حذف کردن آدما
نه دردناکِ نه ترسناک!
فقط کافیه چشماتو ببندی
تک تک لحظات بدی که با حضورشون رقم زدی یادت بیاری
فقط کافیه دست بزاری رو سمت چپ سینت و از درد زخم هایی که به قلبت زدن صورت مچاله بشه
فقط کافیه یاد روزها و شبهایی بیوفتی
که اشک مهمون صورتت بود و دلیلش فقط همون آدم بود و بس :)
فقط کافیه یاد مهربونیهایی که جوابش دل شکستن و پشیمونی بود بیوفتی
حذف کردن آدما نه دردناک ن ترسناک
فقط کمی دل جرات میخواد
و یک حافظه قوی ✨
نه دردناکِ نه ترسناک!
فقط کافیه چشماتو ببندی
تک تک لحظات بدی که با حضورشون رقم زدی یادت بیاری
فقط کافیه دست بزاری رو سمت چپ سینت و از درد زخم هایی که به قلبت زدن صورت مچاله بشه
فقط کافیه یاد روزها و شبهایی بیوفتی
که اشک مهمون صورتت بود و دلیلش فقط همون آدم بود و بس :)
فقط کافیه یاد مهربونیهایی که جوابش دل شکستن و پشیمونی بود بیوفتی
حذف کردن آدما نه دردناک ن ترسناک
فقط کمی دل جرات میخواد
و یک حافظه قوی ✨
وابستگی که دست خود آدم نیست
یهو به خودت میای میبینی تا گردن تو فکر و خیالش غرق شدی:)
یهو به خودت میای میبینی تا گردن تو فکر و خیالش غرق شدی:)
بلخره یه شب بهت زنگ میزنم همینکه گوشی و جواب دادی میگم
«دوستت دارم» و سریع گوشی و قطع میکنم و بعدش خودمو از پشت بوم پرت میکنم پایین ✨
«دوستت دارم» و سریع گوشی و قطع میکنم و بعدش خودمو از پشت بوم پرت میکنم پایین ✨
❤2
Forwarded from Reverie✨
سلام ، من یه مشت خاطره هستم ، یه مشت خاطره ی فراموش نشدنی!
یه آلبوم عکس با ژستای مختلف!
یه بغل با کلی حس رد و بدل شده:)
من یه تصویر مینیاتوری هستم ، یه عشقِ فراموش شده ، یه روحیه داغون یه مغز پر از درگیری ، یه ریه ای ک جای هوا دود تنفس میکنه
من انگشت نمای مردمی هستم که روزی با هیجان منو با انگشت نشون میدادن !
من عمق فاجعه هستم .
من دارای کم محلی از کسی که دوسش داشتم هستم
ینی بودم دارای آن بودم:)
الان دارای همون عشق هم نیستم ، من یه تراژدی غمگین هستم ، حاصل دلبسته به کسی که فقط احساس میکرد دوسم داره!
من با خود حامل هزاران بوسه ی عاشقانه هستم
صبری عیوب دارم
گاهی ولی کمر خم میکنم:)
من یه مشت خاطره هستم ، پر از دیدار های دونفره ، عاشقانه های بهاری ، از سیگاری بهمنی ک جای دی دود شد!
از اردیبهشتی ک از خرداد تیر خورد!
من یه غزل ترنم یه عمر بارِ عاشقانه ام من حاصل خاطرات بد گذشته عشقِ خودم هستم!
من خودم نیستم من سهم یک صندلی خالی هستم!
یک جوان بازنده:)
🤍.
*کیانا*
یه آلبوم عکس با ژستای مختلف!
یه بغل با کلی حس رد و بدل شده:)
من یه تصویر مینیاتوری هستم ، یه عشقِ فراموش شده ، یه روحیه داغون یه مغز پر از درگیری ، یه ریه ای ک جای هوا دود تنفس میکنه
من انگشت نمای مردمی هستم که روزی با هیجان منو با انگشت نشون میدادن !
من عمق فاجعه هستم .
من دارای کم محلی از کسی که دوسش داشتم هستم
ینی بودم دارای آن بودم:)
الان دارای همون عشق هم نیستم ، من یه تراژدی غمگین هستم ، حاصل دلبسته به کسی که فقط احساس میکرد دوسم داره!
من با خود حامل هزاران بوسه ی عاشقانه هستم
صبری عیوب دارم
گاهی ولی کمر خم میکنم:)
من یه مشت خاطره هستم ، پر از دیدار های دونفره ، عاشقانه های بهاری ، از سیگاری بهمنی ک جای دی دود شد!
از اردیبهشتی ک از خرداد تیر خورد!
من یه غزل ترنم یه عمر بارِ عاشقانه ام من حاصل خاطرات بد گذشته عشقِ خودم هستم!
من خودم نیستم من سهم یک صندلی خالی هستم!
یک جوان بازنده:)
🤍.
*کیانا*
اونجایی ک کوروش میگه
مگه میتونه منو از یادت ببره
عمرا اگه تو بغلش خوابت ببره :)
مگه میتونه منو از یادت ببره
عمرا اگه تو بغلش خوابت ببره :)
شاید تو اینطوری نباشی و اصلا فکر اینو نکنی ولی بزرگترین ترسم از دست دادن توعه
اینو بدون که خیلی دوستتدارم
اینو بدون که خیلی دوستتدارم
میشه یه روز برای همیشه توی بغل تو باشم و هیچوقت همو ول نکنیم چون بغل تو ی مکان امن برای منه:))
دیشب داشتم با ماه حرف میزدم
اون از خورشید میگفت
منم از تو براش گفتم :)🌑🤍
اون از خورشید میگفت
منم از تو براش گفتم :)🌑🤍