Use it or Lose it
3.03K subscribers
175 photos
1 video
94 links
Social Neuroscientist, Neuroanthropologist
Multi/Interdisciplinary researcher

— Use it well 🧠
Download Telegram
Use it or Lose it
Multiple associative structures created by reinforcement and incidental statistical learning mechanisms نحوه يادآوری در مغز، به چگونگی آموختن آن بستگی دارد. ما فهمیده‌ایم که انسان ها می‌توانند از راه های مختلفی یاد بگیرند، گاهی به سادگی و گاهی با پیچیدگی.…
سال۲۰۲۰ که با دکتر کلین-فلوگ ایمیل نگاری می‌کردم برای تحقیقشون، به یک نتیجه جالب در تحقیقاتشون رسیدم.

«ما در واقعیت چیزی رو فراموش نمی‌کنیم، بلکه نحوه یادآوردن اون اطلاعات از خاطرات ما پاک می‌شه. ما یادمون نرفته که در محله خودمون یک مارکت داشتیم، بلکه راه رسیدن به اون مارکت رو فراموش کردیم، چون دیگر محله خود را به خاطر نداریم.»

ما در مغزمون شبکه های مختلف و چندگانه‌ای برای درک و یادگیری داریم که بتونیم داده ها رو به خاطر بیاریم، به این معنی که وقتی بخشی از مغز آسیب می‌خوره همچنان می‌تونیم خاطرات رو به یاد بیارویم، چون ساز و کار شبکه‌های دیگه همچنان آسیبی بهشون وارد نشده.

حافظه و یادگیری نقش مهمی در زندگی ما داشته، داره و خواهد داشت، از زمانی که اولین قدم ها رو در کودکی برداشتیم و تا زمانی که زنده هستیم، بخش عظیم آنچه که هستیم به لطف حافظه ماست، امید است به درستی از آن استفاده کنیم.

بخش‌هایی از تحقیقات دکتر میریام کلین-فلوگ و همکارانش در مرکز تحقیقات علوم اعصاب نوفیلد وابسته به دانشگاه آکسفورد
60
Behavioral and Neural Mechanisms of Overgeneralization in Anxiety

واقعیت تغییر می‌کند، وقتی اضطراب به سراغمان می‌آید.

واقعیت اینه که وقتی مضطرب می‌شیم، مغزمون یکم گیج میشه و احتمالاً دست به رفتارهای عجیب می‌زنه. اما سوال اینجاست که آیا می‌شه از اضطراب فرار کرد یا نه؟ اصولاً اضطراب یک بخش طبیعی از زندگی‌مونه و گاهی حتی می‌تونه بهمون کمک کنه. اما چطور این اضطراب با دیدگاه ما به واقعیت تداخل پیدا می‌کنه؟ این سوالی است که دکتر رونی پاز در سال ۲۰۱۶ به همراه همکارانش سعی کردند به آن پاسخ دهند.

وقتی ما دچار اضطراب می‌شیم، مغزمون یکمی در کارکردش دچار مشکل می‌شه، وقتی رفتار مغز رو در زمانی که دچار اضطراب هست بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شیم افراد سخت‌تر می‌تونن تفاوت بین چیزهایی که بی‌خطرن و چیزهای دیگه که ممکنه خطرناک باشند، رو بفهمن. به عبارت ساده‌تر، اضطراب باعث می‌شه مغزمون واقعیت رو بهم بریزه و نتونه خوب همه چیز رو بفهمه، به این پدیده «تعمیم افراطی» می‌گن.
39
Use it or Lose it
Behavioral and Neural Mechanisms of Overgeneralization in Anxiety واقعیت تغییر می‌کند، وقتی اضطراب به سراغمان می‌آید. واقعیت اینه که وقتی مضطرب می‌شیم، مغزمون یکم گیج میشه و احتمالاً دست به رفتارهای عجیب می‌زنه. اما سوال اینجاست که آیا می‌شه از اضطراب فرار…
زیست شناس‌ها باور داشتن اضطراب یک ویژگی خیلی قدیمی انسان هاست. قبلاً اضطراب به ما کمک می‌کرد که در مقابل تهدیدات مختلف هوشیار باشیم. اما الان اضطراب به عنوان پاسخی به "جنگ یا گریز" در نظر گرفته می‌شه. حتی در مواقعی که ممکنه با حیوانات وحشی مواجه نباشیم.

تأثیرات اضطراب بر ساختار مغز، تغییراتی با خودش به همراه میاره. این تغییرات می‌تونن مثبت یا منفی باشن. از یک طرف، ممکنه به مغز اجازه بدن که بعد از یک حادثه مثل سکته مغزی دوباره به حالت قبلی برگرده. از طرفی دیگه، مواجهه مداوم با استرس ممکنه ساختار مغز رو تغییر بده و باعث بشه که افراد به طور مداوم در وضعیت ترس، اضطراب یا افسردگی باشن، که زمینه ساز ایجاد اختلال های زیادی می‌تونه برای ما بشه.

یک جنبه مثبت اینکه مغز ما انعطاف پذیره. این انعطاف پذیری به معنای توانایی مغز برای سازماندهی مجدد خودشه. وقتی با اضطراب سروکار داریم، خودمون رو به حالت آماده برای واکنش به تهدید تصور می‌کنیم. این انعطاف پذیری به ما کمک می‌کنه که در مواجهه با موقعیت‌های جدید هم احساس تهدید کنیم و برای واکنش آماده بشیم. ترس عامل بقاست اما هر ترسی واقعی نیست.
49
Creativity as social and spatial process
سیستم عصبی ما راحت‌طلبه!


سیستم عصبی ما جهنم آشنا رو به بهشت ناآشنا ترجیح میده، سیستم عصبی ما، به آسیب‌هایی که تجربه کردیم متصله و تروما و آسیب‌ها رو برای خودش ذخیره می‌کنه.

بعد از ذخیره اطلاعات چه اتفاقی می‌افته؟
اولین وظیفه سیستم عصبی، محافظت از ماست، اما چطور، از ما محافظت می‌کنه؟ سیستم عصبی ما تلاش می‌کنه با نگه‌داشتن ما در نقطه امن و راحت، از ما محافظت کنه، راحتی دقیقا همون جهنم آشناست. نبود راحتی برای کشف ناشناخته‌ها گرچه می‌تونه ترسناک باشه اما ما رو به بهشت ناآشنا می‌رسونه. همینطور که توی پست قبلی هم گفتم، ترس عامل بقاست اما هر ترسی واقعی نیست.

حال چه بلایی سر خلاقیت و تفکر ما میاد ؟
خلاقیت به عنوان یک فرآیند اجتماعی-محیطی شناخته می‌شه، و همیشه تحت تاثیر مسائل مختلفی بوده و هست. در تعریف ساده، اگر بتونیم به درستی از آموخته ها استفاده کنیم، در زمان ِو مکان مناسب، خلاقیت دیگر یک موضوع خاص و غیر ممکن نیست. اما چطور؟ یکی از موضوعاتی که در دوره فراگیریِ یادگیری طراحی بهش می‌پردازیم همین موضوع خواهد بود.

C.C Schneider, Harvard engineering students, 1904
29
Use it or Lose it
Creativity as social and spatial process سیستم عصبی ما راحت‌طلبه! سیستم عصبی ما جهنم آشنا رو به بهشت ناآشنا ترجیح میده، سیستم عصبی ما، به آسیب‌هایی که تجربه کردیم متصله و تروما و آسیب‌ها رو برای خودش ذخیره می‌کنه. بعد از ذخیره اطلاعات چه اتفاقی می‌افته؟…
فراگیریِ یادگیریِ طراحیLearning How Learn Design

تا به حال دقت کردید در بیشتر طراحی‌ها ما یک سری فرم‌های یکسان و تکرار شونده می‌بینیم؟ اگر در طی روز به لباس‌ها، خودرو‌ها، به خونه‌ها و هر چیزی که توسط انسان طراحی شده، شباهت‌های یکسانی رو پیدا می‌کنید. اما چرا؟ چطور مغز ما طراحی یاد گرفته و به اجراش می‌پردازه؟ یا اینکه چطور یادگرفته که به این شکل طراحی انجام بده؟

یادگیری از اولین قدم‌های ما بر زمین، و اولین واژه‌هایی آغاز می‌شود که از زبان گفتار ما زاده می‌شود. ابزاری برای هرگونه ارتباطی با جهان. اما چگونگیِ این یادگیری، برای ما جالب‌توجه است. طراحی نیز، از منظر ما راهی‌ست برای ارتباط. در این دوره، ما به فراگیریِ یادگیریِ طراحی در راستای خلق می‌پردازیم.

محوریت این دوره بر پایه متد‌های آکادمیک علوم اعصاب طراحی و یادگیری اجتماعی و پژوهش های به روز مبتنی بر طرح تحقیقاتی-آموزشی مدرسه گسترش هاروارد و دانشگاه اوکلند تنظیم شده. ما در نهایت می آموزیم که الفبا و مکانسیم یادگیری چیست و چطور می‌تونیم به خوبی از مغز خودمون در یادگیری استفاده کنیم.

لینک ثبت‌نام
مهلت ثبت نام تا «۷ بهمن ماه»
19
بعضی زخم‌ها به‌جای پوست، چشم‌‌مان را باز می‌کنند!

Pablo Neruda, 1972
Subway Stairs Two Men, New York,1954, Roy DeCarava
56
Use it or Lose it
منطقی که همیشه منطقی نیست. نویسنده تلاش می‌کنه منطق و احساس رو با یک مثال جالب توضیح بده، می‌گه تا وقتی همه‌چی آرومه، اسب سوار به همه‌چی تسلط داره و حواسش به مسیره. اما وقتی اسب احساس خطر بکنه اسب سوار همه کاری میکنه که پرت نشه و در واقع نمیره. خیلی از درمانگرها…
درد‌هایی که بیان نمیشه.

وقتی سیستم لیمبیک (limbic system) دست به همکاری با آمیگدال ما می‌زنه، که مغز در تلاش درک، تجربه، بیان و معنا بخشیدن به احساسات باشه. به عبارتی دیگر ما تلاش می‌کنیم که احساسات رو مرتب کنیم که از یک مقدمه به یک انتها برسند.

مغز و ذهن‌ما در گذر‌ زمان دچار تغییراتی می‌شن، که باعث می‌شه به تجربیات و احساسات گذشته‌ما معنی و نظم جدیدی بده و به همین خاطر گذشته در ذهن ما همیشه در حال تغییره، در واقع گذشته ثابت نیست، اما در مورد تروما اینطور نیست.

در تصویربرداری های fMRI متوجه می‌شیم که در مواجه با تروما ارتباط شبکه های مختلف مغز با هم دچار اختلال می‌شن، شخص درد و استرس زیادی رو تجربه می‌کنه ولی نمی‌تونه اون ها رو مرتب و یا بیان کنه.


Eiffel Tower, Paris, 1964, Marc Riboud
38
Use it or Lose it
درد‌هایی که بیان نمیشه. وقتی سیستم لیمبیک (limbic system) دست به همکاری با آمیگدال ما می‌زنه، که مغز در تلاش درک، تجربه، بیان و معنا بخشیدن به احساسات باشه. به عبارتی دیگر ما تلاش می‌کنیم که احساسات رو مرتب کنیم که از یک مقدمه به یک انتها برسند. مغز و ذهن‌ما…
به عبارتی دیگر تروما درد‌هایی هستند که بیان نمی‌شن، به قول نویسنده ما زبونمون رو از دست می‌دیم. تروما بر خلاف خاطرات ما دچار تغییرات نمی‌شن و تا حد زیادی ثابت می‌مونن. چون شخص فرصتی نداشته اون‌ها رو مرتب کنه و به نوعی وقتی احساسات و تجربه تروما به شخص هجوم میارن شخص عملا فلچ می‌شه.

مغز در بیشتر اوقات تلاش میکنه که تصاویر تروما رو از ذهن خودش دور نگه داره، به همین خاطر خیلی ها برای مدت های طولانی یادشون نمیاد که تجربیاتی داشتن. ولی ناگهان می‌بینن که صدای گریه و.. تمام وجودشون رو پر از استرس و اضطراب می‌کنه.

در شرایط نرمال وقتی ما احساس خطر می‌کنیم در بدنمون هورمون های استرس ترشح می‌شه و وقتی از اون شرایط در میایم بدن به حالت عادی برمی‌گرده اما برای افرادی که دچار تروما هستند این هورمون ها تاثیر طولانی‌تری می‌ذاره، اما در برخی اوقات مغز این افراد یاد میگیره که به همه چی مخصوصا استرس بی‌حس باشه در واقع سرکوبش می‌کنن، اما اثرات روان-تنی(سایکو‌سوماتیک) زیادی در بدنشون دیده میشه، مثل خستگی مفرط، ضعف سیستم ایمنی بدنشون، مشکلاتی در تمرکز و توجه و ... همه نشونه‌های از این اثرات هستند.

درمانگر و متخصص به ما کمک می‌کنن تا در مورد تروما و آنچه که اتفاق افتاده راحت‌تر حرف بزنیم و نذاریم موضوع به همچین جایی ختم بشه تا دچار مشکلاتی دیگری بشیم.
51
Decoding the contents and strength of imagery before volitional engagement

مغز ما، زودتر از آگاهی ما تصمیم می‌گیرد.

اراده آزاد، موضوعی جذاب برای همه ماست، مخصوصا متخصصان علوم اعصاب که تلاش می‌کنند تا سر از کار اِراده آزاد در بیارن. سال ۲۰۱۹ بود که جول پیرسون و همکارانش مقاله جالبی رو در Nature چاپ کردند.

اونها تونستند که تصمیمات اولیه شرکت‌کنندگان آزمایششان را پیش بینی کنند، دقیقا یازده ثانیه قبل از اینکه آنها تصمیمشان را آگاهانه بیان کرده باشند. در این مطالعه ۱۴ نفری، داده‌های هر شخص با (fMRI) دنبال می‌شد، در این مطالعه دو تا الگو وجود داشت، راه راه های افقی قرمز و راه‌ راه‌ های عمودی سبز، شرکت‌کنندگان حداکثر ۲۰ ثانیه فرصت داشتند که بین این دو تا الگو یکی را انتخاب کنند و بعد از اینکه انتخاب کردند، دکمه‌ای رو فشار بدهند.

بعد، ده ثانیه فرصت داشتند که الگویی که انتخاب کرده بودند رو در ذهنشون تجسم کنند. در آخر زمان مشخص شده، از شرکت کنندگان دو سوال پرسیده می‌شد، که آنها این دو سوال رو با فشردن دکمه‌ها پاسخ می‌دادند: «چه چیزی را تجسم کردید؟» و «چقدر تصور شما واضح بود؟»
20
Use it or Lose it
Decoding the contents and strength of imagery before volitional engagement مغز ما، زودتر از آگاهی ما تصمیم می‌گیرد. اراده آزاد، موضوعی جذاب برای همه ماست، مخصوصا متخصصان علوم اعصاب که تلاش می‌کنند تا سر از کار اِراده آزاد در بیارن. سال ۲۰۱۹ بود که جول پیرسون…
افکار ناخودآگاه قبل از خودآگاه
با استفاده از fMRI برای رهگیری فعالیت‌های مغز و یادگیری ماشین(در زمینه تصویر برداری عصبی) محققان قادر بودند در این مورد که کدام الگو توسط کدام یک از شرکت کنندگان انتخاب شده دست به پیش بینی بزنند، دقیقا یازده ثانیه قبل از اینکه شرکت کنندگان تصمیم خود را آگاهانه بیان کنند. حتی در این آزمایش محققين می‌تونستند کیفیت تجسم این الگو‌ها را هم پیش بینی کنند.

این تحقیق نشان می‌دهد که رگه‌هایی از افکار ما به شکل ناخودآگاه قبل از اینکه به آگاهی(conscious) راه پیدا کنند، وجود دارند.

وقتی که تصمیمی در مورد اینکه به چه چیزی فکر کنیم گرفته می‌شود، منطقه‌ی اجرایی مغز خط فکری را که قوی‌تر است انتخاب می‌کند. به عبارت دیگر اگر هر کدام از فعالیت‌های مغزی از قبل موجود [در ناخودآگاه] با یکی از گزینه‌های شما برای فکر کردن مطابق باشد، مغز شما به احتمال قوی‌تر آن گزینه را انتخاب می‌کند. چرا که این گزینه توسط فعالیت از پیش موجود در مغز شما شانس بیشتری پیدا کرده است.
22
Use it or Lose it
افکار ناخودآگاه قبل از خودآگاه با استفاده از fMRI برای رهگیری فعالیت‌های مغز و یادگیری ماشین(در زمینه تصویر برداری عصبی) محققان قادر بودند در این مورد که کدام الگو توسط کدام یک از شرکت کنندگان انتخاب شده دست به پیش بینی بزنند، دقیقا یازده ثانیه قبل از اینکه…
نشخوار و سیکل افکار منفی
این تحقیق به صورت کلی نیز به این که ما چطور افکار ناخوشایند را درک می‌کنیم، می‌پردازه. در پژوهش به یک نکته جالب اشاره میشه: اینکه چرا فکر کردن در مورد چیزی، باعث میشه ما به چیزای بیشتری در حول محور آن موضوع فکر کنیم.

ما می‌د‌انیم که مغز ما قبل از هوشیاری آگاهانه ما آماده عمل می‌شود، بین فکری که اکنون به آگاهی وارد شده و نمایش در آمدن این فکر توسط شما فقط چند میلی ثانیه فاصله زمانی وجود داره. اما همین چند ثانیه به ما شانس این را می‌دهد تا به صورت آگاهانه جهش های ناآگاهانه را دور بی‌اندازیم و به نظر میرسد این یک اراده آزاد باشد.
34
The brain and the nervous system are our most cultural organs.

مغز و عصب های ما، فرهنگی ترین اندام ما هستند.

نمیتوان انسان و عصب هایش را از هم جدا کرد، با اینکه هر دو معنای مختلفی دارند. اما معنا، درک، پردازش یا بهتره بگیم هر آنچه که ما را انسان کرده تنها عصب‌ها و مغز ما بوده؟

بیاید اینطور نگاه کنیم، منشاء‌ انسان کجاست؟
جدا از عصب‌هایش، تکامل شناختی چطور اتفاق افتاده؟ بیاید یک نمونه سوال رو از خودمون بپرسیم، انسان از کجا متوجه شد که توانایی سفر کردن داره؟ چرا باید زادگاه جغرافیایی-فرهنگی خودش رو ترک کنه؟

قراره در یونیکس با یک دوره دو جلسه‌ای بیایم و متوجه بشیم چه پُلی بین انسان و عصب هایش است و این پل چطور به ما و دنیای ما معنا می‌بخشه؟


اگر شما هم مثل من مشتاق هستید و دوست داشتید در این دوره شرکت کنید میتونید اطلاعات بیشتر رو از این لینک پیدا کنید. توی دوره می‌بینمتون.
کد تخفیف: Usedata

Rocket Man, Dungeness, Kent, 1979, Brian Griffin
21
Use it or Lose it
The brain and the nervous system are our most cultural organs. مغز و عصب های ما، فرهنگی ترین اندام ما هستند. نمیتوان انسان و عصب هایش را از هم جدا کرد، با اینکه هر دو معنای مختلفی دارند. اما معنا، درک، پردازش یا بهتره بگیم هر آنچه که ما را انسان کرده تنها…
The smells have been with us for many years.
بو‌ها سالیان زیادی هست که با ما هستند.

در تمام فرهنگ ها، مردم از مواد شیمایی برای تغییر بوی هایی که بدنشان تولید می‌کند، استفاده می‌کنند. حداقل ۵ هزار سالی است که از عطر برای این کار استفاده میشه، حتی از رایحه های سنتی همچنان در ساخت عطر های مدرن به کار برده میشه.

اما سوال اینجاست، چرا ما از عطر می کنیم؟
در
واقع عطر ها می‌توانند بوهای ناخوشایند بدن ما را پنهان کنند، اما جالب اینجاست که بدونید تعداد کمی از آنها از عهده این کار بر می آیند. داده های تبلیغاتی به ما می‌گویند عطر‌ها به عبارتی دنبال این هستند که جذابیت جنسی ما را افزایش دهند، این داده ها و توضیحات درست است، اما سوال اصلی اینجاست، عطر‌ها چطور اینکار را انجام میدهند؟
28
Use it or Lose it
The smells have been with us for many years. بو‌ها سالیان زیادی هست که با ما هستند. در تمام فرهنگ ها، مردم از مواد شیمایی برای تغییر بوی هایی که بدنشان تولید می‌کند، استفاده می‌کنند. حداقل ۵ هزار سالی است که از عطر برای این کار استفاده میشه، حتی از رایحه…
چرا اصلا بو مهمه؟
ما به بوهای طبیعیت واکنش های مثبت یا منفی شدیدی داریم، به بوی چیز هایی که به ما فرصت مثبتی می‌دهند، واکنشی مثبت می‌دیم، مثل بوی یک غذای لذیذ و بلعکس به بو‌ های چیزها یا موقعیت هایی مثل آتش سوزی یا بوی غذای فاسد شده، واکنش منفی نشون می‌دیم. این واکنش های زیبایی شناختی مثبت و منفی به رایحه‌ها در خدمت ما هستند و برای یافتن غذا، دوری از سم ها و انتخاب جفت تکامل یافتند.

به عبارتی دیگر بو ها به ما اطلاع میدهند چه بکنیم، و نقش آنها در بافت های اجتماعی خیلی پر رنگ تر می‌شوند. در واقع وقتی بالغ می‌شویم واکنش های هیجانی ما به بو ها تغییر می‌کند، اما در کودکان همچین چیزی رخ نمیدهد. یک کودک ممکن است در دوران کودکی هر چیزی را بخورد، او تلاش میکند جهان را نمونه برداری کند. حال این یکی از ورودی های ما، از دنیای اطراف ماست.

Leningrad, 1991, Barbara Klemm
35
تنها راه پیشرفت، توقف بود!

Samuel Beckett, Waiting for Godot,Paris, 1961
USA. New York. 1999, Elliott Erwitt
30
بوته های خار را در سرزمین من نکار، شاید فردا پا برهنه به سراغم بیایی.

Ghada al-Samman
Lisboa, Portugal, 1976, Eduardo Gageiro
49
Maternal overprotection in childhood is associated with amygdala reactivity and structural connectivity in adulthood

والدین کنترل‌گر چه بلایی سر فرزندانشون میارن؟

دکتر مدلین فاربر تحقیقاتی جالب در دانشگاه دوک انجام دادند تا ببینند محافظت بیش از اندازه والدین چه تاثیراتی روی ساختار مغز فرزندان می‌ذاره؟ آیا واقعا محافظت بیش از اندازه خوبه؟

برای اینکه بتونند به نتیجه خوبی برسند، یک آزمایش طراحی کردند، و از دانش آموزان و دانشجویان سال آخری خواستند که توی این آزمایش مربوط به تجربه زندگی شرکت کنند.

در طی این آزمایش سعی کردند اطلاعات خوبی در مورد ارتباطشون با والدینشون و دوره بچگیشون بدست بیارن و از بین همه شرکت کنندگان ۳۱۲ نفری رو پیدا کردند که در دوران کودکی و نوجوانیشون بیش از اندازه والدین کنترل گر و محافظه کاری داشتند.
26
Use it or Lose it
Maternal overprotection in childhood is associated with amygdala reactivity and structural connectivity in adulthood والدین کنترل‌گر چه بلایی سر فرزندانشون میارن؟ دکتر مدلین فاربر تحقیقاتی جالب در دانشگاه دوک انجام دادند تا ببینند محافظت بیش از اندازه والدین…
از شرکت کنندگان خواسته شد که با fMRI عملکرد مغزیشون مورد مطالعه قرار بگیره و همزمان با fMRI یک سری تصاویر بهشون داده می‌شد که یک سری هیجان مختلفی رو شبیه سازی می‌کرد، مثل ترس، عصبانیت و ...

نتیجه نشون میده که حمایت زیاد و بی دلیل والدین از بچه ها در سنین کودکی و نوجوانیشان ناحیه‌ای از مغز به اسم آمیگدال Amygdala که مسئول واکنش های هیجانی ماست رو پرکار تر می‌کنه.

بچه های که در دوران کودکی بیش از اندازه محافظت می‌شدند، هم همینطور. بیش از اندازه آمیگدال فعال‌تری داشتند و بیشتر موقعیت ها رو بیش از حد عادی ترسناک تر ارزیابی می‌کردند.

به عبارتی دیگر باعث می‌شه در نوجوانی و بزرگسالی این افراد به جای اینکه در موقعیت های دشوار با شجاعت و صبوری مشکلی رو حل کنند، به دنبال راه فرار از مشکلات می‌گردن.

در نهایت، والدین کنترل‌گر و بیش از اندازه محافظه کار، فرزند شما بزرگسالی خواهد شد که به سختی تصمیم می‌گیره، چرا که ترس و استرس اجازه تصمیم گیری درستی بهش نمیده.

Timotejvägen, Sweden, 1961, Sune Jonsson
54
و تو نیک می‌داني كه رنج، در قياس با رنج بزرگتر، كمتر نمی‌شود.

Vladimír Holan, Poet
Le coeur de la cible 1998, Gilbert Garcin
59
در نهایت حماقت بر هر جنبه دیگری از شخصیت غلبه می‌کند.

Louis Ferdinand Celine
, Journey to the End of the Night, 1932
Letizia Battaglia (1935 - 2022), Italian
40
Use it or Lose it
"سال نو، نِگرش نو" در آستانه شروع سال جدید، امیدوارم نکات زیر به شما برای داشتن سالی بهتر کمک کنه. ۱. باید به خاطر داشت که شرایط‌ایده‌آل تنها یک دروغ به خود ماست. حتی به فرض اگر بهترین شرایط برای ما فراهم بشه، باز هم همیشه مسأله‌ایی در خلاف هدف، یا بینش…
"ما سبز نخواهیم ماند"

هر سال درس های زیادی با ما همراه می‌شوند، درس‌هایی از جنس غم و شادی، سالی که گذشت این نکته مهمی بود برای من، هیچ وقت سعی نکنید بی نقض به نظر برسید و هیچ وقت اجازه ندهید آدم ها از شما بت بسازند، هر جایی در هر رابطه‌ای که تبدیل به بت شدید، منتظر روزی باشید که بدست همان افراد شکسته می‌شوید.

از قول دونالد وینیکات:
زیادی معقول بودن نشانه‌ای از فقر روانسیت. شوریدگی بخش مهمی از سرزندگیست.

سعی کنید هر هنری که می‌توانید تمرین کنید، موسیقی، سینما، داستان، شعر و .. بدون اینکه توجه بکنید چقدر خوب و یا بد عمل می‌کنید، نه برای شهرت یا پول، برای شناخت و بیان بهتر خودتان، امسال را به خوبی بسازید، از زبان های دیگر، ما همیشه سبز نخواهیم ماند.

و در نهایت، به خاطر داشته باشید آن هنگام که دو گیاه را نزدیک هم بکارید، ریشه های آنها در هم می‌آمیزد و کیفیت خاک را بهبود می‌بخشد، در پرتوی این تعاون و همبستگی است که هر دو بهتر رشد می‌کنند.

براتون سال خوبی رو آرزومندم.
خالصانه،
کمیل
126