#یادداشت
عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟
#بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی)
شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی دارد .بگذارید با این مثال بحث را آغاز کنیم:هر دانشجوی دانشکده ادبیات برای واحد های درسی خود نیاز به منبع درسی و پژوهشی دارد و می بایستی برای امتحانات خود منبع درسی را مطالعه کند تا بتواند امتحانات خود را با موفقیت پشت سر بگذارد و برای پژوهش درسی و مکملی خود نیز منابع پژوهشی را می بایستی مطالعه کند.برای تهیه منابع نیز به خصوص منابع جدید می بایستی به کتابسرا های شهر اصفهان سر زد و آن ها را خرید البته با خود می گویید که کتابخانه مرکزی و دانشکده ها و گروه های آموزشی دانشگاه اصفهان منابع را دارند و نیاز نیست به کتابسرا ها مراجعه کنیم ولی خیلی از دانشجویان با این مشکل برخورد کرده اند که منابع یا در کتابخانه ها نیست یا تعداد جلد از منابعی که در کتابخانه ها وجود دارند محدود است و پوشش همه دانشجویان را نمی دهد و یا منابع قدیمی است وبرای امتحانات می بایست ویرایش جدید منابع را مطالعه کرد یا منابع به سبب استعمال زیاد کهنه شده اند و نمی توان آن ها را مطالعه کرد پس راه دیگر این است که منابع را تهیه کرد .از طرف دیگر با کمال احترامی که به تمامی کتابسرا های شهر اصفهان دارم اما به سبب مواردی منابع یا موجود نیست که می بایست سفارش داد تا از مراکز انتشاراتی برای دانشجو تهیه کنند یا برای تهیه منابع می بایستی به چندین کتابفروشی سر زد تا منبع را به دست آورد وکتابسرا های تخصصی علوم انسانی نیز محدود هستند .در کنار این موارد ،هدر رفتن زمان و انرژی و هزینه را هم درنظر بگیریم.
با این اوصاف به نظر نمی رسد که دانشکده ادبیات و علوم انسانی که یکی از قدیمی ترین دانشکده های کشور در حوزه علوم انسانی است ،نیاز به یک کتابسرای تخصصی که تمامی رشته های علوم انسانی را پوشش دهد و کتاب های تازه انتشار در حوزه علوم انسانی را به دانشجویان و استادان محترم دانشکده معرفی کند؛ داشته باشد ؟ به نظر می رسد که اگر اولیای امر دانشکده به ایجاد و افتتاح این کتابسرا اقدام کنند کار بسیار خوبی صورت می گیرد.بنا بر نظر سنجی که در موارد مختلف ازشرکت کنندگان در برنامه های انجمن تاریخ صورت گرفت و به خصوص در نظر سنجی مخصوص هفته رشته تاریخ 1395 ؛ حدود 70 درصد پاسخ دهندگان به آین پرسش که : ((آیا شما نیاز می بینید که انجمن علمی تاریخ کتابسرای تخصصی برای تهیه منابع علوم انسانی را ایجاد کند ؟)) پاسخ آری داده اند و درخواست کرده اند که انجمن تاریخ کتابسرا یا نمایشگاه کتاب تخصصی همان گونه که در هفته رشته تاریخ برگزار کرد، به صورت ثابت راه اندازی کند .حال ممکن است عزیزانی بعد از خواندن این مطلب می گویند که می رویم و کتاب ها را کپی می کنیم و نیازی به این مرکز نداریم یا با توجه به هزینه های خرید کتاب ،فایده این مرکز چیست؟ یا اگر اولیای امر دانشکده این مرکز را با همکاری کتابسرا های تخصصی شهر اصفهان ایجاد کردند .بعضا می گویند که انجمن تاریخ حالت تبلیغ برای کتابسرا های شهر اصفهان ایجاد کرده است و تبلیغت انجام می دهد .به این دسته از عزیزان عرض می کنم که ابتدا حق کپی رایت را می بایست رعایت کرد و باید در خودمان این موضوع را پروش دهیم که حق کپی رایت یکی از اصولی ترین حقوق برای مولفین و ناشرین می باشد و ضمن احترام ؛انجمن تاریخ فقط و فقط نتیجه نظر سنجی های خود را در این مقاله آورده است و شاید این نکته که فرهنگ کتابخوانی و گسترش آن در بین اقشار دانشجو را این مرکز می تواند با درصد بالایی ایجاد کندو یا اینکه دانشجو با کتاب ها و منابع آشنا باشد و بتواند روزی به این منابع مراجعه کند.یکی از نتایج مستقیم ایجاد این مرکز می باشد.
@Ui_Ltr
عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟
#بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی)
شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی دارد .بگذارید با این مثال بحث را آغاز کنیم:هر دانشجوی دانشکده ادبیات برای واحد های درسی خود نیاز به منبع درسی و پژوهشی دارد و می بایستی برای امتحانات خود منبع درسی را مطالعه کند تا بتواند امتحانات خود را با موفقیت پشت سر بگذارد و برای پژوهش درسی و مکملی خود نیز منابع پژوهشی را می بایستی مطالعه کند.برای تهیه منابع نیز به خصوص منابع جدید می بایستی به کتابسرا های شهر اصفهان سر زد و آن ها را خرید البته با خود می گویید که کتابخانه مرکزی و دانشکده ها و گروه های آموزشی دانشگاه اصفهان منابع را دارند و نیاز نیست به کتابسرا ها مراجعه کنیم ولی خیلی از دانشجویان با این مشکل برخورد کرده اند که منابع یا در کتابخانه ها نیست یا تعداد جلد از منابعی که در کتابخانه ها وجود دارند محدود است و پوشش همه دانشجویان را نمی دهد و یا منابع قدیمی است وبرای امتحانات می بایست ویرایش جدید منابع را مطالعه کرد یا منابع به سبب استعمال زیاد کهنه شده اند و نمی توان آن ها را مطالعه کرد پس راه دیگر این است که منابع را تهیه کرد .از طرف دیگر با کمال احترامی که به تمامی کتابسرا های شهر اصفهان دارم اما به سبب مواردی منابع یا موجود نیست که می بایست سفارش داد تا از مراکز انتشاراتی برای دانشجو تهیه کنند یا برای تهیه منابع می بایستی به چندین کتابفروشی سر زد تا منبع را به دست آورد وکتابسرا های تخصصی علوم انسانی نیز محدود هستند .در کنار این موارد ،هدر رفتن زمان و انرژی و هزینه را هم درنظر بگیریم.
با این اوصاف به نظر نمی رسد که دانشکده ادبیات و علوم انسانی که یکی از قدیمی ترین دانشکده های کشور در حوزه علوم انسانی است ،نیاز به یک کتابسرای تخصصی که تمامی رشته های علوم انسانی را پوشش دهد و کتاب های تازه انتشار در حوزه علوم انسانی را به دانشجویان و استادان محترم دانشکده معرفی کند؛ داشته باشد ؟ به نظر می رسد که اگر اولیای امر دانشکده به ایجاد و افتتاح این کتابسرا اقدام کنند کار بسیار خوبی صورت می گیرد.بنا بر نظر سنجی که در موارد مختلف ازشرکت کنندگان در برنامه های انجمن تاریخ صورت گرفت و به خصوص در نظر سنجی مخصوص هفته رشته تاریخ 1395 ؛ حدود 70 درصد پاسخ دهندگان به آین پرسش که : ((آیا شما نیاز می بینید که انجمن علمی تاریخ کتابسرای تخصصی برای تهیه منابع علوم انسانی را ایجاد کند ؟)) پاسخ آری داده اند و درخواست کرده اند که انجمن تاریخ کتابسرا یا نمایشگاه کتاب تخصصی همان گونه که در هفته رشته تاریخ برگزار کرد، به صورت ثابت راه اندازی کند .حال ممکن است عزیزانی بعد از خواندن این مطلب می گویند که می رویم و کتاب ها را کپی می کنیم و نیازی به این مرکز نداریم یا با توجه به هزینه های خرید کتاب ،فایده این مرکز چیست؟ یا اگر اولیای امر دانشکده این مرکز را با همکاری کتابسرا های تخصصی شهر اصفهان ایجاد کردند .بعضا می گویند که انجمن تاریخ حالت تبلیغ برای کتابسرا های شهر اصفهان ایجاد کرده است و تبلیغت انجام می دهد .به این دسته از عزیزان عرض می کنم که ابتدا حق کپی رایت را می بایست رعایت کرد و باید در خودمان این موضوع را پروش دهیم که حق کپی رایت یکی از اصولی ترین حقوق برای مولفین و ناشرین می باشد و ضمن احترام ؛انجمن تاریخ فقط و فقط نتیجه نظر سنجی های خود را در این مقاله آورده است و شاید این نکته که فرهنگ کتابخوانی و گسترش آن در بین اقشار دانشجو را این مرکز می تواند با درصد بالایی ایجاد کندو یا اینکه دانشجو با کتاب ها و منابع آشنا باشد و بتواند روزی به این منابع مراجعه کند.یکی از نتایج مستقیم ایجاد این مرکز می باشد.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
یادداشت فوق، طرح و تبیین یک پیشنهاد برای اهالی محترم دانشکده ادبیات و علوم انسانی است. از آنجا که اجرای هر طرح و موفقیت آن در گرو میزان اقبال اساتید و دانشجویان به آن طرح است بسیار نیکوست هر پروژه قبل از اجرا، در قالب یک یادداشت (یا هر قالب دیگر) برای مخاطبین تبیین و تشریح گردد تا اگر دیدگاهی اصلاحی یا انتقادی وجود داشت مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، نتیجه ی افکار به اجرا درآید.
این بار دانشجوی محترم، آقای نصر اصفهانی پیشنهاد خود را برای تاسیس #کتابسرای_تخصصی_علوم_انسانی برای دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبیین کرده اند. شایسته است دوستان پس از مطالعه، نظرات خود در مورد این طرح را (اعم از نقد، پیشنهاد تکمیلی یا اصلاحی و ...) به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند تا به اطلاع همگان برسد:
🆔: @Ui_Lt
پیشاپیش از همراهی شما بزرگواران سپاسگزاریم.
@Ui_Ltr
این بار دانشجوی محترم، آقای نصر اصفهانی پیشنهاد خود را برای تاسیس #کتابسرای_تخصصی_علوم_انسانی برای دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبیین کرده اند. شایسته است دوستان پس از مطالعه، نظرات خود در مورد این طرح را (اعم از نقد، پیشنهاد تکمیلی یا اصلاحی و ...) به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند تا به اطلاع همگان برسد:
🆔: @Ui_Lt
پیشاپیش از همراهی شما بزرگواران سپاسگزاریم.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
نظر شماره 1 در مورد این پیشنهاد:
سلام
پیشنهاد خوبیه ولی باید حواسمون باشه که کنار دانشگاه دوتا کتابفروشی بزرگ وجود داره. هم جهاد دانشگاهی و هم کتابفروشی حکمت کتابای علوم انسانی رو عرضه میکنن. رقابت کردن با اونها کار آسونی نیست، یعنی کتابسرای دانشکده باید اونقدر قوی باشه که بتونه کتابای جدید رو زودتر از اونا بیاره، بهتر از اونا معرفی کنه، و بیشر از اونا بفروشه. آیا این ممکنه؟
@Ui_Ltr
سلام
پیشنهاد خوبیه ولی باید حواسمون باشه که کنار دانشگاه دوتا کتابفروشی بزرگ وجود داره. هم جهاد دانشگاهی و هم کتابفروشی حکمت کتابای علوم انسانی رو عرضه میکنن. رقابت کردن با اونها کار آسونی نیست، یعنی کتابسرای دانشکده باید اونقدر قوی باشه که بتونه کتابای جدید رو زودتر از اونا بیاره، بهتر از اونا معرفی کنه، و بیشر از اونا بفروشه. آیا این ممکنه؟
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 2 در مورد پیشنهاد ارائه شده:
دانشجویان بیش از اینکه مشکل کتابفروشی داشته باشند مشکل مالی دارند. برای این مشکل فکری کرده اید؟
@Ui_Ltr
دانشجویان بیش از اینکه مشکل کتابفروشی داشته باشند مشکل مالی دارند. برای این مشکل فکری کرده اید؟
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 3 در مورد این پیشنهاد (خانم معنوی):
سلام
آقای نصر طرحتون پرهزینه وزمان بره.
درسته حق کپی رایت باید رعایت بشه
ولی دانشجو با کپی شناخته میشه
اونم شب امتحانی.
بنظر منم طرح خوبیه ولی بسیار زمان بر
وهمونطور که دوستمون اشاره کرد مشکل مالی رو نمیشه نادیده گرفت.
@Ui_Ltr
سلام
آقای نصر طرحتون پرهزینه وزمان بره.
درسته حق کپی رایت باید رعایت بشه
ولی دانشجو با کپی شناخته میشه
اونم شب امتحانی.
بنظر منم طرح خوبیه ولی بسیار زمان بر
وهمونطور که دوستمون اشاره کرد مشکل مالی رو نمیشه نادیده گرفت.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 4 در مورد پیشنهاد ارائه شده:
این چند ساله که نمایشگاه کتاب برگزار نمیشه خیلی به نمایشگاه نیاز داریم. نمایشگاههای پارسال که تو دانشکده بود خوب بود. تخفیف هم میدادن. اگر میشه دوباره نمایشگاه بذارید و کتابای بیشتری هم بیارید.
@Ui_Ltr
این چند ساله که نمایشگاه کتاب برگزار نمیشه خیلی به نمایشگاه نیاز داریم. نمایشگاههای پارسال که تو دانشکده بود خوب بود. تخفیف هم میدادن. اگر میشه دوباره نمایشگاه بذارید و کتابای بیشتری هم بیارید.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 5 در مورد طرح کتابسرای دانشکده:
در پاسخ به طرح کتابسرا داخل دانشکده :
ببینین هدفتون واقعا از این کار چیه ؟... در دسترس بودن منابع تازه چاپ و کمیاب چیز ارزشمندیه ولی شما چند نفر رو میشناسین تو همین دانشکده ی عریض و طویل ادبیات که واقعا طالب یه همچین چیزی باشن ... اگر هم در نظرسنجی که انجام شده از طرح کتاب سرا استقبال شده فکرکنم اون تخفیف دائمی که پس ذهن هر دانشجویی در مورد نمایشگاه کتاب وجود داره نظرسنجی رو به این درصد بالای موافق رسونده. این پیشنهاد تقریبا موازی عمل خیلی از کتابفروشی های دیگه هست و در صورتی این طرح موفق خواهد بود که تفاوتی با کار کتابفروشی های بیرون از دانشگاه بکنه. یعنی یه تخفیف دائم حداقل 5 درصد داشته باشه (بعید می دونم با تخفیف بیشتری موافقت بشه)، رصد کننده برای کتاب های چاپ اول و تجدید چاپی داشته باشه و مهمتر از همه اینکه امکان تهیه کتاب هم از نشر وجود داشته باشه (حالا به هر شکلی) و در کنار همه این ها خریداری هم باشه که مایل و توانمند نسبت به "خرید" کتاب باشه( این طرح از این نظر برای هیئت علمی بسیار ایده آله ). ضمنا نگاه خیلی از ماها به کتاب تنها یه کالای زینتیه تشخص بخشه که میتونه برداشت دیگران در مورد ما رو به زیبایی مدیریت کنه...و از ما چهره ای فرهیخته پیش دیگران بسازه...
و اما در مورد عملی شدن این طرح باید بگم، این حماقت (ببخشید ولی واژه ی مناسبتری نیافتم) رو فقط دانشجوهایی که هنوز اول راهن و از برخورد ناشایست حراست دانشکده هنوز زخم نخوردن یا حراست اساسا مشکلی باهاشون نداره، فقط میتونن مرتکب بشن نه افرادی که وقت و هزینه گذاشتن و اصلا برخورد انسانی باهاشون نشد...
امیدوارم که حداقل با شما چنین برخوردی نشه...
طرح عملیه، نیاز به سرمایه و موافقت بالا دستیا و همت عالی داره ....
در ضمن آدرس کفش آهنی فروش خوب سراغ ندارم وگرنه حتما بهتون معرفی میکردم ...امیدوارم که موفق باشین.
@Ui_Ltr
در پاسخ به طرح کتابسرا داخل دانشکده :
ببینین هدفتون واقعا از این کار چیه ؟... در دسترس بودن منابع تازه چاپ و کمیاب چیز ارزشمندیه ولی شما چند نفر رو میشناسین تو همین دانشکده ی عریض و طویل ادبیات که واقعا طالب یه همچین چیزی باشن ... اگر هم در نظرسنجی که انجام شده از طرح کتاب سرا استقبال شده فکرکنم اون تخفیف دائمی که پس ذهن هر دانشجویی در مورد نمایشگاه کتاب وجود داره نظرسنجی رو به این درصد بالای موافق رسونده. این پیشنهاد تقریبا موازی عمل خیلی از کتابفروشی های دیگه هست و در صورتی این طرح موفق خواهد بود که تفاوتی با کار کتابفروشی های بیرون از دانشگاه بکنه. یعنی یه تخفیف دائم حداقل 5 درصد داشته باشه (بعید می دونم با تخفیف بیشتری موافقت بشه)، رصد کننده برای کتاب های چاپ اول و تجدید چاپی داشته باشه و مهمتر از همه اینکه امکان تهیه کتاب هم از نشر وجود داشته باشه (حالا به هر شکلی) و در کنار همه این ها خریداری هم باشه که مایل و توانمند نسبت به "خرید" کتاب باشه( این طرح از این نظر برای هیئت علمی بسیار ایده آله ). ضمنا نگاه خیلی از ماها به کتاب تنها یه کالای زینتیه تشخص بخشه که میتونه برداشت دیگران در مورد ما رو به زیبایی مدیریت کنه...و از ما چهره ای فرهیخته پیش دیگران بسازه...
و اما در مورد عملی شدن این طرح باید بگم، این حماقت (ببخشید ولی واژه ی مناسبتری نیافتم) رو فقط دانشجوهایی که هنوز اول راهن و از برخورد ناشایست حراست دانشکده هنوز زخم نخوردن یا حراست اساسا مشکلی باهاشون نداره، فقط میتونن مرتکب بشن نه افرادی که وقت و هزینه گذاشتن و اصلا برخورد انسانی باهاشون نشد...
امیدوارم که حداقل با شما چنین برخوردی نشه...
طرح عملیه، نیاز به سرمایه و موافقت بالا دستیا و همت عالی داره ....
در ضمن آدرس کفش آهنی فروش خوب سراغ ندارم وگرنه حتما بهتون معرفی میکردم ...امیدوارم که موفق باشین.
@Ui_Ltr
#دفتر_فيلم_و_عكس دانشكده ي ادبيات و علوم انساني (فيلم و فلسفه)در نظر دارد طي ادامه ي فعاليت هاي خود به برگزاري #اردوي_فرهنگي بپردازد.از آنجا كه #تئاتر يكي از موفقترين عرصه ها در بيان مفاهيم علوم انساني است، اين دفتر تصميم به برگزاري #اردو براي تماشاي يكي از اجرا هاي با مفهوم و خوب شهر تهران دارد.از تمامي دانشجويان علاقمند به شرکت در این اردو تقاضا مي شود اعلام آمادگی کنند و نظرات و پيشنهادات خود را اعلام نمايند. پس از بررسي، اردوي تماشاي تئاتري كه بيشترين تقاضا را داشت در اواخر مرداد الي شهريور برگزار مي شود.
⭕️دانشجویان علاقمند، برای اعلام آمادگی و در میان گذاشتن نظرات و پیشنهادات خود با ما در تماس باشند.
➡️@zeeech
⭕️دانشجویان علاقمند، برای اعلام آمادگی و در میان گذاشتن نظرات و پیشنهادات خود با ما در تماس باشند.
➡️@zeeech
#یادداشت
یادداشتی با عنوان #بیسوادی_سفید
#بخش_اول
[این یادداشت توسط محمدرضا شعبانعلی بمناسبت «روز سواد» (روز هشتم سپتامبر برابر با هفدهم شهریور ماه، روز سوادآموزی نامیده شده است) در سال 93 برای عصر ایران نوشته شده است. اگرچه میتوانستیم تا فرارسیدن مجدد این روز صبر کنیم ولی از آنجا که مطالب آن در همه ی ایام مفید است این تاخیر را لازم ندیدیم.]
هفدهم شهریور امسال نیز، برای چهل و هشتمین سال متوالی، «روز جهانی سواد» در سراسر جهان گرامی داشته شد.
پنج دههی قبل، زمانی که یونسکو با هدف تاکید بر اهمیت سواد بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی انسان ها، روز جهانی سواد را اعلام کرد، دنیا به شکل دیگری بود. آن زمان، تعداد بسیار زیادی از مشاغلی که امروز وجود دارند، وجود نداشت و ابزارهای ارتباطی، کاملاً متفاوت بود.
با گسترش تکنولوژیهای مدرن چاپ و صحافی، کتابها در تیراژی بالاتر و قیمتی پایینتر از گذشته، به سمت بازارهای مختلف روانه میشدند و دنیا بر این باور بود که «توانایی خواندن و نوشتن»، میتواند تا حد زیادی، بر «هیولای غولپیکر فقر و فساد و تبعیض» پیروز شود.
امسال در حالی روز جهانی سواد را جشن میگیریم که دنیا تغییراتی جدی را تجربه کرده است. سهم بی سوادی در بسیاری از کشورها به صورت چشمگیری کاهش یافته است. اگر چه هنوز در سراسر جهان حدود هشتصد میلیون نفر، از توانایی خواندن و نوشتن، محروم هستند و حدود دو سوم این جمعیت را زنان تشکیل میدهند، اما به نظر میرسد اندیشمندان جهان، خوشبینی کودکانه خود را به «کارکرد معجزه آمیز توانایی خواندن و نوشتن» از دست دادهاند.
کسانی که منافع بلندمدت دیگران را قربانی خواستههای خود میکنند، همگی بی سواد نیستند. بسیاری از آنها از بالاترین سطوح سواد (به معنای سنتی آن) بهرهمند هستند.
کسانی که مردم بی گناه را در نقاط مختلف جهان، قربانی انواع عملیات تروریستی و غیرانسانی میکنند، بی سواد نیستند بلکه بسیاری شان از توسعهیافته ترین کشورها و از برترین دانشگاههای جهان فارغالتخصیل شدهاند.
پیچیدهترین مشکلات ارتباطی و اجتماعی، مربوط به خانوادههای بی سواد نیست، بلکه مربوط به خانوادههایی است که مجموعاً چندین دهه از عمر خویش را صرف نشستن روی نیمکت های کلاس و مدرسه و دانشگاه کردهاند.
امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را میدهد، تضمینکنندهی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذهای سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معاملهی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهههای گذشته - را، به دو دستهی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک میگردد. اینکه چه کسی نمیتواند اسم خود را روی برگهی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، سادهتر از سایر شکلها قابل اندازهگیری و ثبت در آمارهاست. ارزانتر از سایر اتواع بی سوادی هم، میتوان با آن مبارزه کرد.
اما چیزی که میتواند موجب هراس ما شود، بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، مینویسند و حرف میزنند و حال و روز خود و اطرافیانشان را با کلمات و جملات، به تصویر میکشند، کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامههای حضور در انواع دورهها و همایشها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در سادهترین تعامل ها و ارتباط ها با دوستان و همکاران و اعضای خانوادهی خویش، دچار چالشهای جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد ارتباطی" ندارند.
یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل میکنند و با سادهترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد رسانه" بیبهره ماندهاند.
هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک میبرند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینههای مناسب سرمایهگذاری میکنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد مالی" در حد معمول بیبهرهاند.
@Ui_Ltr
یادداشتی با عنوان #بیسوادی_سفید
#بخش_اول
[این یادداشت توسط محمدرضا شعبانعلی بمناسبت «روز سواد» (روز هشتم سپتامبر برابر با هفدهم شهریور ماه، روز سوادآموزی نامیده شده است) در سال 93 برای عصر ایران نوشته شده است. اگرچه میتوانستیم تا فرارسیدن مجدد این روز صبر کنیم ولی از آنجا که مطالب آن در همه ی ایام مفید است این تاخیر را لازم ندیدیم.]
هفدهم شهریور امسال نیز، برای چهل و هشتمین سال متوالی، «روز جهانی سواد» در سراسر جهان گرامی داشته شد.
پنج دههی قبل، زمانی که یونسکو با هدف تاکید بر اهمیت سواد بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی انسان ها، روز جهانی سواد را اعلام کرد، دنیا به شکل دیگری بود. آن زمان، تعداد بسیار زیادی از مشاغلی که امروز وجود دارند، وجود نداشت و ابزارهای ارتباطی، کاملاً متفاوت بود.
با گسترش تکنولوژیهای مدرن چاپ و صحافی، کتابها در تیراژی بالاتر و قیمتی پایینتر از گذشته، به سمت بازارهای مختلف روانه میشدند و دنیا بر این باور بود که «توانایی خواندن و نوشتن»، میتواند تا حد زیادی، بر «هیولای غولپیکر فقر و فساد و تبعیض» پیروز شود.
امسال در حالی روز جهانی سواد را جشن میگیریم که دنیا تغییراتی جدی را تجربه کرده است. سهم بی سوادی در بسیاری از کشورها به صورت چشمگیری کاهش یافته است. اگر چه هنوز در سراسر جهان حدود هشتصد میلیون نفر، از توانایی خواندن و نوشتن، محروم هستند و حدود دو سوم این جمعیت را زنان تشکیل میدهند، اما به نظر میرسد اندیشمندان جهان، خوشبینی کودکانه خود را به «کارکرد معجزه آمیز توانایی خواندن و نوشتن» از دست دادهاند.
کسانی که منافع بلندمدت دیگران را قربانی خواستههای خود میکنند، همگی بی سواد نیستند. بسیاری از آنها از بالاترین سطوح سواد (به معنای سنتی آن) بهرهمند هستند.
کسانی که مردم بی گناه را در نقاط مختلف جهان، قربانی انواع عملیات تروریستی و غیرانسانی میکنند، بی سواد نیستند بلکه بسیاری شان از توسعهیافته ترین کشورها و از برترین دانشگاههای جهان فارغالتخصیل شدهاند.
پیچیدهترین مشکلات ارتباطی و اجتماعی، مربوط به خانوادههای بی سواد نیست، بلکه مربوط به خانوادههایی است که مجموعاً چندین دهه از عمر خویش را صرف نشستن روی نیمکت های کلاس و مدرسه و دانشگاه کردهاند.
امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را میدهد، تضمینکنندهی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذهای سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معاملهی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهههای گذشته - را، به دو دستهی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک میگردد. اینکه چه کسی نمیتواند اسم خود را روی برگهی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، سادهتر از سایر شکلها قابل اندازهگیری و ثبت در آمارهاست. ارزانتر از سایر اتواع بی سوادی هم، میتوان با آن مبارزه کرد.
اما چیزی که میتواند موجب هراس ما شود، بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، مینویسند و حرف میزنند و حال و روز خود و اطرافیانشان را با کلمات و جملات، به تصویر میکشند، کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامههای حضور در انواع دورهها و همایشها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در سادهترین تعامل ها و ارتباط ها با دوستان و همکاران و اعضای خانوادهی خویش، دچار چالشهای جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد ارتباطی" ندارند.
یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل میکنند و با سادهترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد رسانه" بیبهره ماندهاند.
هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک میبرند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینههای مناسب سرمایهگذاری میکنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد مالی" در حد معمول بیبهرهاند.
@Ui_Ltr
#یادداشت
#بیسوادی_سفید
#بخش_دوم
دوست میدارند، عشق مي ورزند، رابطه میسازند و محبت میبازند. به جای اینکه از محبت، پلهای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری میسازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطهها میشوند و ناراضی آنها را ترک میکنند. عشق خود را نه برای تجربهی لذت، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و ثروت، هزینه میکنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهرهی سرمایهگذاری ميگردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری میبینند و در نهایت، زخمهای عاطفی خود را از رابطهای به رابطهای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا میکنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.
فرزنددار میشوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها میکنند. از نان خود میزنند تا در آینده لقمهای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار میرود نمیشود. کودکان و نوجوانانی رشد میکنند که روحیهی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطهی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه میشود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمیکنند. بزرگ میشوند و تشکیل خانواده میدهند و میکوشند «ناآموختههای خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.
سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمعآوری انواع کاغذها و روزمهها تلاش میکنند. شب ها و روزها بیدار میمانند و درس میخوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومهی خود را برای یک کارفرما ارسال میکنند، حتی با نحوهی تنظیم فونت و رسمالخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمیتوانند جدولی زیبا و چشمنواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.
روزها و شبها، وقت خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. از لپتاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیونهای هوشمند پناه میبرند. اما شبکههای اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادنهای سر کوچه میشود. کاری که نسل قبل میکرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریعتر و ارزانتر و در مقیاسی وسیعتر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایهی خود ناسزا میگفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانهی مجازی فرد دیگری حمله میکند و ناسزا میگوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.
این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمیشود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمیآورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث میشود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
بی سوادی سفید درد امروز جامعهی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغهای جدید را به عنوان این روز میافزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.
همه فهمیدهایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادیهای سفید گرفتار شدهایم، که ترجیح میدهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدیدهای انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر میرسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و دهها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همهی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".
@Ui_Ltr
#بیسوادی_سفید
#بخش_دوم
دوست میدارند، عشق مي ورزند، رابطه میسازند و محبت میبازند. به جای اینکه از محبت، پلهای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری میسازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطهها میشوند و ناراضی آنها را ترک میکنند. عشق خود را نه برای تجربهی لذت، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و ثروت، هزینه میکنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهرهی سرمایهگذاری ميگردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری میبینند و در نهایت، زخمهای عاطفی خود را از رابطهای به رابطهای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا میکنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.
فرزنددار میشوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها میکنند. از نان خود میزنند تا در آینده لقمهای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار میرود نمیشود. کودکان و نوجوانانی رشد میکنند که روحیهی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطهی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه میشود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمیکنند. بزرگ میشوند و تشکیل خانواده میدهند و میکوشند «ناآموختههای خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.
سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمعآوری انواع کاغذها و روزمهها تلاش میکنند. شب ها و روزها بیدار میمانند و درس میخوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومهی خود را برای یک کارفرما ارسال میکنند، حتی با نحوهی تنظیم فونت و رسمالخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمیتوانند جدولی زیبا و چشمنواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.
روزها و شبها، وقت خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. از لپتاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیونهای هوشمند پناه میبرند. اما شبکههای اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادنهای سر کوچه میشود. کاری که نسل قبل میکرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریعتر و ارزانتر و در مقیاسی وسیعتر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایهی خود ناسزا میگفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانهی مجازی فرد دیگری حمله میکند و ناسزا میگوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.
این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمیشود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمیآورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث میشود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
بی سوادی سفید درد امروز جامعهی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغهای جدید را به عنوان این روز میافزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.
همه فهمیدهایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادیهای سفید گرفتار شدهایم، که ترجیح میدهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدیدهای انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر میرسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و دهها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همهی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".
@Ui_Ltr
پیرامون #کلاسهای_ورزشی_تابستانه
با سلام
با توجه به اینکه اداره تربیت بدنی دانشگاه اصفهان در ایام تابستان، برای دانشجویان هیچ کلاسی در نظرگرفته نشده بود، معاونت فرهنگی دانشکده ادبیات اعلام آمادگی نمود با در نظر گرفتن اوقات فراغت بسیاری از اهالی دانشکاه در این فصل، در صورت درخواست و استقبال دانشجویان محترم، اقدام به برگزاری کلاسهای تابستانه در رشته های مختلف ورزشی نماید. پیش از این اطلاعیه هایی در این راستا منتشر شد که با استقبال تعدادی از دانشجویان نیز همراه گشت اما از آنجا که برگزاری هر کلاس در گرو تعداد شرکت کنندگان بود با توجه به تعداد ثبت نام کنندگان و زمان باقی مانده از تابستان، به جز کلاس ایروبیک، برگزاری دیگر کلاس ها امکان پذیر نیست.
در پایان از آن گروه از دانشجویان محترم که ثبت نام کرده بودند پوزش میطلبیم.
@Ui_Ltr
با سلام
با توجه به اینکه اداره تربیت بدنی دانشگاه اصفهان در ایام تابستان، برای دانشجویان هیچ کلاسی در نظرگرفته نشده بود، معاونت فرهنگی دانشکده ادبیات اعلام آمادگی نمود با در نظر گرفتن اوقات فراغت بسیاری از اهالی دانشکاه در این فصل، در صورت درخواست و استقبال دانشجویان محترم، اقدام به برگزاری کلاسهای تابستانه در رشته های مختلف ورزشی نماید. پیش از این اطلاعیه هایی در این راستا منتشر شد که با استقبال تعدادی از دانشجویان نیز همراه گشت اما از آنجا که برگزاری هر کلاس در گرو تعداد شرکت کنندگان بود با توجه به تعداد ثبت نام کنندگان و زمان باقی مانده از تابستان، به جز کلاس ایروبیک، برگزاری دیگر کلاس ها امکان پذیر نیست.
در پایان از آن گروه از دانشجویان محترم که ثبت نام کرده بودند پوزش میطلبیم.
@Ui_Ltr
#کافه_تحلیل
#پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده
دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران، به دانشگاه رسیده اند.
تصور دانشجویان جدید الورود به دانشگاه، همیشه پر از شور و شوق برای یک تجربه ی خاص است، یعنی همه انتظار دارند یک فضای جدید و غریب را تجربه کنند. در این هنگام توصیفاتشان از دانشگاه کمی غیرقابل باور است، اما وقتی وارد فضا شدند و مدتی را طی کردند آنوقت ...!
دانشجویان فعلی دانشکده، چند دسته اند: عده ای میگویند دانشکده یک حس خوب و دلگرم کننده دارد؛ عده ی دیگری معتقدند دانشکده اصلا روحیه دانشگاهی ندارد بلکه بیشتر شبیه یک دبیرستان بزرگ است. و البته در این بین نظرات دیگری هم وجود دارد. دیدگاه شما درباره ی حس و حال دانشگاهی دانشکده چیست؟
لطفا نظر خود را به شناسه ی کاربری زیر ارسال کنید (دیدگاههای شما منتشر خواهد شد).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
#پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده
دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران، به دانشگاه رسیده اند.
تصور دانشجویان جدید الورود به دانشگاه، همیشه پر از شور و شوق برای یک تجربه ی خاص است، یعنی همه انتظار دارند یک فضای جدید و غریب را تجربه کنند. در این هنگام توصیفاتشان از دانشگاه کمی غیرقابل باور است، اما وقتی وارد فضا شدند و مدتی را طی کردند آنوقت ...!
دانشجویان فعلی دانشکده، چند دسته اند: عده ای میگویند دانشکده یک حس خوب و دلگرم کننده دارد؛ عده ی دیگری معتقدند دانشکده اصلا روحیه دانشگاهی ندارد بلکه بیشتر شبیه یک دبیرستان بزرگ است. و البته در این بین نظرات دیگری هم وجود دارد. دیدگاه شما درباره ی حس و حال دانشگاهی دانشکده چیست؟
لطفا نظر خود را به شناسه ی کاربری زیر ارسال کنید (دیدگاههای شما منتشر خواهد شد).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه اول در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
با سلام. همون دبیرستان بزرگی که گفتین بهترین توصیفه.راستشو بخواین کسی به کسی نیست...
@Ui_Ltr
با سلام. همون دبیرستان بزرگی که گفتین بهترین توصیفه.راستشو بخواین کسی به کسی نیست...
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه دوم در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
دانشگاه کیلویی چند؟بذارید این دو سه ترم دیگه هم تموم شه بره.افسرده شدیم رفت.فقط اسمش قشنگه ولی خودش بیشتر آدمو افسرده میکنه تا فرهیخته
@Ui_Ltr
دانشگاه کیلویی چند؟بذارید این دو سه ترم دیگه هم تموم شه بره.افسرده شدیم رفت.فقط اسمش قشنگه ولی خودش بیشتر آدمو افسرده میکنه تا فرهیخته
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه سوم در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
سلام
ممنون از زحمات
معایب نظام آموزشی و کم کاریها و ملاحظات غیر منصفانه بعضی از مسئولان را در کیفیت دانشگاهی بودن دانشکده نمی توان نادیده گرفت اما در حال و هوای دانشگاهی گرفتن دانشکده، بیش از هرچیز و هرکس خود دانشجویان نقش دارند. تا ما دانشجو نباشیم، دانشکده دانشگاهی نمی شود. در واقع با این معیار (حال و هوای دانشگاهی دانشکده) می توان دانست که دانشجویان دانشکده ما چقدر دانشجو هستند.
@Ui_Ltr
سلام
ممنون از زحمات
معایب نظام آموزشی و کم کاریها و ملاحظات غیر منصفانه بعضی از مسئولان را در کیفیت دانشگاهی بودن دانشکده نمی توان نادیده گرفت اما در حال و هوای دانشگاهی گرفتن دانشکده، بیش از هرچیز و هرکس خود دانشجویان نقش دارند. تا ما دانشجو نباشیم، دانشکده دانشگاهی نمی شود. در واقع با این معیار (حال و هوای دانشگاهی دانشکده) می توان دانست که دانشجویان دانشکده ما چقدر دانشجو هستند.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه چهارم در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
درود
دانشگاه یعنی محل دانش! یعنی همه دغدغه علم و دانش داشته باشند. یعنی هرکس می آید و می رود برای دانش باشد. اما آیا واقعا همینطور است؟ آیا استاد و دانشجو برای دانش می آیند؟ اگر مدرک نمیدادند و نمره گرفتن و حضور در کلاس اجباری نبود آیا دانشجویی به دانشکده می آمد؟ یا اگر حقوق نمیدادند آیا استادی حاضر بود به دانشکده بیاید؟ حضور در دانشکده برای کارمند و استاد، یک شغل است که بخاطرش حقوق میگیرند و برای دانشجو هم یک اجبار است. تنها چیزی هم که مهم نیست همان دانش است.
@Ui_Ltr
درود
دانشگاه یعنی محل دانش! یعنی همه دغدغه علم و دانش داشته باشند. یعنی هرکس می آید و می رود برای دانش باشد. اما آیا واقعا همینطور است؟ آیا استاد و دانشجو برای دانش می آیند؟ اگر مدرک نمیدادند و نمره گرفتن و حضور در کلاس اجباری نبود آیا دانشجویی به دانشکده می آمد؟ یا اگر حقوق نمیدادند آیا استادی حاضر بود به دانشکده بیاید؟ حضور در دانشکده برای کارمند و استاد، یک شغل است که بخاطرش حقوق میگیرند و برای دانشجو هم یک اجبار است. تنها چیزی هم که مهم نیست همان دانش است.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
#یادداشت یکی از دانشجویان دانشکده که در مورد کافه تحلیل 2 نگاشته شده است:
#حال_دانشکده_ما_خوب_است_اما_تو_باور_نکن!
وارد دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان که میشوی حال و هوای ادبی دانشکده سرمستت میکند! آخر از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان قدیمی ترین رشته این دانشکده از سال ۱۳۳۷ همین رشته است و آنقدر پیشرفت کرده که کاملا زیرپوستی تو را عاشق خود میکند و ناگهان به خود می آیی و حافظ و مولانایی شده ای که مپرس!
پس از آن شاهدی که هر گوشه ی آن جمعی دانشجو و استاد فلسفه چنان بحث های داغی میکنند که هر کسی بی هوا وارد دانشکده شود میفهمد تمام بدگویی ها پشت سر و پیش روی فلاسفه دروغی بیش نیست آخر میدانی؟ از سال ۱۳۳۸ فلسفه دومین رشته قدیمی این دانشکده است! غیر ممکن است تو به این دانشکده بیایی و از سقراط بگیر تا سارتر و توین بی و... را نشناسی یا دست کم اسمشان از لابلای این بحث ها به گوشت نخورد!!!
کمی که دقت میکنی چنان دانشکده با محیطی تاریخی و زیبا دلبری میکند که گاهی حس میکنی به قعر تاریخ افتاده ای و تازه میفهمی چه تاریخ پرافتخاری داشتی و نمیدانستی، مگر میشود که ندانی از سال ۱۳۴۵ تاریخ به رشته های این دانشکده اضافه شده برای همین این همه فضا تو را عاشق تاریخ وطنت و شهر تاریخی اصفهان میکند!!!
حتی از سال ۱۳۴۸ که رشته علوم اجتماعی به رشته های این دانشکده اضافه شد به تک تک دانشجویان خود آموختند بی طرف، منصفانه و کاملا روشن فکرانه به تحلیل اجتماعی هرچه لازم است بپردازند! عمرا اگر حس کنی روشنفکری شعار است و عمرا اگر فکر کنی روشنفکری اشتباه معرفی شده!!!
حتی از سال ۱۳۷۰ که رشته الهیات به جمع رشته های این دانشکده پیوست تا امروز چنان روشهای نوین انس با قرآن برای همه عشق به قرآن و اهل البیت را صدچندان کرده که کافر در این دانشکده شیعه اثنی عشری ای میشود که شیطان هم از او قطع امید میکند! عمرا اگر فکر کنی این گروه خودی نواز و غریب گریز است! عمرا اگر یاد این گروه بیفتی و بخواهی یاد رنگ مشکی بیفتی! فقط رنگهای شاد! اصلا مثل سلیقه پیامبرمان سفید سفید! نوین است و بی مانند! از بس هر روز با جدید ترین متد روز دنیا با شگفتی های قرآن آشنا میشوی با یک هفته فعالیت یکباره، هرگز متعجب نخواهی شد!!! آخر کارگاه های قرآنی رایگان است و برای عموم علاقمندان!!!
ولی از همه ی اینها که بگذریم رشته فلسفه و کلام اسلامی که فقط ۶ سال است منت به دیده این دانشکده گذاشته آنقدر فعالیت خود را گسترش داده که حتی یک شبهه جدید هم از زیر تیغ کلام دوستان آن بی جواب نمیگذرد و بحثهای داغ فلسفی آنها از گروه فلسفه هم پیشی گرفته! دوست من! تو بیا! اینجا نظرات کندی و فارابی و علامه و... را از دم درک میکنی و میبینی دانشجویان و اساتید عمرا به حفظ و کپی تفکرات قبلی بپردازند! همه برای خود صاحب تفکرات جدیدترند!!!
این دانشکده بهشت علوم انسانیست!!!
حال دانشکده ما خوب است، اما تو باور نکن!
#فاطمه_افشاری
@Ui_Ltr
#حال_دانشکده_ما_خوب_است_اما_تو_باور_نکن!
وارد دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان که میشوی حال و هوای ادبی دانشکده سرمستت میکند! آخر از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان قدیمی ترین رشته این دانشکده از سال ۱۳۳۷ همین رشته است و آنقدر پیشرفت کرده که کاملا زیرپوستی تو را عاشق خود میکند و ناگهان به خود می آیی و حافظ و مولانایی شده ای که مپرس!
پس از آن شاهدی که هر گوشه ی آن جمعی دانشجو و استاد فلسفه چنان بحث های داغی میکنند که هر کسی بی هوا وارد دانشکده شود میفهمد تمام بدگویی ها پشت سر و پیش روی فلاسفه دروغی بیش نیست آخر میدانی؟ از سال ۱۳۳۸ فلسفه دومین رشته قدیمی این دانشکده است! غیر ممکن است تو به این دانشکده بیایی و از سقراط بگیر تا سارتر و توین بی و... را نشناسی یا دست کم اسمشان از لابلای این بحث ها به گوشت نخورد!!!
کمی که دقت میکنی چنان دانشکده با محیطی تاریخی و زیبا دلبری میکند که گاهی حس میکنی به قعر تاریخ افتاده ای و تازه میفهمی چه تاریخ پرافتخاری داشتی و نمیدانستی، مگر میشود که ندانی از سال ۱۳۴۵ تاریخ به رشته های این دانشکده اضافه شده برای همین این همه فضا تو را عاشق تاریخ وطنت و شهر تاریخی اصفهان میکند!!!
حتی از سال ۱۳۴۸ که رشته علوم اجتماعی به رشته های این دانشکده اضافه شد به تک تک دانشجویان خود آموختند بی طرف، منصفانه و کاملا روشن فکرانه به تحلیل اجتماعی هرچه لازم است بپردازند! عمرا اگر حس کنی روشنفکری شعار است و عمرا اگر فکر کنی روشنفکری اشتباه معرفی شده!!!
حتی از سال ۱۳۷۰ که رشته الهیات به جمع رشته های این دانشکده پیوست تا امروز چنان روشهای نوین انس با قرآن برای همه عشق به قرآن و اهل البیت را صدچندان کرده که کافر در این دانشکده شیعه اثنی عشری ای میشود که شیطان هم از او قطع امید میکند! عمرا اگر فکر کنی این گروه خودی نواز و غریب گریز است! عمرا اگر یاد این گروه بیفتی و بخواهی یاد رنگ مشکی بیفتی! فقط رنگهای شاد! اصلا مثل سلیقه پیامبرمان سفید سفید! نوین است و بی مانند! از بس هر روز با جدید ترین متد روز دنیا با شگفتی های قرآن آشنا میشوی با یک هفته فعالیت یکباره، هرگز متعجب نخواهی شد!!! آخر کارگاه های قرآنی رایگان است و برای عموم علاقمندان!!!
ولی از همه ی اینها که بگذریم رشته فلسفه و کلام اسلامی که فقط ۶ سال است منت به دیده این دانشکده گذاشته آنقدر فعالیت خود را گسترش داده که حتی یک شبهه جدید هم از زیر تیغ کلام دوستان آن بی جواب نمیگذرد و بحثهای داغ فلسفی آنها از گروه فلسفه هم پیشی گرفته! دوست من! تو بیا! اینجا نظرات کندی و فارابی و علامه و... را از دم درک میکنی و میبینی دانشجویان و اساتید عمرا به حفظ و کپی تفکرات قبلی بپردازند! همه برای خود صاحب تفکرات جدیدترند!!!
این دانشکده بهشت علوم انسانیست!!!
حال دانشکده ما خوب است، اما تو باور نکن!
#فاطمه_افشاری
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه پنجم در مورد پرسش از حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
نام دانشکده ی ادبیات که می آید ناخوداگاه شمس به یادم می آید:
اين دايره ای است
كه درش و دهنش اين است
به اندرونش؛
تو مىگردی گردِ این دایره
از برون.
چون به مَخلَص رسیدی
بازگشتی گرد دایره.
راه بر خود دور میکنی.
بازگشتی،
راه دورتر کردی.
هر چه مَخلَص گذاشتی
همه بیابان میروی
وَ
راهِ عدم.
@Ui_Ltr
نام دانشکده ی ادبیات که می آید ناخوداگاه شمس به یادم می آید:
اين دايره ای است
كه درش و دهنش اين است
به اندرونش؛
تو مىگردی گردِ این دایره
از برون.
چون به مَخلَص رسیدی
بازگشتی گرد دایره.
راه بر خود دور میکنی.
بازگشتی،
راه دورتر کردی.
هر چه مَخلَص گذاشتی
همه بیابان میروی
وَ
راهِ عدم.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
#یادداشت یکی دیگر از دانشجویان دانشکده که در مورد کافه تحلیل 2 نگاشته شده است:
دانشکده ی #ادبیات_و_علوم_انسانی دانشگاه اصفهان ،محلی که دستِ کم ۳۰٪ از داوطلبان کنکور انسانی ۹۶ رویای قبولی در آنجا را در سر دارند.
محلی که حتی بسیاری از فارغ التحصیلان دکتری و حتی اساتید مطرح دغدغه ی عضویت در هیئت علمی رشته های آن را دارند ...
حال کمی نزدیکتر بیاییم درست در همین حوالی، ایستگاه اتوبوس دانشکده ی ادبیات ساعت۱۱:۳۰؛ همه عجله دارند، در تب و تاب رفتن اند و دور شدن ...شاید خیلی از ما بگوییم خب وقت ناهار است ومسلما تعداد افراد منتظر اتوبوس بیشتر است، اما،#داستان بر سر این همه خستگی ست، این ناامیدی !
ساعت از ۱۲ که میگذرد تاریک خانه ای میشود این خانه ی فرهنگ وادب .. آنقدر سکوت حاکم است که گویی همه در حال چاپ عکس های رویای دبیرستانشان هستند... عکسهایی که سوخته چاپ میشود...
انصاف باید داشت روزهایی انقدر دانشکده شلوغ است و آدم های جدید میبینی که گویی تو در این بین غریبه ای... #کلاس_های_عمومی، یا حتی مراتب بالاتر #آزمون
از خستگی دانشجو که بگذریم به راستی دلگیر میشوم برای استادی که سالها درس خوانده، کتاب نوشته است و مهمتر از همه #وقت صرف کرده است و حالا صبح می آید راس ساعت ۸ همه باید حاضرباشند ،درس را شروع میکند، کتابش را معرفی و چندنفری به خود میلرزند و باز هم موج منفی! خداحافظی میکند و میرود در اتاقش چای ای مینوشد و باز #تکرار !
نه کسی سوالی میپرسد نه حتی اعتراضی... گاهی سخت گیر میشود که شاید یکنفر دست بلند کند و فریاد بزند این #درد_مشترک را ولی دریغ ...
استاد دانشجو را مقصر میداند، که وظیفه ی دانشجو درس خواندن است ...
دانشجو بادی درگلو می اندازد و ازمشکلات موجود در سیستم آموزشی ایران میگوید و در بی جوابی سکوت پیشه میکند...
همه انگشت اتهام سمت یکدیگر میگیریم
افسوس که سه انگشت دیگر به سمت خودمان است ....👈👉
دلیل این حالِ نامعلوم مبهم است اما از دانشکده ای که دفتر #امور_فرهنگی_اش و #انجمن_های_علمی خود را در زیرزمین پنهان میکند نباید انتظار #احسن_الحال داشت ...
#عاطفه_معنوی
@Ui_Ltr
دانشکده ی #ادبیات_و_علوم_انسانی دانشگاه اصفهان ،محلی که دستِ کم ۳۰٪ از داوطلبان کنکور انسانی ۹۶ رویای قبولی در آنجا را در سر دارند.
محلی که حتی بسیاری از فارغ التحصیلان دکتری و حتی اساتید مطرح دغدغه ی عضویت در هیئت علمی رشته های آن را دارند ...
حال کمی نزدیکتر بیاییم درست در همین حوالی، ایستگاه اتوبوس دانشکده ی ادبیات ساعت۱۱:۳۰؛ همه عجله دارند، در تب و تاب رفتن اند و دور شدن ...شاید خیلی از ما بگوییم خب وقت ناهار است ومسلما تعداد افراد منتظر اتوبوس بیشتر است، اما،#داستان بر سر این همه خستگی ست، این ناامیدی !
ساعت از ۱۲ که میگذرد تاریک خانه ای میشود این خانه ی فرهنگ وادب .. آنقدر سکوت حاکم است که گویی همه در حال چاپ عکس های رویای دبیرستانشان هستند... عکسهایی که سوخته چاپ میشود...
انصاف باید داشت روزهایی انقدر دانشکده شلوغ است و آدم های جدید میبینی که گویی تو در این بین غریبه ای... #کلاس_های_عمومی، یا حتی مراتب بالاتر #آزمون
از خستگی دانشجو که بگذریم به راستی دلگیر میشوم برای استادی که سالها درس خوانده، کتاب نوشته است و مهمتر از همه #وقت صرف کرده است و حالا صبح می آید راس ساعت ۸ همه باید حاضرباشند ،درس را شروع میکند، کتابش را معرفی و چندنفری به خود میلرزند و باز هم موج منفی! خداحافظی میکند و میرود در اتاقش چای ای مینوشد و باز #تکرار !
نه کسی سوالی میپرسد نه حتی اعتراضی... گاهی سخت گیر میشود که شاید یکنفر دست بلند کند و فریاد بزند این #درد_مشترک را ولی دریغ ...
استاد دانشجو را مقصر میداند، که وظیفه ی دانشجو درس خواندن است ...
دانشجو بادی درگلو می اندازد و ازمشکلات موجود در سیستم آموزشی ایران میگوید و در بی جوابی سکوت پیشه میکند...
همه انگشت اتهام سمت یکدیگر میگیریم
افسوس که سه انگشت دیگر به سمت خودمان است ....👈👉
دلیل این حالِ نامعلوم مبهم است اما از دانشکده ای که دفتر #امور_فرهنگی_اش و #انجمن_های_علمی خود را در زیرزمین پنهان میکند نباید انتظار #احسن_الحال داشت ...
#عاطفه_معنوی
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه ششم در مورد پرسش از حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
در رابطه با حال و هوای دانشکده
آسونترین و کم هزینه ترین راهی که میشه پیش گرفت،شکایت و گله از وضع موجوده. شما که متن مینویسین در مذمت وضعیت دانشکده تا حالا عمل و تلاشی جدی و مداومی کردید واسه اصلاح امور؟ تا حالا چند مرتبه رفتید پیش دکتر احمدنژاد تا از وضعیت فرهنگی دانشکده انتقاد درست بکنید؟یا چند بار پیش دکتر هاشمیانفر از اوضاع آموزشی انتقاد کردید؟ بله خب،طبیعتا آسونترین کار همین کاریه که شما میکنید. که بشینید گوشه ی خونه و توی تلگرام یه سری گله و شکوه به گوش بقیه برسونید. هیچکدوم به فکر اصلاح امور و ایده پردازی واسه بیرون رفتن از این اوضاع نیستید. تایپ کردن یه سری گلایه هیچ کاری نداره.دانشگاه پر از دانشجوهاییه که بلدن غرولند کنن.چیزی که لازمه آدمیه که بیوفته دنبال ایده پردازی. اگه از سنخ ادمایی هستید که فقط غر میزنن و گله میکنن؛ بدونید که هیچ چیز خاصی ندارید و فقط کاری که دیگران انجام میدن رو انجام میدید. شکایت کردن آسونترین راهه. اگه به فکر هستین کاری انجام بدید.
@Ui_Ltr
در رابطه با حال و هوای دانشکده
آسونترین و کم هزینه ترین راهی که میشه پیش گرفت،شکایت و گله از وضع موجوده. شما که متن مینویسین در مذمت وضعیت دانشکده تا حالا عمل و تلاشی جدی و مداومی کردید واسه اصلاح امور؟ تا حالا چند مرتبه رفتید پیش دکتر احمدنژاد تا از وضعیت فرهنگی دانشکده انتقاد درست بکنید؟یا چند بار پیش دکتر هاشمیانفر از اوضاع آموزشی انتقاد کردید؟ بله خب،طبیعتا آسونترین کار همین کاریه که شما میکنید. که بشینید گوشه ی خونه و توی تلگرام یه سری گله و شکوه به گوش بقیه برسونید. هیچکدوم به فکر اصلاح امور و ایده پردازی واسه بیرون رفتن از این اوضاع نیستید. تایپ کردن یه سری گلایه هیچ کاری نداره.دانشگاه پر از دانشجوهاییه که بلدن غرولند کنن.چیزی که لازمه آدمیه که بیوفته دنبال ایده پردازی. اگه از سنخ ادمایی هستید که فقط غر میزنن و گله میکنن؛ بدونید که هیچ چیز خاصی ندارید و فقط کاری که دیگران انجام میدن رو انجام میدید. شکایت کردن آسونترین راهه. اگه به فکر هستین کاری انجام بدید.
@Ui_Ltr