انتهای فیلم معنا می کند و بدان تا آخرین لحظه عمل می نماید و آن مفهوم تلاش برای ممکن کردن غیرممکن ها تا آخرین لحظه است و دیالوگ معروفش که میگوید:《 ما همیشه خودمان را با توانایی غلبه بر غیر ممکن ها تعریف کردیم و ما این لحظات را می شماریم، لحظاتی که جرأت می کنیم جایی بالاتر را نشانه برویم که موانع را در هم بشکنیم تا به لایتناهی ستاره ها برسیم ،تا ناشناخته ها را به شناخته شده تغییر دهیم 》همین طرز فکر است که به او امکان میدهد که تا آخر برای حصول نتیجه تلاش کند و از پای ننشینند و اتفاقاً در آخر هم به دلیل این امیدواری برای نجات انسانها موفق میشود مأموریت خود را تا آخرین لحظه پیگیری کرده و آن را به سرانجام برساند.
بنابراین interstellar به ما می آموزد که بشر در بحرانها به همنوع خود نزدیکتر می شود و اتفاقاً چیزهایی وجود دارد که شاید نتوان آنها را به صورت کاملاً علمی ثابت نمود بلکه آن ها در قلب ما جای دارند و همان ها هستند که موجب حرکت رو به جلو می گردد برای دستیابی به روزهای بهتر.شاید بتوان این داستان را اینگونه به جهان واقعی امروز ربط داد که کرونا به ما ثابت کرد که بحران جهانی مخصوص یک کشور خاص بین خاص و مسلک خاص نیست بلکه برای تمام جهانیان است و چیزی که حیات جهانیان را تهدید کند تلاش همگان را برای عبور از بحران و سفر به دنیایی بهتر می طلبد و همچنین باید با اتکا به دانش و پیوند آن با انسانیت برای سعادت انسانها گام برداشت.
🔻در آخر بحث را با دیالوگ یکی از شخصیتهای اصلی فیلم پرفسور برند(مایکل کین) که شعری از دیلن تامس شاعر ولزی است به پایان میرسانیم:
مرگِ آسان بر پیرمرد، مرگی شایسته نیست"
چه خواهیم و چه نخواهیم"
"مرگ سراغ ما خواهد آمد
"تا آخرین لحظاتِ سالخوردهات مقابله کن"
"عاقلان میدانند"
"مرگ جزئی از سرنوشت است
فایدهای ندارد قدرت بر آنی که"
"عمر ازش گذشته است
"مرگِ آسان بر پیرمرد، مرگی شایسته نیست"
"تا آخرین لحظاتِ سالخوردهات مقابله کن"
#یک_فنجان_سیاست
#سینما_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم: محمدامین نیکصفت ( دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران)
🔻فیلم سینمایی میان ستارهای interstellar به کارگردانی کریستوفر نولان در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. این فیلم در ژانر علمی تخیلی قرار دارد اما بدون شک نمی توان آن را یک تخیل صرفاً عادی دانست. بحرانی که فیلم برای دنیا متصور میشود بحرانی نیست که تنها خاص یک منطقه یا یک نهاد یا کشور باشد و همچنین عوامل تهدید کننده ای که در سراسر فیلم موجب تلاش انسان ها برای نجات میگردد برخلاف بسیاری از داستان هایی که در فیلم های گوناگون دیده ایم عاملی بیرونی و عجیب الخلقه ای نیست بلکه آن عامل طبیعت است . طبیعتی که از یک سو انسان مدرن صدمات زیادی به آن وارد نموده و از سوی دیگر با افزایش چشمگیر جمعیت دیگر ظرفیت لازم برای فراهم آوردن شرایط حیات را ندارد و همانطور که در داستان فیلم نیز دیده می شود این بحران تا بدانجاست که انسانها توان تنفس سالم را نداشته و از طرفی با هجوم آفت ها سال به سال مواد غذایی بیشتری از بین میرود و این آفت اکسیژن هوا را نیز نابود میکند. بنابراین زمین دیگر جای مناسب برای زندگی نیست. دیگر علومی مثل هوافضا علوم خاص و تاپی محسوب نمیشود بلکه علوم و دانشی که حیات انسان را مدد رساند در اولویت قرار دارند مانند کشاورزی که در تکه ای از فیلم مشاهده می کنیم که در جلسه اولیا با مسئولین مدرسه مسئولین مدرسه به این حقیقت اذعان می کنند.
در حقیقت نولان در این فیلم به خوبی نشان میدهد که یک بحران جهانی چگونه ساختار فرهنگی و اجتماعی تمام انسانها و جوامع را تغییر می دهد. دیگر ارتش وجود ندارد که بخواهد برایش هزینه گردد و جنگی راه بیاندازد بنابراین از لفظ ارتش های سابق در فیلم استفاده میشود .رقابتی به آن صورت که انتظار داریم وجود ندارد زیرا ترس از مردن توانایی و شور رقابت را از بین برده و اگر رقابتی هم وجود داشته باشد صرفاً جنبه سرگرمی دارد همانطور که در قسمتی از فیلم در حین تماشای مسابقهی بیسبال شاهد اعتراض پدر بزرگ خانواده دونالد به نحوه و وضعیت بازی بازیکنان در مقایسه با بازیکنان سابق هستیم.
🔻نکته دیگری که در فیلم به خوبی به چشم می خورد بخصوص در شخصیت نقش اول داستان یعنی کوپر(مت کانهی) تبدیل مسائل مادی و طبیعی به اولویت فکری افراد است و هر چیزی که نتوان آن را به صورت کاملاً علمی ثابت نمود فاقد ارزش بوده و معتبر نیست نظیر صحبتی که میان کوپر و دخترش مرف در رابطه با شبح مطرح گردید یا تعریفی که کوپر از عشق ارائه می دهد و آنرا فواید اجتماعی ، پیوند اجتماعی و تربیت فرزند در نظر میگیرد و دیگر هیچ.
اما قهرمان داستان یک مفهوم را از ابتدا تا انتهای فیلم معنا می کند و بدان تا آخرین لحظه عمل می نماید و آن مفهوم تلاش برای ممکن کردن غیرممکن ها تا آخرین لحظه است و دیالوگ معروفش که میگوید:《 ما همیشه خودمان را با توانایی غلبه بر غیر ممکن ها تعریف کردیم و ما این لحظات را می شماریم، لحظاتی که جرأت می کنیم جایی بالاتر را نشانه برویم که موانع را در هم بشکنیم تا به لایتناهی ستاره ها برسیم ،تا ناشناخته ها را به شناخته شده تغییر دهیم 》همین طرز فکر است که به او امکان میدهد که تا آخر برای حصول نتیجه تلاش کند و از پای ننشینند و اتفاقاً در آخر هم به دلیل این امیدواری برای نجات انسانها موفق میشود مأموریت خود را تا آخرین لحظه پیگیری کرده و آن را به سرانجام برساند.
بنابراین interstellar به ما می آموزد که بشر در بحرانها به همنوع خود نزدیکتر می شود و اتفاقاً چیزهایی وجود دارد که شاید نتوان آنها را به صورت کاملاً علمی ثابت نمود بلکه آن ها در قلب ما جای دارند و همان ها هستند که موجب حرکت رو به جلو می گردد برای دستیابی به روزهای بهتر.شاید بتوان این داستان را اینگونه به جهان واقعی امروز ربط داد که کرونا به ما ثابت کرد که بحران جهانی مخصوص یک کشور خاص بین خاص و مسلک خاص نیست بلکه برای تمام جهانیان است و چیزی که حیات جهانیان را تهدید کند تلاش همگان را برای عبور از بحران و سفر به دنیایی بهتر می طلبد و همچنین باید با اتکا به دانش و پیوند آن با انسانیت برای سعادت انسانها گام برداشت.
🔻در آخر بحث را با دیالوگ یکی از شخصیتهای اصلی فیلم پرفسور برند(مایکل کین) که شعری از دیلن تامس شاعر ولزی است به پایان میرسانیم:
مرگِ آسان بر پیرمرد، مرگی شایسته نیست"
چه خواهیم و چه نخواهیم"
"مرگ سراغ ما خواهد آمد
"تا آخرین لحظاتِ سالخوردهات مقابله کن"
"عاقلان میدانند"
"مرگ جزئی از سرنوشت است
فایدهای ندارد قدرت بر آنی که"
"عمر ازش گذشته است
"مرگِ آسان بر پیرمرد، مرگی شایسته نیست"
"تا آخرین لحظاتِ سالخوردهات مقابله کن"
#یک_فنجان_سیاست
#سینما_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅به مناسبت روز آذربایجان و در پاسخ به عنودان بد گوهر
🖋به قلم امیرحسین مومن
🔻بیش از یک قرن است که گرایشهای پان ترکیستی، در تلاش برای الحاق مناطقی از خاک ایران به ترکستان بزرگ میباشد. تلاشی که تحت عنوان خلاص کردن آذریهای ایران از ستمگری فارس عنوان میشود. این گرایشات فاشیستی نوظهور بخصوص در رهبران دو کشور آذربایجان (بخوانید ارّان) و ترکیه دیده میشود که در طول تاریخ هم کم نبوده است؛ از تلاش دموکراتهای آذربایجان به رهبری پیشه وری در زمان محمدرضاشاه گرفته، تا آنارشیسم دوره ابتدایی انقلاب اسلامی. متأسفانه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران چنان به این مسئله بسیار مهم بیتوجه بوده است که اردوغان، رهبر فاشیست ترکیه، دیروز در رژه نظامی در باکو بیتی از آهنگ "آراز آراز" را خواند که برای پانترکها سمبل جدایی دو سوی ارس و رمز تجزیه ایران است. این اظهارات اردوغان در یک آیینه تمامنما، سودای تجزیه خاک ایران را بار دیگر به معرض نمایش گذاشت. ظریف، وزیر امورخارجه ایران، در صفحه ی توئیتر خود نوشت: «به اردوغان نگفته بودند شعری که به غلط در باکو خواند مربوط به جدایی قهری مناطق شمالی ارس از سرزمین مادریشان ایران است! آیا او نفهمید که علیه حاکمیت جمهوری آذربایجان سخن گفته است؟ هیچکس نمیتواند در باره آذربایجان عزیز ما صحبت کند». اما دوره اینگونه دیپلماسی های توئیتری گذشته است و دستگاه دیپلماسی ایران باید برای احقاق حق ایران در مرزهای شمالی اش بکوشد. دکتر حمید احمدی، استاد دانشگاه تهران، در کتاب ارزشمند خود، قومیت و قومگرایی در ایران، مینویسد: «تلاش برای شکل دادن به هویت قومی و ظهور گرایشات سیاسی محلیگرا در ایران، حاصل روابط پیچیده میان سه متغیر دولت، نخبگان و نیروهای بینالمللی بوده است و جز در این سه مورد، مردم ایران، خود، به هیچوجه دست به ایجاد تفرقه و کشمکشهای قومی در این پهنه بزرگ نزده اند». چرا فاشیستهای ترک، ترکستان بزرگ را در ذهن بپرورند، ولی ایرانیان به ایده "ممالک محروسه ایران" روی نبرند؟! چرا که دست به بازو نمیچسبد، بلکه بازوست که به دست ملحق میشود...
#یک_فنجان_سیاست
#تاریخ_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم امیرحسین مومن
🔻بیش از یک قرن است که گرایشهای پان ترکیستی، در تلاش برای الحاق مناطقی از خاک ایران به ترکستان بزرگ میباشد. تلاشی که تحت عنوان خلاص کردن آذریهای ایران از ستمگری فارس عنوان میشود. این گرایشات فاشیستی نوظهور بخصوص در رهبران دو کشور آذربایجان (بخوانید ارّان) و ترکیه دیده میشود که در طول تاریخ هم کم نبوده است؛ از تلاش دموکراتهای آذربایجان به رهبری پیشه وری در زمان محمدرضاشاه گرفته، تا آنارشیسم دوره ابتدایی انقلاب اسلامی. متأسفانه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران چنان به این مسئله بسیار مهم بیتوجه بوده است که اردوغان، رهبر فاشیست ترکیه، دیروز در رژه نظامی در باکو بیتی از آهنگ "آراز آراز" را خواند که برای پانترکها سمبل جدایی دو سوی ارس و رمز تجزیه ایران است. این اظهارات اردوغان در یک آیینه تمامنما، سودای تجزیه خاک ایران را بار دیگر به معرض نمایش گذاشت. ظریف، وزیر امورخارجه ایران، در صفحه ی توئیتر خود نوشت: «به اردوغان نگفته بودند شعری که به غلط در باکو خواند مربوط به جدایی قهری مناطق شمالی ارس از سرزمین مادریشان ایران است! آیا او نفهمید که علیه حاکمیت جمهوری آذربایجان سخن گفته است؟ هیچکس نمیتواند در باره آذربایجان عزیز ما صحبت کند». اما دوره اینگونه دیپلماسی های توئیتری گذشته است و دستگاه دیپلماسی ایران باید برای احقاق حق ایران در مرزهای شمالی اش بکوشد. دکتر حمید احمدی، استاد دانشگاه تهران، در کتاب ارزشمند خود، قومیت و قومگرایی در ایران، مینویسد: «تلاش برای شکل دادن به هویت قومی و ظهور گرایشات سیاسی محلیگرا در ایران، حاصل روابط پیچیده میان سه متغیر دولت، نخبگان و نیروهای بینالمللی بوده است و جز در این سه مورد، مردم ایران، خود، به هیچوجه دست به ایجاد تفرقه و کشمکشهای قومی در این پهنه بزرگ نزده اند». چرا فاشیستهای ترک، ترکستان بزرگ را در ذهن بپرورند، ولی ایرانیان به ایده "ممالک محروسه ایران" روی نبرند؟! چرا که دست به بازو نمیچسبد، بلکه بازوست که به دست ملحق میشود...
#یک_فنجان_سیاست
#تاریخ_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔺Idioms and phrases
🔺Part 2
🔻" diplomacy (1)"
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟥 Adhere
stick to firmly
پایبند بودن
🔴e.g: Lee also urged North Korea to adhere to UN resolutions aimed at deterring Pyongyang's nuclear ambitions
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟩 Dollar diplomacy
diplomacy influenced by economic considerations
دیپلماسی تحت تاثیر ملاحظات اقتصادی
🟢e.g: The"Dollar Diplomacy"is one of the American diplomatic traditions.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟧 Gunboat diplomacy
diplomacy in which the nations threaten to use force in order to obtain their objectives power politics.
نوعی از دیپلماسی که در آن، ملل به منظور دستیابی به اهداف خود، اقدام به تهدید طرف مقابل به استفاده از زور می کنند.
🟠e.g: The US military often uses the tactic of gunboat diplomacy to squelch acts of terrorism.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟦 Diplomatic flu
An illness feigned by one or more government officials or other public figures as an excuse for an absence really based on political factors
تظاهر به بیماری توسط یک یا چند تن از اشخاص حکومتی و برجسته به منظور موجه نشان دادن غیبت خود
🔵 e.g: The senator's conspicuous absence from the debate was put down to the sudden contraction of a virus, but it is likely just a diplomatic flu so that he will not be forced to address recent allegations of tax fraud.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟨 Abrogate:
revoke formally
بهطور رسمی لغو کردن
🟡e.g: His governmenthas abrogated constitutional amendments curbing presidential powers, which were introduced after the Orange Revolution.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟪 Shuttle diplomacy
discussions between two or more countries, in which someone travels between the different countries, talking to the governments involved, carrying messages, and suggesting ways of dealing with
problems.
مسافرت پیاپی دیپلمات میانجی میان دو کشور متخاصم؛ دیپلماسی شدآمدی
🟣 e.g: Clinton did some frantic shuttle diplomacy, but there was nothing doing.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⬜️ Carrot and stick policy
a metaphor for the use of a combination of reward and punishment to induce a desired behavior
یک تکنیک برای متقاعد کردن مردم با استفاده از تحبیب و تهدید؛ سیاست چماق و هوج
⚪️ e.g: When Dealing with Afghanistan, US agreed on implementing a carrot and stick policy
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟫 Bridge-building
efforts to establish communications and friendly contacts between nations or people in order to make them friends or allies
فعالیت در راستای بهبود روابط
🟤e.g: Now there’s a lot of bridge-building and healing to do.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🖋گردآورنده: فرانک مدنی
#یک_فنجان_سیاست
#Idioms_phrases
#زبان_تخصصی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔺Part 2
🔻" diplomacy (1)"
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟥 Adhere
stick to firmly
پایبند بودن
🔴e.g: Lee also urged North Korea to adhere to UN resolutions aimed at deterring Pyongyang's nuclear ambitions
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟩 Dollar diplomacy
diplomacy influenced by economic considerations
دیپلماسی تحت تاثیر ملاحظات اقتصادی
🟢e.g: The"Dollar Diplomacy"is one of the American diplomatic traditions.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟧 Gunboat diplomacy
diplomacy in which the nations threaten to use force in order to obtain their objectives power politics.
نوعی از دیپلماسی که در آن، ملل به منظور دستیابی به اهداف خود، اقدام به تهدید طرف مقابل به استفاده از زور می کنند.
🟠e.g: The US military often uses the tactic of gunboat diplomacy to squelch acts of terrorism.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟦 Diplomatic flu
An illness feigned by one or more government officials or other public figures as an excuse for an absence really based on political factors
تظاهر به بیماری توسط یک یا چند تن از اشخاص حکومتی و برجسته به منظور موجه نشان دادن غیبت خود
🔵 e.g: The senator's conspicuous absence from the debate was put down to the sudden contraction of a virus, but it is likely just a diplomatic flu so that he will not be forced to address recent allegations of tax fraud.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟨 Abrogate:
revoke formally
بهطور رسمی لغو کردن
🟡e.g: His governmenthas abrogated constitutional amendments curbing presidential powers, which were introduced after the Orange Revolution.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟪 Shuttle diplomacy
discussions between two or more countries, in which someone travels between the different countries, talking to the governments involved, carrying messages, and suggesting ways of dealing with
problems.
مسافرت پیاپی دیپلمات میانجی میان دو کشور متخاصم؛ دیپلماسی شدآمدی
🟣 e.g: Clinton did some frantic shuttle diplomacy, but there was nothing doing.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⬜️ Carrot and stick policy
a metaphor for the use of a combination of reward and punishment to induce a desired behavior
یک تکنیک برای متقاعد کردن مردم با استفاده از تحبیب و تهدید؛ سیاست چماق و هوج
⚪️ e.g: When Dealing with Afghanistan, US agreed on implementing a carrot and stick policy
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🟫 Bridge-building
efforts to establish communications and friendly contacts between nations or people in order to make them friends or allies
فعالیت در راستای بهبود روابط
🟤e.g: Now there’s a lot of bridge-building and healing to do.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🖋گردآورنده: فرانک مدنی
#یک_فنجان_سیاست
#Idioms_phrases
#زبان_تخصصی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ سیری در مسالک المحسنین
🖋به قلم علی میرزاخانی(دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
مسالک المحسنین،اثر گرانسنگ مرحوم عبدالرحیم پسر میرزا ابوطالب خان تبریزی مشهور به طالبوف، از فاخرترین آثار ادبیات مشروطیت نیز بشمار میرود که در دهه۱۳۲۰ەق نگاشته و تقدیم صدراعظم وقت، میرزا علیاصغر خان اتابک نیز شد.
از حیث صورت، میتوان مسالک المحسنین را بعنوان یک سفرنامه خیالی، طبقهبندی کرد اما در حقیقت این شاهکار، تاحدود زیادی با مرام نامه ها، تاریخنگاری ها و متون جغرافیایی نیز قرابت دارد.
داستان کتاب از این قرار است که در اوایل دهه۱۲۸۰خورشیدی، هیأتی از جوانان تحصیلکرده و خبره، مأمور به تعیین دقیق ارتفاع قله دماوند میگردند که البته این مأموریت علمی با پافشاری دولت بریتانیا و برخی نخبگان حکومتی به پذیرش دربار مظفری میرسد.
البته ناگفته نماند که اعضای این هیأت و همچنین اداره حکومتی که پیشگام این امر بود، حقیقی نیستند و در متن کتاب نیز، این اداره جغرافیایی، با صفت موهومه قید گردیده است.
هدف اصلی نگارش اثر، تجویز مؤلفه های جامعه و سیاست آرمانی در جهان ذهنی مرحوم طالبوف بوده که این امر بطور کلی از طریق گفتگوهای میان اعضای کارگروه، توصیف شهرها و روستاهای حدفاصل پایتخت تا دماوند و اقدامات ایلات محلی، آسیب شناسی توأمان ساختار سیاسی و فرهنگ عمومی ایران پایان سده۱۹ و نهایتاً تجارب و مصاحبات عینی نگارنده با برخی رجال و صاحب منصبان زمان نظیر جلالالدین میرزای قاجار یا میرزا علیاصغر اتابک، صورت میگیرد.
سفر این گروه تحقیقاتی فرضی، سرانجام با فرازوفرودهای خود، با موفقیت به پایان میرسد و این جوانان، حین این مأموریت با وقایع نادری رویارو میگردند و سرانجام، کتاب با قید جزئیات عدل مظفر و نطق مظفرالدین شاه بمناسبت پذیرش مشروطیت، به پایان میرسد.
با مطالعه این اثر، همواره باید بر مفهوم گفتگو/دیالوگ تأکید داشته باشیم و برای آثار مشابه، نظیر سفینه طالبی-اثر طالبوف- و یا نون والقلم آل احمد نیز، چنین رویکردی را پی گیریم.
بطور خلاصه، ازجمله چالشهایی که برای جامعه و حکومت ایران در آستانه سده۲۰، ذکر گردیده، میتوان به استبداد قجری، نخبه کشی، بهداشت و سلامت، علم آموزی، فقر و نابرابری، ناامنی، قانون، مذهب (تشیع حوزوی یا خانقاهی)، تقابل تجدد و سنت، شایستگی های ملت ایران، بلای استعمار، رویکرد حکومت درقبال دانشپروری و نوسازی و سایر مفاهیم محوری ادبیات مشروطه اشاره داشت.
پیش از مطالعه مسالک المحسنین یا سفینه طالبی، باید به شاخصه های فکری و تمایزات مرحوم طالبوف نیز توجه داشت:
🔹طالبوف ازجمله متفکرانی بشمار میرود که عمدتاً پیش از صدور فرمان مشروطیت، در تحقق این نهضت مؤثر بود.
🔹 برخلاف میرزا فتحعلی آخوندزاده یا بسیاری از چهرههای منورالفکر در دهههای بعدی، طالبوف شخصیتی نیست که درپی تقبیح یا حذف عامل مذهب باشد، بلکه برای زدودن غبار نفاق و انحراف از پیکر مذهب، وصایای بسیاری دارد. البته این کتاب، به مذاق نهادهای مذهبی زمانه خوش نیامد و حتی برخی از چهرههای مطرح حوزوی نیز به تکفیر طالبوف مبادرت ورزیدند.
🔹طالبوف درمیان گروههای مشروطه خواه، از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ همزمان که علیه دیو استبداد بغایت سرسختی قلم میفرساید، با رجال محافظهکار و درباری نظیر اتابک و بسیاری از شاهزادگان نیز، رفاقت نزدیک دارد.
🔹بجز طیف مذهبی مشروطهخواهان، بیشتر اندیشمندان ایرانی، به اندیشه های لیبرال بمعنای آنچه در انگلستان یا فرانسه بود روی آورده بودند اما طبق متن کتاب، اندیشههای طالبوف بیشتر به مفهوم دولت رفاه یا سوسیال دموکراسی نزدیک تر بود و این درحالیست که حتی در غرب آنزمان نیز، چنین گرایشی مجال بروز بسیار محدود و مهجوری داشت و این عامل، از مهمترین وجوه اندیشه طالبوف است.
🔹 ساختار مطلوبی که در کتاب، برای ایران آرمانی طالبوف تنظیم گردیده است، تحت عنوان سیویلزاسیون/تمدن ذکر میشود که یعنی، نگارنده، سیاست و فرهنگ را در تعامل پویا با یکدیگر ترسیم نموده و نه آنکه صرفاً به بُعد مذهبی، سیاسی، علمی یا... بپردازد.
-علاوه بر بعد سیاسی و جامعهشناختی مسالک المحسنین، این کتاب درمیان آثار ادبی نیز مقامی شامخ دارد و جزو منابع معتبر دانشگاهی و المپیادی در حوزه ادبیات نیز قرار دارد.
#یک_فنجان_سیاست
#ادبیات_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم علی میرزاخانی(دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
مسالک المحسنین،اثر گرانسنگ مرحوم عبدالرحیم پسر میرزا ابوطالب خان تبریزی مشهور به طالبوف، از فاخرترین آثار ادبیات مشروطیت نیز بشمار میرود که در دهه۱۳۲۰ەق نگاشته و تقدیم صدراعظم وقت، میرزا علیاصغر خان اتابک نیز شد.
از حیث صورت، میتوان مسالک المحسنین را بعنوان یک سفرنامه خیالی، طبقهبندی کرد اما در حقیقت این شاهکار، تاحدود زیادی با مرام نامه ها، تاریخنگاری ها و متون جغرافیایی نیز قرابت دارد.
داستان کتاب از این قرار است که در اوایل دهه۱۲۸۰خورشیدی، هیأتی از جوانان تحصیلکرده و خبره، مأمور به تعیین دقیق ارتفاع قله دماوند میگردند که البته این مأموریت علمی با پافشاری دولت بریتانیا و برخی نخبگان حکومتی به پذیرش دربار مظفری میرسد.
البته ناگفته نماند که اعضای این هیأت و همچنین اداره حکومتی که پیشگام این امر بود، حقیقی نیستند و در متن کتاب نیز، این اداره جغرافیایی، با صفت موهومه قید گردیده است.
هدف اصلی نگارش اثر، تجویز مؤلفه های جامعه و سیاست آرمانی در جهان ذهنی مرحوم طالبوف بوده که این امر بطور کلی از طریق گفتگوهای میان اعضای کارگروه، توصیف شهرها و روستاهای حدفاصل پایتخت تا دماوند و اقدامات ایلات محلی، آسیب شناسی توأمان ساختار سیاسی و فرهنگ عمومی ایران پایان سده۱۹ و نهایتاً تجارب و مصاحبات عینی نگارنده با برخی رجال و صاحب منصبان زمان نظیر جلالالدین میرزای قاجار یا میرزا علیاصغر اتابک، صورت میگیرد.
سفر این گروه تحقیقاتی فرضی، سرانجام با فرازوفرودهای خود، با موفقیت به پایان میرسد و این جوانان، حین این مأموریت با وقایع نادری رویارو میگردند و سرانجام، کتاب با قید جزئیات عدل مظفر و نطق مظفرالدین شاه بمناسبت پذیرش مشروطیت، به پایان میرسد.
با مطالعه این اثر، همواره باید بر مفهوم گفتگو/دیالوگ تأکید داشته باشیم و برای آثار مشابه، نظیر سفینه طالبی-اثر طالبوف- و یا نون والقلم آل احمد نیز، چنین رویکردی را پی گیریم.
بطور خلاصه، ازجمله چالشهایی که برای جامعه و حکومت ایران در آستانه سده۲۰، ذکر گردیده، میتوان به استبداد قجری، نخبه کشی، بهداشت و سلامت، علم آموزی، فقر و نابرابری، ناامنی، قانون، مذهب (تشیع حوزوی یا خانقاهی)، تقابل تجدد و سنت، شایستگی های ملت ایران، بلای استعمار، رویکرد حکومت درقبال دانشپروری و نوسازی و سایر مفاهیم محوری ادبیات مشروطه اشاره داشت.
پیش از مطالعه مسالک المحسنین یا سفینه طالبی، باید به شاخصه های فکری و تمایزات مرحوم طالبوف نیز توجه داشت:
🔹طالبوف ازجمله متفکرانی بشمار میرود که عمدتاً پیش از صدور فرمان مشروطیت، در تحقق این نهضت مؤثر بود.
🔹 برخلاف میرزا فتحعلی آخوندزاده یا بسیاری از چهرههای منورالفکر در دهههای بعدی، طالبوف شخصیتی نیست که درپی تقبیح یا حذف عامل مذهب باشد، بلکه برای زدودن غبار نفاق و انحراف از پیکر مذهب، وصایای بسیاری دارد. البته این کتاب، به مذاق نهادهای مذهبی زمانه خوش نیامد و حتی برخی از چهرههای مطرح حوزوی نیز به تکفیر طالبوف مبادرت ورزیدند.
🔹طالبوف درمیان گروههای مشروطه خواه، از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ همزمان که علیه دیو استبداد بغایت سرسختی قلم میفرساید، با رجال محافظهکار و درباری نظیر اتابک و بسیاری از شاهزادگان نیز، رفاقت نزدیک دارد.
🔹بجز طیف مذهبی مشروطهخواهان، بیشتر اندیشمندان ایرانی، به اندیشه های لیبرال بمعنای آنچه در انگلستان یا فرانسه بود روی آورده بودند اما طبق متن کتاب، اندیشههای طالبوف بیشتر به مفهوم دولت رفاه یا سوسیال دموکراسی نزدیک تر بود و این درحالیست که حتی در غرب آنزمان نیز، چنین گرایشی مجال بروز بسیار محدود و مهجوری داشت و این عامل، از مهمترین وجوه اندیشه طالبوف است.
🔹 ساختار مطلوبی که در کتاب، برای ایران آرمانی طالبوف تنظیم گردیده است، تحت عنوان سیویلزاسیون/تمدن ذکر میشود که یعنی، نگارنده، سیاست و فرهنگ را در تعامل پویا با یکدیگر ترسیم نموده و نه آنکه صرفاً به بُعد مذهبی، سیاسی، علمی یا... بپردازد.
-علاوه بر بعد سیاسی و جامعهشناختی مسالک المحسنین، این کتاب درمیان آثار ادبی نیز مقامی شامخ دارد و جزو منابع معتبر دانشگاهی و المپیادی در حوزه ادبیات نیز قرار دارد.
#یک_فنجان_سیاست
#ادبیات_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅برنامه مشترک انجمنهای علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه های ایران با عنوان:
«آسیب شناسی علوم سیاسی در ایران»
(به مناسبت صد و بیست و یکمین سالروز تأسیس مدرسۀ علوم سیاسی)
🔴 زمان برگزاری: پنجشنبه و جمعه ۲۷ و ۲۸ آذرماه در ساعتهای ۱۲:۳۰ الی ۱۴ و ۱۸ الی ۲۰
🟢 با سخنرانی جمعی از اساتید و دانشجویان
⭕️ برگزاری این سلسله نشستها از طریق لینک زیر:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/anjoman-int
(لینک نشستها در روزهای برگزاری فعال میشود)
@utpsaa
«آسیب شناسی علوم سیاسی در ایران»
(به مناسبت صد و بیست و یکمین سالروز تأسیس مدرسۀ علوم سیاسی)
🔴 زمان برگزاری: پنجشنبه و جمعه ۲۷ و ۲۸ آذرماه در ساعتهای ۱۲:۳۰ الی ۱۴ و ۱۸ الی ۲۰
🟢 با سخنرانی جمعی از اساتید و دانشجویان
⭕️ برگزاری این سلسله نشستها از طریق لینک زیر:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/anjoman-int
(لینک نشستها در روزهای برگزاری فعال میشود)
@utpsaa
✅۲۸ آذر یکصد و بیست و یکمین سالروز تاسیس مدرسهی سیاست بر تمامی خانواده علوم سیاسی در ایران مبارک باد.
به امید ریشه کنی ویروس کوئید۱۹ و حضور مجدد دانشجویان و اساتید در خانهی حقیقیمان.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@uptsaa
به امید ریشه کنی ویروس کوئید۱۹ و حضور مجدد دانشجویان و اساتید در خانهی حقیقیمان.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@uptsaa
anjoman _ elmi_(0)-۱.pdf
9.9 MB
✅به مناسبت صد و بیست و یکمین سالگرد تاسیس مدرسه سیاست
🔹نشریهی دانشجویی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران منتشر میکند:
🔻در منزل صد و بیست و یکم
《تقدیم به روح پاک استاد فقید دکتر فیرحی》
🔴‼به انضمام مصاحبههایی با دکتر معینی علمداری و دکتر کاظمی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔹نشریهی دانشجویی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران منتشر میکند:
🔻در منزل صد و بیست و یکم
《تقدیم به روح پاک استاد فقید دکتر فیرحی》
🔴‼به انضمام مصاحبههایی با دکتر معینی علمداری و دکتر کاظمی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅چالش "تقنین" در مشروطه ایرانی
🖋به قلم امیرحسین مومن
🔻یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان علمای مشروطهخواه و طیف موسوم به مشروعهخواه در آغاز سپهر نوین ایران، چالش تقنین(قانونگذاری) بود. بطورکلی، در امامشناسی فقه شیعه، یک رابطهی ایجابی بین امامت/عصمت و سیاست/حکومت وجود دارد که به این اشاره دارد که سیاست و دولت در نظام معنایی شیعه چیزی بیرون از دستگاه شریعت نیست و از ابتدا، نه یک دوگانه، بلکه یگانه ای بیش نبودهاند و بر همین اساس بود که سیدحسن مدرس، سیاست ما را عین دیانت ما و دیانت ما را عین سیاست ما معرفی میکرد. هرچند این دیدگاه مدرس به نحوی خارج از حوزه ی فقه مدرن شیعه است. در نظریات مدرن فقه سیاسی شیعه، قوانین مصوبه در مجلس، نباید موافق شریعت باشند، بلکه تنها لازم است که مخالفتی با دستگاه شرع نداشته باشند. بهرحال چالش تقنین یکی از بزرگترین نزاعهای فکری میان اندیشمندان اسلامی در عصر مشروطیت بوده است. طیف موسوم به مشروعه خواه که ابتداً در صف مشروطیت بودند ولی در نهایت حکم به تکفیر مشروطه خواهان دادند، اعتقاد داشتند که قوانین شرع ما در مهمات عبادات و معاملات و سیاست کافی و وافی است و نقصانی ندارد. به تعبیر کتاب «کشفالمراد من المشروطه و الاستبداد» احکام هر مکلفی خارج از حوزه احکام پنجگانه(وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه) نیست و وظیفه هر مسلمان از این دو حال خارج نیست: یا مجتهد است، یا مقلد و بر مقلد است که در عصر غیبت به فقیه جامعالشرایط رجوع کند. بنابراین حوزه تقنین خاصاً حق خداست که در عصر غیبت معصوم، به فقیه جامعالشرایط واگذار شده است و فقط اوست که میتواند قانون وضع کند و هر تقنینی جز آن، بدعت و در نتیجه حرام است. با این استدلال مشروعهخواهان، حکم به کفر مشروطه در مقابل فسق استبداد کردند و بنابر قاعده دفع افسد به فاسد، حکم به تکفیر مشروطهخواهان دادند. شیخ فضلالله نوری در رساله حرمت مشروطیت خود، دستورنامه یا قانون اساسی مشروطه را "ضلالتنامه" میخواند که حریت و مساوات را که اساس آن بر بیایمانی است، سبب شده است. در مقابل، مشروطه خواهان استدلال میکردند که تقنینی که مشروطه ایجاد کرده است، در حوزه هایی است که نص شرعی در احکام پنجگانه ندارند و حوزه اباحات است که یا عقلیه است یا شرعیه. این تعبیر آخوند خراسانی که «به فتوای عقل و شرع و وجدان انسانیت، اجتماع عقول ناقصه بهتر از یک عقل ناقص هواپرست بیرادع است»؛ بر تقنین بصورت جمعی و خارج از حوزه فقه اشاره دارد که چنانکه گفته شد، لاجرم نباید مخالف شریعت باشد. بهرحال، نتیجه این چالش، دو طرز تفکر متفاوت است که به تأسیس نهادها و نظامهای سیاسی مختلفی منجر میشود. یکی به استبداد میانجامد و دیگری به مشروطه میرسد که دو رکن رکین آنان، آزادی(حریت) و برابری(مساوات) است و دو نهاد اصلی آن، مجلس شورای ملی(دارالشورای کبری) و قانون اساسی(دستورنامه/نظام نامه).
#یک_فنجان_سیاست
#فقه_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم امیرحسین مومن
🔻یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان علمای مشروطهخواه و طیف موسوم به مشروعهخواه در آغاز سپهر نوین ایران، چالش تقنین(قانونگذاری) بود. بطورکلی، در امامشناسی فقه شیعه، یک رابطهی ایجابی بین امامت/عصمت و سیاست/حکومت وجود دارد که به این اشاره دارد که سیاست و دولت در نظام معنایی شیعه چیزی بیرون از دستگاه شریعت نیست و از ابتدا، نه یک دوگانه، بلکه یگانه ای بیش نبودهاند و بر همین اساس بود که سیدحسن مدرس، سیاست ما را عین دیانت ما و دیانت ما را عین سیاست ما معرفی میکرد. هرچند این دیدگاه مدرس به نحوی خارج از حوزه ی فقه مدرن شیعه است. در نظریات مدرن فقه سیاسی شیعه، قوانین مصوبه در مجلس، نباید موافق شریعت باشند، بلکه تنها لازم است که مخالفتی با دستگاه شرع نداشته باشند. بهرحال چالش تقنین یکی از بزرگترین نزاعهای فکری میان اندیشمندان اسلامی در عصر مشروطیت بوده است. طیف موسوم به مشروعه خواه که ابتداً در صف مشروطیت بودند ولی در نهایت حکم به تکفیر مشروطه خواهان دادند، اعتقاد داشتند که قوانین شرع ما در مهمات عبادات و معاملات و سیاست کافی و وافی است و نقصانی ندارد. به تعبیر کتاب «کشفالمراد من المشروطه و الاستبداد» احکام هر مکلفی خارج از حوزه احکام پنجگانه(وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه) نیست و وظیفه هر مسلمان از این دو حال خارج نیست: یا مجتهد است، یا مقلد و بر مقلد است که در عصر غیبت به فقیه جامعالشرایط رجوع کند. بنابراین حوزه تقنین خاصاً حق خداست که در عصر غیبت معصوم، به فقیه جامعالشرایط واگذار شده است و فقط اوست که میتواند قانون وضع کند و هر تقنینی جز آن، بدعت و در نتیجه حرام است. با این استدلال مشروعهخواهان، حکم به کفر مشروطه در مقابل فسق استبداد کردند و بنابر قاعده دفع افسد به فاسد، حکم به تکفیر مشروطهخواهان دادند. شیخ فضلالله نوری در رساله حرمت مشروطیت خود، دستورنامه یا قانون اساسی مشروطه را "ضلالتنامه" میخواند که حریت و مساوات را که اساس آن بر بیایمانی است، سبب شده است. در مقابل، مشروطه خواهان استدلال میکردند که تقنینی که مشروطه ایجاد کرده است، در حوزه هایی است که نص شرعی در احکام پنجگانه ندارند و حوزه اباحات است که یا عقلیه است یا شرعیه. این تعبیر آخوند خراسانی که «به فتوای عقل و شرع و وجدان انسانیت، اجتماع عقول ناقصه بهتر از یک عقل ناقص هواپرست بیرادع است»؛ بر تقنین بصورت جمعی و خارج از حوزه فقه اشاره دارد که چنانکه گفته شد، لاجرم نباید مخالف شریعت باشد. بهرحال، نتیجه این چالش، دو طرز تفکر متفاوت است که به تأسیس نهادها و نظامهای سیاسی مختلفی منجر میشود. یکی به استبداد میانجامد و دیگری به مشروطه میرسد که دو رکن رکین آنان، آزادی(حریت) و برابری(مساوات) است و دو نهاد اصلی آن، مجلس شورای ملی(دارالشورای کبری) و قانون اساسی(دستورنامه/نظام نامه).
#یک_فنجان_سیاست
#فقه_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔻Gulistan Treaty
Gulistan Treaty of 1813 (also written Golestan, Gulistan, and Golistan), was a peace treaty between imperial Russia and Iran, signed on October 24 (November 5) in a village of Gulestan in Karabakh at the end of the first Russo-Persian Wars (1804-1813).
معاهده گلستان ۱۸۱۳ پیمان صلحی بین روسیه امپراتوری و ایران بود که در ۲۴ اکتبر (۵ نوامبر) در پایان اولین جنگهای روسیه و ایران (۱۸۱۳-۱۸۰۴) در یکی از روستاهای گلستان در قره باغ امضا شد.
The treaty was set up by Gore Ouseley of Britain who served as the mediator, and was signed by Haji Mirza Abol Hasan Khan from the Iranian side in 11 chapters.
این پیمان توسط گور اوزلی از بریتانیا که به عنوان واسطه خدمت می کرد ، تنظیم شد و توسط حاجی میرزا ابوالحسن خان از طرف ایرانی در ۱۱ فصل به امضا رسید.
By this treaty:
به وسیله ی این پیمان:
Persia (Iran) loses all its territories to the north of Aras River and is forced via this treaty to recognize Russia's authority over them henceforth. These lands include:
پارس (ایران) تمام سرزمینهای خود را در شمال رود ارس از دست می دهد و توسط این معاهده مجبور می شود از این پس اقتدار روسیه را بر آنها بشناسد. این سرزمینها شامل:
All the cities, towns, and villages of Dagestan.
تمامی شهرها و روستاهای داغستان.
All the cities, towns, and villages of Georgia, including all the villages and towns on the coast of the Black Sea,
تمام شهرها و روستاهای گرجستان، شامل تمام روستاها و شهرهای ساحل دریای سیاه
Baku in Arran province (now capital of modern Azerbaijan Republic),
باکو در استان آران (مرکز جمهوری آذربایجان امروزی) ،
Derbent,
Shirvan,
شیروان
Megrelia,
سامگرلو
Karabakh,
قره باغ
Ganja,
گنجه
Shekin,
شکی
Abkhazia,
آبخاز
Mughan,
مغان
Imeretia,
آچوق باشی
Guria,
گوریا
The khanates of Talysh.
خانات تالش
Iran loses all rights to navigate the Caspian Sea, and Russia is granted exclusive rights to station its military fleet in the Caspian Sea.
ایران کلیه حقوق برای پیمایش در دریای خزر را از دست می دهد و به روسیه حقوق انحصاری برای استقرار ناوگان نظامی خود در دریای خزر تعلق می گیرد.
Both countries agree on the establishment of free trade, with Russians having free access to conduct business anywhere in Iran.
هر دو کشور در مورد برقراری تجارت آزاد توافق دارند و روس ها برای انجام تجارت در هر نقطه از ایران دسترسی آزاد دارند
Russia in return promises to support Abbas Mirza as heir to the Persian throne after the death of Fath Ali Shah.
روسیه در عوض قول حمایت از عباس میرزا را به عنوان وارث تاج و تخت ایران پس از مرگ فتحعلی شاه را میدهد.
#Idioms_phrases
#زبان_تخصصی
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Gulistan Treaty of 1813 (also written Golestan, Gulistan, and Golistan), was a peace treaty between imperial Russia and Iran, signed on October 24 (November 5) in a village of Gulestan in Karabakh at the end of the first Russo-Persian Wars (1804-1813).
معاهده گلستان ۱۸۱۳ پیمان صلحی بین روسیه امپراتوری و ایران بود که در ۲۴ اکتبر (۵ نوامبر) در پایان اولین جنگهای روسیه و ایران (۱۸۱۳-۱۸۰۴) در یکی از روستاهای گلستان در قره باغ امضا شد.
The treaty was set up by Gore Ouseley of Britain who served as the mediator, and was signed by Haji Mirza Abol Hasan Khan from the Iranian side in 11 chapters.
این پیمان توسط گور اوزلی از بریتانیا که به عنوان واسطه خدمت می کرد ، تنظیم شد و توسط حاجی میرزا ابوالحسن خان از طرف ایرانی در ۱۱ فصل به امضا رسید.
By this treaty:
به وسیله ی این پیمان:
Persia (Iran) loses all its territories to the north of Aras River and is forced via this treaty to recognize Russia's authority over them henceforth. These lands include:
پارس (ایران) تمام سرزمینهای خود را در شمال رود ارس از دست می دهد و توسط این معاهده مجبور می شود از این پس اقتدار روسیه را بر آنها بشناسد. این سرزمینها شامل:
All the cities, towns, and villages of Dagestan.
تمامی شهرها و روستاهای داغستان.
All the cities, towns, and villages of Georgia, including all the villages and towns on the coast of the Black Sea,
تمام شهرها و روستاهای گرجستان، شامل تمام روستاها و شهرهای ساحل دریای سیاه
Baku in Arran province (now capital of modern Azerbaijan Republic),
باکو در استان آران (مرکز جمهوری آذربایجان امروزی) ،
Derbent,
Shirvan,
شیروان
Megrelia,
سامگرلو
Karabakh,
قره باغ
Ganja,
گنجه
Shekin,
شکی
Abkhazia,
آبخاز
Mughan,
مغان
Imeretia,
آچوق باشی
Guria,
گوریا
The khanates of Talysh.
خانات تالش
Iran loses all rights to navigate the Caspian Sea, and Russia is granted exclusive rights to station its military fleet in the Caspian Sea.
ایران کلیه حقوق برای پیمایش در دریای خزر را از دست می دهد و به روسیه حقوق انحصاری برای استقرار ناوگان نظامی خود در دریای خزر تعلق می گیرد.
Both countries agree on the establishment of free trade, with Russians having free access to conduct business anywhere in Iran.
هر دو کشور در مورد برقراری تجارت آزاد توافق دارند و روس ها برای انجام تجارت در هر نقطه از ایران دسترسی آزاد دارند
Russia in return promises to support Abbas Mirza as heir to the Persian throne after the death of Fath Ali Shah.
روسیه در عوض قول حمایت از عباس میرزا را به عنوان وارث تاج و تخت ایران پس از مرگ فتحعلی شاه را میدهد.
#Idioms_phrases
#زبان_تخصصی
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی و روابط بینالملل، در پایان همایش کشوری «آسیب شناسی علوم سیاسی در ایران» در بیانیهٔ پایانی خود که در قالب نامهای اداری خطاب به شورای فرهنگ عمومی کشور بازتنظیم گردید، پیشنهاد کردند که روز ۲۸ آذر به عنوان روز علوم سیاسی در تقویم رسمی کشور ثبت گردد.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅《آنچه را که نمی توانیم دربارهاش سخن بگوییم باید به خاموشی بسپاریم.》 ویتگنشتاین
🔻امروزه که ما شاهد ارتباط انسان ها در نقاط مختلف با یکدیگر هستیم و جبر مکانی تقریباً در برقراری ارتباط با دیگران قادر به محدود کردن و بستن دست و پای ما نیست آنچه که اهمیت مییابد زبان و اثر ارتباط است. اثری که بدون شک در نگاه اول از محتوای دادههای موجود در ارتباط پدید میآید. اما مهمتر از خود داده ها مسئله ای است که می تواند همه چیز را تحت الشعاع قرار دهد و در دل خود جای دهد و آن زبان است.
‼‼ادامه دارد.......
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔻امروزه که ما شاهد ارتباط انسان ها در نقاط مختلف با یکدیگر هستیم و جبر مکانی تقریباً در برقراری ارتباط با دیگران قادر به محدود کردن و بستن دست و پای ما نیست آنچه که اهمیت مییابد زبان و اثر ارتباط است. اثری که بدون شک در نگاه اول از محتوای دادههای موجود در ارتباط پدید میآید. اما مهمتر از خود داده ها مسئله ای است که می تواند همه چیز را تحت الشعاع قرار دهد و در دل خود جای دهد و آن زبان است.
‼‼ادامه دارد.......
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
✅《آنچه را که نمی توانیم دربارهاش سخن بگوییم باید به خاموشی بسپاریم.》 ویتگنشتاین 🔻امروزه که ما شاهد ارتباط انسان ها در نقاط مختلف با یکدیگر هستیم و جبر مکانی تقریباً در برقراری ارتباط با دیگران قادر به محدود کردن و بستن دست و پای ما نیست آنچه که اهمیت مییابد…
✅مقولهی زبان و سیاست
🖋به قلم محمدامین نیک صفت
(دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
..........
🔻به کارگیری زبان و استفاده از واژگان در ارتباط بدون شک مقدم بر محتوای آن است پس مقوله زبان امری است اجتناب ناپذیر در بعد فردی، اجتماعی و حتی بعد جهانی. در حقیقت این مقوله زبان است که موجب میگردد آراء متفاوت بسیاری پیرامون پدیدهای معین یا خاص پدید آید. مثالی از ویتگنشتاین به خوبی می تواند موید این نکته باشد که زبان و تجلی فکر در آن در مواردی با سیری مشابه چقدر متفاوتند. او میگوید فکر کنید که من دارم تنیس بازی میکنم و شما به من میگویید که چقدر بد تنیس بازی می کنید و باز من در پاسخ میگویم که من می دانم بد بازی میکنم ولی نمیخواهم بهتر بازی کنم و شما می توانید بگویید که 《هر طور که دلتان میخواهد》.مثال دیگر، فکر کنید که من به شما دروغ نامربوطی گفتهام و شما به من میگویید تو مثل یک حیوان رفتار می کنی و من در جواب میگفتم میدانم که مثل یک حیوان رفتار می کنم اما نمیخواهم بهتر رفتار کنم.آیا میتوانید در اینجا نیز به من بگوید 《خوب هرطور دلتان میخواهد》؟؟؟مسلما خیر، بلکه میگویید بهتر رفتار کن. علت وجود تفاوت در اینجا این است که ما با یک حکم ارزشی مطلق روبرو هستیم، در حالی که مثال اول نمونهای از حکم نسبی است. از طرفی ما به طور مداوم در امور واقعی از تشبیهات استفاده میکنیم که دایره آن به حوزههای متفاوت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی ، اخلاقی و مذهبی باز میگردد اما تشبیه باید شبیه چیزی باشد و به قول ویتگنشتاین اگر من بتوانم امر واقعی را به وسیله یک تشبیه توضیح بدهم باید همچنین قادر باشم تشبیه را کنار بگذارم و امور واقع را بدون آن توضیح دهم.در مورد ما همین که تشبیه را کنار بگذاریم و فقط امور واقعی را که پشت سر آن قرار دارد ذکر کنیم درمییابیم چنین امور واقعی وجود ندارد. مثالی دیگر به کار بردن واژه اولین بار برای انسانی است که سخنی را در جمعی مطرح می نماید و شما با اطمینان می گویید این اولین بار است که چنین سخنی در جهان به زبان انسانی جاری شده است.این قضاوت تنها در صورتی که شما سخنان تمامی انسان هایی را که پیش از این و در حال حاضر حیات داشته و دارند را شنیده باشید و بعد چنین حکمی را با صراحت بیان نمایید. پس بهتر است به جای جمله بالا بگویید که تا آنجا که من در طول حیات خود دیده و شنیده ام این اولین بار است که چنین سخنی از دهان فردی نزد من جاری می گردد. بنابراین بیان صحیح در زبان برای گفتن چنین سخنی وجود خود زبان است که به نحوی معجزه وجود جهان را هم می تواند اثبات کند. شاید این نگاره از دید خوانندگان نگارهای فلسفی و ادبی به نظر آید اما عالم سیاست که در واقع در تمامی ابعاد زندگی فرد فرد انسانهای روی کره زمین ایفای نقش میکند نمیتواند از این مسئله گریزان باشد.
🔹حقیقت آن است که عرصه سیاست تا آنجا که نویسنده این متن به چشم خود دیده و به گوش شنیده در محدوده مکانی ایرانزمین و در قالب رسانه های جمعی و سایر رسانه های در دسترس وی عرصهایست سراسر مملو از سخنان افراد مختلف. سخنانی که متاسفانه اغلب بدون تفکر خاص و استعمال زبان به هر طریق ممکن فقط برای بیان یک مطلب و با هدف اثرگذاری در ارتباط بیتوجه به قواعد و اثرات زبان مستعمله در آن واحد و در آینده به کار گرفته می شود. این موضوع در سیاست ایران امروز به خوبی به چشم می آید که اکثر سیاسیون کشور ما به دلیل عدم استعمال صحیح از زبان در بیان یک محتوا اغلب مجبور به تفسیر آرا و سخنان خود در موقعیت مکانی و زمانی متفاوتی میشوند و اصلاً به تبعات سخنی که از زبانشان جاری گشته توجهی ندارند که این مقوله میتواند چه اثراتی بر قضاوت و حتی بر زندگی افراد داشته باشد.
🔹 مثلاً اگر جناب رئیسجمهور روحانی زبانی بهتر و صحیحتر با رعایت قوانین و قواعد آن به مانند آنچه که پیشتر ذکر گردید را در کمپین ها و سخنرانی های انتخاباتی در ذکر وعده ها و برنامههای خویش به کار می بردند امروز چنین قضاوت نمی گردید که ایشان خُلف وعده نمودهاند و جو عمومی در مواجهه با سخنان اخیرشان هنگامی که گفتند به تمامی وعده های انتخاباتی خود عمل نموده اند به این حد از بهت زدگی و تعجب فرو نمی رفت. و یا اگر به جای مقایسه و شبیه سازی شرایط مختلف، در بستر زمانی و مکانی خاص یک پدیده سخن می گفتند یقینا گزارشهای ایشان از خدمات دولت یازدهم و دوازدهم بیشتر مورد توجه و مقبول افکار عمومی قرار میگرفت. و صد البته که این مصداق برای خیل کثیری از سیاسیون و فعالین این عرصه صادق است. بنابراین باید در عالم سیاست علاوه بر 《 چه چیزی را گفتن》، 《چگونه گفتن》 را نیز به خوبی تمرین نمود چرا که سرنوشت افراد بسیاری بسته به زبان ماست.
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم محمدامین نیک صفت
(دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
..........
🔻به کارگیری زبان و استفاده از واژگان در ارتباط بدون شک مقدم بر محتوای آن است پس مقوله زبان امری است اجتناب ناپذیر در بعد فردی، اجتماعی و حتی بعد جهانی. در حقیقت این مقوله زبان است که موجب میگردد آراء متفاوت بسیاری پیرامون پدیدهای معین یا خاص پدید آید. مثالی از ویتگنشتاین به خوبی می تواند موید این نکته باشد که زبان و تجلی فکر در آن در مواردی با سیری مشابه چقدر متفاوتند. او میگوید فکر کنید که من دارم تنیس بازی میکنم و شما به من میگویید که چقدر بد تنیس بازی می کنید و باز من در پاسخ میگویم که من می دانم بد بازی میکنم ولی نمیخواهم بهتر بازی کنم و شما می توانید بگویید که 《هر طور که دلتان میخواهد》.مثال دیگر، فکر کنید که من به شما دروغ نامربوطی گفتهام و شما به من میگویید تو مثل یک حیوان رفتار می کنی و من در جواب میگفتم میدانم که مثل یک حیوان رفتار می کنم اما نمیخواهم بهتر رفتار کنم.آیا میتوانید در اینجا نیز به من بگوید 《خوب هرطور دلتان میخواهد》؟؟؟مسلما خیر، بلکه میگویید بهتر رفتار کن. علت وجود تفاوت در اینجا این است که ما با یک حکم ارزشی مطلق روبرو هستیم، در حالی که مثال اول نمونهای از حکم نسبی است. از طرفی ما به طور مداوم در امور واقعی از تشبیهات استفاده میکنیم که دایره آن به حوزههای متفاوت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی ، اخلاقی و مذهبی باز میگردد اما تشبیه باید شبیه چیزی باشد و به قول ویتگنشتاین اگر من بتوانم امر واقعی را به وسیله یک تشبیه توضیح بدهم باید همچنین قادر باشم تشبیه را کنار بگذارم و امور واقع را بدون آن توضیح دهم.در مورد ما همین که تشبیه را کنار بگذاریم و فقط امور واقعی را که پشت سر آن قرار دارد ذکر کنیم درمییابیم چنین امور واقعی وجود ندارد. مثالی دیگر به کار بردن واژه اولین بار برای انسانی است که سخنی را در جمعی مطرح می نماید و شما با اطمینان می گویید این اولین بار است که چنین سخنی در جهان به زبان انسانی جاری شده است.این قضاوت تنها در صورتی که شما سخنان تمامی انسان هایی را که پیش از این و در حال حاضر حیات داشته و دارند را شنیده باشید و بعد چنین حکمی را با صراحت بیان نمایید. پس بهتر است به جای جمله بالا بگویید که تا آنجا که من در طول حیات خود دیده و شنیده ام این اولین بار است که چنین سخنی از دهان فردی نزد من جاری می گردد. بنابراین بیان صحیح در زبان برای گفتن چنین سخنی وجود خود زبان است که به نحوی معجزه وجود جهان را هم می تواند اثبات کند. شاید این نگاره از دید خوانندگان نگارهای فلسفی و ادبی به نظر آید اما عالم سیاست که در واقع در تمامی ابعاد زندگی فرد فرد انسانهای روی کره زمین ایفای نقش میکند نمیتواند از این مسئله گریزان باشد.
🔹حقیقت آن است که عرصه سیاست تا آنجا که نویسنده این متن به چشم خود دیده و به گوش شنیده در محدوده مکانی ایرانزمین و در قالب رسانه های جمعی و سایر رسانه های در دسترس وی عرصهایست سراسر مملو از سخنان افراد مختلف. سخنانی که متاسفانه اغلب بدون تفکر خاص و استعمال زبان به هر طریق ممکن فقط برای بیان یک مطلب و با هدف اثرگذاری در ارتباط بیتوجه به قواعد و اثرات زبان مستعمله در آن واحد و در آینده به کار گرفته می شود. این موضوع در سیاست ایران امروز به خوبی به چشم می آید که اکثر سیاسیون کشور ما به دلیل عدم استعمال صحیح از زبان در بیان یک محتوا اغلب مجبور به تفسیر آرا و سخنان خود در موقعیت مکانی و زمانی متفاوتی میشوند و اصلاً به تبعات سخنی که از زبانشان جاری گشته توجهی ندارند که این مقوله میتواند چه اثراتی بر قضاوت و حتی بر زندگی افراد داشته باشد.
🔹 مثلاً اگر جناب رئیسجمهور روحانی زبانی بهتر و صحیحتر با رعایت قوانین و قواعد آن به مانند آنچه که پیشتر ذکر گردید را در کمپین ها و سخنرانی های انتخاباتی در ذکر وعده ها و برنامههای خویش به کار می بردند امروز چنین قضاوت نمی گردید که ایشان خُلف وعده نمودهاند و جو عمومی در مواجهه با سخنان اخیرشان هنگامی که گفتند به تمامی وعده های انتخاباتی خود عمل نموده اند به این حد از بهت زدگی و تعجب فرو نمی رفت. و یا اگر به جای مقایسه و شبیه سازی شرایط مختلف، در بستر زمانی و مکانی خاص یک پدیده سخن می گفتند یقینا گزارشهای ایشان از خدمات دولت یازدهم و دوازدهم بیشتر مورد توجه و مقبول افکار عمومی قرار میگرفت. و صد البته که این مصداق برای خیل کثیری از سیاسیون و فعالین این عرصه صادق است. بنابراین باید در عالم سیاست علاوه بر 《 چه چیزی را گفتن》، 《چگونه گفتن》 را نیز به خوبی تمرین نمود چرا که سرنوشت افراد بسیاری بسته به زبان ماست.
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🔻The Torkamanchai treaty
The Torkamanchai treaty (also written Turkmanchai, Turkemanchay, Turkamanchay, and Turkmanchay) is a treaty by which Iran lost many of its northern territories to Russia after its defeat in 1828, bringing an end to the second Russo-Persian wars (1827-1828).
پیمان ترکمانچای پیمانی است که به موجب آن ایران پس از شکست در سال ۱۸۲۸ بسیاری از مناطق شمالی خود را به روسیه باخت و به جنگهای دوم روسیه و ایران (۱۸۲۸-۱۸۲۷) پایان داد.
The treaty was signed on February 21, 1828, by Haj Mirza Abol-hasan Khan and Asef ul-dowleh, chancellor of Fath Ali Shah from Iran's side, and General Ivan Paskievich representing Russia.
این پیمان در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ توسط حاج میرزا ابوالحسن خان و آصف الدوله ، صدر اعظم فتحعلی شاه از طرف ایران و ژنرال ایوان پاسکویچ به نمایندگی از روسیه امضا شد.
As was the case for the Gulistan Treaty, Iran was forced to sign the treaty by Russia, as it had no other alternative after Abbas Mirza's defeat. The Russian general had threatened Fath Ali Shah to conquer Tehran in five days unless the treaty was signed.
همانطور که در معاهده گلستان رخ داد، ایران توسط روسیه، مجبور به امضای پیمان شد؛ زیرا بعد از شکست عباس میرزا، گزینه دیگری نداشت. ژنرال روس فتحعلی شاه را تهدید کرده بود که تا پنج روز دیگر تهران را تسخیر میکند مگر اینکه قرارداد امضا شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
By this treaty:
By Article 4 of the treaty, Iran loses sovereignty over Yerevan (current capital of Armenia), Nakhichevan, Talysh, Ordubad, and Mughan regions of Arran Province (now part of modern Azerbaijan Republic), in addition to all lands annexed by Russia in the Gulistan Treaty.
بوسیلهی این پیمان:
طبق ماده ۴ این معاهده ایران علاوهبر تمام سرزمینهای الحاق شده به روسیه در قرارداد گلستان، حاکمیت خود را بر ایروان (مرکز ارمنستان کنونی) نخجوان، تالش، اردوباد و مناطق مغان در استان آران(هماکنون قسمتی از جمهوری آذربایجان است) از دست می دهد.
The Aras river is assigned the new borderline between Iran and Russia, from "from Arrarat ghal'eh to the outlet of the river at Astara".
رودخانهی ارس به عنوان مرز جدید بین ایران و روسیه تعیین شده است. از "قلعهی آرارات تا انتهای رودخانه در آستارا."
By Article 6 of the treaty, Iran promised to pay Russia 10 Koroor in Gold.
طبق ماده ۶ این پیمان، ایران قول داد که به روسیه ۱۰ کرور طلا بپردازد.
By Article 7 of the treaty, Russia promises to support Abbas Mirza as the heir to the throne of Persia after Fath Ali Shah dies.
بوسیلهی ماده ۷ این پیمان، روسیه متعهد میشود كه از عباس میرزا به عنوان وارث تاج و تخت ایران پس از مرگ فتحعلی شاه حمایت كند.
By Article 8 of the treaty, Iranian ships lose full rights to navigate all of the Caspian Sea and her coasts, henceforth given to Russia.
طبق ماده ۸ این پیمان، کشتیهای ایرانی حقوق کامل برای پیمایش در سراسر دریای خزر و سواحل آن را از دست می دهند و از این پس به روسیه داده می شود.
Iran recognizes Capitulation rights for Russians in Iran.
ایران حقوق کاپیتولاسیون را برای روسها در ایران به رسمیت می شناسد.
By Article 10, Russia gains the right to send consulate envoys to anywhere in Iran it wishes.
بوسیلهی مادهی ۱۰، روسیه حق اعزام نمایندگان کنسولگری را به هرجای ایران که بخواهد بدست می آورد.
Iran is forced to sign economic treaties with Russia as Russia specifies.
ایران مجبور می شود معاهده های اقتصادی را با روسیه، همانگونه که روسیه مشخص میکند امضا کند.
By Article 13, POWs are exchanged.
بوسیلهی ماده ۱۳، تبادل اسرای جنگی صورت میگیرد.
(POW= prisoners of war)
Iran officially apologizes for breaking its promises made in the Gulistan Treaty.
ایران رسماً از نقض وعده های خود در پیمان گلستان عذرخواهی میکند.
By Article 15, Fath Ali Shah promises not to prosecute any Khanate secessionist movements in the north-western region.
طبق ماده ۱۵، فتحعلی شاه متعهد میشود كه هیچ جنبش جدائی طلب خان نشین را در منطقه شمال غربی تحت پیگرد قرار ندهد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
گردآوری: فرانک مدنی( دانشجوی کارشناسی)
#Idioms_phrases
#زبان_تخصصی
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
The Torkamanchai treaty (also written Turkmanchai, Turkemanchay, Turkamanchay, and Turkmanchay) is a treaty by which Iran lost many of its northern territories to Russia after its defeat in 1828, bringing an end to the second Russo-Persian wars (1827-1828).
پیمان ترکمانچای پیمانی است که به موجب آن ایران پس از شکست در سال ۱۸۲۸ بسیاری از مناطق شمالی خود را به روسیه باخت و به جنگهای دوم روسیه و ایران (۱۸۲۸-۱۸۲۷) پایان داد.
The treaty was signed on February 21, 1828, by Haj Mirza Abol-hasan Khan and Asef ul-dowleh, chancellor of Fath Ali Shah from Iran's side, and General Ivan Paskievich representing Russia.
این پیمان در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ توسط حاج میرزا ابوالحسن خان و آصف الدوله ، صدر اعظم فتحعلی شاه از طرف ایران و ژنرال ایوان پاسکویچ به نمایندگی از روسیه امضا شد.
As was the case for the Gulistan Treaty, Iran was forced to sign the treaty by Russia, as it had no other alternative after Abbas Mirza's defeat. The Russian general had threatened Fath Ali Shah to conquer Tehran in five days unless the treaty was signed.
همانطور که در معاهده گلستان رخ داد، ایران توسط روسیه، مجبور به امضای پیمان شد؛ زیرا بعد از شکست عباس میرزا، گزینه دیگری نداشت. ژنرال روس فتحعلی شاه را تهدید کرده بود که تا پنج روز دیگر تهران را تسخیر میکند مگر اینکه قرارداد امضا شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
By this treaty:
By Article 4 of the treaty, Iran loses sovereignty over Yerevan (current capital of Armenia), Nakhichevan, Talysh, Ordubad, and Mughan regions of Arran Province (now part of modern Azerbaijan Republic), in addition to all lands annexed by Russia in the Gulistan Treaty.
بوسیلهی این پیمان:
طبق ماده ۴ این معاهده ایران علاوهبر تمام سرزمینهای الحاق شده به روسیه در قرارداد گلستان، حاکمیت خود را بر ایروان (مرکز ارمنستان کنونی) نخجوان، تالش، اردوباد و مناطق مغان در استان آران(هماکنون قسمتی از جمهوری آذربایجان است) از دست می دهد.
The Aras river is assigned the new borderline between Iran and Russia, from "from Arrarat ghal'eh to the outlet of the river at Astara".
رودخانهی ارس به عنوان مرز جدید بین ایران و روسیه تعیین شده است. از "قلعهی آرارات تا انتهای رودخانه در آستارا."
By Article 6 of the treaty, Iran promised to pay Russia 10 Koroor in Gold.
طبق ماده ۶ این پیمان، ایران قول داد که به روسیه ۱۰ کرور طلا بپردازد.
By Article 7 of the treaty, Russia promises to support Abbas Mirza as the heir to the throne of Persia after Fath Ali Shah dies.
بوسیلهی ماده ۷ این پیمان، روسیه متعهد میشود كه از عباس میرزا به عنوان وارث تاج و تخت ایران پس از مرگ فتحعلی شاه حمایت كند.
By Article 8 of the treaty, Iranian ships lose full rights to navigate all of the Caspian Sea and her coasts, henceforth given to Russia.
طبق ماده ۸ این پیمان، کشتیهای ایرانی حقوق کامل برای پیمایش در سراسر دریای خزر و سواحل آن را از دست می دهند و از این پس به روسیه داده می شود.
Iran recognizes Capitulation rights for Russians in Iran.
ایران حقوق کاپیتولاسیون را برای روسها در ایران به رسمیت می شناسد.
By Article 10, Russia gains the right to send consulate envoys to anywhere in Iran it wishes.
بوسیلهی مادهی ۱۰، روسیه حق اعزام نمایندگان کنسولگری را به هرجای ایران که بخواهد بدست می آورد.
Iran is forced to sign economic treaties with Russia as Russia specifies.
ایران مجبور می شود معاهده های اقتصادی را با روسیه، همانگونه که روسیه مشخص میکند امضا کند.
By Article 13, POWs are exchanged.
بوسیلهی ماده ۱۳، تبادل اسرای جنگی صورت میگیرد.
(POW= prisoners of war)
Iran officially apologizes for breaking its promises made in the Gulistan Treaty.
ایران رسماً از نقض وعده های خود در پیمان گلستان عذرخواهی میکند.
By Article 15, Fath Ali Shah promises not to prosecute any Khanate secessionist movements in the north-western region.
طبق ماده ۱۵، فتحعلی شاه متعهد میشود كه هیچ جنبش جدائی طلب خان نشین را در منطقه شمال غربی تحت پیگرد قرار ندهد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
گردآوری: فرانک مدنی( دانشجوی کارشناسی)
#Idioms_phrases
#زبان_تخصصی
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅سبقت اژدهای شرق از یوز ایرانی
🖋به قلم: سیدمحمدرضا دادگستر
(دانشجوی ارشد سیاستگذاری عمومی)
🔻شاید برایتان جالب باشد که بدانید هیوندای سوناتا و سمند تقریباً در یک زمان متولد شدند: دهه ۹۰ میلادی. در آن سالها مقامات ارشد دو کشور کره جنوبی و ایران تصمیم گرفتند تا در صنایع سنگین الگوی دولت توسعهگرا را دنبال کنند. در این الگو دولت حامی به عنوان سرمایهگذار اصلی وارد میدان ریلگذاری صنایع راهبردی میشد و با ابزارهایی همچون ممنوعیت واردات یا تعرفههای سنگین از کالاهای تولید داخلی در برابر کالاهای خارجی حمایت میکرد. هیوندای یکی از ثمرات این مدل سیاستگذاری صنعتی در کره جنوبی بود. این چائهبول یا هولدینگ خانوادگی ماموریت داشت تا با بهرهگیری از رانتهای دولتی صنعت خودرو را در کره جنوبی پایهگذاری کند و گسترش دهد. خودروهای این شرکت همچون سوناتا در ابتدا نه از پلتفرم بهروز آلمانیها استفاده میکردند، نه طراحی زیبا و قدرت آمریکاییها را داشتند و نه حتی کیفیت و دوام ژاپنیها را. اما تلاش برای کسب سهم از تجارت بینالملل و جایگیری در زنجیره تامین و تولید خودرو در بازارهای در حال توسعه سبب شد تا هیوندای سال به سال رشد کند تا در نهایت به شرکتی با ارزش ۱۳.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ تبدیل شود. امروزه در همهی کشورهای دنیا هیوندای را به عنوان خودروسازی پویا میشناسند. سوناتا نیز یکی از پرفروشترین
سدانها در سرتاسر جهان است.
🔹همزمان با هیوندای ایرانخودرو نیز در حال تلاش برای تبدیل شدن به برندی مطرح بود و میخواست جایگزینی برای پیکان یا همان هیلمن هانتر انگلیسی تولید کند. سیاستگذار نیز با ابزارهای حمایتی به کمک خودروساز شتافت و فضا را برای اقدام آن آزاد و بدون رقیب ساخت. اما ترکیب عواملی همچون نگاه کوتاهمدت، تکنولوژی قدیمی، فساد افسارگسیخته، فقدان بخش تحقیق و توسعه، تحریمهای سنگین خارجی، عدم وجود مشوقهای صادراتی، فقدان نظام ارزیابی و نظارت ادواری و... سبب شد تا سمند همان سمند باقی بماند و خودروساز سالها بدون زحمت خلصی همان را به خریدار قالب کند.
🔹امروزه شهروندان کرهای سپاسگزار سیاستگذاران کشورشان در دهههای ۸۰ و ۹۰ هستند. درحالیکه خواستهی شهروندان ایرانی آزادسازی بازار خودرو و حضور شرکتهای خصوصی برای رقابت است. این چیزی جز تفاوت در رانت مولد و نامولد نیست. امری که دولت را به بازیگر اصلی توسعه در کشوری و میدان فساد در کشور دیگر تبدیل میکند.
#توسعه_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم: سیدمحمدرضا دادگستر
(دانشجوی ارشد سیاستگذاری عمومی)
🔻شاید برایتان جالب باشد که بدانید هیوندای سوناتا و سمند تقریباً در یک زمان متولد شدند: دهه ۹۰ میلادی. در آن سالها مقامات ارشد دو کشور کره جنوبی و ایران تصمیم گرفتند تا در صنایع سنگین الگوی دولت توسعهگرا را دنبال کنند. در این الگو دولت حامی به عنوان سرمایهگذار اصلی وارد میدان ریلگذاری صنایع راهبردی میشد و با ابزارهایی همچون ممنوعیت واردات یا تعرفههای سنگین از کالاهای تولید داخلی در برابر کالاهای خارجی حمایت میکرد. هیوندای یکی از ثمرات این مدل سیاستگذاری صنعتی در کره جنوبی بود. این چائهبول یا هولدینگ خانوادگی ماموریت داشت تا با بهرهگیری از رانتهای دولتی صنعت خودرو را در کره جنوبی پایهگذاری کند و گسترش دهد. خودروهای این شرکت همچون سوناتا در ابتدا نه از پلتفرم بهروز آلمانیها استفاده میکردند، نه طراحی زیبا و قدرت آمریکاییها را داشتند و نه حتی کیفیت و دوام ژاپنیها را. اما تلاش برای کسب سهم از تجارت بینالملل و جایگیری در زنجیره تامین و تولید خودرو در بازارهای در حال توسعه سبب شد تا هیوندای سال به سال رشد کند تا در نهایت به شرکتی با ارزش ۱۳.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ تبدیل شود. امروزه در همهی کشورهای دنیا هیوندای را به عنوان خودروسازی پویا میشناسند. سوناتا نیز یکی از پرفروشترین
سدانها در سرتاسر جهان است.
🔹همزمان با هیوندای ایرانخودرو نیز در حال تلاش برای تبدیل شدن به برندی مطرح بود و میخواست جایگزینی برای پیکان یا همان هیلمن هانتر انگلیسی تولید کند. سیاستگذار نیز با ابزارهای حمایتی به کمک خودروساز شتافت و فضا را برای اقدام آن آزاد و بدون رقیب ساخت. اما ترکیب عواملی همچون نگاه کوتاهمدت، تکنولوژی قدیمی، فساد افسارگسیخته، فقدان بخش تحقیق و توسعه، تحریمهای سنگین خارجی، عدم وجود مشوقهای صادراتی، فقدان نظام ارزیابی و نظارت ادواری و... سبب شد تا سمند همان سمند باقی بماند و خودروساز سالها بدون زحمت خلصی همان را به خریدار قالب کند.
🔹امروزه شهروندان کرهای سپاسگزار سیاستگذاران کشورشان در دهههای ۸۰ و ۹۰ هستند. درحالیکه خواستهی شهروندان ایرانی آزادسازی بازار خودرو و حضور شرکتهای خصوصی برای رقابت است. این چیزی جز تفاوت در رانت مولد و نامولد نیست. امری که دولت را به بازیگر اصلی توسعه در کشوری و میدان فساد در کشور دیگر تبدیل میکند.
#توسعه_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅معماری فاشیستی🏛️
🖋به قلم : علی میرزاخانی
🔻آن دسته مکاتب سیاسی که در طول تاریخ، مجال آن را یافتند که بصورت یک حکومت یا فرهنگ پا به عرصه عینیت گذارند، علاوه بر ریشه های فکری ژرف خود، برای پویایی و بازتولید خود که بقای آن را ضمانت کند، نیازمند نمودهای ملموسی در زیست انسانی بستر خود هستند که معماری فاشیستی از جمله تجلیات ملموس اندیشه فاشیسم -و نازیسم- در عرصه هنر بشمار میرود.
🏛️ از اواسط دهه ۱۹۲۰م که بنیتو موسولینی در ایتالیا، جایگاه نخست وزیری خود را بعنوان رهبر ایتالیا و با رسالت احیاء شکوه روم باستان، اعتلا بخشید، بارقه های این گونه معماری در اروپا هویدا گشت و روی کار آمدن حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان برهبری آدولف هیتلر در اوایل دهه ۱۹۳۰، این سبک را به کمال رساند، اما با شکست دول محور در جنگ دوم بینالملل، در دهههای بعدی، این شیوه معماری، مهجور ماند.
🏛️ افزون بر شرح دوره رواج این شیوه منحصربفرد معماری مدرن، مهمترین نکته آنست که خصائص این سبک، کاملاً برخواسته از پایههای فکری این مکتب است.
در اندیشه فاشیسم(که در این متن بجهت اختصار، فاشیسم با ناسیونال سوسیالیسم، مترادف درنظر گرفته میشود)، مفهوم ملت و جامعه همخون، بسیار ارزشمندتر از فردیت درنظر گرفته میشود و اینجاست که نمای ساختمان های فاشیستی، دارای پنجرهها و طبقات متعدد هستند که با قرابت به مجتمع های مسکونی، مفهوم اصالت جمع را مورد تأکید قرار دهند که در این مورد، تفاوت آن با معماری کمونیستی در آنست که مؤلفه های بومی معماری و از همه بارز تر، اصل تقارن در معماری فاشیستی، بکار برده میشود.
قرینه سازی ساختمان، بیانگر نظم و کنترل دقیقی است که توسط پیشوا بر سراسر شئون زیست مردمان، سایه می افکند.
ناگفته نماند که تقارن و تقسیم بندی های منظم، در فضای داخلی ساختمان نیز تماماً اجرا میشد و صرفاً متعلق به نما نبود.
🏛️در معماری فاشیستی که در ایتالیا رواج داشت، از الگوهای هنری روم باستان و در آلمان، تا حدودی از اساطیر ژرمنی بهره گرفته میشد که این، همان قواعد بومی معماری است.
اما در هردو کشور آلمان و ایتالیا، این الگوها بطور مطلق و وافر بکار برده نمیشد چراکه اصل نمایش اقتدار و قهر ملی، بیشتر در بناهای ساده، اما منظم، قرینه و نسبتاً مرتفع رخ مینمود و در سده بیستم، ساختمان های مجلل و پر نقش و نگار روم باستان، بیشتر یادآور اشرافیت و پادشاهی های سنتی بود!
🏛️ مسأله بسیار مهم، طرح هیتلر در برپایی ابرشهر ژرمانیا در پایان جنگ به پیروزی آلمان بود که به آلبرت اشپیر واگذار شده بود. در ماکت موجود از این شهر فرضی، کاخ رایش ژرمانیا و گنبد عظیم آن، قرار بود که بزرگترین ساختمان جهان باشد.
هیتلر، با اشتیاق فراوانی طرحهای اشپیر را بررسی مینمود، در نقشهای که اشپیر برای ژرمانیا ترسیم نموده بود، حتی خیابانها و ارتفاع بناهای حوالی کاخ رایش نیز، تقارن و نظم واحد سلسله مراتبی، رعایت شده بود.
🏛️از چهرههای مطرح این معماری در ایتالیا میتوان به مارسلو پیاسنتیتی و در آلمان نیز به آلبرت اشپیر اشاره کرد.
ازجمله مکسوبات این معماری از تمدن روم باستان عبارتند از طاق های مرتفع، پلکان و ایوان در میانه بنا و تاحدودی حجاری های ظریف بر دیوارهای داخلی.
اما همانطور که بیان شد، این موارد همواره بکارگیری نمیشد.
الگوهای قوم ژرمن و مردمان آریایی که تاحدود زیادی با اساطیر سلتی، وایکینگی، ساکسونی و... همپوشانی داشت در نمونههای آلمانی، کاربرد فراوان داشت که برای مثال، ساختمان مرکزی حزب نازی موسوم به خانه قهوهای نیز آشکار بود.
عمدتاً این نمادها حول محور خورشید و مهرپرستی بروز یافته بودند که مهمترین آنها سواستیکا، سیگ، هاگال، اودال و... بودند.
وجود معدودی گروههای مخفی در حکومت نازی نظیر انجمن تول که در علوم خفیه و ماورائی فعالیت داشت، موجب شد که بعدها برخی هواداران نظریات توطئه، تفاسیر نسبتاً بی اساس و غیرعلمی از این نمادها ارائه دهند.
#هنر_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
🖋به قلم : علی میرزاخانی
🔻آن دسته مکاتب سیاسی که در طول تاریخ، مجال آن را یافتند که بصورت یک حکومت یا فرهنگ پا به عرصه عینیت گذارند، علاوه بر ریشه های فکری ژرف خود، برای پویایی و بازتولید خود که بقای آن را ضمانت کند، نیازمند نمودهای ملموسی در زیست انسانی بستر خود هستند که معماری فاشیستی از جمله تجلیات ملموس اندیشه فاشیسم -و نازیسم- در عرصه هنر بشمار میرود.
🏛️ از اواسط دهه ۱۹۲۰م که بنیتو موسولینی در ایتالیا، جایگاه نخست وزیری خود را بعنوان رهبر ایتالیا و با رسالت احیاء شکوه روم باستان، اعتلا بخشید، بارقه های این گونه معماری در اروپا هویدا گشت و روی کار آمدن حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان برهبری آدولف هیتلر در اوایل دهه ۱۹۳۰، این سبک را به کمال رساند، اما با شکست دول محور در جنگ دوم بینالملل، در دهههای بعدی، این شیوه معماری، مهجور ماند.
🏛️ افزون بر شرح دوره رواج این شیوه منحصربفرد معماری مدرن، مهمترین نکته آنست که خصائص این سبک، کاملاً برخواسته از پایههای فکری این مکتب است.
در اندیشه فاشیسم(که در این متن بجهت اختصار، فاشیسم با ناسیونال سوسیالیسم، مترادف درنظر گرفته میشود)، مفهوم ملت و جامعه همخون، بسیار ارزشمندتر از فردیت درنظر گرفته میشود و اینجاست که نمای ساختمان های فاشیستی، دارای پنجرهها و طبقات متعدد هستند که با قرابت به مجتمع های مسکونی، مفهوم اصالت جمع را مورد تأکید قرار دهند که در این مورد، تفاوت آن با معماری کمونیستی در آنست که مؤلفه های بومی معماری و از همه بارز تر، اصل تقارن در معماری فاشیستی، بکار برده میشود.
قرینه سازی ساختمان، بیانگر نظم و کنترل دقیقی است که توسط پیشوا بر سراسر شئون زیست مردمان، سایه می افکند.
ناگفته نماند که تقارن و تقسیم بندی های منظم، در فضای داخلی ساختمان نیز تماماً اجرا میشد و صرفاً متعلق به نما نبود.
🏛️در معماری فاشیستی که در ایتالیا رواج داشت، از الگوهای هنری روم باستان و در آلمان، تا حدودی از اساطیر ژرمنی بهره گرفته میشد که این، همان قواعد بومی معماری است.
اما در هردو کشور آلمان و ایتالیا، این الگوها بطور مطلق و وافر بکار برده نمیشد چراکه اصل نمایش اقتدار و قهر ملی، بیشتر در بناهای ساده، اما منظم، قرینه و نسبتاً مرتفع رخ مینمود و در سده بیستم، ساختمان های مجلل و پر نقش و نگار روم باستان، بیشتر یادآور اشرافیت و پادشاهی های سنتی بود!
🏛️ مسأله بسیار مهم، طرح هیتلر در برپایی ابرشهر ژرمانیا در پایان جنگ به پیروزی آلمان بود که به آلبرت اشپیر واگذار شده بود. در ماکت موجود از این شهر فرضی، کاخ رایش ژرمانیا و گنبد عظیم آن، قرار بود که بزرگترین ساختمان جهان باشد.
هیتلر، با اشتیاق فراوانی طرحهای اشپیر را بررسی مینمود، در نقشهای که اشپیر برای ژرمانیا ترسیم نموده بود، حتی خیابانها و ارتفاع بناهای حوالی کاخ رایش نیز، تقارن و نظم واحد سلسله مراتبی، رعایت شده بود.
🏛️از چهرههای مطرح این معماری در ایتالیا میتوان به مارسلو پیاسنتیتی و در آلمان نیز به آلبرت اشپیر اشاره کرد.
ازجمله مکسوبات این معماری از تمدن روم باستان عبارتند از طاق های مرتفع، پلکان و ایوان در میانه بنا و تاحدودی حجاری های ظریف بر دیوارهای داخلی.
اما همانطور که بیان شد، این موارد همواره بکارگیری نمیشد.
الگوهای قوم ژرمن و مردمان آریایی که تاحدود زیادی با اساطیر سلتی، وایکینگی، ساکسونی و... همپوشانی داشت در نمونههای آلمانی، کاربرد فراوان داشت که برای مثال، ساختمان مرکزی حزب نازی موسوم به خانه قهوهای نیز آشکار بود.
عمدتاً این نمادها حول محور خورشید و مهرپرستی بروز یافته بودند که مهمترین آنها سواستیکا، سیگ، هاگال، اودال و... بودند.
وجود معدودی گروههای مخفی در حکومت نازی نظیر انجمن تول که در علوم خفیه و ماورائی فعالیت داشت، موجب شد که بعدها برخی هواداران نظریات توطئه، تفاسیر نسبتاً بی اساس و غیرعلمی از این نمادها ارائه دهند.
#هنر_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
✅ اصطلاح شناسی (کیش شخصیت)
گردآوری: فرشته اکبری _ دانشجوی کارشناسی
🔻《کیش شخصیت》، 《شخصیت پرستی》یا 《پیشوا پروری》به پدیده ای اطلاق می شود که یک فرد با استفاده از اجبار، جعلیات و تبلیغات از خود وجهه ی عمومی آرمانی و قهرمانانه ارائه می دهد. در این پدیده تعریف و تمجید از فرد در فضای عمومی که کاملا عاری از هرگونه اشتباه است اتفاق می افتد. کیش شخصیت در حکومت های تمامیت خواه ایجاد می شود که قدرت هژمونیک و انحصاری خود را در راه پروپاگاندای رژیم خود بکار می گیرند.
🔹 بدترین نوع کیش شخصیت زمانی است که تعریف و تمجیدها رنگ مذهبی و مقدس می گیرد. در این نوع فرمانروا معیار حق و منتخب خدا روی زمین قرار می گیرد و هر گونه نقد و پرسشی از حاکم گناه و معصیت تلقی می شود.
🔹در قرن بیستم انواع شخصیت پرستی در حکومت های کمونیستی و فاشیستی و دیکتاتوری وجود داشت؛
از جمله: فرانکو پرستی، استالین پرستی، مائو پرستی، صدام پرستی، کیم پرستی (رهبر کره شمالی) و...
برخی شخصیت ها هم بعد از مرگشان مقدس می شوند مانند لنین.
🔹شدت و ابعاد این پدیده در کشورهای مختلف متفاوت است برای مثال در حکومت استالین انتقاد کردن برابر بود با مرگ و در برخی نظام ها منتقدان صرفا خانه نشین می شوند.
برخی ایدئولوژی ها ماهیت پیشوا پروری دارند مانند احزاب فاشیستی.
برخی ایدئولوژی ها مانند کمونیسم این ماهیت را نداشتند اما پیشوا پرست شدند مانند مائو یا استالین.
🔹در جامعه ای که پیشوا پرستی شکل بگیرد ارزش هایی مانند دموکراسی، حقوق بشر، قانونمندی، آزادی و مساوات کمرنگ می شوند.
شخصیت پرستی افراطی یکی از عوامل نا کامی یک ملت به راه پیشرفت ، ترقی ، عدالت اجتماعی وکرامت انسانی است.
🔹این پدیده مربوط به ایدئولوژی های خاصی نیست و انواع مختلف آن در ایدئولوژی های مارکسیستی تا اسلامی یا ناسیونالیستی و فاشیستی وجود دارد.
🔹استفاده از کیش شخصیت به رهبران و حاکمان محدود نمیشود بلکه در گروه های کوچک تر هم می توان آن را دید.
🔹️ در ضمن پدیده کیش شخصیت نباید با پدیده کاریزما اشتباه گرفته شود. کاریزما از دل مردم و در شرایط بحران های اقتصادی و سیاسی پدید می آید که انقلابات تاریخی به آنها وابسته است اما کیش شخصیت از بالا و توسط زور و اجبار و تبلیغات پروپاگاندایی شکل میگیرد که امری مذموم شمرده می شود.
#اصطلاحات_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
گردآوری: فرشته اکبری _ دانشجوی کارشناسی
🔻《کیش شخصیت》، 《شخصیت پرستی》یا 《پیشوا پروری》به پدیده ای اطلاق می شود که یک فرد با استفاده از اجبار، جعلیات و تبلیغات از خود وجهه ی عمومی آرمانی و قهرمانانه ارائه می دهد. در این پدیده تعریف و تمجید از فرد در فضای عمومی که کاملا عاری از هرگونه اشتباه است اتفاق می افتد. کیش شخصیت در حکومت های تمامیت خواه ایجاد می شود که قدرت هژمونیک و انحصاری خود را در راه پروپاگاندای رژیم خود بکار می گیرند.
🔹 بدترین نوع کیش شخصیت زمانی است که تعریف و تمجیدها رنگ مذهبی و مقدس می گیرد. در این نوع فرمانروا معیار حق و منتخب خدا روی زمین قرار می گیرد و هر گونه نقد و پرسشی از حاکم گناه و معصیت تلقی می شود.
🔹در قرن بیستم انواع شخصیت پرستی در حکومت های کمونیستی و فاشیستی و دیکتاتوری وجود داشت؛
از جمله: فرانکو پرستی، استالین پرستی، مائو پرستی، صدام پرستی، کیم پرستی (رهبر کره شمالی) و...
برخی شخصیت ها هم بعد از مرگشان مقدس می شوند مانند لنین.
🔹شدت و ابعاد این پدیده در کشورهای مختلف متفاوت است برای مثال در حکومت استالین انتقاد کردن برابر بود با مرگ و در برخی نظام ها منتقدان صرفا خانه نشین می شوند.
برخی ایدئولوژی ها ماهیت پیشوا پروری دارند مانند احزاب فاشیستی.
برخی ایدئولوژی ها مانند کمونیسم این ماهیت را نداشتند اما پیشوا پرست شدند مانند مائو یا استالین.
🔹در جامعه ای که پیشوا پرستی شکل بگیرد ارزش هایی مانند دموکراسی، حقوق بشر، قانونمندی، آزادی و مساوات کمرنگ می شوند.
شخصیت پرستی افراطی یکی از عوامل نا کامی یک ملت به راه پیشرفت ، ترقی ، عدالت اجتماعی وکرامت انسانی است.
🔹این پدیده مربوط به ایدئولوژی های خاصی نیست و انواع مختلف آن در ایدئولوژی های مارکسیستی تا اسلامی یا ناسیونالیستی و فاشیستی وجود دارد.
🔹استفاده از کیش شخصیت به رهبران و حاکمان محدود نمیشود بلکه در گروه های کوچک تر هم می توان آن را دید.
🔹️ در ضمن پدیده کیش شخصیت نباید با پدیده کاریزما اشتباه گرفته شود. کاریزما از دل مردم و در شرایط بحران های اقتصادی و سیاسی پدید می آید که انقلابات تاریخی به آنها وابسته است اما کیش شخصیت از بالا و توسط زور و اجبار و تبلیغات پروپاگاندایی شکل میگیرد که امری مذموم شمرده می شود.
#اصطلاحات_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa