رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
https://www.instagram.com/p/B0sKfJUh7al/?igshid=1xk2zc5r158z9
@towardinside



چیزی که نمی‌خواهند آشکار شود این است:
ما به همان اندازه که پرسش‌های جدی از دنیای پیشامدرن داریم، از دنیای مدرن هم پرسش‌هاى جدی و اساسى داریم.

اگر پیشامدرن در وجوهی متهم به غل و غش و غفلت است، این اتهام، بسیار متوجه دنیای مدرن نيز خواهد بود.

و اگر در ارتباطِ عجیب و غریبِ انسان پیشامدرن با طبیعت سؤالاتی داریم، حالا با این حجم از انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری در دنياى مدرن، اساساً چطور می‌توانیم آن سوالات را داشته باشیم؟!

علی اشکان نژاد
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9477/


بلند پروازی زندگی‌تان را  جهنم می‌کند
رؤیای شکوه و عظمت چگونه ممکن است جهان بدتری تحویلمان بدهد؟
 
آفرام آلپرت
ترجمۀ: حمید ضرابی مرجع:NYTimes  

فرزندتان به بهترین مدرسهٔ ممکن نمی‌رود؟ خودتان بهترین ماشین را سوار نمی‌شوید؟ خانه‌تان در بهترین جای ممکن نیست؟ اگر آری، پس احتمالاً زندگی برایتان جهنم است. اما آفرام آلپرت می‌گوید این ربطی به مدرسه و ماشین و خانه ندارد، بلکه از یک امید خیالی آب می‌خورد، امید به اینکه باید بهترین چیزها را برای زندگی فراهم کنیم. کافی است به چیزهایی قانع شویم که فقط «به‌اندازهٔ کافی» خوب و مناسب‌اند. آن وقت چشم باز می‌کنیم و لذتی فراتر از تصورمان را تجربه خواهیم کرد.

 
@towardinside
Forwarded from اتچ بات
اَسبِ زَرد
اِجرا: هِنگامه

🏇سَوارِ اَسبِ زَردَم🏇
🎠می‌چَرخَم وَ می‌گَردَم🎠
🎡چَرخ وَ فَلَِک تُند می‌ره🎡
👆بالا وَ پایین می‌ره👇
😱آخ داره می‌ره حالا پایین👇
😔می‌رِسه یَواش به زَمین🌍
😍اَمّا به سوی هَوا🌤
😃دوباره می‌ره بالا👆


#ترانه


@kalaaghcheh
معمولا فقط در سکوت است که می‌توان نشانی از حقیقت پیدا کرد. به این خاطر سکوت بخش بیشتر فیلم‌های من را پر کرده‌اند.

ژان پی‌یر ملویل




@towardinside
رسانه ها این توهم را در ما ایجاد می کنند که ما از همه چیز در همه جا با سرعت بسیار زیاد خبر داریم. در صورتیکه در واقع ما هیچ چیز نمی دانیم.

میشائیل هانکه





@towardinside
هرگونه اراده ورزی ناشی از نیاز، نقص، و لذا ناشی از رنج است. تحققِ [ خواست اراده ] به این نیاز پایان میدهد؛ اما در ازای میلی که برآورده می شود دست کم ده میل دیگر باقی می مانند که ارضا نمی شوند. وانگهی، اشتیاق مدت مدیدی دوام می آورد، و می خواهد و دوست دارد که به بی نهایت برسد؛ اقناع کوتاه است و اعانه وار. لیکن حتی خود رضایت نهایی نیز صرفا صوری است؛ میلی که برآورده شد بی درنگ راه را برای میل دیگر باز می کند؛ اولی فریبی معلوم است، دومی فریبی هنوز مجهول. هیچ یک از اهداف اراده ورزی نمی تواند رضایتی تولید کند که دوام آورده و زایل نشود؛ همواره همچون سکه ای است که برای گدایی پرتاب می شود، و به او رخصت می دهد تا بتواند بدبختی اش را تا فردا کش دهد. از این رو مادام که آگاهی مان در تصرف اراده باشد، مادام که تسلیم انبوه امیال و بیم ها و امید های همیشگی آن باشیم، و مادام که فاعل اراده ورزی باشیم، هرگز روی خوشبختی یا آرامش بادوام را نمی ‌بینیم. در اصل، فرقی نمی کند که تعقیب می کنیم یا می گریزیم، در ترس خسران ایم یا در اشتیاق لذت؛ توجه به اراده ی همواره خواهان، به هر حال، دائم آگاهی را انباشته و تحریک میکند؛ اما بدون آرامش و آسودگی، رفاه حقیقی مطلقاً غیر ممکن است. از این رو فاعل اراده ورزی همواره بر چرخ ایکسیون خوابیده، همواره آب به غربال دانائیدها می ریزد، و تانتالوس تا ابد تشنه است.

جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور





@towardinside
تمامي خوشبختي دنيا در غيرمنتظره ها نهفته است.

ژان دورمسون





@towardinside
استخدام درست


به هر جا نگاه می کنید ردپایی از مانکن ها مشاهده می شود. از درمانگاه ها و بیمارستان ها تا آژانس های مسافرتی و هواپیماها.
«صنعت مانکن سازی» مدت ها است که کار خویش را آغاز کرده و بدن ها را مطابق با الگوی استاندارد و از پیش تعیین شده خود قالب بندی می کند.
اکنون بسیاری از دخترها و پسرها مانکن شده اند یا در آرزوی مانکن شدن هستند.
مانکن بودن را می توان به عنوان یک شغل در حوزه تبلیغات و مدلینگ در نظر گرفت و در مورد ابعاد گوناگون آن بحث و گفتگو کرد، اما مشکل اصلی از آنجا آغاز می شود که مانکن ها موقعیت های گوناگون را در فضاهای مختلف اجتماعی اشغال می کنند. پرستاران، مهمانداران و ... مانکن می شوند در حالی که چنین مشاغلی به خصوصیات رفتاری و شخصیتی ویژه ای نیاز دارد که تناسبی با خصوصیات شخصیتی، رفتاری و حتی بدنی مانکن ها ندارد.
پرستاران و مهمانداران باید افرادی توانمند، مسوولیت شناس و دلسوز باشند تا بتوانند وظایف خطیر خود را به درستی انجام دهند و رضایت بیماران و مسافران را به دست آورند. این در حالی است که یک مانکن به وضوح در چنین موقعیت هایی نمی تواند کارکرد مناسب خود را ایفا کند و موجب اختلال در انجام وظایف نقش های تخصصی می شود.

مانکن ها باید به عرصه مدلینگ و تبلیغات محدود شوند و پرستاران و مهمانداران باید از بین افراد توانمند، کارآزموده و باتدبیر انتخاب شوند. تداوم وضع فعلی نظام های درمانی و مسافرتی را بیش از پیش مختل می سازد و با بحران مواجه می کند.


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B0tcgUYhrn4/?igshid=269zjupj67ai
@towardinside




دست‌های هر خانمی در نظر خودش غالباً تمیز است. ظرف‌ها را با همان دست‌هایی می‌شویَد که پرده‌هاى شسته شده را آویزان کرده، و گردگیری آینه را با همان دست‌هایی انجام می‌دهد، که با آن‌ها زمین را تی کشیده.

خانم الف اما، بیشتر از بقیه خانم‌های کوچه کاج، دست‌هایش را می‌شست. معتقد بود چون او با همین دست‌هایش غذا هم می‌پزد، باید آن‌ها را مرتب با آب و صابون بشوید تا دیگران موقع خوردن غذا، حس بهتری داشته باشند.

خانم الف، عاشق زندگی‌اش بود. و زنانِ هم‌کوچه‌ای، همیشه از او یاد می‌گرفتند.

یک روز برای خانم الف مهمان ناخوانده از راه رسید. خانم الف نگران، رفت توی آشپزخانه و تند و تند شروع کرد به پختن ناهار. در بین کارها، کیسه سطل زباله پر شد و به ناچار کیسه را گره زد و گذاشت پشت یخچال. کیسه جدیدی را داخل سطل زباله قرار داد و بلافاصله رفت سروقت درست کردن سالاد.

یک ساعتِ بعد، ناهار روی میز چیده شده بود و همه مهمان‌ها آمدند برای غذاخوردن.

یکی از مهمان‌ها که دست دراز کرد سمت بشقابِ سالاد، خانم الف ناگهان چیزی یادش آمد و مضطرب شد. از جایش پرید و رفت ظرف سالاد را برداشت و با گفتنِ "ببخشید"، آن را برد و توی سطل زباله آشپزخانه خالی کرد.

مهمان‌ها تعجب کردند، اما کسی حرفی نزد.

علی اشکان نژاد
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست

پردهٔ پندار می‌باید درید
توبهٔ زهاد می‌باید شکست

وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پای‌بست

عطار نیشابوری



@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9481/
 

سیمون‌وی و برادرش: پیوند جنون و نبوغ
مروی بر کتاب «حدس‌های وی» که داستان خواهر و برادری نام‌آشنا و عجیب را روایت می‌کند
 
پارول سیگال
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع:NYTimes


اهالی علوم انسانی سیمون وی را می‌شناسند، فیلسوف، شاعر و قدیسی پرشور که نثر آتشناک و نبوغ اخلاقی او خارق‌العاده است. اما برای ریاضی‌دانان، احتمالاً برادر او شناخته‌شده‌تر است: آندره وی، ریاضیدانی در سطح جهانی که تحقیقاتش در پیشرفت بخش‌های متعددی از علم ریاضی مؤثر بوده است. زندگی عجیب و غریب این خواهر و برادر نابغه، که در کودکی با هم به زبان یونانی باستان حرف می‌زدند و قطعات راسین را حفظ می‌کردند، دستمایۀ کتابی جدید بوده است.
 
 
@towardinside
‌‌چگونه می‌توانستیم برای تابلو "مونالیزا" ارزشی قائل باشیم اگر داوینچی پایین آن می‌نوشت:
می‌خندد به این دلیل که رازی را از معشوق‌اش پنهان کرده...، پیچیده گویی کاملترین شکلِ بیان است.

استنلی کوبریک





@towardinside
کلید تمام داستان ها این است که به بیننده آنچه را میخواهد بدهیم اما نه به آن شکلی که انتظار دارد.

ولیام گلدمن
فیلمنامه نویس




@towardinside
هر انسانی وجودی است مشخص که تحت هیچ قانون کلی قرار نمیگیرد و موضوع علمی واقع نمیشود.
اگزیستانسیالیست ها می گویند ؛ علم عبارت از دسته بندی نمودهاست و از این لحاظ با خوض و غور در کیفیت وجود مغایرت دارد. زیرا هر وجودی مشخص و متغایر با وجود دیگر است. جمادات و نباتات و حتی حیوانات را میتوان با علم شناخت، ولی آنچه را میشناسیم و میدانیم نمود آنهاست و به هیچ وجه چگونگی هستی آن ها را درک نمیکنیم.
در مورد انسان مسئله صورت دیگری دارد ـ در مورد کلیه موجودات غیر انسان ، ما قبول داریم که ماهیت آن ها بر وجود ایشان اسبق است. مثلا شما قبل از این که میزی بسازید طرح آن را در فکر خود حاضر میکنید و سپس آن را به وجود می آورید. پس در مورد میز، ما ملاحظه میکنیم، اول ماهیت میز خلق میشود و سپس وجود بر او ظاهر میگردد. لیکن در مورد انسان اینطور نیست. فرد بشر ، اول به وجود می آید و سپس ماهیت خود را هرطوری که خود میخواهد انتخاب میکند و این انتخاب دائمی و لاینقطع است. وجود بشر چون در حین وجود داشتن دائما در حال تغییر و تحول است و این تغییر و تحول غیرقابل پیشبینی و حدس زدن میباشد، چطور ممکن است قبل از وجود داشتن بتوان ماهیت آن را تعریف کرد ؟ وجود بشر وجود نوظهوری است که دائما ابتکار و تازگی خود را حفظ میکند و به همین دلیل نمیتوان آن را به تبعیت علم درآورد و محکوم جبریّت دانست.

ژان پل سارتر
کار از کار گذشت



@towardinside
آدم‌ها از ترس وحشی می‌شوند، از ترس به قدرت رو می‌آورند که چرخ آدم‌های دیگر را از کار بیندازند و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟ چرا کتاب نمی‌خوانند؟ چرا هیچ‌چیز از تاریخ نمی‌دانند؟ چرا ما این همه در تیره‌بختی تکرار می‌شویم؟ این همه جنگ این همه آدم برای چه چیزی کشته شده‌اند که آن چیز حالا دستشان نیست و دست بچه‌هاشانم نیست؟!

سال بلوا
عباس معروفی




@towardinside
Forwarded from مشيانه جون و دَهَن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازگشت خاله مهرگان...



كارگردان
نسيم تيمورپور

تصویربردار
امیرحسین زمزم

تهیه کننده
علی اشکان نژاد

مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
https://www.instagram.com/p/B0vSXreBvrN/?igshid=8tci7aa6t0y9
@towardinside




مادلین در راه دانشکده، بچه‌گربه‌ای را پیدا کرد که نیمه‌جان افتاده بود کنار پیاده‌رو.

اول خواست بچه‌گربه را بردارد و با خودش ببرد، که سر و سامانی به او بدهد.

اما پیش خودش گفت: کمک به اين بچه گربه، ممکن است در نهایت باعث آن شود که جانورِ تنبلى بار بيايد، اين تن‌آسايى در نسل او رسوخ کند، و روزی اگر به آن‌ها رسیدگی نشوند، دسته‌جمعی منقرض شوند.
پس بچه‌گربه را به حال خودش رها کرد و رفت.

همان شب، خواب دید که بچه‌گربه در فشار قرار گرفته، راه زنده ماندن را پیدا کرده، و بسیار قوی و بزرگ شده است‌. درست، اندازه‌ی یک فیل.
بچه گربه می‌خواست در خواب مادلین را بخورد‌ و او را حسابی ترساند.

از فردا، مادلین تصمیم گرفت به هر گربه‌ای که دید، غذا بدهد، تا نسلِ گربه همین‌طور لوس و ناتوان باقی بماند. این طوری خیالش راحت‌تر بود.

علی اشکان نژاد
با من از روايت گريه‌ها
سخن مگوی !
صبح‌های مرمرين در پی است،
سواران ستاره‌پوش در پی است.
گُل‌گُل شبنم و
لغزش لاله
در نسيمه‌های نور.
ديگر
نه نامی از دريا،
نه نقشی
که در چشم آدمی.
من راز‌جویِ آن روايتم
که هنوزش کسی
بازنسروده است !
با من از روايت رازها
سخن بگوی ...

سید علی صالحی




@towardinside
در زندگی، امکان زیاد است. ولی در هر امکانی، تنها یک چیز می‌بینی و از آن گریزی هم نداری:
عدمِ امکانِ وجودِ خودت را.

فرانتس کافکا




@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9483/

حتی در دوران پیروزی، خوابِ شکست‌هایمان را می‌بینیم
رؤیاها ما را به گذشته می‌برند تا دوباره حسرت کارهایی را بخوریم که انجام نداده‌ایم
 
 ریچارد روسو
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع:LiteraryHub

ریچارد روسو، نویسنده‌ای بسیار موفق است. کتاب‌هایش جایزه‌های فراوان برده‌اند و ثروت و منزلت زیادی برایش به ارمغان آورده‌اند. به تعبیر خودش، آدمی است که دارد همان کاری را انجام می‌دهد که برایش ساخته شده. پس ظاهراً نباید در زندگی‌اش احساس شکست کند. اما رؤیاهای تکرارشونده‌ای که شب‌ها او را در خود غرق می‌کنند، گویا چیز دیگری برای گفتن دارند. تکه‌هایی از گذشته، که هر بار به او یادآوری می‌کنند در زندگی غم‌هایی است که تمام نمی‌شود.
 
@towardinside