برای این تیکهی شازده کوچولو میشه مرد :)))))
-شازده کوچولو: دوست داشتناتو میخوای ببری تو گور باهاشون چیکار کنی که ابرازشون نمیکنی؟
+روباه: من دیگه دوست داشتن ندارم.
-شازده کوچولو: مگه میشه.
+روباه: آره یه روز همه دوست داشتنامو دادم به یکی، ولی اون گمشون کرد. حالا هم هر جا دنبالشون میگردم پیداشون نمیکنم.
-شازده کوچولو: دوست داشتناتو میخوای ببری تو گور باهاشون چیکار کنی که ابرازشون نمیکنی؟
+روباه: من دیگه دوست داشتن ندارم.
-شازده کوچولو: مگه میشه.
+روباه: آره یه روز همه دوست داشتنامو دادم به یکی، ولی اون گمشون کرد. حالا هم هر جا دنبالشون میگردم پیداشون نمیکنم.
Forwarded from Un momento (Donya)
وقتی میبینمش،
یادم میره قرار بود دیگه دوستش نداشته باشم.
یادم میره قرار بود دیگه دوستش نداشته باشم.
يه شبم يكى از بچّه ها مست بود، از جمعيت يكى يكى ميپرسيد ببخشيد منو جايى نديدين؟ خودمو گُم كردم.
❤1
هیچ بنایی ناگهان فرو نمیریزد
هیچ رشتهای ناگهان گسسته نمیشود
هیچ قلبی ناگهان نمیایستد
«ناگهان» وجود خارجی ندارد
ناگهان نامی است که به «تدریجی» میدهیم که از آن غافل بودیم.
ناگهان دروغی است که به خودمان میگوییم.
- امیرعلی بنیاسدی
هیچ رشتهای ناگهان گسسته نمیشود
هیچ قلبی ناگهان نمیایستد
«ناگهان» وجود خارجی ندارد
ناگهان نامی است که به «تدریجی» میدهیم که از آن غافل بودیم.
ناگهان دروغی است که به خودمان میگوییم.
- امیرعلی بنیاسدی
🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میدونم میبازم بهت ولی میام برات 🙂
یه جایی خوندم نوشت بود :
اگه میتونسی ذهنمو بخونی اشک میریختی،
چون بعدش متوجه میشی چقدر برام ارزش داری
خواستم بگم خیلی قشنگ نوشته بود🥲🤍
اگه میتونسی ذهنمو بخونی اشک میریختی،
چون بعدش متوجه میشی چقدر برام ارزش داری
خواستم بگم خیلی قشنگ نوشته بود🥲🤍
تو چی میدونی از من؟
تو چی میدونی که اینقدر راحت از زندگی من حرف میزنی؟
زجرهایی که کشیدم و دیدی ؟
حرفایی که شنیدم و شنیدی ؟
پا به پام تو سختی بودی؟
مثل من تا پای جون تلاش کردی تا از پس مشکلات بربیای؟
ببین؛تو دقیقا هیچی از من نمیدونی
تو فقط چیزهایی میدونی که من خواستم بدونی
تو از کل شخصیت من یه تصویر نصفه و نیمه توی ذهنته
تو چی میدونی که اینقدر راحت از زندگی من حرف میزنی؟
زجرهایی که کشیدم و دیدی ؟
حرفایی که شنیدم و شنیدی ؟
پا به پام تو سختی بودی؟
مثل من تا پای جون تلاش کردی تا از پس مشکلات بربیای؟
ببین؛تو دقیقا هیچی از من نمیدونی
تو فقط چیزهایی میدونی که من خواستم بدونی
تو از کل شخصیت من یه تصویر نصفه و نیمه توی ذهنته