برایم فرقی ندارد
برف ببارد
نم باران باشد
یا وسط خرما پزان تابستان
هیچ هوایی ، هوایت را از سرم نمیپراند
باور کن
حتی اگر در یخبندان ترین قرن بشریت تمام جهان قندیل ببندد
بازهم جرقه ی یاد تو
قلبم را وسط مرداد ماه می اندازد
و اگر تو نباشی
حتی در چله ی تابستان هم سرما خوردگی گریبانم را میگیرد
دلخوشی هایم همین است
کنار پنجره ی رو به برف
آهنگ مورد علاقه ات را برای صدمین بار پخش کنم
و یک بخاری بی احساس خوش باورانه ی بسوزد و
بسوزد و بسوزد
تا کمی از سرمای نبودت بکاهد
کاش بودی
زیر این پولک باران و کوران
آرزویم میتوانست یک جاده ی طولانی باشد
تا مقصد بی نهایت
که گرمای حضورت کمی از لرز تنم را بگیرد
و پاهایت کنار پاهایم جفت شود...
@uncertainty
برف ببارد
نم باران باشد
یا وسط خرما پزان تابستان
هیچ هوایی ، هوایت را از سرم نمیپراند
باور کن
حتی اگر در یخبندان ترین قرن بشریت تمام جهان قندیل ببندد
بازهم جرقه ی یاد تو
قلبم را وسط مرداد ماه می اندازد
و اگر تو نباشی
حتی در چله ی تابستان هم سرما خوردگی گریبانم را میگیرد
دلخوشی هایم همین است
کنار پنجره ی رو به برف
آهنگ مورد علاقه ات را برای صدمین بار پخش کنم
و یک بخاری بی احساس خوش باورانه ی بسوزد و
بسوزد و بسوزد
تا کمی از سرمای نبودت بکاهد
کاش بودی
زیر این پولک باران و کوران
آرزویم میتوانست یک جاده ی طولانی باشد
تا مقصد بی نهایت
که گرمای حضورت کمی از لرز تنم را بگیرد
و پاهایت کنار پاهایم جفت شود...
@uncertainty
ﺁﺩﻡ ﮐﻪ "ﻏـــــﻤﮕﯿﻦ" ﻣﯽ ﺷــــﻮﺩ
ﺧــــﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺟــــﺪﺍ ﻣﯽ ﮐــــﻨﺪ ﺍﺯ ﺟــــﻤﻊ
ﮐﻪ ﻣــــﺒﺎﺩﺍ ﺁﺳﯿــــــﺒﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺷـــــﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﯾـــﮕﺮﺍﻥ ﺑﺰﻧﺪ
ﻣﻮﺭﺩ" ﻓﺮﺍﻣــــﻮﺷﯽ" ﻗﺮﺍﺭ ﻣـــﯽ ﮔـــﯿﺮﺩ
ﺗﻨﻬﺎﺗــــﺮ ﻭ ﺗــــﻨﻬﺎﺗﺮ ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ
ﺁﻧﭽــــﻨﺎﻥ ﺩﺭ" ﺗﻨــــــﻬﺎﯾﯽ" ﺧﻮﺩ ﻏــــﺮﻕ ﻣﯽ ﺷــــﻮﺩ
ﮐﻪ ﺩﯾﮕـــــﺮ ﺑﺎ ﻫﯿــــﭻ ﺗﻠﻨــــﮕﺮﯼ ﺑﺮ ﻧﻤــــﯽ ﺧــــﯿﺰﺩ
ﻭ ﺍﯾـــﻦ ﺁﻏــــﺎﺯ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ" ﭘﺎﯾــــﺎﻥ" ﺍﺳـــت...
@uncertainty
ﺧــــﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺟــــﺪﺍ ﻣﯽ ﮐــــﻨﺪ ﺍﺯ ﺟــــﻤﻊ
ﮐﻪ ﻣــــﺒﺎﺩﺍ ﺁﺳﯿــــــﺒﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺷـــــﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﯾـــﮕﺮﺍﻥ ﺑﺰﻧﺪ
ﻣﻮﺭﺩ" ﻓﺮﺍﻣــــﻮﺷﯽ" ﻗﺮﺍﺭ ﻣـــﯽ ﮔـــﯿﺮﺩ
ﺗﻨﻬﺎﺗــــﺮ ﻭ ﺗــــﻨﻬﺎﺗﺮ ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ
ﺁﻧﭽــــﻨﺎﻥ ﺩﺭ" ﺗﻨــــــﻬﺎﯾﯽ" ﺧﻮﺩ ﻏــــﺮﻕ ﻣﯽ ﺷــــﻮﺩ
ﮐﻪ ﺩﯾﮕـــــﺮ ﺑﺎ ﻫﯿــــﭻ ﺗﻠﻨــــﮕﺮﯼ ﺑﺮ ﻧﻤــــﯽ ﺧــــﯿﺰﺩ
ﻭ ﺍﯾـــﻦ ﺁﻏــــﺎﺯ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ" ﭘﺎﯾــــﺎﻥ" ﺍﺳـــت...
@uncertainty
براى خوشبخت شدن با يك مرد كافى ست او را باور كنى، حتى اگر دوستَش هم نداشته باشى
و براى خوشبخت شدن با يك زن كافى ست او را دوست داشته باشى،حتّى اگر باورش نداشتن باشى...
📜 پائلو كوئيلو/Paulo Coelho
@uncertainty
و براى خوشبخت شدن با يك زن كافى ست او را دوست داشته باشى،حتّى اگر باورش نداشتن باشى...
📜 پائلو كوئيلو/Paulo Coelho
@uncertainty
نگذار هرکس که آمد و ماندنی نشد ،
تورا ،
دلت را ،
صداقتت را ،
با خودش یدک بکشد....
نگذار دوست داشتنت را قیمت بگذارد...
که هر وقت از سر بی حوصلگی ، از سرِ نبودنِ آرامشی ، آمد و سراغت را گرفت ،
حالت را پرسید ،
دلت را قلقلک داد ، و باز رفت...
تو بمانی و دنیایی از اشک ،
تو بمانی و چرا و اما و اگر...!
آنکه میرود ، باید میرفت!!
تو هم برو ،
تو هم ، خودت را از لحظه هایش که هیچ ، ازفکرش هم بگیر...
تو باید تمامت بماند برای آنکه تمامش تنها و تنها
تنهااااا وتنهااااا برای توست.....!!!
@uncertainty
تورا ،
دلت را ،
صداقتت را ،
با خودش یدک بکشد....
نگذار دوست داشتنت را قیمت بگذارد...
که هر وقت از سر بی حوصلگی ، از سرِ نبودنِ آرامشی ، آمد و سراغت را گرفت ،
حالت را پرسید ،
دلت را قلقلک داد ، و باز رفت...
تو بمانی و دنیایی از اشک ،
تو بمانی و چرا و اما و اگر...!
آنکه میرود ، باید میرفت!!
تو هم برو ،
تو هم ، خودت را از لحظه هایش که هیچ ، ازفکرش هم بگیر...
تو باید تمامت بماند برای آنکه تمامش تنها و تنها
تنهااااا وتنهااااا برای توست.....!!!
@uncertainty
🔱 🔱 🔱 🔱 🔱 🔱 🔱 🔱 🔱
دلم
یک اتفاق خوب میخواهد....
که بیاید و بیفتد وسط زندگیم...
آری... همینجا....
حوالی بی حوصلگی های روزانه ام...
کنار نگرانی های شبانه ام...
وسط زخم های دلم...
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکرده ام....
دلم یک اتفاق خوب میخواهد...
آنقدر خوب که
خاطرات سالہا تنهایی را
از یاد تقویم روزگارم ببرد....
آنگونه که یک اتفاق خوب همین الان،همین ساعت،همین حالا...
از پشت کوهہای صبر من،طلوع کند...
طلوعی که غروبش...
غروب تمام غصه هایم باشد.....
@uncertainty
دلم
یک اتفاق خوب میخواهد....
که بیاید و بیفتد وسط زندگیم...
آری... همینجا....
حوالی بی حوصلگی های روزانه ام...
کنار نگرانی های شبانه ام...
وسط زخم های دلم...
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکرده ام....
دلم یک اتفاق خوب میخواهد...
آنقدر خوب که
خاطرات سالہا تنهایی را
از یاد تقویم روزگارم ببرد....
آنگونه که یک اتفاق خوب همین الان،همین ساعت،همین حالا...
از پشت کوهہای صبر من،طلوع کند...
طلوعی که غروبش...
غروب تمام غصه هایم باشد.....
@uncertainty
✒چه زیبا گفت فروغ فرخزاد:
دلت را بتکان.....
اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمین...
بگذار همانجا بماند....
؋ـقط از لا به لای اشتباه هایت،یک تجربه را بیرون بکش....
قاب کن....و بزن به دیوار دلت....
اشتباه کردּن اشتباه نیست....
در اشتباه ماندنּ اشتباه است....
@uncertainty
دلت را بتکان.....
اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمین...
بگذار همانجا بماند....
؋ـقط از لا به لای اشتباه هایت،یک تجربه را بیرون بکش....
قاب کن....و بزن به دیوار دلت....
اشتباه کردּن اشتباه نیست....
در اشتباه ماندنּ اشتباه است....
@uncertainty
در زندگی جاهایی هست
که باید بی خیال شوی...
بی خیال چیزها و آدم هایی
که از همان روز اول
مال تو نبوده اند...
اما تو نفهمیدی
اصرار کردی
پای دلت را به زمین کوبیدی
خواستی که باشند و
به قیمت تباه کردن رویاهایت ماندگار شوند
اما هر کسی متعلق به جایی هست و
هر آدمی به هر آدمی نمی آید!
@uncertainty
که باید بی خیال شوی...
بی خیال چیزها و آدم هایی
که از همان روز اول
مال تو نبوده اند...
اما تو نفهمیدی
اصرار کردی
پای دلت را به زمین کوبیدی
خواستی که باشند و
به قیمت تباه کردن رویاهایت ماندگار شوند
اما هر کسی متعلق به جایی هست و
هر آدمی به هر آدمی نمی آید!
@uncertainty
ماندن "مرد" می خواهد.
پشتِ کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد.
مردانگی به منطقی بودن نیست.
عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد.
احساس امنیت "مرد" می خواهد.
شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد.
مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست.
مردانگی اصلا به مرد بودن نیست!
ماندن "مرد" می خواهد.
ساختن "مرد" می خواهد.
بودن "مرد" می خواهد.
بدبختانه تمام خوشبختی های کوچک و ساده ی دنیا "مرد" می خواهد...
و از همین رو کار جهان رو به خوشبختی نیست!!
+ مهدیه لطیفی
@uncertainty
پشتِ کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد.
مردانگی به منطقی بودن نیست.
عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد.
احساس امنیت "مرد" می خواهد.
شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد.
مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست.
مردانگی اصلا به مرد بودن نیست!
ماندن "مرد" می خواهد.
ساختن "مرد" می خواهد.
بودن "مرد" می خواهد.
بدبختانه تمام خوشبختی های کوچک و ساده ی دنیا "مرد" می خواهد...
و از همین رو کار جهان رو به خوشبختی نیست!!
+ مهدیه لطیفی
@uncertainty
گاهى اشتباهمان در زندگى اين است كه به برخى آدم ها جايگاهى ميبخشيم كه هرگز لياقت آن را ندارند...
👤 كارلوس فوئنتس/Carlos Fuentes
@uncertainty
👤 كارلوس فوئنتس/Carlos Fuentes
@uncertainty
بزرگترين اشتبـاهِ زندگيم اين بود كه:
فكر ميكردم اگه با بقيه كارى نداشته باشم،بقيه هم كارى با من ندارن!
👤 وودى آلن/Woody Allen
@uncertainty
فكر ميكردم اگه با بقيه كارى نداشته باشم،بقيه هم كارى با من ندارن!
👤 وودى آلن/Woody Allen
@uncertainty
من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف
دادم
عـذر تقصیر، عـــــزیزم! به خطا
افتادم!
من بمیرم که کمی اشک به
چشمت آمد
از همان روز، غمینـــــم، به خدا
ناشادم!
@uncertainty
دادم
عـذر تقصیر، عـــــزیزم! به خطا
افتادم!
من بمیرم که کمی اشک به
چشمت آمد
از همان روز، غمینـــــم، به خدا
ناشادم!
@uncertainty
زندگی را باید
همانند بخاری های نفتی ساخت...
هراز گاهی به آن سر زد
زیرنظر داشت
که مبادا نفتش تمام شود
و سرمای روزگار
بند بند وجودش را
به لرزه در آورد
باید به آن سرزد
سر زد تا مبادا جلوی راهش
را چیزی گرفته باشد
که دوده بزند و دنیایش را
را سیاه کند...
گاهی باید حواسمان به زندگی باشد
تا با بی مهری مردم
بخاری های دلمان خاموش نشود
گاهی باید حواسمان به آدمهای کنارمان باشد
تا جلوی راه را نگیرند و
زندگیمان را سیاه نکند.
"گاهی باید از این مردم ترسید"
@uncertainty
همانند بخاری های نفتی ساخت...
هراز گاهی به آن سر زد
زیرنظر داشت
که مبادا نفتش تمام شود
و سرمای روزگار
بند بند وجودش را
به لرزه در آورد
باید به آن سرزد
سر زد تا مبادا جلوی راهش
را چیزی گرفته باشد
که دوده بزند و دنیایش را
را سیاه کند...
گاهی باید حواسمان به زندگی باشد
تا با بی مهری مردم
بخاری های دلمان خاموش نشود
گاهی باید حواسمان به آدمهای کنارمان باشد
تا جلوی راه را نگیرند و
زندگیمان را سیاه نکند.
"گاهی باید از این مردم ترسید"
@uncertainty
آدم هايی هستن توی زندگی،
نه نزديک، كه گاهی حتی هزار فرسنگ دورتر، ولی انگار اين آدم ها هميشه بايد باشن، چسبيده به تو، چشم تو چشم با تو، همنفس با تو.
اين آدم ها انگار حق تو هستن، مال تو هستن و تو امروز برای من اين نقش رو داری و امان از وقتی كه اين آدم ها گم و گور بشن و نباشن، برزخ از همون موقع شروع میشه...
@uncertainty
نه نزديک، كه گاهی حتی هزار فرسنگ دورتر، ولی انگار اين آدم ها هميشه بايد باشن، چسبيده به تو، چشم تو چشم با تو، همنفس با تو.
اين آدم ها انگار حق تو هستن، مال تو هستن و تو امروز برای من اين نقش رو داری و امان از وقتی كه اين آدم ها گم و گور بشن و نباشن، برزخ از همون موقع شروع میشه...
@uncertainty
با آرامش شروع شده است،
مثل زندگی که اول روی خوش اش را نشان می دهد و تشویقت می کند تا پیش بروی و بعد روی دیگرش را خواهی دید که حریف می طلبد.
انگیزه و اراده و عشق هم داشته باشی، بعضی دردها را تاب نمی آوری. زودتر از آن که فکر کنی پیر می شوی، در بیست سالگی یا سی سالگی حتی...
@uncertainty
مثل زندگی که اول روی خوش اش را نشان می دهد و تشویقت می کند تا پیش بروی و بعد روی دیگرش را خواهی دید که حریف می طلبد.
انگیزه و اراده و عشق هم داشته باشی، بعضی دردها را تاب نمی آوری. زودتر از آن که فکر کنی پیر می شوی، در بیست سالگی یا سی سالگی حتی...
@uncertainty
زندگی همین است
هر خاطره ، غروبی دارد
هر غروبی ، خاطره ای
و ما جایی بینِ امید و انتظار
چشم میکشیم تا روزگار مان بگذرد
گاهی هم فرق نمی کند چگونه
فقط بگذرد ....
نیکی فیروزکوهی
@uncertainty
هر خاطره ، غروبی دارد
هر غروبی ، خاطره ای
و ما جایی بینِ امید و انتظار
چشم میکشیم تا روزگار مان بگذرد
گاهی هم فرق نمی کند چگونه
فقط بگذرد ....
نیکی فیروزکوهی
@uncertainty
همه ی آنهایی که مرامی شناسند
می دانند
چه آدم حسودی هستم ؛
وهمه آنهایی که تورامی شناسند...
لعنت به همه آنهایی که تورا
می شناسند
#نزار_قبانی
@uncertainty
می دانند
چه آدم حسودی هستم ؛
وهمه آنهایی که تورامی شناسند...
لعنت به همه آنهایی که تورا
می شناسند
#نزار_قبانی
@uncertainty