Forwarded from Eltiam charity | خیریه التیام
سینما التیام منتظرته!📽️
این بار باز هم با یه فیلم جذاب دیگه برگشتیم: Mine 2016🔥
این فیلم با ژانر هیجانانگیزش هیجان زیادی رو به روزای یکنواخت تابستونت اضافه میکنه و نقد بعد از تماشای فیلم همراه آقای کمیل قاسمی حتی هیجانانگیزترش هم میکنه!
پس فرصت رو از دست نده و تو این سفر هیجانانگیز همراهمون باش!🤝🏻
📅 زمان: جمعه ۲ شهریور، ساعت ۱۷:۰۰ الی ۲۰:۳۰
📍 مکان: دفتر خیریه، سهروردی
💰 هزینه ثبتنام: ۱۲۰ هزار تومان
🔗لینک ثبتنام
تمامی عواید این برنامه به امور خیریه اختصاص مییابد.
📣اگر سوالی داشتی از آیدی زیر بپرس:
@Eltiam_EX
#التیام_در_آگاهیست
#رویداد
@eltiam_charity
eltiamcharity.ir
این بار باز هم با یه فیلم جذاب دیگه برگشتیم: Mine 2016🔥
این فیلم با ژانر هیجانانگیزش هیجان زیادی رو به روزای یکنواخت تابستونت اضافه میکنه و نقد بعد از تماشای فیلم همراه آقای کمیل قاسمی حتی هیجانانگیزترش هم میکنه!
پس فرصت رو از دست نده و تو این سفر هیجانانگیز همراهمون باش!🤝🏻
📅 زمان: جمعه ۲ شهریور، ساعت ۱۷:۰۰ الی ۲۰:۳۰
📍 مکان: دفتر خیریه، سهروردی
💰 هزینه ثبتنام: ۱۲۰ هزار تومان
🔗لینک ثبتنام
تمامی عواید این برنامه به امور خیریه اختصاص مییابد.
📣اگر سوالی داشتی از آیدی زیر بپرس:
@Eltiam_EX
#التیام_در_آگاهیست
#رویداد
@eltiam_charity
eltiamcharity.ir
❤14
The Experience Machine
مغز، یک ماشین پیش بینی کننده
اندی کلارک در کتابش درباره دیدگاهی به نام "پردازش پیشبینی کننده" صحبت میکنه که خیلی جالب و متفاوت با دیدگاههای کلاسیکه. به طور ساده، این دیدگاه میگه که مغز ما همیشه در حال حدس زدن و پیشبینیه. یعنی وقتی شما چیزی رو میبینید، مغز شما اول یه حدس کلی میزنه که قراره چی ببینه، بعد اون حدسها رو با اطلاعات حسی که از محیط دریافت میکنه، مقایسه میکنه.
❤35
Use it or Lose it
The Experience Machine مغز، یک ماشین پیش بینی کننده اندی کلارک در کتابش درباره دیدگاهی به نام "پردازش پیشبینی کننده" صحبت میکنه که خیلی جالب و متفاوت با دیدگاههای کلاسیکه. به طور ساده، این دیدگاه میگه که مغز ما همیشه در حال حدس زدن و پیشبینیه. یعنی وقتی…
فرض کنین توی یه جنگل هستین و دوستتون به شما میگه که به یه درخت نگاه کنین. مغز شما قبل از اینکه حتی چشمتون رو کامل باز کنین، شروع میکنه به پیشبینی اینکه قراره چی ببینه. ممکنه مغزتون فکر کنه که قراره یه درخت معمولی ببینه چون شما متخصص جنگل نیستین.
ولی وقتی نگاه میکنین، یه پرنده روی درخت میبینین که مغزتون اونو پیشبینی نکرده بود. اینجا مغز شما اطلاعات جدید رو که همون پرندهست، با پیشبینی قبلیش مقایسه میکنه و اختلافها رو بهعنوان "خطای پیشبینی" میفرسته بالا تا پیشبینیهای جدیدتری انجام بده و تصویر واضحتری به شما بده.
بنابراین، مغز شما دائماً در حال اصلاح و بهبود حدسهاشه و این فرآیند انقدر سریع اتفاق میافته که شما اصلاً متوجهش نمیشین. نتیجهی نهایی اینه که شما یه درخت رو با پرندهای که روش نشسته میبینین، بدون اینکه بدونین مغزتون چقدر سخت تلاش کرده تا این تصویر رو برای شما ایجاد کنه.
ولی وقتی نگاه میکنین، یه پرنده روی درخت میبینین که مغزتون اونو پیشبینی نکرده بود. اینجا مغز شما اطلاعات جدید رو که همون پرندهست، با پیشبینی قبلیش مقایسه میکنه و اختلافها رو بهعنوان "خطای پیشبینی" میفرسته بالا تا پیشبینیهای جدیدتری انجام بده و تصویر واضحتری به شما بده.
بنابراین، مغز شما دائماً در حال اصلاح و بهبود حدسهاشه و این فرآیند انقدر سریع اتفاق میافته که شما اصلاً متوجهش نمیشین. نتیجهی نهایی اینه که شما یه درخت رو با پرندهای که روش نشسته میبینین، بدون اینکه بدونین مغزتون چقدر سخت تلاش کرده تا این تصویر رو برای شما ایجاد کنه.
خوشبختانه ترجمه این کتاب که با همکاری یکی از دوستانم انجام شده، به پایان رسیده و در تلاشیم که هرچه سریعتر آن را وارد مراحل نشر و چاپ کنیم.
❤47
The essential moral self
داستان از اینجا شروع میشه که همیشه فکر میکردیم ذهن آدمها، مخصوصاً خاطرات و حافظهشون، مهمترین بخشهای هویتشونه. ولی یه سوال مهمتر اینه: آیا همه بخشهای ذهنی ما (مثل حافظه، اخلاق، شخصیت و حتی چیزایی مثل توانایی دیدن یا شنیدن) به یک اندازه روی "من" بودنمون تاثیر دارن؟
برای رسیدن به جواب چند تا آزمایش طراحی کردن، تصور کن یه روز تصادف وحشتناکی میکنی و بعدش یه عمل عجیب مغزی روت انجام میشه. بعد از اون، ممکنه یه سری چیزا رو از دست بدی؛ مثلاً دیگه چیزی یادت نمیاد یا اصلاً هیچ چیزی برات مهم نیست. حالا سوال اینه: "آیا تو هنوز همون آدم قبلی هستی یا نه؟"
مقاله دقیقاً اینو بررسی میکنه که چی تو ذهن و شخصیت ما باعث میشه ما خودمون بمونیم.
❤23
Use it or Lose it
The essential moral self
نتایج آزمایشها این بود که اگه یکی حافظهشو از دست بده، مردم فکر میکنن هنوز همون آدمه و فقط یکم تغییر کرده. اما اگه اخلاقیاتش رو از دست بده و دیگه نتونه خوبی و بدی رو تشخیص بده، قضیه خیلی فرق میکنه. تو این شرایط، مردم حس میکنن اون دیگه "خود قبلی" نیست. یعنی از دست دادن اخلاقیات بیشتر از هر چیزی نشوندهنده اینه که آدم تغییر کرده.
وقتی اخلاقیاتش رو از دست میده، بیشتر فکر میکنن که دیگه همون آدم قبلی نیست. ولی اگه فقط حافظه یا توانایی تشخیصش رو از دست بده، هنوز همون آدمه. برای بیشتر مردم، اخلاقیات قلب هویت یه نفره! حتی وقتی یه نفر پیر میشه و ویژگیهای روانیش تغییر میکنه، باز هم اخلاقیات بیشتر از هر چیز دیگه تعیین میکنه که اون آدم هنوز همونه یا نه.
حالا از مردم پرسیدن: "آیا این آدم هنوز همون آدم قبلیه؟"
وقتی اخلاقیاتش رو از دست میده، بیشتر فکر میکنن که دیگه همون آدم قبلی نیست. ولی اگه فقط حافظه یا توانایی تشخیصش رو از دست بده، هنوز همون آدمه. برای بیشتر مردم، اخلاقیات قلب هویت یه نفره! حتی وقتی یه نفر پیر میشه و ویژگیهای روانیش تغییر میکنه، باز هم اخلاقیات بیشتر از هر چیز دیگه تعیین میکنه که اون آدم هنوز همونه یا نه.
در نتیجه از نظر این محقیقن، چیزی که واقعاً "من" رو میسازه، اخلاقیاتمونه.
❤48
Use it or Lose it
آزادی همیشه به معنای رهایی از دولت است. Ludwig von Mises, Human Action, 1949 Noël à Berlin, 196, Léon Herschtritt
در ستایش آزادی
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود،
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.
— حافظ
از جان لاک تا هایک و میزس عزیز، شما به من آموختید که در هسته اصلی هر ارزش و هر انتخابی، آزادی قرار دارد. شما نشان دادید که بدون آزادی، نه رشد فردی ممکن است، نه خلاقیت، و نه حتی جامعهای که بتواند ارزشهای انسانی را پاس بدارد. بسیار خوشحالم که در سالهای نوجوانی با اندیشههای شما آشنا شدم و امروز، نتایج این آشنایی را در زندگیام میبینم. اکنون میکوشم تا این آموزهها را به دیگران نیز منتقل کنم.
سپاس از شما که در طول این سالها همراهی فکریتان را حس کردم و در مسیر زندگیام روشنایی تازهای یافتم.
مشتاقانه و خالصانه،
کمیل
❤56
Why the extended mind is nothing special but is central
شاید همه ذهن ما درون مغزمان نباشد!
اوتو که آلزایمر داره، برای یادآوری کارها و اطلاعاتش، همهچیز رو توی یه دفترچه یادداشت میکنه. این دفترچه مثل بخشی از مغز اوتو عمل میکنه. هر وقت که اوتو چیزی رو فراموش میکنه، دفترچهش رو باز میکنه و به اطلاعاتش دسترسی پیدا میکنه.
طبق نظریه ذهن گسترشیافته(Extended Mind)، این دفترچه دیگه فقط یه ابزار نیست؛ بلکه بخشی از ذهن اوتو شده. این نشون میده که ذهن ما میتونه به چیزهای بیرونی مثل ابزارها گسترش پیدا کنه و فقط محدود به مغز نیست.
❤45
Use it or Lose it
Why the extended mind is nothing special but is central شاید همه ذهن ما درون مغزمان نباشد! اوتو که آلزایمر داره، برای یادآوری کارها و اطلاعاتش، همهچیز رو توی یه دفترچه یادداشت میکنه. این دفترچه مثل بخشی از مغز اوتو عمل میکنه. هر وقت که اوتو چیزی رو فراموش…
نظریه ذهن گسترشیافته چیه؟
این ایده رو اول بار اندی کلارک و دیوید چالمرز در سال 1998 مطرح کردن. اونا میگن که ذهن ما فقط داخل مغزمون نیست!
یعنی مثلاً وقتی که از یه دفترچه یادداشت استفاده میکنی که قرار ملاقاتت رو توش بنویسی، اون دفترچه در واقع بخشی از فرآیند شناختی تو محسوب میشه. یعنی ذهن تو محدود به مغزت نیست؛ چیزهای بیرونی مثل اون دفترچه هم بخشی از تفکر و ذهن تو رو تشکیل میدن. اینطوری مغزت میتونه از ظرفیت بیشتر و وسیعتری استفاده کنه.
اما چطور ذهن ما با چیزهای بیرونی گسترش پیدا میکنه؟
مقاله با این فرضیه شروع میکنه، که این گسترش ذهن فقط محدود به ابزار و اشیا نیست. اونا میگن که ذهن ما میتونه به دیگر انسانها هم گسترش پیدا کنه، مخصوصاً وقتی که داریم یه هدف جمعی رو دنبال میکنیم. اینجا بحث ذهن جمعی (Collective Mind) وارد میشه.
برای مثال، وقتی با همکارهات توی یه پروژه تیمی همکاری میکنی، مغز تو و بقیه افراد با همدیگه یه جورایی هماهنگ میشن تا اون پروژه رو به سرانجام برسونید. این یعنی ذهنتون در اون لحظه به هم متصل میشه و یه "ذهن گسترشیافته" رو تشکیل میده.
ذهن جمعی (Collective Mind)
مقاله به دو حالت مهم اشاره میکنه: I-mode (حالت "من") و we-mode (حالت "ما"). وقتی که تو بهصورت فردی یه کاری رو انجام میدی و به خودت فکر میکنی، توی حالت "من" هستی.
اما وقتی توی یه گروه یا تیم کار میکنی و همگی به یه هدف مشترک فکر میکنید، وارد حالت "ما" میشی. توی حالت "ما"، ذهن تو با ذهن بقیه اعضای گروه ترکیب میشه و در واقع یه ذهن جمعی شکل میگیره. این مفهوم خیلی به درد کارهای تیمی، همکاریها و فعالیتهای گروهی میخوره.
در نهایت، ذهن گسترش یافته به سمت انسانهای دیگه در کارهای جمعی به همون اندازه مهمه که گسترش به اشیا و ابزارها.
❤51
Use it or Lose it
من همیشه میخواستم فقط به جای چیستی، چرایی را درک کنم. چرا سوگ آنقدر دردناک است؟ — مری فرانسیس اوکانر
مغز سوگوار ما
غصه به شکل پیچیده(complicated grief) یا همون اختلال غم طولانیمدت(prolonged grief disorder)، داستانیه که وقتی کسی عزیزی رو از دست میده و نمیتونه از غم و غصه بیرون بیاد، رخ میده. یعنی دیگه قضیه فقط گریه و دلتنگی طبیعی نیست، بلکه تبدیل میشه به یه وضعیت خیلی سنگین و طولانی که فرد توش گیر میکنه.
اما خب، چی میشه که میگیم طرف به این اختلال دچار شده؟
❤33
Use it or Lose it
مغز سوگوار ما
اون شخص درگیر این علائم میشه:
- یه دلتنگی و فکر کردن شدید به اون عزیزی که از دست داده؛ تقریباً هر روز!
- درد روانی خیلی عمیق که دست از سرش برنمیداره.
- نمیتونه قبول کنه که اون شخص دیگه نیست؛ انگار باورش نمیشه.
- حوصله انجام هیچ کاری رو نداره و آیندهای براش وجود نداره.
- حس میکنه یه بخشی از وجود خودش هم با اون عزیز از دست رفته.
حالا چرا اصلاً اینجوری میشه؟
موضوع اصلی اینه که یه گیر توی فرآیند طبیعی غم و اندوه پیش میاد. مثلاً طرف دائم درگیر نشخوار ذهنی میشه. یعنی همش برمیگرده به همون خاطرات و جنبههای غمانگیز که هیچ کاری هم نمیتونه براشون بکنه. این یه جوری مثل راه فراری میشه از مواجهه با احساسات واقعی غم. این دور باطل اجازه نمیده که فرد بتونه با فقدان کنار بیاد و زندگیش رو جمعوجور کنه.
تاثیر غم بر مغز
تحقیقات نشون دادن که غم خیلی به مغز فشار میاره و خیلی از انرژیهای ذهنی رو مصرف میکنه. بعضی تحقیقات حتی میگن اونایی که توی این غم پیچیده گیر کردن، کاهش حجم مغز رو تجربه میکنن! ولی اگه به شکل طبیعی عزادار باشی، انگار هیچ فرقی با بقیه آدمای سالم نداری. یعنی هرچی شدت غم بیشتر، تغییرات مغزی هم بیشتر.
حالا شاید بپرسی فرقش با افسردگی چیه؟
خب، افسردگی معمولاً همینجوری میاد سراغ آدم و کل زندگی رو تحت تأثیر قرار میده. ولی غم چیزی که بیشتر روی از دست دادن متمرکزه. یعنی یه جورایی تو دلتنگی به یاد اون فردی که دیگه نیست غرق میشی.
- یه دلتنگی و فکر کردن شدید به اون عزیزی که از دست داده؛ تقریباً هر روز!
- درد روانی خیلی عمیق که دست از سرش برنمیداره.
- نمیتونه قبول کنه که اون شخص دیگه نیست؛ انگار باورش نمیشه.
- حوصله انجام هیچ کاری رو نداره و آیندهای براش وجود نداره.
- حس میکنه یه بخشی از وجود خودش هم با اون عزیز از دست رفته.
این حالتها حداقل ۶ ماه (یا حتی یه سال) طول میکشه و کلی از کار و زندگی آدم رو میندازه.
حالا چرا اصلاً اینجوری میشه؟
موضوع اصلی اینه که یه گیر توی فرآیند طبیعی غم و اندوه پیش میاد. مثلاً طرف دائم درگیر نشخوار ذهنی میشه. یعنی همش برمیگرده به همون خاطرات و جنبههای غمانگیز که هیچ کاری هم نمیتونه براشون بکنه. این یه جوری مثل راه فراری میشه از مواجهه با احساسات واقعی غم. این دور باطل اجازه نمیده که فرد بتونه با فقدان کنار بیاد و زندگیش رو جمعوجور کنه.
تاثیر غم بر مغز
تحقیقات نشون دادن که غم خیلی به مغز فشار میاره و خیلی از انرژیهای ذهنی رو مصرف میکنه. بعضی تحقیقات حتی میگن اونایی که توی این غم پیچیده گیر کردن، کاهش حجم مغز رو تجربه میکنن! ولی اگه به شکل طبیعی عزادار باشی، انگار هیچ فرقی با بقیه آدمای سالم نداری. یعنی هرچی شدت غم بیشتر، تغییرات مغزی هم بیشتر.
حالا شاید بپرسی فرقش با افسردگی چیه؟
خب، افسردگی معمولاً همینجوری میاد سراغ آدم و کل زندگی رو تحت تأثیر قرار میده. ولی غم چیزی که بیشتر روی از دست دادن متمرکزه. یعنی یه جورایی تو دلتنگی به یاد اون فردی که دیگه نیست غرق میشی.
یه تفاوت جالب اینه که توی غم پیچیده، دلتنگی شدید یه علامت اصلیه، ولی توی افسردگی نه به اون شدت.
❤43
اگه یه پرواز باشه با ۲۰٪ احتمال سقوط که مقصدش یه جزیره ناشناخته است و اگه سالم برسی، کل جزیره به نام تو میشه، آیا حاضری این ریسک رو بپذیری؟
Final Results
45%
میپذیرم
55%
نمی پذیریم
❤20
Use it or Lose it
اگه یه پرواز باشه با ۲۰٪ احتمال سقوط که مقصدش یه جزیره ناشناخته است و اگه سالم برسی، کل جزیره به نام تو میشه، آیا حاضری این ریسک رو بپذیری؟
حالا اینبار تصور کن یه پرواز با ۷۰٪ احتمال سقوط هست، ولی اگه سالم به مقصد برسی، یک داروی خاص بهت میدن که تا پایان عمر هرگز بیمار نمیشی و بدنت همیشه سالم میمونه. آیا حاضری ریسک کنی و سوار شی؟
Final Results
28%
میپذیرم
72%
نمیپذیرم
❤20
ریسک بر سر چه چیزی! زندگی؟
نگاهی به خطای قمارباز و اثر مالکیت در اقتصاد رفتاری
تصور کنید توی جادهای که تا به حال هزار بار ازش گذشتید، یهو به شما بگن که یکی از هر پنج ماشین تصادف میکنه! چه حسی پیدا میکنید؟ حالا اگه بگم احتمال تصادف واقعی تقریباً صفره، یعنی در هر میلیون بار عبور، فقط ۰.۸۰ ماشین تصادف میکنه، چه احساسی دارید؟
بیایم کمی با آمار به علوم هوانوردی نگاهی بکنیم:
- ۲۰٪ احتمال سقوط یعنی از هر پنج پرواز، یکیش سقوط میکنه.
- ۷۰٪ احتمال سقوط یعنی از هر ده پرواز، هفتاش سقوط میکنن.
❤26
Use it or Lose it
ریسک بر سر چه چیزی! زندگی؟ نگاهی به خطای قمارباز و اثر مالکیت در اقتصاد رفتاری تصور کنید توی جادهای که تا به حال هزار بار ازش گذشتید، یهو به شما بگن که یکی از هر پنج ماشین تصادف میکنه! چه حسی پیدا میکنید؟ حالا اگه بگم احتمال تصادف واقعی تقریباً صفره، یعنی…
این مقادیر خیلی بزرگن! یعنی توی دنیای واقعی، این نوع احتمالها به شدت خطرناک و دور از ذهن هستن. وقتی میگیم احتمال سقوط ۲۰٪، یعنی انگار داریم یه انتخاب خیلی پرخطر میکنیم که تقریباً حکم نابودی رو داره.
وقتی توی زندگی با احتمالات خیلی پایین سروکار داریم، مغز ما عادت میکنه که به راحتی اونها رو نادیده بگیره. چون هر چی احتمال یه اتفاق کمتر باشه، از ذهن ما دورتر به نظر میاد. اما همین مغز، وقتی یه عدد بزرگ مثل ۲۰٪ رو میبینه، به درستی نمیتونه درک کنه که چقدر میتونه خطرناک باشه.
تأثیر خطای قمارباز و اثر مالکیت
گاهی فکر میکنیم که شانس در نهایت به نفع ما میچرخه. اگه چند بار خوششانس بودیم، میگیم «خُب، این دفعه هم شانس با منه.» اینجا دقیقاً داریم به دام خطای قمارباز میافتیم که باعث میشه فکر کنیم اتفاقات گذشته میتونن شانس آینده ما رو تعیین کنن.
و از طرف دیگه، اثر مالکیت کاری میکنه که به چیزهایی که داریم، یا تصمیماتی که گرفتیم، با ارزش بیشتری نگاه کنیم. به همین دلیل، گاهی این تصمیمات پرخطر رو خیلی راحتتر قبول میکنیم.
در نتیجه، گاهی قبل از قمار روی کل زندگیمون بهتره به آمار هم نگاهی بندازیم و به این فکر کنیم که داریم بر سر چه چیزی قمار میکنیم، آیا واقعا ارزشش رو داره؟
در دنیای واقعی، نرخ حوادث هوایی در حدود ۰.۸۰ به ازای هر میلیون پروازه.
وقتی توی زندگی با احتمالات خیلی پایین سروکار داریم، مغز ما عادت میکنه که به راحتی اونها رو نادیده بگیره. چون هر چی احتمال یه اتفاق کمتر باشه، از ذهن ما دورتر به نظر میاد. اما همین مغز، وقتی یه عدد بزرگ مثل ۲۰٪ رو میبینه، به درستی نمیتونه درک کنه که چقدر میتونه خطرناک باشه.
تأثیر خطای قمارباز و اثر مالکیت
گاهی فکر میکنیم که شانس در نهایت به نفع ما میچرخه. اگه چند بار خوششانس بودیم، میگیم «خُب، این دفعه هم شانس با منه.» اینجا دقیقاً داریم به دام خطای قمارباز میافتیم که باعث میشه فکر کنیم اتفاقات گذشته میتونن شانس آینده ما رو تعیین کنن.
و از طرف دیگه، اثر مالکیت کاری میکنه که به چیزهایی که داریم، یا تصمیماتی که گرفتیم، با ارزش بیشتری نگاه کنیم. به همین دلیل، گاهی این تصمیمات پرخطر رو خیلی راحتتر قبول میکنیم.
در نتیجه، گاهی قبل از قمار روی کل زندگیمون بهتره به آمار هم نگاهی بندازیم و به این فکر کنیم که داریم بر سر چه چیزی قمار میکنیم، آیا واقعا ارزشش رو داره؟
❤58
Talent vs Luck: the role of randomness in success and failure
آیا موفقیت واقعاً فقط به شایستگی و استعداد برمیگرده یا شانس هم نقشی بزرگ داره؟
موفقیت توی جامعه معمولاً به هوش، تلاش و استعداد نسبت داده میشه، اما خیلی وقتها شانس هم نقش اساسی داره و دستکم گرفته میشه. هدف مقاله اینه که با یه مدل ساده نشون بده که چطور افرادی با استعداد متوسط اما شانس بالا، میتونن موفقتر از افراد با استعداد برتر بشن.
هدف اصلی مقاله اینه که به کمک یه مدل شبیهسازی نشون بده شانس و استعداد چطور میتونن توی موفقیت یا شکست آدمها تاثیر بذارن. سوال اصلی اینه: واقعا شانس چقدر نقش اساسی در موفقیت ما ایفا میکنه؟
نسخه کامل را در ویرگول بخوانید. - خواندن کمتر از ۵ دقیقه.
❤37