گاهی پیش میاد که یه ماجرا یا پروژه رو با دقت مهندسی میکنیم، همهچی رو مو به مو میچینیم، ولی بعد یه حسی ته دلمون میگه: «نه، هنوز اون چیزی که باید باشه نیست.» پس شروع نمیکنیم. بعد که بالاخره شروع میکنیم، با این تصور که همهچی قراره دقیقاً طبق برنامه پیش بره، میبینیم اوضاع اونطوری که فکر میکردیم نمیشه. اینجاست که باید به خودمون بگیم: «خب، این بار نشد، ولی دفعه بعد میشه.» درست مثل این کار از رابرت منگلد.
Robert Mangold, Print, 1973
Robert Mangold, Print, 1973
❤42
Use it or Lose it
The Experience Machine
مغز، یک ماشین پیش بینی کننده
مغز، یک ماشین پیش بینی کننده
این تصویر، که به نام تصویر مونی شناخته میشود، احتمالاً در نگاه اول چیزی خاصی به نظر نمیرسد—شاید فقط چند خط و لکههای سیاه و سفید. اما حالا عکس مخفی شده را باز کنید و به تصویر اصلی با طیف خاکستری نگاه کنید، سپس به تصویر مونی بازگردید.
تجربهی شما اساساً—و احتمالاً بهطور دائمی—تغییر کرده است. تصویر مونی اکنون ساختارمند و معنادار به نظر میرسد. این تغییر حتی بر رفتار شما تأثیر میگذارد: چشمان شما اکنون تصویر مونی را با دقت بیشتری بررسی میکنند و بر برجستهترین ویژگیهای آن، بهویژه چشمها و پنجههای گربهی کوچک، متمرکز میشوند.
این نمونهای است از یکی از اثرات اصلی که در سراسر این کتاب مورد تأکید قرار گرفته است. تصویر در نگاه دوم متفاوت به نظر میرسد، زیرا دانش بهبودیافتهی شما دربارهی جهان (در این مورد، دربارهی تصویر اصلی) به مغز شما کمک میکند تا پیشبینیهای بهتری انجام دهد.
Clark, A. (2024). The experience machine: How our minds predict and shape reality. Random House.
تجربهی شما اساساً—و احتمالاً بهطور دائمی—تغییر کرده است. تصویر مونی اکنون ساختارمند و معنادار به نظر میرسد. این تغییر حتی بر رفتار شما تأثیر میگذارد: چشمان شما اکنون تصویر مونی را با دقت بیشتری بررسی میکنند و بر برجستهترین ویژگیهای آن، بهویژه چشمها و پنجههای گربهی کوچک، متمرکز میشوند.
این نمونهای است از یکی از اثرات اصلی که در سراسر این کتاب مورد تأکید قرار گرفته است. تصویر در نگاه دوم متفاوت به نظر میرسد، زیرا دانش بهبودیافتهی شما دربارهی جهان (در این مورد، دربارهی تصویر اصلی) به مغز شما کمک میکند تا پیشبینیهای بهتری انجام دهد.
Clark, A. (2024). The experience machine: How our minds predict and shape reality. Random House.
❤57
لذت واقعی زندگی اینه: اینکه خودت رو وقف یه هدف بزرگ و ارزشمند کنی، هدفی که خودت هم به عظمتش باور داری. اینکه مثل یه نیروی طبیعی عمل کنی، نه یه آدم خودخواه و ناراضی که مدام از دنیا شکایت داره و انتظار داره همه چیز فقط برای خوشحالی خودش باشه. من معتقدم زندگی من به همه جامعه تعلق داره، و تا وقتی زندهام، وظیفه و افتخارمه که هر کاری از دستم برمیاد برای جامعه انجام بدم. دلم میخواد وقتی از این دنیا میرم، وجودم کاملاً صرف شده باشه، چون هرچه بیشتر تلاش کنم، بیشتر زندگی میکنم. من زندگی رو فقط به خاطر خودش دوست دارم. زندگی برای من یه شمع کوتاه و زودگذر نیست؛ بلکه یه مشعل درخشان و پرشکوهه که الان به دستم رسیده و میخوام تا جایی که میتونم با تمام قدرت روشنش کنم، قبل از اینکه به نسلهای آینده بسپارمش.
Jason Jerald, The VR Book: Human-Centered Design.
George Bernard Shaw, Man and Superman.
Jason Jerald, The VR Book: Human-Centered Design.
George Bernard Shaw, Man and Superman.
❤69
Use it or Lose it
فراگیریِ یادگیریِ طراحی — Learning How Learn Design تا به حال دقت کردید در بیشتر طراحیها ما یک سری فرمهای یکسان و تکرار شونده میبینیم؟ اگر در طی روز به لباسها، خودروها، به خونهها و هر چیزی که توسط انسان طراحی شده، شباهتهای یکسانی رو پیدا میکنید.…
مغز زیباشناس — The Aesthetic Brain
زیبایی دیگر یک واژه نیست، بلکه شما آن را طراحی میکنید.
از نخستین خطوط روی دیوار تا امروز، طراحی بخشی از هویت انسان بوده است—زبانی که مغز برای ارتباط برگزیده. همانطور که واژهها مفاهیم را منتقل میکنند، طراحی احساس، تعلق و خاطره را میرساند. اما چگونه این زبان را بفهمیم و از آن برای خلق استفاده کنیم؟
زیبایی دیگر یک واژه نیست، بلکه شما آن را طراحی میکنید.
از نخستین خطوط روی دیوار تا امروز، طراحی بخشی از هویت انسان بوده است—زبانی که مغز برای ارتباط برگزیده. همانطور که واژهها مفاهیم را منتقل میکنند، طراحی احساس، تعلق و خاطره را میرساند. اما چگونه این زبان را بفهمیم و از آن برای خلق استفاده کنیم؟
❤23
Use it or Lose it
مغز زیباشناس — The Aesthetic Brain
هنر آن نیست که تو میبینی، بلکه چیزی است که به دیگران نشان میدهی. — ادگار دگا
چرا برخی طراحیها جذاباند و برخی دیگر نه؟
زیبایی تنها در چشم بیننده نیست، بلکه در مغز و تجربیات او شکل میگیرد. مغز ما از طبیعت، هنر و طراحی الگوهایی برای زیبایی میسازد. این معیارها چگونه ایجاد میشوند، و آیا میتوان از آنها برای طراحیهای تأثیرگذار بهره برد؟
زیباییشناسی عصبی، علم پردازش زیبایی در مغز است.
اما زیبایی فقط یک تجربه فردی نیست؛ به تاریخ، فرهنگ و جامعه نیز مرتبط است. این دوره به شما میآموزد چگونه طراحیهایی خلق کنید که هم در سطح فردی و هم اجتماعی و فرهنگی اثرگذار باشند.
اگر شما خالق هر نوع اثری هستید—از محصول و هنر گرفته تا موسیقی، غذا یا حتی طراحی روزمره—این دوره به شما یاد میدهد چگونه طراحیهایی معنادار، پایدار و تأثیرگذار خلق کنید.
در این مسیر، شما نهتنها زیبایی را در سطح فردی درک خواهید کرد، بلکه میآموزید که چگونه طراحیهای شما میتوانند یک تجربه جمعی بسازند. زیبایی دیگر تنها یک ویژگی بصری نخواهد بود؛ بلکه به ابزاری برای خلق ارتباطات عمیقتر تبدیل میشود، روایتی که با مغز و احساسات انسان هماهنگ است و اثری ماندگار از خود به جا میگذارد.
این دوره بر پایه جدیدترین پژوهشهای علمی در زیباییشناسی عصبی و طراحی، با اتکا به مطالعات معتبرترین مراکز تحقیقاتی جهان، از جمله IAM Lab (آزمایشگاه بینالمللی هنر و ذهن، JHU)، PCN (مرکز زیباییشناسی عصبی پن)، PBCSN (مرکز مطالعات زیباییشناسی عصبی پل بلادگود) و CAPC (مرکز تحقیقات زیباییشناسی و فلسفه) طراحی شده است.
لینک ثبتنام — مهلت ثبت نام تا «۱۹ بهمن ماه»
❤23
ما بر این نکته تأکید کردهایم که مفهوم رایج از مجازات استحقاقی، به ایدهای از اراده آزاد وابسته است که از نظر علمی قابل تردید است. بهطور طبیعی، ما میخواهیم کسانی را که واقعاً مستحق مجازات هستند، تنبیه کنیم؛ اما هر زمان که دلایل رفتار بد فردی برای ما کاملاً روشن شود، دیگر او را سزاوار مجازات نمیبینیم. این موضوع را ضربالمثل قدیمی فرانسوی نیز بیان میکند: «همه چیز را دانستن، همه چیز را بخشیدن است.»
Zeki, S., & Goodenough, O. (Eds.). (2006). Law and the Brain. OUP Oxford.
Zeki, S., & Goodenough, O. (Eds.). (2006). Law and the Brain. OUP Oxford.
❤36
Use it or Lose it
مغز زیباشناس — The Aesthetic Brain زیبایی دیگر یک واژه نیست، بلکه شما آن را طراحی میکنید. از نخستین خطوط روی دیوار تا امروز، طراحی بخشی از هویت انسان بوده است—زبانی که مغز برای ارتباط برگزیده. همانطور که واژهها مفاهیم را منتقل میکنند، طراحی احساس، تعلق…
فرهنگ تا چه حد میتواند بر ادراک بصری ما تأثیرات عمیقی بگذارد؟
Levin, Daniel T.; Banaji, Mahzarin R. (2006). Distortions in the perceived lightness of faces: The role of race categories.. Journal of Experimental Psychology: General, 135(4), 501–512. doi:10.1037/0096-3445.135.4.501
Levin, Daniel T.; Banaji, Mahzarin R. (2006). Distortions in the perceived lightness of faces: The role of race categories.. Journal of Experimental Psychology: General, 135(4), 501–512. doi:10.1037/0096-3445.135.4.501
❤18
Use it or Lose it
فرهنگ تا چه حد میتواند بر ادراک بصری ما تأثیرات عمیقی بگذارد؟ Levin, Daniel T.; Banaji, Mahzarin R. (2006). Distortions in the perceived lightness of faces: The role of race categories.. Journal of Experimental Psychology: General, 135(4), 501–512. doi:10.1037/0096…
ذهن شما هم دچار خطا شد؟
مطالعات نشان دادهاند که بیشتر افراد، چهرهی سمت چپ را تیرهتر از چهرهی سمت راست درک میکنند، حتی وقتی میزان روشنایی هر دو تصویر از نظر فیزیکی یکسان باشد.
این پدیده که به آن "توهم روشنایی نژادی چهره" (Face-Race Lightness Illusion) گفته میشود، نشان میدهد که ادراک ما تنها به ویژگیهای بصری وابسته نیست و میتواند تحت تأثیر ذهنیت و پیشفرضهای ما قرار بگیرد.
مغز ما اطلاعات را صرفاً به شکل خام دریافت نمیکند، بلکه با کمک الگوهای فرهنگی و شناختی آنها را تفسیر میکند. این موضوع نهتنها در علم ادراک و علوم شناختی اهمیت دارد، بلکه در درک سوگیریهای بصری و اجتماعی هم نقش مهمی دارد.
در این دوره، دقیقاً همین پدیدهها را بررسی میکنیم—کشفشان میکنیم، بهتر میفهمیم و یاد میگیریم چطور از آنها برای طراحی و خلق آثاری استفاده کنیم که نهتنها دیده شوند، بلکه حس شوند و در ذهن بمانند.
مطالعات نشان دادهاند که بیشتر افراد، چهرهی سمت چپ را تیرهتر از چهرهی سمت راست درک میکنند، حتی وقتی میزان روشنایی هر دو تصویر از نظر فیزیکی یکسان باشد.
این پدیده که به آن "توهم روشنایی نژادی چهره" (Face-Race Lightness Illusion) گفته میشود، نشان میدهد که ادراک ما تنها به ویژگیهای بصری وابسته نیست و میتواند تحت تأثیر ذهنیت و پیشفرضهای ما قرار بگیرد.
بینایی فقط یک بازتاب فیزیکی نیست، بلکه یک تجربهی ذهنی است.
مغز ما اطلاعات را صرفاً به شکل خام دریافت نمیکند، بلکه با کمک الگوهای فرهنگی و شناختی آنها را تفسیر میکند. این موضوع نهتنها در علم ادراک و علوم شناختی اهمیت دارد، بلکه در درک سوگیریهای بصری و اجتماعی هم نقش مهمی دارد.
در این دوره، دقیقاً همین پدیدهها را بررسی میکنیم—کشفشان میکنیم، بهتر میفهمیم و یاد میگیریم چطور از آنها برای طراحی و خلق آثاری استفاده کنیم که نهتنها دیده شوند، بلکه حس شوند و در ذهن بمانند.
❤47
آیا باید آنگونه که می خواهیم لباس بپوشیم یا آنگونه که احساس می کنیم ؟
تا حالا شده یه لباس رو توی ویترین ببینی، ازش خوشت بیاد، بخری، ولی وقتی تنت میکنی حس کنی انگار یه چیزی سر جاش نیست؟ یا برعکس، لباسی که هیچوقت فکر نمیکردی به دردت بخوره رو یه روز تصادفی بپوشی و حس کنی دقیقاً چیزی بوده که لازم داشتی؟
ما معمولاً فکر میکنیم لباس فقط یه چیزیه که میپوشیم تا خوشتیپتر بشیم یا خودمون رو اونجوری که دوست داریم نشون بدیم. اما واقعیت اینه که رابطهی ما با لباس پیچیدهتر از این حرفه. لباس فقط یه تیکه پارچه نیست که تنمون میکنیم و میریم بیرون. گاهی حال آدمو خوب میکنه، گاهی هم باعث میشه حس کنیم تو بدن خودمون راحت نیستیم.
حالا سوال اینه: ما لباس رو انتخاب میکنیم یا لباس ما رو؟
تا حالا شده یه لباس رو توی ویترین ببینی، ازش خوشت بیاد، بخری، ولی وقتی تنت میکنی حس کنی انگار یه چیزی سر جاش نیست؟ یا برعکس، لباسی که هیچوقت فکر نمیکردی به دردت بخوره رو یه روز تصادفی بپوشی و حس کنی دقیقاً چیزی بوده که لازم داشتی؟
ما معمولاً فکر میکنیم لباس فقط یه چیزیه که میپوشیم تا خوشتیپتر بشیم یا خودمون رو اونجوری که دوست داریم نشون بدیم. اما واقعیت اینه که رابطهی ما با لباس پیچیدهتر از این حرفه. لباس فقط یه تیکه پارچه نیست که تنمون میکنیم و میریم بیرون. گاهی حال آدمو خوب میکنه، گاهی هم باعث میشه حس کنیم تو بدن خودمون راحت نیستیم.
حالا سوال اینه: ما لباس رو انتخاب میکنیم یا لباس ما رو؟
❤48
Use it or Lose it
آیا باید آنگونه که می خواهیم لباس بپوشیم یا آنگونه که احساس می کنیم ؟
لباس فقط یه انتخاب نیست، یه تجربهست.
یه روز یه کت رسمی میپوشی و حس میکنی انگار توی جلسهای مهمی یا یه قرار جدی داری. اما یه روز دیگه یه سوییشرت گشاد میپوشی، دستاتو میکنی تو جیب، شل و ریلکس رو مبل ولو میشی و حس میکنی دنیا همینجوری که هست، خوبه. نه استرس داری، نه فکر جلسه و کار، فقط میخوای لم بدی و فیلم ببینی.
لباس و بدن فقط کنار هم قرار نمیگیرن، بلکه روی همدیگه اثر میذارن. بعضی لباسا باعث میشن حس قدرت و اعتماد به نفس بگیریم، بعضیا هم حس ضعف یا ناهماهنگی میدن. انگار که ما فقط لباس رو انتخاب نمیکنیم، لباس هم ما رو انتخاب میکنه!
یه نکتهی جالب اینه که حس ما نسبت به یه لباس همیشه یکسان نیست. ممکنه لباسی که یه روز دوست داشتیم، چند وقت بعد دیگه به دلمون نشینه. یا برعکس، یه لباسی که یه زمانی هیچ علاقهای بهش نداشتیم، بعد از یه مدت حس کنیم دقیقاً مناسب ماست.
یه شلوار جین که ده سال پیش اصلاً نگاهشم نمیکردی، الان شاید به نظرت بهترین چیزی باشه که تو کمدته. یه پیراهن که قبلاً کلی باهاش حال میکردی، ممکنه یه روز ببینی دیگه به دلت نمیشینه. چرا؟ چون تو توی این مدت تغییر کردی. این یعنی انتخاب لباس فقط به سلیقه مربوط نمیشه، بلکه به تغییرات درونی آدم هم بستگی داره.
لباس برای همه آدمها مهمه، اما واقعیت اینه که توی جامعه، خانمها بیشتر از آقایون تحت فشارن که لباس درست و مناسب بپوشن! از همون بچگی یادشون میدن که باید خوشلباس و مرتب باشن، به قضاوت بقیه فکر کنن و نگران ظاهرشون باشن.
همین باعث میشه که تجربهی احساسی پوشیدن لباس برای خانمها خیلی متفاوت و قویتر باشه. اما این فقط یه مسئلهی شخصی نیست، بیشتر به فرهنگ و جامعه برمیگرده. به هر حال، این نشون میده که لباس پوشیدن فقط یه انتخاب فردی نیست، بلکه یه موضوع اجتماعی هم هست.
Ruggerone, Lucia (2016). The Feeling of Being Dressed: Affect Studies and the Clothed Body. Fashion Theory, (), 1–22. doi:10.1080/1362704X.2016.1253302
یه روز یه کت رسمی میپوشی و حس میکنی انگار توی جلسهای مهمی یا یه قرار جدی داری. اما یه روز دیگه یه سوییشرت گشاد میپوشی، دستاتو میکنی تو جیب، شل و ریلکس رو مبل ولو میشی و حس میکنی دنیا همینجوری که هست، خوبه. نه استرس داری، نه فکر جلسه و کار، فقط میخوای لم بدی و فیلم ببینی.
لباس و بدن فقط کنار هم قرار نمیگیرن، بلکه روی همدیگه اثر میذارن. بعضی لباسا باعث میشن حس قدرت و اعتماد به نفس بگیریم، بعضیا هم حس ضعف یا ناهماهنگی میدن. انگار که ما فقط لباس رو انتخاب نمیکنیم، لباس هم ما رو انتخاب میکنه!
یه نکتهی جالب اینه که حس ما نسبت به یه لباس همیشه یکسان نیست. ممکنه لباسی که یه روز دوست داشتیم، چند وقت بعد دیگه به دلمون نشینه. یا برعکس، یه لباسی که یه زمانی هیچ علاقهای بهش نداشتیم، بعد از یه مدت حس کنیم دقیقاً مناسب ماست.
یه شلوار جین که ده سال پیش اصلاً نگاهشم نمیکردی، الان شاید به نظرت بهترین چیزی باشه که تو کمدته. یه پیراهن که قبلاً کلی باهاش حال میکردی، ممکنه یه روز ببینی دیگه به دلت نمیشینه. چرا؟ چون تو توی این مدت تغییر کردی. این یعنی انتخاب لباس فقط به سلیقه مربوط نمیشه، بلکه به تغییرات درونی آدم هم بستگی داره.
لباس برای همه آدمها مهمه، اما واقعیت اینه که توی جامعه، خانمها بیشتر از آقایون تحت فشارن که لباس درست و مناسب بپوشن! از همون بچگی یادشون میدن که باید خوشلباس و مرتب باشن، به قضاوت بقیه فکر کنن و نگران ظاهرشون باشن.
همین باعث میشه که تجربهی احساسی پوشیدن لباس برای خانمها خیلی متفاوت و قویتر باشه. اما این فقط یه مسئلهی شخصی نیست، بیشتر به فرهنگ و جامعه برمیگرده. به هر حال، این نشون میده که لباس پوشیدن فقط یه انتخاب فردی نیست، بلکه یه موضوع اجتماعی هم هست.
پس شاید سوال اصلی این نباشه که باید اونجوری لباس بپوشیم که میخوایم، یا اونجوری که حس میکنیم، بلکه اینه که چطوری بین لباس و خودمون یه تعادل پیدا کنیم که حس خوبی بهمون بده.
Ruggerone, Lucia (2016). The Feeling of Being Dressed: Affect Studies and the Clothed Body. Fashion Theory, (), 1–22. doi:10.1080/1362704X.2016.1253302
❤62
زیبایی در نگاه مغز: چگونه مردان و زنان به شکل متفاوتی زیبایی را پردازش میکنند؟
وقتی مردها با یه صحنهی زیبا روبهرو میشن، بیشتر نیمکرهی راست مغزشون فعال میشه، در حالی که خانمها از هر دو نیمکره استفاده میکنن. این تفاوت احتمالاً در طول تکامل شکل گرفته و ممکنه به نقشهای متفاوتی که اجداد انسان داشتن برگرده، مثل زمانی که مردها بیشتر شکار میکردن و خانمها به جمعآوری غذا مشغول بودن.
به همین دلیل، مردها معمولاً زیبایی رو به شکل فضایی و ساختاری درک میکنن، ولی خانمها بیشتر از روش دستهبندی و سازماندهی استفاده میکنن. یه فرضیهی دیگه هم اینه که چون زنها در مهارتهای زبانی قویتر هستن، شاید تصاویر و زیبایی رو به شکل توصیفیتر پردازش کنن.
بلکه تلاش شده این تفاوتها رو درک کنیم و دلیل شکلگیریشون رو بهتر بفهمیم. این تفاوتها احتمالاً نتیجهی فرایندهای تکاملی و نقشهای مختلفی بوده که اجداد انسان در گذشته داشتن. بنابراین، بحث بیشتر روی شناخت این تفاوتهاست، نه ارزشگذاری روی یکی از این شیوههای پردازش.
وقتی مردها با یه صحنهی زیبا روبهرو میشن، بیشتر نیمکرهی راست مغزشون فعال میشه، در حالی که خانمها از هر دو نیمکره استفاده میکنن. این تفاوت احتمالاً در طول تکامل شکل گرفته و ممکنه به نقشهای متفاوتی که اجداد انسان داشتن برگرده، مثل زمانی که مردها بیشتر شکار میکردن و خانمها به جمعآوری غذا مشغول بودن.
به همین دلیل، مردها معمولاً زیبایی رو به شکل فضایی و ساختاری درک میکنن، ولی خانمها بیشتر از روش دستهبندی و سازماندهی استفاده میکنن. یه فرضیهی دیگه هم اینه که چون زنها در مهارتهای زبانی قویتر هستن، شاید تصاویر و زیبایی رو به شکل توصیفیتر پردازش کنن.
البته هدف این نیست که نیمکرهی مغز رو محور بحث قرار بدیم یا یکی از این الگوهای پردازش رو برتر بدونیم.
بلکه تلاش شده این تفاوتها رو درک کنیم و دلیل شکلگیریشون رو بهتر بفهمیم. این تفاوتها احتمالاً نتیجهی فرایندهای تکاملی و نقشهای مختلفی بوده که اجداد انسان در گذشته داشتن. بنابراین، بحث بیشتر روی شناخت این تفاوتهاست، نه ارزشگذاری روی یکی از این شیوههای پردازش.
❤45
Use it or Lose it
مغز زیباشناس — The Aesthetic Brain زیبایی دیگر یک واژه نیست، بلکه شما آن را طراحی میکنید. از نخستین خطوط روی دیوار تا امروز، طراحی بخشی از هویت انسان بوده است—زبانی که مغز برای ارتباط برگزیده. همانطور که واژهها مفاهیم را منتقل میکنند، طراحی احساس، تعلق…
در دنیایی که معیارهای زیبایی تحمیل میشوند، زشتی میتواند نوعی مقاومت و سرپیچی باشد.
U. Eco, On Ugliness, trans. Alastair McEwen, Rizzoli, 2007.
Untitle, Undate, Grzegorz Kowalski
U. Eco, On Ugliness, trans. Alastair McEwen, Rizzoli, 2007.
Untitle, Undate, Grzegorz Kowalski
❤97