Finance & Economics
12.5K subscribers
1.69K photos
944 videos
1.15K files
3.15K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
🖥 شریعتی انگلی برای جامعه ایران

👤 عباس سوری


علی شریعتی کمدین و متفکر‌نمایی که پس از سفر به مصر در وصف کارگرانی که در ساخت اهرام مصر شرکت داشتند مرثیه سرایید و هنگام مرگ وصیت کرد تا مانند فراعنه مصر پیکرش را مومیایی کنند.

علی شریعتی تئوریسین اعتراض برای اعتراض بود. کسی که در وصف زن ایرانی فاطمه فاطمه است را نوشت و زن ایرانی را فقط در پستوی خانه تصور کرد، اما همسرش بدون حجاب در فرانسه به گردش میرفت. علی شریعتی نماد و تئوریسین اعتراض و تخریب نظم عمومی بود. تمام چیز هایی که علی شریعتی در طول عمرش نفی میکرد در زندگی شخصی اش نمود کامل داشت.
علی شریعتی یکی از موفق ترین تئوریسین های قرن معاصر است. چراکه تمام تلاش هایش نتیجه داد و امروزه کارنامه علی شریعتی را بصورت زنده میتوان در جامعه ایران مشاهده کرد.

©️ رسانه پارسی

◽️@utfinance◽️
👏45👍106👎4
Forwarded from مرتضی کاظمی
آیا شریعتی «شیاد» نبود؟

📝مرتضی کاظمی

هر کسی تجربه‌ای شخصی از مواجهه با آثار علی شریعتی دارد. این نوشته، تجربه شخصی من است. از نظر من، علی شریعتی یک «شیاد» بود. منظورم از شیاد کسی است که برای پیشبرد یک هدفِ سیاسی و ایدئولوژیک؛ تاریخ، دین یا واقعیت را به گونه‌ای بازسازی کند که مخاطب به نتیجه‌ای برسد که با شواهد تاریخی سازگار نیست. با این تعریف، من علی شریعتی را یک شیاد می‌دانم.

مطالعه کتاب‌های شریعتی در نوجوانی و پیش از بیست‌سالگی برایم بسیار جذاب بود. از حدود بیست‌سالگی به تدریج نسبت به روایت‌های او تردید کردم و پس از سی‌سالگی به این نتیجه رسیدم که بخش مهمی از پروژه فکری او بر بازخوانی ایدئولوژیک و، از نظر من، تحریف تاریخ و اسلام برای ساختن یک ایدئولوژی سوسیالیستی استوار بوده است.

فاطمه، فاطمه است

این کتاب برای نسل من جذاب بود، اما امروز معتقدم شریعتی تصویری آرمانی و غیرتاریخی از فاطمه ارائه می‌کند؛ تصویری که بیش از آنکه بر پژوهش تاریخی استوار باشد، در خدمت یک پروژه ایدئولوژیک است.

ابوذر؛ سوسیالیست مسلمان

شریعتی ابوذر را به گونه‌ای معرفی می‌کند که گویی یک سوسیالیست قرن بیستمی بوده است. از نظر من، این نه یک پژوهش تاریخی، بلکه تلاشی برای پیوند زدن اسلام با سوسیالیسم است.

اسلام سوسیالیستی

شریعتی در مجموعه آثار «اسلام‌شناسی» تصویری از اسلام ارائه می‌دهد که به نظر من عمیقاً تحت تأثیر ادبیات سوسیالیستی و انقلابی قرن بیستم است. اسلامی که او معرفی می‌کند، بیش از آنکه اسلام تاریخی باشد، بازتاب ایدئولوژی مطلوب خودش است.

شیعه علوی و شیعه صفوی

در این اثر نیز شریعتی روایتی گزینشی و ایدئولوژیک از تاریخ تشیع ارائه می‌کند تا این نتیجه را القا کند که اسلامِ اصیل، ماهیتی سوسیالیستی و انقلابی داشته است.

جمع‌بندی

به نظر من، پروژه اصلی شریعتی این بود که از اسلام و تشیع، یک ایدئولوژی سوسیالیستی برای مبارزه با حکومت محمدرضا شاه بسازد. این پروژه تأثیر عمیقی بر نسل انقلاب ۱۳۵۷ گذاشت و از این منظر، جمهوری اسلامی تا حد زیادی وامدار اندیشه‌های اوست. شریعتی زنده نماند تا ببیند پروژه فکری‌ای که برای بسیج جامعه علیه حکومت پهلوی طراحی کرده بود در نهایت به استقرار حکومت دلخواهش انجامید.

🗓 ششم مرداد ۱۴۰۵

http://t.me/mortezakazemii
👌40👍15👎72
📄 «شیادی معرفتی» و توهمِ سنتز؛ چگونه شریعتی و سروش «احساسِ فهمیدن» را به جای «فهمیدن» فروختند؟

👤 حمید علی‌پور صنوبری

مقدمه: فراتر از دروغگویی؛ شیادی در سطح اپیستمولوژی (شناخت‌شناسی)

نقدهای متداول به #شریعتی و #سروش، معمولاً بر روی «دروغ‌های تاریخی»، «تناقضات اخلاقی» یا «پیامدهای سیاسی» آن‌ها متمرکز است. اما اگر از این منظر عبور کنیم، می‌توان به یک لایه عمیق‌تر و خطرناک‌تر از شیادی آن‌ها رسید: «شیادی معرفتی».
هنر اصلی این دو نفر این نبود که صرفاً دروغ گفتند؛ هنر آن‌ها این بود که مکانیسم «فهمیدن» را در ذهن مخاطب هک کردند و به جای ارائه «دانش»، «احساسِ دانایی» را به او فروختند. آن‌ها بزرگترین تولیدکنندگان «دارونمای معرفتی» (Epistemological Placebo) در تاریخ معاصر ایران بودند.

۱. توهمِ «سنتزِ جادویی» (فست‌فودِ اندیشه)
جامعه ایران در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی (و بعدها در دهه ۷۰) دچار یک گسست معرفتی بود؛ تقابل سنت و تجدد، دین و مدرنیته. راه‌حل علمی برای این تقابل، سال‌ها مطالعه، نقد درونی دین، و فهم عمیق فلسفه غرب و علوم اجتماعی بود.
اما شریعتی و سروش، «شیادی» را در ارائه یک «میان‌بر جادویی» جستند. شریعتی با چسب زدن مارکسیسم به اسلام، و سروش با چسب زدن کانت و هایدگر به عرفان مولانا، توهمی به نام «راه سوم» یا «سنتز عالی» خلق کردند. آن‌ها به مخاطب جوان و بی‌حوصله این پیام را دادند: *«شما نیازی به خواندن هزاران صفحه کتاب و طی کردن مسیر سخت علم ندارید؛ من با چند استعاره و ترکیب کلمات، عصاره همه این‌ها را به شما می‌دهم.»* آن‌ها فست‌فودِ اندیشه را به جای غذای سالم و دیرهضمِ خردورزی فروختند. مخاطب پس از شنیدن سخنرانی‌های شریعتی یا خواندن مقالات سروش، نه اینکه واقعاً «فهمیده» باشد، بلکه «احساس می‌کرد» که فهمیده است. این دقیقاً کارکرد یک دارونما (Placebo) است.

۲. گس‌لایتینگ معرفتی (متهم کردنِ خریدار به جای پاسخگویی)
یکی از ظریف‌ترین تکنیک‌های شیادی این دو نفر، ایجاد یک «مکانیسم دفاعی» در برابر نقد بود. وقتی یک منتقد (مانند دکتر متینی، موسی غنی‌نژاد یا هر اقتصاددان و مورخ دیگری) به آن‌ها ایراد علمی می‌گرفت، آن‌ها به جای پاسخ منطقی، از تکنیک «گس‌لایتینگ معرفتی» استفاده می‌کردند.
شریعتی منتقدان را به «عقل‌گرایی خشک»، «عدم درک ذوق و شهود» و «اسیر تاریخ بودن» متهم می‌کرد (ماجرای عدم اعتقاد به تاریخ). سروش نیز منتقدان را به «فقدان سلیقه عرفانی»، «سطحی‌نگری» و «عدم درک زبان نمادین» متهم می‌سازد.
به عبارت دیگر، آن‌ها محصولِ بی‌کیفیتِ خود را طوری طراحی کرده بودند که اگر کسی از آن سردر نمی‌آورد یا ایراد علمی در آن می‌یافت، تقصیر به گردن «کم‌سواد بودنِ خودِ مخاطب» می‌افتاد. این اوج شیادی است: ایجاد بازاری که در آن، نارضایتی مشتری، نشانه‌ی بی‌ذائقگی او تلقی می‌شود، نه بی‌کیفیتی کالا.

۳. کالایی‌سازیِ «زبان» و تقدس‌بخشی به «ابهام»
شریعتی و سروش دریافتند که در فرهنگ ایرانی-اسلامی، «ابهام» و «ایهام» نشانه‌ی عمق است. آن‌ها از این ویژگی فرهنگی سوءاستفاده کردند. شریعتی با کلماتی مانند «روشنفکر»، «مستضعف»، و «بازگشت به خویشتن» بازی می‌کرد؛ کلماتی که بار عاطفی سنگینی داشتند اما تعریف علمی و دقیق نداشتند. سروش نیز با مفاهیمی مانند «قبض و بسط»، «صورت‌بندی دانش» و «تفرج صنع» همین کار را کرد.
آن‌ها «زبان» را از کارکرد ارتباطی و علمی‌اش تهی کردند و به یک «کالای لوکسِ روشنفکری» تبدیل نمودند. مخاطب با تکرار این کلمات، احساس می‌کرد در حال انجام یک کار عمیقِ فکری است، در حالی که در واقع فقط در حال مصرفِ «کلماتِ مقدسِ بازیافت‌شده» بود. آن‌ها به مخاطب آموختند که چگونه با استفاده از یک دایره لغات خاص، از زیر بارِ استدلالِ منطقی فرار کند و در پناهِ «ابهامِ شاعرانه» پناه بگیرد.

◽️@utfinance◽️

🔻ادامه در پست بعدی
👌27👍12👎21
ادامه:

۴. انگلی عاطفی و سوءاستفاده از «اضطرابِ گذار»
در نهایت، شیادی این دو نفر در سطح روان‌شناختی اجتماعی نیز قابل بررسی است. آن‌ها مانند یک «شارلاتانِ عاطفی» عمل کردند. جامعه ایران در حال گذار بود و دچار اضطراب هویت شده بود. شریعتی و سروش به جای درمان این اضطراب با «پذیرش واقعیت‌های تلخ و تلاش علمی»، به جامعه «مورفینِ ایدئولوژیک» تزریق کردند. آن‌ها از اضطرابِ جوانان ایرانی تغذیه می‌کردند و در ازای آن، به آن‌ها «هویت‌های کاذبِ قهرمانانه» (مثل ابوذر غفاریِ انقلابی) یا «هویت‌های عرفانیِ رهاشده» می‌فروختند. آن‌ها مانند دلالانی بودند که در بازارِ بحران‌زدۀ هویت، کالای بنجلِ خود را به قیمتِ آرمان‌های مقدس به جوانان می‌فروختند.

نتیجه‌گیری: پایانِ توهم
شیادی شریعتی و سروش، تنها در تحریف تاریخ یا ریاکاری شخصی خلاصه نمی‌شود؛ جنایت اصلی آن‌ها «تخریب زیرساخت‌های شناختی» در ایران بود. آن‌ها به یک نسل آموختند که چگونه می‌توان بدون خواندن، فهمید؛ بدون استدلال، یقین داشت؛ و بدون مواجهه با واقعیت، در توهمِ سنتزهای جادویی زندگی کرد. امروز، فروپاشی اقتصادی و فرهنگی ایران، تا حد زیادی مدیونِ همین «احساسِ کاذبِ فهمیدن» است که این دو شارلاتانِ معرفتی، دهه‌ها در رگ‌های اندیشه این سرزمین تزریق کردند. رهایی از این وضعیت، نه با نقدِ تاریخیِ صرف، بلکه با «سم‌زدایی معرفتی» و بازگشت به سخت‌گیری‌های علمی، منطقِ خشک، و پذیرش واقعیت‌های بدون روتوش ممکن خواهد شد.

◽️@utfinance◽️
👌27👍10👎3
🖥 شیاد، مانند عبدالکریم سروش

👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی

عبدالکریم سروش در نامه ای خطاب به دکتر غنی نژاد با لحن بسیار گستاخانه ای دکتر غنی نژاد را تهدید به دوختن دهان با نخ و سوزن کردند.
عبدالکریم سروش در مریلند آمریکا زندگی میکند و بدون تحمل هیچ کدام از مشکلات زندگی در ایران پس از گذشت ۴۹ سال از مرگ علی شریعتی بر اثر اوردوز مصرف الکل خود را ملزم میداند از گوشه ای از دنیا برای کسانی که بر پدر تفکر معنوی اش نقد وارد میکنند خط و نشان بکشد. در نامه عبدالکریم سروش چیزی جز توهین و تهدید نیست. کاش انسان ها بدانند چه زمان باید ساکت شوند و مهر بر دهان بزنند!

◽️@utfinance◽️

#شیاد
#سروش
#موسی_غنی‌نژاد
#عبدالکریم_سروش
#علی_شریعتی
#شریعتی
👏40👍7👎43👌1
👤 محمد طبیبیان:

دوستی این مطلب را فرستاده‌اند، آقای سروش به دفاع از شریعتی به هتاکی به دکتر غنی نژاد پرداخته.

ایشان در نقد آنچه اهانت به شریعتی دانسته‌اند، باب اهانت را از اول مرقومه خود باز کرده‌اند. گویی حق اهانت و پرخاش ادیبانه با شعر و جمله پردازی، حق ایشان است و لاغیر.
«ناشسته روی ناسزا گو»، این گرفتاری ما بوده، از جانب روشنفکران ایدئولوگ انقلاب.
این سطح اندیشه ورزی اما در هتاکی! حقیقتا به سطوح عالی دست یافته‌اند.

◽️@utfinance◽️
👏47👍5👎5🤬42
Forwarded from مرتضی کاظمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ویدئو | دولتِ بنزین‌فروش

مرتضی کاظمی

این روزها، حتی در میانه جنگ و هم‌زمان با افزایش نارضایتی‌های سیاسی و اجتماعی، همچنان بحث افزایش قیمت بنزین مطرح می‌شود.

این ویدئوی ۱۸ دقیقه‌ای که بالای این کپشن مشاهده می‌کنید بخشی از یک همایش است که در ماه آذر ۱۴۰۴ برگزار شده . در این سخنرانی که در چارچوب ایده‌های آقای
Anders Aslund
تنظیم شده توضیح داده‌ام چرا جمهوری‌اسلامی در مسئله بنزین به یک بن‌بست سیاست‌گذاری رسیده و چرا راهکارهایی مانند افزایش‌ قیمت‌های مقطعی یا ایده‌هایی نظیر «بنزین شهروندی» نمی‌تواند این مشکل را حل کنند.

استدلال من این است که مسئله اصلی، قیمتِ بنزین نیست؛ بلکه مساله سیستمِ "افزایش‌دهنده قیمت" و از جنس اقتصاد سیاسی و در واقع مساله اصلی، خودِ «دولتِ بنزین‌فروش» است. مردم به این سیستم، بی‌اعتماد هستند.

پیش‌تر نیز در قالب یک پرونده شامل هشت یادداشت، این موضوع را با جزئیات بیشتری بررسی کرده‌ام.

📄 پرونده دولتِ بنزین‌فروش

📊 اسلایدها

🎥 لینک ویدیوی کامل میزگرد

تا وقتی رابطه حکومت و مردم درست نشود؛ مسائل اقتصادی، در بن‌بستِ سیاست‌گذاری باقی خواهند ماند.

🗓 ۷ مرداد ۱۴۰۵

http://t.me/mortezakazemii
👍96
👌61🔥1
📄 بسترسازی برای ایدئولوژی چپ اسلامی-انقلابی

✍🏻 کانال «راست»

علی شریعتی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فکری قبل از انقلاب ۱۳۵۷ است؛ که با ترکیبی از سوسیالیسم، ضدیت با غرب و بازتفسیر ایدئولوژیک تشیع یک فضای فکری را، هم برای انقلاب و هم برای بعد از انقلاب بسترسازی کرد. بطوری که هنوز که هنوزه بعضی از اساتید دانشگاه‌های طراز ایران، با افتخار از خاطرات دوران پامنبری شریعتی می‌گویند.

توجیه دیکتاتوری

با نفی دموکراسی‌لیبرال و صندوق رأی به بهانه اینکه «توده‌ها ناآگاه» هستند، یک ایده‌ای را مطرح کرد بنام «رهبری مکتبی» (یا دموکراسی متعهد که وام گرفته از ژان پل سارتر و ژان برک است). این ایده‌، راه را برای یک حکومت ایدئولوژیک باز می‌کرد. رهبری مکتبی به این اشاره دارد که تا زمانی که توده‌ها به بلوغ و آگاهی نرسند، یک «رهبر» (امام) حق دارد جامعه را تا رسیدن به «تکامل» هدایت کند و در این راه، نه حاکمیت قانون شناخته می‌شود نه حقوق فردی. (ولایت ایدئولوژیک)

دین توحیدی=دین انقلابی

اگر روح‌الله خمینی معمار عملیاتی جمهوری اسلامی بود، شریعتی معمار فکری آن بود؛ وی پرچم‌دار تبدیل دین از یک باور شخصی به یک ایدئولوژی تمام‌عیار سیاسی و انقلابی به شمار می‌رفت.
شریعتی در کتاب «مذهب علیه مذهب» تعریفی از دین توحیدی ارائه می‌دهد که اگر واژه دین و مذهب را از آن تعریف حذف کنیم، گمان می‌کنیم که مارکس آن متن را نوشته:
«از خصوصیات دین توحیدی حالت هجوم و انقلابی اوست [...] انقلابی یعنی چه؟ دین انقلابی به فرد یعنی بفردیکه بآن معتقد است و در مکتب این دین تربیت میشود _نسبت بزندگی و نسبت بهمه وجوه زندگی مادی و معنوی و اجتماعی یک بینش انتقادی میدهد و یک رسالت و مسئولیت برای دگرگون کردن و تغییر دادن و نابود کردن آنچه را که نمی‌پسندد و باطل میداند و جانشین کردن آنچه را که حق میداند و حق میشناسد.»

یازده صفحه بعد از نقل قول بالا، می‌گوید:
«اینرا بروشنفکران بآنهائیکه همیشه میپرسند که تو بنام یک روشنفکر چگونه اینهمه بدین تکیه میکنی؟ میگویم که من اگر از دین سخن میگویم، از دینی سخن میگویم که در گذشته تحقق داشته و در جامعه حکومت میکرده. بلکه از دینی سخن میگویم که هدفش از بین بردن دینی بوده که در طول تاریخ بر جامعه ها حکومت داشته، از آن دینی سخن میگویم که پیامبرانش برای نابودی اشکال گوناگون دین شرک قیام کردند و در هیچ زمانی بطور کامل، از نظر جامعه و زندگی اجتماعی مردم، آن دین توحید تحقق پیدا نکرده، بلکه مسئولیت ما این است که برای تحقق آن دین توحید آنچنانکه بوسیله پیامبران توحید اعلام شده در جامعه بشری جانشین ادیان تخدیری و توجیهی شرک بشود. بنابراین تکیه ما بدین، بازگشت بگذشته نیست بلکه ادامه راه تاریخ است.»¹


فرهنگ شهادت‌طلبی

از دست‌پخت‌های شریعتی، بازتعریف ایثار و شهادت از یک امر اخروی و معنوی به ابزارهایی ایدئولوژیک، حماسی و شورانگیز برای مبارزه سیاسی بود. در کتاب «حسین وارث آدم» (سخنرانی‌های سال 1349 و 1350 در حسینیه ارشاد) شهادت و مرگ آگاهانه در راه هدف را نه یک «ضایعه»، بلکه یک «انتخاب عقلانی-انقلابی» و والاترین تجلی زیست انسانی تصویر کرد. و با جمله معروفش: «شهادت دعوت به همه عصرها و همه نسل‌هاست که: اگر می‌توانی بمیران (جهاد) و اگر نمی‌توانی بمیر (شهادت)» مرگ انقلابی را به یک اصالت و فضیلت مطلق بدل ساخت.
---
۱. کتاب «مذهب علیه مذهب» سال چاپ: ۱۳۵۶/۶/۱۷
------
@RastMag | راست

◽️@utfinance◽️
👍192👎1
📄 آقای سروش! فیلسوفان نباید وارد سیاست بشوند

👤 ابراهیم نبوی
18 اسفند 1397

#بازنشر

جناب آقای دکتر سروش!

هفته گذشته خواندم که گفته‌اید: «آیت الله #خمینی باسوادترین رهبر این کشور بوده تا کنون. هیچ کس از لحاظ علمی به او نمی‌رسید. فقیه بود و عرفان و فلسفه خوانده بود.». وقتی این کلمات را خواندم به یاد عزیزی افتادم که همیشه به من می‌گفت: فیلسوفان وقتی وارد سیاست می‌شوند، خرابکاری می‌کنند.

در واقع نخواستم از خودم تعریف کنم، عزیزی در کار نبود. فیلسوفان وقتی وارد سیاست می‌شوند، چیزهایی را توجیه می‌کنند و حرف‌هایی می‌زنند که نه حاوی حقیقت است و نه مفید. خدایی شما وقتی داشتید این حرف‌ها را می‌زدید به اندازه کافی فکر کردید یا می‌خواستید روی کسی را کم کنید؟ هرچه می‌خوانم به نظرم حرف‌تان معقول نمی‌آید. فرض کنید حرف شما درست باشد و آقای خمینی باسوادترین رهبر این مملکت از هخامنشیان تا امروز باشد، از این حرف چه نتیجه‌ای می‌شود گرفت؟ جز اینکه به این نتیجه برسیم که هر چه رهبر کشور باسواد تر باشد، کشور مزخرف‌تر و فاسدتر و عقب مانده‌تر می‌شود؟

آقای #سروش!

اگر همه حرف در همین حد خلاصه شده بود، قابل تحمل بود، ولی وقتی فرمودید که «آقای خمینی از نظر حکومت‌داری بی‌نظیر بود» همه چیز فرق کرد. در واقع شما هم خمینی را باسواد می‌دانید و هم حکومت‌داری او را تایید می‌کنید. نتیجه می‌گیریم که حتما وضع امروز را هم بهتر از زمان آن مرحوم می‌دانید؟ آیا فراموش کرده‌اید ایران امروز چیست و ایران قبل از انقلاب چه بود؟

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️

#ابراهیم_نبوی
12👍6👏2
📄 دباغ علم و قصاب دانشگاه

👤 مجتبی اسکندری

۱. شنیده شده که دباغ (پوست کن) علم و قصاب دانشگاه، آن زاده شده در زایشگاه، آن اصلاح شده در آرایشگاه، گاه را مناسب دیده تا با سجعیات عرفونی خود که فرآورده تخدیری دود بیش از حد است و به مصرف تخمیری عده‌ای معدود می‌رسد، در دفاع از #شریعتی علم برداشته و یکی از منتقدان شریعتی را تهدید به دوختن دهان کرده!

روزگاری را به یاد می‌آورم که سخنرانی‌های قصاب یادشده تلفات میداد و نئومنبری‌ها و نومؤمنان نواندیشی دینی‌اش، از سر و کول یکدیگر بالا می‌رفتند و اکنون می‌بینم که کسی تره هم برای ترهات استاد خرد نمی‌کند.

این کوه تفتان روغن فکری دینی (روغن ۱۰۰ گیاهی با اسید چرب ترانس فشار قوی)، آنچنان در تفت دادن عرفونیات مغروق است که نمی‌داند جامعه تا چه اندازه از روی نعش سیاسی و ایدئولوژیک او و امثال شریعتی گذشته است و دیگر امکان رنگ کردن مگس سرکه و فروختن آن به قیمت زنبور عسل گذشته است.

۲. او که به تاسی از مائو تسه تنگ در دانشگاه، انقلاب فرهنگی به پا کرد و علم را به مسلخ ایدئولوژی برد، تا روز برگزاری دادگاه، فاقد صلاحیت‌ترین تنابنده روی زمین است که می‌تواند خود را شاقول ارزش گذاری نظرات افراد بداند و درباره مفاهیم علمی نظری داشته باشد. اما از آنجا که استاد هماره از شارلاتانیسم خود پاداش یافته و از شورای انقلاب فرهنگی با حکم خمینی تا کسب کرسی استادی تا پرینستون، از جفنگ سود برده، اکنون نیز میدان را برای تاختن به دیگران فراخ می‌بیند و گوی ایدئولوژی را آماده اصابت ضربه چوگان یافته، بی‌تردید به کاکتوس مالیده است. عمری با پوپربازی و ابطال‌گرایی و سرقت ایده‌های نصر حامد ابوزید، زیدآبادی‌های پرشمار به دامن پرورید و ورپرید!

۳. دهان دریده ای چون او که دیگران را با عباراتی چون کرکسان جیفه خوار و خفاشکان نورستیز (منتقدان زیدآبادی) خطاب می‌کند، بایسته است تا خود را به متخصصان علم النفس و سايکالوجی نشان دهد تا پس از ور رفتن با او در جلساتی چند و شنیدن اراجیف مسجعش، برایش مقادیری قرص جهت بلع و شیاف جهت اماله تجویز کنند که در آستانه پیری کمتر پاچه دیگران را با دندان‌های مصنوعی خود بگیرد. هر چند که می‌شود پیشاپیش جلسه اتاق درمانش را هم مدل سازی کرد و دید که پس از پرخاش به درمانگرش چنین می‌خواند:

چون که سرکه سرکه‌گی افزون کند
پس شکر را واجب افزونی بود

و انتظار هم دارد که تراپیست مربوطه او را به بوته نقد نبرد و سرکه‌گی استاد را به سکنجبینی خودش ببخشد و آمپول تجویز نکند و درمان با زنجیر نیز هم!

۴. اگر در روزگار کهن می‌زیست نگاشته‌هایش را در دسته شطحیات می کتگوریدند و سخنرانی هایش در دسته بلغور و طامات!
لیکن دست خدا و دعای خیر پدر و مادر و رانت حکومت و رسانه‌های پرشمار و لابی‌های کرسی ستانی چون نایاک و ریکامندیشن‌نویسانی چون سیدحسین نصر، هوایش را دارند و اجازه نمی‌دهند که لاطائلات حجیم و فرآوری شده استاد به سبب آزمون‌های علمی مرسوم در کتب روش تحقیق، مورد ارزیابی علمی واقع شوند و همچنان استاد ذی کرسی (شعر) در پرینستون، آنچنان نالجی به فضا می پراکند که هیچ ساینسی را یارای ارزیابی اشعارش نباشد.

هر چند که روزگاری‌ست تلخ تر از زهر اما خنک نسیمی کز کوی دلبر آید، تندبادی خواهد بود که امثال او را به توفان فراموش می‌سپارد و چه دردی از این بدتر، برای او که همواره می‌خواهد خود را در چشم خلق فرو کند!

◽️ پی‌نوشت:
دوستی تذکر داد که #سروش و #نصر با هم دشمن‌اند. البته که این جانب هم روزگاری دعواهای ظاهری نظری و باطنا آخوندی این افراد رو دنبال می‌کردم اما به تحقیق خدمت تون عرض میکنم عبدالکریم سروش در بیژن عبدالکریمی بودن، از سید حسین نصر هم رحیم‌پور ازغدی‌تر هست! تفاوتی میان شغال، کایوت، کفتار هم وجود دارد اما در یک چیز مشترک‌اند!

◽️@utfinance◽️
130👌17👎7🤬21🔥1
🔷 بخش‌هایی از نگاه شعبه ایران ِ اخوان المسلمین (علی شریعتی) به تاریخ ایران در کتاب "تشیع علوی، تشیع صفوی"

@tarikh_eghtesaad1
🤬14👍3
📕 معرفی کتاب

روشنفکر مسلح
پژوهشی انتقادی در اندیشه سیاسی علی شریعتی

👤 محمد قوچانی

◽️@utfinance◽️
👌26👎7👍1
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻علی شریعتی؛ ایدئولوگ اقتصاد دستوری و دولت‌سالاری | شریعتی چگونه از «تحلیل طبقاتی مارکسیستی» به «جهت‌گیری طبقاتی اسلام» رسید؟

🔹علی شریعتی بی‌تردید یکی از تأثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران است؛با این حال، اهمیت تاریخی او نباید مانع از نقد مبانی فکری‌اش شود

🔹بسیاری از ایده‌هایی که شریعتی درباره اقتصاد، مالکیت، دین مطرح کرد، نه‌تنها محل مناقشه نظری‌اند، بلکه به باور منتقدانی مثل موسی غنی‌نژاد، در شکل‌گیری نوعی نگاه دولت‌محور، ضدبازار و ایدئولوژیک به سیاست و اقتصاد ایران نیز نقش داشته‌اند

🔹یکی از اساسی‌ترین نقد‌ها به شریعتی، غرق شدن کامل او در ادبیات و رتوریک مارکسیستی است

🔹شریعتی متوجه نبود که اقتصاد دستوری و نفی بازار آزاد که او و همفکرانش تحت نام اقتصاد توحیدی ترویج می‌کردند، مستقیماً به فقر عمومی منجر می‌شود

🔹شریعتی هر پدیده‌ای که به زعم او بد بود را به گردن سرمایه‌داری، بازار و بورژوازی می‌انداخت، او با شعارهای پرشور خود، نسلی را تربیت کرد که گمان می‌کردند راه رسیدن به جامعه‌ای اخلاقی و توحیدی، از مسیر ستیز دائمی با جهان می‌گذرد

⬅️ گزارش کامل

بله | وبسایت | اینستاگرام

@EghtesadNews_com
👍22👎21
🔷 هشدار مهم جنبش مسلمانان مبارز که توسط مقامات جمهوری اسلامی جدی گرفته نشد!

🔹روزنامه امت، وابسته به حبیب‌ا... پیمان و جنبش مسلمانان مبارز و جریان ملی/مذهبی در سال ۱۳۵۸ نسبت به خطر کامپیوتر و وابستگی‌های دوران آریامهری، هشدار داده بود!

🔹 شاید اگر مسئولان جمهوری اسلامی در همان سال ۱۳۵۸ هشدار دموکراسی‌خواهانه‌ی جنبش مسلمانان مبارز را جدی گرفته بودند و از ورود کامپیوتر به ایران جلوگیری می‌کردند امروز شاهد معضل اینترنت و پیامدهای آن و فیلترینگ نبودند!


@tarikh_eghtesaad1
🤬38👍53😢3👎1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اقتصاد چین؛ معجزه‌ای که به بن‌بست رسید یا قدرتی که جهان را تغییر می‌دهد؟

🔗 YOUTUBE

©️اکونومی پلیطیک

👤 امیرحسین خالقی
👤 مصطفی صادق
👤 علی رضاپور

چین چگونه از یکی از فقیرترین کشورهای جهان به بزرگ‌ترین قدرت تولیدی دنیا تبدیل شد؟ و چرا امروز رشد اقتصادی این کشور دیگر مانند گذشته نیست؟

در این قسمت از اکونومی پلیطیک از «قرن تحقیر» و اصلاحات اقتصادی چین آغاز می‌کنیم و سپس به مهم‌ترین چالش‌های امروز این کشور می‌پردازیم؛ از مصرف پایین خانوار، وابستگی به سرمایه‌گذاری و صادرات، تا جنگ تجاری با آمریکا، تعرفه‌ها، عناصر کمیاب، هوش مصنوعی، کریدورهای اقتصادی و این پرسش که آیا مدل توسعه چین برای ایران و سایر کشورها قابل تکرار است یا خیر.

در پایان نیز مهم‌ترین پیامدهای این تحولات را برای سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران جمع‌بندی می‌کنیم.

◽️@utfinance◽️
4👍3🤬1
◽️ سوسیالیست‌های خداپرست

سوسیالیست‌های مسلمان چه کسانی بودند؟


◽️@utfinance◽️
🤬12👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به جدال لفظی موسی غنی‌نژاد و عبدالکریم سروش درباره علی شریعتی

بار دیگر بحث درباره ریشه‌های فکری انقلاب ۵۷ و پیامدهای آن را در شبکه‌های اجتماعی داغ شده است. کاربران با واکنش به این مناظره، میراث فکری انقلاب و تاثیر آن بر تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را به بحث گذاشته‌اند.

👤 عادله بورنگ، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، از واکنش کاربران می‌گوید

◽️@utfinance◽️
👌9👎53👍2🤬1