دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
⁉️ #کافه_تحلیل #پرسش_اول: در حال حاضر در دانشکده ادبیات و علوم انسانی، از لحاظ چیدمان صندلی های دانشجویان، دو نوع کلاس داریم. نوع اول، شیوه ی سنتی و رایج در چیدمان صندلی هاست به این ترتیب که صندلی ها در چند ردیف پشت سر هم چیده میشوند (اغلب کلاسهای دانشکده…
پاسخ یکی دیگر از دانشجویان محترم (خانم پوران خورشیدی):
باسلام، به نظرم نوع دوم،دراین روش1_ استادروی همه دانشجویان تسلط داردوهمه دانشجویان یکسان دردیداستادن2_دراین روش دانشجو مشارکت بیشتری میتوانددرکلاس داشته باشد3_دانشجویان دردیدیکدیگرند وهنگام توضیحات دانشجویان بقیه شاهدحرکات دانشجومتکلم میباشند3_برای بیرون از یکنواختی هرچندوقت یکبار باید مدل تغییرداد4_این حالت باروش مدرسه فرق داردودانشجووضعیت خودراباگذشته متفاوت میداندوازروشی آموزشی کلاسی به پژوهشی تبدیل شده، 5_دراین روش کلاس میتواندبه مباحثه مشترک دانشجویی باتسلط استادتبدیل میشود
@Ui_Ltr
باسلام، به نظرم نوع دوم،دراین روش1_ استادروی همه دانشجویان تسلط داردوهمه دانشجویان یکسان دردیداستادن2_دراین روش دانشجو مشارکت بیشتری میتوانددرکلاس داشته باشد3_دانشجویان دردیدیکدیگرند وهنگام توضیحات دانشجویان بقیه شاهدحرکات دانشجومتکلم میباشند3_برای بیرون از یکنواختی هرچندوقت یکبار باید مدل تغییرداد4_این حالت باروش مدرسه فرق داردودانشجووضعیت خودراباگذشته متفاوت میداندوازروشی آموزشی کلاسی به پژوهشی تبدیل شده، 5_دراین روش کلاس میتواندبه مباحثه مشترک دانشجویی باتسلط استادتبدیل میشود
@Ui_Ltr
پاسخ یکی دیگر از دانشجویان محترم (خانم آقانوری):
سلام. پاسخ برای پرسش اول:
برای کلاسهایی که از تابلو باید استفاده کرد کلاس های که صندلی گرد دارند مناسب نیست ولی به طور معمول برای جو صمیمی با جمعیت کم ، این کلاسها مناسب تراند. البته باز هم نظرات در این موضوع میتواند سلیقه ای باشد.
@Ui_Ltr
سلام. پاسخ برای پرسش اول:
برای کلاسهایی که از تابلو باید استفاده کرد کلاس های که صندلی گرد دارند مناسب نیست ولی به طور معمول برای جو صمیمی با جمعیت کم ، این کلاسها مناسب تراند. البته باز هم نظرات در این موضوع میتواند سلیقه ای باشد.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
⁉️ #کافه_تحلیل #پرسش_اول: در حال حاضر در دانشکده ادبیات و علوم انسانی، از لحاظ چیدمان صندلی های دانشجویان، دو نوع کلاس داریم. نوع اول، شیوه ی سنتی و رایج در چیدمان صندلی هاست به این ترتیب که صندلی ها در چند ردیف پشت سر هم چیده میشوند (اغلب کلاسهای دانشکده…
پاسخ یکی دیگر از دانشجویان محترم:
در باب مسئله چیدمان کلاس ها :
به نظر من چیدمان کلاس ها به صورت قدیمی (ردیفی) مناسب است زیرا با توجه به ماهیت درس ها ومعلم محوری ،این نوع چیدمان که در قسمتی از کلاس خانم ها و در قسمت دیگر آقایان به صورت جداگانه بنشینند. توجه بیشتر دانشجویان به درس را در پی دارد . و برای کنفرانس دادن هم مناسب تر است
اما چیدمان میزگردی بیشتر در دوره دکتری یا دروس تفکری کاربرد دارد
@Ui_Ltr
در باب مسئله چیدمان کلاس ها :
به نظر من چیدمان کلاس ها به صورت قدیمی (ردیفی) مناسب است زیرا با توجه به ماهیت درس ها ومعلم محوری ،این نوع چیدمان که در قسمتی از کلاس خانم ها و در قسمت دیگر آقایان به صورت جداگانه بنشینند. توجه بیشتر دانشجویان به درس را در پی دارد . و برای کنفرانس دادن هم مناسب تر است
اما چیدمان میزگردی بیشتر در دوره دکتری یا دروس تفکری کاربرد دارد
@Ui_Ltr
تذکر آقای انصاری در مورد نحوه ی نگارش پیامها:
درود
گرامیان گمان می کنم دانشکده ادبیات و دانشجویان عزیز،قبل از اعلام نظر برای نوع چیدمان صندلی کلاس ها، بهتر است به چیدمان و کاربرد درست واژه ها بیاندیشیم.
به کارگیری زبان گفتاری و محاوره در نوشتار کاری پسندیده ای نیست به ویژه اگر این اشتباه فاحش را دانشجوی ادبیات فارسی که خود مروج درست نویسی است،مرتکب شود دیگر اینکه شاید واژه(گاها) شنیدنش نازیبا نباشد اما واژه فارسی را با نشان تنوین عربی به کاربردن، پسندیده نیست.
(باشه، میشه،نداره، میگه و ...) کاربرد این واژه ها در زبان نوشتاری درست نیست و جز تباهی زبان نوشتاری ،ارزشی ندارد.
بیایید انصاف داشته باشیم و تلاش کنیم درست بنویسیم.
@Ui_Ltr
درود
گرامیان گمان می کنم دانشکده ادبیات و دانشجویان عزیز،قبل از اعلام نظر برای نوع چیدمان صندلی کلاس ها، بهتر است به چیدمان و کاربرد درست واژه ها بیاندیشیم.
به کارگیری زبان گفتاری و محاوره در نوشتار کاری پسندیده ای نیست به ویژه اگر این اشتباه فاحش را دانشجوی ادبیات فارسی که خود مروج درست نویسی است،مرتکب شود دیگر اینکه شاید واژه(گاها) شنیدنش نازیبا نباشد اما واژه فارسی را با نشان تنوین عربی به کاربردن، پسندیده نیست.
(باشه، میشه،نداره، میگه و ...) کاربرد این واژه ها در زبان نوشتاری درست نیست و جز تباهی زبان نوشتاری ،ارزشی ندارد.
بیایید انصاف داشته باشیم و تلاش کنیم درست بنویسیم.
@Ui_Ltr
✅ #یادداشت
یادداشت زیبای یکی از دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی با عنوان #کتابخانه_و_کتابدارها (پیرامون کتابخانه های دانشکده ادبیات):
در ساعت اداري هيچگاه تعطيل نيست، اينجا هيچ وقت با دري بسته مواجه نميشوي كه كاغذ يادداشتي بر روي آن خودنمايي كند: «امروز مرخصي هستم»، «امروز تا ساعت يك و نيم بيشتر خدمت نيستم»، «از اين تاريخ تا آن تاريخ كتابخانه مركزي هستم براي آمارگيري»، «در كتابخانه دانشكده علوم هستم»، «در صورت ضرورت به كتابخانه مجاور مراجعه كنيد» و ...، براي دانشجويان تحصيلات تكميلي مخزن باز است، كيف و كارت دانشجوييت را امانت ميگذاري و وارد ميشوي، وارد كه ميشوي مسئولان با لبخند به استقبالت ميآيند، به گرمي سلامت را پاسخ ميگويند، اينجا هراس نداري كه سلامت بيپاسخ بماند، اينجا از نگاه سربالاي كتابداران ترسي نداري، اينجا اصلا نياز نيست با ترس و اضطراب بگويي: ببخشيد، صدايتان را نشنيدم، ممكن است كمي بلندتر صحبت كنيد؟، اينجا هيچگاه بيهوده معطل نميشوي، اينجا از درخواست مطالعه چند ساعته كتاب مرجع در بيرون از كتابخانه تنگ و تاريك و دوست ناداشتني واهمهاي نداري، اينجا مجبور نيستي نگاه ترسناك و غضبآلود كتابدار را تحمل كني كه آرامشش را برهم زدهاي و كتابي براي امانت درخواست دادهاي...
اينجا كتابخانه ادبيات واقع در دانشكده علوم است، اينجا با دو كتابخانه ديگر ادبيات كه در طبقه دوم دانشكده است، فرق دارد بسيار...، اينجا هم فضايش چندان بزرگ نيست اما دل كتابدارانش بزرگ است...
پرسه زدن ميان راهروهاي اين كتابخانه يكي از بهترين تفريحهاي دنياست، آدم از بوي كتاب و قفسههاي آن سرمست ميشود، دلش ميخواهد اينجا اتراق كند، دلش ميخواهد اينجا زندگي كند، دلش ميخواهد كتابش را ديرتر پيدا كند، اگر هم اصلا پيدا نكند، خوف برنميدارد كه نكند با صداي اعتراض كتابدار مواجه شود، اينجا كتابدارها بسيار گرم و خوش برخوردند، دستش را ميگيرند، يادش ميدهند چطور راحتتر كتابش را جستوجو كند. اصلا يكي از مزاياي اين كتابخانه اينست كه كتابدارها هميشه در حال گشت و گذار ميان كتابهايند، هميشه در حال كارند و در همان حال با هم بسيار گرم مشغول صحبتند، گويي يك خانواده صميمياند، آدم را سرشوق ميآورند. من كه فكر ميكنم اينها بهترين شغل دنيا را دارند، اصلا اينها را براي همين كار آفريدهاند، معلوم است كه عاشق كارشان هستند، با اشتياق كتابها را جابهجا ميكنند، با كتاب زندگي ميكنند، آدم را عاشق كتاب ميكنند، اصلا مگر كتابدار غير از اين هم ميتواند باشد؟ كتابدار واقعي اخلاقش كتابي ميشود، كتاب، يار مهربان آدم است...
اينجا همه چيز فراهم است، چند سيستم كامپيوتر براي جستوجوي كتاب، هم داخل مخزن و هم خارج (براي استفاده دانشجويان كارشناسي)، ميز مطالعه در بخش مرجع، دو سالن مطالعه مجزا كه تا شب فعال است.
اينجا همه تلاش ميكنند كه دست دانشجو را بگيرند حتي خدمتكاران محترم، اگر دانشجويي قبل يا بعد از ساعت اداري مراجعه كند، خدمتكاران سعي ميكنند تا حد توان مشكلش را حل كنند، اينجا سركتابدار و كتابداران و خدمتكاران و همه مسئولان ميكوشند فضايي آرام و دوست داشتني فراهم كنند، ما هم پاسشان ميداريم...
اما از آنجا كه انتقاد سازنده وظيفه ماست، ميبايست اشارهاي هم به كمبودها و نبودها داشت؛ شايد بزرگترين عيب اين كتابخانه اينست كه از دانشكده ادبيات دور مانده، قلب تپنده دانشكده را از تنش جدا كردهاند...
و اين در حالي است كه بيشترين و مهمترين كتابهاي مورد نياز دانشجويان دانشكده ادبيات در اين كتابخانه نگهداري ميشود. از سركار خانم حميدي، سركتابدار مهربان و كتابدوست كتابخانه علوم، شنيدم كه ميگفت: من براي ادغام اين چند كتابخانه خيلي تلاش كردم، حتي طرح هم دادهام كه هر سه با هم يكي شود و مكانش را هم در خود دانشكده ادبيات پيشنهاد دادهام اما...
افسوس كه موانع و مشكلات مالي و اداري هيچگاه دست از سر ما برنميدارد...
گاهي آدم احساس ميكند اينجا همه چيز اهميت دارد جز دانشجو، مگر نه اينست كه دانشجو ولينعمت دانشگاهيان است؟ اگر دانشجو نبود آيا دانشگاهي در ميان بود؟
@Ui_Ltr
یادداشت زیبای یکی از دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی با عنوان #کتابخانه_و_کتابدارها (پیرامون کتابخانه های دانشکده ادبیات):
در ساعت اداري هيچگاه تعطيل نيست، اينجا هيچ وقت با دري بسته مواجه نميشوي كه كاغذ يادداشتي بر روي آن خودنمايي كند: «امروز مرخصي هستم»، «امروز تا ساعت يك و نيم بيشتر خدمت نيستم»، «از اين تاريخ تا آن تاريخ كتابخانه مركزي هستم براي آمارگيري»، «در كتابخانه دانشكده علوم هستم»، «در صورت ضرورت به كتابخانه مجاور مراجعه كنيد» و ...، براي دانشجويان تحصيلات تكميلي مخزن باز است، كيف و كارت دانشجوييت را امانت ميگذاري و وارد ميشوي، وارد كه ميشوي مسئولان با لبخند به استقبالت ميآيند، به گرمي سلامت را پاسخ ميگويند، اينجا هراس نداري كه سلامت بيپاسخ بماند، اينجا از نگاه سربالاي كتابداران ترسي نداري، اينجا اصلا نياز نيست با ترس و اضطراب بگويي: ببخشيد، صدايتان را نشنيدم، ممكن است كمي بلندتر صحبت كنيد؟، اينجا هيچگاه بيهوده معطل نميشوي، اينجا از درخواست مطالعه چند ساعته كتاب مرجع در بيرون از كتابخانه تنگ و تاريك و دوست ناداشتني واهمهاي نداري، اينجا مجبور نيستي نگاه ترسناك و غضبآلود كتابدار را تحمل كني كه آرامشش را برهم زدهاي و كتابي براي امانت درخواست دادهاي...
اينجا كتابخانه ادبيات واقع در دانشكده علوم است، اينجا با دو كتابخانه ديگر ادبيات كه در طبقه دوم دانشكده است، فرق دارد بسيار...، اينجا هم فضايش چندان بزرگ نيست اما دل كتابدارانش بزرگ است...
پرسه زدن ميان راهروهاي اين كتابخانه يكي از بهترين تفريحهاي دنياست، آدم از بوي كتاب و قفسههاي آن سرمست ميشود، دلش ميخواهد اينجا اتراق كند، دلش ميخواهد اينجا زندگي كند، دلش ميخواهد كتابش را ديرتر پيدا كند، اگر هم اصلا پيدا نكند، خوف برنميدارد كه نكند با صداي اعتراض كتابدار مواجه شود، اينجا كتابدارها بسيار گرم و خوش برخوردند، دستش را ميگيرند، يادش ميدهند چطور راحتتر كتابش را جستوجو كند. اصلا يكي از مزاياي اين كتابخانه اينست كه كتابدارها هميشه در حال گشت و گذار ميان كتابهايند، هميشه در حال كارند و در همان حال با هم بسيار گرم مشغول صحبتند، گويي يك خانواده صميمياند، آدم را سرشوق ميآورند. من كه فكر ميكنم اينها بهترين شغل دنيا را دارند، اصلا اينها را براي همين كار آفريدهاند، معلوم است كه عاشق كارشان هستند، با اشتياق كتابها را جابهجا ميكنند، با كتاب زندگي ميكنند، آدم را عاشق كتاب ميكنند، اصلا مگر كتابدار غير از اين هم ميتواند باشد؟ كتابدار واقعي اخلاقش كتابي ميشود، كتاب، يار مهربان آدم است...
اينجا همه چيز فراهم است، چند سيستم كامپيوتر براي جستوجوي كتاب، هم داخل مخزن و هم خارج (براي استفاده دانشجويان كارشناسي)، ميز مطالعه در بخش مرجع، دو سالن مطالعه مجزا كه تا شب فعال است.
اينجا همه تلاش ميكنند كه دست دانشجو را بگيرند حتي خدمتكاران محترم، اگر دانشجويي قبل يا بعد از ساعت اداري مراجعه كند، خدمتكاران سعي ميكنند تا حد توان مشكلش را حل كنند، اينجا سركتابدار و كتابداران و خدمتكاران و همه مسئولان ميكوشند فضايي آرام و دوست داشتني فراهم كنند، ما هم پاسشان ميداريم...
اما از آنجا كه انتقاد سازنده وظيفه ماست، ميبايست اشارهاي هم به كمبودها و نبودها داشت؛ شايد بزرگترين عيب اين كتابخانه اينست كه از دانشكده ادبيات دور مانده، قلب تپنده دانشكده را از تنش جدا كردهاند...
و اين در حالي است كه بيشترين و مهمترين كتابهاي مورد نياز دانشجويان دانشكده ادبيات در اين كتابخانه نگهداري ميشود. از سركار خانم حميدي، سركتابدار مهربان و كتابدوست كتابخانه علوم، شنيدم كه ميگفت: من براي ادغام اين چند كتابخانه خيلي تلاش كردم، حتي طرح هم دادهام كه هر سه با هم يكي شود و مكانش را هم در خود دانشكده ادبيات پيشنهاد دادهام اما...
افسوس كه موانع و مشكلات مالي و اداري هيچگاه دست از سر ما برنميدارد...
گاهي آدم احساس ميكند اينجا همه چيز اهميت دارد جز دانشجو، مگر نه اينست كه دانشجو ولينعمت دانشگاهيان است؟ اگر دانشجو نبود آيا دانشگاهي در ميان بود؟
@Ui_Ltr
قابل توجه دوستانی که در کلاس #ایروبیک ثبت نام کرده اند:
کلاس ایروبیک #فردا راس ساعت 14 تشکیل میشود. دوستانی که مایلند در کلاس شرکت کنند حداکثر تا ساعت 13 فرصت دارند تا با همراه داشتن کارت دانشجوئی و یک قطعه عکس به دفتر امور فرهنگی دانشکده ادبیات و علوم انسانی مراجعه کرده و اقدامات لازم جهت صدور کارت ورود به سالن را انجام دهند.
محل برگزاری کلاسها، مجموعه ورزشی حجاب، سالن ژیمناستیک میباشد.
کلاس ایروبیک #فردا راس ساعت 14 تشکیل میشود. دوستانی که مایلند در کلاس شرکت کنند حداکثر تا ساعت 13 فرصت دارند تا با همراه داشتن کارت دانشجوئی و یک قطعه عکس به دفتر امور فرهنگی دانشکده ادبیات و علوم انسانی مراجعه کرده و اقدامات لازم جهت صدور کارت ورود به سالن را انجام دهند.
محل برگزاری کلاسها، مجموعه ورزشی حجاب، سالن ژیمناستیک میباشد.
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
⁉️ #کافه_تحلیل #پرسش_اول: در حال حاضر در دانشکده ادبیات و علوم انسانی، از لحاظ چیدمان صندلی های دانشجویان، دو نوع کلاس داریم. نوع اول، شیوه ی سنتی و رایج در چیدمان صندلی هاست به این ترتیب که صندلی ها در چند ردیف پشت سر هم چیده میشوند (اغلب کلاسهای دانشکده…
طرح بحث دوباره
در باب سبک کلاس ها، از جنبه های دیگر هم می توان به مساله نگاه کرد. مثلا در بسیاری از کلاس های دانشگاه تهران (و دانشگاه های خارج از کشور) به جای استفاده از صندلی، از نیمکتهای بزرگ استفاده میشود. مهمترین مزیت این نیمکت ها این است که فضای بیشتری را در اختیار دانشجو قرار می دهد. قرار نیست دانشجو همیشه فقط یک جزوه همراه داشته باشد و فقط بنویسد؛ شاید لازم باشد دو یا چند کتاب مختلف جلوی رویش باز کند یا حتی شاید بخواهد از لپ تاپ و وسایل اینچنینی استفاده کند، اما این صندلی ها چنین فضایی در اختیار او نمی گذارند. در سیستم چینش U شکل، بدلیل استفاده از میزهای بزرگ، این فضا بخوبی در اختیار دانشجویان قرار میگیرد. دانشجو میتواند براحتی کتاب ها و جزوه و غیره را باز کند بدون آنکه محدودیت فضا داشته باشد، همچنین میتواند براحتی حرکت کند بدون اینکه نگران افتادن وسایل خود یا نفرات کناری خود باشد. براحتی میتواند از جای خود برخیزد و از کلاس خارج شود بدون اینکه لازم باشد به سختی از لابلای صندلی ها عبور کرده و حواس بقیه را پرت کند.
پس مواردی از این دست هم میتواند در این گونه مقایسه ها مدنظر قرار گیرد.
مطمئنا این شیوه (چینش Uشکل) هم مشکلات و کمبودهایی دارد که با دقت و ریزبینی قابل طرح هستند.
همچنان مشتاقیم نظرات دوستان در این رابطه را از طریق شناسه کاربری زیر، دریافت و منتشر نماییم:
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
در باب سبک کلاس ها، از جنبه های دیگر هم می توان به مساله نگاه کرد. مثلا در بسیاری از کلاس های دانشگاه تهران (و دانشگاه های خارج از کشور) به جای استفاده از صندلی، از نیمکتهای بزرگ استفاده میشود. مهمترین مزیت این نیمکت ها این است که فضای بیشتری را در اختیار دانشجو قرار می دهد. قرار نیست دانشجو همیشه فقط یک جزوه همراه داشته باشد و فقط بنویسد؛ شاید لازم باشد دو یا چند کتاب مختلف جلوی رویش باز کند یا حتی شاید بخواهد از لپ تاپ و وسایل اینچنینی استفاده کند، اما این صندلی ها چنین فضایی در اختیار او نمی گذارند. در سیستم چینش U شکل، بدلیل استفاده از میزهای بزرگ، این فضا بخوبی در اختیار دانشجویان قرار میگیرد. دانشجو میتواند براحتی کتاب ها و جزوه و غیره را باز کند بدون آنکه محدودیت فضا داشته باشد، همچنین میتواند براحتی حرکت کند بدون اینکه نگران افتادن وسایل خود یا نفرات کناری خود باشد. براحتی میتواند از جای خود برخیزد و از کلاس خارج شود بدون اینکه لازم باشد به سختی از لابلای صندلی ها عبور کرده و حواس بقیه را پرت کند.
پس مواردی از این دست هم میتواند در این گونه مقایسه ها مدنظر قرار گیرد.
مطمئنا این شیوه (چینش Uشکل) هم مشکلات و کمبودهایی دارد که با دقت و ریزبینی قابل طرح هستند.
همچنان مشتاقیم نظرات دوستان در این رابطه را از طریق شناسه کاربری زیر، دریافت و منتشر نماییم:
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
#یادداشت
عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟
#بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی)
شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی دارد .بگذارید با این مثال بحث را آغاز کنیم:هر دانشجوی دانشکده ادبیات برای واحد های درسی خود نیاز به منبع درسی و پژوهشی دارد و می بایستی برای امتحانات خود منبع درسی را مطالعه کند تا بتواند امتحانات خود را با موفقیت پشت سر بگذارد و برای پژوهش درسی و مکملی خود نیز منابع پژوهشی را می بایستی مطالعه کند.برای تهیه منابع نیز به خصوص منابع جدید می بایستی به کتابسرا های شهر اصفهان سر زد و آن ها را خرید البته با خود می گویید که کتابخانه مرکزی و دانشکده ها و گروه های آموزشی دانشگاه اصفهان منابع را دارند و نیاز نیست به کتابسرا ها مراجعه کنیم ولی خیلی از دانشجویان با این مشکل برخورد کرده اند که منابع یا در کتابخانه ها نیست یا تعداد جلد از منابعی که در کتابخانه ها وجود دارند محدود است و پوشش همه دانشجویان را نمی دهد و یا منابع قدیمی است وبرای امتحانات می بایست ویرایش جدید منابع را مطالعه کرد یا منابع به سبب استعمال زیاد کهنه شده اند و نمی توان آن ها را مطالعه کرد پس راه دیگر این است که منابع را تهیه کرد .از طرف دیگر با کمال احترامی که به تمامی کتابسرا های شهر اصفهان دارم اما به سبب مواردی منابع یا موجود نیست که می بایست سفارش داد تا از مراکز انتشاراتی برای دانشجو تهیه کنند یا برای تهیه منابع می بایستی به چندین کتابفروشی سر زد تا منبع را به دست آورد وکتابسرا های تخصصی علوم انسانی نیز محدود هستند .در کنار این موارد ،هدر رفتن زمان و انرژی و هزینه را هم درنظر بگیریم.
با این اوصاف به نظر نمی رسد که دانشکده ادبیات و علوم انسانی که یکی از قدیمی ترین دانشکده های کشور در حوزه علوم انسانی است ،نیاز به یک کتابسرای تخصصی که تمامی رشته های علوم انسانی را پوشش دهد و کتاب های تازه انتشار در حوزه علوم انسانی را به دانشجویان و استادان محترم دانشکده معرفی کند؛ داشته باشد ؟ به نظر می رسد که اگر اولیای امر دانشکده به ایجاد و افتتاح این کتابسرا اقدام کنند کار بسیار خوبی صورت می گیرد.بنا بر نظر سنجی که در موارد مختلف ازشرکت کنندگان در برنامه های انجمن تاریخ صورت گرفت و به خصوص در نظر سنجی مخصوص هفته رشته تاریخ 1395 ؛ حدود 70 درصد پاسخ دهندگان به آین پرسش که : ((آیا شما نیاز می بینید که انجمن علمی تاریخ کتابسرای تخصصی برای تهیه منابع علوم انسانی را ایجاد کند ؟)) پاسخ آری داده اند و درخواست کرده اند که انجمن تاریخ کتابسرا یا نمایشگاه کتاب تخصصی همان گونه که در هفته رشته تاریخ برگزار کرد، به صورت ثابت راه اندازی کند .حال ممکن است عزیزانی بعد از خواندن این مطلب می گویند که می رویم و کتاب ها را کپی می کنیم و نیازی به این مرکز نداریم یا با توجه به هزینه های خرید کتاب ،فایده این مرکز چیست؟ یا اگر اولیای امر دانشکده این مرکز را با همکاری کتابسرا های تخصصی شهر اصفهان ایجاد کردند .بعضا می گویند که انجمن تاریخ حالت تبلیغ برای کتابسرا های شهر اصفهان ایجاد کرده است و تبلیغت انجام می دهد .به این دسته از عزیزان عرض می کنم که ابتدا حق کپی رایت را می بایست رعایت کرد و باید در خودمان این موضوع را پروش دهیم که حق کپی رایت یکی از اصولی ترین حقوق برای مولفین و ناشرین می باشد و ضمن احترام ؛انجمن تاریخ فقط و فقط نتیجه نظر سنجی های خود را در این مقاله آورده است و شاید این نکته که فرهنگ کتابخوانی و گسترش آن در بین اقشار دانشجو را این مرکز می تواند با درصد بالایی ایجاد کندو یا اینکه دانشجو با کتاب ها و منابع آشنا باشد و بتواند روزی به این منابع مراجعه کند.یکی از نتایج مستقیم ایجاد این مرکز می باشد.
@Ui_Ltr
عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟
#بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی)
شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی دارد .بگذارید با این مثال بحث را آغاز کنیم:هر دانشجوی دانشکده ادبیات برای واحد های درسی خود نیاز به منبع درسی و پژوهشی دارد و می بایستی برای امتحانات خود منبع درسی را مطالعه کند تا بتواند امتحانات خود را با موفقیت پشت سر بگذارد و برای پژوهش درسی و مکملی خود نیز منابع پژوهشی را می بایستی مطالعه کند.برای تهیه منابع نیز به خصوص منابع جدید می بایستی به کتابسرا های شهر اصفهان سر زد و آن ها را خرید البته با خود می گویید که کتابخانه مرکزی و دانشکده ها و گروه های آموزشی دانشگاه اصفهان منابع را دارند و نیاز نیست به کتابسرا ها مراجعه کنیم ولی خیلی از دانشجویان با این مشکل برخورد کرده اند که منابع یا در کتابخانه ها نیست یا تعداد جلد از منابعی که در کتابخانه ها وجود دارند محدود است و پوشش همه دانشجویان را نمی دهد و یا منابع قدیمی است وبرای امتحانات می بایست ویرایش جدید منابع را مطالعه کرد یا منابع به سبب استعمال زیاد کهنه شده اند و نمی توان آن ها را مطالعه کرد پس راه دیگر این است که منابع را تهیه کرد .از طرف دیگر با کمال احترامی که به تمامی کتابسرا های شهر اصفهان دارم اما به سبب مواردی منابع یا موجود نیست که می بایست سفارش داد تا از مراکز انتشاراتی برای دانشجو تهیه کنند یا برای تهیه منابع می بایستی به چندین کتابفروشی سر زد تا منبع را به دست آورد وکتابسرا های تخصصی علوم انسانی نیز محدود هستند .در کنار این موارد ،هدر رفتن زمان و انرژی و هزینه را هم درنظر بگیریم.
با این اوصاف به نظر نمی رسد که دانشکده ادبیات و علوم انسانی که یکی از قدیمی ترین دانشکده های کشور در حوزه علوم انسانی است ،نیاز به یک کتابسرای تخصصی که تمامی رشته های علوم انسانی را پوشش دهد و کتاب های تازه انتشار در حوزه علوم انسانی را به دانشجویان و استادان محترم دانشکده معرفی کند؛ داشته باشد ؟ به نظر می رسد که اگر اولیای امر دانشکده به ایجاد و افتتاح این کتابسرا اقدام کنند کار بسیار خوبی صورت می گیرد.بنا بر نظر سنجی که در موارد مختلف ازشرکت کنندگان در برنامه های انجمن تاریخ صورت گرفت و به خصوص در نظر سنجی مخصوص هفته رشته تاریخ 1395 ؛ حدود 70 درصد پاسخ دهندگان به آین پرسش که : ((آیا شما نیاز می بینید که انجمن علمی تاریخ کتابسرای تخصصی برای تهیه منابع علوم انسانی را ایجاد کند ؟)) پاسخ آری داده اند و درخواست کرده اند که انجمن تاریخ کتابسرا یا نمایشگاه کتاب تخصصی همان گونه که در هفته رشته تاریخ برگزار کرد، به صورت ثابت راه اندازی کند .حال ممکن است عزیزانی بعد از خواندن این مطلب می گویند که می رویم و کتاب ها را کپی می کنیم و نیازی به این مرکز نداریم یا با توجه به هزینه های خرید کتاب ،فایده این مرکز چیست؟ یا اگر اولیای امر دانشکده این مرکز را با همکاری کتابسرا های تخصصی شهر اصفهان ایجاد کردند .بعضا می گویند که انجمن تاریخ حالت تبلیغ برای کتابسرا های شهر اصفهان ایجاد کرده است و تبلیغت انجام می دهد .به این دسته از عزیزان عرض می کنم که ابتدا حق کپی رایت را می بایست رعایت کرد و باید در خودمان این موضوع را پروش دهیم که حق کپی رایت یکی از اصولی ترین حقوق برای مولفین و ناشرین می باشد و ضمن احترام ؛انجمن تاریخ فقط و فقط نتیجه نظر سنجی های خود را در این مقاله آورده است و شاید این نکته که فرهنگ کتابخوانی و گسترش آن در بین اقشار دانشجو را این مرکز می تواند با درصد بالایی ایجاد کندو یا اینکه دانشجو با کتاب ها و منابع آشنا باشد و بتواند روزی به این منابع مراجعه کند.یکی از نتایج مستقیم ایجاد این مرکز می باشد.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
یادداشت فوق، طرح و تبیین یک پیشنهاد برای اهالی محترم دانشکده ادبیات و علوم انسانی است. از آنجا که اجرای هر طرح و موفقیت آن در گرو میزان اقبال اساتید و دانشجویان به آن طرح است بسیار نیکوست هر پروژه قبل از اجرا، در قالب یک یادداشت (یا هر قالب دیگر) برای مخاطبین تبیین و تشریح گردد تا اگر دیدگاهی اصلاحی یا انتقادی وجود داشت مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، نتیجه ی افکار به اجرا درآید.
این بار دانشجوی محترم، آقای نصر اصفهانی پیشنهاد خود را برای تاسیس #کتابسرای_تخصصی_علوم_انسانی برای دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبیین کرده اند. شایسته است دوستان پس از مطالعه، نظرات خود در مورد این طرح را (اعم از نقد، پیشنهاد تکمیلی یا اصلاحی و ...) به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند تا به اطلاع همگان برسد:
🆔: @Ui_Lt
پیشاپیش از همراهی شما بزرگواران سپاسگزاریم.
@Ui_Ltr
این بار دانشجوی محترم، آقای نصر اصفهانی پیشنهاد خود را برای تاسیس #کتابسرای_تخصصی_علوم_انسانی برای دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبیین کرده اند. شایسته است دوستان پس از مطالعه، نظرات خود در مورد این طرح را (اعم از نقد، پیشنهاد تکمیلی یا اصلاحی و ...) به شناسه ی کاربری زیر ارسال نمایند تا به اطلاع همگان برسد:
🆔: @Ui_Lt
پیشاپیش از همراهی شما بزرگواران سپاسگزاریم.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
نظر شماره 1 در مورد این پیشنهاد:
سلام
پیشنهاد خوبیه ولی باید حواسمون باشه که کنار دانشگاه دوتا کتابفروشی بزرگ وجود داره. هم جهاد دانشگاهی و هم کتابفروشی حکمت کتابای علوم انسانی رو عرضه میکنن. رقابت کردن با اونها کار آسونی نیست، یعنی کتابسرای دانشکده باید اونقدر قوی باشه که بتونه کتابای جدید رو زودتر از اونا بیاره، بهتر از اونا معرفی کنه، و بیشر از اونا بفروشه. آیا این ممکنه؟
@Ui_Ltr
سلام
پیشنهاد خوبیه ولی باید حواسمون باشه که کنار دانشگاه دوتا کتابفروشی بزرگ وجود داره. هم جهاد دانشگاهی و هم کتابفروشی حکمت کتابای علوم انسانی رو عرضه میکنن. رقابت کردن با اونها کار آسونی نیست، یعنی کتابسرای دانشکده باید اونقدر قوی باشه که بتونه کتابای جدید رو زودتر از اونا بیاره، بهتر از اونا معرفی کنه، و بیشر از اونا بفروشه. آیا این ممکنه؟
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 2 در مورد پیشنهاد ارائه شده:
دانشجویان بیش از اینکه مشکل کتابفروشی داشته باشند مشکل مالی دارند. برای این مشکل فکری کرده اید؟
@Ui_Ltr
دانشجویان بیش از اینکه مشکل کتابفروشی داشته باشند مشکل مالی دارند. برای این مشکل فکری کرده اید؟
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 3 در مورد این پیشنهاد (خانم معنوی):
سلام
آقای نصر طرحتون پرهزینه وزمان بره.
درسته حق کپی رایت باید رعایت بشه
ولی دانشجو با کپی شناخته میشه
اونم شب امتحانی.
بنظر منم طرح خوبیه ولی بسیار زمان بر
وهمونطور که دوستمون اشاره کرد مشکل مالی رو نمیشه نادیده گرفت.
@Ui_Ltr
سلام
آقای نصر طرحتون پرهزینه وزمان بره.
درسته حق کپی رایت باید رعایت بشه
ولی دانشجو با کپی شناخته میشه
اونم شب امتحانی.
بنظر منم طرح خوبیه ولی بسیار زمان بر
وهمونطور که دوستمون اشاره کرد مشکل مالی رو نمیشه نادیده گرفت.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 4 در مورد پیشنهاد ارائه شده:
این چند ساله که نمایشگاه کتاب برگزار نمیشه خیلی به نمایشگاه نیاز داریم. نمایشگاههای پارسال که تو دانشکده بود خوب بود. تخفیف هم میدادن. اگر میشه دوباره نمایشگاه بذارید و کتابای بیشتری هم بیارید.
@Ui_Ltr
این چند ساله که نمایشگاه کتاب برگزار نمیشه خیلی به نمایشگاه نیاز داریم. نمایشگاههای پارسال که تو دانشکده بود خوب بود. تخفیف هم میدادن. اگر میشه دوباره نمایشگاه بذارید و کتابای بیشتری هم بیارید.
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#یادداشت عنوان: کتابسرای تخصصی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ؛ آری یا نه ؟ #بهنام_نصر_اصفهانی (دبیر انجمن علمی تاریخ وایرانشناسی) شاید عنوان مطلب در ابتدای امر، گنگ و نامفهوم باشد و شاید از خود بپرسید که اصلا این عنوان به چه معنا است و اشاره به چه چیزی…
دیدگاه شماره 5 در مورد طرح کتابسرای دانشکده:
در پاسخ به طرح کتابسرا داخل دانشکده :
ببینین هدفتون واقعا از این کار چیه ؟... در دسترس بودن منابع تازه چاپ و کمیاب چیز ارزشمندیه ولی شما چند نفر رو میشناسین تو همین دانشکده ی عریض و طویل ادبیات که واقعا طالب یه همچین چیزی باشن ... اگر هم در نظرسنجی که انجام شده از طرح کتاب سرا استقبال شده فکرکنم اون تخفیف دائمی که پس ذهن هر دانشجویی در مورد نمایشگاه کتاب وجود داره نظرسنجی رو به این درصد بالای موافق رسونده. این پیشنهاد تقریبا موازی عمل خیلی از کتابفروشی های دیگه هست و در صورتی این طرح موفق خواهد بود که تفاوتی با کار کتابفروشی های بیرون از دانشگاه بکنه. یعنی یه تخفیف دائم حداقل 5 درصد داشته باشه (بعید می دونم با تخفیف بیشتری موافقت بشه)، رصد کننده برای کتاب های چاپ اول و تجدید چاپی داشته باشه و مهمتر از همه اینکه امکان تهیه کتاب هم از نشر وجود داشته باشه (حالا به هر شکلی) و در کنار همه این ها خریداری هم باشه که مایل و توانمند نسبت به "خرید" کتاب باشه( این طرح از این نظر برای هیئت علمی بسیار ایده آله ). ضمنا نگاه خیلی از ماها به کتاب تنها یه کالای زینتیه تشخص بخشه که میتونه برداشت دیگران در مورد ما رو به زیبایی مدیریت کنه...و از ما چهره ای فرهیخته پیش دیگران بسازه...
و اما در مورد عملی شدن این طرح باید بگم، این حماقت (ببخشید ولی واژه ی مناسبتری نیافتم) رو فقط دانشجوهایی که هنوز اول راهن و از برخورد ناشایست حراست دانشکده هنوز زخم نخوردن یا حراست اساسا مشکلی باهاشون نداره، فقط میتونن مرتکب بشن نه افرادی که وقت و هزینه گذاشتن و اصلا برخورد انسانی باهاشون نشد...
امیدوارم که حداقل با شما چنین برخوردی نشه...
طرح عملیه، نیاز به سرمایه و موافقت بالا دستیا و همت عالی داره ....
در ضمن آدرس کفش آهنی فروش خوب سراغ ندارم وگرنه حتما بهتون معرفی میکردم ...امیدوارم که موفق باشین.
@Ui_Ltr
در پاسخ به طرح کتابسرا داخل دانشکده :
ببینین هدفتون واقعا از این کار چیه ؟... در دسترس بودن منابع تازه چاپ و کمیاب چیز ارزشمندیه ولی شما چند نفر رو میشناسین تو همین دانشکده ی عریض و طویل ادبیات که واقعا طالب یه همچین چیزی باشن ... اگر هم در نظرسنجی که انجام شده از طرح کتاب سرا استقبال شده فکرکنم اون تخفیف دائمی که پس ذهن هر دانشجویی در مورد نمایشگاه کتاب وجود داره نظرسنجی رو به این درصد بالای موافق رسونده. این پیشنهاد تقریبا موازی عمل خیلی از کتابفروشی های دیگه هست و در صورتی این طرح موفق خواهد بود که تفاوتی با کار کتابفروشی های بیرون از دانشگاه بکنه. یعنی یه تخفیف دائم حداقل 5 درصد داشته باشه (بعید می دونم با تخفیف بیشتری موافقت بشه)، رصد کننده برای کتاب های چاپ اول و تجدید چاپی داشته باشه و مهمتر از همه اینکه امکان تهیه کتاب هم از نشر وجود داشته باشه (حالا به هر شکلی) و در کنار همه این ها خریداری هم باشه که مایل و توانمند نسبت به "خرید" کتاب باشه( این طرح از این نظر برای هیئت علمی بسیار ایده آله ). ضمنا نگاه خیلی از ماها به کتاب تنها یه کالای زینتیه تشخص بخشه که میتونه برداشت دیگران در مورد ما رو به زیبایی مدیریت کنه...و از ما چهره ای فرهیخته پیش دیگران بسازه...
و اما در مورد عملی شدن این طرح باید بگم، این حماقت (ببخشید ولی واژه ی مناسبتری نیافتم) رو فقط دانشجوهایی که هنوز اول راهن و از برخورد ناشایست حراست دانشکده هنوز زخم نخوردن یا حراست اساسا مشکلی باهاشون نداره، فقط میتونن مرتکب بشن نه افرادی که وقت و هزینه گذاشتن و اصلا برخورد انسانی باهاشون نشد...
امیدوارم که حداقل با شما چنین برخوردی نشه...
طرح عملیه، نیاز به سرمایه و موافقت بالا دستیا و همت عالی داره ....
در ضمن آدرس کفش آهنی فروش خوب سراغ ندارم وگرنه حتما بهتون معرفی میکردم ...امیدوارم که موفق باشین.
@Ui_Ltr
#دفتر_فيلم_و_عكس دانشكده ي ادبيات و علوم انساني (فيلم و فلسفه)در نظر دارد طي ادامه ي فعاليت هاي خود به برگزاري #اردوي_فرهنگي بپردازد.از آنجا كه #تئاتر يكي از موفقترين عرصه ها در بيان مفاهيم علوم انساني است، اين دفتر تصميم به برگزاري #اردو براي تماشاي يكي از اجرا هاي با مفهوم و خوب شهر تهران دارد.از تمامي دانشجويان علاقمند به شرکت در این اردو تقاضا مي شود اعلام آمادگی کنند و نظرات و پيشنهادات خود را اعلام نمايند. پس از بررسي، اردوي تماشاي تئاتري كه بيشترين تقاضا را داشت در اواخر مرداد الي شهريور برگزار مي شود.
⭕️دانشجویان علاقمند، برای اعلام آمادگی و در میان گذاشتن نظرات و پیشنهادات خود با ما در تماس باشند.
➡️@zeeech
⭕️دانشجویان علاقمند، برای اعلام آمادگی و در میان گذاشتن نظرات و پیشنهادات خود با ما در تماس باشند.
➡️@zeeech
#یادداشت
یادداشتی با عنوان #بیسوادی_سفید
#بخش_اول
[این یادداشت توسط محمدرضا شعبانعلی بمناسبت «روز سواد» (روز هشتم سپتامبر برابر با هفدهم شهریور ماه، روز سوادآموزی نامیده شده است) در سال 93 برای عصر ایران نوشته شده است. اگرچه میتوانستیم تا فرارسیدن مجدد این روز صبر کنیم ولی از آنجا که مطالب آن در همه ی ایام مفید است این تاخیر را لازم ندیدیم.]
هفدهم شهریور امسال نیز، برای چهل و هشتمین سال متوالی، «روز جهانی سواد» در سراسر جهان گرامی داشته شد.
پنج دههی قبل، زمانی که یونسکو با هدف تاکید بر اهمیت سواد بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی انسان ها، روز جهانی سواد را اعلام کرد، دنیا به شکل دیگری بود. آن زمان، تعداد بسیار زیادی از مشاغلی که امروز وجود دارند، وجود نداشت و ابزارهای ارتباطی، کاملاً متفاوت بود.
با گسترش تکنولوژیهای مدرن چاپ و صحافی، کتابها در تیراژی بالاتر و قیمتی پایینتر از گذشته، به سمت بازارهای مختلف روانه میشدند و دنیا بر این باور بود که «توانایی خواندن و نوشتن»، میتواند تا حد زیادی، بر «هیولای غولپیکر فقر و فساد و تبعیض» پیروز شود.
امسال در حالی روز جهانی سواد را جشن میگیریم که دنیا تغییراتی جدی را تجربه کرده است. سهم بی سوادی در بسیاری از کشورها به صورت چشمگیری کاهش یافته است. اگر چه هنوز در سراسر جهان حدود هشتصد میلیون نفر، از توانایی خواندن و نوشتن، محروم هستند و حدود دو سوم این جمعیت را زنان تشکیل میدهند، اما به نظر میرسد اندیشمندان جهان، خوشبینی کودکانه خود را به «کارکرد معجزه آمیز توانایی خواندن و نوشتن» از دست دادهاند.
کسانی که منافع بلندمدت دیگران را قربانی خواستههای خود میکنند، همگی بی سواد نیستند. بسیاری از آنها از بالاترین سطوح سواد (به معنای سنتی آن) بهرهمند هستند.
کسانی که مردم بی گناه را در نقاط مختلف جهان، قربانی انواع عملیات تروریستی و غیرانسانی میکنند، بی سواد نیستند بلکه بسیاری شان از توسعهیافته ترین کشورها و از برترین دانشگاههای جهان فارغالتخصیل شدهاند.
پیچیدهترین مشکلات ارتباطی و اجتماعی، مربوط به خانوادههای بی سواد نیست، بلکه مربوط به خانوادههایی است که مجموعاً چندین دهه از عمر خویش را صرف نشستن روی نیمکت های کلاس و مدرسه و دانشگاه کردهاند.
امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را میدهد، تضمینکنندهی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذهای سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معاملهی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهههای گذشته - را، به دو دستهی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک میگردد. اینکه چه کسی نمیتواند اسم خود را روی برگهی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، سادهتر از سایر شکلها قابل اندازهگیری و ثبت در آمارهاست. ارزانتر از سایر اتواع بی سوادی هم، میتوان با آن مبارزه کرد.
اما چیزی که میتواند موجب هراس ما شود، بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، مینویسند و حرف میزنند و حال و روز خود و اطرافیانشان را با کلمات و جملات، به تصویر میکشند، کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامههای حضور در انواع دورهها و همایشها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در سادهترین تعامل ها و ارتباط ها با دوستان و همکاران و اعضای خانوادهی خویش، دچار چالشهای جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد ارتباطی" ندارند.
یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل میکنند و با سادهترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد رسانه" بیبهره ماندهاند.
هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک میبرند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینههای مناسب سرمایهگذاری میکنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد مالی" در حد معمول بیبهرهاند.
@Ui_Ltr
یادداشتی با عنوان #بیسوادی_سفید
#بخش_اول
[این یادداشت توسط محمدرضا شعبانعلی بمناسبت «روز سواد» (روز هشتم سپتامبر برابر با هفدهم شهریور ماه، روز سوادآموزی نامیده شده است) در سال 93 برای عصر ایران نوشته شده است. اگرچه میتوانستیم تا فرارسیدن مجدد این روز صبر کنیم ولی از آنجا که مطالب آن در همه ی ایام مفید است این تاخیر را لازم ندیدیم.]
هفدهم شهریور امسال نیز، برای چهل و هشتمین سال متوالی، «روز جهانی سواد» در سراسر جهان گرامی داشته شد.
پنج دههی قبل، زمانی که یونسکو با هدف تاکید بر اهمیت سواد بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی انسان ها، روز جهانی سواد را اعلام کرد، دنیا به شکل دیگری بود. آن زمان، تعداد بسیار زیادی از مشاغلی که امروز وجود دارند، وجود نداشت و ابزارهای ارتباطی، کاملاً متفاوت بود.
با گسترش تکنولوژیهای مدرن چاپ و صحافی، کتابها در تیراژی بالاتر و قیمتی پایینتر از گذشته، به سمت بازارهای مختلف روانه میشدند و دنیا بر این باور بود که «توانایی خواندن و نوشتن»، میتواند تا حد زیادی، بر «هیولای غولپیکر فقر و فساد و تبعیض» پیروز شود.
امسال در حالی روز جهانی سواد را جشن میگیریم که دنیا تغییراتی جدی را تجربه کرده است. سهم بی سوادی در بسیاری از کشورها به صورت چشمگیری کاهش یافته است. اگر چه هنوز در سراسر جهان حدود هشتصد میلیون نفر، از توانایی خواندن و نوشتن، محروم هستند و حدود دو سوم این جمعیت را زنان تشکیل میدهند، اما به نظر میرسد اندیشمندان جهان، خوشبینی کودکانه خود را به «کارکرد معجزه آمیز توانایی خواندن و نوشتن» از دست دادهاند.
کسانی که منافع بلندمدت دیگران را قربانی خواستههای خود میکنند، همگی بی سواد نیستند. بسیاری از آنها از بالاترین سطوح سواد (به معنای سنتی آن) بهرهمند هستند.
کسانی که مردم بی گناه را در نقاط مختلف جهان، قربانی انواع عملیات تروریستی و غیرانسانی میکنند، بی سواد نیستند بلکه بسیاری شان از توسعهیافته ترین کشورها و از برترین دانشگاههای جهان فارغالتخصیل شدهاند.
پیچیدهترین مشکلات ارتباطی و اجتماعی، مربوط به خانوادههای بی سواد نیست، بلکه مربوط به خانوادههایی است که مجموعاً چندین دهه از عمر خویش را صرف نشستن روی نیمکت های کلاس و مدرسه و دانشگاه کردهاند.
امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را میدهد، تضمینکنندهی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذهای سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معاملهی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهههای گذشته - را، به دو دستهی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک میگردد. اینکه چه کسی نمیتواند اسم خود را روی برگهی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، سادهتر از سایر شکلها قابل اندازهگیری و ثبت در آمارهاست. ارزانتر از سایر اتواع بی سوادی هم، میتوان با آن مبارزه کرد.
اما چیزی که میتواند موجب هراس ما شود، بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، مینویسند و حرف میزنند و حال و روز خود و اطرافیانشان را با کلمات و جملات، به تصویر میکشند، کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامههای حضور در انواع دورهها و همایشها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در سادهترین تعامل ها و ارتباط ها با دوستان و همکاران و اعضای خانوادهی خویش، دچار چالشهای جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد ارتباطی" ندارند.
یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل میکنند و با سادهترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد رسانه" بیبهره ماندهاند.
هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک میبرند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینههای مناسب سرمایهگذاری میکنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد مالی" در حد معمول بیبهرهاند.
@Ui_Ltr
#یادداشت
#بیسوادی_سفید
#بخش_دوم
دوست میدارند، عشق مي ورزند، رابطه میسازند و محبت میبازند. به جای اینکه از محبت، پلهای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری میسازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطهها میشوند و ناراضی آنها را ترک میکنند. عشق خود را نه برای تجربهی لذت، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و ثروت، هزینه میکنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهرهی سرمایهگذاری ميگردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری میبینند و در نهایت، زخمهای عاطفی خود را از رابطهای به رابطهای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا میکنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.
فرزنددار میشوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها میکنند. از نان خود میزنند تا در آینده لقمهای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار میرود نمیشود. کودکان و نوجوانانی رشد میکنند که روحیهی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطهی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه میشود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمیکنند. بزرگ میشوند و تشکیل خانواده میدهند و میکوشند «ناآموختههای خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.
سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمعآوری انواع کاغذها و روزمهها تلاش میکنند. شب ها و روزها بیدار میمانند و درس میخوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومهی خود را برای یک کارفرما ارسال میکنند، حتی با نحوهی تنظیم فونت و رسمالخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمیتوانند جدولی زیبا و چشمنواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.
روزها و شبها، وقت خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. از لپتاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیونهای هوشمند پناه میبرند. اما شبکههای اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادنهای سر کوچه میشود. کاری که نسل قبل میکرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریعتر و ارزانتر و در مقیاسی وسیعتر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایهی خود ناسزا میگفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانهی مجازی فرد دیگری حمله میکند و ناسزا میگوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.
این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمیشود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمیآورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث میشود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
بی سوادی سفید درد امروز جامعهی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغهای جدید را به عنوان این روز میافزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.
همه فهمیدهایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادیهای سفید گرفتار شدهایم، که ترجیح میدهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدیدهای انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر میرسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و دهها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همهی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".
@Ui_Ltr
#بیسوادی_سفید
#بخش_دوم
دوست میدارند، عشق مي ورزند، رابطه میسازند و محبت میبازند. به جای اینکه از محبت، پلهای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری میسازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطهها میشوند و ناراضی آنها را ترک میکنند. عشق خود را نه برای تجربهی لذت، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و ثروت، هزینه میکنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهرهی سرمایهگذاری ميگردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری میبینند و در نهایت، زخمهای عاطفی خود را از رابطهای به رابطهای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا میکنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.
فرزنددار میشوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها میکنند. از نان خود میزنند تا در آینده لقمهای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار میرود نمیشود. کودکان و نوجوانانی رشد میکنند که روحیهی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطهی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه میشود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمیکنند. بزرگ میشوند و تشکیل خانواده میدهند و میکوشند «ناآموختههای خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.
سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمعآوری انواع کاغذها و روزمهها تلاش میکنند. شب ها و روزها بیدار میمانند و درس میخوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومهی خود را برای یک کارفرما ارسال میکنند، حتی با نحوهی تنظیم فونت و رسمالخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمیتوانند جدولی زیبا و چشمنواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.
روزها و شبها، وقت خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. از لپتاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیونهای هوشمند پناه میبرند. اما شبکههای اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادنهای سر کوچه میشود. کاری که نسل قبل میکرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریعتر و ارزانتر و در مقیاسی وسیعتر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایهی خود ناسزا میگفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانهی مجازی فرد دیگری حمله میکند و ناسزا میگوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.
این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمیشود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمیآورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث میشود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
بی سوادی سفید درد امروز جامعهی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغهای جدید را به عنوان این روز میافزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.
همه فهمیدهایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادیهای سفید گرفتار شدهایم، که ترجیح میدهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدیدهای انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر میرسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و دهها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همهی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".
@Ui_Ltr
پیرامون #کلاسهای_ورزشی_تابستانه
با سلام
با توجه به اینکه اداره تربیت بدنی دانشگاه اصفهان در ایام تابستان، برای دانشجویان هیچ کلاسی در نظرگرفته نشده بود، معاونت فرهنگی دانشکده ادبیات اعلام آمادگی نمود با در نظر گرفتن اوقات فراغت بسیاری از اهالی دانشکاه در این فصل، در صورت درخواست و استقبال دانشجویان محترم، اقدام به برگزاری کلاسهای تابستانه در رشته های مختلف ورزشی نماید. پیش از این اطلاعیه هایی در این راستا منتشر شد که با استقبال تعدادی از دانشجویان نیز همراه گشت اما از آنجا که برگزاری هر کلاس در گرو تعداد شرکت کنندگان بود با توجه به تعداد ثبت نام کنندگان و زمان باقی مانده از تابستان، به جز کلاس ایروبیک، برگزاری دیگر کلاس ها امکان پذیر نیست.
در پایان از آن گروه از دانشجویان محترم که ثبت نام کرده بودند پوزش میطلبیم.
@Ui_Ltr
با سلام
با توجه به اینکه اداره تربیت بدنی دانشگاه اصفهان در ایام تابستان، برای دانشجویان هیچ کلاسی در نظرگرفته نشده بود، معاونت فرهنگی دانشکده ادبیات اعلام آمادگی نمود با در نظر گرفتن اوقات فراغت بسیاری از اهالی دانشکاه در این فصل، در صورت درخواست و استقبال دانشجویان محترم، اقدام به برگزاری کلاسهای تابستانه در رشته های مختلف ورزشی نماید. پیش از این اطلاعیه هایی در این راستا منتشر شد که با استقبال تعدادی از دانشجویان نیز همراه گشت اما از آنجا که برگزاری هر کلاس در گرو تعداد شرکت کنندگان بود با توجه به تعداد ثبت نام کنندگان و زمان باقی مانده از تابستان، به جز کلاس ایروبیک، برگزاری دیگر کلاس ها امکان پذیر نیست.
در پایان از آن گروه از دانشجویان محترم که ثبت نام کرده بودند پوزش میطلبیم.
@Ui_Ltr
#کافه_تحلیل
#پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده
دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران، به دانشگاه رسیده اند.
تصور دانشجویان جدید الورود به دانشگاه، همیشه پر از شور و شوق برای یک تجربه ی خاص است، یعنی همه انتظار دارند یک فضای جدید و غریب را تجربه کنند. در این هنگام توصیفاتشان از دانشگاه کمی غیرقابل باور است، اما وقتی وارد فضا شدند و مدتی را طی کردند آنوقت ...!
دانشجویان فعلی دانشکده، چند دسته اند: عده ای میگویند دانشکده یک حس خوب و دلگرم کننده دارد؛ عده ی دیگری معتقدند دانشکده اصلا روحیه دانشگاهی ندارد بلکه بیشتر شبیه یک دبیرستان بزرگ است. و البته در این بین نظرات دیگری هم وجود دارد. دیدگاه شما درباره ی حس و حال دانشگاهی دانشکده چیست؟
لطفا نظر خود را به شناسه ی کاربری زیر ارسال کنید (دیدگاههای شما منتشر خواهد شد).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
#پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده
دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران، به دانشگاه رسیده اند.
تصور دانشجویان جدید الورود به دانشگاه، همیشه پر از شور و شوق برای یک تجربه ی خاص است، یعنی همه انتظار دارند یک فضای جدید و غریب را تجربه کنند. در این هنگام توصیفاتشان از دانشگاه کمی غیرقابل باور است، اما وقتی وارد فضا شدند و مدتی را طی کردند آنوقت ...!
دانشجویان فعلی دانشکده، چند دسته اند: عده ای میگویند دانشکده یک حس خوب و دلگرم کننده دارد؛ عده ی دیگری معتقدند دانشکده اصلا روحیه دانشگاهی ندارد بلکه بیشتر شبیه یک دبیرستان بزرگ است. و البته در این بین نظرات دیگری هم وجود دارد. دیدگاه شما درباره ی حس و حال دانشگاهی دانشکده چیست؟
لطفا نظر خود را به شناسه ی کاربری زیر ارسال کنید (دیدگاههای شما منتشر خواهد شد).
🆔: @Ui_Lt
@Ui_Ltr
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
#کافه_تحلیل #پرسش_دوم: حال و هوایِ دانشگاهیِ دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بخشی از دانشگاه اصفهان و جامعه ی دانشگاهی کشور است. تمام دانشجویان این دانشکده، فضای مدرسه (هم ابتدایی، هم راهنمایی و هم دبیرستان) را تجربه کرده اند و بعد از گذار از آن دوران،…
دیدگاه اول در مورد پرسش حال و هوای دانشگاهی دانشکده:
با سلام. همون دبیرستان بزرگی که گفتین بهترین توصیفه.راستشو بخواین کسی به کسی نیست...
@Ui_Ltr
با سلام. همون دبیرستان بزرگی که گفتین بهترین توصیفه.راستشو بخواین کسی به کسی نیست...
@Ui_Ltr