📄 چرا پیامد «جنبش وُکیسم»، برآمدن «راستگراییِ ضدِ مهاجرت» بود؟
وقتی یک فرد «نسبیگرا» ادعا میکند که جنبههایی از حقیقت نزد دیدگاههای مختلف یافت میشود پس در نتیجه «هر عقیدهای محترم است»، در نگاه اول ممکن است جذاب، آزاداندیشانه و حتی دموکراتیک به نظر برسد. وقتی میگوییم «هر کسی #حقیقت خودش را دارد»، گویی به همه انسانها و فرهنگها احترام گذاشتهایم و از تحمیل عقاید خود بر دیگران جلوگیری کردهایم. اما این تنها یک سراب فریبنده است.
تصور کنید در شهری زندگی میکنید که در آن هیچ ترازویی برای وزن کردن وجود ندارد، هیچ خطکشی برای اندازهگیری طول ساخته نشده است و هیچ ساعتی زمان را نشان نمیدهد.
در چنین شهری، اگر کسی ادعا کند که یک سنگ ده کیلویی از یک پر کاه سبکتر است، شما هیچ ابزار عینی و قاطعی برای رد کردن حرف او ندارید. اگر کسی بگوید که فاصله چند قدمی تا خیابان بعدی صد کیلومتر است، باز هم نمیتوانید با اطمینان او را دروغگو بنامید، زیرا معیار مشترکی برای سنجش حقیقت وجود ندارد. این شهر خیالی، تصویر دقیقی از جهانی است که فلسفههایی مانند «#نسبیگرایی» و «#پستمدرنیسم» تلاش میکنند در ذهن ما بسازند؛ جهانی که در آن حقیقت عینی، واقعیت ملموس و معیارهای مشترک انسانی انکار میشوند و همهچیز به زاویه دید، سلیقه و ویژگیهای شخصی یا گروهی تقلیل مییابد.
جنبش «پستمدرنیسم» که در نیمه دوم قرن بیستم در غرب و به ویژه در فرانسه شکل گرفت، ایده نسبیگرایی را بسط داد و به یک مکتب فکری پیچیده تبدیل کرد.
متفکران پستمدرن ادعا کردند که تمام دستاوردهای بشر در دوران روشنگری، از جمله علم، عقلانیت، حقوق بشر و دموکراسی، تنها «روایتهایی کلان» هستند که برای تسلط بر دیگران ساخته شدهاند. آنها معتقدند که عقل انسان نمیتواند جهان را آنگونه که هست بشناسد و هر آنچه ما «حقیقت» مینامیم، در واقع ساخته و پرداخته قدرتها و ساختارهای زبانی است. در این دیدگاه، علم پزشکی با خرافات باستانی هیچ تفاوت ماهوی ندارد، زیرا هر دو تنها روایتهایی متفاوت از جهان هستند و هیچکدام بر دیگری برتری ندارند.
#میشل_فوکو متفکر پستمدرن و پساساختارگرا معتقد بود که پزشکی مدرن بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه یک «علم» باشد، یک ساختار سیاسی و اجتماعی برای کنترل بدنهاست. فوکو تأکید داشت تفاوتی که ما امروز میان طب علمی و خرافات قائل میشویم، یک تفاوت معرفتشناختیِ محض نیست؛ بلکه حاصل پیروزی یک ساختار قدرت است که توانسته رقبای خود (مانند طب سنتی) را به حاشیه براند و خود را به عنوان تنها حقیقت مطلق جا بزند.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم و شکست عملی ایدئولوژی #مارکسیسم در جهان، انتظار میرفت که #روشنفکران_چپ در ایران (مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان) به یک بازنگری عمیق در افکار خود بپردازند، به اشتباهات تاریخی خود اعتراف کنند و به سوی ارزشهای عقلانی، دموکراتیک و حقوق بشری حرکت کنند. اما در کمال تعجب، بخش بزرگی از این جریان به جای پذیرش شکست و بازگشت به خردگرایی، به آغوش «پستمدرنیسم» پناه بردند.
این انتقال، یکی از عجیبترین و در عین حال مخربترین پدیدههای فکری در ایران معاصر است. روشنفکر سرخورده چپ، که حالا اسطورهی ایدئولوژیک خود (مارکسیسم) را از دست داده بود، تصمیم گرفت کل بازی را برهم بزند. استدلال ناخودآگاه آنها این بود: حالا که ایدئولوژی ما حقیقت مطلق نیست، پس اصلاً هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد! حالا که آرمانشهر ما شکست خورده است، پس تمام دستاوردهای بشریت، از جمله علم، حقوق جهانشمول و عقلانیت، دروغ و توهم است!
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
وقتی یک فرد «نسبیگرا» ادعا میکند که جنبههایی از حقیقت نزد دیدگاههای مختلف یافت میشود پس در نتیجه «هر عقیدهای محترم است»، در نگاه اول ممکن است جذاب، آزاداندیشانه و حتی دموکراتیک به نظر برسد. وقتی میگوییم «هر کسی #حقیقت خودش را دارد»، گویی به همه انسانها و فرهنگها احترام گذاشتهایم و از تحمیل عقاید خود بر دیگران جلوگیری کردهایم. اما این تنها یک سراب فریبنده است.
تصور کنید در شهری زندگی میکنید که در آن هیچ ترازویی برای وزن کردن وجود ندارد، هیچ خطکشی برای اندازهگیری طول ساخته نشده است و هیچ ساعتی زمان را نشان نمیدهد.
در چنین شهری، اگر کسی ادعا کند که یک سنگ ده کیلویی از یک پر کاه سبکتر است، شما هیچ ابزار عینی و قاطعی برای رد کردن حرف او ندارید. اگر کسی بگوید که فاصله چند قدمی تا خیابان بعدی صد کیلومتر است، باز هم نمیتوانید با اطمینان او را دروغگو بنامید، زیرا معیار مشترکی برای سنجش حقیقت وجود ندارد. این شهر خیالی، تصویر دقیقی از جهانی است که فلسفههایی مانند «#نسبیگرایی» و «#پستمدرنیسم» تلاش میکنند در ذهن ما بسازند؛ جهانی که در آن حقیقت عینی، واقعیت ملموس و معیارهای مشترک انسانی انکار میشوند و همهچیز به زاویه دید، سلیقه و ویژگیهای شخصی یا گروهی تقلیل مییابد.
جنبش «پستمدرنیسم» که در نیمه دوم قرن بیستم در غرب و به ویژه در فرانسه شکل گرفت، ایده نسبیگرایی را بسط داد و به یک مکتب فکری پیچیده تبدیل کرد.
متفکران پستمدرن ادعا کردند که تمام دستاوردهای بشر در دوران روشنگری، از جمله علم، عقلانیت، حقوق بشر و دموکراسی، تنها «روایتهایی کلان» هستند که برای تسلط بر دیگران ساخته شدهاند. آنها معتقدند که عقل انسان نمیتواند جهان را آنگونه که هست بشناسد و هر آنچه ما «حقیقت» مینامیم، در واقع ساخته و پرداخته قدرتها و ساختارهای زبانی است. در این دیدگاه، علم پزشکی با خرافات باستانی هیچ تفاوت ماهوی ندارد، زیرا هر دو تنها روایتهایی متفاوت از جهان هستند و هیچکدام بر دیگری برتری ندارند.
#میشل_فوکو متفکر پستمدرن و پساساختارگرا معتقد بود که پزشکی مدرن بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه یک «علم» باشد، یک ساختار سیاسی و اجتماعی برای کنترل بدنهاست. فوکو تأکید داشت تفاوتی که ما امروز میان طب علمی و خرافات قائل میشویم، یک تفاوت معرفتشناختیِ محض نیست؛ بلکه حاصل پیروزی یک ساختار قدرت است که توانسته رقبای خود (مانند طب سنتی) را به حاشیه براند و خود را به عنوان تنها حقیقت مطلق جا بزند.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم و شکست عملی ایدئولوژی #مارکسیسم در جهان، انتظار میرفت که #روشنفکران_چپ در ایران (مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان) به یک بازنگری عمیق در افکار خود بپردازند، به اشتباهات تاریخی خود اعتراف کنند و به سوی ارزشهای عقلانی، دموکراتیک و حقوق بشری حرکت کنند. اما در کمال تعجب، بخش بزرگی از این جریان به جای پذیرش شکست و بازگشت به خردگرایی، به آغوش «پستمدرنیسم» پناه بردند.
این انتقال، یکی از عجیبترین و در عین حال مخربترین پدیدههای فکری در ایران معاصر است. روشنفکر سرخورده چپ، که حالا اسطورهی ایدئولوژیک خود (مارکسیسم) را از دست داده بود، تصمیم گرفت کل بازی را برهم بزند. استدلال ناخودآگاه آنها این بود: حالا که ایدئولوژی ما حقیقت مطلق نیست، پس اصلاً هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد! حالا که آرمانشهر ما شکست خورده است، پس تمام دستاوردهای بشریت، از جمله علم، حقوق جهانشمول و عقلانیت، دروغ و توهم است!
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
روشنفکران چپ و ویران کردن حقیقت؛ از مترجمان پستمدرن تهران تا چپهای «وُک» در لندن و نیویورک | چرا پیامد «جنبش وُکیسم»، برآمدن…
اقتصادنیوز: وقتی یک فرد «نسبیگرا» ادعا میکند که جنبههایی از حقیقت نزد دیدگاههای مختلف یافت میشود پس در نتیجه «هر عقیدهای محترم است»، در نگاه اول ممکن است جذاب، آزاداندیشانه و حتی دموکراتیک به نظر برسد. وقتی میگوییم «هر کسی حقیقت خودش را دارد»، گویی…
👍22❤5👏3
📄 سه ماه سکوت
👤 امیررضا عبدلی
کاری که حالا با اینترنت میکنند با کاری که اجداد وحشیشان هزار و چهارصد سال قبل با کتابخانههای ملل متمدن کردند فرقی ندارد.
حالا بعد از سه ماه دوباره میتوان حرف زد، ولی چیز زیادی برای گفتن نمانده. آرام آرام در نکبت فرو میرویم و نکبت بیصداست. نکته دراماتیکی ندارد. آدمها در خاموشی و سکوت دائماً مقروضتر میشوند، وارفتهتر، نومیدتر، محتاطتر و خاکستریتر. با فراگیرتر شدن نکبت، قشر خاکستری جامعه هر روز گستردهتر میشود و با گذشت زمان از آنچه که بودیم ستمپذیرتر میشویم.
شاید تنها تسکین و تنها قوت قلب این روزها زن و دخترهای بیحجابی هستند که در کوی و برزن میبینم. نمیتوانم تصور کنم که جمهوری اسلامی بتواند بار دیگر آنها را به زندان حجاب بیندازد. این تنها بویی از آزادی است که هنوز از ایران (مستعمره نگونبخت جمهوری اسلامی) به مشام میرسد و جوانه کوچک امید را زنده نگه میدارد.
خامنهای و آدمهایش مردند بی آن که میراثی به جا گذاشته باشند. ولی از زندگیها و رنجها و قدمها و کلمات ما چیزی به یادگار میماند که بالاخره روزی طعم رنگ را به این قشر بدبخت خاکستری میچشاند و میلههای زمخت این زندان را میشکند: سودای آزادی.
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
کاری که حالا با اینترنت میکنند با کاری که اجداد وحشیشان هزار و چهارصد سال قبل با کتابخانههای ملل متمدن کردند فرقی ندارد.
حالا بعد از سه ماه دوباره میتوان حرف زد، ولی چیز زیادی برای گفتن نمانده. آرام آرام در نکبت فرو میرویم و نکبت بیصداست. نکته دراماتیکی ندارد. آدمها در خاموشی و سکوت دائماً مقروضتر میشوند، وارفتهتر، نومیدتر، محتاطتر و خاکستریتر. با فراگیرتر شدن نکبت، قشر خاکستری جامعه هر روز گستردهتر میشود و با گذشت زمان از آنچه که بودیم ستمپذیرتر میشویم.
شاید تنها تسکین و تنها قوت قلب این روزها زن و دخترهای بیحجابی هستند که در کوی و برزن میبینم. نمیتوانم تصور کنم که جمهوری اسلامی بتواند بار دیگر آنها را به زندان حجاب بیندازد. این تنها بویی از آزادی است که هنوز از ایران (مستعمره نگونبخت جمهوری اسلامی) به مشام میرسد و جوانه کوچک امید را زنده نگه میدارد.
خامنهای و آدمهایش مردند بی آن که میراثی به جا گذاشته باشند. ولی از زندگیها و رنجها و قدمها و کلمات ما چیزی به یادگار میماند که بالاخره روزی طعم رنگ را به این قشر بدبخت خاکستری میچشاند و میلههای زمخت این زندان را میشکند: سودای آزادی.
◽️@utfinance◽️
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
❤30💔9👎5👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 قیمتگذاری دستوری؛ مهربانی با پول دیگران
👤 مصطفی ترنجی
هر بار که یک بحران اقتصادی شکل میگیرد، دولت ناگهان در نقش «قهرمان کنترل قیمتها» ظاهر میشود. خودرو گران شده؟ میگوید خودروساز حق افزایش قیمت ندارد. اجارهها بالا رفته؟ سقف ۲۵ درصدی تعیین میکند. کالاها گران شدهاند؟ قیمتگذاری دستوری شروع میشود.
اما یک سؤال ساده همیشه بیپاسخ میماند: این مهربانی دقیقاً از جیب چه کسی خرج میشود؟
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که مرز میان «حمایت» و «پنهان کردن هزینه» مشخص میشود.
◽️@utfinance◽️
👤 مصطفی ترنجی
هر بار که یک بحران اقتصادی شکل میگیرد، دولت ناگهان در نقش «قهرمان کنترل قیمتها» ظاهر میشود. خودرو گران شده؟ میگوید خودروساز حق افزایش قیمت ندارد. اجارهها بالا رفته؟ سقف ۲۵ درصدی تعیین میکند. کالاها گران شدهاند؟ قیمتگذاری دستوری شروع میشود.
اما یک سؤال ساده همیشه بیپاسخ میماند: این مهربانی دقیقاً از جیب چه کسی خرج میشود؟
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که مرز میان «حمایت» و «پنهان کردن هزینه» مشخص میشود.
◽️@utfinance◽️
❤9👌4👍1
📄 روشنفکران چپ و ویران کردن حقیقت؛ از مترجمان پستمدرن تهران تا چپهای «وُک» در لندن و نیویورک
«وُکیسم» یا «بیدارشدگی» در واقع فرزند خلف و تکاملیافته پستمدرنیسم و نسبیگرایی قرن بیستم است که حالا با زبانی جدید و در لباسی اخلاقگرایانه، جامعه غربی را به سوی یک ازهمگسیختگی عمیق هدایت میکند.
شگفتی و تراژدی بزرگ تاریخ معاصر در این است که چطور جریانی که با شعار دفاع از مظلومان، اقلیتها و ایجاد برابری آغاز شد، امروز به بزرگترین کارخانه تولید نفرت، تفرقه و استبداد فکری تبدیل شده و آنچنان در این راه افراط کرده است که واکنش جوامع غربی روی آوردن به تندروترین احزاب ضد مهاجرت است.
جنبش #وکیسم برخلاف ادعایش مبنی بر بیداری در برابر بیعدالتی، بر پایه تفکری بنا شده که جامعه را نه مجموعهای از شهروندان مستقل با حقوق برابر، بلکه میدان جنگی ابدی میان گروههای مختلف هویتی میبیند. در واقع ووکیسم همان نبرد طبقاتی را این بار در میان گروهها و اقلیتهای قومی، نژادی، زبانی و جنسیتی دنبال میکند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
«وُکیسم» یا «بیدارشدگی» در واقع فرزند خلف و تکاملیافته پستمدرنیسم و نسبیگرایی قرن بیستم است که حالا با زبانی جدید و در لباسی اخلاقگرایانه، جامعه غربی را به سوی یک ازهمگسیختگی عمیق هدایت میکند.
شگفتی و تراژدی بزرگ تاریخ معاصر در این است که چطور جریانی که با شعار دفاع از مظلومان، اقلیتها و ایجاد برابری آغاز شد، امروز به بزرگترین کارخانه تولید نفرت، تفرقه و استبداد فکری تبدیل شده و آنچنان در این راه افراط کرده است که واکنش جوامع غربی روی آوردن به تندروترین احزاب ضد مهاجرت است.
جنبش #وکیسم برخلاف ادعایش مبنی بر بیداری در برابر بیعدالتی، بر پایه تفکری بنا شده که جامعه را نه مجموعهای از شهروندان مستقل با حقوق برابر، بلکه میدان جنگی ابدی میان گروههای مختلف هویتی میبیند. در واقع ووکیسم همان نبرد طبقاتی را این بار در میان گروهها و اقلیتهای قومی، نژادی، زبانی و جنسیتی دنبال میکند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👍23❤5👏5👎2
📄 حال غایب
👤 امیررضا عبدلی
چند سال پیش یک بار یک ویراستار محترم به اصطلاح «در حال حاضر» ایراد گرفت و گفت این حشو است. مگر حال غیر حاضر هم داریم؟! بهتر است به جایش بگوییم حالا یا اکنون یا هماکنون یا چیزی مثل اینها.
پریروزها داشتم با خودم فکر میکردم که اتفاقا در مواقعی مثل حالا ما دقیقاً داریم در حال غایب زندگی میکنیم. چون مهمترین اطلاعاتی را که مربوط به امروز هستند نمیدانیم. نمیدانیم شخص اول مملکت وجود خارجی دارد یا نه. نمیدانیم چه کسی درباره صلح تصمیم میگیرد. نمیدانیم چه تعداد از شاغلان بیکار شدهاند. نمیدانیم این پولهای موسوم به حقیقی که سیلیشان صورت بورس را سرخ نگه میدارد، واقعا از کجا میآیند و به کجا میروند. نمیدانیم چه مقدار سرمایه نابود شده است. نمیدانیم اینترنت تا کی وصل خواهد بود. نمیدانیم کسر بودجه دولت چقدر است و قرار است از کجا تأمین شود. نمیدانیم شکمروش بانک مرکزی در خلق پول شدیدتر خواهد شد یا خفیفتر. تقریباً هیچ چیز نمیدانیم.
خدا آن ویراستار محترم را بیامرزد. هرچه فکر میکنم میبینم «حال» در آن زمانی که او این ایراد را میگرفت خیلی حاضرتر از امروز بود.
یکی از مشکلات لاینحل اقتصادهای دستوری و فرمایشی همین است که اطلاعات لازم و حیاتی برای زندگی و کسب و کار امروز تا زمانی که نسوزند و بیاهمیت نشوند منتشر نخواهند شد. آنهاییمان که زنده بمانیم میتوانیم فرداها این اطلاعات را از کتابها و مقالات تاریخی بخوانیم. و البته آن روز دیگر اهمیتشان در این حد خواهد بود که مثلاً من امروز بدانم در زمان وزارت علی مشرف نفیسی ارزش پوند انگلستان در بازار تهران ۱۱ ریال بوده است یا ۲۴ ریال.
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
چند سال پیش یک بار یک ویراستار محترم به اصطلاح «در حال حاضر» ایراد گرفت و گفت این حشو است. مگر حال غیر حاضر هم داریم؟! بهتر است به جایش بگوییم حالا یا اکنون یا هماکنون یا چیزی مثل اینها.
پریروزها داشتم با خودم فکر میکردم که اتفاقا در مواقعی مثل حالا ما دقیقاً داریم در حال غایب زندگی میکنیم. چون مهمترین اطلاعاتی را که مربوط به امروز هستند نمیدانیم. نمیدانیم شخص اول مملکت وجود خارجی دارد یا نه. نمیدانیم چه کسی درباره صلح تصمیم میگیرد. نمیدانیم چه تعداد از شاغلان بیکار شدهاند. نمیدانیم این پولهای موسوم به حقیقی که سیلیشان صورت بورس را سرخ نگه میدارد، واقعا از کجا میآیند و به کجا میروند. نمیدانیم چه مقدار سرمایه نابود شده است. نمیدانیم اینترنت تا کی وصل خواهد بود. نمیدانیم کسر بودجه دولت چقدر است و قرار است از کجا تأمین شود. نمیدانیم شکمروش بانک مرکزی در خلق پول شدیدتر خواهد شد یا خفیفتر. تقریباً هیچ چیز نمیدانیم.
خدا آن ویراستار محترم را بیامرزد. هرچه فکر میکنم میبینم «حال» در آن زمانی که او این ایراد را میگرفت خیلی حاضرتر از امروز بود.
یکی از مشکلات لاینحل اقتصادهای دستوری و فرمایشی همین است که اطلاعات لازم و حیاتی برای زندگی و کسب و کار امروز تا زمانی که نسوزند و بیاهمیت نشوند منتشر نخواهند شد. آنهاییمان که زنده بمانیم میتوانیم فرداها این اطلاعات را از کتابها و مقالات تاریخی بخوانیم. و البته آن روز دیگر اهمیتشان در این حد خواهد بود که مثلاً من امروز بدانم در زمان وزارت علی مشرف نفیسی ارزش پوند انگلستان در بازار تهران ۱۱ ریال بوده است یا ۲۴ ریال.
◽️@utfinance◽️
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
👍12❤4👏1
📄 چپ نو؛ افسونِ «سیاست هویت» و افیونِ «روشنفکران»
«مارکسیسم فرهنگی» معمولاً به ایدههایی اشاره دارد که ریشه در سنت مارکسیستی دارد، اما بهجای تمرکز مستقیم بر اقتصاد و تولید، حوزه فرهنگ را بهعنوان میدان اصلی نبرد ایدئولوژیک در نظر میگیرد. این نگرش که عمدتاً از میراث نظری #مارکس، #گرامشی و #مکتب_فرانکفورت تغذیه میکند، مدعی است که فرهنگ نه یک پدیده خنثی، بلکه میدان بازتولید سلطه است و باید آن را بهمثابه ابزار کنترل طبقاتی و ایدئولوژیک تحلیل کرد.
منتقدان #مارکسیسم_فرهنگی، این نحوه از تحلیل فرهنگی را نهتنها نادرست، بلکه بالقوه خطرناک میدانند. آنها بر این باورند که نگاه مارکسیستی به فرهنگ، بهجای روشن کردن حقیقت، آن را در اسارت ایدئولوژی گرفتار میکند و با توسل به تبیینهای کلگرایانه و جزماندیشانه، راه هرگونه گفتوگوی آزاد و عقلانی را مسدود میسازد.
مارکسیسم فرهنگی در واقع از دل انتقادی بنیادین به #سرمایهداری زاده شده است، اما برخلاف مارکسیسم کلاسیک، حوزه تمرکز خود را از تضاد طبقاتی در عرصه تولید اقتصادی، به تضادهای پنهان در عرصههای فرهنگی، آموزشی، رسانهای و زبانی منتقل کرده است. این چرخش مفهومی ابتدا در آثار آنتونیو گرامشی و سپس در مکتب فرانکفورت – با اندیشمندانی چون #آدورنو، #هورکهایمر، #مارکوزه، #هابرماس و دیگران – بسط یافت.
گرامشی، با مفهوم «#هژمونی_فرهنگی»، سعی داشت توضیح دهد که سلطه طبقه حاکم تنها از راه ابزارهای اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه از راه سیطره بر زبان، آموزش، رسانه، و سنتهای فرهنگی نیز اعمال میشود. بهعبارت دیگر، ارزشها، باورها و هنجارهای حاکم، نه برآمده از خرد جمعی، بلکه نتیجه القائات نظام سلطهاند. این نگرش در دهههای بعدی، بهویژه در محافل دانشگاهی غرب، مبنای گسترش نظریههای انتقادی، مطالعات فرهنگی، مطالعات پسااستعماری و #فمینیسم رادیکال قرار گرفت.
#رمون_آرون، فیلسوف فرانسوی، با دیدهای منتقدانه به این جریان مینگرد و در کتاب «#افیون_روشنفکران» مینویسد:
#آیزایا_برلین، فیلسوف انگلیسی، نیز معتقد است که گرچه ریشه این جریان در نقد به قدرت است، اما خود بهنوعی تمرین قدرت بدل شده است:
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
#چپ_نو
◽️@utfinance◽️
«مارکسیسم فرهنگی» معمولاً به ایدههایی اشاره دارد که ریشه در سنت مارکسیستی دارد، اما بهجای تمرکز مستقیم بر اقتصاد و تولید، حوزه فرهنگ را بهعنوان میدان اصلی نبرد ایدئولوژیک در نظر میگیرد. این نگرش که عمدتاً از میراث نظری #مارکس، #گرامشی و #مکتب_فرانکفورت تغذیه میکند، مدعی است که فرهنگ نه یک پدیده خنثی، بلکه میدان بازتولید سلطه است و باید آن را بهمثابه ابزار کنترل طبقاتی و ایدئولوژیک تحلیل کرد.
منتقدان #مارکسیسم_فرهنگی، این نحوه از تحلیل فرهنگی را نهتنها نادرست، بلکه بالقوه خطرناک میدانند. آنها بر این باورند که نگاه مارکسیستی به فرهنگ، بهجای روشن کردن حقیقت، آن را در اسارت ایدئولوژی گرفتار میکند و با توسل به تبیینهای کلگرایانه و جزماندیشانه، راه هرگونه گفتوگوی آزاد و عقلانی را مسدود میسازد.
مارکسیسم فرهنگی در واقع از دل انتقادی بنیادین به #سرمایهداری زاده شده است، اما برخلاف مارکسیسم کلاسیک، حوزه تمرکز خود را از تضاد طبقاتی در عرصه تولید اقتصادی، به تضادهای پنهان در عرصههای فرهنگی، آموزشی، رسانهای و زبانی منتقل کرده است. این چرخش مفهومی ابتدا در آثار آنتونیو گرامشی و سپس در مکتب فرانکفورت – با اندیشمندانی چون #آدورنو، #هورکهایمر، #مارکوزه، #هابرماس و دیگران – بسط یافت.
گرامشی، با مفهوم «#هژمونی_فرهنگی»، سعی داشت توضیح دهد که سلطه طبقه حاکم تنها از راه ابزارهای اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه از راه سیطره بر زبان، آموزش، رسانه، و سنتهای فرهنگی نیز اعمال میشود. بهعبارت دیگر، ارزشها، باورها و هنجارهای حاکم، نه برآمده از خرد جمعی، بلکه نتیجه القائات نظام سلطهاند. این نگرش در دهههای بعدی، بهویژه در محافل دانشگاهی غرب، مبنای گسترش نظریههای انتقادی، مطالعات فرهنگی، مطالعات پسااستعماری و #فمینیسم رادیکال قرار گرفت.
#رمون_آرون، فیلسوف فرانسوی، با دیدهای منتقدانه به این جریان مینگرد و در کتاب «#افیون_روشنفکران» مینویسد:
«زمانیکه همهچیز به امر ایدئولوژیک تقلیل یابد، تفکر آزاد دیگر محلی از اعراب ندارد؛ چراکه هر مخالفتی نه بهمثابه استدلال، بلکه بهمثابه نوعی انحراف طبقاتی تلقی میشود.»
#آیزایا_برلین، فیلسوف انگلیسی، نیز معتقد است که گرچه ریشه این جریان در نقد به قدرت است، اما خود بهنوعی تمرین قدرت بدل شده است:
«خطر اساسی در تئوریهایی که خواهان تبیین همهچیز از منظر قدرتاند، این است که حقیقت و عقلانیت را قربانی تحلیلهایی میکنند که صرفاً ابزار مبارزهاند، نه راهی برای فهم بهتر جهان.»
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
#چپ_نو
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
چپ نو؛ افسونِ «سیاست هویت» و افیونِ «روشنفکران»
اقتصادنیوز: سیاست هویت، به جای تأکید بر مفهوم «شهروند» و «حقوق شهروندی» افراد، بر مفاهیمی مثل «اقلیت» تأکید میکند. این تأکید بر «اقلیت»ها موجب شکافهای هویتی در جوامع میشود. تبدیل سیاست هویت -از رهگذر مارکسیسم فرهنگی - به دستگاهی برای تحلیل سیاسی، اقتصادی…
👍14❤6👎1
📄 «تولید» ضامن توسعه و رشد اقتصادی است یا «تجارت»؟
| چگونه تجارت از هیچ، «ارزش» و از کالا، «ثروت» میسازد؟ |
بسیاری از مردم و حتی سیاستگذاران، توسعه را در ساخت سد و پل و اتوبان و ساختمانهای بزرگ میبینند، ثروت را نیز در دیوارهای بلند کارخانهها، کوههای عظیم فولاد و صفهای طولانی ماشینآلات میبینند.
این تصور که «تولید» به خودی خود خالق ثروت است، یکی از ریشهدارترین سوءتفاهمهایی است که مانع از درک واقعی سازوکار تولید ثروت و رشد اقتصادی میشود.
تولید، صرفاً تغییر شکل مواد است، اما تجارت، فرآیند انتقال منابع از جایی است که ارزش کمتری دارند به جایی که ارزش بیشتری برای آنها قائل هستند.
به عبارت دیگر، ثروت زمانی خلق میشود که کالاها و خدمات در اختیار کسانی قرار بگیرند که بیشترین نیاز یا تمایل را به آنها دارند و این کار تنها از طریق مبادله و تجارت امکانپذیر است. اگر کشوری تمام توان خود را صرف تولید کالاهایی کند که هیچکس خواهان آنها نیست، یا تولید آنها با هزینهای بیش از ارزش نهاییشان برای مصرفکننده تمام شود، آن کشور در حال فقیرتر شدن است، نه ثروتمند شدن.
تولید در واقع یک «هزینه» است؛ هزینهای که ما میپردازیم تا به هدف نهایی یعنی «مصرف» و ارضای نیازها برسیم. تجارت، ابزاری است که این هزینهها را بهینهسازی میکند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
| چگونه تجارت از هیچ، «ارزش» و از کالا، «ثروت» میسازد؟ |
بسیاری از مردم و حتی سیاستگذاران، توسعه را در ساخت سد و پل و اتوبان و ساختمانهای بزرگ میبینند، ثروت را نیز در دیوارهای بلند کارخانهها، کوههای عظیم فولاد و صفهای طولانی ماشینآلات میبینند.
این تصور که «تولید» به خودی خود خالق ثروت است، یکی از ریشهدارترین سوءتفاهمهایی است که مانع از درک واقعی سازوکار تولید ثروت و رشد اقتصادی میشود.
تولید، صرفاً تغییر شکل مواد است، اما تجارت، فرآیند انتقال منابع از جایی است که ارزش کمتری دارند به جایی که ارزش بیشتری برای آنها قائل هستند.
به عبارت دیگر، ثروت زمانی خلق میشود که کالاها و خدمات در اختیار کسانی قرار بگیرند که بیشترین نیاز یا تمایل را به آنها دارند و این کار تنها از طریق مبادله و تجارت امکانپذیر است. اگر کشوری تمام توان خود را صرف تولید کالاهایی کند که هیچکس خواهان آنها نیست، یا تولید آنها با هزینهای بیش از ارزش نهاییشان برای مصرفکننده تمام شود، آن کشور در حال فقیرتر شدن است، نه ثروتمند شدن.
تولید در واقع یک «هزینه» است؛ هزینهای که ما میپردازیم تا به هدف نهایی یعنی «مصرف» و ارضای نیازها برسیم. تجارت، ابزاری است که این هزینهها را بهینهسازی میکند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
آیا «تولید» ضامن توسعه و رشد اقتصادی است؟ | کیمیای مبادله؛ چگونه تجارت از هیچ، «ارزش» و از کالا، «ثروت» میسازد؟ | «خودکفایی»؛…
اقتصادنیوز: «تولید»، صرفاً تغییر شکل مواد است، اما تجارت، فرآیند انتقال منابع از جایی است که ارزش کمتری دارند به جایی که ارزش بیشتری برای آنها قائل هستند. به عبارت دیگر، «ثروت» زمانی خلق میشود که کالاها و خدمات در اختیار کسانی قرار بگیرند که بیشترین نیاز…
👍8👌6
🖥 سانسور و نوشتن؛ گفتوگو با مهسا محبعلی
👤 مهسا محبعلی
👤 سیما مبارکشاهی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
#مهسا_محبعلی فردیت بارزی دارد که این فردیت را نه تنها در نوشتههایش که در ویژگیهای شخصیتیاش میتوان دید.
نویسنده بودن در ایران و البته نوشتن، راه دشوار و پیچیدهایست که هر نویسندهی مستقلی آن را با تمام وجود تجربه کرده است؛ در این راه اگر زن باشی و اگر زنی جسور باشی قطعا موانع بیشتری بر سر راه داری و مبارزهات در مقابل #سانسور وجوه پیچیدهتری پیدا میکند.
یکی از ویژگیهای مهسا محبعلی ایستادن بر سر اصول است و یکی از اساسیترین این اصول برای او این است: «هیچگاه خودم را هنگام نوشتن سانسور نمیکنم.»
آثار مهسا علاوه بر زبان فارسی به زبانهای ایتالیایی، سوئدی و انگلیسی نیز منتشر شدهاند.
🔗 نسخه صوتی
🔗 قسمتهای پیشین را اینجا بشنوید
◽️@utfinance◽️
👤 مهسا محبعلی
👤 سیما مبارکشاهی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
#مهسا_محبعلی فردیت بارزی دارد که این فردیت را نه تنها در نوشتههایش که در ویژگیهای شخصیتیاش میتوان دید.
نویسنده بودن در ایران و البته نوشتن، راه دشوار و پیچیدهایست که هر نویسندهی مستقلی آن را با تمام وجود تجربه کرده است؛ در این راه اگر زن باشی و اگر زنی جسور باشی قطعا موانع بیشتری بر سر راه داری و مبارزهات در مقابل #سانسور وجوه پیچیدهتری پیدا میکند.
یکی از ویژگیهای مهسا محبعلی ایستادن بر سر اصول است و یکی از اساسیترین این اصول برای او این است: «هیچگاه خودم را هنگام نوشتن سانسور نمیکنم.»
آثار مهسا علاوه بر زبان فارسی به زبانهای ایتالیایی، سوئدی و انگلیسی نیز منتشر شدهاند.
🔗 نسخه صوتی
🔗 قسمتهای پیشین را اینجا بشنوید
◽️@utfinance◽️
YouTube
سانسور و نوشتن؛ قسمت پنجم: مهسا محبعلی
سانسور و نوشتن؛ قسمت پنجم: مهسا محبعلی
مهسا محبعلی فردیت بارزی دارد که این فردیت را نه تنها در نوشتههایش که در ویژگیهای شخصیتیاش میتوان دید.
نویسنده بودن در ایران و البته نوشتن، راه دشوار و پیچیدهایست که هر نویسندهی مستقلی آن را با تمام وجود…
مهسا محبعلی فردیت بارزی دارد که این فردیت را نه تنها در نوشتههایش که در ویژگیهای شخصیتیاش میتوان دید.
نویسنده بودن در ایران و البته نوشتن، راه دشوار و پیچیدهایست که هر نویسندهی مستقلی آن را با تمام وجود…
📄 نقشه گنج اقتصاد جهان | چگونه ملتها شکست نمیخورند؟
◽️ شاید به دنیا آمدن هر انسان در هر کشور به شانس و بخت او برگردد، اما آیا حرکت کشورها در مسیر رفاه و توسعه و یا حرکت به سمت فقر و نابرخورداری نیز به شانس و اقبال برمیگردد؟
◽️ نابرابری تنها میان انسانها نیست، توزیع ثروت میان کشورها نیز نابرابر است. وقتی به نقشه اقتصادی جهان نگاه میکنیم، با این واقعیت مواجه میشویم که ثروت در سیاره ما به هیچوجه به تساوی تقسیم نشده است و انسانها بسته به این که در کدام مختصات جغرافیایی به دنیا آمدهاند، استانداردهای زندگی، درآمد و رفاه کاملاً متفاوتی را تجربه میکنند.
◽️ پرسش اساسی این است که ویژگی مشترک کشورهای پلههای بالایی چیست و چه عواملی تفاوت میان یک شهروند لوکزامبورگی با درآمد سالانه بیش از صد هزار دلار را با یک شهروند بروندیایی با درآمد چندصد دلاری رقم میزند؟
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
◽️ شاید به دنیا آمدن هر انسان در هر کشور به شانس و بخت او برگردد، اما آیا حرکت کشورها در مسیر رفاه و توسعه و یا حرکت به سمت فقر و نابرخورداری نیز به شانس و اقبال برمیگردد؟
◽️ نابرابری تنها میان انسانها نیست، توزیع ثروت میان کشورها نیز نابرابر است. وقتی به نقشه اقتصادی جهان نگاه میکنیم، با این واقعیت مواجه میشویم که ثروت در سیاره ما به هیچوجه به تساوی تقسیم نشده است و انسانها بسته به این که در کدام مختصات جغرافیایی به دنیا آمدهاند، استانداردهای زندگی، درآمد و رفاه کاملاً متفاوتی را تجربه میکنند.
◽️ پرسش اساسی این است که ویژگی مشترک کشورهای پلههای بالایی چیست و چه عواملی تفاوت میان یک شهروند لوکزامبورگی با درآمد سالانه بیش از صد هزار دلار را با یک شهروند بروندیایی با درآمد چندصد دلاری رقم میزند؟
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
نقشه گنج اقتصاد جهان | چگونه ملتها شکست نمیخورند؟ | نگاهی به فرمول جادویی ثروت کشورها با درآمد سرانه بالای 80 هزار دلار
اقتصادنیوز: شاید به دنیا آمدن هر انسان در هر کشور به شانس و بخت او برگردد، اما آیا حرکت کشورها در مسیر رفاه و توسعه و یا حرکت به سمت فقر و نابرخورداری نیز به شانس و اقبال برمیگردد؟
👍4👏3❤1
📄 طبقه یا ملت
👤 البرز نظامی
"جامعه امروز ما به شدت ملیگراست." این قول معروف از مجید توکلی بهترین و مختصرترین توصیف از فضای سیاسی سالهای اخیر میهن ماست. در سالهای اخیر اگر هر ایده و جریان سیاسی در میهن ما شکست خورد و بیآبرو شد؛ ایده #ملیگرایی و جریانهای ملیگرا با تمام هزینههایی که پرداخت نمودند، در میان مردم محبوب و سربلند ماندند. از این روی، اکنون میتوان گفت که عموم جریانهای سیاسی در تکاپوی آن هستند تا خود را ملیگرای راستین نشان دهند و در مقابل، ملیگرایی جریانهای سیاسی دیگر را زیر سؤال ببرند؛ حتی اگر آن جریان سیاسی برآمده از ایدههایی باشد که از اساس با ملیگرایی در تعارض است.
◽️@utfinance◽️
👤 البرز نظامی
"جامعه امروز ما به شدت ملیگراست." این قول معروف از مجید توکلی بهترین و مختصرترین توصیف از فضای سیاسی سالهای اخیر میهن ماست. در سالهای اخیر اگر هر ایده و جریان سیاسی در میهن ما شکست خورد و بیآبرو شد؛ ایده #ملیگرایی و جریانهای ملیگرا با تمام هزینههایی که پرداخت نمودند، در میان مردم محبوب و سربلند ماندند. از این روی، اکنون میتوان گفت که عموم جریانهای سیاسی در تکاپوی آن هستند تا خود را ملیگرای راستین نشان دهند و در مقابل، ملیگرایی جریانهای سیاسی دیگر را زیر سؤال ببرند؛ حتی اگر آن جریان سیاسی برآمده از ایدههایی باشد که از اساس با ملیگرایی در تعارض است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
طبقه یا ملت؟
"جامعه امروز ما به شدت ملیگراست." این قول معروف از مجید توکلی بهترین و مختصرترین توصیف از فضای سیاسی سالهای اخیر میهن ماست. در سالهای اخیر اگر هر ایده و جریان سیاسی در میهن ما شکست خورد و بیآبرو شد؛ ایده ملیگرایی و جریانهای ملیگرا با تمام هزینههایی…
👍24👎3👏3
🔴 پروندهسازی جدید چپها | چگونه پروندهسازان چپگرا طناب دار میبافند؟ | همکاری زامبیهای سرخ با قاضیان سیاه
مسیری که #چپ_ایرانی (بخوانید #انیرانی) در سالهای اخیر طی کرده به نقطه خطرناک و شومی رسیده است.
#پروندهسازی سیاسی و انتساب اتهاماتی که در قوانین کیفری یک کشور مجازات #اعدام به همراه دارد، یکی از هولناکترین ابزارهایی است که یک گروه یا جریان سیاسی میتواند علیه مخالفان فکری خود به کار گیرد.
زمانی که این رفتار از سوی جریانی سر بزند که مدعی آزادیخواهی و مبارزه است، عمق فاجعه دوچندان میشود. حتی ساعت خراب نیز دو بار در روز زمان را درست نشان میدهد، اما #جریان_چپ همواره در بزنگاههای تاریخی در سمت «شر» ایستاده است.
هنگامی که بخشی از فعالان این جریان برای حذف رقبای فکری خود به ادبیات و ابزارهای دادگاههای تفتیش عقاید متوسل میشوند و برچسبهایی میزنند که بوی خون میدهد، نه تنها از اصول اولیه #اخلاق انسانی سقوط میکنند، بلکه عملاً به بازوی کمکی ماشین اعدام و سرکوب تبدیل میشوند.
این شیوه برخورد، یک #ترور_شخصیت هدفمند و نشانهای از فقر تئوریک و ناتوانی در رواداری و گفتوگوست (اگر نگوییم که نشانهای از تهی شدن از اخلاق و شرافت است). این ترور شخصیت در فضای سیاسی ایران، به دلیل پیوند مستقیم اتهامات با ادبیات حکومت، به راحتی میتواند به حبس و اعدام افراد منتهی شود.
نکته تکاندهنده و نیازمند تأمل عمیق این است که چگونه یک گفتمان مدعی چپگرایی رادیکال، در عمل به نقطهای میرسد که ادبیات و منافعش با گفتمان حکومت همپوشانی پیدا میکند. این همگرایی تصادفی نیست، بلکه ریشه در مبانی فکری مشترک و تلقی مشابه آنها از مفهوم قدرت، جامعه و دشمن دارد.
هر دو گفتمان، جهان را به شکلی دوقطبی، سیاه و سفید و آشتیناپذیر میبینند که در آن «حق مطلق» در انحصار خودشان است و هر که با آنها زاویه داشته باشد، دستنشانده، خائن یا عامل استکبار و امپریالیسم است. این ضدیت کور با دگراندیشان، حلقه وصلی است که چپ وطنی و ایدئولوژی حاکم بر ایران را در یک جبهه قرار میدهد. برای هر دو جریان، مفاهیمی چون حقوق بشر و آزادیهای فردی، اغلب به عنوان ابزارهای بورژوایی یا توطئههای امپریالیستی تحقیر میشوند.
در نتیجه، وقتی یک فعال چپگرا مخالف فکری خود را با همان برچسبهایی متهم میکند که در دادگاههای انقلاب برای صدور احکام سنگین و اعدام استفاده میشود، عملاً در حال #تولید_خوراک_امنیتی برای نهادهای سرکوب است.
در این نقطه، تفاوتهای ظاهری رنگ میبازد و منافع مشترک آشکار میشود؛ چرا که حذف جریانهای لیبرال، ملی و دموکراسیخواه که خواهان تحول ساختاری بدون هژمونی ایدئولوژیک گعدههای فاسد چپهای ایرانی هستند، هدفی است که با استقبال حکومت نیز همراه است. در نتیجه کنشگری این به اصطلاح «#ترقیخواهان» که به دنبال «#انکار حقیقت» هستند، حکومت از شر مخالفان جدی خود خلاص میشود و آن گروه چپگرا نیز رقیب فکری خود را از میدان به در میکند، بیآنکه به این مسئولیت اخلاقی فکر کند که طناب دار این بازی را چه کسی تأمین میکند.
این نوع رفتار، فراتر از یک خطای تاکتیکی یا بیاخلاقی، یک سقوط سیاسی است. جریانی که ادعا میکند برای آیندهای عادلانهتر میجنگد، اگر امروز در پیشگاه جامعه و در فضای عمومی از ابزار ارعاب، افشاگریهای کذب و اتهامافکنی مرگبار استفاده کند، نشان میدهد که در صورت دستیافتن به قدرت رسمی، هیچ ابایی از بازتولید همان ساختارهای سرکوب، دادگاههای چند دقیقهای و حذف خونین دگراندیشان نخواهد داشت.
مردم ایران که دههها رنج ناشی از انحصارطلبی، اتهامات واهی و صلب بودن فضای سیاسی را چشیدهاند، به درستی این پیوند پنهان میان افراطگرایی ایدئولوژیک ارتجاع سرخ و سیاه را تشخیص میدهد.
افراد و گروههایی که به دنبال رهایی و استقرار حاکمیت قانون و حفظ جان شهروندان هستند، نمیتوانند و نباید در برابر افراد یا جریانی سکوت کنند که از یک سو شعار رهایی سر میدهد و از سوی دیگر هیزمبیار معرکه اعدامهای هر روزهی حکومتی میشود.
◽️@utfinance◽️
مسیری که #چپ_ایرانی (بخوانید #انیرانی) در سالهای اخیر طی کرده به نقطه خطرناک و شومی رسیده است.
#پروندهسازی سیاسی و انتساب اتهاماتی که در قوانین کیفری یک کشور مجازات #اعدام به همراه دارد، یکی از هولناکترین ابزارهایی است که یک گروه یا جریان سیاسی میتواند علیه مخالفان فکری خود به کار گیرد.
زمانی که این رفتار از سوی جریانی سر بزند که مدعی آزادیخواهی و مبارزه است، عمق فاجعه دوچندان میشود. حتی ساعت خراب نیز دو بار در روز زمان را درست نشان میدهد، اما #جریان_چپ همواره در بزنگاههای تاریخی در سمت «شر» ایستاده است.
هنگامی که بخشی از فعالان این جریان برای حذف رقبای فکری خود به ادبیات و ابزارهای دادگاههای تفتیش عقاید متوسل میشوند و برچسبهایی میزنند که بوی خون میدهد، نه تنها از اصول اولیه #اخلاق انسانی سقوط میکنند، بلکه عملاً به بازوی کمکی ماشین اعدام و سرکوب تبدیل میشوند.
این شیوه برخورد، یک #ترور_شخصیت هدفمند و نشانهای از فقر تئوریک و ناتوانی در رواداری و گفتوگوست (اگر نگوییم که نشانهای از تهی شدن از اخلاق و شرافت است). این ترور شخصیت در فضای سیاسی ایران، به دلیل پیوند مستقیم اتهامات با ادبیات حکومت، به راحتی میتواند به حبس و اعدام افراد منتهی شود.
نکته تکاندهنده و نیازمند تأمل عمیق این است که چگونه یک گفتمان مدعی چپگرایی رادیکال، در عمل به نقطهای میرسد که ادبیات و منافعش با گفتمان حکومت همپوشانی پیدا میکند. این همگرایی تصادفی نیست، بلکه ریشه در مبانی فکری مشترک و تلقی مشابه آنها از مفهوم قدرت، جامعه و دشمن دارد.
هر دو گفتمان، جهان را به شکلی دوقطبی، سیاه و سفید و آشتیناپذیر میبینند که در آن «حق مطلق» در انحصار خودشان است و هر که با آنها زاویه داشته باشد، دستنشانده، خائن یا عامل استکبار و امپریالیسم است. این ضدیت کور با دگراندیشان، حلقه وصلی است که چپ وطنی و ایدئولوژی حاکم بر ایران را در یک جبهه قرار میدهد. برای هر دو جریان، مفاهیمی چون حقوق بشر و آزادیهای فردی، اغلب به عنوان ابزارهای بورژوایی یا توطئههای امپریالیستی تحقیر میشوند.
در نتیجه، وقتی یک فعال چپگرا مخالف فکری خود را با همان برچسبهایی متهم میکند که در دادگاههای انقلاب برای صدور احکام سنگین و اعدام استفاده میشود، عملاً در حال #تولید_خوراک_امنیتی برای نهادهای سرکوب است.
در این نقطه، تفاوتهای ظاهری رنگ میبازد و منافع مشترک آشکار میشود؛ چرا که حذف جریانهای لیبرال، ملی و دموکراسیخواه که خواهان تحول ساختاری بدون هژمونی ایدئولوژیک گعدههای فاسد چپهای ایرانی هستند، هدفی است که با استقبال حکومت نیز همراه است. در نتیجه کنشگری این به اصطلاح «#ترقیخواهان» که به دنبال «#انکار حقیقت» هستند، حکومت از شر مخالفان جدی خود خلاص میشود و آن گروه چپگرا نیز رقیب فکری خود را از میدان به در میکند، بیآنکه به این مسئولیت اخلاقی فکر کند که طناب دار این بازی را چه کسی تأمین میکند.
این نوع رفتار، فراتر از یک خطای تاکتیکی یا بیاخلاقی، یک سقوط سیاسی است. جریانی که ادعا میکند برای آیندهای عادلانهتر میجنگد، اگر امروز در پیشگاه جامعه و در فضای عمومی از ابزار ارعاب، افشاگریهای کذب و اتهامافکنی مرگبار استفاده کند، نشان میدهد که در صورت دستیافتن به قدرت رسمی، هیچ ابایی از بازتولید همان ساختارهای سرکوب، دادگاههای چند دقیقهای و حذف خونین دگراندیشان نخواهد داشت.
مردم ایران که دههها رنج ناشی از انحصارطلبی، اتهامات واهی و صلب بودن فضای سیاسی را چشیدهاند، به درستی این پیوند پنهان میان افراطگرایی ایدئولوژیک ارتجاع سرخ و سیاه را تشخیص میدهد.
افراد و گروههایی که به دنبال رهایی و استقرار حاکمیت قانون و حفظ جان شهروندان هستند، نمیتوانند و نباید در برابر افراد یا جریانی سکوت کنند که از یک سو شعار رهایی سر میدهد و از سوی دیگر هیزمبیار معرکه اعدامهای هر روزهی حکومتی میشود.
◽️@utfinance◽️
👍32❤5👌4👎3
📄 تناقض میلیارد دلاری: چرا ثروتمندترین کشورها، بزرگترین واردکنندگان جهاناند؟ | عددهایی برای رسوایی تئوری خودکفایی
بر اساس آخرین گزارشها و دادههای منتشر شده از سوی سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال ۲۰۲۵، بزرگترین، پویاترین و ثروتمندترین اقتصادهای روی زمین، دقیقاً همان کشورهایی هستند که بیشترین آمار واردات را در جهان به نام خود ثبت کردهاند. علم اقتصاد، این تناقض ظاهری را چگونه توضیح میدهد؟
وقتی صحبت از اقتصاد جهانی و روابط اقتصادی میان کشورها به میان میآید، ذهن بسیاری از ما به طور ناخودآگاه به سمت مفاهیمی چون صادرات و واردات، استقلال، خودکفایی و وابستگی متمایل میشود. در باور عمومی، کشوری که کالاهای خود را به دیگر نقاط جهان میفرستد، قدرتمند و ثروتمند تلقی میشود و در مقابل، کشوری که حجم زیادی از نیازمندیهایش را از خارج از مرزها تأمین میکند، در نگاه اول ممکن است ضعیف یا وابسته به نظر برسد. اما واقعیتهای علم اقتصاد و آمارهای بینالمللی، تصویری کاملاً متفاوت و حتی معکوس را نشان میدهند.
◽️@utfinance◽️
بر اساس آخرین گزارشها و دادههای منتشر شده از سوی سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال ۲۰۲۵، بزرگترین، پویاترین و ثروتمندترین اقتصادهای روی زمین، دقیقاً همان کشورهایی هستند که بیشترین آمار واردات را در جهان به نام خود ثبت کردهاند. علم اقتصاد، این تناقض ظاهری را چگونه توضیح میدهد؟
وقتی صحبت از اقتصاد جهانی و روابط اقتصادی میان کشورها به میان میآید، ذهن بسیاری از ما به طور ناخودآگاه به سمت مفاهیمی چون صادرات و واردات، استقلال، خودکفایی و وابستگی متمایل میشود. در باور عمومی، کشوری که کالاهای خود را به دیگر نقاط جهان میفرستد، قدرتمند و ثروتمند تلقی میشود و در مقابل، کشوری که حجم زیادی از نیازمندیهایش را از خارج از مرزها تأمین میکند، در نگاه اول ممکن است ضعیف یا وابسته به نظر برسد. اما واقعیتهای علم اقتصاد و آمارهای بینالمللی، تصویری کاملاً متفاوت و حتی معکوس را نشان میدهند.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
تناقض میلیارد دلاری: چرا ثروتمندترین کشورها، بزرگترین واردکنندگان جهاناند؟ | عددهایی برای رسوایی تئوری خودکفایی
اقتصادنیوز: بر اساس آخرین گزارشها و دادههای منتشر شده از سوی سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال ۲۰۲۵، بزرگترین، پویاترین و ثروتمندترین اقتصادهای روی زمین، دقیقاً همان کشورهایی هستند که بیشترین آمار واردات را در جهان به نام خود ثبت کردهاند. علم اقتصاد، این…
👌11❤4👍4
◽️ عددهایی برای رسوایی تئوری خودکفایی | چرا ثروتمندترین کشورها، بزرگترین واردکنندگان جهاناند؟
🔹علم اقتصاد مدرن به ما میآموزد که هیچ کشوری، هرچقدر هم پهناور و غنی باشد، نمیتواند تمام کالاهای مورد نیاز خود را با بالاترین کیفیت و پایینترین قیمت تولید کند
🔹پافشاری بر تولید همه چیز در داخل مرزها، تنها به هدررفت منابع ملی، افزایش قیمتها و کاهش کیفیت زندگی مردم منجر میشود.
🔹واردات بالا نشانه آشکاری از قدرت خرید، پویایی بازار داخلی و رفاه اقتصادی یک جامعه است. یک جامعه فقیر با قدرت خرید پایین، توانایی وارد کردن کالا از بازارهای بینالمللی را ندارد
🔹حضور کالاهای باکیفیت خارجی، تولیدکنندگان داخلی را مجبور میکند تا برای بقا در بازار، کیفیت محصولات خود را ارتقا دهند، دست به نوآوری بزنند و قیمتهای خود را رقابتی کنند
🔹ثروت یک کشور در عصر حاضر، حاصل حبس کردن سرمایهها در داخل مرزها و قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه نتیجه مشارکت فعال، هوشمندانه و گسترده در دادوستد بینالمللی است
https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-788746
#خودکفایی
◽️@utfinance◽️
🔹علم اقتصاد مدرن به ما میآموزد که هیچ کشوری، هرچقدر هم پهناور و غنی باشد، نمیتواند تمام کالاهای مورد نیاز خود را با بالاترین کیفیت و پایینترین قیمت تولید کند
🔹پافشاری بر تولید همه چیز در داخل مرزها، تنها به هدررفت منابع ملی، افزایش قیمتها و کاهش کیفیت زندگی مردم منجر میشود.
🔹واردات بالا نشانه آشکاری از قدرت خرید، پویایی بازار داخلی و رفاه اقتصادی یک جامعه است. یک جامعه فقیر با قدرت خرید پایین، توانایی وارد کردن کالا از بازارهای بینالمللی را ندارد
🔹حضور کالاهای باکیفیت خارجی، تولیدکنندگان داخلی را مجبور میکند تا برای بقا در بازار، کیفیت محصولات خود را ارتقا دهند، دست به نوآوری بزنند و قیمتهای خود را رقابتی کنند
🔹ثروت یک کشور در عصر حاضر، حاصل حبس کردن سرمایهها در داخل مرزها و قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه نتیجه مشارکت فعال، هوشمندانه و گسترده در دادوستد بینالمللی است
https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-788746
#خودکفایی
◽️@utfinance◽️
👍36❤4
🖥 زن زندگی آزادی و مدعیان سرقفلی آن
👤 مهرداد محمدی
انقلاب دی ماه و جنبش زن زندگی آزادی در امتداد هم بودند. اما کسانی سعی کردند این دو جریان را نه در امتداد هم که روبهروی یکدیگر نشان دهند.
🔗 پادکست زیرورو را اینجا بشنوید
◽️@utfinance◽️
👤 مهرداد محمدی
انقلاب دی ماه و جنبش زن زندگی آزادی در امتداد هم بودند. اما کسانی سعی کردند این دو جریان را نه در امتداد هم که روبهروی یکدیگر نشان دهند.
🔗 پادکست زیرورو را اینجا بشنوید
◽️@utfinance◽️
YouTube
زن زندگی آزادی
.انقلاب دی ماه و جنبش زن زندگی آزادی در امتداد هم بودند . اما کس...
👍20👎4❤1
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 گوش دهید | اشکان زارع، پژوهشگر تاریخ اندیشه، در گفتگو با تاریخ اقتصاد توضیح میدهد:
👈 محافظهکاری چیست؟
👈 جنبش محافظهکاری در ایران در چه مرحلهای است؟
@tarikh_eghtesaad1
👈 محافظهکاری چیست؟
👈 جنبش محافظهکاری در ایران در چه مرحلهای است؟
@tarikh_eghtesaad1
👍11👎6👌1
نشریۀ آزادِ «راست»_شمارهٔ نخست.pdf
11.6 MB
📕 نشریه «راست»
شماره نخست
لیبرالیسم:
◽️مبانی
◽️فمینیسم لیبرال
ایران:
◽️مینوی خرد
◽️درفش کاویانی
چپسوز:
◼️روشعنفکران پنجاهوهفتی
معرفی:
◽️محمدعلی فروغی
---------------
@RastMag | راست
◽️@utfinance◽️
شماره نخست
لیبرالیسم:
◽️مبانی
◽️فمینیسم لیبرال
ایران:
◽️مینوی خرد
◽️درفش کاویانی
چپسوز:
◼️روشعنفکران پنجاهوهفتی
معرفی:
◽️محمدعلی فروغی
---------------
@RastMag | راست
◽️@utfinance◽️
1❤29👍9👎5👌5💔1
📚 کتاب
نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید
Free Agents: How Evolution Gave Us Free Will
👤 نویسنده: کوین جی. میچل
ترجمه: علی صادقی
ویراستاران: پوریا آزادی و آسیه علیخواه
©️ منبع: ناشر @karevankherad
◽️@utfinance◽️
نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید
Free Agents: How Evolution Gave Us Free Will
👤 نویسنده: کوین جی. میچل
ترجمه: علی صادقی
ویراستاران: پوریا آزادی و آسیه علیخواه
©️ منبع: ناشر @karevankherad
◽️@utfinance◽️
❤7👎2💔1
نقش آفرینان آزاد.pdf
8.3 MB
📚 کتاب
نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید
Free Agents: How Evolution Gave Us Free Will
👤 نویسنده: کوین جی. میچل
ترجمه: علی صادقی
ویراستاران: پوریا آزادی و آسیه علیخواه
©️ منبع: ناشر @karevankherad
◽️@utfinance◽️
نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید
Free Agents: How Evolution Gave Us Free Will
👤 نویسنده: کوین جی. میچل
ترجمه: علی صادقی
ویراستاران: پوریا آزادی و آسیه علیخواه
©️ منبع: ناشر @karevankherad
◽️@utfinance◽️
❤7👎4
👤 لیلیا لموینه، نماینده کنگره آرژانتین:
#خاویر_میلی، تجسم رؤیای #روتبارد است. تنها کسی مثل خاویر میتواند ریشههای #لیبرتارینیسم را در آرژانتین احیا کند و از اینجا بر سیاست و نبرد فرهنگی در همه جای جهان تأثیر بگذارد، صرف نظر از اینکه چقدر لیبرالهای کافهنشین را آزار میدهد.
◽️@utfinance◽️
#خاویر_میلی، تجسم رؤیای #روتبارد است. تنها کسی مثل خاویر میتواند ریشههای #لیبرتارینیسم را در آرژانتین احیا کند و از اینجا بر سیاست و نبرد فرهنگی در همه جای جهان تأثیر بگذارد، صرف نظر از اینکه چقدر لیبرالهای کافهنشین را آزار میدهد.
◽️@utfinance◽️
🔥37👍10❤5
📄 سرمقاله اکونومیست: چگونه با سوسیالیسم نسل Z مقابله کنیم
/آموزه «من اولویتم» تهدیدی برای رفاه است/
#اکونومیست :
چیزی جدید در #چپ در حال شکلگیری است. گروه تازهای از سوسیالیستها میخواهند اقتصاد را با کنترل قیمتها، مالیاتهای سنگین بر ثروت و موجی از ملیسازیها بازسازی کنند. آنها که از خشم ناشی از غزه انرژی گرفتهاند، با سرعتی چشمگیر در حال جذب رأیدهندگان هستند.
بسیاری از آنها اخیراً به شهرت رسیدهاند، مانند زک پولانسکی، رهبر حزب سبز در بریتانیا، یا زهران ممدانی، شهردار نیویورک. برخی دیگر از چهرههای سیاسی دیرینه هستند: ژان لوک ملانشون هفتاد ساله برای چهارمین بار برای ریاستجمهوری فرانسه خیز برداشته است، اما حمایت گسترده ۲۰ و چند سالههای «نسل Z» او را دوباره در مسیر کاخ الیزه قرار داده است.
آن را #سوسیالیسم_نسل_زد بنامید. نه به این دلیل که همه هواداران آن جوان هستند - یا به این دلیل که متمایل بودن جوانان به چپ چیز جدیدی است - بلکه به این دلیل که این برندی از چپگرایی است که برای عصر تیکتاک ساخته شده و انقلابیون جوان امروزی از آن حمایت میکنند.
🔗 متن کامل ترجمه فارسی را اینجا بخوانید
#سوسیالیسم
#سرمقاله_اکونومیست
#MeFirst
◽️@utfinance◽️
/آموزه «من اولویتم» تهدیدی برای رفاه است/
#اکونومیست :
چیزی جدید در #چپ در حال شکلگیری است. گروه تازهای از سوسیالیستها میخواهند اقتصاد را با کنترل قیمتها، مالیاتهای سنگین بر ثروت و موجی از ملیسازیها بازسازی کنند. آنها که از خشم ناشی از غزه انرژی گرفتهاند، با سرعتی چشمگیر در حال جذب رأیدهندگان هستند.
بسیاری از آنها اخیراً به شهرت رسیدهاند، مانند زک پولانسکی، رهبر حزب سبز در بریتانیا، یا زهران ممدانی، شهردار نیویورک. برخی دیگر از چهرههای سیاسی دیرینه هستند: ژان لوک ملانشون هفتاد ساله برای چهارمین بار برای ریاستجمهوری فرانسه خیز برداشته است، اما حمایت گسترده ۲۰ و چند سالههای «نسل Z» او را دوباره در مسیر کاخ الیزه قرار داده است.
آن را #سوسیالیسم_نسل_زد بنامید. نه به این دلیل که همه هواداران آن جوان هستند - یا به این دلیل که متمایل بودن جوانان به چپ چیز جدیدی است - بلکه به این دلیل که این برندی از چپگرایی است که برای عصر تیکتاک ساخته شده و انقلابیون جوان امروزی از آن حمایت میکنند.
🔗 متن کامل ترجمه فارسی را اینجا بخوانید
#سوسیالیسم
#سرمقاله_اکونومیست
#MeFirst
◽️@utfinance◽️
Telegraph
سرمقاله اکونومیست: چگونه با سوسیالیسم نسل Z مقابله کنیم
آموزه «من اولویتم» (me-first) تهدیدی برای رفاه است چیزی جدید در چپ در حال شکلگیری است. گروه تازهای از سوسیالیستها میخواهند اقتصاد را با کنترل قیمتها، مالیاتهای سنگین بر ثروت و موجی از ملیسازیها بازسازی کنند. آنها که از خشم ناشی از غزه انرژی گرفتهاند،…
👌12❤7👍3