اوکی ولی اینایی که موقع عصبانیت قلبشون تیر میکشه یا نفسشون بند میاد خیلی گناه دارن :)
یه نوع افسردگی داریم به نام “دیس تایمیا”
شما سرکار میری دوستاتو میبینی درس میخونی توی مراسما شرکت میکنی ولی
باطن زندگیتون
پر از احساس خستگی و ناامیدیه:)
شما سرکار میری دوستاتو میبینی درس میخونی توی مراسما شرکت میکنی ولی
باطن زندگیتون
پر از احساس خستگی و ناامیدیه:)
نامهای به خودم:
میدونم بعضی روزا حالت خوب نیست
میدونم آرزو و روهای زیادی داری
میدونمهدفات بزرگه
میدونم شده شب های زیادی از فکر خوابت نبره
میدونم با اینکه خیلی غصه و درد داری
ولی هنوزم سعی میکنی لبخند رو لبات باشه
میدونم خیلی جاها بهتحرفایی زدن که نباید میشنیدی
خیلی جاهااز آشنا و غریبههاضربهخوردی
خیلی جاها رهات کردن
خیلی جاها تنهات گذاشتن
ولی تو هیچوقت عوض نشدی
همیشهخواستی برا خواستههات بجنگی
برای هدفهات تلاش کنی
مرسی که تسلیم نشدی من :)
میدونم بعضی روزا حالت خوب نیست
میدونم آرزو و روهای زیادی داری
میدونمهدفات بزرگه
میدونم شده شب های زیادی از فکر خوابت نبره
میدونم با اینکه خیلی غصه و درد داری
ولی هنوزم سعی میکنی لبخند رو لبات باشه
میدونم خیلی جاها بهتحرفایی زدن که نباید میشنیدی
خیلی جاهااز آشنا و غریبههاضربهخوردی
خیلی جاها رهات کردن
خیلی جاها تنهات گذاشتن
ولی تو هیچوقت عوض نشدی
همیشهخواستی برا خواستههات بجنگی
برای هدفهات تلاش کنی
مرسی که تسلیم نشدی من :)
Forwarded from -alirza!
من ازینکه «نشد» ناراحت نیستم.
ازینکه «چرا واسه من هیچوقت نمیشه» ناراحتم.
-قشاع
ازینکه «چرا واسه من هیچوقت نمیشه» ناراحتم.
-قشاع
یعنی تا میای یه قلب کنار اسمش میزاری و پینش میکنی،یهو با گوه ترین شخصیت ممکن روبه رو میشی
من خودمو تو لحظه های با تو بودن جا گذاشتم وگرنه این همه فکر بهت طبیعی نیست. :)
راستش دیگه انرژی لازم
برای دوستی های بیمعنی و مکالمههای غیرضروری رو ندارم.
برای دوستی های بیمعنی و مکالمههای غیرضروری رو ندارم.