یادم میاد وقتی که دبستانی بودم از اینکه کم کم سینه هام داشتن بزرگ میشدن وحشت کرده بودم
یا اینکه پریود شدم و از ترس اینکه دیگه نتونم پا به پای همکلاسیام ( همشون پسر بودن ) بازی کنم به هیچکس نگفتم
خیلی حس بدی نسبت به فیزیک بدنم داشتم
یا اینکه پریود شدم و از ترس اینکه دیگه نتونم پا به پای همکلاسیام ( همشون پسر بودن ) بازی کنم به هیچکس نگفتم
خیلی حس بدی نسبت به فیزیک بدنم داشتم
𓊆ྀིdiary𓊇ྀི
یادم میاد وقتی که دبستانی بودم از اینکه کم کم سینه هام داشتن بزرگ میشدن وحشت کرده بودم یا اینکه پریود شدم و از ترس اینکه دیگه نتونم پا به پای همکلاسیام ( همشون پسر بودن ) بازی کنم به هیچکس نگفتم خیلی حس بدی نسبت به فیزیک بدنم داشتم
پریود شدنمو حدود یه سال قایم کردم از دستمال استفاده میکردم
+ why do you consider me your enemy?
- because you’re girlfriend stabbed me
+she’s my wife now
- because you’re girlfriend stabbed me
+she’s my wife now