Finance & Economics
12.5K subscribers
1.69K photos
945 videos
1.15K files
3.15K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
یک صفحه از کتاب ایران بین دو انقلاب
بخش دوم: منابع آبراهامیان

۱/۲

در بخش اول به پاره‌ای از ایرادات جدول ساختار قومی در کتاب پرداختم. در این بخش نگاهی خواهیم انداخت به منابع آن جدول.
منبع نخست کتاب Area Handbook on Iran است. این اثر از پروژه مطالعات منطقه‌ای در آمریکا بوده که در دانشگاه آمریکایی واشنگتن انجام می‌شد و کتابها عمدتا برای نهادهای دولتی و به خصوص ارتش تهیه می‌شدند. کتاب ۶۴۵ است و حقیقتا من فرصت نداشته‌ام کل آن را بخوانم و تنها فصل پنج که مربوط به گروه‌های قومی و زبانها است را بررسی کردم. پیشتر اشاره شد آن تقسیم‌بندی چهارگانه کذا از همین کتاب گرفته‌شده اما در همین فصل چندین مورد هست که کتاب به همان تقسیم‌بندی مهمل خود هم پایبند نبوده و در مجموع مشوش است. مثلا در همان گروه اول یعنی ایرانیان بخش آخر با عنوان others آمده و به ترکها و اعراب اشاره شده اما دوباره برای آنها گروه جدا هم در نظر گرفته. خطاها و تناقضهایی از این دست کم نیست.

منبع دوم Handbook on Persian Minorities وزارت امور خارجه بریتانیا است که نتوانستم نسخه‌ای از آن پیدا کنم.

منبع سوم و چهارم دو مقاله هستند از مجله Central Asian review. نکته عجیب آن است که یکی از آنها آدرس دقیقی دارد و به راحتی پیدا شد اما دیگری نه. در این مجله چه شماره هشتم که آبراهمیان ارجاع داده چه یک شماره پس و پیشش که من محض احتیاط چک کردم مقاله‌ای با عنوان The Ethnic Composition of Iran وجود ندارد. اما مقاله دیگر یعنی آنکه با نام The Problem of Nationalities in Iran از علیف ارجاع داده شده آدرس و شماره صفحه‌اش درست است البته عنوان مقاله این نیست و The Problem of Nationalities in Contemporary Persia است. این مجله در لندن چاپ می‌شده و از عنوانش مشخص است به مطالعه آسیای مرکزی اختصاص داشته و یک بخش مهمش در هر شماره جمع‌آوری و خلاصه‌سازی و تحلیل مطالب منتشر شده در شوروی بوده است. این مقاله علیف هم از همین دست است و تلخیصی از آن به انگلیسی چاپ شده. در همان صفحه اول اشاره‌شده که علیرغم ارزشهای مقاله در بسیاری از مسائل باید نسبت به نوع نگاه و تحلیل‌های نویسنده محتاط بود و نکاتی را پیش از ترجمه گوشزد کرده‌اند. اما آنچه علیف نوشته یک تحقیق کلاسیک مارکسیستی-لنینیستی و در فضای آکادمی شوروی است. نویسنده تمام گزارش خود را بر مبنای همان قرائت ارائه می‌دهد و بعد از گذشت این دهه‌ها ما دیگر تا حد زیادی می‌دانیم نگاه و نقشه شوروی نسبت به مساله خلقها در ایران چه بوده. نویسنده در فضایی کاملا جانبدارانه هر جنبشی که تحت تاثیر یا همسو با شوروی شکل گرفته را می‌ستاید و به قول خودش "جامعه مترقی ایران موضع خود را برمبنای دکترین مارکسیستی-لنینیستی قرار می‌دهد" و هر جا که این جنبشها در آن راستا نیست و با بریتانیا سر و سری دارد مثلا عمده ماجراهای فارس و خوزستان، آنها فریب فئودالها و امپریالیسم می‌داند. ماجرای آذربایجان و آذری‌ها نیز در این دست نوشته‌ها جالب است. بد نیست بدانیم این تاکید بر آذری به جای ترک که در بین برخی ملی‌گرایان ایرانی هم رایج است در میان محققان و فعالین شوروی بسیار مهم بوده. مشخصا در تقابل با جریانهای پان‌ترک در ترکیه آن زمان سعی می‌کردند هویتی آذری را متفاوت جلوه دهند و از ترکان جوان و گروههای ملی‌گرای ترکیه بسیار بد می‌گفتند و در همین مقاله هم اشاراتی به ترکیه و همدستیش با فاشیسم آلمانی هست. با تمام تحولات این سالها و روابط نسبتا نزدیک جمهوری آذربایجان و ترکیه در مسائل هویتی هنوز هم این فاصله‌گذاری میان آذری-ترک کمابیش جاری است.

منبع بعدی مطلبی است در مجله دنیا که آبراهمیان در نسخه انگلیسی با عنوان The Question of Nationalities in Iran از آن یاد کرده و مترجمان آن را "مساله ملیتها در ایران" ترجمه کرده‌اند. اول آنکه این مقاله در بهار چاپ نشده و در شماره پاییز ۱۳۵۰ منتشرشده. مخاطب اگر به ارجاع کتاب اعتماد کند این مطلب را پیدا نخواهد کرد. دوم آنکه عنوان مقاله "درباره مسئله ملی بطور اعم و مسئله ملی در ایران" است. سوای از ترجمه نادقیق نویسنده به انگلیسی بهتر بود مترجمان برای ذکر عنوان به منبع فارسی رجوع می‌کردند نه آنکه همان عنوان انگلیسی را ترجمه ‌کنند. دنیا نشریه تئوریک و سیاسی کمیته مرکزی حزب توده ایران بوده و همین می‌تواند نوع نگاه نشریه را نشان دهد. مقاله مذکور برگرفته از کتابی است به نام پروسه‌های ملی در کشورهای خاورمیانه و نزدیک زیر نظر میخائیل سرکویچ ایوانف که مقدمه و مقاله مربوط به ایران را خود ایوانف نوشته و این دو بخش در مجله دنیا به فارسی ترجمه شده. مقدمه تحت عنوان " مارکسیسم-لنینیسم و مختصات رشد ملی در کشورهای خاورمیانه و نزدیک" و بخش مربوط به ایران تحت عنوان "پروسه‌های ملی در ایران". این مقالات هم عمیقا تحت تاثیر همان نظریات مارکسیستی-لنینیستی نگاشته شده‌اند.
👍8👎3
۲/۲
مبنای اصلی آن نگاه تکامل تاریخی مارکس است و نویسنده می‌خواهد نشان دهد چطور در این فرایند یک قبیله به یک "گروه اتنوگرافیک" تبدیل می‌شود. نویسنده بورژوازی فارس‌ و آذربایجانی را از باقی جمعیت‌های ایران که معتقد است در پروسه‌های فئودالی مانده‌‌بودند جدا می‌کند و بعد در ادامه می‌خواهد نشان دهد چطور بورژوازی فارس در خلل انقلاب مشروطه و قانون اساسیش امتیازاتی برای خود قائل شد. اینجا هم باز جنبشها در شاقول رابطه‌‌شان با شوروی سنجیده می‌شود و مثلا اگرچه درباره جنگ جهانی اول از اشغال و حضور نظامی روسیه تزاری و انگلستان سخن به میان می‌آید اما وقتی نوبت به جنگ دوم می‌رسد خبری از چکمه‌های ارتش اشغالگر سرخ در خاک ایران نیست و "پروسه‌های ملی" حزب دموکرات در خلا شکل گرفته. آن اشاره به جمشیدی‌ها و تیموری‌ها و هزاره‌ها که در بخش پیشین گفتم در همین مقاله بوده که چون کمی بد نوشته شده و از خراسان شرقی حرف زده‌شده آبراهمیان نفهمیده در مورد افغانستان است نه ایران. نکته جالب و عجیبی که هم در این مقاله و هم در مقاله علیف به آنها پرداخته‌شده آن است که نگارندگان داشتن کرسی خاص برای اقلیتهای مذهبی و در مقابل نبود چنین کرسی برای گروه‌های قومی را امری منفی تلقی کرده‌اند. داستان کرسی‌های خاص برای برخی گروه‌های جمعیتی در مجالس و پارلمان‌های کشورهای مختلف موضوع جالبی برای بررسی است اما نقدا نمی‌دانم چرا این موضوع برای نگارندگان منفی بوده است. اتفاقا نداشتن کرسی خاص نشان از همبستگی هویتی و یکی دانستن و خودی دانستن گروه‌های جمعیتی است و باید امری مثبت انگاشته‌شود.
منبع دیگری که ارجاع داده‌شده کتابی است با نام Contributions to the Anthropology of Iran از H.Field صفحات ۶۰۱ تا ۶۵۱. این کتاب و دقیقا همین چاپی که آبراهمیان به آن ارجاع داده ۵۰۷ صفحه بیشتر ندارد. من دیگر محتوایش را بررسی نکردم.

آخرین مقاله مورد استفاده در این جدول برای بررسی جمعیت سده نوزدهم ایران مقاله‌ای است از گیلبار در ژورنال مطالعات آسیایی و آفریقایی. آرشیو این ژورنال در وبسایت انتشارات بریل موجود است و چنین مقاله‌ای در شماره یادشده یافت نشد. موضوع کمی عجیب است چون یک مدخل در دانشنامه ایرانیکا و چندین اثر دیگر هم دقیقا به همین مقاله با همین آدرس ارجاع داده‌اند. فعلا فرض را بر این می‌گذارم که من مجله‌ اشتباهی را پیدا کرده‌ام یا آرشیو نقص دارد. نمی‌دانم.
فرصتی باید دست دهد تا منابع موجود در زمان نگارش کتاب بررسی شود و ببینیم آبراهامیان به چه منابع دیگری می‌توانسته نگاه بیندازد. تا اینجا ایرادات در منابع منتخب وی کم نبوده و دستکم دو اثر‌ در فضای آکادمی علوم شوروی و با سوگیری‌ها و سیاستهای خاص آن به خصوص در زمینه گروه‌های قومی در ایران نوشته‌شده. این موضوع البته این منابع را کامل بی‌ارزش نمی‌کند اما پژوهشگر باید با دقت بیشتر و آگاهی نسبت به آن سوگیری عمیق به آنها مراجعه کند، بماند که آبراهمیان خود در دریای آن سوگیری غرق است و قطعا که چنین نگاه نقادانه‌ای نداشته‌است.
👍9👎2
پاورقی جدول و توضیحات و ارجاعات
👍4👎1
🔷 #دکتر مصدق پیشوای مسلکی مجاهدین خلق

@tarikh_eghtesaad1
👍22👎41
تکمله
دوست بسیار عزیزی با دقت و حوصله رد یکی از آن مقالاتی که پیدا‌ نشده‌بود را زد. آدرسی که آبراهامیان از مقاله The Ethnic Composition of Iran از Bruk داده کامل غلط است. اما در شماره ۴ سال ۱۹۵۶ مجله در دو شماره ۳ و ۴ مقالاتی درباره ایران چاپ شده‌است. در شماره ۴ بخشی مختص اتنوگرافی است که محتوای مطالبش برگرفته از مقاله‌ای است از Bruk به نام The ethnic composition of the countries of Wetern Aisa. نسخه انگلیسی خلاصه‌ای از گزارش این مقاله است و حاوی آمار جمعیت اقوام که البته متفاوت از اعدادی است که آبراهامیان ارائه‌داده. اما مقاله اصلی به زبان روسی جدولی دارد که بسیار شبیه به جدول کتاب ایران بین دو انقلاب است. سوای آنکه ارجاع آبراهامیان کاملا غلط و اشتباه است حتی اگر فرض بگیریم منظورش این مقاله بوده باز هم مشخص نیست آیا جدول نسخه روسی را دیده یا نه و اگر دیده چرا به خود مقاله اصلی ارجاع نداده؟ به هرحال اما این جدول شبیه‌ترین نمونه به جدول آبراهامیان است. جدول Bruk البته تقسیم‌بندی اقوام کشورهای غرب آسیا است و نه ایران، و همان مشکلی را دارد که در بخش نخست یادداشت ذکر کرده‌ام. مبنایش برای تقسیم‌بندی گروه‌های زبانی است. اگر فرض بگیریم که آبراهامیان این جدول را دیده‌، احتمالا آن را مبنا قرار داده و دستکاری‌های بی‌موردی در آن کرده است. مثلا همانطور که پیشتر اشاره کردم مشخص نیست چرا جمشیدی‌ها و تیموری‌ها را در دسته گروه‌های ترک‌زبان قرار داده یا چرا گروه‌های زبانهای سامی را از هم جدا کرده.
👍9👎1
تصویر جدول مقاله روسی و ترجمه انگلیسی گوگل‌ترنسلیت
🔥3
📄 اصلاحات اضطراری، اصلاحات عقیم

👤 امیررضا عبدلی

بیهودگی چندین مرتبه اصلاح قیمت بنزین در سال‌های اخیر در درجه اوّل ناشی از تداوم تورّم بوده است. دولت هر چند سال یک بار، با هزار تشویش و مصیبت، قیمت بنزین را افزایش می‌دهد و میخکوب می‌کند. با این کار قیمت فروش بنزین تا حدّی به هزینه تولید آن نزدیک می‌شود. در نتیجه برای چند صباحی بار مالی تأمین یارانه سبک‌تر و انگیزه قاچاق ضعیف‌تر می‌شود، ضمن اینکه بعضی‌ها به فکر صرفه‌جویی می‌افتند. ولی هیچ‌کدام از اینها زیاد طول نمی‌کشند. چون کسی مایل و قادر به مهار رشد حجم پول نیست، و رودخانه خروشان تورّم همیشه در حال طغیان است. پس همه قیمت‌ها به نسبت‌های مختلف بالا می‌روند، به جز قیمت‌هایی که به فرمان دولت میخکوب شده‌اند؛ ازجمله قیمت بنزین. در شرایطی که همه‌چیز گران‌تر می‌شود، کالاهایی مثل بنزین عملاً در حال ارزان‌تر شدن هستند. این کالاهای جامانده از قافله تورّم آن‌قدر ارزان می‌شوند که دولت بار دیگر از تأمین هزینه یارانه‌شان درمانده می‌شود، سود هنگفت قاچاقشان هر هزینه و ریسکی را کمرنگ می‌کند، و کسی بابت حیف و حرام کردنشان ملالی به دل راه نمی‌دهد. روز از نو و روزی از نو. وقت یک افزایش قیمت دیگر است.

اگر به دولت جمهوری اسلامی بگوییم تورّم را مهار کن، مثل این است که به او گفته باشیم از این به بعد دولت جمهوری اسلامی نباش. چنین توصیه‌ای مهمل است. ولی شاید این را بتوان گفت که این بار، خبر مرگتان، قیمت را به هر جا که رساندید دیگر تثبیتش نکنید. بگذارید قیمت بنزین هم مثل قیمت تخم‌مرغ، گوجه فرنگی، خود اتومبیل، یا لوازم یدکی و روغن و لاستیک آن همراه با تحوّلات بازار نوسان کند. بهتر نیست قیمتی که همیشه از پرش کردن ناگزیرش ترسیده و لرزیده‌اید، دیگر پرش نکند و مثل بقیه قیمت‌ها تدریجاً زیاد شود؟

و البته همین توصیه هم مهمل است. این دولت در برابر مافیایی که از انرژی ارزان، تورّم، تحریم، فیلترینگ و سایر شرور تغذیه می‌کند کاره‌ای نیست. کلّ این مجموعه به سراشیب املاء و استدراج افتاده و فقط قطره قطره پیمانه بی‌کفایتی‌اش را پر می‌کند تا به همان سرانجامی برسد که آرامگاه ابدی همه اصلاح‌ناپذیران است. احتمالاً تنها توصیه به چنین حکومت‌هایی همان است که قرآن گفت: اعملوا ما شئتم؛ هر کار دلتان می‌خواهد بکنید. آن که به هیچ قانونی پایبند نبود، چند وقتی مهلت دارد از آزادی مطلق و مرگبارش لذت ببرد.

🆔 https://t.me/AmirrezaAbdolii

◽️@utfinance◽️
👍61💔1
◽️ تقلای وزیر فاسد دولت برای ماندن

پس از تلاش میدری برای خریدن رسانه‌ها که با اعتراض خبرگزاری ایلنا وابسته به خانه کارگر مواجه شد، حالا خبر آمده که پزشکیان از عزل و نصب‌های شبانه و زد و بندهای وزیر کار انتقاد کرده است.

ایلنا نوشته: مسعود پزشکیان با ابراز گلایه شدید از نحوه تصمیم‌گیری و رفتار احمد میدری درباره تغییر مدیریت سازمان تأمین اجتماعی، نسبت به انجام چنین تغییراتی مهم و حساس بدون هماهنگی لازم انتقاد کرده است.

اطلاعات رسیده از جزئیات جلسه یکشنبه هیات دولت حاکی از آن است که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در واکنش به نحوه تغییر مدیریت سازمان تأمین اجتماعی، با لحنی تند از اقدام جنجالی احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، انتقاد کرده است؛ انتقادی که با تأکید معاون اول رئیس‌جمهور بر ضرورت هماهنگی وزرا با دولت در تغییر مدیران سازمان‌های مهم همراه شده است.

◽️@utfinance◽️
👎9👍4
#تقویم_تاریخ

🔷 ۲۸ امرداد سالروز شکست کودتای محمد مصدق

🔹 کودتای محمد مصدق و جریان تندروی کابینه‌اش که در ۲۵ امرداد سال ۱۳۳۲ با پنهان کردن فرمان برکناری‌اش از نخست وزیری، آغاز شده بود پس از سه روز ِ پر تنش، سرانجام در روز ۲۸ امرداد با عدم همراهی مردم و ارتش با نخست وزیر معزول، شکست خورد و به پایان رسید.


@tarikh_eghtesaad1
39👎8👍7👏2
📄 صوفیان بر کرسی فقیهان

👤محمد قوچانی

◽️ روزنامه‌نگاران- که نسل‌شان رو به زوال است – روشنفکرانی هستند که اندیشه‌ها را به میان شهروندان می‌برند. اگر مریدان فکر می‌کنند که کار ما روزنامه‌نگاران فقط در حد ضبط صوتی است که سخن مراد ایشان را منعکس کنیم، در خطا هستند.

روزنامه‌نگار، تاریخ امروز را می‌نویسد برای نسل فردا و برای تاریخ‌نویسی باید تفکر انتقادی داشت.

در این نقد، ما هیچ قطب و مقتدایی چه در حکومت، چه بر حکومت نداریم و وام‌دار هیچ فرقه و حزب و حلقه و اداره‌ای هم نیستیم. در نقد حکومت کم‌هزینه ندادیم و در نقد اپوزیسیون.

روزنامه‌نگاری فقط فرم (صورت) نیست، محتوا هم هست. روشنفکری دینی بدون روزنامه‌نگاری (از کیهان فرهنگی و کیان و مدرسه و اندیشه پویا در اثبات و مهرنامه و سیاست‌نامه و تجارت فردا و آگاهی نو در انتقاد از این جریان) فروغی نداشته و ندارد.

نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است. قرار هم نبود در سروش بماند که خود او تحقیق را بر تقلید در سلوک دانشجویی ترجیح می‌داد.

دکتر مهدوی از اینکه من دکتر سروش را ایدئولوگ نظام خوانده‌ام برآشفته‌اند و فکر کرده‌اند ایشان از بدو انقلاب اپوزیسیون آن بوده‌اند.

اما به استناد تاریخ دکتر عبدالکریم سروش فیلسوف حکومت و ایدئولوگ آن در دهه شصت بودند که نه تنها در نهادهای حکومتی مانند ستاد انقلاب فرهنگی برای ایجاد دانشگاه اسلامی و انقلابی مأموریت داشتند، بلکه در صدا و سیما و در دوره‌های آموزشی نهادهای حاکمیتی دیگر حضور می‌یافتند.

در مناظره‌های تلویزیونی کنار محمدتقی مصباح یزدی به عنوان فیلسوفان صدرایی رو در روی چپ‌ها می‌نشستند و در وصف امام امت در مجالس و مراسم سخنرانی می‌کردند؛ چه در حیات چه پس از درگذشت ایشان.

◽️ همه سخن من این بود که اگر دکتر سروش مدعی لیبرالیسم است و خود را لیبرال فرهنگی می‌خواند یا لیبرال سیاسی می‌داند (که در گفتگو با اندیشه پویا چنین گفته است)، این دیدگاه بدون پذیرش لیبرالیسم اقتصادی و بازار آزاد رقابتی و انقلاب صنعتی و حقوق مالکیت و بخش خصوصی ناممکن است و سیر تاریخی این اندیشه را توضیح دادم.

حتی لیبرال‌های سیاسی مانند جان رالز با وجود باور به عدالت این چنین ارتجاعی در باب بازار آزاد و اقتصاد آزاد و تکنولوژی و توسعه نمی‌اندیشند.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
7👌4🤬1
📄 از جنگ قبیله‌ای تا لشگرکشی مطبوعاتی

رضا خجسته رحیمی
سردبیر اندیشه پویا

این چند خط خطاب به رفیق و همکاری قدیمی است که این روزها پایش را در یک کفش کرده که بر آتش جنگی قبیله‌ای بدمد و در یکی از آخرین شمشیرزدن‌ها و لشگرکشی‌هایش ما را هم سوار مرکب قبیله‌ی اشقیا (البته به زعم خود) کرده است. راستش جا خوردم وقتی دیدم محمد قوچانی، سردبیر آگاهی نو، مجله اندیشه پویا را ارگان روشنفکری دینی قالب زده و نوشته است: "روشنفکری دینی بدون روزنامه‌نگاری از کیهان فرهنگی و کیان و مدرسه و اندیشه پویا در اثبات و مهرنامه و سیاست‌نامه و تجارت فردا و آگاهی نو در انتقاد از این جریان...." (منتشرشده در انصاف‌نیوز)

عجالتا به این توضیح مختصر بسنده می‌کنم که تمایز ممتاز اندیشه‌پویا در طول ۱۵ سال انتشارش همین بوده که عضو هیچ قبیله‌ای نبوده و زیر بیرق هیچ‌ مرادی تا امروز سینه نزده است. نه طباطبایی و نه سروش و نه هیچ‌ فرد دیگری. در این مجله، هم بابک احمدی نوشته است، هم مرتضی مردیها. هم مصاحبه سروش منتشر شده است، هم مصاحبه طباطبایی. بارها گفت‌وگوها و مقالات محمد طبیبیان و موسی غنی‌نژاد در همین مجله منتشر شده است. ما اگر تریبون روشنفکری دینی بودیم که محمد قوچانی لطف دارد و این طوق را بر گردن اندیشه پویا می‌اندازد، به سراغ پرونده ساواک شریعتی _البته با رویکردی همزمان انتقادی و منصفانه_ نمی‌رفتیم. سه سال پیش، همین سردبیر بی‌تقصیر اندیشه‌پویا به تفصیل در نقد صناعت و قناعت و نسبتش با توسعه در مجله نوشته است و این "کشف جدید" مبارزان علیه روشنفکری دینی در همان نشریه‌ای که محمد قوچانی ارگان روشنفکری دینی می‌خواندش منتشر شده است.

این هم در نوع خود جالب است که انتشار مصاحبه‌ها با سروش در مطبوعاتی که برادرم محمد قوچانی سردبیرش بوده نشانه آزاداندیشی سردبیر است و چاپ یک مصاحبه با سروش در اندیشه پویا نشانه عضو قبیله بودن سردبیر یک لاقبای این نشریه با روشنفکران دینی.

با همه احترام به روشنفکران دینی و غیردینی و تلاش‌های فکری‌شان، اندیشه‌پویا هیچگاه بلندگوی یک جریان نبوده است. از همه در جای خود آموخته، در نقادی افکار توسعه‌ستیز صریح و پیشرو بوده و درعین‌حال تلاش کرده در جاده انصاف به مسیر خود ادامه دهد.  سخن بسیار است....باری، ما اگر دغدغه‌ای در مجله داشته‌ایم عمدتا نقد رادیکالیسم و تندروی و هیجان‌زدگی و ترویج توسعه و یک لیبرالیسم مداراجو بوده است. جهت‌گیری داشته‌ایم اما برخلاف برخی روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها جانبداری نکرده‌ایم و عضو قبیله نبوده‌ایم.

و البته وقتی بسیاری از جمله محمد قوچانی عزیز چپ بودند و سکه لیبرال بودن کم‌تر رواج داشت، همین سردبیر یک لاقبای اندیشه‌پویا که جوان‌لیبرالی تندمزاج (مثل امروز محمد قوچانی) بود، توسط رفیق جوان چپ‌مزاجش متهم شد که پیام جامعه مدنی را اشتباه دریافت کرده است.

این‌ها را رفیق قدیمی ما می‌داند (اصلا همه آنچه خوراک نقد اوست از یک گفتگوی چالشی و انتقادی اما محترمانه اندیشه پویا با عبدالکریم سروش برآمده) اما چون دوست دارد جنگ قبیله‌ای راه بیاندازد، اندیشه‌پویا را هم خرج اردوکشی مطلوب خود می‌کند.

اشکالی البته نیست. اما امیدوارم بعدها اگر پژوهشگر یا روزنامه‌نگاری قلم به دست گرفت تا تاریخ دوره‌ی ما را بنویسد آنقدر دقیق و متعهد به حقیقت باشد که قیمه و ماست را در هم نریزد و آش شله‌قلمکاری به نام "تاریخ اندیشه" بر سفره نسل‌های آینده نگذارد.


◽️@utfinance◽️
👍92👎2
محافظه‌کاری فقهی - VER 33.pdf
434.5 KB
👆👆👆
فایل PDF برای مخاطبانی که به‌دلیل مشکلات نت قادر به باز کردن سایت ایران‌امروز نیستند.


از چاله‌ی «روشنفکری دینی»
تا چاه «محافظه‌کاری فقهی»


#شهرام_اتفاق

(نقدی به نوشته‌ی محمد قوچانی تحت عنوان «از لیبرالیسم نقابدار تا پایان روشنفکری دینی» منتشر شده در شماره‌ی ۶۴۲ هفته‌نامه‌ی وزین تجارت فردا - مرداد ۱۴۰۵.)

مقدمه
جناب محمد قوچانی یکی از نمایندگان برجسته‌ی «محافظه‌کاری فقهی» در ایران معاصر هستند. این جریان فکری و سیاسی سال‌هاست که چهره‌ی واقعی خودشان را در پشت یک «ماسک لیبرال» پنهان کرده‌اند ...

رسانه‌ی ایران امروز

@YekGamPish
@ArchiveOfLiberalism
.
👏92
📄 مصدق و سنت سیاسی خطرناک پس از او

👤 محمدحسین همت‌پور

۱. مصدق نشان داد می‌توان سیاست را باخت، اما روایت را پیروز شد! برای بررسی شخصیت سیاسی مصدق، مسئله این نیست که ملی شدن صنعت نفت ضرورتی نداشت یا نباید برای کاهش نفوذ بریتانیا اقدام می‌کرد. هیچ ملی‌گرایی را نمی‌توان یافت که خواهان تداوم سیطره قدرت خارجی بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی و منابع سرزمینی کشور باشد.

۲. مسئله اصلی، نحوه مواجهه با این پدیده است؛ اینکه چگونه می‌توان قدرت خارجی را عقب راند، بی‌آنکه توان مادی کشور و ظرفیت‌های دولت کاهش یابد. مصدق، امر ملی را بیش از آنکه به‌مثابه پروژه‌ای ایجابی برای انباشت قدرت صورت‌بندی کند، در قالب نفی سلطه تعریف کرد. ملی‌گرایی مصدقی با یک «نه» بزرگ آغاز می‌شود.

۳. اما این «نه» صرفا در قالب یک موضع سیاسی باقی نمی‌ماند و به‌تدریج به یک موضع اخلاقی تبدیل می‌شود. از این لحظه به بعد، مسئله دیگر این نیست که سرنوشت ملت چه خواهد شد یا چه بلایی بر سر اقتصاد خواهد آمد؛ پرسش اصلی این است: «آیا تسلیم شدیم؟» اگر پاسخ «نه» باشد، سایر مسائل، هرچند حیاتی و سرنوشت‌ساز باشند، در مرتبه دوم قرار می‌گیرند.

۴. اینجاست که ملی‌گرایی، که قرار بود برای یک ملت رفاه و امنیت بیافریند، به پروژه‌ای اخلاقی تبدیل می‌شود؛ پروژه‌ای که در آن، برای حفظ عزت و آبروی کشور، باید سخت‌ترین فشارهای اقتصادی و امنیتی را تحمل کرد. این دقیقا همان چیزی بود که مصدق توانست به‌خوبی صورت‌بندی و اجرا کند. دولتی که سقوط کرد، کشوری که وارد دوره‌ای از فشار و تحریم شد، اما سیاستمداری که در نهایت خود را به قهرمان یک روایت ملی تبدیل کرد.

۵. در جهان مادی، دولتمرد باید قدرت‌سازی کند، نه روایت‌سازی. باید مالیات بگیرد، ارتش بسازد، بوروکراسی را کارآمد کند، امنیت بیافریند و اقتصاد را شکوفا سازد تا بقای سیاسی خود و دولتش را تضمین کند. اما هنگامی که فضیلت اخلاقی جای سود مادی را می‌گیرد، پیامدهای عمل به‌تدریج اهمیت خود را از دست می‌دهند؛ در این منطق، هرچه روایت از حادثه سوزناک‌تر و جان‌کاه‌تر باشد، پیروزی اخلاقی بزرگ‌تر تلقی می‌شود.

۶. پس از مصدق، سنت سیاسی خطرناکی شکل گرفت که می‌توان ردپای آن را در بخش بزرگی از جریان‌های شکل‌دهنده انقلاب ۵۷ دید؛ از مجاهدین و فداییان گرفته تا اسلام‌گرایان و بعدها اصلاح‌طلبان. در این سنت، می‌توان فرصت توسعه را قربانی کرد، اما عزتمند ماند؛ می‌توان قدرت را در میدان سیاست واگذار کرد، اما از نظر اخلاقی پیروز شد. در نهایت، می‌توان یک شکست همه‌جانبه خورد، اما روایت را پیروز شد.

◽️@utfinance◽️
👍194👏3👎1
🖥 روبه‌رو: «انقلاب دزدیده‌شده»

👤 یگانه تربتی
👤 بزرگمهر شرف‌الدین

👤 مهرداد محمدی

© پادکست زیرورو

«روبه‌رو» بخشی تازه از پادکست «زیرورو» است؛ بخشی که در آن به سراغ کتاب‌ها، مقاله‌ها و شاید برخی آثار هنری و روایت‌هایی می‌رویم که صرفاً برای خواندن نیستند، بلکه نیاز دارند درباره‌شان مکث کنیم، فکر کنیم و با خالقانشان گفت‌وگو کنیم.

در نخستین قسمت این پرونده، کتاب «انقلاب دزدیده‌شده» را انتخاب کرده‌ایم؛ اثری نوشته‌ی یگانه تربتی، خبرنگار نیویورک‌تایمز، و بزرگمهر شرف‌الدین، رئیس بخش دیجیتال ایران‌اینترنشنال.

«انقلاب دزدیده‌شده» روایتی چندلایه از سرنوشت انسان‌ها، کسب‌وکارها و جنبش‌هایی است که در ایران پس از انقلاب شکل گرفته‌اند یا از میان رفته‌اند؛ روایت‌هایی از مبارزه، شکست و ادامه‌ی کشاکشی که هنوز پایان نیافته است و در دل خود همچنان نشانی از امید دارد.

🔗 لینک یوتیوب

◽️@utfinance◽️
2
نفت و ترور.pdf
4.1 MB
📄 ترور، ائتلاف سیاسی و مسیر ملی شدن نفت

👤 بردیا فرهمند

تشکیل جبهه ملی در سال ۱۳۲۸ و هم‌زمانی آن با بحران انتخابات مجلس شانزدهم، یکی از نقاطی بود که نیروهای ملی و نیروهای مذهبی به یکدیگر نزدیک شدند.

عبدالحسین هژیر، وزیر دربار، در همان فضا توسط سیدحسین امامی از اعضای #فداییان_اسلام ترور شد.
#جبهه_ملی و فداییان اسلام یک جریان نبودند و نباید آن‌ها را یکسان دانست، اما در این مقطع دشمنان مشترک باعث هم‌پوشانی منافع آن‌ها می‌شدند.
جبهه ملی به نقش دربار و هژیر در انتخابات اعتراض داشت و فداییان اسلام نیز آماده استفاده از خشونت بودند. نتیجه این بود که حذف خشونت‌آمیز یک شخصیت سیاسی می‌توانست موازنه را به سود نیروهایی تغییر دهد که خود عضو فداییان اسلام نبودند.

◽️@utfinance◽️

#مصدق
👍7👎2