اگه یه کارخونه رو خراب کنی، ولی اون منطقی که باعث ساختش شده رو دستنخورده بذاری، همون منطق دوباره یه کارخونه دیگه میسازه. حالا اگه یه انقلاب یه دولت رو سرنگون کنه، ولی اون الگوهای فکری که باعث ساخت اون دولت شده باقی بمونه، همون الگوها دوباره یه دولت مشابه میسازن. خیلی درباره «سیستم» حرف میزنیم، ولی واقعاً خیلی کم ازش میفهمیم.
Pirsig, R. M. (1999). Zen and the art of motorcycle maintenance: An inquiry into values. Random House.
Pirsig, R. M. (1999). Zen and the art of motorcycle maintenance: An inquiry into values. Random House.
❤73
در ذهن انسان چیزی وجود دارد که جذب خطوط صاف میشود، نه منحنیها؛ جذب اعداد کامل میشود، نه کسرها؛ به سمت یکپارچگی میرود، نه تنوع؛ و به یقین علاقه دارد، نه به رمز و راز. اما درون ما چیزی دیگر هم هست که درست نقطه مقابل این تمایلات را دنبال میکند. چرا که خود ما از سیستمهای پیچیده و پویا تکامل یافته و شکل گرفتهایم. تنها بخشی از وجود ما - بخشی که نسبتاً جدید است - ساختمانهایی طراحی میکند که مانند جعبههایی با خطوط مستقیم و سطوح صاف و بدون انعطافاند.
اما بخش دیگری از ما، به طور غریزی درک میکند که طبیعت در قالب فرکتالها (الگوهای تکرارشونده) طراحی میکند؛ با جزئیاتی شگفتانگیز که در هر مقیاسی از میکروسکوپی تا ماکروسکوپی دیده میشود. این بخش از وجود ماست که کلیساهای گوتیک و فرشهای ایرانی، سمفونیها و رمانها، لباسهای کارناوالی و حتی برنامههای هوش مصنوعی را میسازد؛ همگی با تزئینات و جزئیاتی که تقریباً به پیچیدگی دنیایی است که در اطراف خود میبینیم.
Meadows, D. H. (2008). Thinking in systems: A primer. Sustainability Institute.
اما بخش دیگری از ما، به طور غریزی درک میکند که طبیعت در قالب فرکتالها (الگوهای تکرارشونده) طراحی میکند؛ با جزئیاتی شگفتانگیز که در هر مقیاسی از میکروسکوپی تا ماکروسکوپی دیده میشود. این بخش از وجود ماست که کلیساهای گوتیک و فرشهای ایرانی، سمفونیها و رمانها، لباسهای کارناوالی و حتی برنامههای هوش مصنوعی را میسازد؛ همگی با تزئینات و جزئیاتی که تقریباً به پیچیدگی دنیایی است که در اطراف خود میبینیم.
Meadows, D. H. (2008). Thinking in systems: A primer. Sustainability Institute.
❤64
Use it or Lose it
ولی مدلهامون نمیتونن دنیا رو کامل نشون بدن.
مدلها و نظریهها، چه علمی باشن، چه فلسفی یا اجتماعی، طراحی شدن تا بخشی از پیچیدگی دنیا رو ساده کنن و به ما کمک کنن اون رو بفهمیم. ولی این سادهسازی همیشه به قیمت نادیده گرفتن بخشهایی از واقعیت تموم میشه.
قضیه ناتمامیت گودل هم همین رو نشون میده: هیچ سیستم منطقیای نمیتونه کامل باشه. همیشه چیزهایی هست که نمیشه تو چارچوب همون سیستم توضیحشون داد. این محدودیت فقط به منطق و ریاضیات محدود نیست. مدلهای علمی یا ایسمها مثل اگزیستانسیالیسم و مارکسیسم هم همینطورن؛ هر کدوم یه زاویه از واقعیت رو میگیرن و بقیه رو نادیده میگیرن.
پس چی کار کنیم؟
باید مدلها و دیدگاههای مختلف رو کنار هم بذاریم. اینجاست که تفکر سیستمی اهمیت پیدا میکنه. این نوع نگاه کمک میکنه بفهمیم چطور اجزا و روابط بین اونها یه کل بزرگتر رو میسازن. اما حتی تفکر سیستمی هم بهتنهایی کافی نیست. دنیای ما پیچیدهتر از اونیه که بشه فقط با یه چارچوب یا علم توضیحش داد. برای اینکه واقعیت رو بهتر درک کنیم، باید دیدگاههای مختلف رو با هم ترکیب کنیم.
در نهایت، دنیا همیشه پر از ناشناختههاست. هیچ مدلی کامل نیست. اما اگه بتونیم با ذهن باز و نگاه چندجانبه و میان رشتهای جلو بریم، میتونیم به تصویر واضحتری از واقعیت نزدیکتر بشیم. فهمیدن واقعیت یعنی کنار هم گذاشتن تکههای مختلف این پازل پیچیده.
قضیه ناتمامیت گودل هم همین رو نشون میده: هیچ سیستم منطقیای نمیتونه کامل باشه. همیشه چیزهایی هست که نمیشه تو چارچوب همون سیستم توضیحشون داد. این محدودیت فقط به منطق و ریاضیات محدود نیست. مدلهای علمی یا ایسمها مثل اگزیستانسیالیسم و مارکسیسم هم همینطورن؛ هر کدوم یه زاویه از واقعیت رو میگیرن و بقیه رو نادیده میگیرن.
پس چی کار کنیم؟
باید مدلها و دیدگاههای مختلف رو کنار هم بذاریم. اینجاست که تفکر سیستمی اهمیت پیدا میکنه. این نوع نگاه کمک میکنه بفهمیم چطور اجزا و روابط بین اونها یه کل بزرگتر رو میسازن. اما حتی تفکر سیستمی هم بهتنهایی کافی نیست. دنیای ما پیچیدهتر از اونیه که بشه فقط با یه چارچوب یا علم توضیحش داد. برای اینکه واقعیت رو بهتر درک کنیم، باید دیدگاههای مختلف رو با هم ترکیب کنیم.
مثلاً مغز رو نمیشه فقط با نوروساینس فهمید. مغز فقط نورون و سیناپس نیست؛ تصمیمات و رفتارهای ما تحت تاثیر تجربیات، محیط اجتماعی و حتی باورهایی که داریم هست. برای اینکه بتونیم مغز رو کاملاً درک کنیم، باید از علوم اجتماعی و رفتاری هم کمک بگیریم. مثلاً، یه تصمیم ساده مثل انتخاب شغل، چیزی فراتر از فعالیت نورونهاست.
در نهایت، دنیا همیشه پر از ناشناختههاست. هیچ مدلی کامل نیست. اما اگه بتونیم با ذهن باز و نگاه چندجانبه و میان رشتهای جلو بریم، میتونیم به تصویر واضحتری از واقعیت نزدیکتر بشیم. فهمیدن واقعیت یعنی کنار هم گذاشتن تکههای مختلف این پازل پیچیده.
❤61
گاهی پیش میاد که یه ماجرا یا پروژه رو با دقت مهندسی میکنیم، همهچی رو مو به مو میچینیم، ولی بعد یه حسی ته دلمون میگه: «نه، هنوز اون چیزی که باید باشه نیست.» پس شروع نمیکنیم. بعد که بالاخره شروع میکنیم، با این تصور که همهچی قراره دقیقاً طبق برنامه پیش بره، میبینیم اوضاع اونطوری که فکر میکردیم نمیشه. اینجاست که باید به خودمون بگیم: «خب، این بار نشد، ولی دفعه بعد میشه.» درست مثل این کار از رابرت منگلد.
Robert Mangold, Print, 1973
Robert Mangold, Print, 1973
❤42
Use it or Lose it
The Experience Machine
مغز، یک ماشین پیش بینی کننده
مغز، یک ماشین پیش بینی کننده
این تصویر، که به نام تصویر مونی شناخته میشود، احتمالاً در نگاه اول چیزی خاصی به نظر نمیرسد—شاید فقط چند خط و لکههای سیاه و سفید. اما حالا عکس مخفی شده را باز کنید و به تصویر اصلی با طیف خاکستری نگاه کنید، سپس به تصویر مونی بازگردید.
تجربهی شما اساساً—و احتمالاً بهطور دائمی—تغییر کرده است. تصویر مونی اکنون ساختارمند و معنادار به نظر میرسد. این تغییر حتی بر رفتار شما تأثیر میگذارد: چشمان شما اکنون تصویر مونی را با دقت بیشتری بررسی میکنند و بر برجستهترین ویژگیهای آن، بهویژه چشمها و پنجههای گربهی کوچک، متمرکز میشوند.
این نمونهای است از یکی از اثرات اصلی که در سراسر این کتاب مورد تأکید قرار گرفته است. تصویر در نگاه دوم متفاوت به نظر میرسد، زیرا دانش بهبودیافتهی شما دربارهی جهان (در این مورد، دربارهی تصویر اصلی) به مغز شما کمک میکند تا پیشبینیهای بهتری انجام دهد.
Clark, A. (2024). The experience machine: How our minds predict and shape reality. Random House.
تجربهی شما اساساً—و احتمالاً بهطور دائمی—تغییر کرده است. تصویر مونی اکنون ساختارمند و معنادار به نظر میرسد. این تغییر حتی بر رفتار شما تأثیر میگذارد: چشمان شما اکنون تصویر مونی را با دقت بیشتری بررسی میکنند و بر برجستهترین ویژگیهای آن، بهویژه چشمها و پنجههای گربهی کوچک، متمرکز میشوند.
این نمونهای است از یکی از اثرات اصلی که در سراسر این کتاب مورد تأکید قرار گرفته است. تصویر در نگاه دوم متفاوت به نظر میرسد، زیرا دانش بهبودیافتهی شما دربارهی جهان (در این مورد، دربارهی تصویر اصلی) به مغز شما کمک میکند تا پیشبینیهای بهتری انجام دهد.
Clark, A. (2024). The experience machine: How our minds predict and shape reality. Random House.
❤57
لذت واقعی زندگی اینه: اینکه خودت رو وقف یه هدف بزرگ و ارزشمند کنی، هدفی که خودت هم به عظمتش باور داری. اینکه مثل یه نیروی طبیعی عمل کنی، نه یه آدم خودخواه و ناراضی که مدام از دنیا شکایت داره و انتظار داره همه چیز فقط برای خوشحالی خودش باشه. من معتقدم زندگی من به همه جامعه تعلق داره، و تا وقتی زندهام، وظیفه و افتخارمه که هر کاری از دستم برمیاد برای جامعه انجام بدم. دلم میخواد وقتی از این دنیا میرم، وجودم کاملاً صرف شده باشه، چون هرچه بیشتر تلاش کنم، بیشتر زندگی میکنم. من زندگی رو فقط به خاطر خودش دوست دارم. زندگی برای من یه شمع کوتاه و زودگذر نیست؛ بلکه یه مشعل درخشان و پرشکوهه که الان به دستم رسیده و میخوام تا جایی که میتونم با تمام قدرت روشنش کنم، قبل از اینکه به نسلهای آینده بسپارمش.
Jason Jerald, The VR Book: Human-Centered Design.
George Bernard Shaw, Man and Superman.
Jason Jerald, The VR Book: Human-Centered Design.
George Bernard Shaw, Man and Superman.
❤69
Use it or Lose it
فراگیریِ یادگیریِ طراحی — Learning How Learn Design تا به حال دقت کردید در بیشتر طراحیها ما یک سری فرمهای یکسان و تکرار شونده میبینیم؟ اگر در طی روز به لباسها، خودروها، به خونهها و هر چیزی که توسط انسان طراحی شده، شباهتهای یکسانی رو پیدا میکنید.…
مغز زیباشناس — The Aesthetic Brain
زیبایی دیگر یک واژه نیست، بلکه شما آن را طراحی میکنید.
از نخستین خطوط روی دیوار تا امروز، طراحی بخشی از هویت انسان بوده است—زبانی که مغز برای ارتباط برگزیده. همانطور که واژهها مفاهیم را منتقل میکنند، طراحی احساس، تعلق و خاطره را میرساند. اما چگونه این زبان را بفهمیم و از آن برای خلق استفاده کنیم؟
زیبایی دیگر یک واژه نیست، بلکه شما آن را طراحی میکنید.
از نخستین خطوط روی دیوار تا امروز، طراحی بخشی از هویت انسان بوده است—زبانی که مغز برای ارتباط برگزیده. همانطور که واژهها مفاهیم را منتقل میکنند، طراحی احساس، تعلق و خاطره را میرساند. اما چگونه این زبان را بفهمیم و از آن برای خلق استفاده کنیم؟
❤23
Use it or Lose it
مغز زیباشناس — The Aesthetic Brain
هنر آن نیست که تو میبینی، بلکه چیزی است که به دیگران نشان میدهی. — ادگار دگا
چرا برخی طراحیها جذاباند و برخی دیگر نه؟
زیبایی تنها در چشم بیننده نیست، بلکه در مغز و تجربیات او شکل میگیرد. مغز ما از طبیعت، هنر و طراحی الگوهایی برای زیبایی میسازد. این معیارها چگونه ایجاد میشوند، و آیا میتوان از آنها برای طراحیهای تأثیرگذار بهره برد؟
زیباییشناسی عصبی، علم پردازش زیبایی در مغز است.
اما زیبایی فقط یک تجربه فردی نیست؛ به تاریخ، فرهنگ و جامعه نیز مرتبط است. این دوره به شما میآموزد چگونه طراحیهایی خلق کنید که هم در سطح فردی و هم اجتماعی و فرهنگی اثرگذار باشند.
اگر شما خالق هر نوع اثری هستید—از محصول و هنر گرفته تا موسیقی، غذا یا حتی طراحی روزمره—این دوره به شما یاد میدهد چگونه طراحیهایی معنادار، پایدار و تأثیرگذار خلق کنید.
در این مسیر، شما نهتنها زیبایی را در سطح فردی درک خواهید کرد، بلکه میآموزید که چگونه طراحیهای شما میتوانند یک تجربه جمعی بسازند. زیبایی دیگر تنها یک ویژگی بصری نخواهد بود؛ بلکه به ابزاری برای خلق ارتباطات عمیقتر تبدیل میشود، روایتی که با مغز و احساسات انسان هماهنگ است و اثری ماندگار از خود به جا میگذارد.
این دوره بر پایه جدیدترین پژوهشهای علمی در زیباییشناسی عصبی و طراحی، با اتکا به مطالعات معتبرترین مراکز تحقیقاتی جهان، از جمله IAM Lab (آزمایشگاه بینالمللی هنر و ذهن، JHU)، PCN (مرکز زیباییشناسی عصبی پن)، PBCSN (مرکز مطالعات زیباییشناسی عصبی پل بلادگود) و CAPC (مرکز تحقیقات زیباییشناسی و فلسفه) طراحی شده است.
لینک ثبتنام — مهلت ثبت نام تا «۱۹ بهمن ماه»
❤23
ما بر این نکته تأکید کردهایم که مفهوم رایج از مجازات استحقاقی، به ایدهای از اراده آزاد وابسته است که از نظر علمی قابل تردید است. بهطور طبیعی، ما میخواهیم کسانی را که واقعاً مستحق مجازات هستند، تنبیه کنیم؛ اما هر زمان که دلایل رفتار بد فردی برای ما کاملاً روشن شود، دیگر او را سزاوار مجازات نمیبینیم. این موضوع را ضربالمثل قدیمی فرانسوی نیز بیان میکند: «همه چیز را دانستن، همه چیز را بخشیدن است.»
Zeki, S., & Goodenough, O. (Eds.). (2006). Law and the Brain. OUP Oxford.
Zeki, S., & Goodenough, O. (Eds.). (2006). Law and the Brain. OUP Oxford.
❤36
Use it or Lose it
مغز زیباشناس — The Aesthetic Brain زیبایی دیگر یک واژه نیست، بلکه شما آن را طراحی میکنید. از نخستین خطوط روی دیوار تا امروز، طراحی بخشی از هویت انسان بوده است—زبانی که مغز برای ارتباط برگزیده. همانطور که واژهها مفاهیم را منتقل میکنند، طراحی احساس، تعلق…
فرهنگ تا چه حد میتواند بر ادراک بصری ما تأثیرات عمیقی بگذارد؟
Levin, Daniel T.; Banaji, Mahzarin R. (2006). Distortions in the perceived lightness of faces: The role of race categories.. Journal of Experimental Psychology: General, 135(4), 501–512. doi:10.1037/0096-3445.135.4.501
Levin, Daniel T.; Banaji, Mahzarin R. (2006). Distortions in the perceived lightness of faces: The role of race categories.. Journal of Experimental Psychology: General, 135(4), 501–512. doi:10.1037/0096-3445.135.4.501
❤18
Use it or Lose it
فرهنگ تا چه حد میتواند بر ادراک بصری ما تأثیرات عمیقی بگذارد؟ Levin, Daniel T.; Banaji, Mahzarin R. (2006). Distortions in the perceived lightness of faces: The role of race categories.. Journal of Experimental Psychology: General, 135(4), 501–512. doi:10.1037/0096…
ذهن شما هم دچار خطا شد؟
مطالعات نشان دادهاند که بیشتر افراد، چهرهی سمت چپ را تیرهتر از چهرهی سمت راست درک میکنند، حتی وقتی میزان روشنایی هر دو تصویر از نظر فیزیکی یکسان باشد.
این پدیده که به آن "توهم روشنایی نژادی چهره" (Face-Race Lightness Illusion) گفته میشود، نشان میدهد که ادراک ما تنها به ویژگیهای بصری وابسته نیست و میتواند تحت تأثیر ذهنیت و پیشفرضهای ما قرار بگیرد.
مغز ما اطلاعات را صرفاً به شکل خام دریافت نمیکند، بلکه با کمک الگوهای فرهنگی و شناختی آنها را تفسیر میکند. این موضوع نهتنها در علم ادراک و علوم شناختی اهمیت دارد، بلکه در درک سوگیریهای بصری و اجتماعی هم نقش مهمی دارد.
در این دوره، دقیقاً همین پدیدهها را بررسی میکنیم—کشفشان میکنیم، بهتر میفهمیم و یاد میگیریم چطور از آنها برای طراحی و خلق آثاری استفاده کنیم که نهتنها دیده شوند، بلکه حس شوند و در ذهن بمانند.
مطالعات نشان دادهاند که بیشتر افراد، چهرهی سمت چپ را تیرهتر از چهرهی سمت راست درک میکنند، حتی وقتی میزان روشنایی هر دو تصویر از نظر فیزیکی یکسان باشد.
این پدیده که به آن "توهم روشنایی نژادی چهره" (Face-Race Lightness Illusion) گفته میشود، نشان میدهد که ادراک ما تنها به ویژگیهای بصری وابسته نیست و میتواند تحت تأثیر ذهنیت و پیشفرضهای ما قرار بگیرد.
بینایی فقط یک بازتاب فیزیکی نیست، بلکه یک تجربهی ذهنی است.
مغز ما اطلاعات را صرفاً به شکل خام دریافت نمیکند، بلکه با کمک الگوهای فرهنگی و شناختی آنها را تفسیر میکند. این موضوع نهتنها در علم ادراک و علوم شناختی اهمیت دارد، بلکه در درک سوگیریهای بصری و اجتماعی هم نقش مهمی دارد.
در این دوره، دقیقاً همین پدیدهها را بررسی میکنیم—کشفشان میکنیم، بهتر میفهمیم و یاد میگیریم چطور از آنها برای طراحی و خلق آثاری استفاده کنیم که نهتنها دیده شوند، بلکه حس شوند و در ذهن بمانند.
❤47