رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
در دلت هیچ جا نمی‌گیریم
گرچه ما هسته‌ایم و خرما تو





@towardinside
در فیلم های اولم آزادی نداشتم و با بازیگران حرفه ای کار می کردم، در صورتی که به کسانی احتیاج داشتم که برون فکنی نکنند. به آنها می گفتم طوری حرف بزنید که انگار با خودتان حرف می زنید نه با دیگران. اما آنها کار خودشان را می کردند طوری که انگار هنوز روی صحنه اند. حالا تمام بازیگرانم را از طریق دوستانم پیدا می کنم. هرچه بازیگرها کمتر راجع به فیلم بدانند من بیشتر از نتیجه راضی می شوم. اجازه نمی دهم بازیگرانم راشها را نگاه کنند و هیچ کدامشان را دوبار برای حضور در فیلم ها انتخاب نمی کنم چون بار دوم تلاش خواهد کرد آن چه را که فکر می کند من می خواهم به من بدهد. به بازیگرم می گویم «اینجا بنشین و به در نگاه کن» و این صحنه را ده بار تمرین می کنیم. بعد به او می گویم حالا این جمله را بگو، هرچه آرام تر و مکانیکی تر. در عمل می بینم که درون این بازیگر بدون اینکه خودش واقف باشد آشکار می شود.»

روبرت برسون




@towardinside
غم، کلکسیونِ خنده‌ام را به سرقت برد!

پرویز شاپور




@towardinside
مرلوپونتی از بدن ِواجد تجربه‌ی زیستی-که او تن می‌خواند و عبارت است از نظامی از تاثراتِ وجوه مختلف کنش و حوزه‌های حسیِ مختلف که کلیت ادراک انسانی را شکل می‌دهد-و جهان، به عنوان گوشت خام تن و گوشت خام جهان یاد می‌کند و معتقد است که "تن و جهان با یکدیگر رابطه‌ی فراروی یا همپوشانی دارند. نسبت تن با جهانی که خود را در آن می‌یابد، نباید به حسب فواصل عینی لحاظ گردد، بلکه باید بر حسب نحوهای همزیستی یا همبودی اصیل تن با آنچه که به سمت آن فراروی می‌کند، فهمیده شود". با الهام از پونتی، سابچک ایده‌ی رابطه بدن تماشاگر و بدن فیلم را مطرح می‌کند. بنا به نگره‌ی سابچک نه فیلم یک ابژه‌ی دریافتی بالفعل است و نه تماشاگر سوژه‌ای ساخته شده توسط آپاراتوس فیلم. از این منظر، رابطه‌ی تماشاگر با فیلم دیگر رابطه‌ی تماشاکننده (سوژه) با تماشاشونده (ابژه) نیست، بلکه رابطه‌ای تعاملی و دیالکتیکی میان دو سوژه‌ی تماشاکننده است که هر دو در حین حال تماشاشونده نیز محسوب می‌شوند. در این تبادل دوجانبه، نوعی رابطه‌ی بیناسوژه‌ای به وجود می‌آید و تماس بدن بیننده با بدن فیلم موجب شکل‌گیری نوعی رابطه بساوایی مابین آن دو می‌گردد.




@towardinside
پروژه‌هایی برای شهرهای مدرن


ایده مسکن اجتماعی یکی از مهمترین موضوعات در دولت های مختلف جهان معاصر است. در این طرح خانه هایی قالبی و یک شکل ساخته می شوند تا افراد فقیر و بی خانمان بتوانند در آنها ساکن شوند.
چنین طرح هایی از مخالفان و منتقدان بسیاری برخوردارند زیرا معمولا در فضاهایی ساخته می شوند که از بافت محلی برخوردار نیستند و به همین دلیل موجب رشد و گسترش انحرافات اجتماعی می شوند.

اما جدا از چنین انتقادهایی به نظر می رسد مسکن اجتماعی راه حلی است برای دولت های مدرن تا بخش عظیمی از مصرف کنندگان خود را از دست ندهند. به بیان دیگر چنین خانه هایی ساخته می شوند تا افرادی که از توانایی خرید یا اجاره خانه برخوردار نیستند به بی خانمان ها و بی سرپناهان جامعه اضافه نشوند و از چرخه مصرف کنندگان خارج نگردند.
جامعه مدرن بر مبنای مصرف می چرخد و دوست دارد به هر طریق ممکن مصرف کنندگان خود را حفظ کند. در نتیجه مسکن اجتماعی در حقیقت راهی است برای حفظ مصرف کنندگان و زمینه سازی برای مصرف کالاهای بیشتر از سوی آنها.

"مسکن اجتماعی" ظاهرا ایده خوب و جذابی است. حال آن‌که معنایش این است:
شما باید هر طور شده زنده بمانید و تکثیر شوید، تا "مصرف‌کننده" کماکان وجود داشته باشد.

این همان ایده ای است که در پس بسیاری از فرآیندها و فعالیت های مدرن مانند گسترش و ترویج بهداشت، آموزش و پزشکی نیز دیده می شود. فعالیت هایی که از ظاهری خیرخواهانه و انسان دوستانه برخوردارند اما در حقیقت در راستای سیاست های جامعه مصرف گرا قرار دارند.
این فرآیندها جملگی بر طول عمر انسان می افزایند و او را به نحوی تربیت می کنند که خیال جامعه مصرفی از بابت حضور سیل مصرف کنندگان و مصرف کالاهای گوناگون آسوده باشد.



رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B00z8yPBKfG/?igshid=mnwbf1whjxat
@towardinside




کاپیتانِ با تجربه، میکروفن را باز کرد، و پس از خوش‌آمدگویی به مسافران، اعلام نمود که به دلیل تفاوت‌های دمایی، در زمان کاهش ارتفاع نيز، تکانه‌های کوچکی را چنان‌که در موقع بلندشدن هم حس کرده‌اند، پیش رو خواهند داشت.

کاپیتان، در عین حال اطمینان داد که هیچ مشکلی پیش روی پرواز نخواهد بود.

یک ساعت بعد، اعلام شد که: در حال فرود در فرودگاه مقصدیم. چراغ‌های بستن کمربندها روشن شدند. و هواپیما شروع کرد به تکان خوردن.
آرامش اما هنوز برقرار بود.

تکان‌ها بیشتر شدند. کمی صدای پچ‌پچ بلند شد.
تکان‌ها باز هم افزايش يافت؛ تا حدی که کیف پیرزن نشسته روی صندلیِ پانزدهِ جی، از روی پایش افتاد.

و نهایتاً کار به جایی رسید که جوانِ شکاک فریاد زد:
او به ما اطمینان داد. نکند اشتباه کرده باشد. باید از او تضمین می‌خواستیم.

مهماندارها که در حال خدمت‌رسانی به وضع آشفته داخل کابین بودند، نگاهشان چرخید به سمت جوان.
چند لحظه سكوت بر فضا حاكم شد.

علی اشکان نژاد
Forwarded from مشيانه جون و دَهَن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعصاب ندارم!



كارگردان
نسيم تيمورپور

تصویربردار
حمیدرضا زمزم

تهیه کننده
علی اشکان نژاد

مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
ز بس کاندر ره عشق تو از پای آمدم تا سر
چنان بی پا و سرگشتم که پای از سر نمی‌دانم

عطار نیشابوری ‌







@towardinside
خاله‌ام نیز مانند مادرم توکّلی داشت که به او مقاومت و استحکام اراده می‌بخشید. از بحران‌های عصبی‌ای که امروز رایج است و تُحفه‌ی برخورد فرهنگ شرق با غرب است، در آن زمان خبری نبود. هر عصب و فکر، به منبعِ بی‌شائبه‌ی ایمان وصل بود که خوب و بد را به عنوان مشیّتِ الهی می‌پذیرفت.
به این زندگیِ گذرا آنقدرها دل نمی‌بست که پیشامدهای ناگوار را فاجعه‌ای بیانگارد و در نظرش اگر یک روی زندگی زشت می‌شد، روی دیگری بود که بشود به آن پناه بُرد.

روزها جلد‌اول
محمّد‌علی اسلامی‌ندوشن







@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9485/


هر چیزی حکمتی دارد؟ سرطان‌گرفتن مادری جوان چطور؟
شاید لازم است گاهی به جای آنکه دنبال دلیل بدبختی‌های دیگران بگردیم، به آن‌ها کمک کنیم


بیل گیتس
ترجمۀ: بابک طهماسبی مرجع: Gates Notes

کیت باولر، استاد الاهیات مسیحی در دانشگاه و مادر یک پسربچۀ بانمک، ۳۵ سال بیشتر نداشت که فهمید سرطان مرحلۀ چهار رودۀ بزرگ دارد. احتمال زنده ماندن در این سطح از بیماری، زیر ۵درصد است. باولر که همۀ عمرش را در فضایی دینی گذرانده بود، ناگهان با سؤالی سهمگین روبه‌رو شد: چرا من؟ گناه من چه بوده است؟ او در کتاب پرفروشی که دربارۀ بیماری‌اش نوشته است، در میان بیم و امید، به کشاکش با این سؤال برخاسته است.





@towardinside
https://www.instagram.com/p/B02ss5ghyz5/?igshid=re776ib48o1t
@towardinside




هر چیزی که دارد متراکم و غلیظ ظاهر می‌شود، می‌تواند خود، شاهدی باشد که در دیگر سویِ اين طیف، "زیست نشده" هایی وجود دارند.

حالا نگاه کنید. به این همه پرسشِ ریز و کم اهمیت دارند پاسخ می‌دهند. حتی مسأله می‌سازند و برایش راه حل پیدا می‌کنند.
ناگفته پیداست که این حجم تلاش و تقلّا، یک سَر دیگر هم دارد:
پرسش‌های اساسیِ بشر، بی‌پاسخ مانده‌اند!

علی اشکان نژاد
هشدار
از این آرامش آبی
با رنگ در رنگ
پرندگانش
ماهیانش
نیرنگ نخوری
دریا
تنها وقتی طوفانی است
راست میگوید

ضیا موحد



@towardinside
Forwarded from فستیوارت
 فراخوان نمایشگاه درهم‌تنیدگیِ عکاسی و تصویرسازی ≡
ــــــــــــــــــــــ

■ مهلت: ۲۰ مرداد ۱۳۹۸
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ شرایط شرکت آثار:
■ در نظر داريم نمايشگاهى از آثار عکاسی و تصویرسازی (یک رویاروییِ جذاب!)، در گالرى‌ چهارده تهران برگزار كنيم.
از تمام عکاسان و تصویرسازان، و نيز هنرمندانِ علاقه‌مند به این حوزه‌ها، براى مشاركت در اين رخداد مستقل، دعوت به عمل مى آيد.
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ موضوع:
پاریدولیا، دریافت و تصوّرِ جلوپنجره‌ی خودروها به عنوان صورت‌های انسان.
تا به حال،
حالت چراغ و جلوپنجره‌ى خودروها را به شكل چشم و صورت انسان تجسم كرده‌ايد؟
.
ــــــــــــــــــــــ
.
■ به کوشش: امیرحسین پورابراهیم و علی اشکان نژاد
.
■ داوران تصویرسازی: مجید حیدری – نیما جمالی
■ داوران عکاسی: آیدا دادرس – یاسمین راوی
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ هزینه شرکت: فقط برای منتخبین
■ سی‌درصد فروش + پنجاه هزارتومان هزینه کارپردازی
.
≡ راه های ارتباطی
■ واتس اپ براى ارسال آثار:
■ 09126999467
≡ اینستاگرام:
Instagram.com/ali_ashkannejad
≡ تلفن تماس:
■ 09391284060
≡ مکان برگزاری:
■ تهران، خیابان انقلاب، خیابان خارک، پلاک 14، گالری چهارده

ــــــــــــــــــــــ
.
≡ جزئیات کامل خبر را در لینک زیر بخوانید:
https://www.festivart.ir/?p=23644
≡ زمینه ها: #آگهی #تصویرسازی #عکاسی #فراخوان_هنری #نمایشگاه_گروهی
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ فراخوان های پیشنهادی:
■ جشنواره عکس کیش:
kish-festival.com
.
ــــــــــــــــــــــ
Festivart.ir
Festivart.ir/Festivart.apk
Instagram.com/Festivart.ir
.
پسرم برو ببین دل همسایه‌ها هم تنگه …





@towardinside
در مقابل واقعیت مثل بچه کوچک بنشین.

توماس_هنری_هاکسلی





@towardinside
https://www.instagram.com/p/B03rSDjhdHz/?igshid=cm3jsgrjvmt
@towardinside




آیسلینگ و سورچا، مادرانِ تازه عروس و تازه داماد بودند. دلشان می‌خواست هر طور شده بچه‌هایشان زندگی خوب و خوشحالی را شروع کنند.

توافق کردند برای تزیین خانه‌ی بخت. قرار شد آیسلینگ آشپزخانه و سرویس حمام و دستشویی را به عهده بگیرد؛ و سورچا اتاق خواب و هال و پذیرایی را بیاراید.

آیسلینگ، به دقتِ تمام، همه کابینت‌ها را از ظرف‌ها و بشقاب ها پُر کرد. لوازم آشپزخانه را روی کابینت‌ها چید، و به بعضی هم روبان رنگی آویزان کرد.

بعد وارد حمام و دستشویی شد. مجموعه‌ی کاملی از انواع مواد شستشو دهنده در اطراف وان و توی کمدهایش گذاشت؛ سپس تمام کف را پُر کرد از گلبرگ‌هایی که از قبل تهیه کرده بود.

سورچا هم تمام اتاق خواب را با بادکنک‌های قرمز آراست. و هال و پذیرایی را چنان که برای یک تازه عروس و داماد آذین می‌بندند، آماده کرد.

آیسلینگ و سورچا، در اعماق درونشان درست حدس زده بودند. تازه عروس و تازه داماد، جز پنج ماهی پیش هم دوام نیاوردند. تحمل‌شان نسبت به هم تمام شد. از هم جدا شدند!

علی اشکان نژاد
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
وفایِ عهد من از خاطرت به در نرود!

حافظ




@towardinside
https://www.instagram.com/p/B05D1ClB-Lb/?igshid=10n54ahm4oli6
@towardinside




روی هم رفته در طول تاریخ که نگاه کنید، خانم‌های جوان، بیشتر و با غلظتی عمیق‌تر و بادوام‌تر، مورد توجه پسربچه‌ها قرار گرفته‌اند، تا مردانی هم‌سن و سالِ خودشان.

انگار مرد جماعت، همواره و با اشتياق بيشتر، به دنبال مادر می‌گشته، تا زنی در تمثال یک همسر!

علی اشکان نژاد
خودآگاهی عرصه ی نمودار شدن تفسیرها و دلالت هاست و به همین دلیل زمان مند و موقتی است. و ناخودآگاه جایی است که در آن هیچ چیز پایان ندارد...هیچ چیز فراموش نمی شود. فروکاست ذات گرایانه ی ذهن به خوداگاهی بیشترین آسیب را از این استعاره می بیند. ذهن حضور ندارد. ذهن جایگاه هیچ حضوری نیست.

ژاک دریدا






@towardinside
‏وقتی به واسطه‌ی خرید کالایی، فکر کردید طبقه‌ی اجتماعیتون عوض شده و آدم سابق نیستید، شما یک «تازه به دوران رسیده‌»اید.







@towardinside
ابری که روی دریا بباره، فقط خودشو سبک کرده!

📽 کیفر





@towardinside