اما عزيز من!
در اين حوالى، تا بوده چنین بوده...
هميشه بايد مى جنگيديم،مى دويديم،مى هراسيديم
وافسوس كه لبخند را،شادى را،عشق را، چنان كه بايد لمس نكرديم!
آرى! اين جهان، جرعه اى آرامش
و عمرِ به تاراج رفتهى مارا، بدهكارمان است.....
در اين حوالى، تا بوده چنین بوده...
هميشه بايد مى جنگيديم،مى دويديم،مى هراسيديم
وافسوس كه لبخند را،شادى را،عشق را، چنان كه بايد لمس نكرديم!
آرى! اين جهان، جرعه اى آرامش
و عمرِ به تاراج رفتهى مارا، بدهكارمان است.....
💘9❤2❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز، درست یک سال از اولین باری که دیدمت میگذره…
روزی که نه فقط یه تاریخ توی تقویم بود، بلکه شد یکی از خاصترین لحظههای زندگی من🫠.
از اون روز، خیلی چیزها تغییر کرد فصلها اومدن و رفتن، روزا کوتاه و بلند شدن، ولی خاطره اون دیدار، همونطور تازه مونده توی ذهنم، مثل یه عکس که هیچوقت رنگ نمیبازه.
با اینکه یکسال از اون روز گذشته اما برای من، هنوز همون شوق، همون لبخند، همون آرامش توی دلم جاریه❤️.
کاش بدونی چقدر اون لحظهها برام باارزش بودن و هستن.
امروز، فقط خواستم بگم: «یاد اون روز، یاد تو، هنوز با منه🥺🫀»
روزی که نه فقط یه تاریخ توی تقویم بود، بلکه شد یکی از خاصترین لحظههای زندگی من🫠.
از اون روز، خیلی چیزها تغییر کرد فصلها اومدن و رفتن، روزا کوتاه و بلند شدن، ولی خاطره اون دیدار، همونطور تازه مونده توی ذهنم، مثل یه عکس که هیچوقت رنگ نمیبازه.
با اینکه یکسال از اون روز گذشته اما برای من، هنوز همون شوق، همون لبخند، همون آرامش توی دلم جاریه❤️.
کاش بدونی چقدر اون لحظهها برام باارزش بودن و هستن.
امروز، فقط خواستم بگم: «یاد اون روز، یاد تو، هنوز با منه🥺🫀»
❤12❤🔥2💘2
𝙏𝙧𝙮𝙨𝙩𝙪𝙭🪽
امروز، درست یک سال از اولین باری که دیدمت میگذره… روزی که نه فقط یه تاریخ توی تقویم بود، بلکه شد یکی از خاصترین لحظههای زندگی من🫠. از اون روز، خیلی چیزها تغییر کرد فصلها اومدن و رفتن، روزا کوتاه و بلند شدن، ولی خاطره اون دیدار، همونطور تازه مونده توی ذهنم،…
با اینکه کیفیتش خیلی زیاد بود نمیدونم چرا وقتی اینجا پستش کردم آنقدر بی کیفیت شد..
اما تو اینستا هم پستش کردم میتونین از اونجا ببینین❤️
https://www.instagram.com/reel/DMiGAE3IKIA/?igsh=MTFnZ2hnczVibjRuZw==
اما تو اینستا هم پستش کردم میتونین از اونجا ببینین❤️
https://www.instagram.com/reel/DMiGAE3IKIA/?igsh=MTFnZ2hnczVibjRuZw==
خانم پاکروان خیلی به خون علاقمند فک کنم اون از خاتون این از تاسیان😭🫠
پرم از اشک نباید اینجوری میشد 😭😭😭
دلم برای امیر سوخت به حال تنهاییش همه جا تنها بود حتی موقعه مرگش😭
نجات کنار شیرین نشسته بود ولی امیر مثل ماهی سیاه تو آب تنها بود
پرم از اشک نباید اینجوری میشد 😭😭😭
دلم برای امیر سوخت به حال تنهاییش همه جا تنها بود حتی موقعه مرگش😭
نجات کنار شیرین نشسته بود ولی امیر مثل ماهی سیاه تو آب تنها بود
😭9💔2
00:00
بازم شب شد و من موندم و آرزوهایی که مثل ستاره، فقط از دور چشمک میزنن ،نزدیک نمیشن…
❤6💋2
هرچقدر بیشتر شناختمت بیشتر زشت شدی ، بیشتر شبیه آدم بدای قصهها شدی ، بیشتر به نبودنت راضی شدم . فقط میمونه یه دلتنگیه ساده که باعث میشه بیشتر بهت فکر کنم .
💘8💔2