و گاهی مرگ آدم را از تنهایی در میآورد
و گاهی یاد تو نفس کشیدن من را ز یاد میبرد
و گاهی لبهای خشکم،نام تورا به یادم میآورند
و گاهی این دل در لحظهای میایستد
در انتظار آنگاه که تو “یارمن”بیایی…!
و گاهی یاد تو نفس کشیدن من را ز یاد میبرد
و گاهی لبهای خشکم،نام تورا به یادم میآورند
و گاهی این دل در لحظهای میایستد
در انتظار آنگاه که تو “یارمن”بیایی…!
اگر من از تاریکی هایم بگوییم،باز هم جوری نگاهم میکنی که انگار خورشیدم؟
❤1