رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
سفارش من به همه‌ی کسانی که می‌خواهند خود را پیدا کنند این است: درست همانجایی که هستید بمانید، در غیر اینصورت در معرض خطر گم شدن خودتان برای همیشه قرار خواهید گرفت.

یوستین گوردر




@towardinside
عاشق به شوربختی من نیست در جهان
برخاستم ز جا، نمکم از کنار ریخت!






@towardinside
فرهنگِ غنیِ نزول‌خواری


همزمان با محوریت پول در جوامع مدرن و مصرفی، رقابتی بی پایان به منظور به دست آوردن و مصرف آن به وجود آمده است.
اکنون افراد باید هرچه بیشتر تلاش کنند تا پول بیشتری به دست آورند و هرچه بیشتر آن را خرج کنند.

در چنین شرایطی در جوامع غربی شرکت های بسیاری ایجاد شده اند که در عوض دریافت بهره به افراد پول قرض می دهند تا آنها بتوانند نیازهای مصرفی خود را مرتفع سازند و از مسابقه بزرگ مصرف گرایی عقب نمانند.
به عنوان نمونه، اگر فردی از تامین نیازهای واقعی یا کاذب خود عاجز باشد می تواند از چنین شرکت هایی، یک شبه، مقدار قابل توجهی پول قرض بگیرد و در عوض موظف است تا چندین برابر این پول را به یکباره به این شرکت ها بازپس دهد و در غیر اینصورت به زندان و گذراندن دوران حبس محکوم می شود.
همچنین بانک ها با استفاده از راهکارهای مختلفی چون کارت های اعتباری، به افراد پول قرض می دهند و در عوض از مزایای مختلف مالی آن بهره مند می شوند.

رواج نزول خواری در جوامع غربی در حالی است که این جوامع به فرهنگ و تمدن خود می بالند و خود را عامل رعایت اخلاق و فضایل اخلاقی معرفی می کنند.
البته بی پولی افراد و نیاز به قرض گرفتن پول در جامعه ای مصرف گرا و پول محور درک پذیر است اما آنچه فهم پذیر نیست تناقض های جوامع غربی است که به عنوان مثال از یک سو خود را اخلاقی می دانند و از سوی دیگر نزول خواری را به شکل نهادی درآورده اند.


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B08sxqnBJBB/?igshid=7tcje6cdl7rv
@towardinside




عالی جناب گوزن، نشسته بود زیر درخت. درِ گوشی از وزیر خود، جناب مورچه‌خوار پرسید: به عنوان فرمانروا، بالاخره باید با این جانوران چه طور رفتار کنم؟ ظاهرا وضعِ خیلی بدی شده است.

جناب مورچه‌خوار، زبانش را فرو کرد توی لوله‌ای پُر از عسل.
بعد مدتی فکر کرد و گفت: با تجربه‌ای که از کار با فرمانروایان گذشته دارم باید بگویم که: اغنیا معمولا دارند برای فقرا هزینه درست می‌کنند. چپ و راست به آن‌ها می‌باورانند که اگر تولیدات آن ها را نخرند، بدبخت و بیچاره خواهند شد. می‌خواهند تا آخرین اندوخته و پس‌اندازِ فقرا را هم از گنجه‌هایشان بیرون بکشند و تصاحب کنند.

عالی جناب گوزن بلافاصله پرسید: فقرا چطور؟ آن‌ها واکنشی به این وضع ندارند؟ جناب مورچه‌خوار لحنش فروکش کرد: فقرا غالبا محجوب و باحیا هستند. اما اگر دیگر جانشان به لبشان برسد، آن‌ها هم ممکن است هزینه های سنگین برای اغنیا درست کنند.

عالی جناب گوزن حس کرد یک دنیا سوال جدید برایش به وجود آمده. دوباره پرسید: چه دلیلی دارد که فقرا این مشرب را پیدا کنند؟ جناب مورچه‌خوار خندید و گفت: اغنیا همیشه فقرا را به اخلاق دعوت می‌کنند. همانی که برای خودشان فقط نوعی مزاح است.

بعد دوباره زبانش را فرو کرد توی لوله‌ی عسل.

علی اشکان نژاد
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

حافظ





@towardinside
چه کار کنیم؟
اگر این دنیا
واقعیت هایی دارد
ما نیز
رویاهایی داریم.

نرودا




@towardinside
هنرمند معترض چینی، آی وی وی گلایه کرده که در آلمان فضای لازم برای بحث‌های باز به سختی پیدا می‌شود.

او گفته هنوز نمی‌داند که از آلمان به کجا خواهد رفت: «کسی که مقصد خود را بشناسد دیگر آواره نیست، من یک آواره‌ام.»

دویچه وله






@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0-Qq4kpFdY/?igshid=by3loyeq4bv0
@towardinside



مناسبت‌های تقویم های جهان، به جز ايجاد انتظار برای سالروزهاى شادی و جشن ، و يا مراسم سوگواری‌ِ هر ساله،
هدفِ دیگری هم دارند: معنابخشی به ایام.

و همین، گذشتِ بیهوده‌ی سال و ماه و عمر را قابل تحمل‌تر می‌کند! منتظر نشستن، تا رسیدن به مناسبت بعدی، فشاری را که از بی معنایی و به بطالت گذراندنِ زندگی بر ما وارد می‌شود، کم می‌کند.

علی اشکان نژاد
لم یكن كافيا ماتفتح من شجر اللوز
فإبتسمي يزهر اكثر



درختان بادام
به‌قدر کافی شکوفه نداده‌اند
لبخند بزن تا بیشتر شکوفا شوند

محمود درویش





@towardinside
Forwarded from مشيانه جون و دَهَن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خونه



كارگردان
نسيم تيمورپور

تصویربردار
محسن زنجانی

تهیه کننده
علی اشکان نژاد

مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
اخلاق وظیفه
امانوئل کانت

فرق اساسی کانت با سایر فیلسوفان اخلاق این بود که می‌گفت اخلاق یعنی خود را به فراموشی سپردن و فقط به دیگری اندیشیدن. دو مثال خیلی معروف دارد. یکی این‌که اگر فروشنده‌ای جنسش را به قیمت عادله بفروشد و کم‌فروشی و گران‌فروشی نکند، برای این‌که مشتریان سایر فروشندگان را به خودش جلب کند. عملش اخلاقی نیست. اگر به قیمت عادله فروخت برای خوشنام شدن، این هم عادلانه نیست. اگر به این علت باشد که مشتریان وقتشان تلف نشود که از چند جا قیمت بگیرند و بدانند که به مغازه من که بیایند قیمت من عادله است و صرفه‌جویی در وقتشان بشود، این عمل اخلاقی است به شرطی که نگوید می‌خواهم خدمتی به مردم جامعه خودم کرده باشم چون باز پای خودش به میان می‌آید. اگر بگوید به قیمت عادله می‌فروشم برای این‌که خدا از من راضی شود این هم اخلاقی نیست. یا برای این‌که به جهنم نروم. این هم اخلاقی نیست. اینها با هم از یک جهاتی فرق دارند اما در همه آنها درنهایت تو در اندیشه خودت هستی. تا در قلمرو خودت هستی در مصلحت‌اندیشی قدم می‌زنی. حتی اگر محاسبه سعادت اخروی و نزدیکی به خدا باشد تا وقتی محاسبه خودت را می‌کنی وارد قلمرو اخلاق نشده‌ای. از روزی وارد قلمرو اخلاق می‌شوی که اصلاً خودت را در نظر نگیری. اگر بپرسند چرا تواضع می‌ورزی بگوید چون انسان باید تواضع بورزد. حتی اگر خدا در قیامت مرا به بهشت نبرد. این اختلاف نظر کانت با پیشینیان و بسیاری از پسینیان است و از این نظر منحصربه‌فرد است. بگویی اخلاقی زندگی می‌کنم چون وظیفه دارم.رایگان بخشی یعنی کاری برای تو بکنم که هیچ سودی برای من ندارد. کانت گفته وظیفه را انجام بده و به فکر نتیجه نباش.

مصطفی ملکیان



@towardinside
واژه‌ها معمولا افکار را درست بیان نمی‌کنند؛ به محض بیان کمی منحرف می‌شوند و کمی ابلهانه.

هرمان هسه





@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0_Ro6Hheq8/?igshid=awzne5xh6vpo
@towardinside




آقا و خانم جغد، همیشه نگرانِ این بودند که مبادا در دوران پیری‌شان تنها بمانند.

حتی این نگرانی باعث شد خانم جغد در دورانِ جنگ طولانی و سختی که بین جغدها و راسوها صورت گرفت، و هیچ ماده جغدی از ترسِ قحطی تخم نمی‌گذاشت، ناخودآگاه دوبرابرِ معمولِ جغدها، یعنی چهار فرزند بیاورَد. به خاطر این که در لایه‌های مخفی ذهنش، مطمئن‌تر باشد برای این تنها نماندن.

در نهایت، جوجه‌ها با هر سختی‌ای که بود، به سن جوانی رسیدند. و آقا و خانم جغد در تمام این مدت مجبور بودند، دوبرابرِ دیگر جغدها کار کنند.

یک روز اما، طوطیِ چند رنگ، آمد بر فراز بیشه و شروع كرد به جار زدن. گفت که در سفرهایش جنگلی پیدا کرده، بسیار پُر درخت و پُر میوه. طوطی وقتی با گوشه‌ی چشمش آقای جغدِ متعجب و خشمگین را دید، به جار زدن ادامه داد که: جنگل مورد نظر، هیچ راسویی ندارد و پُر است از موش‌ها و سنجاب‌های چاق، برای شکار کردن.

آقای جغد برگشت سمت خانه. ناگهان دید خانم جغد دارد گریه می‌کند، و بچه‌هایش دارند چمدان می‌بندند برای مهاجرت به جنگل.

قلبِ آقای جغد، تیر کشید. رفت با صورت خودش را انداخت روی تخت.

علی اشکان نژاد
قاتُق بِنه


قاتق بنه (آب بنه) یکی از خوراک‌های محلی استان کرمان و شهرستان شهربابک است که بسیار مغذی و پر خاصیت نیز می‌باشد.

درخت بنه به لحاظ طبیعی بسیار دیر رشد می‌کند و از این رو قد کشیدن و بزرگ شدن آن مستلزم گذشت زمان و دور بودن از دسترس گیاهخواران می‌باشد و هر آنچه که در حال حاضر در دامنه کوهستان جلوه می‌نماید، باقیمانده درختانی است که تمام سختی‌ها را طی کرده‌اند و از تیشه هیزم شکننان به دور مانده‌اند که آتش چوب بنه به خاطر تمیز سوختن و ماندگاری و دوام از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.

برگ درختان بنه علاوه بر استفاده جهت خوراک احشام، برای فرآوری پوست و تبدیل آن به مشک نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دانه بنه را روی خوشه‌هایی بر شاخه‌های تازه این درخت می توان مشاهده کرد که دانه‌ها تقریبا کروی شکل (تقریبا عدس مانند) می‌باشند که دارای پوسته‌ای چوبی و سخت می‌باشند که مغز آن را در میان می‌گیرد و از این دانه‌ها در زمانی که هنوز نرم هستند و پوسته آن‌ها سخت نگردیده، جهت مصارف تهیه ترشی استفاده می‌کنند و هرگاه که رسیده باشند جهت تهیه قاتق بنه مورد استفاده قرار می‌گیرند و یا مغز آن را به صورت جداگانه مصرف می‌کنند.

معمولا بنه‌ها بعد از رسیدن پسته‌ها و در اواخر تابستان می‌رسند و مردم بر همان سیاق قبل جهت جمع آوری بنه اقدام می‌کنند و پس از جمع‌آوری بنه‌ها و تمیز کردن آن‌ها و جدا کردن دانه‌های رسیده، دانه‌های بنه را در آب می‌شویند تا شیره و طعم تندی که پوسته بنه دارد برطرف گردد و سپس این دانه‌های بنه را در آفتاب می‌ریزند تا کاملاً خشک شوند و جهت مصرف آماده گردند.

در مناطقی از ایران مغز میوه بنه را آسیاب یا له کرده و از آن نوعی آش یا سوپ درست می‌کنند. در استان کرمان به این غذا قاتق بنه گفته می‌شود. این غذا یکی از غذاهای قدیمی و محبوب در سیستان و بلوچستان است که به آن خورشت بنه یا گُنه هتوک گفته می‌شود. بنه به خاطر روغنی بودن، چربی و البته انرژی بسیاری در خود دارد.

طرز تهیه:

برای تهیه قاتق بنه که در زبان محلی ( سیر او بنه) خوانده می‌شود، دانه‌های بنه را با پوست کاملا خرد می‌کنند و به صورتی که مغز دانه‌ها کاملا با پوسته دانه خرد شوند. بعد از خرد کردن مقدار مورد نیاز، دانه‌های بنه خرد شده بنه را داخل ظرفی می‌ریزند. (معمولا از تغار استفاده می‌شود که به لحاظ زبر بودن قسمت داخلی تغار، چنگ زدن بهتر خمیره به دست آمده، امکان پذیر خواهد بود)

چنگ زدن و ساییدن خمیره حاصل از دانه‌های بنه را تا پیدا شدن چربی (آزاد شدن چربی موجود در هسته دانه‌های بنه) ادامه می‌دهند. بعد از این به آن آب اضافه می‌کنند تا قسمت‌های چوبی مربوط به دانه‌های بنه از سایر قسمت‌ها جدا شوند. (قسمت‌های چوبی در ته ظرف باقی می‌مانند)

مایع به دست آمده را قاتق بنه می‌گویند که آن را می‌توان کمی گرم کرده و همراه با مقدار دلخواه رب انار مخلوط کرده و با پیاز بر سر سفره نهاد تا نان کرنو و یا کماچ و یا نان تابه‌ای را در آن خرد کرده و با دست خوردن این قاتق عجب می‌چسبد.

خواص درمانی:

۱٫بنه، مقوی کبد و طحال بوده و مسکن درد کمر، درد پشت و درد قولنج می‌باشد، ضمن آنکه بنه، ویتامین‌‌های «آ» و اقسام «ب» و «د» دارد.

۲٫ بخار پوست درخت بنه برای گریزاندن حشرات مؤثر است و در صنعت دارو سازی با صمغ آن پمادی درست می‌کنند که از گزش پشه جلوگیری می‌کند.

۳٫برای کمر درد و دردهای مفصلی از روغن این گیاه استفاده می‌شود و کرمانی‌‌ها بنه را به نوعی تقویت‌ کننده اعصاب می‌دانند.




@towardinside
گل‌های وحشی
در گوشم زمزمه می‌کنند
کنار من:
《چه عزیزند در نظرم
این‌ها که می‌میرند.》

واکایاما بوکوسویی (۱۸۸۵_۱۹۲۵ م)





@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9489/


از سفینۀ فضایی تا معجزه: فناوری و دین چطور به فهم یکدیگر کمک می‌کنند؟
مروری بر کتاب «کیهان آمریکایی: یوفوها، دین و فناوری» نوشتۀ دایانا والش پاسولکا


ساموئل لانکار
ترجمۀ: محمد معماریان مرجع: LARB

عقیده‌ای که از نظرتان مسخره است را در نظر بگیرید. مثلاً باور به اینکه آدم فضایی‌ها وجود دارند و یک روز ممکن است به سیارۀ ما حمله کنند. به خودتان می‌گویید این عقاید مال بچه‌ها یا احمق‌ها یا فیلم‌های علمی-تخیلی است. بعد یک‌روز آدم بسیار باهوش و باسوادی را می‌بینید که برایتان توضیح می‌دهد چرا حملۀ آدم فضایی‌ها به زمین مسئله‌ای واقعی و مهم است. چه حالی می‌شوید؟ حیرت، عجز و لذتِ غریب فهمیدن چیزی تازه. کتاب تازۀ والش پاسولکا چنین تجربه‌ای برای خواننده‌اش به وجود می‌آورد.

...





@towardinside
ویلهلم! بدون عشق، دنیا چه معنایی می‌تواند برای قلبمان دربرداشته باشد؟ به گمانم درست مانند فانوسی جادویی بدون هیچ نوری جلوه گر باشد… به محض آن که شعله‌ای در آن وارد می‌کنید، بی درنگ متنوع‌ترین تصاویر بر روی دیوار ظاهر می‌گردد؛ و آن هنگام که همه این چیزها، تنها اشباحی بیش نباشد که در شرف عبور است، باید اقرار کرد که همین اشباح قادرند سعادت ما را، آن هنگام که در کنارشان حضور یافته‌ایم فراهم آورند، و ما نیز مانند پسران خردسالی شگفت زده و حیران، در برابر این تظاهرات خارق‌العاده، مسحور بر جای می‌مانیم.

رنج‌های ورتر جوان




@towardinside
https://www.instagram.com/p/B1AwiBBhwZo/?igshid=13qtzhejfm9hs
@towardinside



روی دیواره‌ی غارِ پیچ در پیچِ اِئوفمیا، یکی سنگ‌نبشته است خطاب به دئورسا و دیانتا:

هر کس که از جام پشت این سنگ، قطره‌ای بنوشد، یکصد و هفتاد سال خواهد زیست. و هر کس یکصد و هفتاد سال زندگی کند، ناگهان حکمتِ بی‌رنجی را از جایی نامعلوم، درخواهد يافت.

دئورسا و دیانتا اما، جام بشکستند، در این اندیشه که: لذت، همانا در رنج است.

علی اشکان نژاد
وباید در نظر داشت که فرق مسلمی میان آنچه را که تصور می‌کنیم با آنچه حقیقت می‌دانیم وجود دارد؛ و ما با بی‌خبری از آنچه که همه‌ی زندگی ما را دگرگون می‌سازد، بسر می‌بریم.

آلبر کامو




@towardinside
یک تمثیلِ روسی از بوته‌ای می‌گوید که بر فرازِ تپّه‌ای می‌روید و چون بر بلندی است باد می‌زند و کمرش را می‌شکند، و بوته می‌گوید: «ارزش داشت به این شکسته شدن، زیرا آنسوی تپّه را هم دیدم»

روزها- جلد‌اول
محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن





@towardinside
«وقتی نبودی نمی‌دونستم باید چی‌کار کنم. می‌رفتم پایین کنار رودخونه و به آب نگاه می‌کردم.»

| The Weeping Meadow
Theo Angelopoulos






@towardinside