Use it or Lose it
3.03K subscribers
175 photos
1 video
94 links
Social Neuroscientist, Neuroanthropologist
Multi/Interdisciplinary researcher

— Use it well 🧠
Download Telegram
تجاوز معرفتی! — Epistemic trespassers

عصری که ما توش زندگی میکنیم، عصر توسعه علوم بین رشته‎ایه. این روزا آدم های زیادی رو میبنیم که خارج از رشته اصلیشون دارن فعالیت میکنن و تازه موفق هم هستند.

مثلا یک ریاضیدان رو میبنیم که در بازار های مالی مشغول به فعالیته. یا روانشناس‌ها رو با زیست شناس‌ها میبنیم که دارن روی یک پروژه مشترک برای درک عملکرد مغز کار میکنن. وقتی توی این روزا اسمی از نوروساینس برده میشه، میدونیم که ماجرا به یک رشته ختم نمیشه، بلکه فیزیک، آمار، زیست شناسی، روانشناسی، پزشکی، و رشته های مختلف دور هم جمع شدن تا سر از کار مغز در بیارن. بعضی جاها مثل استارتاپ‌ها و شرکت‌ها که یک شخص رو از خارج از رشته تخصصیش استخدام میکنن تا عملا ایده های جدید شکل بگیره، چون اون فرد داره خارج از چهارچوب های داخلی اون رشته فکر میکنه و نسبت به محدودیت های اون رشته آگاهی کمتری داره.

شرکت ها هم بدشون نمیاد همچین کاری رو انجام بدن چون سریع‌تر به ایده های جذاب و خلاقانه میرسن. و خب چی از این بهتر؟ به هر حال برای اینکه بتونیم به یک سری اهدافمون برسیم که هرگز نرسیدیم، باید کار هایی رو بکنیم که هرگز نکردیم، اینطور نیست؟
👍226
Use it or Lose it
تجاوز معرفتی! — Epistemic trespassers عصری که ما توش زندگی میکنیم، عصر توسعه علوم بین رشته‎ایه. این روزا آدم های زیادی رو میبنیم که خارج از رشته اصلیشون دارن فعالیت میکنن و تازه موفق هم هستند. مثلا یک ریاضیدان رو میبنیم که در بازار های مالی مشغول به فعالیته.…
اما خب این همه ماجرا نیست و بیاید کمی دقیق تر نگاه کنیم.
شاید به ظاهر، مردم از این موضوع استقبال هم بکنن و کلی فایده هم داشته باشه، اما اگر با دقت بیشتری به این مسئله‌ها نگاه کنیم، متوجه میشیم که این موضوع همیشه و در هر شرایطی مفید نیست، و اگر آگاهی و تفکر انتقادی درستی نداشته باشیم ممکنه اشتباهاتی هم پیش بیاد! حال چه مشکلاتی ممکنه پیش بیاد و چطور میشه ازشون جلوگیری کرد؟ مشکل اینجاست که افرادی که در یک زمینه‌ای تخصص دارن در مورد زمینه های دیگه شروع میکنن به اظهار نظر، این مسئله ذاتا مشکلی نداره، اما خب این اظهار نظر در برخی از موارد بدون داشتن استدلال های درست و منطقی میتونه مشکل ساز بشه، مثلا یا تحلیل یا نتیجه گیری درستی نداشتن و یا منابع کافی و خوبی رو برای اون گفته معرفی نکردن. و خب اگر به درستی این کار صورت نگیره، دقیقا میشه همون متجاوزان معرفتی. بیاید در دنیای واقعی این موضوع رو بررسی کنیم و ببنیم که اگر بدون منابع و تحلیل های درست صحبت کنیم حتی اگر متخصص باشیم میتونه چه اتفاقاتی رخ بده.

سال 1998 بود که اندرو ویکفیلد، پزشک سابق بریتانیایی، پژوهشش رو در مجله The Lancet منتشر کرد و در آن مدعی شد که ارتباطی بین واکسن(سرخک، اوریون و سرخجه) MMR و اوتیسم کشف کرده، اما خب چی شد؟ بعداً مشخص شد که این مطالعه تقلبی بوده و مجوز پزشکی ویکفیلد لغو شد. حتی مطالعات بعدی هیچ نشونه ایی از ارتباط این واکسن ها پیدا نکردن. ویکفیلد هیچ تخصصی در اپیدمیولوژی و ایمونولوژی نداشت و هیچ استدلال علمی و منطقی درستی رو هم ارائه نکرده بود و با این وجود با اطمینان روی نظر خودش پافشاری میکرد. اگر چه که بعدا حرفش را پس گرفت! اما ادعاهای غلط ویکفیلد همچنان توسط یک سری آدما باور میشه و باعث شده که یک موج منفی نسبت به واکسیناسیون رخ بده و سرخک در برخی مناطق دوباره شیوع پیدا کند.

این ماجرا، تنها برای ویکفیلد هم رخ نداد، بلکه آدم های زیادی هستند با اعتبارات علمی زیاد دچار تجاوز معرفتی شدند. مثل تیم هانت، تیم هانت برنده جایز نوبل پزشکی بود، وقتی که برای کنفرانسی در مورد زنان دعوتش کردند، در اونجا صحبتی جنسیتی علیه زنان کرد بدون اینکه علت و منطق خودش رو به خوبی توضیح بده، و خب نظرات هانت بعد از اون کنفرانس سریع پخش شد و نقد های زیادی بهش شد، حال چه اتفاقی افتاد برای هانت؟ مجبور شد که از سمت خودش در دانشگاه کالج لندن استفعا بده. مشکل هانت و ویکفیلد این نبود که در شاخه غیر تخصصی خودشون نظر دادن، مشکل ماجرا اونجا بود که هیچ استدلال، منطق و منبع درستی از حرفاشون ارائه نکردند.
👍174
Use it or Lose it
اما خب این همه ماجرا نیست و بیاید کمی دقیق تر نگاه کنیم. شاید به ظاهر، مردم از این موضوع استقبال هم بکنن و کلی فایده هم داشته باشه، اما اگر با دقت بیشتری به این مسئله‌ها نگاه کنیم، متوجه میشیم که این موضوع همیشه و در هر شرایطی مفید نیست، و اگر آگاهی و تفکر…
چرا حالا این مسئله رخ داده؟
تفکر انتقادی به ما برای داشتن درک درستی از یک موضوع یا یک مسئله کمک میکنه. اما خب، برخی از اوقات اشتباهاتی که دانشمندا میتونن مرتکب بشن، میتونه عواقب خیلی جدی رو برای خود علم داشته باشه. یکی از نکته هایی که مهمه اینه که آیا دانشمندا مهارت و دانش لازم رو برای رویارویی با مردمی که متخصص نیستن و فکر ذهنشون هزار تا جای دیگه هم هست رو دارن یا نه؟! هر دانشمندی جدا از صرف تخصصی که داره، باید شایستگی لازم رو هم برای گفتگو با مردم رو داشته باشه. همینطور اصلا دانشمندا حق تصمیم گیری رو برای مردم ندارن.

وجود اختلاف نظر ها توی علم یک مسئله طبیعیه و عجیب نیست. اصلا همین اختلاف نظر ها و بحث هایی که پیش میاد باعث شده علم رشد پیدا کنه. اما وقتی که میایم مسئله ویکفیلد رو نگاه میکنیم در رابطه با واکسن ها و ارتباطشون میبنیم، میفهمیم که کم کم اون موضوع از دایره متخصص های اون رشته خارج میشه و تبدیل میشه به یک مسئله مورد گفتگو در بین غیر متخصص ها و در بین مردم میچرخه و بعد ممکنه کمی کار سخت تر بشه. چرا که کنترل اون موضوع از دست متخصصین اون رشته خارج میشه و حتی میتونه بحران های مختلف رو ایجاد بکنه چرا که بدون در نظر گرفتن تفکر انتقادی یک نقد صورت گرفته، و وقتی این موضوع حالت مالی و یا منفعتی پیدا میکنه دیگه در افکار عمومی جا پیدا میکنه و دیگه قانع کردن توده مردم برای تغیر یک رویه درمانی یا یک موضوع دشوار تبدیل میشه.

حال چطور میتونیم توی این موقعیت ها قضاوت درستی و منطقی داشته باشیم؟
ما باید سعی کنیم جدا از اینکه ممکنه یک دانشمند و یا یک محقق یک موضوعی رو به اشتباهی مطرح کرده، باید سعی کنیم با تفکری منتقدانه‌ی درست و دارای یک استدلال قابل تحلیل بهش نگاه کنیم و شروع کنیم به بررسی مدارک و شواهدی موجود. حال چطور؟ با تفکر انتقادی یا همون تفکر نقادانه، خب ما میتونیم از راه های مختلفی به اون موضوع نگاه کنیم تا به درک خوبی ازش برسیم. برای مثال نگاه کنیم چه کسی اون حرف رو زده، و یا دقیقا چه چیزی گفته و در کجا این حرف رو زده. وقتی در مورد تفکر انتقادی صحبت میکنیم، منظورمون این است که، بتونیم اطلاعات رو به شکل واقعی و بی طرفانه تحلیل و بررسی کنیم و بعد دست به قضاوتی معقولانه بزنیم. این تفکر به ما اجازه میده که به بهترین راه حل ممکن برسیم، چرا که به ما در شناخت یک مشکل به خوبی کمک میکنه.

به جز اینکه ما هم باید تفکر انتقادی خوبی داشته باشیم و هر چیزی رو به سادگی قبول نکنیم، اما دانشمندا هم باید خودشون رو موظف کنن که در برخورد با مردم یک سری قانون‌هایی رو هم رعایت کنند که معمولا توی جمع های تخصصیشون خیلی مهم نیست، چرا که در فرهنگ های تخصصی بین خودشون شک و بررسی بیشتره ولی این مسئله ممکنه در بین مردم خیلی رایج نباشه. این مسئله وقتی بیشتر اهمیت پیدا میکنه که یک دانشمندی و شخصی شهرت پیدا میکنه، اون موقع باید خیلی مراقب حرف‌هایی که در جمع عمومی میزنه باشه. مثل آقای نسیم طالب نویسنده کتاب قوی سیاه و ... که بعضی اوقات در توئیتر اظهار نظر‌هایی میکنه که یا درست نیست یا دقیق نیست و برخی از متخصص های اون رشته هم بهش ناردستی حرفش رو گوش زد، اما خب به خاطر شهرتی که نسیم طالب داره عملا اون مخالفت‌ها دیده نمیشه و مردم نمیتونن قضاوت درستی در نهایت داشته باشن. بهتره تا زمانی که مطمئن نشدیم در مورد اون موضوع حرفی نزنیم و یا حداقل با این میزان از اعتماد بنفس در موردش صحبت نکنیم.
👍113
Use it or Lose it
چرا حالا این مسئله رخ داده؟ تفکر انتقادی به ما برای داشتن درک درستی از یک موضوع یا یک مسئله کمک میکنه. اما خب، برخی از اوقات اشتباهاتی که دانشمندا میتونن مرتکب بشن، میتونه عواقب خیلی جدی رو برای خود علم داشته باشه. یکی از نکته هایی که مهمه اینه که آیا دانشمندا…
حکایت های این شکلی کم نیست، زیاد میبنیم کسایی که در یک رشته تخصص ندارند در رشته های دیگه هم اظهار نظر میکنن و خودشون رو صاحب نظر هم میدونن، همینطور که گفتم اینکه بتونیم توی موضوعات دیگه نظر بدیم خیلی هم خوبه، اما مهمه که به خوبی و با استدلال درست اینکار رو انجام بدیم. برای مثال ریچارد داوکینز حرف های زیادی در مورد دین میزنه، در صورتی که اطلاعات زیادی در مورد اون رشته نداره، این حرف شخص من نیست، متخصصین مربوط به دین و فلسفه اینو می‎گن. از این سمت هم اگر ما بدون داشتن تخصص بخوایم داوکینز رو نقد کنیم دچار تجاوز معرفتی میشیم!

در نهایت، بسیار مهمه که تفکر نقادانه داشته باشیم و هر موضوع و مسئله‌ای رو به سادگی پذیرش نکنیم. بعضی ها فکر میکنن چون یک نفری در یک رشته تخصص داره و به خاطر تواناهایی تفکر نقادانه ایی که داره میتونه زمینه های دیگه رو هم بهتر درک کنه، این حرف ذاتا مشکلی نداره. اما معمولا در مورد میزان این درک دچار توهم میشیم. در پست بعدی در مورد اثر دانینگ-کروگر و تفکر انتقادی صحبت میکنیم تا متوجه بشیم چطور دچار توهم آگاهی میشیم و چطور از صحت یک موضوع مطلع بشیم.

References :
— Academic.oup.com
— Online.ucpress.edu
— Springer.com
— Gastbokdelux.com
👍176
بزرگترین دشمن دانش جهل نیست، توهم دانش است.
— استیون هاوکینگ

بعضی از وقتا متخصصین یک رشته به گمان خودشون مسائل یک رشته دیگه حس میکنن، که خوب درکشون میکنن و یا خوب بلدن تحلیلش کنن. در صورتی که تنها دارن با مدل ذهنی خودشون خارج از محدودیت‌های اون موضوع فکر می‌کنن.

سال ۲۰۱۲ اومدن یک تحقیق جالبی رو انجام دادن که توی این تحقیق میومدن در یک مدرسه راهنمایی(متوسطه) به بچه‌ها یک مسأله ریاضی می‌دادن، و خب بهشون می‌گفتن فرض کنید داخل یک کِشتی ما ۲۶ تا بُز داریم و ۱۰ تا هم گوسفند، حالا شما حساب کنید که سن ملوان اون کِشتی چقدره؟! جالب بود که ۷۵% درصد از اون بچه‌ها جواب هاشون رو به صورت عددی تحویل دادن! یعنی بدون اینکه شکی کنن یا تعجب کنن که اصلاً ورودی‌های مسأله هیچ ارتباطی به سوال اصلی نداره. موضوع وقتی جالب میشه که از یکیشون می‌پرسن چطوری تونستی جواب این مسأله رو ۳۶ بدست بیاری؟

پاسخ می‌ده که، این کاریه که همیشه باید توی این مسائل انجام بدیم، دو تا عدد داشتیم، و هر دو رو جمع کردم! تازه این مسأله آسونی بود و من تونستم سریع تمومش کنم.
👍188
پس در نتیجه مهمه که در هر زمینه، شواهد و مهارت کافی رو بررسی و مطالعه کنیم، برای اینکه بتونیم یک نتیجه‌گیری برسیم. این داستان رو تعریف کردم براتون که بتونیم درک درستی از توهم دانش و یا همون اثر دانینگ-کروگر داشته باشیم.

معمولاً افرادی که دچار این نوع سوگیری میشن افرادی هستند که از توهم برتری آگاهیشون حتی رنج هم می‌برن، و به اشتباه توانایشون رو خیلی بیشتر از چیزی که واقعیت داره می‌دونن. به عبارتی دیگه این جور آدما اعتماد بنفسی بیش از اندازه روی آگاهی و توانایی خودشون دارن در نتیجه باعث میشه که اصلاً نتونن دیدگاه‌های مختلف رو بررسی و پذیرش کنن.

یادمون نره که منظور ما این نیست که آدم‌ها حق ندارن در مورد چیزی که تخصصشون نیست نظر بدن، نه مشکلی نیست خیلی خوبه که این اتفاق بی‌افته، همه می‌تونن به موضوعات مختلف فکر کنن و به هر حال یک نظری داشته باشن، اما همیشه موقع ابراز نظر هامون باید مراقب باشیم که داریم با چه میزان دقتی در اون مورد صحبت می‌کنیم.

برای اینکه جلوگیری کنیم از این مسئله تا دچار این سوگیری نشیم، سعی کنیم که خوب مطالعه کنیم، دیدگاه‌های مختلف رو در اون زمینه رو بررسی کنیم، منابع مختلف رو مطالعه و تحلیل کنیم و در صورت نیاز از منابع خوب در حرفامون استفاده کنیم و تا زمانی که مطمئن نشدیم در مورد مسأله‌ای، قطعی و صد در صدی نظر ندیم.
👍137
یک نکته دیگه هم که یادتون نره به خاطر داشته باشید این هست که ما آزادیم که وقتمون رو اونطوری که دوست داریم استفاده کنیم، توی هر زمینه‌ایی که بهش مشتاقیم، اما خب همیشه هم لزوم نداره نتایجی که بدست میاریم رو انتشار بدیم. مثلاً نیوتون هم وقت‌های زیادی رو برای کتاب‌های مقدس و شیوه‌های کیمیاگری گذاشته و خب اون زمان کنجکاو بوده که در این مورد بدونه، واقعاً هم بهش علاقه‌مند بوده، حتی در اسنادی که موجود هست از نیوتون، به راحتی شوق و اشتیاقش قابل مشاهده هست، اما خب هیچ وقت در موردشون چیزی انتشار نداده.

خیلی از موضوعات که در رشته خودمون هم هستن، بدون پاسخ موندن، مثل قضیه آخر فرما که یک موضوع توی ریاضیاته، اما مدت‌ها ریاضی دان‌ها نمی‌دونستن شواهدشون برای حل کردن این مسأله، کمه یا مهارت و ابزار هاشون. برای همین شما خودتون تصور کنید که اگر خارج از شاخه تخصصی ما باشه و بدون رعایت کردن قواعد واردشون بشیم اوضاع چطوری می‌تونه باشه.

خیلی از سؤالاتی که توی علم مطرح میشه، بعضی وقتا اصلاً مشخص نیست که برای دقیقاً چه رشته‌ای هست، مثلاً ممکنه اول کمی فلسفی به نظر برسه بعد همینطور رفته رفته تبدیل به یک موضوع در فیزیک بشه، و این موضوع فواید جالبی هم داره. مثل زمانی که فیزیک کوانتوم شکل گرفت، خب با شکل‌گیری فیزیک کوانتوم، کلی سؤال جدید در شیمی، زیست‌شناسی و... مابقی رشته‌ها شکل گرفت و برخی اوقات هم سؤالات قدیمی به شیوه‌ها و نگرش‌های جدید پرسیده می‌شد.

به قول ‌تری تائو ریاضیدان بزرگ، در ریاضیات گاهی از اوقات می‌تونیم حدس بزنیم که احتمالاً بعضی از مسائل به زودی قابل حل نیستند چرا که ابزار‌های مناسبی برای حلشون هنوز وجود نداره.
👍124
در نهایت، ما باید شک کنیم، که آیا به میزان کافی در مورد اون مسأله آگاهی داریم؟ و آیا مسیر درستی برای پاسخ دادن به اون سؤال میدونیم؟ و بعضی اوقات بریم با چند تا متخصص توی اون رشته صحبت کنیم و نظرشون رو هم بپرسیم.

در آخر این صحبت هم باید بدونیم که علم همیشه بر اساس تصمیم جامعه علمی جلو میره، که بهش
اِجماع(توافق) گفته میشه. همیشه این جامعه علمی هست که تلاش می‌کنه‌ ایده‌های جدید رو قبول و یا رد کنه. در واقع این کار برای حفظ و حراست خود علمه، اما خب با وجود این مسأله هم، همیشه جامعه علمی هم تصمیم‌های درستی نگرفته، بعضی اوقات ممکن بوده یک سری مسائل رو کم اهمیت یا بی‌اهمیت جلوه بده.

مثل موضوع
لودوینگ بولتسمانه، که نظریه‌اش در زمانی که زنده بود جدی گرفته نشد و خودکشی کرد، اما خب بعد از مدت کوتاهی متوجه اهمیت کارش شدن و الان بولتسمان رو به عنوان یکی از بزرگان فیزیک آماری می‌شناسن.

علم نیاز به شهادت نداره، بالاخره حقیقت بر ملا میشه! –
دیوید هیلبرت

References :
Image
Wikipedia.org
Psychologytoday.com
Tandfonline.com
Indiana.edu
👍74
"سال نو، نِگرش نو"

در آستانه شروع سال جدید، امیدوارم نکات زیر به شما برای داشتن سالی بهتر کمک کنه.

۱. باید به خاطر داشت که شرایط‌ایده‌آل تنها یک دروغ به خود ماست. حتی به فرض اگر بهترین شرایط برای ما فراهم بشه، باز هم همیشه مسأله‌ایی در خلاف هدف، یا بینش ما وجود داره، در بیشتر اوقات هم این مسئله عمل میکنه، که موضوعی در خلاف بینش و باور های ما باشه، پس هیچ وقت شرایط ایده آل نخواهد بود، اما با قبول کردن این موضوع میتوان کمک شایانی به خودمون و بهبود شرایط بکنیم.

۲. واقعیت اینه که اگر روی نداشته‌های خودمان بیش از یک اندازه تمرکز و تفکر کنیم، داشته‌هایمان را هم از دست می‌دهیم اما اگر روی داشته‌ها و شرایط فعلی خودمان تمرکز کنیم می‌توانیم نداشته‌هایمان را هم بدست بیاریم.

۳. در نهایت به خاطر داشته باشیم برخی از چیزی‌هایی که برای ما اتفاق می‌افته همراه با درسی ارزشمند و مهم برای ماست و تا زمانی که آن را فرا نگیریم به قدری تکرار میشه تا به هدف آن درس برسیم؛ حتی رنج‌ها و غم‌های ما.

با این همه آن رنج شما، گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما، پرده شمایید
مولوی

امیدوارم سال خوبی رو برای خودتون بسازید.
پیروز و سربلند باشید.
🧠 UseData
31👍6
Forwarded from منابع بیگانه (𝑵𝒊𝒌𝒂)
عیدانه‌ی من و تیم ساینس‌کلاب هم این وبینارهای نوروزی هستن که توسط ادمین‌های هربخش، برای نوروز تدارک دیده شدن تا در این فرصت تعطیلی، درزمینه‌های مختلف بتونیم یادگیری داشته باشیم. اطلاعات بیشتر مربوط به وبینارها، یک روز قبل در کانال منابع ساینس کلاب قرار خواهد گرفت و لینک شرکت در هر وبینار نیز توی همون روز، توی کانال قرار می‌گیره. منتظر اطلاعات بیشتر باشید و عیدتون مبارک ︎.
👍111
تست MBTI: چرت محض!

سال 1917 بود که کاترین بریگز با داماد آینده خودش ملاقات کرد و متوجه شد که شخصیتش چقدر با بقیه افراد خانواده فرق داره. او برای درک بهتر این تفاوت شروع به مطالعه زندگی افراد مشهور کرد و در نهایت تمام این مطالعات چهار تیپ شخصیتی اصلی رو ایجاد کرد : متفکر - خودجوش - علمگرا - اجتماعی

وقتی که کتاب «تیپ های روان‌شناختی» یونگ در سال 1923 در امریکا به انگلیسی ترجمه شد، اون تصمیم گرفت که تحقیقات قبلی خودش را به یک چیز کاربردی تر تبدیل کنه.

ادامه مطلب - خواندن کمتر از 7 دقیقه
🧠 UseData
👍262
Use it or Lose it
تست MBTI: چرت محض! سال 1917 بود که کاترین بریگز با داماد آینده خودش ملاقات کرد و متوجه شد که شخصیتش چقدر با بقیه افراد خانواده فرق داره. او برای درک بهتر این تفاوت شروع به مطالعه زندگی افراد مشهور کرد و در نهایت تمام این مطالعات چهار تیپ شخصیتی اصلی رو ایجاد…
خلاصه این مطلب :
تست MBTI، هیچ اعتباری علمی ندارد. - آدام گرانت

امروزه MBTI شهرت خیلی خوبی داره و در آمریکا به صورت میانگین سالانه 3 میلیون نفر از این تست برای خودشناسی استفاده میکنن! این آزمون ادعا میکنه بر اساس 93 تا سوال میتونه کل مردم رو در 16 گروه شخصیتی گروه بندی کنه و بر این باور هست که این کار میتونه بسیار کمک کنه به درک بهتر هر شخص از شخصیت خودش.

حال رویکرد به اصطلاح علمی MBTI چه نقد هایی بهش وارد هست؟
• هیچ اعتباری علمی وجود نداره!
• روایی و پایایی کم.
• نتایج نامعتبر!

وقتی ما یک سری حرف مبهم و یا کلی در مورد خودمون میشنویم، به دنبال ربط دادنشون به خودمون میگردیم و اگر اون موضوع به اندازه کافی مبهم و یا کلی باشه، ارتباطی پیدا میکنیم که اون حرف ها رو به شخصیت خود یا سرنوشتمون وصل کنه!

اثر بارنوم
برترام فورر
یک آزمون شخصیت شناسی به دانشجو های خودش داد و از اون ها خواست که به این آزمون پاسخ بدن. فورر به دانشجوی های خودش گفت با خواندن جواب هایی که به این آزمون دادن، شخصیت اونها رو تحلیل کرده و به هر کدوم از اونها میگه چه شخصیتی دارن! چند روز بعد فورر به دانشجو های خودش یک سری برگه نشان داد که در اون توضیحاتی در مورد ویژگی های شخصیتی آنها نوشته شده بود و از اونها خواست که بر اساس اینکه توضیحاتش چقدر واقعیت دارن از 0 تا 5 به او یک نمره بدن. نمره 0 نشون میداد که اصلا هیچ ربطی نداره اون ویژگی ها به شخصیت اون نفر، و نمره 5 هم که مشخصه. حال موضوع جالب میشه وقتی بدونید میانگین نمرات 4.26 بود! وقتی که نتایج اعلام شد، فورر به تمام دانشجویانش این موضوع رو افشا کرد و به آنها گفت که من این پاسخ ها رو از یک کتاب فالگیری در یک دکه روزنامه فروشی کپی کردم. تمام توضیحات یکسان، کلی و مبهم بودن که هر شخصی میتونه برای خودش تفسیر کنه. پس MBTI هم دست کمی از این موضوع نداره.

هیچ فایده‌ای در کار نیست.
اوایل سال 2000 بود که کاربرد های آزمون MBTI در محیط کار پیشنهاد شد. گفته میشد که این کار باعث افزایش بهره وری در محیط کار و بهبود همکاری بین کارکنان میشه. اما سال 2006 بود که به این نتیجه رسیدند که شواهد کافی برای این ایده وجود ندارد و تازه مشکلاتی هم ایجاد میکنه. عصب شناسان هم روی این موضوع شروع به کار کردند، و به این نتیجه رسیدند که حتی نتایج این تست با عملکرد کلی در محیط کار هیچ ارتباطی نداره.

تحقیقات مثبت در مورد MBTI
تمام موسسات و شرکت هایی که برای انجام این تست از شما پول میگیرند و در وبلاگ هایشان کلی تحقیقات مثبت و خوب رو در مورد MBTI منتشر میکنند، از یک منبع مشترک برای این تحقیقات استفاده میکنند، و آن هم «The Center for Applications of Psychological Type» نام دارد.

مشکل این موضوع کجاست؟
این مرکز روانشناختی توسط کاترین بریگز و دخترش ایزابل مایرز تاسیس شد.
به نظر شما آیا این مرکز نقدی رو بر تستی که خودش طراحی کرده وارد میکند؟ و اگر هم وارد کند نقدی معتبر و علمی است؟ این موضوع رو هم فراموش نکنید که نه مایرز و نه بریگز به طور رسمی در رشته روانشناسی تحصیل نکردند و هر دو در زمینه تست روان‌سنجی خودآموز بودند.

اگر MBTI علمی نیست و هیچ دانشمندی آن را قبول ندارد چرا هنوز بسیار رایج است؟

• نتایج چاپولس مانندی که حس خوبی(کاذب) رو به ما انتقال میده.
• غیر پیچیده بودن و ساده بودن نتایج.
• سود اقتصادی خوب و مناسب از برای برگزار کنندگان این آزمون.


نتیجه گیری :
در نهایت منظور ما این نیست که MBTI به طور کامل بدون فایده است. نه اینطور نیست، می‌توان از آن برای تفریح و سرگرمی استفاده کرد. موفق باشید.

نسخه کامل را در ویرگول بخوانید. - خواندن کمتر از 7 دقیقه.
🧠 UseData
👍4510🤔2
بعضی اوقات، این یک راز نیست، فقط مربوط به ما نمی‌شه.

شاید شما به صورت ناخواسته کنجکاو شده باشید و تلاش کرده باشید تا در مورد موضوعی از فردی مطلع بشید، اما اگر شما با این کار به حریم خصوصی شخص تجاوز کرده باشید، همچنان این کنجکاوی را ادامه میدهید؟

با اینکار، در هر شرایطی و برای هر کسی، چه برای هیجان، چه برای کمک کردن و چه برای سر در آوردن از یک موضوع، هم به حریم خصوصی اون شخص تجاوز کردید و هم به اون فرد حس "ناامنی" دادید. در هر حالتی باید به حریم خصوصی افراد احترام بزارید، حریم خصوصی همیشه یک تعریف یکسان نداره و می‌تونه بر اساس محیط، شرایط و افراد تعریف متفاوتی داشته باشه.

دوستان واقعی،جاسوسی نمی‌کنند، بلکه به حریم خصوصی یکدیگر احترام می گذارند. حریم خصوصی یک ضرورت است، نه یک حق.

اما حالا چطور می‌تونیم درک بهتری از حریم شخصی خود، و دیگران داشته باشیم، و ناخواسته این حریم را زیر پا نذاریم ؟ در پست بعدی به بررسی این موضوع می‌پردازیم. میتوانید در مورد درک حریم خصوصی در روابط از منبع زیر، اطلاعات بهتری بدست بیاورید.

How Much Privacy Is Good for a Relationship?

🧠 UseData
17👍5
Forwarded from منابع بیگانه (Barmaan)
زیبایی‌شناسی‌عصبی
بارمان و کمیل
در این وبینار به زیبایی‌شناسی‌عصبی موسیقی و بصری می‌پردازیم. در مورد آزمایش های انجام شده صحبت می‌کنیم و مروری هم بر تاریخچه زیبایی‌شناسی عصبی خواهیم داشت.
- وبینار ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر سه‌شنبه در گوگل‌میت برگزار می‌شه.
-وبینار رایگانه.
- برای شرکت در وبینار باید از طریق این لینک ثبت‌نام کنید (از وی‌پی‌ان‌ استفاده کنید):
https://www.eventbrite.it/e/618474402587
- پس از ثبت‌نام، لینک شرکت در وبینار براتون ایمیل می‌شه.
- اگر مشکلی در ثبت نام داشتید می‌تونید به @Barmaaaan پیام بدید.
5👍2
حریم خصوصی در اصل چه تعریفی داره؟
اگر بخواهیم ادبی آن را توضیح بدهیم، میتوان گفت :
حریم
خصوصی به عبارتی همان مرزهای احساسی و روانی می‌باشد که هر شخص برای خودش دارد و بدون حفظ نمودن آن نمی‌تواند روابط اجتماعی و زندگی موفقی را داشته باشد.

این کار نه تنها به دلیل قوانین، بلکه برای احترام به افراد دیگر نیز باید انجام شود. اما به طور کلی تعریف یکسانی از حریم خصوصی-شخصی وجود ندارد، میتواند برای هر کدام از ما متفاوت باشد. پس مهم است به طور یکسان به حریم خصوصی دیگران فکر نکنیم، چرا که در موقعیت های مختلف، تعریف ما از حریم خصوصی تغیر میکند.

ادامه مطلب - خواندن کمتر از 6 دقیقه
🧠 UseData
👍101
Use it or Lose it
حریم خصوصی در اصل چه تعریفی داره؟ اگر بخواهیم ادبی آن را توضیح بدهیم، میتوان گفت : حریم خصوصی به عبارتی همان مرزهای احساسی و روانی می‌باشد که هر شخص برای خودش دارد و بدون حفظ نمودن آن نمی‌تواند روابط اجتماعی و زندگی موفقی را داشته باشد. این کار نه تنها به…
خلاصه این مطلب :

من که چیزی برای پنهان کردن ندارم، چرا باید به حریم خصوصی خودم اهمیت بدم؟
ما باید به حریم خصوصی خود و دیگران اهمیت بدیم، حتی اگر چیزی برای پنهان کردن نداشته باشیم. به دو دلیل مهم؛ دلایل ایدئولوژیک، دلایل علمی.

دلایل ایدئولوژیک
• حریم خصوصی، یک ضرورت است، که شاید همیشه از آن برخوردار نبودیم.
• حریم خصوصی، یکی از مولفه های حقوق بشر است.
• اینکه چیزی را برای پنهان کردن نداریم، در حقیقت، چندان درست و واقعی نیست.

حریم خصوصی را با محرمانه بودن یا راز داری اشتباه نگیرید. همه ما میدانیم در حمام چه میکنیم، اما باز هم در را میبندیم. به این علت که شما حریم خصوصی را میخواهید، نه محرمانه بودن را. بیشتر اوقات ما در تلفن همراه خودمان محتوای خاصی نداریم، اما دوست نداریم دیگری آن را تماشا کند، به همین علت است که همه ما نیاز به حریم خصوصی و روانی داریم.

دلایل علمی
• اطلاعات در دست افراد نامناسب، خطرناک میشه، حتی اگر مهم نباشه.
• آینده غیر قابل پیش بینیست.
• زندگی شخصی شما، خارج از چارچوب تبدیل به سلاح میشود.
• اطلاعات شما ارزشمنده.

شرکت هایی مثل، فیسبوک، تلگرام، گوگل و.. به شما اجازه میدهند به صورت نامحدودی اطلاعات را رایگان در سرور هایشان آپلود کنید، تا به حال فکر کردید مدل کسب و کار آنها چطور است؟ چگونه این همه پول در می آورند؟ آنها اطلاعات شما را به شرکت های تبلیغاتی، میفروشند.

اما هیچ وقت از شما نپرسیده اند که آیا میخواهید اطلاعات خودتان را بفروشید؟ آیا اگر بپرسند به آنها پاسخ میدهید؟ اگر شخصی از شما 100 تا سوال در مورد زندگی شخصی تان بپرسید تا آن را بفروشید، این کار را میکنید؟ احتمالا نه، درسته؟ اما هر بار که از سرویسی استفاده میکنید که از فروش اطلاعات شما درآمد زایی میکند، اجازه میدهید این اتفاق به سادگی بی افتد.


یاد بگیریم راز نگه دار باشیم و به حریم خصوصی دیگران احترام بگذاریم.
پس حتی اگر دوست صمیمی ما باشه، نمیتوانیم قبل از اینکه در اتاق را بزنیم و از او اجازه بگیریم، وارد اتاق شویم. نمیتوانیم از وسایل دیگران استفاده کنیم، بدون اینکه اجازه بگیریم، نمیتوانیم از دیگران بخواهیم اسرارشان را با ما در اشتراک بگذارند، وقتی از این کار حس خوبی نمیگیرند، ما اغلب به دلایل مختلف، مرزهای زندگی شخصی یک نفر را نادیده می گیریم.

شاید صحبت در مورد حریم خصوصی-روانی هیچ وقت به پایان نرسد، اما تلاش کردیم تا درک واضحی از این موضوع در دنیای مجازی و واقعی به شما بدهیم، تا شاید از این پس جوری دیگری به حریم خصوصی خود اهمیت بدهید.

نسخه کامل را در ویرگول بخوانید. - خواندن کمتر از 6 دقیقه.
🧠 UseData
👍162
Use it or Lose it
حریم خصوصی در اصل چه تعریفی داره؟ اگر بخواهیم ادبی آن را توضیح بدهیم، میتوان گفت : حریم خصوصی به عبارتی همان مرزهای احساسی و روانی می‌باشد که هر شخص برای خودش دارد و بدون حفظ نمودن آن نمی‌تواند روابط اجتماعی و زندگی موفقی را داشته باشد. این کار نه تنها به…
حد و مرز خودت را مشخص کن، تا آرامشت را پیدا کنی.
Setting boundaries, Find Peace

این نویسنده که خودش هم تراپیسته، توضیح میده که توی این مدت فعالیتی که داشتم، افراد زیادی با مشکلات مختلف بهم رجوع کردن و بیشتر ریشه این مشکلاتشون نداشتنِ حد و مرز شخصی بوده.

نویسنده این کتاب یک سری نکات رو که در جلسات تراپی به مراجعینش میگفته رو منتشر میکرده و چون استقبال خوبی شده، به این نتیجه میرسه که همین نکات رو مرتب کنه، و حالا هم که تبدیل به کتاب شده.

این کتاب حدودا چهارده فصل داره و سعی میکنیم به صورت مختصر و مفید به نکات خوبِ این کتاب بپردازیم. این کتاب ترجمه هم شده و میتونید از طریق این لینک، کتاب رو تهیه کنید.

Amazon - 4.8/5 — Goodreads - 4.3/5

🧠 UseData
👍131
Use it or Lose it
حد و مرز خودت را مشخص کن، تا آرامشت را پیدا کنی. Setting boundaries, Find Peace این نویسنده که خودش هم تراپیسته، توضیح میده که توی این مدت فعالیتی که داشتم، افراد زیادی با مشکلات مختلف بهم رجوع کردن و بیشتر ریشه این مشکلاتشون نداشتنِ حد و مرز شخصی بوده. …
نداشتن حد و مرز شخصی، میتونه در هر چیزی مخصوصا روابط، برای ما مشکل ساز بشه، افرادی که روحیه «اجتنابی» (Avoidant) دارن، یکی از مشکلات اصلیشون اینه که حد و مرز فردی پررنگی رو ندارن. به همین دلیله که از اینکه یکی رو زیادی به خودشون نزدیک کنن میترسن.

از کجا متوجه بشیم که باید روی حد و مرز شخصی خودمان کار کنیم؟

- از اونهایی که ازتون کمک میگیرن، کم کم کینه به دل میگیرید.
- بیشتر اوقات شکایت میکنید که به بقیه کمک میکنید ولی اونها براتون کاری نمیکنند.
جواب تلفن رو نمدید یا تکستی رو باز نمیکنید که نکته ازتون درخواستی کرده باشن.
- وقتی برای خودتون ندارید.
- هر از گاهی هم دلتون میخواد همه چی رو رها کنید و از کنار اونهایی که میشناسید محو بشید.

اگر این موارد براتون آشناست، این کتاب قراره خیلی مفید باشه براتون. در ادامه این کتاب سعی میکنیم هر فصل رو به صورت مختصر و مفید توضیح بدیم.

🧠 UseData
13👍4
Use it or Lose it
حد و مرز خودت را مشخص کن، تا آرامشت را پیدا کنی. Setting boundaries, Find Peace این نویسنده که خودش هم تراپیسته، توضیح میده که توی این مدت فعالیتی که داشتم، افراد زیادی با مشکلات مختلف بهم رجوع کردن و بیشتر ریشه این مشکلاتشون نداشتنِ حد و مرز شخصی بوده. …
خلاصه فصل اول و دوم
حد و مرز فردی به چه معناست و اگر رعایت نکنیم ممکنه چه هزینه ایی برامون داشته باشه؟

همه ما، نیازمند به مرزگذاری در روابط خودمان داریم، در اصل مرزگذاری و مشخص کردن حد و مرز به ما کمک میکنه که احساس امنیت داشته باشیم. اگر ما نتونیم در یک رابطه نه بگیم، یا اگر یک چیزی ناراحتمون میکنه و نمیتونیم بگیم، اون رابطه آهسته آهسته مخرب میشه. رابطه های مخرب هم مشخصه، عامل استرس و... وقتی سوار هواپیما میشید، اول به شما هشدار میده که ماسک اکسیژن خودتون رو بزنید، و بعد به دیگری کمک کنید، این کتاب هم همین حرف رو میزنه.

ما در این کتاب به سه نوع از حد و مرز فردی میپردازیم.

- حد و مرز های ضعیف
وقتی یک نفر میبینه که یک سری چیزا باعث ناراحتیش میشه، یا میخواد نه بگه، و یا چیزی نمیگه، یا یک جوری بیان میکنه که اصلا متوجه نمیشیم،خیلی دنبال این هستند که مردم رو راضی کنن، محتاج به نظر بقیه هستن تا بفهمن دیدگاهشون درست یا غلط بوده، ترس از طرد شدن رو دارن، این افراد توی این دسته قرار میگیرن.

- حد و مرز بیش از اندازه خشک و غیر منعطف
این
افراد یک سری قوانین خاص دارن برای خودشون، و تحت هیچ شرایطی این قوانین رو زیر پا نمیزارن. مثلا با خودش اون شخص عهد کرده که به هیچ وجه به کسی پول فرضا قرض نده، حتی وقتی دوستش که آدم سالمیه و توی موقعیت سختی قرار گرفته، و به پول احتیاج داره باز هم این شخص کمکی نمیکنه. در اصل اون افراد دور خودشون یک دیوار کشیدن و بقیه آدم ها دور بشن و به نوعی از خودشون محافظت کنن. این آدما چیز زیادی در مورد خودشون نمیگن.

- حد و مرز سالم
معمولا
این افراد درک خوبی نسبت به احساسات و توانایی روانی و فیزیکی خودشون دارن.سعی میکنن گفته هاشون رو به صورت شفاف به دیگران انتقال بدن. جواب منفی رو به خودشون نمیگیرن، یعنی شخصیش نمیکنن، حرف طرف مقابلشون رو به خوبی گوش میکنن. در نتیجه در این روابط همه چیز برای خودشون و طرف مقابلشون شفاف تره.

برای اینکه حد و مرز سالمی رو برای خودمون مشخص کنیم، دو مرحله رو باید در نظر بگیریم. اول، بیان مرز هامون، دوم نشون دادن اون مرز در واقعیت و عمل. - اگر مثلا با دیر اومدن و بدقولی مشکل دارید، وقتی یکی از دوستانتون این رفتار رو کرد بهش بازخورد بدید از این رفتارش، بیشتر اوقات به این علت افراد نمیتونن مرز گذاری درستی داشته باشن که از واکنش دیگران میترسن.
نویسنده در مورد یک سری واکنش احتمالی صحبت میکنه که بهتره باهاش از قبل آشنا باشیم:

- پس زدن و شکایت کردن
- تست کردن (سعی میکنن چونه زنی کنن تا درخواستتون رو تغیر بدید.)
- توجه نکردن
- دفاعی رفتار کردن و شخصی کردن مسائل
- سرد شدن، قهر کردن، یا شاید قطع رابطه

اما خب این واکنش ها، واکنش های سالمی نیستند. پذیرفتن، این میتونه یک واکنش سالم باشه. مرزگذاری یک موضوع دو طرفه هست، و باید باهم در این مورد کنار بیاید و ببنید چه چیزی هایی برای هر دو شما قابل قبوله و توضیح بدید که از اون رفتار چه حسی پیدا میکنید، مثلا میتونید از توضیح دادن شرایطتون صحبت کنید؛ یادتون نره توضیح دادنتون شبیه به عذر خواهی نباشه، آن چیزی که راحت هستید رو بگید. اگر هم دیدیم اون شخص همیشه واکنش ناسالمی میده به ما، فکر کنم وقت بازنگری به اون رابطه رسیده و بهتره کمی دقیق تر به اون رابطه فکر و نگاه کنیم. احساس گناه هم عادیه، چون شما دارید با یک نوع ارزش های دیگه زندگی میکنید، پس خودتون رو بابت این حس سرزنش نکنید.

وقتی ما در اوایل روابطمون این موضوع حد و مرز رو مشخص نکنیم، یهو به خودمون میایم و میبنیم ضربه خوردیم و یا میگیم، باید خودش میفهید، چرا درک نکرد یا اینو همه میدونن، اما این موضوع کم کم میتونه حتی به کینه تبدیل بشه چون حرفشون رو نزدن کم کم حرف ها روی هم جمع میشه و تبدیل میشه به یک رفتار پسیو-اگرسیو(passive-aggressive)-(سردی، خصومت پنهان) یا وقتی بهشون میگید بیا حرفتو بزن، میگن دیگه فایده نداره و علتی براش پیدا نمیکنن و در نهایت میگن ما هم بگیم رفتارت تغیر نمیکنه پس نمیگیم، و این اینقدر تکرار میشه که یهو رابطه یا قطع میشه یا اسیب جدی بهش وارد میشه. حال چطور میتونیم متوجه بشیم یک شخص حد و مرز سالمی داره؟

اینجا یک سری نشونه هست که میتونیم از این موارد متوجه بشیم :
- تا وقتی که حرفشون، نارضایتی هاشون رو نزدن رابطه رو قطع نمیکنند.
- دائم از افرادی که باهاشون در رابطه هستند شکایت نمیکنند و در موردشون غیبت هم نمیکنن.

اینکه یک رابطه رو شخص قطع بکنه، ساده ترین حالت ممکنه، اما مشکل اونجاست که فرد یاد نمیگیره در مورد نارضایتی هاش صحبت بکنه و در اصل نویسنده در این مورد داره حرف میزنه.

🧠 UseData
17👍4
One Little Diagram Holds The Secret To Ending Procrastination Forever

"شما ممکن است تاخیر داشته باشید، اما زمان این کار را نمی کند."
— بنجامین فرانکلین

همه ما در معرض، اهمال کاری بودیم، هستیم و خواهیم بود. مشکل اصلی اینجاست که به تعویق انداختن کار اضطراب را در کوتاه مدت کاهش میده، اما در بلند مدت باعث افزایش این اضطراب میشه. بیشتر اوقات، «عادت های بد»، به همین علت ایجاد میشه، چرا که ما به دنبال راه حل هایی موقت هستیم، اما بعد از مدتی این رویکرد تبدیل به یک عادت میشه.

بیاید در مورد نموداری که در تصویر هست صحبت کنیم، آن شما هستید که در حال تعویق انداختن کار هستید و از انجام دادنشون سر باز میزنید.

🧠 UseData
👍194
Use it or Lose it
One Little Diagram Holds The Secret To Ending Procrastination Forever "شما ممکن است تاخیر داشته باشید، اما زمان این کار را نمی کند." — بنجامین فرانکلین همه ما در معرض، اهمال کاری بودیم، هستیم و خواهیم بود. مشکل اصلی اینجاست که به تعویق انداختن کار اضطراب…
خط قرمز - نشون میده که وقتی یک کاری رو به تعویق میندازیم چطوری سطح اضطراب ما بالاتر میره. دقت کنید که هر بار ما یک کار رو به تعویق میندازیم، اضطراب ما کم میشه، اما تنها به صورت موقت، اما به طور کلی اضطراب ما داره بیشتر و بیشتر میشه.

خط آبی - چطور باعث می‌شه با تحمل سطحی از اضطراب نسبتا بالا در یک دوره‌ی زمانی کوتاه، به آرامش برگردیم. به طور کلی، این خط به ما نشون میده که اگر بخوایم از چیزی اجتناب کنیم چه اتفاقی رخ میده.

دایره زرد - این قسمت به ما نشون میده که وقتی واقعا با چیزی رو به رو بشیم که نمیخوایم با اون رو به رو بشیم، چه اتفاقی می افته.

در نهایت، یکی از راه های مفید از بین بردن اهمال کاری این است که، بدانیم اجتناب کردن تنها یک راه حل حتی موقتی نیست، چرا که در ظاهر به کاهش موقتی اضطراب و استرس ما کمک میکند، اما در طولانی مدت میتواند آسیب زننده هم باشد. پس بهتره بدانیم، قرار است با کاری که با اهمال کاری پشت گوش انداخته ایم، دوباره رو به رو شویم، پس بهتره انجامش بدیم.

🧠 UseData
👍198