رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
‏وقتی به واسطه‌ی خرید کالایی، فکر کردید طبقه‌ی اجتماعیتون عوض شده و آدم سابق نیستید، شما یک «تازه به دوران رسیده‌»اید.







@towardinside
ابری که روی دریا بباره، فقط خودشو سبک کرده!

📽 کیفر





@towardinside
اگر ندانیم که می‌میریم طعم زنده بودن را نمی‌توانیم بچشیم؛ و بدون دریافت شگفتی‌های شگرف زندگی، به مرگ نتوان اندیشید.

یوستین گردر





@towardinside
http://problematicaa.com/art-and-emancipation/


هنر و اندیشه رهایی: تأملاتی درباره «هنر انتقادی» و گرایش‌های آن
نویسنده: پوریا جهانشاد


اگر قصد داشته باشیم به عام‌ترین بیان، «هنر انتقادی»(Critical Art) را توصیف کنیم، می‌توانیم آن را هنری بدانیم که با ایجاد آگاهی درباره‌ی سازوکارهای سلطه تماشاگر را به عاملی آگاه از دگرگونی جهانی بدل می‌کند.[۲]از این تعریف چنین برمی‌آید که «هنر انتقادی» پیوندی انکارناپذیر با امر اجتماعی- سیاسی دارد و ازآنجاکه ذیل عنوان کلی هنر تعریف می‌شود، از سازش و هم‌نشینی بین هنر، سیاست و اخلاقیات هم حکایت می‌کند.

این تعاریف و انتظارات از هنر، به‌خصوص در ایران، تا حد زیادی از انتظارات و درک عمومی از آن فاصله دارد. بسیاری از مردم و حتی طیف گسترده‌ای از هنرمندان و منتقدان به خود آئینی(Autonomy) هنر باور دارند و بر این گمان‌اند که هنر نباید یا نمی‌تواند وارد این عرصه‌ها شود. به اعتقاد این گروه، کاری که هنر قرار است انجام دهد و کاری که سیاست و جامعه‌شناسی قرار بر انجام آن دارند از بنیاد با یکدیگر متفاوت‌اند و ملاک‌هایی که این امور با آن سنجیده می‌شوند نیز نسبتی باهم ندارند. به‌زعم آن‌ها هر زمان هنر وارد این عرصه‌ها شده جز زیان و بدنامی به دنبال نداشته و به گرایش‌هایی مانند «رئالیسم سوسیالیستی» منتهی شده که نبوغ و تخیل هنرمند را در سایه ثبت واقعیت، نادیده گرفته‌اند.

...




@towardinside
https://www.instagram.com/p/B06ObnihE0W/?igshid=1xnx7ht3cuy4l
@towardinside




در روزگارانِ خیلی قدیم، طبیعت، بسیار بی‌نظم، ناکارآمد، و بی‌حساب و کتاب بود.

یک روز جمعی از آدم‌ها تصمیم گرفتند طبیعت را سر و سامان دهند.

در ابتدای کار، با استفاده از سمپاش، بخش عظیمی از حشرات، معدوم شدند. و فقط زنبورهای عسل را نگه داشتند.

بعد نوبت حیوانات رسید. به جز گاو و گوسفند و اسب و مرغ، بقیه موذی شناخته شدند و از بین رفتند.

سپس، از گیاهان، چند نوع درخت با چوب مقاوم و یا میوه‌دار، انتخاب شدند و بقیه را قطع کردند.

و در نهایت به جز گندم و جو و لوبیا، دیگر هیچ گیاهی روی زمین نماند.

طبیعت، پیش از اقدام آن آدم‌ها، نادان بود. اشتباهی بود. اما به همت آن‌ها شکل درستی پیدا کرد و سراسر منظم و سودمند شد.

بشر اینک روز و شب برای این اقدام نیک‌‌شان، درود می‌فرستد و یادشان را گرامی می‌دارد!

علی اشکان نژاد
تُنُک مپوش
که اندام‌های سیمینت
درون جامه
پدید است چون گلاب از جام

سعدی






@towardinside
مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
که بی‌عنایت جان باغ چون لحد باشد

چه ریشه برکنی از غصه و پشیمانی
چو ریش عقل تو در دست کالبد باشد

بکن مجاهده با نفس و جنگ ریشاریش
که صلح را ز چنین جنگ‌ها مدد باشد

مولانا





@towardinside
نخستین شرطِ ظاهری برای دستیابی به هر چیزِ بزرگ یا عقلانی، خواه در زندگی خواه در علم، استقلال داشتن از افکارِ عمومی است. به طور قطع، افکار عمومی، دیر یا زود چنین دستاوردی را به رسمیّت خواهد شناخت و سرِ وقت، آن را به یکی از پیشداوری‌های خود، بدل خواهد کرد.

هگل





@towardinside
https://www.instagram.com/p/B07qz74hQpg/?igshid=qh86zjql7rxr
@towardinside



مداقّه که می‌کنید، انگار هیچ باوری در آدم محکم و بی برو برگرد نیست.

و برای همین کسانی هر روز باورهایشان را به بهانه‌هایی به خودشان یادآوری می‌کنند که نکند از میان برود.

از دیگر سو، شاید حتی نیت واقعی‌مان این باشد که هیچ باوری در ما ریشه ندواند، بلکه باور جدیدی بیاید، ما را از این وضع دشوارِ فعلی برهاند.

آن‌ها كه از معجزه‌ى احتمالىِ باورهاى تازه ناامیدند، براى حفظ باورهاى اكنون‌شان، مقاومت می‌کنند. امیدواران، به سرعت مقاومت را کنار می‌گذارند؛
و البته گويى به چیز دندان‌گیری هم نمی‌رسند!

علی اشکان نژاد
جوهر آزادی همواره در این بوده است که بتوانید آنگونه انتخاب کنید که می‌خواهید، زیرا خواسته‌اید بدون اجبار، بدون زور، بدون بلعیده‌شدن در دستگاهی عظیم آنگونه انتخاب کنید؛ جوهر آزادی در این بوده که حق داشته باشید مقاومت کنید، عامه‌پسند نباشید، به پای اعتقادات خود بایستید، زیرا آن اعتقادات را از آنِ خود می‌دانید. این یعنی آزادی راستین، و بدون آن، نه هیچ نوع آزادی وجود دارد و نه حتی توهم آزادی.

آیزایا برلین






@towardinside
من فکر می‌کنم موقعیتهایی در زندگی پیش می‌آید که انسان باید سکان کشتی خود را به دست جریان سرنوشت بسپارد،
درست مثل اینکه قدرت مقابله در برابر امواج آن را ندارد.
در این صورت ممکن است خیلی زود متوجه شود که جریان آبِ رودخانه، به نفع او بوده است. این موقعیت را تنها خود او درک می‌کند.
ممکن است شخص دیگری صحنه را ببیند و فکر کند که کشتی در حال غرق شدن است، غافل از اینکه هرگز آن کشتی چنین ناخدای استوار و محکمی نداشته است!

دخمه
ژوزه ساراماگو



@towardinside
رفتیم تا وسط‌های راه لواسان عاشقی کردیم و تا توانستیم در جاده‌ی تاریک همدیگر را بوسیدیم.
نمی‌دانم چه‌ها گفتم فقط می‌دانم هیچ نمی‌توانستم آن‌چه را که احساس می‌کردم بیان کنم.
فقط می‌دانم که به او گفتم عمر من است یعنی که در او زندگی می‌کنم. رودخانه‌ای هستم که او بستر من است و بی او قلب من هرز می‌رود.

در حال و هوای جوانی
شاهرخ مسکوب





@towardinside
سفارش من به همه‌ی کسانی که می‌خواهند خود را پیدا کنند این است: درست همانجایی که هستید بمانید، در غیر اینصورت در معرض خطر گم شدن خودتان برای همیشه قرار خواهید گرفت.

یوستین گوردر




@towardinside
عاشق به شوربختی من نیست در جهان
برخاستم ز جا، نمکم از کنار ریخت!






@towardinside
فرهنگِ غنیِ نزول‌خواری


همزمان با محوریت پول در جوامع مدرن و مصرفی، رقابتی بی پایان به منظور به دست آوردن و مصرف آن به وجود آمده است.
اکنون افراد باید هرچه بیشتر تلاش کنند تا پول بیشتری به دست آورند و هرچه بیشتر آن را خرج کنند.

در چنین شرایطی در جوامع غربی شرکت های بسیاری ایجاد شده اند که در عوض دریافت بهره به افراد پول قرض می دهند تا آنها بتوانند نیازهای مصرفی خود را مرتفع سازند و از مسابقه بزرگ مصرف گرایی عقب نمانند.
به عنوان نمونه، اگر فردی از تامین نیازهای واقعی یا کاذب خود عاجز باشد می تواند از چنین شرکت هایی، یک شبه، مقدار قابل توجهی پول قرض بگیرد و در عوض موظف است تا چندین برابر این پول را به یکباره به این شرکت ها بازپس دهد و در غیر اینصورت به زندان و گذراندن دوران حبس محکوم می شود.
همچنین بانک ها با استفاده از راهکارهای مختلفی چون کارت های اعتباری، به افراد پول قرض می دهند و در عوض از مزایای مختلف مالی آن بهره مند می شوند.

رواج نزول خواری در جوامع غربی در حالی است که این جوامع به فرهنگ و تمدن خود می بالند و خود را عامل رعایت اخلاق و فضایل اخلاقی معرفی می کنند.
البته بی پولی افراد و نیاز به قرض گرفتن پول در جامعه ای مصرف گرا و پول محور درک پذیر است اما آنچه فهم پذیر نیست تناقض های جوامع غربی است که به عنوان مثال از یک سو خود را اخلاقی می دانند و از سوی دیگر نزول خواری را به شکل نهادی درآورده اند.


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B08sxqnBJBB/?igshid=7tcje6cdl7rv
@towardinside




عالی جناب گوزن، نشسته بود زیر درخت. درِ گوشی از وزیر خود، جناب مورچه‌خوار پرسید: به عنوان فرمانروا، بالاخره باید با این جانوران چه طور رفتار کنم؟ ظاهرا وضعِ خیلی بدی شده است.

جناب مورچه‌خوار، زبانش را فرو کرد توی لوله‌ای پُر از عسل.
بعد مدتی فکر کرد و گفت: با تجربه‌ای که از کار با فرمانروایان گذشته دارم باید بگویم که: اغنیا معمولا دارند برای فقرا هزینه درست می‌کنند. چپ و راست به آن‌ها می‌باورانند که اگر تولیدات آن ها را نخرند، بدبخت و بیچاره خواهند شد. می‌خواهند تا آخرین اندوخته و پس‌اندازِ فقرا را هم از گنجه‌هایشان بیرون بکشند و تصاحب کنند.

عالی جناب گوزن بلافاصله پرسید: فقرا چطور؟ آن‌ها واکنشی به این وضع ندارند؟ جناب مورچه‌خوار لحنش فروکش کرد: فقرا غالبا محجوب و باحیا هستند. اما اگر دیگر جانشان به لبشان برسد، آن‌ها هم ممکن است هزینه های سنگین برای اغنیا درست کنند.

عالی جناب گوزن حس کرد یک دنیا سوال جدید برایش به وجود آمده. دوباره پرسید: چه دلیلی دارد که فقرا این مشرب را پیدا کنند؟ جناب مورچه‌خوار خندید و گفت: اغنیا همیشه فقرا را به اخلاق دعوت می‌کنند. همانی که برای خودشان فقط نوعی مزاح است.

بعد دوباره زبانش را فرو کرد توی لوله‌ی عسل.

علی اشکان نژاد
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

حافظ





@towardinside
چه کار کنیم؟
اگر این دنیا
واقعیت هایی دارد
ما نیز
رویاهایی داریم.

نرودا




@towardinside
هنرمند معترض چینی، آی وی وی گلایه کرده که در آلمان فضای لازم برای بحث‌های باز به سختی پیدا می‌شود.

او گفته هنوز نمی‌داند که از آلمان به کجا خواهد رفت: «کسی که مقصد خود را بشناسد دیگر آواره نیست، من یک آواره‌ام.»

دویچه وله






@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0-Qq4kpFdY/?igshid=by3loyeq4bv0
@towardinside



مناسبت‌های تقویم های جهان، به جز ايجاد انتظار برای سالروزهاى شادی و جشن ، و يا مراسم سوگواری‌ِ هر ساله،
هدفِ دیگری هم دارند: معنابخشی به ایام.

و همین، گذشتِ بیهوده‌ی سال و ماه و عمر را قابل تحمل‌تر می‌کند! منتظر نشستن، تا رسیدن به مناسبت بعدی، فشاری را که از بی معنایی و به بطالت گذراندنِ زندگی بر ما وارد می‌شود، کم می‌کند.

علی اشکان نژاد
لم یكن كافيا ماتفتح من شجر اللوز
فإبتسمي يزهر اكثر



درختان بادام
به‌قدر کافی شکوفه نداده‌اند
لبخند بزن تا بیشتر شکوفا شوند

محمود درویش





@towardinside