Forwarded from جامعه شناسی عمومی
استخدام درست
به هر جا نگاه می کنید ردپایی از مانکن ها مشاهده می شود. از درمانگاه ها و بیمارستان ها تا آژانس های مسافرتی و هواپیماها.
«صنعت مانکن سازی» مدت ها است که کار خویش را آغاز کرده و بدن ها را مطابق با الگوی استاندارد و از پیش تعیین شده خود قالب بندی می کند.
اکنون بسیاری از دخترها و پسرها مانکن شده اند یا در آرزوی مانکن شدن هستند.
مانکن بودن را می توان به عنوان یک شغل در حوزه تبلیغات و مدلینگ در نظر گرفت و در مورد ابعاد گوناگون آن بحث و گفتگو کرد، اما مشکل اصلی از آنجا آغاز می شود که مانکن ها موقعیت های گوناگون را در فضاهای مختلف اجتماعی اشغال می کنند. پرستاران، مهمانداران و ... مانکن می شوند در حالی که چنین مشاغلی به خصوصیات رفتاری و شخصیتی ویژه ای نیاز دارد که تناسبی با خصوصیات شخصیتی، رفتاری و حتی بدنی مانکن ها ندارد.
پرستاران و مهمانداران باید افرادی توانمند، مسوولیت شناس و دلسوز باشند تا بتوانند وظایف خطیر خود را به درستی انجام دهند و رضایت بیماران و مسافران را به دست آورند. این در حالی است که یک مانکن به وضوح در چنین موقعیت هایی نمی تواند کارکرد مناسب خود را ایفا کند و موجب اختلال در انجام وظایف نقش های تخصصی می شود.
مانکن ها باید به عرصه مدلینگ و تبلیغات محدود شوند و پرستاران و مهمانداران باید از بین افراد توانمند، کارآزموده و باتدبیر انتخاب شوند. تداوم وضع فعلی نظام های درمانی و مسافرتی را بیش از پیش مختل می سازد و با بحران مواجه می کند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
به هر جا نگاه می کنید ردپایی از مانکن ها مشاهده می شود. از درمانگاه ها و بیمارستان ها تا آژانس های مسافرتی و هواپیماها.
«صنعت مانکن سازی» مدت ها است که کار خویش را آغاز کرده و بدن ها را مطابق با الگوی استاندارد و از پیش تعیین شده خود قالب بندی می کند.
اکنون بسیاری از دخترها و پسرها مانکن شده اند یا در آرزوی مانکن شدن هستند.
مانکن بودن را می توان به عنوان یک شغل در حوزه تبلیغات و مدلینگ در نظر گرفت و در مورد ابعاد گوناگون آن بحث و گفتگو کرد، اما مشکل اصلی از آنجا آغاز می شود که مانکن ها موقعیت های گوناگون را در فضاهای مختلف اجتماعی اشغال می کنند. پرستاران، مهمانداران و ... مانکن می شوند در حالی که چنین مشاغلی به خصوصیات رفتاری و شخصیتی ویژه ای نیاز دارد که تناسبی با خصوصیات شخصیتی، رفتاری و حتی بدنی مانکن ها ندارد.
پرستاران و مهمانداران باید افرادی توانمند، مسوولیت شناس و دلسوز باشند تا بتوانند وظایف خطیر خود را به درستی انجام دهند و رضایت بیماران و مسافران را به دست آورند. این در حالی است که یک مانکن به وضوح در چنین موقعیت هایی نمی تواند کارکرد مناسب خود را ایفا کند و موجب اختلال در انجام وظایف نقش های تخصصی می شود.
مانکن ها باید به عرصه مدلینگ و تبلیغات محدود شوند و پرستاران و مهمانداران باید از بین افراد توانمند، کارآزموده و باتدبیر انتخاب شوند. تداوم وضع فعلی نظام های درمانی و مسافرتی را بیش از پیش مختل می سازد و با بحران مواجه می کند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B0tcgUYhrn4/?igshid=269zjupj67ai
@towardinside
دستهای هر خانمی در نظر خودش غالباً تمیز است. ظرفها را با همان دستهایی میشویَد که پردههاى شسته شده را آویزان کرده، و گردگیری آینه را با همان دستهایی انجام میدهد، که با آنها زمین را تی کشیده.
خانم الف اما، بیشتر از بقیه خانمهای کوچه کاج، دستهایش را میشست. معتقد بود چون او با همین دستهایش غذا هم میپزد، باید آنها را مرتب با آب و صابون بشوید تا دیگران موقع خوردن غذا، حس بهتری داشته باشند.
خانم الف، عاشق زندگیاش بود. و زنانِ همکوچهای، همیشه از او یاد میگرفتند.
یک روز برای خانم الف مهمان ناخوانده از راه رسید. خانم الف نگران، رفت توی آشپزخانه و تند و تند شروع کرد به پختن ناهار. در بین کارها، کیسه سطل زباله پر شد و به ناچار کیسه را گره زد و گذاشت پشت یخچال. کیسه جدیدی را داخل سطل زباله قرار داد و بلافاصله رفت سروقت درست کردن سالاد.
یک ساعتِ بعد، ناهار روی میز چیده شده بود و همه مهمانها آمدند برای غذاخوردن.
یکی از مهمانها که دست دراز کرد سمت بشقابِ سالاد، خانم الف ناگهان چیزی یادش آمد و مضطرب شد. از جایش پرید و رفت ظرف سالاد را برداشت و با گفتنِ "ببخشید"، آن را برد و توی سطل زباله آشپزخانه خالی کرد.
مهمانها تعجب کردند، اما کسی حرفی نزد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
دستهای هر خانمی در نظر خودش غالباً تمیز است. ظرفها را با همان دستهایی میشویَد که پردههاى شسته شده را آویزان کرده، و گردگیری آینه را با همان دستهایی انجام میدهد، که با آنها زمین را تی کشیده.
خانم الف اما، بیشتر از بقیه خانمهای کوچه کاج، دستهایش را میشست. معتقد بود چون او با همین دستهایش غذا هم میپزد، باید آنها را مرتب با آب و صابون بشوید تا دیگران موقع خوردن غذا، حس بهتری داشته باشند.
خانم الف، عاشق زندگیاش بود. و زنانِ همکوچهای، همیشه از او یاد میگرفتند.
یک روز برای خانم الف مهمان ناخوانده از راه رسید. خانم الف نگران، رفت توی آشپزخانه و تند و تند شروع کرد به پختن ناهار. در بین کارها، کیسه سطل زباله پر شد و به ناچار کیسه را گره زد و گذاشت پشت یخچال. کیسه جدیدی را داخل سطل زباله قرار داد و بلافاصله رفت سروقت درست کردن سالاد.
یک ساعتِ بعد، ناهار روی میز چیده شده بود و همه مهمانها آمدند برای غذاخوردن.
یکی از مهمانها که دست دراز کرد سمت بشقابِ سالاد، خانم الف ناگهان چیزی یادش آمد و مضطرب شد. از جایش پرید و رفت ظرف سالاد را برداشت و با گفتنِ "ببخشید"، آن را برد و توی سطل زباله آشپزخانه خالی کرد.
مهمانها تعجب کردند، اما کسی حرفی نزد.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . دستهای هر خانمی در نظر خودش غالباً تمیز است. ظرفها را با همان دستهایی میشویَد که پردههاى شسته شده را آویزان کرده، و گردگیری آینه را با همان دستهایی انجام میدهد، که با آنها زمین را تی کشیده. خانم الف اما، بیشتر از بقیه خانمهای کوچه کاج، دستهایش…
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
عطار نیشابوری
@towardinside
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
عطار نیشابوری
@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9481/
سیمونوی و برادرش: پیوند جنون و نبوغ
مروی بر کتاب «حدسهای وی» که داستان خواهر و برادری نامآشنا و عجیب را روایت میکند
پارول سیگال
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع:NYTimes
اهالی علوم انسانی سیمون وی را میشناسند، فیلسوف، شاعر و قدیسی پرشور که نثر آتشناک و نبوغ اخلاقی او خارقالعاده است. اما برای ریاضیدانان، احتمالاً برادر او شناختهشدهتر است: آندره وی، ریاضیدانی در سطح جهانی که تحقیقاتش در پیشرفت بخشهای متعددی از علم ریاضی مؤثر بوده است. زندگی عجیب و غریب این خواهر و برادر نابغه، که در کودکی با هم به زبان یونانی باستان حرف میزدند و قطعات راسین را حفظ میکردند، دستمایۀ کتابی جدید بوده است.
@towardinside
سیمونوی و برادرش: پیوند جنون و نبوغ
مروی بر کتاب «حدسهای وی» که داستان خواهر و برادری نامآشنا و عجیب را روایت میکند
پارول سیگال
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع:NYTimes
اهالی علوم انسانی سیمون وی را میشناسند، فیلسوف، شاعر و قدیسی پرشور که نثر آتشناک و نبوغ اخلاقی او خارقالعاده است. اما برای ریاضیدانان، احتمالاً برادر او شناختهشدهتر است: آندره وی، ریاضیدانی در سطح جهانی که تحقیقاتش در پیشرفت بخشهای متعددی از علم ریاضی مؤثر بوده است. زندگی عجیب و غریب این خواهر و برادر نابغه، که در کودکی با هم به زبان یونانی باستان حرف میزدند و قطعات راسین را حفظ میکردند، دستمایۀ کتابی جدید بوده است.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
سیمون وی و برادرش: پیوند جنون و نبوغ
اهالی علوم انسانی سیمون وی را میشناسند، فیلسوف، شاعر و قدیسی پرشور که نثر آتشناک و نبوغ اخلاقی او خارقالعاده است. اما برای ریاضیدانان، احتمالاً برادر او شناختهشدهتر است: آندره وی، ریاضیدانی در سطح جهانی که تحقیقاتش در پیشرفت بخشهای متعددی از علم ریاضی…
چگونه میتوانستیم برای تابلو "مونالیزا" ارزشی قائل باشیم اگر داوینچی پایین آن مینوشت:
میخندد به این دلیل که رازی را از معشوقاش پنهان کرده...، پیچیده گویی کاملترین شکلِ بیان است.
استنلی کوبریک
@towardinside
میخندد به این دلیل که رازی را از معشوقاش پنهان کرده...، پیچیده گویی کاملترین شکلِ بیان است.
استنلی کوبریک
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0u4M2uBm9P/?igshid=aamiba5db47r
@towardinside
بدبختترین و خوشبختترین آدم دنیا، هیچیک وجود ندارند.
حتی اگر بخواهند پافشاری کنند که هستند، در کوتاه زمانی، خود، این باورشان را از دست میدهند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
بدبختترین و خوشبختترین آدم دنیا، هیچیک وجود ندارند.
حتی اگر بخواهند پافشاری کنند که هستند، در کوتاه زمانی، خود، این باورشان را از دست میدهند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . بدبختترین و خوشبختترین آدم دنیا، هیچیک وجود ندارند. حتی اگر بخواهند پافشاری کنند که هستند، در کوتاه زمانی، خود، این باورشان را از دست میدهند. #بدبخت #خوشبخت #باور #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
کلید تمام داستان ها این است که به بیننده آنچه را میخواهد بدهیم اما نه به آن شکلی که انتظار دارد.
ولیام گلدمن
فیلمنامه نویس
@towardinside
ولیام گلدمن
فیلمنامه نویس
@towardinside
هر انسانی وجودی است مشخص که تحت هیچ قانون کلی قرار نمیگیرد و موضوع علمی واقع نمیشود.
اگزیستانسیالیست ها می گویند ؛ علم عبارت از دسته بندی نمودهاست و از این لحاظ با خوض و غور در کیفیت وجود مغایرت دارد. زیرا هر وجودی مشخص و متغایر با وجود دیگر است. جمادات و نباتات و حتی حیوانات را میتوان با علم شناخت، ولی آنچه را میشناسیم و میدانیم نمود آنهاست و به هیچ وجه چگونگی هستی آن ها را درک نمیکنیم.
در مورد انسان مسئله صورت دیگری دارد ـ در مورد کلیه موجودات غیر انسان ، ما قبول داریم که ماهیت آن ها بر وجود ایشان اسبق است. مثلا شما قبل از این که میزی بسازید طرح آن را در فکر خود حاضر میکنید و سپس آن را به وجود می آورید. پس در مورد میز، ما ملاحظه میکنیم، اول ماهیت میز خلق میشود و سپس وجود بر او ظاهر میگردد. لیکن در مورد انسان اینطور نیست. فرد بشر ، اول به وجود می آید و سپس ماهیت خود را هرطوری که خود میخواهد انتخاب میکند و این انتخاب دائمی و لاینقطع است. وجود بشر چون در حین وجود داشتن دائما در حال تغییر و تحول است و این تغییر و تحول غیرقابل پیشبینی و حدس زدن میباشد، چطور ممکن است قبل از وجود داشتن بتوان ماهیت آن را تعریف کرد ؟ وجود بشر وجود نوظهوری است که دائما ابتکار و تازگی خود را حفظ میکند و به همین دلیل نمیتوان آن را به تبعیت علم درآورد و محکوم جبریّت دانست.
ژان پل سارتر
کار از کار گذشت
@towardinside
اگزیستانسیالیست ها می گویند ؛ علم عبارت از دسته بندی نمودهاست و از این لحاظ با خوض و غور در کیفیت وجود مغایرت دارد. زیرا هر وجودی مشخص و متغایر با وجود دیگر است. جمادات و نباتات و حتی حیوانات را میتوان با علم شناخت، ولی آنچه را میشناسیم و میدانیم نمود آنهاست و به هیچ وجه چگونگی هستی آن ها را درک نمیکنیم.
در مورد انسان مسئله صورت دیگری دارد ـ در مورد کلیه موجودات غیر انسان ، ما قبول داریم که ماهیت آن ها بر وجود ایشان اسبق است. مثلا شما قبل از این که میزی بسازید طرح آن را در فکر خود حاضر میکنید و سپس آن را به وجود می آورید. پس در مورد میز، ما ملاحظه میکنیم، اول ماهیت میز خلق میشود و سپس وجود بر او ظاهر میگردد. لیکن در مورد انسان اینطور نیست. فرد بشر ، اول به وجود می آید و سپس ماهیت خود را هرطوری که خود میخواهد انتخاب میکند و این انتخاب دائمی و لاینقطع است. وجود بشر چون در حین وجود داشتن دائما در حال تغییر و تحول است و این تغییر و تحول غیرقابل پیشبینی و حدس زدن میباشد، چطور ممکن است قبل از وجود داشتن بتوان ماهیت آن را تعریف کرد ؟ وجود بشر وجود نوظهوری است که دائما ابتکار و تازگی خود را حفظ میکند و به همین دلیل نمیتوان آن را به تبعیت علم درآورد و محکوم جبریّت دانست.
ژان پل سارتر
کار از کار گذشت
@towardinside
آدمها از ترس وحشی میشوند، از ترس به قدرت رو میآورند که چرخ آدمهای دیگر را از کار بیندازند و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟ چرا کتاب نمیخوانند؟ چرا هیچچیز از تاریخ نمیدانند؟ چرا ما این همه در تیرهبختی تکرار میشویم؟ این همه جنگ این همه آدم برای چه چیزی کشته شدهاند که آن چیز حالا دستشان نیست و دست بچههاشانم نیست؟!
سال بلوا
عباس معروفی
@towardinside
سال بلوا
عباس معروفی
@towardinside
Forwarded from مشيانه جون و دَهَن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازگشت خاله مهرگان...
كارگردان
نسيم تيمورپور
تصویربردار
امیرحسین زمزم
تهیه کننده
علی اشکان نژاد
مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
كارگردان
نسيم تيمورپور
تصویربردار
امیرحسین زمزم
تهیه کننده
علی اشکان نژاد
مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
https://www.instagram.com/p/B0vSXreBvrN/?igshid=8tci7aa6t0y9
@towardinside
مادلین در راه دانشکده، بچهگربهای را پیدا کرد که نیمهجان افتاده بود کنار پیادهرو.
اول خواست بچهگربه را بردارد و با خودش ببرد، که سر و سامانی به او بدهد.
اما پیش خودش گفت: کمک به اين بچه گربه، ممکن است در نهایت باعث آن شود که جانورِ تنبلى بار بيايد، اين تنآسايى در نسل او رسوخ کند، و روزی اگر به آنها رسیدگی نشوند، دستهجمعی منقرض شوند.
پس بچهگربه را به حال خودش رها کرد و رفت.
همان شب، خواب دید که بچهگربه در فشار قرار گرفته، راه زنده ماندن را پیدا کرده، و بسیار قوی و بزرگ شده است. درست، اندازهی یک فیل.
بچه گربه میخواست در خواب مادلین را بخورد و او را حسابی ترساند.
از فردا، مادلین تصمیم گرفت به هر گربهای که دید، غذا بدهد، تا نسلِ گربه همینطور لوس و ناتوان باقی بماند. این طوری خیالش راحتتر بود.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مادلین در راه دانشکده، بچهگربهای را پیدا کرد که نیمهجان افتاده بود کنار پیادهرو.
اول خواست بچهگربه را بردارد و با خودش ببرد، که سر و سامانی به او بدهد.
اما پیش خودش گفت: کمک به اين بچه گربه، ممکن است در نهایت باعث آن شود که جانورِ تنبلى بار بيايد، اين تنآسايى در نسل او رسوخ کند، و روزی اگر به آنها رسیدگی نشوند، دستهجمعی منقرض شوند.
پس بچهگربه را به حال خودش رها کرد و رفت.
همان شب، خواب دید که بچهگربه در فشار قرار گرفته، راه زنده ماندن را پیدا کرده، و بسیار قوی و بزرگ شده است. درست، اندازهی یک فیل.
بچه گربه میخواست در خواب مادلین را بخورد و او را حسابی ترساند.
از فردا، مادلین تصمیم گرفت به هر گربهای که دید، غذا بدهد، تا نسلِ گربه همینطور لوس و ناتوان باقی بماند. این طوری خیالش راحتتر بود.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . مادلین در راه دانشکده، بچهگربهای را پیدا کرد که نیمهجان افتاده بود کنار پیادهرو. اول خواست بچهگربه را بردارد و با خودش ببرد، که سر و سامانی به او بدهد. اما پیش خودش گفت: کمک به اين بچه گربه، ممکن است در نهایت باعث آن شود که جانورِ تنبلى بار بيايد،…
با من از روايت گريهها
سخن مگوی !
صبحهای مرمرين در پی است،
سواران ستارهپوش در پی است.
گُلگُل شبنم و
لغزش لاله
در نسيمههای نور.
ديگر
نه نامی از دريا،
نه نقشی
که در چشم آدمی.
من رازجویِ آن روايتم
که هنوزش کسی
بازنسروده است !
با من از روايت رازها
سخن بگوی ...
سید علی صالحی
@towardinside
سخن مگوی !
صبحهای مرمرين در پی است،
سواران ستارهپوش در پی است.
گُلگُل شبنم و
لغزش لاله
در نسيمههای نور.
ديگر
نه نامی از دريا،
نه نقشی
که در چشم آدمی.
من رازجویِ آن روايتم
که هنوزش کسی
بازنسروده است !
با من از روايت رازها
سخن بگوی ...
سید علی صالحی
@towardinside
در زندگی، امکان زیاد است. ولی در هر امکانی، تنها یک چیز میبینی و از آن گریزی هم نداری:
عدمِ امکانِ وجودِ خودت را.
فرانتس کافکا
@towardinside
عدمِ امکانِ وجودِ خودت را.
فرانتس کافکا
@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9483/
حتی در دوران پیروزی، خوابِ شکستهایمان را میبینیم
رؤیاها ما را به گذشته میبرند تا دوباره حسرت کارهایی را بخوریم که انجام ندادهایم
ریچارد روسو
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع:LiteraryHub
ریچارد روسو، نویسندهای بسیار موفق است. کتابهایش جایزههای فراوان بردهاند و ثروت و منزلت زیادی برایش به ارمغان آوردهاند. به تعبیر خودش، آدمی است که دارد همان کاری را انجام میدهد که برایش ساخته شده. پس ظاهراً نباید در زندگیاش احساس شکست کند. اما رؤیاهای تکرارشوندهای که شبها او را در خود غرق میکنند، گویا چیز دیگری برای گفتن دارند. تکههایی از گذشته، که هر بار به او یادآوری میکنند در زندگی غمهایی است که تمام نمیشود.
@towardinside
حتی در دوران پیروزی، خوابِ شکستهایمان را میبینیم
رؤیاها ما را به گذشته میبرند تا دوباره حسرت کارهایی را بخوریم که انجام ندادهایم
ریچارد روسو
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع:LiteraryHub
ریچارد روسو، نویسندهای بسیار موفق است. کتابهایش جایزههای فراوان بردهاند و ثروت و منزلت زیادی برایش به ارمغان آوردهاند. به تعبیر خودش، آدمی است که دارد همان کاری را انجام میدهد که برایش ساخته شده. پس ظاهراً نباید در زندگیاش احساس شکست کند. اما رؤیاهای تکرارشوندهای که شبها او را در خود غرق میکنند، گویا چیز دیگری برای گفتن دارند. تکههایی از گذشته، که هر بار به او یادآوری میکنند در زندگی غمهایی است که تمام نمیشود.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
حتی در دوران پیروزی، خوابِ شکستهایمان را میبینیم
ریچارد روسو، نویسندهای بسیار موفق است. کتابهایش جایزههای فراوان بردهاند و ثروت و منزلت زیادی برایش به ارمغان آوردهاند. به تعبیر خودش، آدمی است که دارد همان کاری را انجام میدهد که برایش ساخته شده. پس ظاهراً نباید در زندگیاش احساس شکست کند. اما رؤیاهای…
اگر قرار است چیزی به دست بیاوریم که در پایان زندگی کوتاه خود احساس خسران نکینم، باید به جنگ تمام عیار نیروهای کمبود و نقصان برویم که مانع از تحقق آرزوهای ما میشوند.
مارتین هایدگر
@towardinside
مارتین هایدگر
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0x3I7sByf8/?igshid=wu6pl5prq889
@towardinside
هیچ دو نفری را نمیشناسم که خواب یکسانی دیده باشند.
پس آيا میتوان انتظار داشت که صبحگاهان، کار مشترکی را پیشه كنند؟
علی اشکان نژاد
@towardinside
هیچ دو نفری را نمیشناسم که خواب یکسانی دیده باشند.
پس آيا میتوان انتظار داشت که صبحگاهان، کار مشترکی را پیشه كنند؟
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . هیچ دو نفری را نمیشناسم که خواب یکسانی دیده باشند. پس آيا میتوان انتظار داشت که صبحگاهان، کار مشترکی را پیشه كنند؟ #خواب #کار #عکاس_خودم #موزه_علی_اکبر_صنعتی #علی_اشکان_نژاد
«زمان در فیلمنامه از یک بعد از ظهر که مدرسه تعطیل میشود تا شب و صبح فردایش بود. از تعطیل مدرسه تا شب، زمانی داشتیم ابری که بعد از باران بود. شرایط کار برای ما حدود دو ماه در نظر گرفته شده بود. بالطبع در دوماه شرایط جغرافیایی متفاوتی داشتیم و میبایست کاری میکردیم تا زیاد معطل ابری شدن آسمان نمانیم. چندتا چادر در اندازههای مختلف از کرباس سفید در نظر گرفتیم تا غیر از نماهای باز، نماهایی را هم که به اندازه گرفتن یک خانه و حیاط باشد بتوانیم چادر بکشیم تا در شرایط آفتابی حتی باران کم هم کار را انجام بدهیم. وقتی که شروع کردیم تا کلاس را کار کنیم، بیرون آفتاب بود. چادر را پشت چند درختی که از پنجره کلاس میدیدیم، کشیدم. ما پشت درخت آسمان را میبینیم که سفید و ابری است. در صورتی که آن چادر بود.»
فرهاد صبا
مدیر فیلمبرداری «خانه دوست کجاست؟»
@towardinside
فرهاد صبا
مدیر فیلمبرداری «خانه دوست کجاست؟»
@towardinside
گویی انسجام شخصیت و ادغام در تاریخ، در خود، به فراموشی سپردن جهانی از اشباح را دارد که به ساحت نمادین قابل انتقال نیست. اگر این حضور نمادین موفقیت آمیز باشد و سوژه را بی کم و کاست در بر گیرد، سنگینی و بار [این جهان اشباح] به حداقل می رسد. در اینجا اشاره به یکی از مفاهیم هایدگری مفیده فایده است. در سکنا گزیدن هر موجودی در زبان، فراموشی وجود دارد که تکمیل کننده ی حقیقت است.
لکان
@towardinside
لکان
@towardinside