دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
307 subscribers
1.53K photos
52 videos
29 files
154 links
رسانه ی دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی
اخبار، اطلاعیه ها و برنامه های دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان را از این کانال پیگیری کنید
Download Telegram
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان

هیاهوی هیچ
به گواهی تاریخ ، یکی از مهم‌ترین قانون‌های نانوشتة فرهنگی ما ایرانیان که حتی از قانون نیوتن و بقای انرژی هم مسلم‌تر و خدشه‌ناپذیرتر است ، این است که هر وقت قرار است دست به کاری بدیع و مترقیانه بزنی که نفع عام و جمعی دارد ، گویی سنگی در سکوت مرداب افکنده‌ای و خواب آرام برخی سایه‌آسودگان را درهم ریخته‌ای.البته مواجهه با این مشغله و آشوب در محیط‌های فرهیخته و دانشگاهی تا حد زیادی غیر قابل تصور است ؛ اما به هر حال سطوح مختلف جامعه هم چیزی شبیه ظروف مرتبطه است، خاصه آنکه خیلی هم نمیتوان در این روزگار آشفته و گاه بی‌حساب و کتاب به تناسب میان آدمیان و جایگاه اجتماعی‌شان ایمان داشت.
خلاصة سخن این که کتابخانة مرکزی دانشگاه اصفهان بسیار سنجیده و اندیشیده ، هم‌گام با جهان پیشرفته پیرامونش در جهت بهینه‌سازی فضا و نیروهای انسانی و تسهیل دسترسی و اکرام مخاطبان خود، نیز غنابخشی و اعتلادهی محتوایی و سازمانی خود زیر سایة حمایت نهادهای بالاسری ، بویژه معاونت پژوهشی با صرف هزینه‌های قابل توجه و توجیه مادی و معنوی مدتی مدید است که سامانة دیجیتال پایان‌نامه‌های دانشگاه اصفهان را راه‌اندازی نموده تا از این طریق به مخاطبان دور و نزدیک خود به خوبی خدمت‌رسانی نماید.البته شایان ذکر است که از هر پایان‌نامه ، نسخه‌ای چاپی در بخش مرجع کتابخانه نگهداری می‌شود که ضمن احتیاط در حفظ تاریخی آن‌ها ، به برخی مخاطبان ، که به دلایلی امکان استفاده الکترونیکی از آن را ندارند، به راحتی امکان آن را داده است تا در فضای باز و آرام تالار مرجع بتوانند از صورت چاپی آن‌ها هم استفاده نمایند.
بر همین اساس هیچ دلیل منطقی و عاقلانه‌ای وجود ندارد که از پایان‌نامه‌ها نسخه‌های چاپی دیگری در فضاهایی که خارج از کنترل کتابخانه است ، وجود داشته باشد؛ خصوصا آنکه نظر بر حساسیت‌های حقوق دانشگاه و اخلاق پژوهش بویژه در این وانفسای ابتذال تحقیق و سرقت علمی ، وجود این منابع بدون هر گونه نظارتی رخنه‌هایی جبران‌ناپذیر در نظام خدماتی کتابخانه ایجاد خواهد کرد و موجب سوء استفاده‌های بسیاری خواهد شد و عملا سامانة پایان‌نامه‌های دانشگاه اصفهان را از حیّز انتفاع خواهد انداخت.
در پایان لازم می‌دانیم مجدداً عزم مجدانة خود را بر ادامة روند تجمیع کتابخانه‌‌های اقماری بلاوجه ،
تأکید نماییم ؛ خصوصا به آن عزیزانی که در عصر گفتمان و اشتراک مساعی انسان غریب مدرن هنوز در برکة احساسات قومی- قبیله‌ای و خرده‌مالکی‌های انحصاری عشیره‌ای غوطه می‌خورند.بدانند و آگاه باشند که شجرة مبارکة تجمیع به بار نشسته است و ثمرة نهایی آن یک کتابخانة بزرگ و شخیص مرکزی و سه کتابخانة برجستة والاشان آزادگان ، ادبیات و زبان‌های خارجه است.ما با الزام متعهدانة خود بر این طرح ضمن برآورد اهداف سیاست مقاومتی دانشگاه که در راستای برآورد سیاست‌های صحیح نظام و رهبری است، مدیریت متمرکز اداری و فرهنگی خویش و ارتقای جایگاه کتاب و کتابدار و کتاب‌خوان را بیش از پیش منسجم و ارجمند خواهیم کرد.
#کتابخانه_مرکزی_دانشگاه_اصفهان
#موزه
@isfunilib
کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان
هیاهوی هیچ به گواهی تاریخ ، یکی از مهم‌ترین قانون‌های نانوشتة فرهنگی ما ایرانیان که حتی از قانون نیوتن و بقای انرژی هم مسلم‌تر و خدشه‌ناپذیرتر است ، این است که هر وقت قرار است دست به کاری بدیع و مترقیانه بزنی که نفع عام و جمعی دارد ، گویی سنگی در سکوت مرداب…
.
#آفتاب_آمد_دلیل_آفتاب

برخی دانشجویان بعد از مطالعه بیانیه کتابخانه مرکزی گفتند سخنانشان سنگین بود و ناگویا! اما ما می گوییم آنقدر سنگین و ناگویا نبود که کسی نفهمد چه میخواهند بگویند. خیلی ساده میخواهند بگویند هیچ اتفاقی نیفتاده، آن تصاویری هم که دیدید همه اش در راستای کارهای بدیع و مترقیانه است، نفع عام و جمعی دارد و تمام کسانی که اعتراضی کرده اند هم درسایه آسودگانی هستند که به واسطه ی کار بسیار سنجیده و اندیشیده ی مسئولین (!) از خواب آرام شان بیدار گشته و اکنون به دنبال آشوب اند! عزیزان مسئول میخواهند بگویند از قشر دانشجو انتظار دارند با دیدن این صحنه ها، آرام باشند؛ چرا؟ روشن است دیگر، بلانسبت دانشجو جزو قشر فرهیخته ی جامعه است و فرهیختگان هم با دیدن این صحنه ها برآشفته نمیشوند. میخواهند بگویند آهای شماهایی که با دیدن آن تصاویر دلتان لرزید یا خونتان به جوش آمد یا برای علم و دانش، برای دانشجو و استاد، برای پول بیت المال، برای ایران، برای زمین و زمان ابراز تاسف کردید خیلی بیخود کردید که ابراز تاسف کردید. میخواهند بگویند اگر منتظرید یک نفر بگوید شرمنده که این اتفاق افتاد، شرمنده که پایان نامه هایتان پامال شد، زهی خیال باطل. میخواهند بگویند اگر کسی ...

آن تصاویر بسیار گویا بود. مثل آینه نشان می داد زحمات چندماهه دانشجویان مظلوم ، چقدر نزد مسئولین ارج و قرب دارد. بیانیه مسئولین هم بسیار گویاست، آنقدر گویا که اگر کسی ذره ای تهِ دلش میخواست خوشبین باشد که شاید چند کارگر، سر خود، کاری کرده اند و این تصاویر ناشی از سوء عملکرد چند نفر کارگر و کارمند است، همه اش امیدهای پوچ و واهی است. آری! این بیانیه بسیار گویاست، گویای نگاه بسیاری از مسئولین به تحقیقات، زحمات و هزینه های دانشجویان! آن بیانیه، صورت لفظی_ادبی همان تصاویر بود که کمی هم چاشنی طلبکاری به آن افزوده شد بود. واقعا جا داشت بعد از انتشار آن تصاویر، این بیانیه هم صادر شود ..!

پ ن:
باور کنید وقتی میخواهند آجر بارِ کامیون کنند هم خیلی مهربانانه تر از این ها رفتار میکنند. آنقدر آجرها را مرتب و آرام می چینند که مبادا یکی از آنها یک آخ بگوید (هرکس باور نمیکند برود کنار یک مصالح فروشی یا یک ساختمان در حال ساخت و با چشمهای خودش ببیند) آنوقت پایان نامه ها...

@Ui_Ltr
یادداشت دانشجوی محترم، خانم صادقی پیرامون مطلب اخیر:

در راستای متنی که دوستان زحمت ان را کشیده و بسیارگویا انچه را احساسات ما را جریحه دار کرده بود توصیف نمودند، باید اضافه کنم دانشجو برخلاف بسیاری قشر و گروه و قبیله ندارد. اکثر ما به واقع دلمان سوخته است. حتی اگر برای بهترین سالها و دقایق عمرمان نبوده باشد، حتی اگر برای هزینه های سرسام اوری نباشد که برای یک دو هفته سنوات اضافه به ارقام عجیب و غریبی تبدیل میشود، برای این است که ما را همچون عرب جاهلی به عصبیت قبیله ای و عشیره ای متهم کرده اند. برای این این که هر حزب و گروهی بر سر کار بیاید گمان میکند اگر کوچکترین اعتراضی به او و عملکرد او باشد حتما رقبایش و بدخواهانش ان را سازماندهی کرده اند. حقیقتا چه میشد مسئولین محترم توپ را داخل زمین دانشجویان نمی انداختند؟ چه میشد اگر محترمانه میپذیرفتند رفتار نامناسبی داشته اند ک هدف مثبت انها را تخریب کرده است و به خاطر ان عذر خواهی که نه حداقل طلبکارانه برخورد نمیکردند؟ گویا اینجا اگر مطالبه گری نکنی عده ای فراموش میکنن وظیفه شرعی و اخلاقی شان چه بوده است و اگر هم مطالبه گری کنی متهم میشوی به اغتشاش گری و قبیله گرایی.

@Ui_Ltr
🔴توجه: این اردو مخصوص دانشجویان دختر می باشد، دانشجویان پسری که تمایل به شرکت در اردو دارند نیز ثبت نام کنند تا در صورت به حد نصاب رسیدن، اردوی مستقلی برای آنها ترتیب داده شود.
🆔 @zeeech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تیزر
🔺آینه های روبرو
نویسنده: بهرام بیضائی
کارگردان: محمد رحمانیان

ثبت نام:
🆔 @zeeech
سهم استانهای مختلف کشور از نفرات برتر کنکور96
@Ui_Ltr
معرفی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان برای داوطلبین کنکور 96 علوم انسانی
📆یکشنبه 22 مرداد ماه ،ساعت 8 صبح الی 7 شب
🏢دانشگاه اصفهان،روبروی سلف کوثر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کتاب_نخوانی_در_ایران 1

فنلاند : هرنفر سالانه 47 کتاب می خواند.
ایران : هر ایرانی سالانه 18دقیقه کتاب می خواند!

@Ui_Ltr
Forwarded from انتخاب رشته خردمندانه دانشگاه اصفهان
برای قبولی در رشته و دانشگاهی بالاتر از تصور خود ، همه روزه بصورت یکسره از ساعت 8 صبح تا 8 شب ، به محل دانشگاه اصفهان ، سالن کوثر ، مراجعه فرمایید .
👇👇👇
@UI_entekhab_reshteh96
Tel : 031-3 793 26 39
تور رایگان گردش در دانشگاه اصفهان
ویژه داوطلبان انتخاب رشته خردمندانه در دانشگاه اصفهان
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
🔴آخرین روز ثبت نام🔴
🔆فیلم- ‌تئاتر #آینه‌_های_روبرو نوشته #بهرام_بیضایی به کارگردانی #محمد_رحمانیان در تالار وحدت به روی صحنه می‌رود.

فیلمنامه «آینه‌های روبرو» سال ۱۳۵۹ توسط بهرام بیضایی نوشته شد اما هیچ‌گاه امکان ساخته شدن این فیلم فراهم نشد. این فیلمنامه دوبار توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است. حالا بعد از ۳۷ سال محمد رحمانیان فیلم‌تئاتر «آینه‌های روبرو» را در تالار وحدت به روی صحنه می‌برد.

گروه نمایش «آینه‌های روبه‌رو» با اعلام خبر روی صحنه رفتن @آینه_های_روبرو، این نوشته بهرام بیضایی (که مستقیما به مسائل مربوط به انقلاب ایران در سال 57 می‌پردازد) را عاشقانه‌ترین اثر او توصیف کرده است.

بیضایی در بخشي از مقدمه مفصل این کتاب در سال 59 نوشته است: «هر نوع برداشت اعم از نمایش، نمایش رادیویی، فیلم سینمایی، فیلم کوتاه، فیلم تئاتر و غیره منحصراً تا ابد در انحصار نویسنده است.»
فیلمنامه «آینه‌های روبه‌رو» به گفته گروه اجرایی شاید بخشی از پاسخ بیضایی به این پرسش بوده که اساساً چرا در سال 57 در ایران، انقلاب اسلامی به وقوع پیوست.

از جمله بازیگران این نمایش میتوان به هنرمندان زیر اشاره کرد: حبیب رضایی، بهنوش طباطبایی، احسان کرمی، رویا بختیاری،علی تاجمیر، یاسر خاسب، رویا تیموریان و...

🔸🔹دفتر فيلم و عكس دانشكده ادبيات وعلوم انسانی دانشگاه اصفهان در نظر دارد طي يك اردوي يك روزه، به همراه علاقه مندان به هنر هاي نمايشي به تماشا ومتعاقبا به نقد اين اجرا بنشیند.
🔺لازم به ذكر است كه هزينه اياب و ذهاب اين اردوي يك روزه بر عهده ي دانشگاه بوده و تنها هزینه مربوط به بلیط اخذ می گردد.

جهت ثبت نام به شناسه ی کاربری زیر مراجعه کنید (ظرفیت محدود)
🆔 @zeeech

@Ui_Ltr
#یادداشت

یادداشت معاون فرهنگی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دکتر #امیر_احمدنژاد در مورد کتابخانه مرکزی دانشگاه:

بسم الله الرحمن الرحیم
هفتۀ گذشته فرصتی دست داد تا به عنوان معلمی خرد و عضوی کوچک از جامعۀ بزرگ و ارجمند دانشگاه اصفهان به دیدار کتابخانه مرکزی و موزۀ دانشگاه اصفهان بروم. نخست از موزه یاد می کنم. همه چیز برای شگفت زده شدن هر علاقمند به میراث علمی و فرهنگی فراهم است. دیوارها تازه رنگ شده اند. مسؤول موزۀ دانشگاه، کارمندان و تعدادی از دانشجویان علاقمند با شوری مثال زدنی در حال فعالیتند. همۀ اسناد از بخش های مختلف دانشگاه و حتی بیرون دانشگاه(داستان انتقال هر سند قصه ای شنیدنی است) به زیرزمین کتابخانه انتقال یافته و با فهرستی کامل در کنار قفسه های نسخ باارزش خطی سامان یافته است. گنجینه ای از مهرهای مختلف ادوار گذشتۀ دانشگاه، نامه نگاری های بیش از پنج و شش دهه قبل بین مسؤولان بخش های مختلف دانشگاه، عکس های خاص و نفیس قدیمی، کاپ های قهرمانی، نسخه هایی به خط علامۀ مجلسی و میرداماد و ... بخشی از آنچه بود که با دیدنشان به وجد آمدم. امروز می توان با افتخار هر میهمانی از هر جای دنیا را به دیدن پیشینۀ گرانبهای علم و تحصیل در اصفهان برد و به آن افتخار کرد. همکار مسؤولم در موزه اما این ها را اندکی از آنچه در ذهن داشت می دانست و با شور و جدیت از برنامه هایش برای توسعۀ موزه و جمع آوری اسناد میگفت. برنامه هایی که نیاز به حمایت دارند.
در کتابخانۀ دانشگاه هم گشت و گذار در بخش آرشیو مجلات از گذر زمان غافلم کرد. در چند ماه گذشته بخش زیادی از انرژی کارمندان و باز دانشجویان علاقمندی که به طور افتخاری با کتابخانه همکاری می کنند صرف چک کردن تک تک مجلات موجود در انبارهای مجلات شده است. تمامی مجله های تکراری مشخص شده اند. مجلات باقی مانده همه موضوع بندی و فهرست شده اند. دیدن روزنامه ها و هفته نامه های دهه های پیشین برایم جذابیتی مضاعف داشت. هفته نامه هایی بسیار پویاتر از آنچه امروز در فضای حقیقی و مجازی مطبوعاتی مان می بینیم. در تورق نشریات، به طور اتفاقی شماره های آذر 32 توجهم را جلب کرد. درست پس از کودتا. چه عبرت ها که در طرح های متعدد و گزارش های متنوع آن نهفته نیست.
کتابخانۀ مرکزی حداقل در دوره هایی که از نزدیک دیده ام رؤسایی لایق و با انگیزه داشته است. اما امروز شمیم فرهنگ و برنامه هایی نو برای ارتباط این قلب دانشگاه با بیرون از دانشگاه و جذب دانشجویان به کتابخانه، نه به عنوان انبار کتاب بلکه به عنوان مرکز فرهنگی دانشگاه به مشام می رسد. امروز همۀ آنچه در انبارهای دربستۀ کتابخانه بوده فهرست شده و با شناسایی تکراری ها و انتقال آن به سایر مراکز در قبال دریافت ناقصی آرشیوهای موجود فضای خوبی آزاد شده است. فضایی که قرار است به عاشقان کتاب اختصاص یابد. فضایی برای مطالعه و سیر در گنجینه های متنوعی که داشته ایم اما از آن غافل بوده ایم. تجمیع کتاب ها در چهار کتابخانۀ بزرگ. تقویت آرشیو اصلی کتابخانۀ مرکزی، تجهیز قرائت خانه های دانشکده ها در محل انبارهای کم مراجع کنونی و... بخشی از آنچه بود که دربارۀ آیندۀ کتابخانه از زبان مسؤول عاشق کتاب کتابخانه می شنیدم و البته مشکلات و دشواری هایی که مقابل هر اقدام رو به جلویی وجود دارد.
من با آنچه دیدم اطمینان دارم سال آینده و سالهای آینده حرف های تازۀ بیشتری از کتابخانۀ دانشگاه خواهیم شنید. حرکت های نو در این دو بخش مهم دانشگاه نیازمند حمایتند. حمایت ها لزوما مالی نیستند و یا از سوی مسؤولان تصمیم گیر دانشگاه رقم نمی خورند. باید به آنان که به فکر تحول فضاهای اداری و پژوهشی دانشگاه و آمیخته کردن آن با فرهنگند و به دنبال گشودن درب های پولادین دانشگاه به روی صاحبان اصلی اش هستند رساند که صدایتان را شنیده ایم... .

صدایتان را شنیده ایم.
امیر احمدنژاد

@Ui_Ltr