Forwarded from اکان پالیسی EconPolicy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وقتی موشکها و پهپادهای جتموتور مزارع را در هم میکوبند؛ نانآور اروپا به زانو در میآید؟
📌بنادر دریای سیاه که یکی از شریانهای اصلی صادرات اوکراین بودند، هدف حملات مکرر قرار گرفته و تعطیل شدهاند؛ در نتیجه، مقادیر زیادی گندم، ذرت، جو و دیگر محصولات کشاورزی در انبارها انباشته شده و بدون امکان صادرات، محصولات فاسد میشود.
📌مسیر زمینی جایگزین نیز بسیار پرهزینه است و حتی تأمین هزینههایی مانند مالیات، سوخت و قطعات یدکی را برای کشاورزان دشوار میکند.
📌روسیه طی سه ماه گذشته حملات خود را افزایش داده و علاوه بر بنادر و انبارها، پستهای برق و دیگر زیرساختهای حیاتی را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. هدف این حملات، وارد کردن فشار مستقیم بر غیرنظامیان و تضعیف اقتصاد و اراده مردم است.
📌اوکراین برای مقابله با پهپادها از واحدهای رهگیر استفاده میکند. بااینحال، پهپادهای جدیدتر و سریعتر مجهز به موتور جت، دفاع هوایی را تحت فشار قرار دادهاند. با وجود این شرایط، مردم اودسا همچنان مقاوماند، اما نگرانی از سختترین زمستان جنگ همچنان پابرجاست.
@EconPolicyFa
📌بنادر دریای سیاه که یکی از شریانهای اصلی صادرات اوکراین بودند، هدف حملات مکرر قرار گرفته و تعطیل شدهاند؛ در نتیجه، مقادیر زیادی گندم، ذرت، جو و دیگر محصولات کشاورزی در انبارها انباشته شده و بدون امکان صادرات، محصولات فاسد میشود.
📌مسیر زمینی جایگزین نیز بسیار پرهزینه است و حتی تأمین هزینههایی مانند مالیات، سوخت و قطعات یدکی را برای کشاورزان دشوار میکند.
📌روسیه طی سه ماه گذشته حملات خود را افزایش داده و علاوه بر بنادر و انبارها، پستهای برق و دیگر زیرساختهای حیاتی را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. هدف این حملات، وارد کردن فشار مستقیم بر غیرنظامیان و تضعیف اقتصاد و اراده مردم است.
📌اوکراین برای مقابله با پهپادها از واحدهای رهگیر استفاده میکند. بااینحال، پهپادهای جدیدتر و سریعتر مجهز به موتور جت، دفاع هوایی را تحت فشار قرار دادهاند. با وجود این شرایط، مردم اودسا همچنان مقاوماند، اما نگرانی از سختترین زمستان جنگ همچنان پابرجاست.
@EconPolicyFa
👌5❤1👎1
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻روکشِ نفتی بر سفرههای کوپنی؛ چرا اقتصاد دهه 60 الگوی مقاومت نیست؟ | آیا صفهای کوپن بدون دلارهای نفتی دوام میآوردند؟
🔹سفره مردم در سالهای جنگ تحمیلی نه به خاطر کارآمدی نظام توزیع کوپنی و سیاستهای کنترل قیمت، بلکه به برکت طلای سیاهی برپا بود که از دل زمین استخراج میشد و به دلارهای نفتی تبدیل میگشت
🔹همین دلارهای نفتی هنگفت بودند که به دولت اجازه دادند در چند سال نخست جنگ، نقش یک تولیدکننده و توزیعکننده بزرگ را ایفا کند. دولت با ارزی که از فروش نفت به دست میآورد، حجم عظیمی از کالاهای اساسی شامل گندم، برنج، روغن، شکر، دارو و مواد اولیه کارخانهها را از بازارهای جهانی خریداری میکرد و با نرخهای بسیار پایین و یارانهای در اختیار جامعه قرار میداد
🔹تفاوت بنیادی و حیاتی شرایط سال ۱۴۰۵ با سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی در یک واقعیت ساختاری نهفته است: «افول شدید درآمدهای نفتی و فقدان قدرت بازسازی ارزی
🔹الگوبرداری از دهه شصت بدون در نظر گرفتن درآمد نفتی ۲۰ میلیارد دلاری آن زمان، مانند ساختن یک سد عظیم بر روی رودی است که خشک شده است
⬅️ مشروح گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
🔹سفره مردم در سالهای جنگ تحمیلی نه به خاطر کارآمدی نظام توزیع کوپنی و سیاستهای کنترل قیمت، بلکه به برکت طلای سیاهی برپا بود که از دل زمین استخراج میشد و به دلارهای نفتی تبدیل میگشت
🔹همین دلارهای نفتی هنگفت بودند که به دولت اجازه دادند در چند سال نخست جنگ، نقش یک تولیدکننده و توزیعکننده بزرگ را ایفا کند. دولت با ارزی که از فروش نفت به دست میآورد، حجم عظیمی از کالاهای اساسی شامل گندم، برنج، روغن، شکر، دارو و مواد اولیه کارخانهها را از بازارهای جهانی خریداری میکرد و با نرخهای بسیار پایین و یارانهای در اختیار جامعه قرار میداد
🔹تفاوت بنیادی و حیاتی شرایط سال ۱۴۰۵ با سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی در یک واقعیت ساختاری نهفته است: «افول شدید درآمدهای نفتی و فقدان قدرت بازسازی ارزی
🔹الگوبرداری از دهه شصت بدون در نظر گرفتن درآمد نفتی ۲۰ میلیارد دلاری آن زمان، مانند ساختن یک سد عظیم بر روی رودی است که خشک شده است
⬅️ مشروح گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
❤8👌5👍1
📕 «در کارگاه تاریخ» منتشر شد
👤 احسان عزیزی
بالأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همانطور که انتظار میرفت وزارت حقیقت بخش چهارم کتاب تحت عنوان «جنبههایی از تاریخ مدرن یهودیت» را حذف کرد.
درباره این کتاب احتمالاً به طور صوتی یا تصویری سخن خواهم گفت. فعلاً در همین اندازه کفایت میکند که به مهمترین انگیزهام در انتخاب و ترجمهی این کتاب اشاره کنم.
همیشه برایم سؤال بود که چرا برخی فیلسوفان و متفکران غربی، بخصوص ساختارگرایان و پساساختارگرایان فرانسوی در ایران انقدر خریدار دارند و امثال #فوکو را از استاد دانشگاه تا دانشجوی تازه سر از تخم مدرسه درآورده ستایش میکنند! پاسخ این سؤال میتواند بخشی از گرایش ما برای ویران کردن مملکت طی یکصدسال اخیر را روشن کند.
وقتی با انتقادات اندیشمندان غربی نسبت به یکدیگر مواجه میشویم، وقتی میبینیم جریانهای فکری و سیاسی رقیب چگونه طرف مقابل را به حق و با استدلال نقد کردهاند، تازه پی میبریم که بسیاری از آدمها و تفکرات و مفاهیم رسماً در پاچهمان رفتهاند. #فوره جزو معدود متفکرانی است که خیلی رک و پوستکنده و همزمان با استدلال این جریانها و برجستهترین آدمها را نقد کرده است. مثلا #ژیژک، #باتای، #سارتر و ... در ایران همچون پیامبران روشنفکری ستایش میشوند، تقریباً تمامی آثارشان به فارسی ترجمه و منتشر شده، اما دریغ از اینکه از نقد رقبای فکری و سیاسی این آدمها در کشورشان مطلع باشیم.
وقتی با این جریانهای رقیب مواجه میشویم تازه پی میبریم که ما کجای این معادلات فکری و سیاسی بودهایم. که چگونه جریانهای روشنفکری و سیاسی در ایران طی نزدیک به صدسال اخیر بهنوعی بازی خوردهاند و رمهوار به دنبال مفاهیم و شخصیتها و جریانهای پر سروصدا ولی در حقیقت پوچگرا و خالی از راهحل برای ایران و ایرانی دویدهاند... سرتان را درد نیاورم، درباره این کتاب بعداً بیشتر صحبت میکنم، فعلاً بریدهای از مقدمه کتاب و برشهایی از کتاب را در ادامه میآورم و امیدوارم روز و روزگاری این کتاب بدون هیچ سرکوب و سانسوری منتشر شود.
«مجموعهی حاضر، گسترهای غنی از مقالات #فرانسوا_فوره را در بر میگیرد که باوجود تنوع موضوعی، همگی حول یک پرسش بنیادین و مهم میگردند: یک جامعه چگونه به درک تاریخی از خود دست مییابد؟
این مجموعه از تنازعات تئوریک و روششناختی فضای آکادمیک و روشنفکرانه در قرن بیستم تا بنیانهای ایدئولوژیک اروپای قرن هجدهم، و از تجربهی دموکراتیک در جهان امریکایی تا تحلیل مفاهیمی چون دموکراسی را در بر میگیرد؛ در نتیجه، کاوشی همهجانبه و درعینحال عمیقاً باریکبینانه در زمینهی تاریخنگاری، فرهنگ و اندیشهی سیاسی به دست میدهد.
این اثر در چهار بخش مجزا سامان یافته است که هریک همچون منشوری عمل میکنند و به بررسی رابطهی گستردهتر میان تاریخ و هویت جمعی از چشماندازی تازه میپردازد.... این کتاب نه صرفاً یک مجموعهی ساده از مقالات تاریخی، بلکه سفری روشنفکرانه و روشنگرانه است از کلاسهای درس پاریس به سالنهای اشرافی عصر روشنگری، و از جمهوریهای نوپای آمریکا تا پرسشهای بنیادین بقای یک قوم. فوره بهطرز هوشمندانه و قانعکنندهای استدلال میکند که تاریخ، وقایعنامهای ثابت از تاریخها و اعمال نیست، بلکه زبانی پویا، مناقشهبرانگیز و زنده است که جوامع از طریق آن، ارزشهای خود را تعریف میکنند، سلسلهمراتب خود را مشروعیت میبخشند و آیندهی خود را ترسیم میکنند.»
📌 ضمناً این کتاب را از طریق این لینک میتوانید تهیه کنید.
🆔 @EhsaneAzizi
◽️@utfinance◽️
👤 احسان عزیزی
بالأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همانطور که انتظار میرفت وزارت حقیقت بخش چهارم کتاب تحت عنوان «جنبههایی از تاریخ مدرن یهودیت» را حذف کرد.
درباره این کتاب احتمالاً به طور صوتی یا تصویری سخن خواهم گفت. فعلاً در همین اندازه کفایت میکند که به مهمترین انگیزهام در انتخاب و ترجمهی این کتاب اشاره کنم.
همیشه برایم سؤال بود که چرا برخی فیلسوفان و متفکران غربی، بخصوص ساختارگرایان و پساساختارگرایان فرانسوی در ایران انقدر خریدار دارند و امثال #فوکو را از استاد دانشگاه تا دانشجوی تازه سر از تخم مدرسه درآورده ستایش میکنند! پاسخ این سؤال میتواند بخشی از گرایش ما برای ویران کردن مملکت طی یکصدسال اخیر را روشن کند.
وقتی با انتقادات اندیشمندان غربی نسبت به یکدیگر مواجه میشویم، وقتی میبینیم جریانهای فکری و سیاسی رقیب چگونه طرف مقابل را به حق و با استدلال نقد کردهاند، تازه پی میبریم که بسیاری از آدمها و تفکرات و مفاهیم رسماً در پاچهمان رفتهاند. #فوره جزو معدود متفکرانی است که خیلی رک و پوستکنده و همزمان با استدلال این جریانها و برجستهترین آدمها را نقد کرده است. مثلا #ژیژک، #باتای، #سارتر و ... در ایران همچون پیامبران روشنفکری ستایش میشوند، تقریباً تمامی آثارشان به فارسی ترجمه و منتشر شده، اما دریغ از اینکه از نقد رقبای فکری و سیاسی این آدمها در کشورشان مطلع باشیم.
وقتی با این جریانهای رقیب مواجه میشویم تازه پی میبریم که ما کجای این معادلات فکری و سیاسی بودهایم. که چگونه جریانهای روشنفکری و سیاسی در ایران طی نزدیک به صدسال اخیر بهنوعی بازی خوردهاند و رمهوار به دنبال مفاهیم و شخصیتها و جریانهای پر سروصدا ولی در حقیقت پوچگرا و خالی از راهحل برای ایران و ایرانی دویدهاند... سرتان را درد نیاورم، درباره این کتاب بعداً بیشتر صحبت میکنم، فعلاً بریدهای از مقدمه کتاب و برشهایی از کتاب را در ادامه میآورم و امیدوارم روز و روزگاری این کتاب بدون هیچ سرکوب و سانسوری منتشر شود.
«مجموعهی حاضر، گسترهای غنی از مقالات #فرانسوا_فوره را در بر میگیرد که باوجود تنوع موضوعی، همگی حول یک پرسش بنیادین و مهم میگردند: یک جامعه چگونه به درک تاریخی از خود دست مییابد؟
این مجموعه از تنازعات تئوریک و روششناختی فضای آکادمیک و روشنفکرانه در قرن بیستم تا بنیانهای ایدئولوژیک اروپای قرن هجدهم، و از تجربهی دموکراتیک در جهان امریکایی تا تحلیل مفاهیمی چون دموکراسی را در بر میگیرد؛ در نتیجه، کاوشی همهجانبه و درعینحال عمیقاً باریکبینانه در زمینهی تاریخنگاری، فرهنگ و اندیشهی سیاسی به دست میدهد.
این اثر در چهار بخش مجزا سامان یافته است که هریک همچون منشوری عمل میکنند و به بررسی رابطهی گستردهتر میان تاریخ و هویت جمعی از چشماندازی تازه میپردازد.... این کتاب نه صرفاً یک مجموعهی ساده از مقالات تاریخی، بلکه سفری روشنفکرانه و روشنگرانه است از کلاسهای درس پاریس به سالنهای اشرافی عصر روشنگری، و از جمهوریهای نوپای آمریکا تا پرسشهای بنیادین بقای یک قوم. فوره بهطرز هوشمندانه و قانعکنندهای استدلال میکند که تاریخ، وقایعنامهای ثابت از تاریخها و اعمال نیست، بلکه زبانی پویا، مناقشهبرانگیز و زنده است که جوامع از طریق آن، ارزشهای خود را تعریف میکنند، سلسلهمراتب خود را مشروعیت میبخشند و آیندهی خود را ترسیم میکنند.»
📌 ضمناً این کتاب را از طریق این لینک میتوانید تهیه کنید.
🆔 @EhsaneAzizi
◽️@utfinance◽️
❤8👍1
📄 دموکراسی آدم بزرگها
👤 دیردره مککلاسکی
✍ ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
خوزه و ماری دوقلوهای ۳ سالهای هستند. ماری با عروسکی بازی میکند که خوزه دلش میخواهد آن را بگیرد و مدام به گوشهوکنار اتاق پرت کند. صرفاً از سر تفریح و سرخوشی. خوزه میگوید: «عروسک رو بده به من!» ماری میگوید: «نه!» او به مامان رو میکند و میگوید: «مامان، ماری را مجبور کن اون رو بده به من!» مامان میگوید: «نه خوزه، اون عروسک ماریه.» خوزه در آستانۀ این است که صرفاً عروسک را بقاپد، اما راه دیگری به ذهنش میرسد: «ماری، اگه عروسکت رو بدی باهاش بازی کنم، منم کامیونم رو میدم بازی کنی.» ماری قبول میکند و بازی با آرامش ادامه مییابد.
مقصود این است که دزدی یک شهروند از شهروندی دیگر کاری ناپسند است. دست به دامن دولت شدن برای اینکه از شهروندی بدزدد و به دیگری بدهد نیز کاری ناپسند است. پس چه چیزی خوب است؟ مبادلۀ داوطلبانه.
چگونه میتوان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچههای ۳ ساله.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👤 دیردره مککلاسکی
✍ ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
خوزه و ماری دوقلوهای ۳ سالهای هستند. ماری با عروسکی بازی میکند که خوزه دلش میخواهد آن را بگیرد و مدام به گوشهوکنار اتاق پرت کند. صرفاً از سر تفریح و سرخوشی. خوزه میگوید: «عروسک رو بده به من!» ماری میگوید: «نه!» او به مامان رو میکند و میگوید: «مامان، ماری را مجبور کن اون رو بده به من!» مامان میگوید: «نه خوزه، اون عروسک ماریه.» خوزه در آستانۀ این است که صرفاً عروسک را بقاپد، اما راه دیگری به ذهنش میرسد: «ماری، اگه عروسکت رو بدی باهاش بازی کنم، منم کامیونم رو میدم بازی کنی.» ماری قبول میکند و بازی با آرامش ادامه مییابد.
مقصود این است که دزدی یک شهروند از شهروندی دیگر کاری ناپسند است. دست به دامن دولت شدن برای اینکه از شهروندی بدزدد و به دیگری بدهد نیز کاری ناپسند است. پس چه چیزی خوب است؟ مبادلۀ داوطلبانه.
چگونه میتوان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچههای ۳ ساله.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👍13👎2👌1
◽️ انتشارات روزنه
◽️ انتشارات فراهم
◽️ انتشارات اگر
◽️ انتشارات دنیای اقتصاد
◽️ انتشارات آماره
همگی کتاب «چه بر سر لیبرال دموکراسی آمد؟» نوشته دارون عجم اوغلو را ترجمه و در دست انتشار دارند. تا امروز سه ترجمه به بازار آمده و دو ترجمه دیگر در راه است.
◽️ سؤال جدی: در تفکر آشفته و التقاطی #عجماوغلو چه نکته جالب و ویژهای وجود دارد؟
◽️@utfinance◽️
◽️ انتشارات فراهم
◽️ انتشارات اگر
◽️ انتشارات دنیای اقتصاد
◽️ انتشارات آماره
همگی کتاب «چه بر سر لیبرال دموکراسی آمد؟» نوشته دارون عجم اوغلو را ترجمه و در دست انتشار دارند. تا امروز سه ترجمه به بازار آمده و دو ترجمه دیگر در راه است.
◽️ سؤال جدی: در تفکر آشفته و التقاطی #عجماوغلو چه نکته جالب و ویژهای وجود دارد؟
◽️@utfinance◽️
👌29👍4👎3❤1👏1
آزادیخواهی؛ نه چپ و نه راست
ایده مککلاسکی، هایک و میزس
👤 مرتضی کاظمی
بعد از انتشار یادداشتی با عنوان
"من آزادیخواه هستم؛ نه چپ و نه راست"
از طریق مسعود یوسفحصیرچین متوجه شدم علاوه بر فریدیش هایک، دیردره مککلاسکی، اقتصاددان و اندیشمند آمریکایی در کتاب
Why Liberalism Works
از توصیف مشابهی استفاده کرده است. این کتاب قرار است با ترجمه یوسفحصیرچین منتشر شود.
درباره یک مثلث
هایک و مککلاسکی هر دو از مثال مثلث برای توضیح تفاوت لیبرالیسم با چپ و راست استفاده کردهاند. من سعی کردم این مثلت را ترسیم کنم. در این مثلثی چپ و راست در دو سوی مقابل یکدیگر قرار دارند و آزادیخواهی در رأس بالای مثلث است؛ با این تفاوت که فاصله آزادیخواهی از راست کمتر از فاصله آن از چپ است.
آزادیخواهی یا لیبرالیسم کلاسیک با برخی مبانی اقتصادی راستگرایان مانند بازار آزاد و حق مالکیت نزدیکی بیشتری دارد اما نمیتوان آن را با راستگرایی یکسان دانست. راست طیف متنوعی از گرایشها را در بر میگیرد؛ از محافظهکاری سنتی تا ملیگرایی، پوپولیسم، راست رادیکال و Far Right که ترجمه رایج آن به «راست افراطی» به نظرم دقیق نیست.
ترامپ؛ بازار آزاد یا مداخله دولت؟
دونالد ترامپ از کاهش مالیات و مقرراتزدایی دفاع میکند اما همزمان تعرفههای سنگین وارداتی را برای حمایت از تولید داخلی به کار میگیرد. تعرفهها نمونهای از مداخله دولت در تجارت هستند که انتخاب مصرفکنندگان و بنگاهها را محدود میکنند. مککلاسکی در کتابش از گرایش اقتدارگرایانهای انتقاد میکند که به نظر او در محافظهکاری آمریکا و بهویژه تسلط ترامپ بر حزب جمهوریخواه آشکار شده است.
اوربان؛ ملیگرایی و دولت مداخلهگر
ویکتور اوربان در مجارستان نمونه دیگری است. دولت او بر هویت ملی و ارزشهای سنتی تأکید کرده و در اقتصاد نیز از ابزارهایی مانند سقف قیمتها و مالیاتهای ویژه استفاده کرده است. سیاستهای او درباره رسانههای مستقل، نهادهای مدنی و حقوق برخی اقلیتها نیز با انتقاداتی روبهرو شده است. خلاصه اینکه راستِ ملیگرا میتواند در برخی حوزهها از بازار حمایت کند اما در حوزههای دیگر خواهان مداخله گسترده دولت باشد.
هایک؛ چرا آزادیخواهی با محافظهکاری یکی نیست؟
فریدریش هایک در مقاله مشهور چرا محافظهکار نیستم توضیح میدهد که اتحاد مقطعی آزادیخواهان با محافظهکاران به معنای یکسان بودن مبانی فکری آنها نیست. او قرار دادن سوسیالیستها در چپ، محافظهکاران در راست و لیبرالها در میانه را تصویری گمراهکننده میداند و او نیز از مثلث برای توضیح تفاوت این سه جریان استفاده میکند.
لودویگ فون میزس نیز خود را لیبرال کلاسیک میدانست و از آزادی اقتصادی، حقمالکیت و تجارت آزاد دفاع میکرد. نکته مهم اینکه میزس حتی اگر فردی از نظر فرهنگی محافظهکار باشد لزوماً خواهان تحمیل ارزشهای خود از طریق دولت نیست. معیار آزادیخواهی را باید در نگرش او به حدود قدرت دولت جستوجو کرد.
پرسش اصلی؛ دولت تا کجا اختیار دارد؟
ممکن است یک فرد چپگرا خواهان دخالت دولت برای تحقق برابری و یک فرد راستگرا خواهان دخالت دولت برای حفظ سنتها و ارزشهای مورد قبول خود باشد. اختلاف آنها بر سر اهداف دخالت دولت است؛ اما یک فرد آزادیخواه پیش از هر چیز درباره حدود این دخالت سؤال میکند.
پرسش بنیادین آزادیخواهی این نیست که دولت چه اهدافی را دنبال کند؛ بلکه این است که قدرت دولت تا کجا باید محدود باشد.
🆔http://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
ایده مککلاسکی، هایک و میزس
👤 مرتضی کاظمی
بعد از انتشار یادداشتی با عنوان
"من آزادیخواه هستم؛ نه چپ و نه راست"
از طریق مسعود یوسفحصیرچین متوجه شدم علاوه بر فریدیش هایک، دیردره مککلاسکی، اقتصاددان و اندیشمند آمریکایی در کتاب
Why Liberalism Works
از توصیف مشابهی استفاده کرده است. این کتاب قرار است با ترجمه یوسفحصیرچین منتشر شود.
درباره یک مثلث
هایک و مککلاسکی هر دو از مثال مثلث برای توضیح تفاوت لیبرالیسم با چپ و راست استفاده کردهاند. من سعی کردم این مثلت را ترسیم کنم. در این مثلثی چپ و راست در دو سوی مقابل یکدیگر قرار دارند و آزادیخواهی در رأس بالای مثلث است؛ با این تفاوت که فاصله آزادیخواهی از راست کمتر از فاصله آن از چپ است.
آزادیخواهی یا لیبرالیسم کلاسیک با برخی مبانی اقتصادی راستگرایان مانند بازار آزاد و حق مالکیت نزدیکی بیشتری دارد اما نمیتوان آن را با راستگرایی یکسان دانست. راست طیف متنوعی از گرایشها را در بر میگیرد؛ از محافظهکاری سنتی تا ملیگرایی، پوپولیسم، راست رادیکال و Far Right که ترجمه رایج آن به «راست افراطی» به نظرم دقیق نیست.
ترامپ؛ بازار آزاد یا مداخله دولت؟
دونالد ترامپ از کاهش مالیات و مقرراتزدایی دفاع میکند اما همزمان تعرفههای سنگین وارداتی را برای حمایت از تولید داخلی به کار میگیرد. تعرفهها نمونهای از مداخله دولت در تجارت هستند که انتخاب مصرفکنندگان و بنگاهها را محدود میکنند. مککلاسکی در کتابش از گرایش اقتدارگرایانهای انتقاد میکند که به نظر او در محافظهکاری آمریکا و بهویژه تسلط ترامپ بر حزب جمهوریخواه آشکار شده است.
اوربان؛ ملیگرایی و دولت مداخلهگر
ویکتور اوربان در مجارستان نمونه دیگری است. دولت او بر هویت ملی و ارزشهای سنتی تأکید کرده و در اقتصاد نیز از ابزارهایی مانند سقف قیمتها و مالیاتهای ویژه استفاده کرده است. سیاستهای او درباره رسانههای مستقل، نهادهای مدنی و حقوق برخی اقلیتها نیز با انتقاداتی روبهرو شده است. خلاصه اینکه راستِ ملیگرا میتواند در برخی حوزهها از بازار حمایت کند اما در حوزههای دیگر خواهان مداخله گسترده دولت باشد.
هایک؛ چرا آزادیخواهی با محافظهکاری یکی نیست؟
فریدریش هایک در مقاله مشهور چرا محافظهکار نیستم توضیح میدهد که اتحاد مقطعی آزادیخواهان با محافظهکاران به معنای یکسان بودن مبانی فکری آنها نیست. او قرار دادن سوسیالیستها در چپ، محافظهکاران در راست و لیبرالها در میانه را تصویری گمراهکننده میداند و او نیز از مثلث برای توضیح تفاوت این سه جریان استفاده میکند.
لودویگ فون میزس نیز خود را لیبرال کلاسیک میدانست و از آزادی اقتصادی، حقمالکیت و تجارت آزاد دفاع میکرد. نکته مهم اینکه میزس حتی اگر فردی از نظر فرهنگی محافظهکار باشد لزوماً خواهان تحمیل ارزشهای خود از طریق دولت نیست. معیار آزادیخواهی را باید در نگرش او به حدود قدرت دولت جستوجو کرد.
پرسش اصلی؛ دولت تا کجا اختیار دارد؟
ممکن است یک فرد چپگرا خواهان دخالت دولت برای تحقق برابری و یک فرد راستگرا خواهان دخالت دولت برای حفظ سنتها و ارزشهای مورد قبول خود باشد. اختلاف آنها بر سر اهداف دخالت دولت است؛ اما یک فرد آزادیخواه پیش از هر چیز درباره حدود این دخالت سؤال میکند.
پرسش بنیادین آزادیخواهی این نیست که دولت چه اهدافی را دنبال کند؛ بلکه این است که قدرت دولت تا کجا باید محدود باشد.
🆔http://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
Telegram
مرتضی کاظمی
من آزادیخواه هستم؛
نه چپ و نه راست.
🔹 اما فرق راست با آزادیخواهی چیست؟
راست و چپ، با همه تفاوتهایشان، هر دو در یک چارچوب سیاسی درباره این بحث میکنند که دولت چه باید بکند.
🔹 آزادیخواهی از سؤال دیگری شروع میکند:
دولت تا کجا باید اختیار داشته باشد؟
ممکن…
نه چپ و نه راست.
🔹 اما فرق راست با آزادیخواهی چیست؟
راست و چپ، با همه تفاوتهایشان، هر دو در یک چارچوب سیاسی درباره این بحث میکنند که دولت چه باید بکند.
🔹 آزادیخواهی از سؤال دیگری شروع میکند:
دولت تا کجا باید اختیار داشته باشد؟
ممکن…
👍10❤6👎5
Forwarded from راست
بزرگداشت حافظ.docx
22.3 KB
امروز، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، لسانالغیب، است.
به همین مناسبت، متنی از دکتر مرتضی مردیها دربارهٔ زمینههای فکری و سیاسی-اجتماعی حافظ، برگرفته از کتاب «باغ اپیکور»، در کانال قرار میگیرد. این متن ارزش خواندن دارد؛ بخش کوتاهی از آن نیز پیشتر در بخش «ایران» نشریهٔ دوم، با عنوان «شاعران پارسی و اندیشهٔ سیاسی»، منتشر شده است:
مطالعهٔ مطلب
همچنین، ۹ قسمت از مجموعهویدیوهای استاد مردیها با عنوان «حافظ یا سعدی» در کانال قرار میگیرد. فهرست کامل ویدیوها را از این پیوند میتوانید ببینید: «حافظ یا سعدی»
------
#حافظ_شیرازی
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
به همین مناسبت، متنی از دکتر مرتضی مردیها دربارهٔ زمینههای فکری و سیاسی-اجتماعی حافظ، برگرفته از کتاب «باغ اپیکور»، در کانال قرار میگیرد. این متن ارزش خواندن دارد؛ بخش کوتاهی از آن نیز پیشتر در بخش «ایران» نشریهٔ دوم، با عنوان «شاعران پارسی و اندیشهٔ سیاسی»، منتشر شده است:
مطالعهٔ مطلب
همچنین، ۹ قسمت از مجموعهویدیوهای استاد مردیها با عنوان «حافظ یا سعدی» در کانال قرار میگیرد. فهرست کامل ویدیوها را از این پیوند میتوانید ببینید: «حافظ یا سعدی»
------
#حافظ_شیرازی
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
❤24👍1👎1
📄 تأسیس مؤسسه خاویر میلی در میلان
روز شنبه دهم اکتبر، مراسم تأسیس «انستیتو خاویر میلی برای مقرراتزدایی» در میلان برگزار شد. این مؤسسه نهادی علمی-فرهنگی است و هدف آن ترویج اندیشه #آزادی_اقتصادی در ایتالیاست.
وبسایت این مؤسسه در گزارش این مراسم نوشته است: این انجمن که فعالیت آن از دو ماه پیش آغاز شده است، با هدف انتقال روحیه لیبرال ـ لیبرتارین میلی به ایتالیا شکل گرفته و قصد دارد سیاستها و اصلاحات موفق دولت او را ترویج کند؛ اصلاحاتی که در راستای مقرراتزدایی رادیکال، کاهش مالیاتها و کوچکسازی دولت تا حداقل ممکن هستند تا زمینه برای ساخت جامعهای واقعاً آزاد فراهم شود.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#خاویر_میلی
#مقرراتزدایی
#لیبرال
#لیبرتارین
#لیبرتارینیسم
روز شنبه دهم اکتبر، مراسم تأسیس «انستیتو خاویر میلی برای مقرراتزدایی» در میلان برگزار شد. این مؤسسه نهادی علمی-فرهنگی است و هدف آن ترویج اندیشه #آزادی_اقتصادی در ایتالیاست.
وبسایت این مؤسسه در گزارش این مراسم نوشته است: این انجمن که فعالیت آن از دو ماه پیش آغاز شده است، با هدف انتقال روحیه لیبرال ـ لیبرتارین میلی به ایتالیا شکل گرفته و قصد دارد سیاستها و اصلاحات موفق دولت او را ترویج کند؛ اصلاحاتی که در راستای مقرراتزدایی رادیکال، کاهش مالیاتها و کوچکسازی دولت تا حداقل ممکن هستند تا زمینه برای ساخت جامعهای واقعاً آزاد فراهم شود.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#خاویر_میلی
#مقرراتزدایی
#لیبرال
#لیبرتارین
#لیبرتارینیسم
❤26🔥3
◽️ اعتماد بهنفس آخوند
از ویژگیهای انسان میانمایه و کمسواد این است که با شهود و اندک خواندهها و شنیدههایش درباره هر موضوعی با قطعیت و اعتماد بهنفس حکم صادر میکند.
#سیدمحمدخاتمی دیروز گفته:
اکنون خیلیها هستند که با نظم موجود در جهان مخالفند. انتقاد به #نظم_لیبرال، مسألهای است که از حدود ۱۹۳۰ مطرح شد. ما میتوانیم به نظم جهانی انتقاد داشته باشیم.
این طور نیست که بگوییم راه نجات ما، پذیرش نظم #لیبرال است.
امروز حتی بسیاری از اقتصاددانان، بر درستبودن یک سری از اصول #سوسیالیسم از جمله «مشارکت» و «تعاون» تأکید میکنند.
◽️@utfinance◽️
از ویژگیهای انسان میانمایه و کمسواد این است که با شهود و اندک خواندهها و شنیدههایش درباره هر موضوعی با قطعیت و اعتماد بهنفس حکم صادر میکند.
#سیدمحمدخاتمی دیروز گفته:
اکنون خیلیها هستند که با نظم موجود در جهان مخالفند. انتقاد به #نظم_لیبرال، مسألهای است که از حدود ۱۹۳۰ مطرح شد. ما میتوانیم به نظم جهانی انتقاد داشته باشیم.
این طور نیست که بگوییم راه نجات ما، پذیرش نظم #لیبرال است.
امروز حتی بسیاری از اقتصاددانان، بر درستبودن یک سری از اصول #سوسیالیسم از جمله «مشارکت» و «تعاون» تأکید میکنند.
پ.ن: کامنت یکی از دوستان:
«راست میگه دیگه! باورت نمیشه؟ مگه هیتلر و استالین نقد نداشتن؟»
پ.ن2: مهدی تدینی:
خب الحمدالله! ما که میگفتیم اصلاحطلبان لیبرال نیستند. یه بخش کوچکی دارند که دم از بازار آزاد میزنه که اون هم از لیبرالیسم فقط منافع اقتصادیش رو میخواد، تازه این هم به شکل گزینشی. رهبر جدید سوسیالیستهای ایران رونمایی شد.
پ.ن3: مهدی الیاسی:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
به نظر میرسد جریان اصلاحات به رهبری محمد خاتمی که در سه دهه گذشته علاقه داشت خود را جناح لیبرال جمهوری اسلامی جا بزند از ادا درآوردن و فیلم بازی کردن خسته شده و بیتاب شده که به اصل خویش یعنی "چپ اسلامی و خط امام" باز گردد.
◽️@utfinance◽️
🤬46❤9👍9👎1😱1💔1
📄 چرا لیبرال کلاسیک؟
چرا لیبرتارین؟
👤 مرتضی کاظمی
در گفتوگوی روزمره در آمریکا وقتی کسی میگوید «من لیبرال هستم» معمولاً منظورش این است که گرایش چپ یا چپمیانه دارد. در واقع شما در آمریکا اگر بگویید «من لیبرال هستم» تقریباً مثل این است که بگویید چپ هستید.
آن منظوری که ممکن است اینجا در ایران به «لیبرال» بودن تعبیر شود در آمریکا با «لیبرتارین» توصیف میشود. در ادامه درباره این عبارت توضیح بیشتری مینویسم اما فعلاً به همین نکته بسنده کنم که لیبرالیسم کلاسیک یکی از مهمترین سنتهای فکری تأثیرگذار بر لیبرتارینیسم است. اندیشمندانی همچون میزس، هایک و فریدمن از چهرههای برجسته این سنت فکری هستند.
مهران خسروزاده یادداشتهایی درباره تفاوت این دو واژه نوشته است. والتر بلاک، اقتصاددان آمریکایی نیز در مقدمهای که بر ترجمه فارسی کتاب اخلاق آزادی نوشته، توضیحات جالبی درباره تفاوت این دو مفهوم ارائه کرده و میگوید: «برآورد من این است که ۵۰ درصد از تمام کسانی که خود را لیبرتارین میدانند در گروه لیبرالهای کلاسیک جای میگیرند.»
آنطور که بلاک برآورد کرده ۲۴ درصد از لیبرتارینها در گروه Constitutionalists و ۲۴ درصد در گروه مینارشیستها و فقط دو درصد در گروه آنارکوکاپیتالیستها قرار میگیرند.
🔹 منظور از Constitutionalists کسانی هستند که اختیارات دولت را به مواردی محدود میکنند که از نظر آنها در قانون اساسی آمریکا پیشبینی شده است. ران پال، نماینده سابق کنگره آمریکا، از چهرههای شناختهشده این گرایش است. در پرانتز صادقانه عرض کنم شخصاً با ترجمه و استفاده از کلمه «قانوناساسی» موافق نیستم. فکر میکنم کلمههای «مشروطه» یا «اساسنامه» مفهوم را بهتر میرسانند.
🔹 مینارشیستها وجود دولت را میپذیرند اما معتقدند وظیفه آن باید به حفاظت از جان و مال افراد از طریق ارتش، پلیس و دادگاه محدود شود. آین رند و رابرت نوزیک از چهرههایی هستند که در این دسته قرار داده شدهاند.
🔹 آنارکوکاپیتالیست معتقدند دولت نهادی مبتنی بر اجبار است. از نظر آنها چون مالیات بدون رضایت قراردادی افراد دریافت میشود این کار مصداق سرقت است و دولت نمیتواند با چنین استدلالی برای خود مشروعیت ایجاد کند. مورای روتبارد معروفترین چهره این ایده است.
والتر بلاک در مقالهای گفته لیبرتارینیسم نه به راست تعلق دارد و نه به چپ
بلاک مخالف است که لیبرتارینیسم را شاخهای از راستگرایی بدانیم.
با این وصف و پیرو یادداشت قبلی با احتیاط کلمه «آزادیخواه» را برای ترجمه لیبرالکلاسیک یا لیبرتارین در نظر گرفتهام و همچنان تمایل دارم تاکید کنم آزادیخواهی با راستگرایی یکسان نیست.
🆔 http://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
چرا لیبرتارین؟
👤 مرتضی کاظمی
در گفتوگوی روزمره در آمریکا وقتی کسی میگوید «من لیبرال هستم» معمولاً منظورش این است که گرایش چپ یا چپمیانه دارد. در واقع شما در آمریکا اگر بگویید «من لیبرال هستم» تقریباً مثل این است که بگویید چپ هستید.
آن منظوری که ممکن است اینجا در ایران به «لیبرال» بودن تعبیر شود در آمریکا با «لیبرتارین» توصیف میشود. در ادامه درباره این عبارت توضیح بیشتری مینویسم اما فعلاً به همین نکته بسنده کنم که لیبرالیسم کلاسیک یکی از مهمترین سنتهای فکری تأثیرگذار بر لیبرتارینیسم است. اندیشمندانی همچون میزس، هایک و فریدمن از چهرههای برجسته این سنت فکری هستند.
مهران خسروزاده یادداشتهایی درباره تفاوت این دو واژه نوشته است. والتر بلاک، اقتصاددان آمریکایی نیز در مقدمهای که بر ترجمه فارسی کتاب اخلاق آزادی نوشته، توضیحات جالبی درباره تفاوت این دو مفهوم ارائه کرده و میگوید: «برآورد من این است که ۵۰ درصد از تمام کسانی که خود را لیبرتارین میدانند در گروه لیبرالهای کلاسیک جای میگیرند.»
آنطور که بلاک برآورد کرده ۲۴ درصد از لیبرتارینها در گروه Constitutionalists و ۲۴ درصد در گروه مینارشیستها و فقط دو درصد در گروه آنارکوکاپیتالیستها قرار میگیرند.
🔹 منظور از Constitutionalists کسانی هستند که اختیارات دولت را به مواردی محدود میکنند که از نظر آنها در قانون اساسی آمریکا پیشبینی شده است. ران پال، نماینده سابق کنگره آمریکا، از چهرههای شناختهشده این گرایش است. در پرانتز صادقانه عرض کنم شخصاً با ترجمه و استفاده از کلمه «قانوناساسی» موافق نیستم. فکر میکنم کلمههای «مشروطه» یا «اساسنامه» مفهوم را بهتر میرسانند.
🔹 مینارشیستها وجود دولت را میپذیرند اما معتقدند وظیفه آن باید به حفاظت از جان و مال افراد از طریق ارتش، پلیس و دادگاه محدود شود. آین رند و رابرت نوزیک از چهرههایی هستند که در این دسته قرار داده شدهاند.
🔹 آنارکوکاپیتالیست معتقدند دولت نهادی مبتنی بر اجبار است. از نظر آنها چون مالیات بدون رضایت قراردادی افراد دریافت میشود این کار مصداق سرقت است و دولت نمیتواند با چنین استدلالی برای خود مشروعیت ایجاد کند. مورای روتبارد معروفترین چهره این ایده است.
والتر بلاک در مقالهای گفته لیبرتارینیسم نه به راست تعلق دارد و نه به چپ
Libertarianism Is Unique; It Belongs Neither to the Right nor the Left
بلاک مخالف است که لیبرتارینیسم را شاخهای از راستگرایی بدانیم.
با این وصف و پیرو یادداشت قبلی با احتیاط کلمه «آزادیخواه» را برای ترجمه لیبرالکلاسیک یا لیبرتارین در نظر گرفتهام و همچنان تمایل دارم تاکید کنم آزادیخواهی با راستگرایی یکسان نیست.
🆔 http://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
Telegram
مرتضی کاظمی
- یادداشتهایی درباره «اقتصاد» «آزادی» و «ایران»
تماس با مرتضی کاظمی
@MortezaaKazemii
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mortezaakazemii
تماس با مرتضی کاظمی
@MortezaaKazemii
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mortezaakazemii
👍11❤3👎3👌2
Forwarded from تلنگر نو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬🎥 پیشدرآمدی بر تاریخ شفاهی جنبش دانشجویی در دهه ۸۰
ما در مجموعه «تاریخ شفاهی تلنگر نو» میکوشیم در گفتگو با فعالان سابق دانشجویی روایتی دست اول از جنبش دانشجویی در دهه هشتاد خورشیدی ارائه کنیم و حقیقت این جنبش را آنطور که بودهاست و نه آنطور که بازنمایی شد، بازخوانی کنیم، چه آنکه تاریخ حاصل روایتهاست و اگر چه روایتها در اختلاف نظر راویان از هم فاصله میگیرند، اما وقایع آنطور که رخ دادهاند باقی میمانند و در گذر زمان عیاری بر راستی و درستی روایتها میشوند.
https://www.youtube.com/watch?v=O8M9zZeYNeI
#جنبش_دانشجویی
#تاریخ_شفاهی
#علیه_فراموشی
ما در مجموعه «تاریخ شفاهی تلنگر نو» میکوشیم در گفتگو با فعالان سابق دانشجویی روایتی دست اول از جنبش دانشجویی در دهه هشتاد خورشیدی ارائه کنیم و حقیقت این جنبش را آنطور که بودهاست و نه آنطور که بازنمایی شد، بازخوانی کنیم، چه آنکه تاریخ حاصل روایتهاست و اگر چه روایتها در اختلاف نظر راویان از هم فاصله میگیرند، اما وقایع آنطور که رخ دادهاند باقی میمانند و در گذر زمان عیاری بر راستی و درستی روایتها میشوند.
https://www.youtube.com/watch?v=O8M9zZeYNeI
#جنبش_دانشجویی
#تاریخ_شفاهی
#علیه_فراموشی
👎2
Forwarded from اقتصادنیوز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥اقتصاد در چنگ «رفقا»! | میزگرد توسعه ایران با حضور محمدمهدی بهکیش و محمدرضا فرهادیپور
🔹کدام مسیر موفق توسعه در دنیا میتواند الگوی ایران باشد؟ بازار آزاد آمریکا یا دولت رفاه اروپا یا سرمایهداری صادراتمحور چین؟ آیا ساختار اقتصاد ایران ضد توسعه است؟
🔹در میزگرد «اقتصادنیوز»، محمدمهدی بهکیش و محمدرضا فرهادیپور دو اقتصاددان، به سوالها پاسخ میدهند.
⬅️ویدئو کامل این مناظره، جمعه در کانال یوتیوب اقتصادنیوز و متن کامل آن در روز شنبه سایت اقتصادنیوز و هفتهنامه تجارت فردا منتشر خواهد شد.
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
🔹کدام مسیر موفق توسعه در دنیا میتواند الگوی ایران باشد؟ بازار آزاد آمریکا یا دولت رفاه اروپا یا سرمایهداری صادراتمحور چین؟ آیا ساختار اقتصاد ایران ضد توسعه است؟
🔹در میزگرد «اقتصادنیوز»، محمدمهدی بهکیش و محمدرضا فرهادیپور دو اقتصاددان، به سوالها پاسخ میدهند.
⬅️ویدئو کامل این مناظره، جمعه در کانال یوتیوب اقتصادنیوز و متن کامل آن در روز شنبه سایت اقتصادنیوز و هفتهنامه تجارت فردا منتشر خواهد شد.
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 این دیگر نبردی میان چپ و راست نیست، این نبردی میان تمدن و ویرانی است
👤 لیز تراس
رهبر حزب محافظهکار و نخستوزیر پیشین بریتانیا
◽️@utfinance◽️
👤 لیز تراس
رهبر حزب محافظهکار و نخستوزیر پیشین بریتانیا
It’s no longer a battle between Left and Right.
It’s a battle between civilisation and destruction.
🔗 Liz Truss (@trussliz)
◽️@utfinance◽️
❤24👌6👍3👎2
Forwarded from اکان پالیسی EconPolicy
📝سرمشق روسی برای موشکهای حوثی؛ چرا ارتش صدها میلیارد دلاری سعودی توان شکست دادن حوثیها را ندارد؟
📌عربستان سعودی یکی از گرانترین و پیشرفتهترین زرادخانههای تسلیحاتی جهان را در اختیار دارد. اما این کشور در برابر رگبار موشکها و پهپادهایی شلیک شده از یمن ناتوان به نظر میرسد.
📌مساحت این کشور تقریباً یکپنجم مساحت ایالات متحده است و از سه جهت با تهدیداتی از سوی یمن، عراق و ایران روبهروست که کار دفاع را دشوار میکند.
📌حوثیها یاد گرفتهاند موشکهای بالستیک و کروز را با پهپادهای دوربرد ترکیب کنند تا پدافند هوایی عربستان را تحت فشار قرار دهند و از ظرفیت آن فراتر بروند. این رویکرد به شیوه عملیاتی روسیه در اوکراین شباهت دارد.
📌حوثیها نسل جدیدی از موشکهای بالستیک را به میدان آوردهاند که به گفته خودشان، قابلیت تغییر مسیر دارند.
📌ریاض با انتخابهای دشواری روبهرو است. تشدید درگیریها از طریق حملات هوایی گستردهتر، خطر حملات موشکی بیشتر را به همراه دارد. شکست دادن حوثیها از طریق عملیات زمینی با مشارکت نیروهای مورد حمایت ریاض نیز بعید به نظر میرسد.
📎متن کامل این گزارش را در اکوایران بخوانید.
@EconPolicyFa
📌عربستان سعودی یکی از گرانترین و پیشرفتهترین زرادخانههای تسلیحاتی جهان را در اختیار دارد. اما این کشور در برابر رگبار موشکها و پهپادهایی شلیک شده از یمن ناتوان به نظر میرسد.
📌مساحت این کشور تقریباً یکپنجم مساحت ایالات متحده است و از سه جهت با تهدیداتی از سوی یمن، عراق و ایران روبهروست که کار دفاع را دشوار میکند.
📌حوثیها یاد گرفتهاند موشکهای بالستیک و کروز را با پهپادهای دوربرد ترکیب کنند تا پدافند هوایی عربستان را تحت فشار قرار دهند و از ظرفیت آن فراتر بروند. این رویکرد به شیوه عملیاتی روسیه در اوکراین شباهت دارد.
📌حوثیها نسل جدیدی از موشکهای بالستیک را به میدان آوردهاند که به گفته خودشان، قابلیت تغییر مسیر دارند.
📌ریاض با انتخابهای دشواری روبهرو است. تشدید درگیریها از طریق حملات هوایی گستردهتر، خطر حملات موشکی بیشتر را به همراه دارد. شکست دادن حوثیها از طریق عملیات زمینی با مشارکت نیروهای مورد حمایت ریاض نیز بعید به نظر میرسد.
📎متن کامل این گزارش را در اکوایران بخوانید.
@EconPolicyFa
❤3👎3👍1
Forwarded from عباس آخوندی
🔹گذارهای جهانی، زنجیره ارزش و معماری توسعه ایران
🔹تلازم امنیت شبکهای و استقرار جمهوری سوم
🔹پیشنویس دستور کار اصلاحات و توسعه ایران
✍️عباس آخوندی، ارائه در بنیاد باران، 21مهرماه ۱۴۰۵
🔻مطلبی را با عنوان «گذارهای جهانی، زنجیره ارزش و معماری توسعه ایران» برای ارائه خدمت دوستان تهیه کردهام. امیدوارم آنچه ارائه میشود بتواند چشماندازی از تحولات جهانی پیش روی ما بگذارد و جایگاه ایران را نیز در آن تبیین کند.
در این بحث درباره سه موضوع کلی گفتوگو خواهم کرد. نخست، آشنایی با تحولاتی که در اقتصاد سیاسی جهان در حال وقوع است؛ اینکه در جهان چه میگذرد و ما تا چه اندازه این تحولات را رصد میکنیم و درک واقعی از آنها داریم. دوم، مفهوم امنیت؛ در این بخش درباره دوگانه امنیت و توسعه صحبت خواهم کرد. و سوم اینکه در چارچوب تحولات جهانی و دوگانه امنیت و توسعه، وارد بحثی کلی و راهبردی درباره توسعه ایران شویم.
🔻این متن را بهعنوان پیشنویس اصلاحات وتوسعهی ایران تهیه کردم تا اندیشمندان، سیاستمداران، احزاب وگروهها، کنشگران، میهندوستان و تمامکسانی که در گرو ایران دارند در بارهی آن بیندیشند و آن را نقد کنند.
🔻 به گمان من جمهوری سوم تقدیر از پیش تعیینشدهی ایرانیان نیست. آن را ملت ایران خواهند ساخت. مهم اندیشهورزی وکوشش جمعی در تحقق آن است. بهویژه، آن هم در این دوران که در حال منازعهی با بژرگترین قدرت نظامی در همدستی با شرورترین نظامی که احیانا جهان تا کنون بهخود دیدهاست.
🔻در حاشیه این نشست مطالبی انتشار یافت که هیچ نسبتی با گوینده ندارد.
متن کامل و طولانی گفتار را در فرسته زیر ببینید ومرا با نقد خود رهین منت خود سازید
https://vrgl.ir/RDoP8
🔹تلازم امنیت شبکهای و استقرار جمهوری سوم
🔹پیشنویس دستور کار اصلاحات و توسعه ایران
✍️عباس آخوندی، ارائه در بنیاد باران، 21مهرماه ۱۴۰۵
🔻مطلبی را با عنوان «گذارهای جهانی، زنجیره ارزش و معماری توسعه ایران» برای ارائه خدمت دوستان تهیه کردهام. امیدوارم آنچه ارائه میشود بتواند چشماندازی از تحولات جهانی پیش روی ما بگذارد و جایگاه ایران را نیز در آن تبیین کند.
در این بحث درباره سه موضوع کلی گفتوگو خواهم کرد. نخست، آشنایی با تحولاتی که در اقتصاد سیاسی جهان در حال وقوع است؛ اینکه در جهان چه میگذرد و ما تا چه اندازه این تحولات را رصد میکنیم و درک واقعی از آنها داریم. دوم، مفهوم امنیت؛ در این بخش درباره دوگانه امنیت و توسعه صحبت خواهم کرد. و سوم اینکه در چارچوب تحولات جهانی و دوگانه امنیت و توسعه، وارد بحثی کلی و راهبردی درباره توسعه ایران شویم.
🔻این متن را بهعنوان پیشنویس اصلاحات وتوسعهی ایران تهیه کردم تا اندیشمندان، سیاستمداران، احزاب وگروهها، کنشگران، میهندوستان و تمامکسانی که در گرو ایران دارند در بارهی آن بیندیشند و آن را نقد کنند.
🔻 به گمان من جمهوری سوم تقدیر از پیش تعیینشدهی ایرانیان نیست. آن را ملت ایران خواهند ساخت. مهم اندیشهورزی وکوشش جمعی در تحقق آن است. بهویژه، آن هم در این دوران که در حال منازعهی با بژرگترین قدرت نظامی در همدستی با شرورترین نظامی که احیانا جهان تا کنون بهخود دیدهاست.
🔻در حاشیه این نشست مطالبی انتشار یافت که هیچ نسبتی با گوینده ندارد.
متن کامل و طولانی گفتار را در فرسته زیر ببینید ومرا با نقد خود رهین منت خود سازید
https://vrgl.ir/RDoP8
👎22❤3👍1
Forwarded from اکان پالیسی EconPolicy
📝دموکراسیِ آدمبزرگها؛ چگونه دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی دهیم؟
📌هر چهارشنبه از ساعت ۱۲:۰۰ تا ۱۲:۳۰، نخستوزیر بریتانیا باید به پرسشهای نمایندگان پارلمان پاسخ دهد. اگر او از پاسخ دادن طفره برود، نمایندگان با فریاد یا خندههای تمسخرآمیز واکنش نشان میدهند.
📌گاه این پرسشها تاملات جدی و بنیادینی دربارهٔ سیاستگذاریهای ملی هستند، اما بخش عمدهای از پرسشها درست مانند التماسهای کودکی به مادرش است تا چیزی را از خواهرش بگیرد و به او بدهد.
📌نمایندگان پارلمان با رأی مردم انتخاب میشوند و میخواهند کرسی خود را حفظ کنند. رأیدهندگان نیز مانند بچههای ۳ساله، انتظار دارند نمایندهٔ منتخبشان امتیازاتی از دولت برای آنها بگیرد. در واقع انتظار میرود که نمایندگان باید صرفاً خادم نظرات منفعتطلبانۀ رأیدهندگانش باشد.
📌چگونه میتوان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچههای ۳ ساله. همهچیز را از دولت انتظار نداشته باشید. از التماس به مامان برای هر چیزی، جز اجرای عدالتی که خودش مصلحت میداند، دست بکشید.
📎متن کامل این گزارش را در اقتصادنیوز بخوانید.
@EconPolicyFa
📌هر چهارشنبه از ساعت ۱۲:۰۰ تا ۱۲:۳۰، نخستوزیر بریتانیا باید به پرسشهای نمایندگان پارلمان پاسخ دهد. اگر او از پاسخ دادن طفره برود، نمایندگان با فریاد یا خندههای تمسخرآمیز واکنش نشان میدهند.
📌گاه این پرسشها تاملات جدی و بنیادینی دربارهٔ سیاستگذاریهای ملی هستند، اما بخش عمدهای از پرسشها درست مانند التماسهای کودکی به مادرش است تا چیزی را از خواهرش بگیرد و به او بدهد.
📌نمایندگان پارلمان با رأی مردم انتخاب میشوند و میخواهند کرسی خود را حفظ کنند. رأیدهندگان نیز مانند بچههای ۳ساله، انتظار دارند نمایندهٔ منتخبشان امتیازاتی از دولت برای آنها بگیرد. در واقع انتظار میرود که نمایندگان باید صرفاً خادم نظرات منفعتطلبانۀ رأیدهندگانش باشد.
📌چگونه میتوان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچههای ۳ ساله. همهچیز را از دولت انتظار نداشته باشید. از التماس به مامان برای هر چیزی، جز اجرای عدالتی که خودش مصلحت میداند، دست بکشید.
📎متن کامل این گزارش را در اقتصادنیوز بخوانید.
@EconPolicyFa
❤4
📄 برای مطالعه تاریخ معاصر ایران کدام کتاب بهتر است؟
👤 مهرپویا علا
هر کسی بپرسد برای تاریخ معاصر ایران کدام کتاب بهتر است، هرچند این پرسش چندان دقیقی نیست، تا اطلاع ثانوی که کتابهای دیگری نوشته شوند، بیبروبرگرد همین کتاب اقتصاد و دولت در ایران از موسی غنینژاد را نام میبرم.
پیشتر بخشهایی از آن را که برای کاری نیاز داشتم خوانده بودم، ولی اینبار زمان گذاشتم و یک دور از ابتدا تا انتها خواندم و به این نتیجه رسیدم که تاکنون درستترین روایت از رویدادهای تاریخ معاصر ایران در همین کتاب آمده است که ده سال از نوشته شدن آن میگذرد. منشاء بسیاری از خوانشهای لیبرالی* از تاریخ معاصر ایران که چند سالی است قدری رواج یافتهاند، درواقع همین کتاب است. در این کتاب شما همزمان نقد جناح چپ مشروطهخواهان، علیاکبر داور و دستگاه رضاشاهی، حزب توده، خلیل ملکی و راه سوم، مصدق و جریان هوادار آن، محمدرضاشاه و حزب رستاخیز، شریعتی و آل احمد و بنیصدر، مجاهدین (از طریق نقد محمود عسگریزاده)، اقدامات دولت موقت و شورای انقلاب، مطهری و بهشتی و طالقانی و بسیاری دیگر را میبینید. نهایت این است که در مورد مطهری و بهشتی و طالقانی که در فصل هشتم کتاب نقد شدهاند، چند جملهٔ تعارفی هم آمده که قابل درک است، ولی از نقد آنها و جریان اسلامگرای حاکم که قدرت سیاسی را تصرف کردهاند، صرفنظر نشده است. این را هم بگویم که من تا الان آقای #غنینژاد را حتی از نزدیک ندیدهام و دلیل شخصی ندارم که بخواهم از یک کتاب خوب بگویم.
یک نکته این است که شاید مخاطبی که دنبال منبعی دربارهٔ تاریخ معاصر ایران میگردد، با دیدن عنوان کتاب تصور کند موضوع آن عمدتاً پیرامون اقتصاد است و از رفتن به سراغ آن صرفنظر کند؛ درحالیکه چنین نیست و برای درک مطالب این کتاب نیازی نیست، اقتصاد بدانید. البته برای همراه شدن با پیام اصلی آن که رواج دولتگرایی در ایران است، باید اقتصاد دانست. نظریهٔ صحیحِ اقتصادی به شما توضیح میدهد که چرا دولتگرایی زیانبار است و به فقر منتهی میشود، ولی برای درک اینکه از لحاظ تاریخی اکثریت قریب به اتفاق جریانهای سیاسی و اجتماعی معاصر ایران علیرغم اختلافات سیاسی و گاهی دشمنی شدیدی که با یکدیگر داشتهاند، دولتگرا و سوسیالیست بودند، نیازی به این نیست که بدانید دولتگرایی خوب یا بد است و چرا.
* لیبرال به معنای درست واژه که مبتنی بر احترام به مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است.
#موسی_غنینژاد
#اقتصاد_و_دولت_در_ایران
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
هر کسی بپرسد برای تاریخ معاصر ایران کدام کتاب بهتر است، هرچند این پرسش چندان دقیقی نیست، تا اطلاع ثانوی که کتابهای دیگری نوشته شوند، بیبروبرگرد همین کتاب اقتصاد و دولت در ایران از موسی غنینژاد را نام میبرم.
پیشتر بخشهایی از آن را که برای کاری نیاز داشتم خوانده بودم، ولی اینبار زمان گذاشتم و یک دور از ابتدا تا انتها خواندم و به این نتیجه رسیدم که تاکنون درستترین روایت از رویدادهای تاریخ معاصر ایران در همین کتاب آمده است که ده سال از نوشته شدن آن میگذرد. منشاء بسیاری از خوانشهای لیبرالی* از تاریخ معاصر ایران که چند سالی است قدری رواج یافتهاند، درواقع همین کتاب است. در این کتاب شما همزمان نقد جناح چپ مشروطهخواهان، علیاکبر داور و دستگاه رضاشاهی، حزب توده، خلیل ملکی و راه سوم، مصدق و جریان هوادار آن، محمدرضاشاه و حزب رستاخیز، شریعتی و آل احمد و بنیصدر، مجاهدین (از طریق نقد محمود عسگریزاده)، اقدامات دولت موقت و شورای انقلاب، مطهری و بهشتی و طالقانی و بسیاری دیگر را میبینید. نهایت این است که در مورد مطهری و بهشتی و طالقانی که در فصل هشتم کتاب نقد شدهاند، چند جملهٔ تعارفی هم آمده که قابل درک است، ولی از نقد آنها و جریان اسلامگرای حاکم که قدرت سیاسی را تصرف کردهاند، صرفنظر نشده است. این را هم بگویم که من تا الان آقای #غنینژاد را حتی از نزدیک ندیدهام و دلیل شخصی ندارم که بخواهم از یک کتاب خوب بگویم.
یک نکته این است که شاید مخاطبی که دنبال منبعی دربارهٔ تاریخ معاصر ایران میگردد، با دیدن عنوان کتاب تصور کند موضوع آن عمدتاً پیرامون اقتصاد است و از رفتن به سراغ آن صرفنظر کند؛ درحالیکه چنین نیست و برای درک مطالب این کتاب نیازی نیست، اقتصاد بدانید. البته برای همراه شدن با پیام اصلی آن که رواج دولتگرایی در ایران است، باید اقتصاد دانست. نظریهٔ صحیحِ اقتصادی به شما توضیح میدهد که چرا دولتگرایی زیانبار است و به فقر منتهی میشود، ولی برای درک اینکه از لحاظ تاریخی اکثریت قریب به اتفاق جریانهای سیاسی و اجتماعی معاصر ایران علیرغم اختلافات سیاسی و گاهی دشمنی شدیدی که با یکدیگر داشتهاند، دولتگرا و سوسیالیست بودند، نیازی به این نیست که بدانید دولتگرایی خوب یا بد است و چرا.
* لیبرال به معنای درست واژه که مبتنی بر احترام به مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است.
#موسی_غنینژاد
#اقتصاد_و_دولت_در_ایران
◽️@utfinance◽️
Telegram
مهرپویا علا
❤13👍7👎3
📄 معجزهی اقتصادی چین به بنبست رسیده است
✍🏻 جوزف سولیسمولن
➣ @Notes_On_Liberty
سالیانی، هر کس استدلال میکرد که رشد اقتصادی چین به آن چشمگیری، که دیده و گفته میشود، نیست، طرد و نادیده گرفته میشد. با اینحال، همیشه شکّاکانی وجود داشتند و من خودم از جملهی آنانم. برای مثال، در مقالهای که در سال ۲۰۲۱ در بنیاد میزس منتشر شد، استدلال کردم که چین با مجموعهای از مشکلات جمعیّتی، اقتصادی و راهبردی روبروست که در نهایت مسائلی بسیار مهمتر از نرخ رشد چشمگیر آنند.
در حالیکه این افراد شکّاک در اقلّیّتاند، کتاب «چین درهمشکسته: چگونه معجزهی اقتصادی فرو ریخت و معنای آن برای جهان چیست» بهقلم لوگان رایت، شواهد قابلتوجّه و بهروزی را در پشتیبانی از دیدگاه اقلّیّت ارائه میدهد. رایت -تحلیلگر کهنهکار نظام مالی چین در گروه رودیوم- با جزئیّات زیادی توضیح میدهد که چرا الگوی اقتصادی که رشد خارقالعادّهی چین را سبب شده است، دیگر نمیتواند همان نتایج را به بار آورد. استدلال بنیادین او بسیار ساده است: چین قدرتمندترین موتور رشد اقتصادی خود را مصرف کرد.
داستان با اعتبار آغاز میشود. واکنش پکن به بحران مالی ۲۰۰۸، گسترش عظیم وامدهی و سرمایهگذاری بود (و شاید به یاد داشته باشید که تحلیلگران غربی، که از خساست ادّعایی حکومتهای خود گله داشتند، این کار پکن را ستودند). این محرّک تنها بهشکلی محدود عمل کرد: جلوی رکود شدید را گرفت و سالها رشد چشمگیر و پیوسته به همراه داشت. ولی اعتبار نمیتواند تا ابد رفاه ایجاد کند. وقتی سرمایهگذاری دیگر تحت هدایت تقاضای مصرفکننده و سودآوری نباشد، وامگیری اضافی بهطور فزایندهای بهجای رفع سرمایهگذاریهای اشتباه پیشین، آنها را پنهان میکند.
چین سرانجام دقیقاً به این نقطه رسید. اعتبار بهسمت املاک، زیرساختها، شرکتهای دولتی و ابزارهای تأمین مالی حکومتهای محلّی سرازیر شد. نظام مالی بیش از پیش از اقتصاد تولیدی جدا افتاد، در همان حال بانکداریِ سایه به وامگیرندگان پرخطر اجازه میداد تا وجوهی را بهدست آورند. رایت خاطرنشان میکند که چین یکی از بزرگترین انبساطهای اعتباری یک کشور را در تاریخ مدرن تجربه کرد. نظام مالی شدیداً تندتر از اقتصادی که قرار بود تأمین مالی کند، رشد کرد...
... اصلاحات عمیق... مورد نیاز است. و اصلاحات عمیق دقیقاً همان چیزی است که حزب کمونیست چین در انجام آن بیشترین مشکل را دارد، زیرا اصلاحات مستلزم اذعان به ضررها، عدم سرِ پا نگهداشتن شرکتهای ناکارآمد، انتقال منابع به خانوارها، کاهش موقعیّت ممتاز شرکتهای دولتی و دادن نقش بسیار بیشتر به بازارها در تعیین تخصیص سرمایه است -کاری که در بهترین زمانها دشوار است، ولی در زمانیکه بیکاری جوانان به نزدیک ۳۰ درصد رسیده، بالقوّه خطرناک است...
🔗 متن کامل:معجزهی اقتصادی چین به بنبست رسیده است
#چین #حزب_کمونیست_چین
#اعتبار #بدهی #کمونیسم
#پروژه_عمومی #طاعون_سرخ
➣ @Notes_On_Liberty
◽️@utfinance◽️
✍🏻 جوزف سولیسمولن
➣ @Notes_On_Liberty
سالیانی، هر کس استدلال میکرد که رشد اقتصادی چین به آن چشمگیری، که دیده و گفته میشود، نیست، طرد و نادیده گرفته میشد. با اینحال، همیشه شکّاکانی وجود داشتند و من خودم از جملهی آنانم. برای مثال، در مقالهای که در سال ۲۰۲۱ در بنیاد میزس منتشر شد، استدلال کردم که چین با مجموعهای از مشکلات جمعیّتی، اقتصادی و راهبردی روبروست که در نهایت مسائلی بسیار مهمتر از نرخ رشد چشمگیر آنند.
در حالیکه این افراد شکّاک در اقلّیّتاند، کتاب «چین درهمشکسته: چگونه معجزهی اقتصادی فرو ریخت و معنای آن برای جهان چیست» بهقلم لوگان رایت، شواهد قابلتوجّه و بهروزی را در پشتیبانی از دیدگاه اقلّیّت ارائه میدهد. رایت -تحلیلگر کهنهکار نظام مالی چین در گروه رودیوم- با جزئیّات زیادی توضیح میدهد که چرا الگوی اقتصادی که رشد خارقالعادّهی چین را سبب شده است، دیگر نمیتواند همان نتایج را به بار آورد. استدلال بنیادین او بسیار ساده است: چین قدرتمندترین موتور رشد اقتصادی خود را مصرف کرد.
داستان با اعتبار آغاز میشود. واکنش پکن به بحران مالی ۲۰۰۸، گسترش عظیم وامدهی و سرمایهگذاری بود (و شاید به یاد داشته باشید که تحلیلگران غربی، که از خساست ادّعایی حکومتهای خود گله داشتند، این کار پکن را ستودند). این محرّک تنها بهشکلی محدود عمل کرد: جلوی رکود شدید را گرفت و سالها رشد چشمگیر و پیوسته به همراه داشت. ولی اعتبار نمیتواند تا ابد رفاه ایجاد کند. وقتی سرمایهگذاری دیگر تحت هدایت تقاضای مصرفکننده و سودآوری نباشد، وامگیری اضافی بهطور فزایندهای بهجای رفع سرمایهگذاریهای اشتباه پیشین، آنها را پنهان میکند.
چین سرانجام دقیقاً به این نقطه رسید. اعتبار بهسمت املاک، زیرساختها، شرکتهای دولتی و ابزارهای تأمین مالی حکومتهای محلّی سرازیر شد. نظام مالی بیش از پیش از اقتصاد تولیدی جدا افتاد، در همان حال بانکداریِ سایه به وامگیرندگان پرخطر اجازه میداد تا وجوهی را بهدست آورند. رایت خاطرنشان میکند که چین یکی از بزرگترین انبساطهای اعتباری یک کشور را در تاریخ مدرن تجربه کرد. نظام مالی شدیداً تندتر از اقتصادی که قرار بود تأمین مالی کند، رشد کرد...
... اصلاحات عمیق... مورد نیاز است. و اصلاحات عمیق دقیقاً همان چیزی است که حزب کمونیست چین در انجام آن بیشترین مشکل را دارد، زیرا اصلاحات مستلزم اذعان به ضررها، عدم سرِ پا نگهداشتن شرکتهای ناکارآمد، انتقال منابع به خانوارها، کاهش موقعیّت ممتاز شرکتهای دولتی و دادن نقش بسیار بیشتر به بازارها در تعیین تخصیص سرمایه است -کاری که در بهترین زمانها دشوار است، ولی در زمانیکه بیکاری جوانان به نزدیک ۳۰ درصد رسیده، بالقوّه خطرناک است...
🔗 متن کامل:معجزهی اقتصادی چین به بنبست رسیده است
#چین #حزب_کمونیست_چین
#اعتبار #بدهی #کمونیسم
#پروژه_عمومی #طاعون_سرخ
➣ @Notes_On_Liberty
◽️@utfinance◽️
Telegraph
معجزهی اقتصادی چین به بنبست رسیده است
معجزهی اقتصادی چین به بنبست رسیده است | جوزف سولیسمولن سالیانی، هر کس استدلال میکرد که رشد اقتصادی چین به آن چشمگیری، که دیده و گفته میشود، نیست، طرد و نادیده گرفته میشد. با اینحال، همیشه شکّاکانی وجود داشتند و من خودم از جملهی آنانم. برای مثال، در…
👍16❤5👎1
📄 سنگرهای کوچک شرافت: در زمانه طاعون چگونه انسان بمانیم؟
👤 اشکان زارع
گاهی تاریخ، کتابهای کهنه را از قفسه بیرون میکشد و جلوی رویمان میگذارد؛ نه برای تجدید خاطره، که برای فهم امروز. رمان «طاعون» #آلبر_کامو یکی از همین کتابهاست.
قصهی شهری محاصره شده توسط مرگ که امروز بیش از هر زمان دیگری برای ما آشنا به نظر میرسد. در این شهر طاعونزده، که استعارهای از هر وضعیت بستهی انسانی است—خواه جنگ، خواه استبداد— #کامو به دنبال پاسخ این سوال میگردد: وقتی شر همهگیر میشود و راه فراری نیست، وظیفهی ما چیست؟
پاسخ کامو یک بیانیه آتشین انقلابی برای برهم زدن جهان نیست. برعکس، پاسخی است عمیقاً محافظهکارانه؛ فراخوانی برای حفظ کردن آن چیزهایی که در هجوم وحشت در حال نابودی است: انسانیت، وظیفهشناسی و همبستگی.
قهرمان او، دکتر برنار ریو، یک چریک یا یک ایدئولوگ نیست. او مردی است خسته که هر روز با مرگ روبرو میشود. انگیزهی او برای مبارزه، ساختن دنیایی بهتر نیست، بلکه انجام وظیفهاش است. وقتی از او میپرسند چرا خود را به خطر میاندازی، پاسخی میدهد که چکیدهی تمام فلسفهی مقاومت در این کتاب است: «این شغل من است». در جهانی که از هم میپاشد، شرافت در انجام درستِ کارِ خودت خلاصه میشود. پزشک باید درمان کند، معلم باید درس بدهد و یک نویسنده باید کلمات دقیق را پیدا کند. اینها سنگرهای کوچکی هستند در برابر هرجومرج.
این نبرد درونی برای حفظ انسانیت، در شخصیت رامبر، روزنامهنگار، به اوج میرسد. او که از بیرون به شهر آمده، تمام تلاشش را میکند تا فرار کند و به زندگی شخصی و عشقش بازگردد. او باور دارد که این فاجعه به او ربطی ندارد. اما درست در لحظهای که راه فرار باز میشود، میماند. چرا؟ چون به قول خودش، «شرمآور است که انسان به تنهایی خوشبخت باشد». این کشف دردناک، همان نقطهای است که فردیت به مسئولیت اجتماعی گره میخورد. کامو به ما میگوید در بحرانهای جمعی، خوشبختی فردی یک دروغ آرامشبخش بیشتر نیست.
پایان «#طاعون» یک پیروزی شیرین نیست؛ یک هشدار تلخ است. وقتی دروازههای شهر باز میشود و مردم غرق در شادیاند، دکتر ریو میداند که این فقط یک آتشبس است. او میداند که «میکروب طاعون هرگز نمیمیرد» و صبورانه در جایی پنهان میشود تا روزی دوباره بازگردد.این همان حقیقت عریانی است که کامو پیش روی ما میگذارد. مبارزه با شر، یک پروژه با نقطه پایان مشخص نیست؛ یک وظیفهی انسانی بیپایان است. وظیفهی ما ساختن آرمانشهر نیست، بلکه ساختن همین سنگرهای کوچک شرافت در برابر هر طاعونی است که در هر نسل، دوباره از راه میرسد. این سنگرها، شاید تنها چیزی است که در نهایت برایمان باقی میماند.
🆔https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
گاهی تاریخ، کتابهای کهنه را از قفسه بیرون میکشد و جلوی رویمان میگذارد؛ نه برای تجدید خاطره، که برای فهم امروز. رمان «طاعون» #آلبر_کامو یکی از همین کتابهاست.
قصهی شهری محاصره شده توسط مرگ که امروز بیش از هر زمان دیگری برای ما آشنا به نظر میرسد. در این شهر طاعونزده، که استعارهای از هر وضعیت بستهی انسانی است—خواه جنگ، خواه استبداد— #کامو به دنبال پاسخ این سوال میگردد: وقتی شر همهگیر میشود و راه فراری نیست، وظیفهی ما چیست؟
پاسخ کامو یک بیانیه آتشین انقلابی برای برهم زدن جهان نیست. برعکس، پاسخی است عمیقاً محافظهکارانه؛ فراخوانی برای حفظ کردن آن چیزهایی که در هجوم وحشت در حال نابودی است: انسانیت، وظیفهشناسی و همبستگی.
قهرمان او، دکتر برنار ریو، یک چریک یا یک ایدئولوگ نیست. او مردی است خسته که هر روز با مرگ روبرو میشود. انگیزهی او برای مبارزه، ساختن دنیایی بهتر نیست، بلکه انجام وظیفهاش است. وقتی از او میپرسند چرا خود را به خطر میاندازی، پاسخی میدهد که چکیدهی تمام فلسفهی مقاومت در این کتاب است: «این شغل من است». در جهانی که از هم میپاشد، شرافت در انجام درستِ کارِ خودت خلاصه میشود. پزشک باید درمان کند، معلم باید درس بدهد و یک نویسنده باید کلمات دقیق را پیدا کند. اینها سنگرهای کوچکی هستند در برابر هرجومرج.
این نبرد درونی برای حفظ انسانیت، در شخصیت رامبر، روزنامهنگار، به اوج میرسد. او که از بیرون به شهر آمده، تمام تلاشش را میکند تا فرار کند و به زندگی شخصی و عشقش بازگردد. او باور دارد که این فاجعه به او ربطی ندارد. اما درست در لحظهای که راه فرار باز میشود، میماند. چرا؟ چون به قول خودش، «شرمآور است که انسان به تنهایی خوشبخت باشد». این کشف دردناک، همان نقطهای است که فردیت به مسئولیت اجتماعی گره میخورد. کامو به ما میگوید در بحرانهای جمعی، خوشبختی فردی یک دروغ آرامشبخش بیشتر نیست.
پایان «#طاعون» یک پیروزی شیرین نیست؛ یک هشدار تلخ است. وقتی دروازههای شهر باز میشود و مردم غرق در شادیاند، دکتر ریو میداند که این فقط یک آتشبس است. او میداند که «میکروب طاعون هرگز نمیمیرد» و صبورانه در جایی پنهان میشود تا روزی دوباره بازگردد.این همان حقیقت عریانی است که کامو پیش روی ما میگذارد. مبارزه با شر، یک پروژه با نقطه پایان مشخص نیست؛ یک وظیفهی انسانی بیپایان است. وظیفهی ما ساختن آرمانشهر نیست، بلکه ساختن همین سنگرهای کوچک شرافت در برابر هر طاعونی است که در هر نسل، دوباره از راه میرسد. این سنگرها، شاید تنها چیزی است که در نهایت برایمان باقی میماند.
🆔https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
👍14❤6👎4