#یادداشت
#بیسوادی_سفید
#بخش_دوم
دوست میدارند، عشق مي ورزند، رابطه میسازند و محبت میبازند. به جای اینکه از محبت، پلهای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری میسازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطهها میشوند و ناراضی آنها را ترک میکنند. عشق خود را نه برای تجربهی لذت، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و ثروت، هزینه میکنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهرهی سرمایهگذاری ميگردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری میبینند و در نهایت، زخمهای عاطفی خود را از رابطهای به رابطهای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا میکنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.
فرزنددار میشوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها میکنند. از نان خود میزنند تا در آینده لقمهای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار میرود نمیشود. کودکان و نوجوانانی رشد میکنند که روحیهی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطهی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه میشود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمیکنند. بزرگ میشوند و تشکیل خانواده میدهند و میکوشند «ناآموختههای خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.
سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمعآوری انواع کاغذها و روزمهها تلاش میکنند. شب ها و روزها بیدار میمانند و درس میخوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومهی خود را برای یک کارفرما ارسال میکنند، حتی با نحوهی تنظیم فونت و رسمالخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمیتوانند جدولی زیبا و چشمنواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.
روزها و شبها، وقت خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. از لپتاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیونهای هوشمند پناه میبرند. اما شبکههای اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادنهای سر کوچه میشود. کاری که نسل قبل میکرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریعتر و ارزانتر و در مقیاسی وسیعتر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایهی خود ناسزا میگفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانهی مجازی فرد دیگری حمله میکند و ناسزا میگوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.
این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمیشود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمیآورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث میشود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
بی سوادی سفید درد امروز جامعهی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغهای جدید را به عنوان این روز میافزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.
همه فهمیدهایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادیهای سفید گرفتار شدهایم، که ترجیح میدهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدیدهای انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر میرسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و دهها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همهی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".
@Ui_Ltr
#بیسوادی_سفید
#بخش_دوم
دوست میدارند، عشق مي ورزند، رابطه میسازند و محبت میبازند. به جای اینکه از محبت، پلهای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری میسازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطهها میشوند و ناراضی آنها را ترک میکنند. عشق خود را نه برای تجربهی لذت، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و ثروت، هزینه میکنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهرهی سرمایهگذاری ميگردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری میبینند و در نهایت، زخمهای عاطفی خود را از رابطهای به رابطهای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا میکنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.
فرزنددار میشوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها میکنند. از نان خود میزنند تا در آینده لقمهای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار میرود نمیشود. کودکان و نوجوانانی رشد میکنند که روحیهی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطهی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه میشود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمیکنند. بزرگ میشوند و تشکیل خانواده میدهند و میکوشند «ناآموختههای خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.
سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمعآوری انواع کاغذها و روزمهها تلاش میکنند. شب ها و روزها بیدار میمانند و درس میخوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومهی خود را برای یک کارفرما ارسال میکنند، حتی با نحوهی تنظیم فونت و رسمالخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمیتوانند جدولی زیبا و چشمنواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.
روزها و شبها، وقت خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. از لپتاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیونهای هوشمند پناه میبرند. اما شبکههای اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادنهای سر کوچه میشود. کاری که نسل قبل میکرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریعتر و ارزانتر و در مقیاسی وسیعتر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایهی خود ناسزا میگفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانهی مجازی فرد دیگری حمله میکند و ناسزا میگوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.
این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمیشود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمیآورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث میشود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
بی سوادی سفید درد امروز جامعهی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغهای جدید را به عنوان این روز میافزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.
همه فهمیدهایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادیهای سفید گرفتار شدهایم، که ترجیح میدهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدیدهای انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر میرسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و دهها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همهی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".
@Ui_Ltr
پیرامون #کلاسهای_ورزشی_تابستانه
با سلام
با توجه به اینکه اداره تربیت بدنی دانشگاه اصفهان در ایام تابستان، برای دانشجویان هیچ کلاسی در نظرگرفته نشده بود، معاونت فرهنگی دانشکده ادبیات اعلام آمادگی نمود با در نظر گرفتن اوقات فراغت بسیاری از اهالی دانشکاه در این فصل، در صورت درخواست و استقبال دانشجویان محترم، اقدام به برگزاری کلاسهای تابستانه در رشته های مختلف ورزشی نماید. پیش از این اطلاعیه هایی در این راستا منتشر شد که با استقبال تعدادی از دانشجویان نیز همراه گشت اما از آنجا که برگزاری هر کلاس در گرو تعداد شرکت کنندگان بود با توجه به تعداد ثبت نام کنندگان و زمان باقی مانده از تابستان، به جز کلاس ایروبیک، برگزاری دیگر کلاس ها امکان پذیر نیست.
در پایان از آن گروه از دانشجویان محترم که ثبت نام کرده بودند پوزش میطلبیم.
@Ui_Ltr
با سلام
با توجه به اینکه اداره تربیت بدنی دانشگاه اصفهان در ایام تابستان، برای دانشجویان هیچ کلاسی در نظرگرفته نشده بود، معاونت فرهنگی دانشکده ادبیات اعلام آمادگی نمود با در نظر گرفتن اوقات فراغت بسیاری از اهالی دانشکاه در این فصل، در صورت درخواست و استقبال دانشجویان محترم، اقدام به برگزاری کلاسهای تابستانه در رشته های مختلف ورزشی نماید. پیش از این اطلاعیه هایی در این راستا منتشر شد که با استقبال تعدادی از دانشجویان نیز همراه گشت اما از آنجا که برگزاری هر کلاس در گرو تعداد شرکت کنندگان بود با توجه به تعداد ثبت نام کنندگان و زمان باقی مانده از تابستان، به جز کلاس ایروبیک، برگزاری دیگر کلاس ها امکان پذیر نیست.
در پایان از آن گروه از دانشجویان محترم که ثبت نام کرده بودند پوزش میطلبیم.
@Ui_Ltr
#کافه_تحلیل
#پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده
دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران، به دانشگاه رسیده اند.
تصور دانشجویان جدید الورود به دانشگاه، همیشه پر از شور و شوق برای یک تجربه ی خاص است، یعنی همه انتظار دارند یک فضای جدید و غریب را تجربه کنند. در این هنگام توصیفاتشان از دانشگاه کمی غیرقابل باور است، اما وقتی وارد فضا شدند و مدتی را طی کردند آنوقت ...!
دانشجویان فعلی دانشکده، چند دسته اند: عده ای میگویند دانشکده یک حس خوب و دلگرم کننده دارد؛ عده ی دیگری معتقدند دانشکده اصلا روحیه دانشگاهی ندارد بلکه بیشتر شبیه یک دبیرستان بزرگ است. و البته در این بین نظرات دیگری هم وجود دارد. دیدگاه شما درباره ی حس و حال دانشگاهی دانشکده چیست؟
لطفا نظر خود را به شناسه ی کاربری زیر ارسال کنید (دیدگاههای شما منتشر خواهد شد).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
#پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده
دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران، به دانشگاه رسیده اند.
تصور دانشجویان جدید الورود به دانشگاه، همیشه پر از شور و شوق برای یک تجربه ی خاص است، یعنی همه انتظار دارند یک فضای جدید و غریب را تجربه کنند. در این هنگام توصیفاتشان از دانشگاه کمی غیرقابل باور است، اما وقتی وارد فضا شدند و مدتی را طی کردند آنوقت ...!
دانشجویان فعلی دانشکده، چند دسته اند: عده ای میگویند دانشکده یک حس خوب و دلگرم کننده دارد؛ عده ی دیگری معتقدند دانشکده اصلا روحیه دانشگاهی ندارد بلکه بیشتر شبیه یک دبیرستان بزرگ است. و البته در این بین نظرات دیگری هم وجود دارد. دیدگاه شما درباره ی حس و حال دانشگاهی دانشکده چیست؟
لطفا نظر خود را به شناسه ی کاربری زیر ارسال کنید (دیدگاههای شما منتشر خواهد شد).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه اول در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
با سلام. همون دبیرستان بزرگی که گفتین بهترین توصیفه.راستشو بخواین کسی به کسی نیست...
@Ui_Ltr
با سلام. همون دبیرستان بزرگی که گفتین بهترین توصیفه.راستشو بخواین کسی به کسی نیست...
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه دوم در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
دانشگاه کیلویی چند؟بذارید این دو سه ترم دیگه هم تموم شه بره.افسرده شدیم رفت.فقط اسمش قشنگه ولی خودش بیشتر آدمو افسرده میکنه تا فرهیخته
@Ui_Ltr
دانشگاه کیلویی چند؟بذارید این دو سه ترم دیگه هم تموم شه بره.افسرده شدیم رفت.فقط اسمش قشنگه ولی خودش بیشتر آدمو افسرده میکنه تا فرهیخته
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه سوم در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
سلام
ممنون از زحمات
معایب نظام آموزشی و کم کاریها و ملاحظات غیر منصفانه بعضی از مسئولان را در کیفیت دانشگاهی بودن دانشکده نمی توان نادیده گرفت اما در حال و هوای دانشگاهی گرفتن دانشکده، بیش از هرچیز و هرکس خود دانشجویان نقش دارند. تا ما دانشجو نباشیم، دانشکده دانشگاهی نمی شود. در واقع با این معیار (حال و هوای دانشگاهی دانشکده) می توان دانست که دانشجویان دانشکده ما چقدر دانشجو هستند.
@Ui_Ltr
سلام
ممنون از زحمات
معایب نظام آموزشی و کم کاریها و ملاحظات غیر منصفانه بعضی از مسئولان را در کیفیت دانشگاهی بودن دانشکده نمی توان نادیده گرفت اما در حال و هوای دانشگاهی گرفتن دانشکده، بیش از هرچیز و هرکس خود دانشجویان نقش دارند. تا ما دانشجو نباشیم، دانشکده دانشگاهی نمی شود. در واقع با این معیار (حال و هوای دانشگاهی دانشکده) می توان دانست که دانشجویان دانشکده ما چقدر دانشجو هستند.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه چهارم در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
درود
دانشگاه یعنی محل دانش! یعنی همه دغدغه علم و دانش داشته باشند. یعنی هرکس می آید و می رود برای دانش باشد. اما آیا واقعا همینطور است؟ آیا استاد و دانشجو برای دانش می آیند؟ اگر مدرک نمیدادند و نمره گرفتن و حضور در کلاس اجباری نبود آیا دانشجویی به دانشکده می آمد؟ یا اگر حقوق نمیدادند آیا استادی حاضر بود به دانشکده بیاید؟ حضور در دانشکده برای کارمند و استاد، یک شغل است که بخاطرش حقوق میگیرند و برای دانشجو هم یک اجبار است. تنها چیزی هم که مهم نیست همان دانش است.
@Ui_Ltr
درود
دانشگاه یعنی محل دانش! یعنی همه دغدغه علم و دانش داشته باشند. یعنی هرکس می آید و می رود برای دانش باشد. اما آیا واقعا همینطور است؟ آیا استاد و دانشجو برای دانش می آیند؟ اگر مدرک نمیدادند و نمره گرفتن و حضور در کلاس اجباری نبود آیا دانشجویی به دانشکده می آمد؟ یا اگر حقوق نمیدادند آیا استادی حاضر بود به دانشکده بیاید؟ حضور در دانشکده برای کارمند و استاد، یک شغل است که بخاطرش حقوق میگیرند و برای دانشجو هم یک اجبار است. تنها چیزی هم که مهم نیست همان دانش است.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
#یادداشت یکی از دانشجویان دانشکده که در مورد کافه تحلیل 2 نگاشته شده است:
#حال_دانشکده_ما_خوب_است_اما_تو_باور_نکن!
وارد دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان که میشوی حال و هوای ادبی دانشکده سرمستت میکند! آخر از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان قدیمی ترین رشته این دانشکده از سال ۱۳۳۷ همین رشته است و آنقدر پیشرفت کرده که کاملا زیرپوستی تو را عاشق خود میکند و ناگهان به خود می آیی و حافظ و مولانایی شده ای که مپرس!
پس از آن شاهدی که هر گوشه ی آن جمعی دانشجو و استاد فلسفه چنان بحث های داغی میکنند که هر کسی بی هوا وارد دانشکده شود میفهمد تمام بدگویی ها پشت سر و پیش روی فلاسفه دروغی بیش نیست آخر میدانی؟ از سال ۱۳۳۸ فلسفه دومین رشته قدیمی این دانشکده است! غیر ممکن است تو به این دانشکده بیایی و از سقراط بگیر تا سارتر و توین بی و... را نشناسی یا دست کم اسمشان از لابلای این بحث ها به گوشت نخورد!!!
کمی که دقت میکنی چنان دانشکده با محیطی تاریخی و زیبا دلبری میکند که گاهی حس میکنی به قعر تاریخ افتاده ای و تازه میفهمی چه تاریخ پرافتخاری داشتی و نمیدانستی، مگر میشود که ندانی از سال ۱۳۴۵ تاریخ به رشته های این دانشکده اضافه شده برای همین این همه فضا تو را عاشق تاریخ وطنت و شهر تاریخی اصفهان میکند!!!
حتی از سال ۱۳۴۸ که رشته علوم اجتماعی به رشته های این دانشکده اضافه شد به تک تک دانشجویان خود آموختند بی طرف، منصفانه و کاملا روشن فکرانه به تحلیل اجتماعی هرچه لازم است بپردازند! عمرا اگر حس کنی روشنفکری شعار است و عمرا اگر فکر کنی روشنفکری اشتباه معرفی شده!!!
حتی از سال ۱۳۷۰ که رشته الهیات به جمع رشته های این دانشکده پیوست تا امروز چنان روشهای نوین انس با قرآن برای همه عشق به قرآن و اهل البیت را صدچندان کرده که کافر در این دانشکده شیعه اثنی عشری ای میشود که شیطان هم از او قطع امید میکند! عمرا اگر فکر کنی این گروه خودی نواز و غریب گریز است! عمرا اگر یاد این گروه بیفتی و بخواهی یاد رنگ مشکی بیفتی! فقط رنگهای شاد! اصلا مثل سلیقه پیامبرمان سفید سفید! نوین است و بی مانند! از بس هر روز با جدید ترین متد روز دنیا با شگفتی های قرآن آشنا میشوی با یک هفته فعالیت یکباره، هرگز متعجب نخواهی شد!!! آخر کارگاه های قرآنی رایگان است و برای عموم علاقمندان!!!
ولی از همه ی اینها که بگذریم رشته فلسفه و کلام اسلامی که فقط ۶ سال است منت به دیده این دانشکده گذاشته آنقدر فعالیت خود را گسترش داده که حتی یک شبهه جدید هم از زیر تیغ کلام دوستان آن بی جواب نمیگذرد و بحثهای داغ فلسفی آنها از گروه فلسفه هم پیشی گرفته! دوست من! تو بیا! اینجا نظرات کندی و فارابی و علامه و... را از دم درک میکنی و میبینی دانشجویان و اساتید عمرا به حفظ و کپی تفکرات قبلی بپردازند! همه برای خود صاحب تفکرات جدیدترند!!!
این دانشکده بهشت علوم انسانیست!!!
حال دانشکده ما خوب است، اما تو باور نکن!
#فاطمه_افشاری
@Ui_Ltr
#حال_دانشکده_ما_خوب_است_اما_تو_باور_نکن!
وارد دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان که میشوی حال و هوای ادبی دانشکده سرمستت میکند! آخر از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان قدیمی ترین رشته این دانشکده از سال ۱۳۳۷ همین رشته است و آنقدر پیشرفت کرده که کاملا زیرپوستی تو را عاشق خود میکند و ناگهان به خود می آیی و حافظ و مولانایی شده ای که مپرس!
پس از آن شاهدی که هر گوشه ی آن جمعی دانشجو و استاد فلسفه چنان بحث های داغی میکنند که هر کسی بی هوا وارد دانشکده شود میفهمد تمام بدگویی ها پشت سر و پیش روی فلاسفه دروغی بیش نیست آخر میدانی؟ از سال ۱۳۳۸ فلسفه دومین رشته قدیمی این دانشکده است! غیر ممکن است تو به این دانشکده بیایی و از سقراط بگیر تا سارتر و توین بی و... را نشناسی یا دست کم اسمشان از لابلای این بحث ها به گوشت نخورد!!!
کمی که دقت میکنی چنان دانشکده با محیطی تاریخی و زیبا دلبری میکند که گاهی حس میکنی به قعر تاریخ افتاده ای و تازه میفهمی چه تاریخ پرافتخاری داشتی و نمیدانستی، مگر میشود که ندانی از سال ۱۳۴۵ تاریخ به رشته های این دانشکده اضافه شده برای همین این همه فضا تو را عاشق تاریخ وطنت و شهر تاریخی اصفهان میکند!!!
حتی از سال ۱۳۴۸ که رشته علوم اجتماعی به رشته های این دانشکده اضافه شد به تک تک دانشجویان خود آموختند بی طرف، منصفانه و کاملا روشن فکرانه به تحلیل اجتماعی هرچه لازم است بپردازند! عمرا اگر حس کنی روشنفکری شعار است و عمرا اگر فکر کنی روشنفکری اشتباه معرفی شده!!!
حتی از سال ۱۳۷۰ که رشته الهیات به جمع رشته های این دانشکده پیوست تا امروز چنان روشهای نوین انس با قرآن برای همه عشق به قرآن و اهل البیت را صدچندان کرده که کافر در این دانشکده شیعه اثنی عشری ای میشود که شیطان هم از او قطع امید میکند! عمرا اگر فکر کنی این گروه خودی نواز و غریب گریز است! عمرا اگر یاد این گروه بیفتی و بخواهی یاد رنگ مشکی بیفتی! فقط رنگهای شاد! اصلا مثل سلیقه پیامبرمان سفید سفید! نوین است و بی مانند! از بس هر روز با جدید ترین متد روز دنیا با شگفتی های قرآن آشنا میشوی با یک هفته فعالیت یکباره، هرگز متعجب نخواهی شد!!! آخر کارگاه های قرآنی رایگان است و برای عموم علاقمندان!!!
ولی از همه ی اینها که بگذریم رشته فلسفه و کلام اسلامی که فقط ۶ سال است منت به دیده این دانشکده گذاشته آنقدر فعالیت خود را گسترش داده که حتی یک شبهه جدید هم از زیر تیغ کلام دوستان آن بی جواب نمیگذرد و بحثهای داغ فلسفی آنها از گروه فلسفه هم پیشی گرفته! دوست من! تو بیا! اینجا نظرات کندی و فارابی و علامه و... را از دم درک میکنی و میبینی دانشجویان و اساتید عمرا به حفظ و کپی تفکرات قبلی بپردازند! همه برای خود صاحب تفکرات جدیدترند!!!
این دانشکده بهشت علوم انسانیست!!!
حال دانشکده ما خوب است، اما تو باور نکن!
#فاطمه_افشاری
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه پنجم در مورد پرسش از حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
نام دانشکده ی ادبیات که می آید ناخوداگاه شمس به یادم می آید:
اين دايره ای است
كه درش و دهنش اين است
به اندرونش؛
تو مىگردی گردِ این دایره
از برون.
چون به مَخلَص رسیدی
بازگشتی گرد دایره.
راه بر خود دور میکنی.
بازگشتی،
راه دورتر کردی.
هر چه مَخلَص گذاشتی
همه بیابان میروی
وَ
راهِ عدم.
@Ui_Ltr
نام دانشکده ی ادبیات که می آید ناخوداگاه شمس به یادم می آید:
اين دايره ای است
كه درش و دهنش اين است
به اندرونش؛
تو مىگردی گردِ این دایره
از برون.
چون به مَخلَص رسیدی
بازگشتی گرد دایره.
راه بر خود دور میکنی.
بازگشتی،
راه دورتر کردی.
هر چه مَخلَص گذاشتی
همه بیابان میروی
وَ
راهِ عدم.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
#یادداشت یکی دیگر از دانشجویان دانشکده که در مورد کافه تحلیل 2 نگاشته شده است:
دانشکده ی #ادبیات_و_علوم_انسانی دانشگاه اصفهان ،محلی که دستِ کم ۳۰٪ از داوطلبان کنکور انسانی ۹۶ رویای قبولی در آنجا را در سر دارند.
محلی که حتی بسیاری از فارغ التحصیلان دکتری و حتی اساتید مطرح دغدغه ی عضویت در هیئت علمی رشته های آن را دارند ...
حال کمی نزدیکتر بیاییم درست در همین حوالی، ایستگاه اتوبوس دانشکده ی ادبیات ساعت۱۱:۳۰؛ همه عجله دارند، در تب و تاب رفتن اند و دور شدن ...شاید خیلی از ما بگوییم خب وقت ناهار است ومسلما تعداد افراد منتظر اتوبوس بیشتر است، اما،#داستان بر سر این همه خستگی ست، این ناامیدی !
ساعت از ۱۲ که میگذرد تاریک خانه ای میشود این خانه ی فرهنگ وادب .. آنقدر سکوت حاکم است که گویی همه در حال چاپ عکس های رویای دبیرستانشان هستند... عکسهایی که سوخته چاپ میشود...
انصاف باید داشت روزهایی انقدر دانشکده شلوغ است و آدم های جدید میبینی که گویی تو در این بین غریبه ای... #کلاس_های_عمومی، یا حتی مراتب بالاتر #آزمون
از خستگی دانشجو که بگذریم به راستی دلگیر میشوم برای استادی که سالها درس خوانده، کتاب نوشته است و مهمتر از همه #وقت صرف کرده است و حالا صبح می آید راس ساعت ۸ همه باید حاضرباشند ،درس را شروع میکند، کتابش را معرفی و چندنفری به خود میلرزند و باز هم موج منفی! خداحافظی میکند و میرود در اتاقش چای ای مینوشد و باز #تکرار !
نه کسی سوالی میپرسد نه حتی اعتراضی... گاهی سخت گیر میشود که شاید یکنفر دست بلند کند و فریاد بزند این #درد_مشترک را ولی دریغ ...
استاد دانشجو را مقصر میداند، که وظیفه ی دانشجو درس خواندن است ...
دانشجو بادی درگلو می اندازد و ازمشکلات موجود در سیستم آموزشی ایران میگوید و در بی جوابی سکوت پیشه میکند...
همه انگشت اتهام سمت یکدیگر میگیریم
افسوس که سه انگشت دیگر به سمت خودمان است ....👈👉
دلیل این حالِ نامعلوم مبهم است اما از دانشکده ای که دفتر #امور_فرهنگی_اش و #انجمن_های_علمی خود را در زیرزمین پنهان میکند نباید انتظار #احسن_الحال داشت ...
#عاطفه_معنوی
@Ui_Ltr
دانشکده ی #ادبیات_و_علوم_انسانی دانشگاه اصفهان ،محلی که دستِ کم ۳۰٪ از داوطلبان کنکور انسانی ۹۶ رویای قبولی در آنجا را در سر دارند.
محلی که حتی بسیاری از فارغ التحصیلان دکتری و حتی اساتید مطرح دغدغه ی عضویت در هیئت علمی رشته های آن را دارند ...
حال کمی نزدیکتر بیاییم درست در همین حوالی، ایستگاه اتوبوس دانشکده ی ادبیات ساعت۱۱:۳۰؛ همه عجله دارند، در تب و تاب رفتن اند و دور شدن ...شاید خیلی از ما بگوییم خب وقت ناهار است ومسلما تعداد افراد منتظر اتوبوس بیشتر است، اما،#داستان بر سر این همه خستگی ست، این ناامیدی !
ساعت از ۱۲ که میگذرد تاریک خانه ای میشود این خانه ی فرهنگ وادب .. آنقدر سکوت حاکم است که گویی همه در حال چاپ عکس های رویای دبیرستانشان هستند... عکسهایی که سوخته چاپ میشود...
انصاف باید داشت روزهایی انقدر دانشکده شلوغ است و آدم های جدید میبینی که گویی تو در این بین غریبه ای... #کلاس_های_عمومی، یا حتی مراتب بالاتر #آزمون
از خستگی دانشجو که بگذریم به راستی دلگیر میشوم برای استادی که سالها درس خوانده، کتاب نوشته است و مهمتر از همه #وقت صرف کرده است و حالا صبح می آید راس ساعت ۸ همه باید حاضرباشند ،درس را شروع میکند، کتابش را معرفی و چندنفری به خود میلرزند و باز هم موج منفی! خداحافظی میکند و میرود در اتاقش چای ای مینوشد و باز #تکرار !
نه کسی سوالی میپرسد نه حتی اعتراضی... گاهی سخت گیر میشود که شاید یکنفر دست بلند کند و فریاد بزند این #درد_مشترک را ولی دریغ ...
استاد دانشجو را مقصر میداند، که وظیفه ی دانشجو درس خواندن است ...
دانشجو بادی درگلو می اندازد و ازمشکلات موجود در سیستم آموزشی ایران میگوید و در بی جوابی سکوت پیشه میکند...
همه انگشت اتهام سمت یکدیگر میگیریم
افسوس که سه انگشت دیگر به سمت خودمان است ....👈👉
دلیل این حالِ نامعلوم مبهم است اما از دانشکده ای که دفتر #امور_فرهنگی_اش و #انجمن_های_علمی خود را در زیرزمین پنهان میکند نباید انتظار #احسن_الحال داشت ...
#عاطفه_معنوی
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه ششم در مورد پرسش از حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
در رابطه با حال و هوای دانشکده
آسونترین و کم هزینه ترین راهی که میشه پیش گرفت،شکایت و گله از وضع موجوده. شما که متن مینویسین در مذمت وضعیت دانشکده تا حالا عمل و تلاشی جدی و مداومی کردید واسه اصلاح امور؟ تا حالا چند مرتبه رفتید پیش دکتر احمدنژاد تا از وضعیت فرهنگی دانشکده انتقاد درست بکنید؟یا چند بار پیش دکتر هاشمیانفر از اوضاع آموزشی انتقاد کردید؟ بله خب،طبیعتا آسونترین کار همین کاریه که شما میکنید. که بشینید گوشه ی خونه و توی تلگرام یه سری گله و شکوه به گوش بقیه برسونید. هیچکدوم به فکر اصلاح امور و ایده پردازی واسه بیرون رفتن از این اوضاع نیستید. تایپ کردن یه سری گلایه هیچ کاری نداره.دانشگاه پر از دانشجوهاییه که بلدن غرولند کنن.چیزی که لازمه آدمیه که بیوفته دنبال ایده پردازی. اگه از سنخ ادمایی هستید که فقط غر میزنن و گله میکنن؛ بدونید که هیچ چیز خاصی ندارید و فقط کاری که دیگران انجام میدن رو انجام میدید. شکایت کردن آسونترین راهه. اگه به فکر هستین کاری انجام بدید.
@Ui_Ltr
در رابطه با حال و هوای دانشکده
آسونترین و کم هزینه ترین راهی که میشه پیش گرفت،شکایت و گله از وضع موجوده. شما که متن مینویسین در مذمت وضعیت دانشکده تا حالا عمل و تلاشی جدی و مداومی کردید واسه اصلاح امور؟ تا حالا چند مرتبه رفتید پیش دکتر احمدنژاد تا از وضعیت فرهنگی دانشکده انتقاد درست بکنید؟یا چند بار پیش دکتر هاشمیانفر از اوضاع آموزشی انتقاد کردید؟ بله خب،طبیعتا آسونترین کار همین کاریه که شما میکنید. که بشینید گوشه ی خونه و توی تلگرام یه سری گله و شکوه به گوش بقیه برسونید. هیچکدوم به فکر اصلاح امور و ایده پردازی واسه بیرون رفتن از این اوضاع نیستید. تایپ کردن یه سری گلایه هیچ کاری نداره.دانشگاه پر از دانشجوهاییه که بلدن غرولند کنن.چیزی که لازمه آدمیه که بیوفته دنبال ایده پردازی. اگه از سنخ ادمایی هستید که فقط غر میزنن و گله میکنن؛ بدونید که هیچ چیز خاصی ندارید و فقط کاری که دیگران انجام میدن رو انجام میدید. شکایت کردن آسونترین راهه. اگه به فکر هستین کاری انجام بدید.
@Ui_Ltr
#دانشجوی_مطالبه_گر
میشه بپرسم مسئولیت شما چیه؟
و هدفتون از این کارا چیه؟
حالا ما نظر هم بدیم و بقیه بخونن بعدش چی؟
با عرض سلام و ادای احترام
در ابتدا برخود لازم میدانیم از همراهی تمام بزرگواران، اعم از اساتید و دانشجویان، با این کانال کمال تشکر را داشته باشیم. در دورانی که بسیاری از دغدغه مندان می گفتند برای دانشجویان امروز، هیچ چیز اهمیتی ندارد، پیگیری های دوستان سبب شد دوباره باور کنیم هنوز می توان امید داشت این درخت بیمار، یکبار دیگر شکوفه بدهد. دغدغه های ارزشمند شما (که برخی از آنها منتشر شد) نشان از آن دارد پتانسیل عظیم و نهفته ای در دانشکده موجود است؛ ظرفیتی که اگر به آن بها داده شود میتواند زمینه ساز یک تحول بزرگ گردد. امید آنکه در فرصت پیش رو، دانشجویان دغدغه مند دست در دست یکدیگر داده تا برای خود و مجموعه ی دانشکده شرایطی بهتر را رقم بزنیم. بدون شک در این راه موانع و مشکلاتی نیز وجود خواهد داشت که باید از پیش رو برداشته شود، و این امر ممکن نیست مگر با همفکری، همدلی و همکاری.
این کانال به عنوان یک کانال دانشجویی سعی می کند با طرح سوالاتی ساده و البته مهم و تاثیرگذار، بگوید دانشجویان هم حرفهایی برای گفتن دارند. باید روزی فرا برسد که نظر دادن دانشجویان تنها یک کار سمبلیک و نمایشی در مراسم های نمادین و مناسبت های خاص نباشد؛ بلکه هر دانشجو بسته به دانش و زمینه ی تخصصی خود، در زمینه های مختلف دیدگاه های خود را اعلام کند و مسئولین نه تنها موظف به شنیدن آنها باشند بلکه پس از جمع بندی و تضارب آراء، نتایج آن را به کار ببندند. مطالبه و پرسشگری حق دانشجوست، و ما چیزی جز این نمی خواهیم.
@Ui_Ltr
میشه بپرسم مسئولیت شما چیه؟
و هدفتون از این کارا چیه؟
حالا ما نظر هم بدیم و بقیه بخونن بعدش چی؟
با عرض سلام و ادای احترام
در ابتدا برخود لازم میدانیم از همراهی تمام بزرگواران، اعم از اساتید و دانشجویان، با این کانال کمال تشکر را داشته باشیم. در دورانی که بسیاری از دغدغه مندان می گفتند برای دانشجویان امروز، هیچ چیز اهمیتی ندارد، پیگیری های دوستان سبب شد دوباره باور کنیم هنوز می توان امید داشت این درخت بیمار، یکبار دیگر شکوفه بدهد. دغدغه های ارزشمند شما (که برخی از آنها منتشر شد) نشان از آن دارد پتانسیل عظیم و نهفته ای در دانشکده موجود است؛ ظرفیتی که اگر به آن بها داده شود میتواند زمینه ساز یک تحول بزرگ گردد. امید آنکه در فرصت پیش رو، دانشجویان دغدغه مند دست در دست یکدیگر داده تا برای خود و مجموعه ی دانشکده شرایطی بهتر را رقم بزنیم. بدون شک در این راه موانع و مشکلاتی نیز وجود خواهد داشت که باید از پیش رو برداشته شود، و این امر ممکن نیست مگر با همفکری، همدلی و همکاری.
این کانال به عنوان یک کانال دانشجویی سعی می کند با طرح سوالاتی ساده و البته مهم و تاثیرگذار، بگوید دانشجویان هم حرفهایی برای گفتن دارند. باید روزی فرا برسد که نظر دادن دانشجویان تنها یک کار سمبلیک و نمایشی در مراسم های نمادین و مناسبت های خاص نباشد؛ بلکه هر دانشجو بسته به دانش و زمینه ی تخصصی خود، در زمینه های مختلف دیدگاه های خود را اعلام کند و مسئولین نه تنها موظف به شنیدن آنها باشند بلکه پس از جمع بندی و تضارب آراء، نتایج آن را به کار ببندند. مطالبه و پرسشگری حق دانشجوست، و ما چیزی جز این نمی خواهیم.
@Ui_Ltr
#فراخوان_یادداشت_نویسی
(به مناسبت روز دختر)
با سلام
سه شنبه ی هفته ی جاری، مصادف است با «ولادت حضرت معصومه علیها السلام» و «روز دختر». به همین مناسبت از تمام دوستان علاقمند دعوت میکنیم یادداشت های خود را با محوریت #دختر به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند تا به صورت مناسب منتشر گردد (دوستان در انتخاب موضوع یادداشت، آزاد هستند).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
(به مناسبت روز دختر)
با سلام
سه شنبه ی هفته ی جاری، مصادف است با «ولادت حضرت معصومه علیها السلام» و «روز دختر». به همین مناسبت از تمام دوستان علاقمند دعوت میکنیم یادداشت های خود را با محوریت #دختر به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند تا به صورت مناسب منتشر گردد (دوستان در انتخاب موضوع یادداشت، آزاد هستند).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
زمانی که کودکی می خندد، باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است؛
و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پای در می آورد، گمان می برد که خستگی، سراسر جهان را از پای درآورده است .
چرا ناامیدان دوست دارند که ناامیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصلِ جهانیِ ازلیِ ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچ گرایان، خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن می جنگیم ، پاره پاره می کنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماری شان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست؟
من هرگز نمی گویم که در هیچ لحظه ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد؛ من می گویم:
به #امید بازگردیم قبل از آن که #ناامیدی، نابودمان کند ..!
#نادر_ابراهیمی
@Ui_Ltr
و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پای در می آورد، گمان می برد که خستگی، سراسر جهان را از پای درآورده است .
چرا ناامیدان دوست دارند که ناامیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصلِ جهانیِ ازلیِ ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچ گرایان، خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن می جنگیم ، پاره پاره می کنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماری شان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست؟
من هرگز نمی گویم که در هیچ لحظه ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد؛ من می گویم:
به #امید بازگردیم قبل از آن که #ناامیدی، نابودمان کند ..!
#نادر_ابراهیمی
@Ui_Ltr
Forwarded from شورای صنفی دانشجويان دانشگاه اصفهان
🔴 قابل توجه دانشجویان گرامی
پس از اعتراض دانشجویان به وضعیت تردد اتوبوسهای دانشگاه در طول تابستان و فاصلهی زمانی زیاد میان حرکت آنها از ایستگاه مبدا؛ با پیگیریهای صورت گرفته جدول زمانی حرکت اتوبوسها از ایستگاههای خوابگاه و مصلی در اختیار شورای صنفی قرار گرفت.
همچنین مسئولین مربوطه اعلام کردند که در صورت تاخیر بیش از ۳ دقیقهای هریک از اتوبوسها، دانشجویان میتوانند کد درج شده برروی اتوبوس را به شمارهی ۲۶۹۶-۳۷۹۳-۰۳۱ (ادارهی نقلیه) و یا به @senfi_ui_admin ارسال نمایند.
◀ برنامهی حرکت اتوبوس ایستگاه خوابگاه:
نوبت اول، ساعت ۷:۲۵
نوبت دوم، ساعت ۷:۴۰
نوبت سوم، ساعت ۸:۰۰
نوبتهای بعدی به فاصلهی ۲۰ دقیقه از هم
تا نوبت پایانی، ساعت ۱۳:۴۰
◀ برنامهی حرکت اتوبوس ایستگاه مصلی:
نوبت اول، ساعت ۷:۲۵
نوبت دوم، ساعت ۷:۴۰
نوبت سوم، ساعت ۷:۵۰ (بدون توقف)
نوبت چهارم،ساعت۸:۲۰
نوبتهای بعدی به فاصلهی ۲۰ دقیقه از هم
تا نوبت پایانی، ساعت ۱۳:۴۰
@senfi_ui
پس از اعتراض دانشجویان به وضعیت تردد اتوبوسهای دانشگاه در طول تابستان و فاصلهی زمانی زیاد میان حرکت آنها از ایستگاه مبدا؛ با پیگیریهای صورت گرفته جدول زمانی حرکت اتوبوسها از ایستگاههای خوابگاه و مصلی در اختیار شورای صنفی قرار گرفت.
همچنین مسئولین مربوطه اعلام کردند که در صورت تاخیر بیش از ۳ دقیقهای هریک از اتوبوسها، دانشجویان میتوانند کد درج شده برروی اتوبوس را به شمارهی ۲۶۹۶-۳۷۹۳-۰۳۱ (ادارهی نقلیه) و یا به @senfi_ui_admin ارسال نمایند.
◀ برنامهی حرکت اتوبوس ایستگاه خوابگاه:
نوبت اول، ساعت ۷:۲۵
نوبت دوم، ساعت ۷:۴۰
نوبت سوم، ساعت ۸:۰۰
نوبتهای بعدی به فاصلهی ۲۰ دقیقه از هم
تا نوبت پایانی، ساعت ۱۳:۴۰
◀ برنامهی حرکت اتوبوس ایستگاه مصلی:
نوبت اول، ساعت ۷:۲۵
نوبت دوم، ساعت ۷:۴۰
نوبت سوم، ساعت ۷:۵۰ (بدون توقف)
نوبت چهارم،ساعت۸:۲۰
نوبتهای بعدی به فاصلهی ۲۰ دقیقه از هم
تا نوبت پایانی، ساعت ۱۳:۴۰
@senfi_ui
#دانشجوی_مطالبه_گر
#یادداشت خانم صادقی در مورد شرایط دانشجویان و دانشکده:
با سلام و عرض ادب خدمت شما
نمیدانم ادمین کانال دانشکده ادبیات و علوم انسانی شما در چه رده و منصبی قرار دارید. اما امیدوارم اگر صحبتی میشود توسط شما به مسئولین امر انتقال داده شود. در ابتدا از رکود و ناامیدی فراگیر در دانشکده ادبیات صحبت میکنم. از نوشتارهای ارسالی اکثریت دانشجویان چنین بر می اید که عده بی شماری احساس رکود دارند و شاید با تغییرات ظاهری دانشکده قصد برطرف نمودن ان را دارند. اگرچه نمیتوان منکر نقش تغیبرات ظاهری در تغییر حال و هوای دانشکده و دانشجویان شد اما باید توجه داشت که تغییرات ظاهری تنها علاج موقتی است. پس پیشنهادی که دارم برنامه ریزی برای یک نظرسنجی گسترده در بین همه گروه های دانشکده است تا بتوان میزان بیماری افسردگی و ناامیدی در بین دانشجویان را اندازه گرفت و با توجه به ان برای رفع مشکل اقدام کرد. شاید بگویید بیش از اندازه سیاه فکر میکنم یا حتی سیاه نمایی میکنم اما گمان میکنم اگر چنین نبود حداقل دانشکده ادبیات با این قدمت و تاریخ باید تا به حال برای حل مشکلات کشور که اکثرا ناشی از بی توجهی گسترده به علوم انسانی است راهکاری می اندیشید. پس تنها راه چاره فهمیدن میزان این درد، فراهم نمودن زمینه های یک نظرسنجی است که پیشنهاد میکنم هرچه سریع تر این اقدام انجام بگیرد. مورد دیگر شاید کمی تلخ و گزنده اما بسیار ضروری است. چرا تا به حال دانشکده ادبیات جلسات مشاوره شناخت دانشجویان از خود را ترتیب نداده است؟ البته جلساتی بوده است اما منظور من سلسله جلساتی که دانشجو با شناخت خود بتواند راه درست را انتخاب کند. صادقانه بگویم بسیاری از دانشجویان علوم انسانی به اشتباه در این رشته هستند. چرا میخواهیم عمر جوانان و بیت المال مملکت هدر رود؟ علت این امر ایا چیزی جز مدرک گرایی محض است که بلای جان سیستم اموزشی کشورمان شده است و کسانی تحویل جامعه داده است که تنها دغدغه شان پاس کردن دروسشان است نه حل مشکلات مملکت؟ دانشجویان کارشناسی که به اشتباه در رشته های علوم انسانی هستند متاسفانه به اشتباه بازهم به ارشد می ایند و در نهایت افسرده گوشه خانه مینشینند و چون دیگر مدرک ارشد دارند حاضر نیستند تن به هرکار ابرومندی بدهند. یا دانشجویان دکترایی که تنها برای افزایش پایه حقوقی و شاید ارتقای مقام و منصب امده اند. یا شاید هم به این دلیل است که از تغییر میترسیم؟ به نظر میرسد اگر افراد اشتباهی جرات و جسارت رفتن به راه درست را داشته باشند قطعا فضای کافی برای کسانی که درست و با ایده ها و هدف های بزرگ و حل مشکلات کشور امده اند، بتوانند در جای مناسب خود قرار بگیرند. هرچند گمان میکنم این مشکل نه تنها از دانشکده یا دانشگاه ما بلکه مشکل عظیم کشوری است که متاسفانه اگاهانه یا نااگاهانه توسط مسئولان ذی ربط نیز نادیده گرفته میشود و گمان میکنند مشکلات اموزشی کشور با عوض کردن اسامی مقاطع اموزشی حل میشود. امید است که مشکلات را ببینیم و بتوانیم بدون ترس برای حل انان چاره بیندیشیم. علوم انسانی انچنان که برحسب کلیشه ای غلط در ذهن و جان مردم و مسئولان فرورفته است جای تنبلان و کند ذهنان نیست. علوم انسانی جای نظریه پردازان و استراتژیست های بزرگ است انچنان که در سراسر دنیا جز ایران چنین میباشد. البته گمان نکنید فقط غر زده ام و شخصا هیچ راه حلی پیشنهاد نکرده ام. راه حل ها و ایده های بنده هم برای ارتقای رشته تحصیلی خودم(تاریخ) و تربیت دانشجویان با سواد و کاربلد و هم برای اشتباه امده ها به طور مبسوط به دست مدیریت انجمن علمی رسیده است که قول بررسی داده اند.
باتشکر از شما
@Ui_Ltr
#یادداشت خانم صادقی در مورد شرایط دانشجویان و دانشکده:
با سلام و عرض ادب خدمت شما
نمیدانم ادمین کانال دانشکده ادبیات و علوم انسانی شما در چه رده و منصبی قرار دارید. اما امیدوارم اگر صحبتی میشود توسط شما به مسئولین امر انتقال داده شود. در ابتدا از رکود و ناامیدی فراگیر در دانشکده ادبیات صحبت میکنم. از نوشتارهای ارسالی اکثریت دانشجویان چنین بر می اید که عده بی شماری احساس رکود دارند و شاید با تغییرات ظاهری دانشکده قصد برطرف نمودن ان را دارند. اگرچه نمیتوان منکر نقش تغیبرات ظاهری در تغییر حال و هوای دانشکده و دانشجویان شد اما باید توجه داشت که تغییرات ظاهری تنها علاج موقتی است. پس پیشنهادی که دارم برنامه ریزی برای یک نظرسنجی گسترده در بین همه گروه های دانشکده است تا بتوان میزان بیماری افسردگی و ناامیدی در بین دانشجویان را اندازه گرفت و با توجه به ان برای رفع مشکل اقدام کرد. شاید بگویید بیش از اندازه سیاه فکر میکنم یا حتی سیاه نمایی میکنم اما گمان میکنم اگر چنین نبود حداقل دانشکده ادبیات با این قدمت و تاریخ باید تا به حال برای حل مشکلات کشور که اکثرا ناشی از بی توجهی گسترده به علوم انسانی است راهکاری می اندیشید. پس تنها راه چاره فهمیدن میزان این درد، فراهم نمودن زمینه های یک نظرسنجی است که پیشنهاد میکنم هرچه سریع تر این اقدام انجام بگیرد. مورد دیگر شاید کمی تلخ و گزنده اما بسیار ضروری است. چرا تا به حال دانشکده ادبیات جلسات مشاوره شناخت دانشجویان از خود را ترتیب نداده است؟ البته جلساتی بوده است اما منظور من سلسله جلساتی که دانشجو با شناخت خود بتواند راه درست را انتخاب کند. صادقانه بگویم بسیاری از دانشجویان علوم انسانی به اشتباه در این رشته هستند. چرا میخواهیم عمر جوانان و بیت المال مملکت هدر رود؟ علت این امر ایا چیزی جز مدرک گرایی محض است که بلای جان سیستم اموزشی کشورمان شده است و کسانی تحویل جامعه داده است که تنها دغدغه شان پاس کردن دروسشان است نه حل مشکلات مملکت؟ دانشجویان کارشناسی که به اشتباه در رشته های علوم انسانی هستند متاسفانه به اشتباه بازهم به ارشد می ایند و در نهایت افسرده گوشه خانه مینشینند و چون دیگر مدرک ارشد دارند حاضر نیستند تن به هرکار ابرومندی بدهند. یا دانشجویان دکترایی که تنها برای افزایش پایه حقوقی و شاید ارتقای مقام و منصب امده اند. یا شاید هم به این دلیل است که از تغییر میترسیم؟ به نظر میرسد اگر افراد اشتباهی جرات و جسارت رفتن به راه درست را داشته باشند قطعا فضای کافی برای کسانی که درست و با ایده ها و هدف های بزرگ و حل مشکلات کشور امده اند، بتوانند در جای مناسب خود قرار بگیرند. هرچند گمان میکنم این مشکل نه تنها از دانشکده یا دانشگاه ما بلکه مشکل عظیم کشوری است که متاسفانه اگاهانه یا نااگاهانه توسط مسئولان ذی ربط نیز نادیده گرفته میشود و گمان میکنند مشکلات اموزشی کشور با عوض کردن اسامی مقاطع اموزشی حل میشود. امید است که مشکلات را ببینیم و بتوانیم بدون ترس برای حل انان چاره بیندیشیم. علوم انسانی انچنان که برحسب کلیشه ای غلط در ذهن و جان مردم و مسئولان فرورفته است جای تنبلان و کند ذهنان نیست. علوم انسانی جای نظریه پردازان و استراتژیست های بزرگ است انچنان که در سراسر دنیا جز ایران چنین میباشد. البته گمان نکنید فقط غر زده ام و شخصا هیچ راه حلی پیشنهاد نکرده ام. راه حل ها و ایده های بنده هم برای ارتقای رشته تحصیلی خودم(تاریخ) و تربیت دانشجویان با سواد و کاربلد و هم برای اشتباه امده ها به طور مبسوط به دست مدیریت انجمن علمی رسیده است که قول بررسی داده اند.
باتشکر از شما
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
توضیحاتی در باب #کتابسرای_تخصصی_دانشکده_ادبیات_و_علوم_انسانی
#بهنام_نصر_اصفهانی ، دبیر انجمن علمی دانشجویی تاریخ و ایرانشناسی
عرض ادب خدمت تمامی اهالی دانشکده ادبیات و علوم انسانی .ابتدا تشکر می کنم از کسانی که با دادن پیشنهادات و مسائل باعث تکمیل شدن مسئله شدند و همچنین یک شکایت البته از سر دلسوزی از بقیه اهالی دانشکده ادبیات که گویا مطلب را به صورت روزنامه ای مطالعه فرمودند و و پیشنهادات خود را ارسال نکرده اند .من در این باره و موارد تکمیلی صحبت خواهم کرد اما ابتدا به پیشنهادات به ترتیب ارسال و شماره پاسخ خواهم داد و سپس نکات تکمیلی را عرض خواهم کرد:
1 – اشاره فرمودند که دربیرون و جنب دانشگاه دو کتاب فروشی قرار دارد ، من متعجب هستم که گویا مطلبم به انداره کافی روشنگر نبوده است.در مطلبم عرض شد کتابسرای تخصصی در حالی که این دو کتاب فروشی با کمال احترامی که برای ان ها قائل هستم ، کتاب های درسی را به فروش می رسانند و بعد از آن به مقدار کمی کتاب های تخصصی درضمن این کتابفروشی ها مختص علوم انسانی نیستند بلکه کتاب های درسی تمام رشته ها را می فروشند .هنگامی که این کتابسرا افتتاح شود و دانشگاه های کشور و همچنین دانشکده خودمان متوجه موضوع شوند ،استقبال به حد اعلایی می رسد .درضمن فرمودند کتاب های جدید زودتر معرفی شود که در نکات تکمیلی آخر اشاره خواهم کرد.
2-3-4 : اشاره فرمودند به مشکلات مالی و زمان بر بودن و هزینه دار بودن کتابسرا ، ما در جریان مشکلات مالی هستیم و هنگامی که کتابسرا افتتاح شود ، تخقفیاتی را عرضه خواهیم کرد تا مشکلات مالی هم تا حدودی رفع شود.
5: این دیدگاه و پیشنهاد را هنگامی که مطالعه کردم ، واقعا متعجب شدم.ابتدا عرض کنم که من 4 سال به عنوان دبیر انجمن و دبیر شورای دبیران دانشکده خدمت کرده ام و هم اکنون که سال چهارم است هم در حال خدمت هستم و نیازی به کفش آهنین و فولادی و ...هم ندارم و نخواهم داشت بلکه با تدبیر و تامل و تجربه و مهندسی و مدیریت کار ، کار ها را باید جلو برد و من شیوه را اجرا کرده ام .در این 4 سال از طرف هیچ کدام از نهاد های دانشکده ما مشکلی ندیدیم و هر جا هم لازم بوده کمک ها را به ما کرده اند ، هدف ما گسترش کتابخوانی است و تشویق به مطالعه .و اینکه تخفیفاتی خواهیم گذاشت .
اما دربابب توضیحات تکمیلی ، نظر انجمن تاریخ بر این مبنا است که یا گروهی از دانشجویان که ذوق و شوق کتابخوانی و کتابشناسی دارند با حمایت دانشکده به افتتاح کتابسرا دست بزنند و یا یکی از کتابسرا هایی تخصصی علوم انسانی شهر اصفهان قرراردادی منعقد شود که شعبه ای را در دانشکده افتتاح کند با شرایط مدنظر دانشجویان .اما در آخر عرض خواهم کرد که همچنان منتظر دیدگاه ها و پیشنهادات شما هستم . با تشکر از همه شما
@HISTORYUI1 آیدی ارتباطی
@Ui_Ltr
#بهنام_نصر_اصفهانی ، دبیر انجمن علمی دانشجویی تاریخ و ایرانشناسی
عرض ادب خدمت تمامی اهالی دانشکده ادبیات و علوم انسانی .ابتدا تشکر می کنم از کسانی که با دادن پیشنهادات و مسائل باعث تکمیل شدن مسئله شدند و همچنین یک شکایت البته از سر دلسوزی از بقیه اهالی دانشکده ادبیات که گویا مطلب را به صورت روزنامه ای مطالعه فرمودند و و پیشنهادات خود را ارسال نکرده اند .من در این باره و موارد تکمیلی صحبت خواهم کرد اما ابتدا به پیشنهادات به ترتیب ارسال و شماره پاسخ خواهم داد و سپس نکات تکمیلی را عرض خواهم کرد:
1 – اشاره فرمودند که دربیرون و جنب دانشگاه دو کتاب فروشی قرار دارد ، من متعجب هستم که گویا مطلبم به انداره کافی روشنگر نبوده است.در مطلبم عرض شد کتابسرای تخصصی در حالی که این دو کتاب فروشی با کمال احترامی که برای ان ها قائل هستم ، کتاب های درسی را به فروش می رسانند و بعد از آن به مقدار کمی کتاب های تخصصی درضمن این کتابفروشی ها مختص علوم انسانی نیستند بلکه کتاب های درسی تمام رشته ها را می فروشند .هنگامی که این کتابسرا افتتاح شود و دانشگاه های کشور و همچنین دانشکده خودمان متوجه موضوع شوند ،استقبال به حد اعلایی می رسد .درضمن فرمودند کتاب های جدید زودتر معرفی شود که در نکات تکمیلی آخر اشاره خواهم کرد.
2-3-4 : اشاره فرمودند به مشکلات مالی و زمان بر بودن و هزینه دار بودن کتابسرا ، ما در جریان مشکلات مالی هستیم و هنگامی که کتابسرا افتتاح شود ، تخقفیاتی را عرضه خواهیم کرد تا مشکلات مالی هم تا حدودی رفع شود.
5: این دیدگاه و پیشنهاد را هنگامی که مطالعه کردم ، واقعا متعجب شدم.ابتدا عرض کنم که من 4 سال به عنوان دبیر انجمن و دبیر شورای دبیران دانشکده خدمت کرده ام و هم اکنون که سال چهارم است هم در حال خدمت هستم و نیازی به کفش آهنین و فولادی و ...هم ندارم و نخواهم داشت بلکه با تدبیر و تامل و تجربه و مهندسی و مدیریت کار ، کار ها را باید جلو برد و من شیوه را اجرا کرده ام .در این 4 سال از طرف هیچ کدام از نهاد های دانشکده ما مشکلی ندیدیم و هر جا هم لازم بوده کمک ها را به ما کرده اند ، هدف ما گسترش کتابخوانی است و تشویق به مطالعه .و اینکه تخفیفاتی خواهیم گذاشت .
اما دربابب توضیحات تکمیلی ، نظر انجمن تاریخ بر این مبنا است که یا گروهی از دانشجویان که ذوق و شوق کتابخوانی و کتابشناسی دارند با حمایت دانشکده به افتتاح کتابسرا دست بزنند و یا یکی از کتابسرا هایی تخصصی علوم انسانی شهر اصفهان قرراردادی منعقد شود که شعبه ای را در دانشکده افتتاح کند با شرایط مدنظر دانشجویان .اما در آخر عرض خواهم کرد که همچنان منتظر دیدگاه ها و پیشنهادات شما هستم . با تشکر از همه شما
@HISTORYUI1 آیدی ارتباطی
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#فراخوان_یادداشت_نویسی (به مناسبت روز دختر) با سلام سه شنبه ی هفته ی جاری، مصادف است با «ولادت حضرت معصومه علیها السلام» و «روز دختر». به همین مناسبت از تمام دوستان علاقمند دعوت میکنیم یادداشت های خود را با محوریت #دختر به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند…
#یادداشت خانم افشاری بمناسبت #روز_دختر:
دختراست دیگر!
می آید و با دنیای سرخ و صورتی خودش رنگ میزند به کل زندگی بی رنگ خانواده ای...
عجیب معجزه میکند این نیلوفر زیبا میان مرداب زندگی...
می آید و میخندد و قد میکشد این روح آب و آیینه.
قد میکشد و پروانه میشود و شاید عاشق...
و آن وقت است که شاید بگویی:
دختر است دیگر!
آری دختر است دیگر!
گاهی بی صدا میشکند...
لبخند به لب دارد و از عشق خبر دارد و یک دیده ی تر دارد و آرام نشسته!
و این دختر است که باید با چنین حال سر درگمی بشود منبع شادی و امید و منطق!!!
مگر نه اینکه:
ﻭَ ﻻ ﺗُﻤَﻠِّﻚِ ﺍﻟﻤَﺮﺃَﺓَ ﺃَﻣﺮَﻫﺎ ﻣﺎ ﺟﺎﻭَﺯَ ﻧَﻔﺴَﻬﺎ ﻓَﺈِﻥَّ ﺍﻟﻤَﺮﺃَﺓَ ﺭَﻳﺤﺎﻧَﺔٌ ﻭ َﻟَﻴﺴَﺖ ﺑِﻘَﻬﺮَﻣﺎﻧَﺔٍ ... ؛
و شاید کسی این وسط دستش را بگیرد و از پیله تنهایی نجاتش دهد...
دختر است دیگر!
گاهی دلش پرواز میخواهد!
کاش این مروارید در دل همان صدف بماند و بداند که شبنم روی گل زیباست اما وقتی که از دعای سحرگاه باشد نه هر لحظه به یاد بلبلی...
@Ui_Ltr
دختراست دیگر!
می آید و با دنیای سرخ و صورتی خودش رنگ میزند به کل زندگی بی رنگ خانواده ای...
عجیب معجزه میکند این نیلوفر زیبا میان مرداب زندگی...
می آید و میخندد و قد میکشد این روح آب و آیینه.
قد میکشد و پروانه میشود و شاید عاشق...
و آن وقت است که شاید بگویی:
دختر است دیگر!
آری دختر است دیگر!
گاهی بی صدا میشکند...
لبخند به لب دارد و از عشق خبر دارد و یک دیده ی تر دارد و آرام نشسته!
و این دختر است که باید با چنین حال سر درگمی بشود منبع شادی و امید و منطق!!!
مگر نه اینکه:
ﻭَ ﻻ ﺗُﻤَﻠِّﻚِ ﺍﻟﻤَﺮﺃَﺓَ ﺃَﻣﺮَﻫﺎ ﻣﺎ ﺟﺎﻭَﺯَ ﻧَﻔﺴَﻬﺎ ﻓَﺈِﻥَّ ﺍﻟﻤَﺮﺃَﺓَ ﺭَﻳﺤﺎﻧَﺔٌ ﻭ َﻟَﻴﺴَﺖ ﺑِﻘَﻬﺮَﻣﺎﻧَﺔٍ ... ؛
و شاید کسی این وسط دستش را بگیرد و از پیله تنهایی نجاتش دهد...
دختر است دیگر!
گاهی دلش پرواز میخواهد!
کاش این مروارید در دل همان صدف بماند و بداند که شبنم روی گل زیباست اما وقتی که از دعای سحرگاه باشد نه هر لحظه به یاد بلبلی...
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#فراخوان_یادداشت_نویسی (به مناسبت روز دختر) با سلام سه شنبه ی هفته ی جاری، مصادف است با «ولادت حضرت معصومه علیها السلام» و «روز دختر». به همین مناسبت از تمام دوستان علاقمند دعوت میکنیم یادداشت های خود را با محوریت #دختر به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند…
یادداشت یکی از دانشجویان بمناسبت روز دختر:
دختر یعنی توی شهر غریب اونقدر غریب باشی که یه عالمه آدم بخاطر دروغاشون مقابلت وایسن. وتو فقط و فقط بخاطراینکه شرمنده ی اعتماد یه عالمه آدم بی گناه و وجدانت نشی فقط گریه کنی تا فقط خودش کمکت کنه
#خدا_منو_بیین
@Ui_Ltr
دختر یعنی توی شهر غریب اونقدر غریب باشی که یه عالمه آدم بخاطر دروغاشون مقابلت وایسن. وتو فقط و فقط بخاطراینکه شرمنده ی اعتماد یه عالمه آدم بی گناه و وجدانت نشی فقط گریه کنی تا فقط خودش کمکت کنه
#خدا_منو_بیین
@Ui_Ltr
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت والد ارجمند جناب آقای دکتر رضا شکرانی (عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث) را به ایشان و خانواده محترم تسلیت عرض کرده و برای آن مرحوم (که پس از چند ماه تحمل بیماری شدید در اولین شب جمعه ذیقعده الحرام به دیدار معبودش شتافت) غفران و رحمت واسعه الهی را مسئلت می نماییم.
درگذشت والد ارجمند جناب آقای دکتر رضا شکرانی (عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث) را به ایشان و خانواده محترم تسلیت عرض کرده و برای آن مرحوم (که پس از چند ماه تحمل بیماری شدید در اولین شب جمعه ذیقعده الحرام به دیدار معبودش شتافت) غفران و رحمت واسعه الهی را مسئلت می نماییم.
#اتاق_ورزش_و_نشاط دانشکده ادبیات و علوم انسانی
⚠می گویند قرار است برای ترم جدید، تجهیز شود. ما هم امیدواریم واقعا تجهیز شود.
@Ui_Ltr
⚠می گویند قرار است برای ترم جدید، تجهیز شود. ما هم امیدواریم واقعا تجهیز شود.
@Ui_Ltr