انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
3.26K subscribers
718 photos
13 videos
60 files
188 links
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران

اینستاگرام :
https://www.instagram.com/utpsaa
توییتر :
http://twitter.com/utpsaa

انتقادات، پیشنهادات و ارتباط با انجمن:
@MahtabShirkhani
@political_ut
Download Telegram
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران در جهت عملکرد هرچه بهتر در وظایف خود از دوستانی که مایل به همکاری هستند دعوت به عمل می آورد.
همچنین نظرات و پیشنهادات خود را نیز درجهت بهبود عملکرد انجمن با اعضا در میان بگذارید.
@shahroozd70
@MohammmadHashemi
@Arbabi_amin
همانطور که از نام "انجمن علمی" پیداست، اهداف و فعالیت های این انجمن محدود به مسایل علمی در هر رشته دانشگاهی است. اهداف و فعالیت های مختلفی همچون مناظره و نقد علمی، هم اندیشی ها و نشست های تخصصی، نشر و ترویج دستاوردهای علمی و... برای انجمن های علمی تعریف شده است. با توجه به این چارچوب، روندهای گذشته و همچنین ارزیابی های صورت گرفته انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران فعالیت های خود را بر موارد زیر متمرکز خواهد نمود:
1.برگزاری درسگفتارهای تخصصی
2.احیا و راه اندازی نشریات عمومی و تخصصی
3.تشکیل حلقه های مطالعاتی
4.همایش ها و کنفرانس های تخصصی
5.برگزاری سخنرانی و نشست در ابعاد مختلف علم سیاست

در همین ارتباط انجمن علمی علوم سیاسی از تمامی دانشجویان علاقمند دعوت می نماید که در جهت بهبود این فعالیت ها، انجمن علمی را یاری نموده و نظرات و پیشنهادات خود را مطرح نمایند.
@Arbabi_amin
@MohammmadHashemi
@shahroozd70
لئو اشتراوس در ۲۰ سپتامبر ۱۸۹۹ در شهرک کوچک کیرشن در منطقه پروس در امپراتوری آلمان به دنیا آمد. خانواده‌اش از یهودیان محافظه‌کار و ارتدوکس بودند و پدر و عمویش به کار کشاورزی و دامپروری اشتغال داشتند.

لئو یک و نیم سال پایانی جنگ جهانی اول را در ارتش آلمان خدمت کرد. وی در دانشگاه هامبورگ ثبت نام کرده و مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۲۱ گرفت. تز دکترای او «مشکلات دانش در نظریه فلسفی اف‌اچ یاکوبی» نام داشت و ارنست کاسیرر استاد راهنمای او بود. وی دوره‌هایی را هم در دانشگاه‌های فرایبورگ و ماربورگ گذرانده و در کلاس‌های ادموند هوسرل و مارتین هایدگر حضور یافت. وی در این دوران به یک گروه یهودی پیوسته و از هواداران جنبش صهیونیسم شد و از این طریق با گروهی از اندیشمندان یهودی آلمان همچون نوربرت الیاس، لئو لوونتال، هانا آرنت و والتر بنیامین آشنا شد. در این دوران نزدیکترین دوست او یاکوب کلین بود و با اندیشمندانی چون هانس گئورگ گادامر، فرانتس رزنتسوایگ، کارل لویت، گرشام شوئلم، پل کراوس (که با خواهر اشتراوس ازدواج کرد) و کارل اشمیت نیز مباحثاتی داشت.
اشتراوس در سال ۱۹۳۲ با پشتیبانی بنیاد راکفلر به پاریس رفت و چند سال را در فرانسه گذراند و تحت نظر لوئی ماسینیون و آندره زیگفرید به مطالعهٔ فلسفهٔ اسلامی و فلسفه یهودی دورهٔ میانه پرداخت. حاصل این دو سال کتاب فلسفه و شریعت (۱۹۳۵) (به آلمانی: Philosophie und Gesetz) بود. این کتاب حاوی مطالبی دربارهٔ فلسفهٔ سیاسی ابن میمون، فارابی، ابن سینا و ابن رشد است. اشتراوس در این کتاب تلاش می‌کند که با استفاده از آثار اصلی فیلسوفان سیاسی اسلامی و یهودی میانه، اندیشه‌های آنان را در بارهٔ نزاع عقل و وحی بیان کند.

وی در فرانسه با میریام (ماری) برانسون ازدواج کرد. برانسون بیوه‌ای با یک فرزند بود که اشتراوس در آلمان با او آشنا شده بود. اشتراوس پسر همسرش و فرزند خواهرش (خواهر اشتراوس با پل کراس ازدواج کرده بود و هر دوی آنها در خاورمیانه کشته شدند) را بزرگ کرد اما خودش صاحب فرزندی نشد. دوستی نزدیک اشتراوس با الکساندر کوژو که تا پایان عمرش ادامه داشت در این دوران شروع شد. وی در پاریس روابط دوستانه‌ای نیز با اتین ژیلسون و ریمون آرون داشت. در این دوران نازی‌ها در آلمان به قدرت رسیدند و اشتراوس یهودی امکان بازگشت به کشورش را از دست داد.
لئو اشتراوس
نظریه پرداز و مورخ فلسفه ی سیاسی آلمانی_آمریکایی
اشتراوس در سال ۱۹۳۵ کار موقتی در دانشگاه کمبریج پیدا کرد و به انگلستان سفر کرد اما نتوانست کار دائمی در انگلستان بیابد و در سال ۱۹۳۷ با حمایت هارولد لاسکی فرصت تدریس در دانشکده تاریخ دانشگاه کلمبیا را پیدا کرده و به آمریکا مهاجرت کرد. وی در آن هنگام یک محقق عادی محسوب می‌شد که تحقیقات او گرایش‌های نسبتاً عجیبی داشت. او مثل دیگر مهاجرین آلمانی هم‌دورهٔ خود همچون هانا آرنت، مارکوزه، هورکهایمر و اریک فوگلین به تدریج در جامعه دانشگاهی آمریکا مطرح شد. اما تفاوت او با دیگران این است که از میان محققان اروپایی که پس از ظهور نازیسم به آمریکا مهاجرت کردند تنها اشتراوس بنیان‌گذار نوعی مکتب خاص فکری شد. اگرچه بسیاری از محققین آمریکایی نیز از این مهاجران تأثیر پذیرفتند اما به ندرت می‌توان کسی را یافت که به آرنتی یا مارکوزه‌ای مشهور باشد. در حالیکه شمار قابل توجهی از محققین برجسته به عنوان اشتراوسی شناخته می‌شوند.

اشتراوس در ۱۹۴۴ شهروند آمریکا شد. از ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۹ در مدرسه جدید پژوهش اجتماعی تدریس کرد. در سال ۱۹۴۹ استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو شد و برای اولین بار در عمرش دستمزد خوبی دریافت کرد. او تا سال ۱۹۶۸ در این دانشگاه تدریس می‌کرد. اشتراوس از ۱۹۶۸ تا ۱۹۶۹ در کالج کلرمون و از ۱۹۶۹ تا زمان مرگش در ۱۹۷۳ در کالج سن جان تدریس کرد.
🔷 نشست تخصصی: "چرا اشتراوس بخوانیم؟"
🔹با حضور دکتر رسول نمازی
🔸سه شنبه 7 دی ساعت 10 الی 12
@utpsaa
🔷 انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می کند:

« چرا اشتراوس بخوانیم؟ »

موضوع: اهمیت اندیشه ی لئو اشتراوس در اندیشه سیاسی


🔹 با سخنرانی:
« دکتر رسول نمازی »

🔸-محقق مرکز لئو اشتراوس و کمیته اندیشه اجتماعیِ دانشگاه شیکاگو
-دکترایِ فلسفه سیاسی از مدرسه عالی مطالعات علوم اجتماعیِ پاریس
-برنده جایزه ریمون آرون


🔹زمان:روز سه شنبه، 7 دی ماه، ساعت10

🔹مکان: خیابان 16 آذر، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، طبقه اول، مرکز مطالعات عالی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
@utpsaa
به اعتقاد اشتراوس، منطق یگانه‌ای بر فلسفه‌ی سیاسی افلاطون یونانی، فارابی مسلمان، تُماس قدیس مسیحی و ابن‌میمون یهودی حاکم است که آن چهارتن را از ماکیاوللی در آغاز دوران جدید جدا می‌کند.

@JTabaTabayi
🔷طرحی از لئو اشتراوس
به لباس و نوشته های روی آن توجه کنید.
@utpsaa
🔷اشتراوس به‌عنوان یکی از شارحان برجسته فلسفه سیاسی در قرن بیستم شناخته می‌شود. با این حال نوع نگاه اشتراوس به فیلسوفان سیاسی کلاسیک - مثل افلاطون و ارسطو و گزنوفون، فارابی و ابن‌میمون از یک طرف و از طرف دیگر فیلسوفان مدرن مانند ماکیاولی، هابز، اسپینوزا و دیگران - او را از سطح یک شارح صرف فلسفه سیاسی بالاتر می‌برد و در قامت یک فیلسوف ظاهر مطرح می‌کند. تا جایی که اشتراوس را می‌توان در کنار فیلسوفان سده‌ بیستم مانند مارتین هایدگر، هانس‌گئورگ گادامر، الکساندرکوژو و... قرار می‌دهند. این مساله دقیقا به خاطر نوع نگاه خاص و به نوعی شاذ او نسبت به تاریخ اندیشه و فلسفه سیاسی است.
@utpsaa
🔷نگاه لئو اشتراوس به افلاطون، گزنوفون و تا حدی ارسطو و جایگاهی که برای نیکولو ماکیاولی به‌عنوان یک نقطه‌ عطف قائل می‌شود، اصولا از یک دغدغه فلسفی ناشی می‌شود و آن هم نقد مدرنیته و تاریخ‌گرایی دوره مدرن است. البته اشتراوس به‌عنوان یک شارح فقط به دنبال ارائه شرحی از آثار افلاطون، گزنوفون و ماکیاولی به مخاطبانش نیست و در‌صدد آن نیست که یک کتاب تاریخ اندیشه سیاسی معمولی بنویسد و در آن به ما بگوید که نظر آنان در مورد عدالت و فضیلت و امر سیاسی چیست.
اشتراوس می‌خواهد از فیگورهای پیشامدرن و کلاسیک فلسفه سیاسی مثل افلاطون، گزنوفون، فارابی، ابن‌میمون و... ، آلترناتیوی برای نقد فلسفه مدرن دست و پا کند. به عبارتی او قصد دارد پایه‌ای بسازد که با ایستادن روی آن به نقد فلسفه سیاسی مدرن و مآلا کلیت تجدد بپردازد. بنابراین اشتراوس یک فرض بنیادی مدرن‌ها را قبول ندارد و آن اینکه ما می‌توانیم به دلیل برتری تاریخی، اندیشه قدما - مثل افلاطون، ارسطو، فارابی و... - را بهتر از چیزی که خود آنان خودشان را می‌فهمیدند، بفهمیم.
در مقابل، اشتراوس معتقد است باید به این فیلسوفان گوش فرا داد و برای‌ گوش‌سپردن باید از استعداد فلسفی برخوردار بود. این قید است که پدیدارشناسی اشتراوس را از پدیدارشناسی امثال گادامر متمایز می‌کند. همین قید است که مبانی سلسله‌مراتبی تفکر فلسفی را از افتادن به چاه ویل اگالیتاریانیسم که به نظر اشتراوس آفت تفکر فلسفی است، در امان نگاه می‌دارد. اشتراوس بحث می‌کند که ما باید با پیش‌فرض‌های خود افلاطون به سراغ او برویم. در اینجا یک مشکل روش‌شناختی به وجود می‌آید و آن، این است که ما به‌عنوان انسان‌های مدرن چگونه می‌توانیم با پیش‌فرض‌های یک شخص پیشامدرن به سراغ اندیشه‌های او برویم؟
@utpsaa
🔷این مبحثی است که مخالفان اشتراوس آن را مطرح می‌کنند و بحث آنان این است که یک شرایط تاریخی وجود دارد و این شرایط تاریخی، اجباری را بر ما تحمیل می‌کند که نمی‌توانیم به‌عنوان انسان‌هایی مدرن با پیش‌فرض‌های خاص آن، از این شرایط فراتر رویم. اما اشتراوس چون می‌داند خطری که دیدگاه او را تهدید می‌کند، تاریخ‌گرایی است به شکل مستقیم و در یکی از مهم‌ترین فرازهای تفکر خود، ابتدا تاریخ‌گرایی مدرن را نقد می‌کند و کنار می‌گذارد. مثلا در کتاب «حق طبیعی و تاریخ»، که توسط باقر پرهام به فارسی ترجمه شده است، فصلی در باب تاریخ‌گرایی و نقد آن به صورت ریشه‌ای و رادیکال وجود دارد.
اشتراوس در نقد خود به این مساله می‌پردازد که تاریخ‌گرایی محصولی مدرن است که ما از هگل به بعد دچار آن شده‌ایم و این رویکرد را با ادله‌ای درخشان، به‌طور کلی نقد می‌کند. او با این نقد سعی می‌کند اتفاق دیگری را رقم بزند. این اتفاق در نظر اشتراوس این‌گونه بیان می‌شود که اگر ما تاریخ‌گرایی را کنار بگذاریم، آنگاه می‌توانیم به سراغ دیالوگ افلاطون برویم و فارغ از پیش‌فرض‌های مدرن، آن‌گونه که افلاطون خود را می‌فهمید، بکوشیم او را بفهمیم. افلاطون در مقام یک فیلسوف، صرف‌نظر از زمینه تاریخی خود و تنها با تکیه بر اشارات درون‌متنی‌اش قابل‌فهم است. این رویکرد اشتراوسی که تاریخ را - البته تنها در مورد فهم نظر فیلسوف- در پرانتز می‌گذارد، نشان می‌دهد که چگونه اشتراوس تلاش می‌کند آلترناتیوی روش‌شناختی برای شیوه‌های تاریخ‌گرایانه مدرن دست و پا کند.
@utpsaa
برگرفته از مصاحبه شروین مقیمی با روزنامه فرهیختگان
🔸لئو اشتراوس (۱۸۹۹- ۱۹۷۳)، از مشهورترين فيلسوفان سياسي معاصر است که اهميت زيادي براي نظريه سياسي (از نظر اشتراوس نام جديدي که به‌جاي فلسفه سياسي نشسته است) دارد. علايق او طيف گسترده‌اي، از صهيونيسم فرهنگي تا فلسفه اسلامي را پوشش مي‌دهد. در اين مطلب کتاب‌نامه او به‌زبان فارسي را خواهم آورد.

خوشبختانه تعدادي از کتاب‌هاي اشتراوس به فارسي برگردانده شده‌اند که شايد بتوان مهم‌ترين آنها را حقوق طبيعي و تاريخ دانست. جايي که اشتراوس در ادامه نقادي تاريخ‌گرايي و پوزيتيويسم، نقادي تندي هم بر ماکس وبر دارد. نقدي که بعداً به مباحث زيادي دامن زد. در ادامه کتاب‌هاي اصلي او، کتاب‌هاي غيراصلي، کتاب‌هاي مرتبط و مقالات مرتبط را فهرست مي‌کنم. مقالات چاپ شده در روزنامه‌ها يا مجلات غيرعلمي نوعاً کيفيت مناسبي ندارند و حداکثر ترجمه بخشي از يک نقد يا تحسين اشتراوس در يک روزنامه يا خبرگزاري خارجي است يا اجمالي در معرفي انديشه او مبتني بر يکي دو کتاب است. توجه کنيد که نويسندگان برخي از مقالات با الفباي انديشه اشتراوس هم آشنا نبوده‌اند و لذا اين ‌کارها ابداً ارزش ارجاع ندارند.

🔹کتاب‌هاي اصلي

فلسفه سياسي چيست؟ (اول: ۱۳۷۳، سوم؟ ۱۳۸۷)، ترجمه فرهنگ رجايي، انتشارات علمي و فرهنگي.

توجه کنيد که اين کتاب ترجمه کاملي از کتاب What is Political Philosophy نيست، هرچند حاوي مقاله اشتراوس به ‌اين نام است که پاراگراف ابتداي آن به دليل اشاره به دانشگاه اورشليم ترجمه نشده است. همچنان که به اجمال در مقدمه مترجم گفته شده، برخي فصول متن اصلي در اين کتاب حذف شده‌اند و برخي فصول از کتاب‌هاي ديگر (مثلا کتاب History of Political Philosophy) اشتراوس اضافه شده‌اند. شايد اين کتاب بهترين کتاب براي شروع مطالعه اشتراوس باشد. مقاله فلسفه سياسي چيست، درس‌گفتار اشتراوس در دانشگاه اورشليم است.

حقوق طبيعي و تاريخ (اول: ۱۳۷۳، دوم: ۱۳۷۵)، ترجمه باقر پرهام، نشر آگه.

متأسفانه اين کتاب پس از چاپ دوم تجديد چاپ نشده و اکنون ناياب است. وقتي از يکي از مسوولين نشر آگه علت را پرسيدم، گفتند چاپ دومش تا همين چند سال پيش موجود بود و برايشان صرف ندارد کتابي اين‌قدر روي دستشان بماند. البته ظاهراً بر سر چاپ‌هاي اوليه گروندريسه هم همين بلا آمده‌بود ولي استقبال از چاپ بعدي زياد بود و سريعاً تجديد چاپ شد.

روان‌شناسي استبداد (۱۳۸۱)، (عنوان اصلي درباره/در باب استبداد است: On Tyranny)، ترجمه محمدحسين سروري، انتشارات نگاه.

سروري از مترجمين کتاب‌هاي روان‌شناسي است. علت ترجمه نام کتاب به روان‌شناسي استبداد نيز شايد همين علاقه باشد. کتاب از روي ويراست جديد ترجمه شده و لذا مباحثات کوژه‌وه (به قول مترجم: کوژف) و اشتراوس نيز در آن آمده است. متأسفانه اين ترجمه، برگرداني است بي‌دقت. به‌عنوان نمونه مينايي: ۱۳۸۴، ص ۳۰۴ اشاره مي‌کند که در صفحه ۸۶ و ۸۷ مترجم به جاي کلمه سوگند [oath] کلمات «دشنام» و «ناسزا» را به‌اشتباه به‌کار برده است.

جامعه‌شناسي فلسفه سياسي (۱۳۸۸)، ترجمه و تأليف محسن رضواني، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي. کتاب حاوي سه مقاله است. دو مقاله اول از اشتراوس و مقاله سوم از رضواني در نقد شاديا دروري است (که چندان هم نقد آکادميکي نيست). مقاله اول صورت موسع مقدمه اشتراوس است بر آزار و هنر نگارش که قبلاً تحت عنوان افلاطون فارابي نوشته شده بود. در اين مقاله بود که اشتراوس ايده جامعه‌شناسي فلسفه سياسي را مطرح مي‌کند و مي‌گويد در خلال مطالعه آثار فارابي و ابن‌ميمون به نياز به چنين علمي پي‌ برده است (مثل ايده Thomas Kuhnدرباره جامعه‌شناسي علم). خطاهاي تلفظ اسامي آلماني و فرانسه در اين ترجمه هم ديده مي‌شود (مثل کوژف به جاي کُوژِه‌وه).

🔹کتاب‌هاي فرعي

استراوس، لئو و کراپسي، جوزف (۱۳۷۳)، نقد نظريه دولت جديد، ترجمه احمد تدين، انتشارات کوير. اين کتاب ترجمه ناقصي از ويراست سوم از History of Political Philosophy است (۱۹۸۷). اشتراوس و کراپسي ويراستاران کتاب‌اند. تدين نام اشتراوس را ليو/لئو استراوس آورده است. مقدمه مفصلي که ناتان تارکوف، تامس ال پنگل درباره انديشه اشتراوس نوشته‌اند بسيار ارزشمند است.

@utpsaa
🔹کتاب‌هاي مرتبط

رضواني، محسن (۱۳۸۵)، لئو اشتراوس و فلسفه سياسي اسلامي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني. در حال حاضر اين کتاب تنها کتاب موجود درباره انديشه اشتراوس به زبان فارسي است. کتاب حاصل رساله کارشناسي ارشد مؤلف است. خوشبختانه مؤلف تسلط نسبي مناسبي بر انديشه اشتراوس داشته است. در کل به‌جز برخي غلط‌هاي تلفظي در مورد اسامي آلماني (مثلاً فرانز روزنزويگ با جاي تلفظ صحيح فرانتس روزنتسوايگ، جوليوس گاتمن به جاي يوليوس گوتمان، يا هنريخ ماير به جاي‌هاينريش ماير) کتاب آکادميکي است.

بشيريه، حسين (۱۳۷۸)، تاريخ انديشه‌هاي سياسي در قرن بيستم: ليبراليسم و محافظه‌کاري، جلد دوم، تهران: نشر ني (چاپ هشتم: ۱۳۸۷). صص ۲۵۱-۲۶۶.

ظاهراً در شرح انديشه اشتراوس در اين ۱۵ صفحه از منابع ثانويه استفاده شده، چرا که هيچ‌يک از کتاب‌هاي اشتراوس در بخش منابع پاياني کتاب ذکر نشده. در عوض دو منبع ثانويه به چشم مي‌خورد: مقاله Leo Strauss از آلن بلوم (Allan Bloom) در مجله پولتيکال تيوري (Political Theory) و همچنين reader ژوزف کراپسي (Joseph Cropsey) تحت عنوان Ancient and Moderns: Essays on the Traditions of Political Philosophy in Honor of Leo Strauss.

🔹مقالات مرتبط

مينايي، فاطمه (۱۳۸۴)، قرائت لئو اشتراوس از «تلخيص النواميس» فارابي، فصل‌نامه اشراق، شماره ۲ و ۳، بهار و تابستان ۱۳۸۴، صص ۲۷۷ تا ۳۰۴. قسمت اول مقاله که به معرفي تطور انديشه اشتراوس پرداخته، از جهتي بسيار آموزنده است. در اين بخش نويسنده علت رويکرد اشتراوس به فلسفه کلاسيک سياسي در رابطه با آموزه پنهان‌نگاري و همچنين مساله فلسفي دوران مدرن، يعني دوگانه حق طبيعي و حق الهي را به‌طور تاريخي بازگو مي‌کند.

رضواني، محسن (۱۳۸۳)، اشتراوس و روش‌شناسي فهم فلسفه سياسي اسلامي، فصل‌نامه علوم سياسي، زمستان ۱۳۸۳، صص ۱۷ تا ۳۴.

کاووس سيدامامي (۱۳۸۴)، کارگردانان دولت بوش چگونه مي‌انديشند؟ ريشه‌هاي ليبراليسم اقتصادي و محافظه‌کاري اجتماعي در انديشه نومحافظه‌کاران، دانش سياسي، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۸۴. اين مقاله کيفيت دو مقاله قبل را ندارد و مانند آن‌ دو هدفش شناخت انديشه اشتراوس نيست، بلکه مطرح کردن اشتراوس در کتاب برخي ديگر به‌عنوان پدر معنوي نومحافظه‌کاري در آمريکا است. اين فرضيه توسط شاديا دروري (Shadia Drury) به شدت پيگيري مي‌شود و موافقان و بيش از آن مخالفان فراواني هم دارد. متأسفانه در اين مقاله اين فرضيه بدون اشاره به مخالفان آن، به‌عنوان يک حقيقت مطرح شده است.
برگرفته از مجله ی مهرنامه
@utpsaa
🔸کتابشناسی لئو اشتراوس
@utpsaa
🔹گزارش تصویری نشست (چرا اشتراوس بخوانیم؟)
@utpsaa
🔹گزارش تصویری نشست (چرا اشتراوس بخوانیم؟)
@utpsaa
🔹گزارش تصویری نشست (چرا اشتراوس بخوانیم؟)
@utpsaa
🔹گزارش تصویری نشست (چرا اشتراوس بخوانیم؟)
@utpsaa
🔹گزارش تصویری نشست (چرا اشتراوس بخوانیم؟)
@utpsaa
🔹گزارش تصویری نشست (چرا اشتراوس بخوانیم؟)
@utpsaa