#اتاق_ورزش_و_نشاط دانشکده ادبیات و علوم انسانی
⚠می گویند قرار است برای ترم جدید، تجهیز شود. ما هم امیدواریم واقعا تجهیز شود.
@Ui_Ltr
⚠می گویند قرار است برای ترم جدید، تجهیز شود. ما هم امیدواریم واقعا تجهیز شود.
@Ui_Ltr
گزارشی مختصر از یک دیدار
هفته ی گذشته فرصنی دست داد تا با ریاست محترم دانشکده ادبیات و علوم انسانی جناب اقای دکتر دهقان نژاد دیداری داشته باشیم. در این دیدار کوتاه پیرامون برخی موضوعات مطرح شده در این کانال صحبت شد که در همین زمینه چند نکته محضر شریف شما همراهان بزرگوار عرضه می شود:
اول آن که آقای دکتر دهقان نژاد و برخی معاونین محترم دانشکده، اغلب مطالب مطرح شده در کانال در مورد موضوعات مختلف را مطالعه کرده بودند (هم از یادداشت ها و هم نظرات دوستان که در مورد یادداشت ها منتشر شده بود). پس دوستان می توانند همچنان امیدوار باشند که صحبت هایشان به گوش مسئولین محترم خواهد رسید.
دوم آن که آقای دکتر دهقان نژاد چندین بار تاکید کردند که «دانشجوی خوب، آن دانشجویی نیست که فقط درس بخواند و نمرات خوب بگیرد؛ بلکه دانشجوی خوب علاوه بر درس خواندن، باید فعالیت موثر هم داشته باشد و در امور مختلف مشارکت کند.» این دقیقا همان چیزی است که مورد نظر هر دانشجوی واقعی هم هست و تمام فعالیتهای دانشجویان فعال در عرصه های علمی و فرهنگی و ... بر مبنای آن واقع می شود. فعالیتهای این کانال هم با همین دیدگاه برنامه ریزی شده و می شود. پس در مبنا با رییس دانشکده اختلافی نداریم بلکه امیدواریم همانطور که به عنوان دیدگاه خود در مورد دانشجوی واقعی مطرح کردند در عرصه ی عمل هم زمینه ها و امکانات لازم برای فعالیتهای موثر دانشجویان فراهم شود و این همان چیزی است که ما طالب آنیم.
سوم آن که رییس محترم دانشکده برخی مطالب مطرح شده در کانال را پسندیده و برخی دیگر را نیازمند تامل می دانستند. با این وجود با انتشار دیدگاه های مختلف مخالفت جدی نکردند. سعی شد در همان زمان کوتاه تبیین شود که دانشجویان عناصری فکور و دغدغه مندند و نه تنها حق اظهارنظر دارند بلکه باید حرفهایشان شنیده شود و در موارد متعدد از اندیشه های آنان بدرستی استفاده گردد. تریبون دادن به دانشجو نباید به یک کار نمادین تبدیل شود و ما اجازه دادن به دانشجویان برای ابراز دیدگاه های مختلف را یک امر ضروری در دانشکده دانسته و همچنان به انتشار نظرات مختلف اهتمام خواهیم داشت اگرچه ممکن است برخی نظرات کمی تند و تیز باشد یا مورد پسند مسئولیت واقع نشود.
چهارم آن که دیدگاههای دوستان در مورد سالن مطالعه به تفصیل خدمت رییس محترم دانشکده تبیین شد. ایشان هم در مورد سالن های مطالعه ی داخل دانشکده نظراتی داشتند و در نهایت فرمودند طرح هایی مطرح است که شاید در همین تابستان اجرایی شود.
پنجم این که دانشجویان باید فعالتر و پیگیرتر عمل کنند. در هر صحبتی که با مسئولین صورت پذیرفته چند مطلب مشترک شنیده می شود «دانشجویان دغدغه ندارند» «دانشجویان خودشان نمیخواهند» «دانشجویان فعال و پیگیر نیستند» «دانشجویان بی تفاوتند» «برای دانشجویان که فرقی ندارد» و ... . این دلیل مشترک اغلب مسئولین در مسائل مختلف است که با آن از زیر بار اصلاح و تغییر شرایط، شانه خالی می کنند. لطفا این بهانه را از مسئولین بگیرید تا دانشجویانی که بنا بر وظیفه و دغدغه ی خود پیگیر موضوعی می شوند اینگونه به بن بست های خودساخته نخورند. ما باید باور کنیم اصلاح این شرایط از خود ما شروع می شود.
@Ui_Ltr
هفته ی گذشته فرصنی دست داد تا با ریاست محترم دانشکده ادبیات و علوم انسانی جناب اقای دکتر دهقان نژاد دیداری داشته باشیم. در این دیدار کوتاه پیرامون برخی موضوعات مطرح شده در این کانال صحبت شد که در همین زمینه چند نکته محضر شریف شما همراهان بزرگوار عرضه می شود:
اول آن که آقای دکتر دهقان نژاد و برخی معاونین محترم دانشکده، اغلب مطالب مطرح شده در کانال در مورد موضوعات مختلف را مطالعه کرده بودند (هم از یادداشت ها و هم نظرات دوستان که در مورد یادداشت ها منتشر شده بود). پس دوستان می توانند همچنان امیدوار باشند که صحبت هایشان به گوش مسئولین محترم خواهد رسید.
دوم آن که آقای دکتر دهقان نژاد چندین بار تاکید کردند که «دانشجوی خوب، آن دانشجویی نیست که فقط درس بخواند و نمرات خوب بگیرد؛ بلکه دانشجوی خوب علاوه بر درس خواندن، باید فعالیت موثر هم داشته باشد و در امور مختلف مشارکت کند.» این دقیقا همان چیزی است که مورد نظر هر دانشجوی واقعی هم هست و تمام فعالیتهای دانشجویان فعال در عرصه های علمی و فرهنگی و ... بر مبنای آن واقع می شود. فعالیتهای این کانال هم با همین دیدگاه برنامه ریزی شده و می شود. پس در مبنا با رییس دانشکده اختلافی نداریم بلکه امیدواریم همانطور که به عنوان دیدگاه خود در مورد دانشجوی واقعی مطرح کردند در عرصه ی عمل هم زمینه ها و امکانات لازم برای فعالیتهای موثر دانشجویان فراهم شود و این همان چیزی است که ما طالب آنیم.
سوم آن که رییس محترم دانشکده برخی مطالب مطرح شده در کانال را پسندیده و برخی دیگر را نیازمند تامل می دانستند. با این وجود با انتشار دیدگاه های مختلف مخالفت جدی نکردند. سعی شد در همان زمان کوتاه تبیین شود که دانشجویان عناصری فکور و دغدغه مندند و نه تنها حق اظهارنظر دارند بلکه باید حرفهایشان شنیده شود و در موارد متعدد از اندیشه های آنان بدرستی استفاده گردد. تریبون دادن به دانشجو نباید به یک کار نمادین تبدیل شود و ما اجازه دادن به دانشجویان برای ابراز دیدگاه های مختلف را یک امر ضروری در دانشکده دانسته و همچنان به انتشار نظرات مختلف اهتمام خواهیم داشت اگرچه ممکن است برخی نظرات کمی تند و تیز باشد یا مورد پسند مسئولیت واقع نشود.
چهارم آن که دیدگاههای دوستان در مورد سالن مطالعه به تفصیل خدمت رییس محترم دانشکده تبیین شد. ایشان هم در مورد سالن های مطالعه ی داخل دانشکده نظراتی داشتند و در نهایت فرمودند طرح هایی مطرح است که شاید در همین تابستان اجرایی شود.
پنجم این که دانشجویان باید فعالتر و پیگیرتر عمل کنند. در هر صحبتی که با مسئولین صورت پذیرفته چند مطلب مشترک شنیده می شود «دانشجویان دغدغه ندارند» «دانشجویان خودشان نمیخواهند» «دانشجویان فعال و پیگیر نیستند» «دانشجویان بی تفاوتند» «برای دانشجویان که فرقی ندارد» و ... . این دلیل مشترک اغلب مسئولین در مسائل مختلف است که با آن از زیر بار اصلاح و تغییر شرایط، شانه خالی می کنند. لطفا این بهانه را از مسئولین بگیرید تا دانشجویانی که بنا بر وظیفه و دغدغه ی خود پیگیر موضوعی می شوند اینگونه به بن بست های خودساخته نخورند. ما باید باور کنیم اصلاح این شرایط از خود ما شروع می شود.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
گزارشی مختصر از یک دیدار هفته ی گذشته فرصنی دست داد تا با ریاست محترم دانشکده ادبیات و علوم انسانی جناب اقای دکتر دهقان نژاد دیداری داشته باشیم. در این دیدار کوتاه پیرامون برخی موضوعات مطرح شده در این کانال صحبت شد که در همین زمینه چند نکته محضر شریف شما…
عرض ادب
در پاسخ به مطلب مربوط به گفتگو با ریاست دانشکده و اصلا بطور کلی در پاسخ به غالب مطالبی که در کانال حول محور "دانشجوی مطالبه گر یا دغدغه مند" مطرح میشود باید عرض کنم:
گیرم دانشجویان بی تفاوت و بی دغدغه و نا آشنا با حقوقشان.این موضوع به هیچ وجه من الوجوهی دلیل قانع کننده ای برای کم کاری مسئولین نیست.
شما فکر کن مثلا بعد از nسال که آقای x در پست y مشغول به کار بوده و درحال سپردن پست به دیگریست از او بپرسیم:چرا هیچ تغییر مثبتی در دوره ی شما اتفاق نیفتاد و ایشان پاسخ بدهند:دانشجویان نخواستند ما هم انجام ندادیم!
قطعا در قرارداد استخدامی مسئولین عبارت "فعالیت شما در گرو درخواست دانشجو است" ذکر نشده و حقوق مربوطه بدون در نظر گرفتن این موضوع به آنها تقدیم میشود.
مطالبه گر بودن یک امر کاملا مجزا از بحث وظایف مسئولین است،لازم و ملزوم نیست!
بنابراین مسئولین محترم به وظایفشان عمل کرده و معطل کنش دانشجویی نمانند والا این چرخه ی انتظار دوطرفه تا ابدالدهر ادامه خواهد داشت...
#شیوا_امامی
@Ui_Ltr
در پاسخ به مطلب مربوط به گفتگو با ریاست دانشکده و اصلا بطور کلی در پاسخ به غالب مطالبی که در کانال حول محور "دانشجوی مطالبه گر یا دغدغه مند" مطرح میشود باید عرض کنم:
گیرم دانشجویان بی تفاوت و بی دغدغه و نا آشنا با حقوقشان.این موضوع به هیچ وجه من الوجوهی دلیل قانع کننده ای برای کم کاری مسئولین نیست.
شما فکر کن مثلا بعد از nسال که آقای x در پست y مشغول به کار بوده و درحال سپردن پست به دیگریست از او بپرسیم:چرا هیچ تغییر مثبتی در دوره ی شما اتفاق نیفتاد و ایشان پاسخ بدهند:دانشجویان نخواستند ما هم انجام ندادیم!
قطعا در قرارداد استخدامی مسئولین عبارت "فعالیت شما در گرو درخواست دانشجو است" ذکر نشده و حقوق مربوطه بدون در نظر گرفتن این موضوع به آنها تقدیم میشود.
مطالبه گر بودن یک امر کاملا مجزا از بحث وظایف مسئولین است،لازم و ملزوم نیست!
بنابراین مسئولین محترم به وظایفشان عمل کرده و معطل کنش دانشجویی نمانند والا این چرخه ی انتظار دوطرفه تا ابدالدهر ادامه خواهد داشت...
#شیوا_امامی
@Ui_Ltr
Forwarded from اخبار علوم باستانی و تاریخ
#بازنشر :انجمن علمی تاریخ و قطب مطالعات صفویه با همکاری اداره میراث فرهنگی استان اصفهان برگزار می کنند : دوره آموزشی اصفهان عصر صفوی .برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت نام ، پوستر را مطالعه فرمایید.
#یادداشت
یادداشت یکی از دانشجویان محترم به مناسبت میلاد امام رضا علیه السلام
#کفشداری_شماره_۱۲
رسیدم توی صحن انقلاب، سلام دادم. مثل همیشه شلوغ بود. چند دقیقه ای خیره شدم به گنبدو کفتراش، بعد آروم راهی حرم شدم. اولین کفشداری که رسیدم کفشامو تحویل دادم، یه شماره بهم داد، گذاشتم تو کیفم تا گمش نکنم و از پله ی صحن حرم رفتم پایین! تو شلوغی رفتم نزدیک ضریح باز سلام دادم، زیارت و آدابش رو به جا آوردم. سرم و انداختم پایین و اومدم بیرون که برم سمت کفشداری،یه نگاه به اطراف کردم و دیدم جای اولم نیستم. انگار از بس تو احوال خودم بودم، شلوغی من رو برده بود جای دیگه. به خودم اومدم دیدم کفشداری رو گم کردم. از یکی از خادمای اون اطراف پرسیدم، آدرس داد اما من کلا گیج شده بودم هرچی گشتم پیدا نکردم. پاییز بود و هوا بارونی!
نزدیک اذان مغرب بود که بارون گرفت. هنوز داشتم فکر می کردم که جای کفشداری یادم بیاد، اخه پابرهنه بودم و دیگه می خواستم برگردم یهو بی خیال شدم رفتم روبه رو پنجره فولاد و دوباره خیره شدم به گنبد و کفتراش..
پای برهنه بودم داشتم فکر می کردم که چه حکمتی داره این پای برهنه ی من؟! سرم رو انداختم پایین که برم نزدیک ورودی ها دنبال کفشداری بگردم، که یهو وسط صحن با حیرت یه نگاه به پاهای برهنه ی خودم کردم و بعد رو به آسمون یه نگاه به بارش بارون! همون لحظه حکمت کارو فهمیدم..!
قبل از اینکه راهی بشم بارون گرفته بود. تو اتاقم کنار پنجره، به عکس حرم خیره شدم و گفتم: آقا دارم میام. قرارمون روبه رو پنجره فولاد، تو بارون، پای برهنه ...!
همونجا از شوق گریم گرفت. انگار یه سطل آب یخ خالی کرده بودن رو سرم! آروم شدم، رو کردم سمت حرم و به آقا گفتم: آقا دمت گرم عجب مزدی! دیگه بالاتر از این که تو حواست به آرزوی کوچیک من هست... اشکامو پاک کردم! آرامش عجیبی بهم دست داده بود. انگار نگاهم میکرد و میگفت خب حالا همینجا آرزو بعدیت رو بگو...
آروم رفتم صحن کناری سمت یکی از ورودی های ضریح که یه کفشداری دم در بود بالای سردرش نوشته بود کفشداری شماره ی ۱۲ نشون گذاشتم و دوباره رفتم سمت ضریح و گفتم: امشب، ترس و حیرانی و دلخوشی و آرامش دل را تو یکجا دادی، عجب رسم هدیه دادنت قشنگ و دیدنیه !.
#فرشته_حسینی
@Ui_Ltr
یادداشت یکی از دانشجویان محترم به مناسبت میلاد امام رضا علیه السلام
#کفشداری_شماره_۱۲
رسیدم توی صحن انقلاب، سلام دادم. مثل همیشه شلوغ بود. چند دقیقه ای خیره شدم به گنبدو کفتراش، بعد آروم راهی حرم شدم. اولین کفشداری که رسیدم کفشامو تحویل دادم، یه شماره بهم داد، گذاشتم تو کیفم تا گمش نکنم و از پله ی صحن حرم رفتم پایین! تو شلوغی رفتم نزدیک ضریح باز سلام دادم، زیارت و آدابش رو به جا آوردم. سرم و انداختم پایین و اومدم بیرون که برم سمت کفشداری،یه نگاه به اطراف کردم و دیدم جای اولم نیستم. انگار از بس تو احوال خودم بودم، شلوغی من رو برده بود جای دیگه. به خودم اومدم دیدم کفشداری رو گم کردم. از یکی از خادمای اون اطراف پرسیدم، آدرس داد اما من کلا گیج شده بودم هرچی گشتم پیدا نکردم. پاییز بود و هوا بارونی!
نزدیک اذان مغرب بود که بارون گرفت. هنوز داشتم فکر می کردم که جای کفشداری یادم بیاد، اخه پابرهنه بودم و دیگه می خواستم برگردم یهو بی خیال شدم رفتم روبه رو پنجره فولاد و دوباره خیره شدم به گنبد و کفتراش..
پای برهنه بودم داشتم فکر می کردم که چه حکمتی داره این پای برهنه ی من؟! سرم رو انداختم پایین که برم نزدیک ورودی ها دنبال کفشداری بگردم، که یهو وسط صحن با حیرت یه نگاه به پاهای برهنه ی خودم کردم و بعد رو به آسمون یه نگاه به بارش بارون! همون لحظه حکمت کارو فهمیدم..!
قبل از اینکه راهی بشم بارون گرفته بود. تو اتاقم کنار پنجره، به عکس حرم خیره شدم و گفتم: آقا دارم میام. قرارمون روبه رو پنجره فولاد، تو بارون، پای برهنه ...!
همونجا از شوق گریم گرفت. انگار یه سطل آب یخ خالی کرده بودن رو سرم! آروم شدم، رو کردم سمت حرم و به آقا گفتم: آقا دمت گرم عجب مزدی! دیگه بالاتر از این که تو حواست به آرزوی کوچیک من هست... اشکامو پاک کردم! آرامش عجیبی بهم دست داده بود. انگار نگاهم میکرد و میگفت خب حالا همینجا آرزو بعدیت رو بگو...
آروم رفتم صحن کناری سمت یکی از ورودی های ضریح که یه کفشداری دم در بود بالای سردرش نوشته بود کفشداری شماره ی ۱۲ نشون گذاشتم و دوباره رفتم سمت ضریح و گفتم: امشب، ترس و حیرانی و دلخوشی و آرامش دل را تو یکجا دادی، عجب رسم هدیه دادنت قشنگ و دیدنیه !.
#فرشته_حسینی
@Ui_Ltr
اطلاعیه سازمان سنجش آموزش کشور در خصوص جداول رشته ها و مواد امتحانی آزمون كارشناسي ارشد ناپيوسته سال 1397
@Ui_Ltr
@Ui_Ltr
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان
هیاهوی هیچ
به گواهی تاریخ ، یکی از مهمترین قانونهای نانوشتة فرهنگی ما ایرانیان که حتی از قانون نیوتن و بقای انرژی هم مسلمتر و خدشهناپذیرتر است ، این است که هر وقت قرار است دست به کاری بدیع و مترقیانه بزنی که نفع عام و جمعی دارد ، گویی سنگی در سکوت مرداب افکندهای و خواب آرام برخی سایهآسودگان را درهم ریختهای.البته مواجهه با این مشغله و آشوب در محیطهای فرهیخته و دانشگاهی تا حد زیادی غیر قابل تصور است ؛ اما به هر حال سطوح مختلف جامعه هم چیزی شبیه ظروف مرتبطه است، خاصه آنکه خیلی هم نمیتوان در این روزگار آشفته و گاه بیحساب و کتاب به تناسب میان آدمیان و جایگاه اجتماعیشان ایمان داشت.
خلاصة سخن این که کتابخانة مرکزی دانشگاه اصفهان بسیار سنجیده و اندیشیده ، همگام با جهان پیشرفته پیرامونش در جهت بهینهسازی فضا و نیروهای انسانی و تسهیل دسترسی و اکرام مخاطبان خود، نیز غنابخشی و اعتلادهی محتوایی و سازمانی خود زیر سایة حمایت نهادهای بالاسری ، بویژه معاونت پژوهشی با صرف هزینههای قابل توجه و توجیه مادی و معنوی مدتی مدید است که سامانة دیجیتال پایاننامههای دانشگاه اصفهان را راهاندازی نموده تا از این طریق به مخاطبان دور و نزدیک خود به خوبی خدمترسانی نماید.البته شایان ذکر است که از هر پایاننامه ، نسخهای چاپی در بخش مرجع کتابخانه نگهداری میشود که ضمن احتیاط در حفظ تاریخی آنها ، به برخی مخاطبان ، که به دلایلی امکان استفاده الکترونیکی از آن را ندارند، به راحتی امکان آن را داده است تا در فضای باز و آرام تالار مرجع بتوانند از صورت چاپی آنها هم استفاده نمایند.
بر همین اساس هیچ دلیل منطقی و عاقلانهای وجود ندارد که از پایاننامهها نسخههای چاپی دیگری در فضاهایی که خارج از کنترل کتابخانه است ، وجود داشته باشد؛ خصوصا آنکه نظر بر حساسیتهای حقوق دانشگاه و اخلاق پژوهش بویژه در این وانفسای ابتذال تحقیق و سرقت علمی ، وجود این منابع بدون هر گونه نظارتی رخنههایی جبرانناپذیر در نظام خدماتی کتابخانه ایجاد خواهد کرد و موجب سوء استفادههای بسیاری خواهد شد و عملا سامانة پایاننامههای دانشگاه اصفهان را از حیّز انتفاع خواهد انداخت.
در پایان لازم میدانیم مجدداً عزم مجدانة خود را بر ادامة روند تجمیع کتابخانههای اقماری بلاوجه ،
تأکید نماییم ؛ خصوصا به آن عزیزانی که در عصر گفتمان و اشتراک مساعی انسان غریب مدرن هنوز در برکة احساسات قومی- قبیلهای و خردهمالکیهای انحصاری عشیرهای غوطه میخورند.بدانند و آگاه باشند که شجرة مبارکة تجمیع به بار نشسته است و ثمرة نهایی آن یک کتابخانة بزرگ و شخیص مرکزی و سه کتابخانة برجستة والاشان آزادگان ، ادبیات و زبانهای خارجه است.ما با الزام متعهدانة خود بر این طرح ضمن برآورد اهداف سیاست مقاومتی دانشگاه که در راستای برآورد سیاستهای صحیح نظام و رهبری است، مدیریت متمرکز اداری و فرهنگی خویش و ارتقای جایگاه کتاب و کتابدار و کتابخوان را بیش از پیش منسجم و ارجمند خواهیم کرد.
#کتابخانه_مرکزی_دانشگاه_اصفهان
#موزه
@isfunilib
کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان
هیاهوی هیچ به گواهی تاریخ ، یکی از مهمترین قانونهای نانوشتة فرهنگی ما ایرانیان که حتی از قانون نیوتن و بقای انرژی هم مسلمتر و خدشهناپذیرتر است ، این است که هر وقت قرار است دست به کاری بدیع و مترقیانه بزنی که نفع عام و جمعی دارد ، گویی سنگی در سکوت مرداب…
.
#آفتاب_آمد_دلیل_آفتاب
برخی دانشجویان بعد از مطالعه بیانیه کتابخانه مرکزی گفتند سخنانشان سنگین بود و ناگویا! اما ما می گوییم آنقدر سنگین و ناگویا نبود که کسی نفهمد چه میخواهند بگویند. خیلی ساده میخواهند بگویند هیچ اتفاقی نیفتاده، آن تصاویری هم که دیدید همه اش در راستای کارهای بدیع و مترقیانه است، نفع عام و جمعی دارد و تمام کسانی که اعتراضی کرده اند هم درسایه آسودگانی هستند که به واسطه ی کار بسیار سنجیده و اندیشیده ی مسئولین (!) از خواب آرام شان بیدار گشته و اکنون به دنبال آشوب اند! عزیزان مسئول میخواهند بگویند از قشر دانشجو انتظار دارند با دیدن این صحنه ها، آرام باشند؛ چرا؟ روشن است دیگر، بلانسبت دانشجو جزو قشر فرهیخته ی جامعه است و فرهیختگان هم با دیدن این صحنه ها برآشفته نمیشوند. میخواهند بگویند آهای شماهایی که با دیدن آن تصاویر دلتان لرزید یا خونتان به جوش آمد یا برای علم و دانش، برای دانشجو و استاد، برای پول بیت المال، برای ایران، برای زمین و زمان ابراز تاسف کردید خیلی بیخود کردید که ابراز تاسف کردید. میخواهند بگویند اگر منتظرید یک نفر بگوید شرمنده که این اتفاق افتاد، شرمنده که پایان نامه هایتان پامال شد، زهی خیال باطل. میخواهند بگویند اگر کسی ...
آن تصاویر بسیار گویا بود. مثل آینه نشان می داد زحمات چندماهه دانشجویان مظلوم ، چقدر نزد مسئولین ارج و قرب دارد. بیانیه مسئولین هم بسیار گویاست، آنقدر گویا که اگر کسی ذره ای تهِ دلش میخواست خوشبین باشد که شاید چند کارگر، سر خود، کاری کرده اند و این تصاویر ناشی از سوء عملکرد چند نفر کارگر و کارمند است، همه اش امیدهای پوچ و واهی است. آری! این بیانیه بسیار گویاست، گویای نگاه بسیاری از مسئولین به تحقیقات، زحمات و هزینه های دانشجویان! آن بیانیه، صورت لفظی_ادبی همان تصاویر بود که کمی هم چاشنی طلبکاری به آن افزوده شد بود. واقعا جا داشت بعد از انتشار آن تصاویر، این بیانیه هم صادر شود ..!
پ ن:
باور کنید وقتی میخواهند آجر بارِ کامیون کنند هم خیلی مهربانانه تر از این ها رفتار میکنند. آنقدر آجرها را مرتب و آرام می چینند که مبادا یکی از آنها یک آخ بگوید (هرکس باور نمیکند برود کنار یک مصالح فروشی یا یک ساختمان در حال ساخت و با چشمهای خودش ببیند) آنوقت پایان نامه ها...
@Ui_Ltr
#آفتاب_آمد_دلیل_آفتاب
برخی دانشجویان بعد از مطالعه بیانیه کتابخانه مرکزی گفتند سخنانشان سنگین بود و ناگویا! اما ما می گوییم آنقدر سنگین و ناگویا نبود که کسی نفهمد چه میخواهند بگویند. خیلی ساده میخواهند بگویند هیچ اتفاقی نیفتاده، آن تصاویری هم که دیدید همه اش در راستای کارهای بدیع و مترقیانه است، نفع عام و جمعی دارد و تمام کسانی که اعتراضی کرده اند هم درسایه آسودگانی هستند که به واسطه ی کار بسیار سنجیده و اندیشیده ی مسئولین (!) از خواب آرام شان بیدار گشته و اکنون به دنبال آشوب اند! عزیزان مسئول میخواهند بگویند از قشر دانشجو انتظار دارند با دیدن این صحنه ها، آرام باشند؛ چرا؟ روشن است دیگر، بلانسبت دانشجو جزو قشر فرهیخته ی جامعه است و فرهیختگان هم با دیدن این صحنه ها برآشفته نمیشوند. میخواهند بگویند آهای شماهایی که با دیدن آن تصاویر دلتان لرزید یا خونتان به جوش آمد یا برای علم و دانش، برای دانشجو و استاد، برای پول بیت المال، برای ایران، برای زمین و زمان ابراز تاسف کردید خیلی بیخود کردید که ابراز تاسف کردید. میخواهند بگویند اگر منتظرید یک نفر بگوید شرمنده که این اتفاق افتاد، شرمنده که پایان نامه هایتان پامال شد، زهی خیال باطل. میخواهند بگویند اگر کسی ...
آن تصاویر بسیار گویا بود. مثل آینه نشان می داد زحمات چندماهه دانشجویان مظلوم ، چقدر نزد مسئولین ارج و قرب دارد. بیانیه مسئولین هم بسیار گویاست، آنقدر گویا که اگر کسی ذره ای تهِ دلش میخواست خوشبین باشد که شاید چند کارگر، سر خود، کاری کرده اند و این تصاویر ناشی از سوء عملکرد چند نفر کارگر و کارمند است، همه اش امیدهای پوچ و واهی است. آری! این بیانیه بسیار گویاست، گویای نگاه بسیاری از مسئولین به تحقیقات، زحمات و هزینه های دانشجویان! آن بیانیه، صورت لفظی_ادبی همان تصاویر بود که کمی هم چاشنی طلبکاری به آن افزوده شد بود. واقعا جا داشت بعد از انتشار آن تصاویر، این بیانیه هم صادر شود ..!
پ ن:
باور کنید وقتی میخواهند آجر بارِ کامیون کنند هم خیلی مهربانانه تر از این ها رفتار میکنند. آنقدر آجرها را مرتب و آرام می چینند که مبادا یکی از آنها یک آخ بگوید (هرکس باور نمیکند برود کنار یک مصالح فروشی یا یک ساختمان در حال ساخت و با چشمهای خودش ببیند) آنوقت پایان نامه ها...
@Ui_Ltr
یادداشت دانشجوی محترم، خانم صادقی پیرامون مطلب اخیر:
در راستای متنی که دوستان زحمت ان را کشیده و بسیارگویا انچه را احساسات ما را جریحه دار کرده بود توصیف نمودند، باید اضافه کنم دانشجو برخلاف بسیاری قشر و گروه و قبیله ندارد. اکثر ما به واقع دلمان سوخته است. حتی اگر برای بهترین سالها و دقایق عمرمان نبوده باشد، حتی اگر برای هزینه های سرسام اوری نباشد که برای یک دو هفته سنوات اضافه به ارقام عجیب و غریبی تبدیل میشود، برای این است که ما را همچون عرب جاهلی به عصبیت قبیله ای و عشیره ای متهم کرده اند. برای این این که هر حزب و گروهی بر سر کار بیاید گمان میکند اگر کوچکترین اعتراضی به او و عملکرد او باشد حتما رقبایش و بدخواهانش ان را سازماندهی کرده اند. حقیقتا چه میشد مسئولین محترم توپ را داخل زمین دانشجویان نمی انداختند؟ چه میشد اگر محترمانه میپذیرفتند رفتار نامناسبی داشته اند ک هدف مثبت انها را تخریب کرده است و به خاطر ان عذر خواهی که نه حداقل طلبکارانه برخورد نمیکردند؟ گویا اینجا اگر مطالبه گری نکنی عده ای فراموش میکنن وظیفه شرعی و اخلاقی شان چه بوده است و اگر هم مطالبه گری کنی متهم میشوی به اغتشاش گری و قبیله گرایی.
@Ui_Ltr
در راستای متنی که دوستان زحمت ان را کشیده و بسیارگویا انچه را احساسات ما را جریحه دار کرده بود توصیف نمودند، باید اضافه کنم دانشجو برخلاف بسیاری قشر و گروه و قبیله ندارد. اکثر ما به واقع دلمان سوخته است. حتی اگر برای بهترین سالها و دقایق عمرمان نبوده باشد، حتی اگر برای هزینه های سرسام اوری نباشد که برای یک دو هفته سنوات اضافه به ارقام عجیب و غریبی تبدیل میشود، برای این است که ما را همچون عرب جاهلی به عصبیت قبیله ای و عشیره ای متهم کرده اند. برای این این که هر حزب و گروهی بر سر کار بیاید گمان میکند اگر کوچکترین اعتراضی به او و عملکرد او باشد حتما رقبایش و بدخواهانش ان را سازماندهی کرده اند. حقیقتا چه میشد مسئولین محترم توپ را داخل زمین دانشجویان نمی انداختند؟ چه میشد اگر محترمانه میپذیرفتند رفتار نامناسبی داشته اند ک هدف مثبت انها را تخریب کرده است و به خاطر ان عذر خواهی که نه حداقل طلبکارانه برخورد نمیکردند؟ گویا اینجا اگر مطالبه گری نکنی عده ای فراموش میکنن وظیفه شرعی و اخلاقی شان چه بوده است و اگر هم مطالبه گری کنی متهم میشوی به اغتشاش گری و قبیله گرایی.
@Ui_Ltr