https://www.instagram.com/p/B0q0f3DBHAk/?igshid=12uxw0vpqmsi0
@towardinside
تومِکِ بازنشسته، یار هر روزِ والنتیِ قصاب بود. تمام روز مینشست کنار او، با هم حرف میزدند. نه این تنها میماند، نه او.
عصر روز چهارشنبه، پاتریک وارد مغازه شد. از جیبش یک کاغذ بیرون آورد و خواند:
یک رانِ بوقلمون.
نگاهش کشیده شد به صورت والنتی. اضافه کرد: لطفاً. بعد هم ادامه داد: والنتی! لطفاً خیلی خوب تمیزش کن.
والنتی در کمتر از یک دقیقه، یک رانِ بوقلمونِ تمیز شده را توی کاغذ روزنامه پیچید و داد دست پاتریک. او هم اسکناس بیست زلوتی را گذاشت روی یخچال و رفت.
تومِک که فقط منتظر بود پاتریک از در برود بیرون، به حرف آمد: بدبخت از اولش هم زن ذلیل بود. یک مطیع تمام عیار. والنتی گفت: هر وقت دیدی یک مرد اين قدر فرمانبردار همسرش است، باید آن سر داستان را هم ببینی. و آن هم این واقعیت است که خانم ناتالکا، بدون شک دارد مثل یک مادر از پاتریک مراقبت میکند.
خانم کاساندرا در همین لحظه وارد مغازه شد. و جواب تومك را شنید:
ولی زنها در اغلبِ موارد از اینجور شوهرها خوششان نمیآید. آنها بیشتر دوست دارند به یک خروس مثل خروسهای جنگیِ دهکدهی بارتلومیج تکیه کنند تا این که خود در نقش حامی ظاهر شوند.
خانم کاساندرا آمد در مقام مخالفت چیزی بگوید، اما لحظهاى مكث كرد. دید انگار خودش هم، همین ويژگى را از شوهرش انتظار دارد؛ پس ساکت ماند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
تومِکِ بازنشسته، یار هر روزِ والنتیِ قصاب بود. تمام روز مینشست کنار او، با هم حرف میزدند. نه این تنها میماند، نه او.
عصر روز چهارشنبه، پاتریک وارد مغازه شد. از جیبش یک کاغذ بیرون آورد و خواند:
یک رانِ بوقلمون.
نگاهش کشیده شد به صورت والنتی. اضافه کرد: لطفاً. بعد هم ادامه داد: والنتی! لطفاً خیلی خوب تمیزش کن.
والنتی در کمتر از یک دقیقه، یک رانِ بوقلمونِ تمیز شده را توی کاغذ روزنامه پیچید و داد دست پاتریک. او هم اسکناس بیست زلوتی را گذاشت روی یخچال و رفت.
تومِک که فقط منتظر بود پاتریک از در برود بیرون، به حرف آمد: بدبخت از اولش هم زن ذلیل بود. یک مطیع تمام عیار. والنتی گفت: هر وقت دیدی یک مرد اين قدر فرمانبردار همسرش است، باید آن سر داستان را هم ببینی. و آن هم این واقعیت است که خانم ناتالکا، بدون شک دارد مثل یک مادر از پاتریک مراقبت میکند.
خانم کاساندرا در همین لحظه وارد مغازه شد. و جواب تومك را شنید:
ولی زنها در اغلبِ موارد از اینجور شوهرها خوششان نمیآید. آنها بیشتر دوست دارند به یک خروس مثل خروسهای جنگیِ دهکدهی بارتلومیج تکیه کنند تا این که خود در نقش حامی ظاهر شوند.
خانم کاساندرا آمد در مقام مخالفت چیزی بگوید، اما لحظهاى مكث كرد. دید انگار خودش هم، همین ويژگى را از شوهرش انتظار دارد؛ پس ساکت ماند.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . تومِکِ بازنشسته، یار هر روزِ والنتیِ قصاب بود. تمام روز مینشست کنار او، با هم حرف میزدند. نه این تنها میماند، نه او. عصر روز چهارشنبه، پاتریک وارد مغازه شد. از جیبش یک کاغذ بیرون آورد و خواند: یک رانِ بوقلمون. نگاهش کشیده شد به صورت والنتی. اضافه کرد:…
زندگی در اعماق عادتها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مردهای،
فقط معنای مرگ را نمی دانی!
رسول_یونان
@towardinside
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مردهای،
فقط معنای مرگ را نمی دانی!
رسول_یونان
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
تمدن سرکوب
علوم انسانی و اجتماعی امروز دست اندرکار سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی و تمدنی است. سیاست گذاری ها و برنامه هایی که تاثیرات فراوانی بر تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی بر جای می گذارند. اما چنین سیاست ها و برنامه هایی بر پیش فرض های مختلفی مبتنی اند که مسیر آنها را تعیین می کنند.
از جمله این پیش فرض ها انکار، تقلیل و یا سرکوب عوامل ذاتی، غریزی، زیستی و وراثتی در انسان است. سیاست گذاری ها و برنامه های اجتماعی برخاسته از علوم انسانی و اجتماعی انسان را همچون لوحی سفید و قالبی خام در نظر می گیرند که فرهنگ، اجتماعی شدن، تربیت و ساختارهای اجتماعی می توانند او را به هر شکل دلخواه درآوردند و شکل دهند. این در حالی است که به نظر می رسد واقعیت های انسانی و طبیعی با چنین پیش فرض هایی ناسازگار اند.
چنین تناقضاتی موجب می شوند تا سیاستگذاری ها و برنامه های آموزشی، فرهنگی، ساختاری و تمدنی انسان را تحت فشار قرار داده و نه تنها به اهداف از پیش از تعیین شده و انتزاعی خود دست نیابند بلکه او را به موجودی روان رنجور و بیمار تبدیل کنند.
به عنوان نمونه، فرهنگ و تمدن مدرن امروز نه تنها نتواسته از انسان موجودی متمدن بسازد بلکه با تحمیل فشارهای فرهنگی و تمدنی و سرکوب احساسات و غرایز طبیعی چون همدلی و خشم او را به فردی مضطرب و منزوی تبدیل کرده است.
انسان های به اصطلاح مدرن امروز با نقاب های متمدنانه ای که بر صورت دارند نمی توانند در مواقع بحرانی به درستی رفتار کنند و جنایت هایی وحشتناک از آنان سر می زند که در بسیاری موارد کم سابقه یا بی سابقه است. آنها نمی توانند به نحو طبیعی با انسان های دیگر ارتباط برقرار کنند و از همدلی و درک احساسات دیگران عاجزند. انسان های مدرن امروز نمی توانند در هنگامی که با بازماندگان دوستان و آشنایان شان مواجه می شوند جز چند کلمه قالبی چیزی بر زبان آورند و از برقراری ارتباط در چنین مواقعی عاجزند.
چنین رفتارهایی نتیجه فشارهای تمدنی و فرهنگی هستند که انسان را به عنوان موجوی طبیعی و زیستی به رسمیت نمی شناسند و متوجه نمی شوند که ذات و غریزه انسانی در برابر فشارهای آنها مقاومت می کند. جامعه ای با هنجارهای حداکثری و برنامه ها و سیاست های فرهنگی و تمدنی بی شمار در نهایت بحران هایی عظیم می آفریند، با سرکوب خشم و خشونت آنها را تشدید می کند و احساسات و عواطف انسانی را به نابودی می کشاند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
علوم انسانی و اجتماعی امروز دست اندرکار سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی و تمدنی است. سیاست گذاری ها و برنامه هایی که تاثیرات فراوانی بر تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی بر جای می گذارند. اما چنین سیاست ها و برنامه هایی بر پیش فرض های مختلفی مبتنی اند که مسیر آنها را تعیین می کنند.
از جمله این پیش فرض ها انکار، تقلیل و یا سرکوب عوامل ذاتی، غریزی، زیستی و وراثتی در انسان است. سیاست گذاری ها و برنامه های اجتماعی برخاسته از علوم انسانی و اجتماعی انسان را همچون لوحی سفید و قالبی خام در نظر می گیرند که فرهنگ، اجتماعی شدن، تربیت و ساختارهای اجتماعی می توانند او را به هر شکل دلخواه درآوردند و شکل دهند. این در حالی است که به نظر می رسد واقعیت های انسانی و طبیعی با چنین پیش فرض هایی ناسازگار اند.
چنین تناقضاتی موجب می شوند تا سیاستگذاری ها و برنامه های آموزشی، فرهنگی، ساختاری و تمدنی انسان را تحت فشار قرار داده و نه تنها به اهداف از پیش از تعیین شده و انتزاعی خود دست نیابند بلکه او را به موجودی روان رنجور و بیمار تبدیل کنند.
به عنوان نمونه، فرهنگ و تمدن مدرن امروز نه تنها نتواسته از انسان موجودی متمدن بسازد بلکه با تحمیل فشارهای فرهنگی و تمدنی و سرکوب احساسات و غرایز طبیعی چون همدلی و خشم او را به فردی مضطرب و منزوی تبدیل کرده است.
انسان های به اصطلاح مدرن امروز با نقاب های متمدنانه ای که بر صورت دارند نمی توانند در مواقع بحرانی به درستی رفتار کنند و جنایت هایی وحشتناک از آنان سر می زند که در بسیاری موارد کم سابقه یا بی سابقه است. آنها نمی توانند به نحو طبیعی با انسان های دیگر ارتباط برقرار کنند و از همدلی و درک احساسات دیگران عاجزند. انسان های مدرن امروز نمی توانند در هنگامی که با بازماندگان دوستان و آشنایان شان مواجه می شوند جز چند کلمه قالبی چیزی بر زبان آورند و از برقراری ارتباط در چنین مواقعی عاجزند.
چنین رفتارهایی نتیجه فشارهای تمدنی و فرهنگی هستند که انسان را به عنوان موجوی طبیعی و زیستی به رسمیت نمی شناسند و متوجه نمی شوند که ذات و غریزه انسانی در برابر فشارهای آنها مقاومت می کند. جامعه ای با هنجارهای حداکثری و برنامه ها و سیاست های فرهنگی و تمدنی بی شمار در نهایت بحران هایی عظیم می آفریند، با سرکوب خشم و خشونت آنها را تشدید می کند و احساسات و عواطف انسانی را به نابودی می کشاند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
گِل مخور، گِل را مخر، گِل را مجو
زان که گِل خوار است دایم زرد رو
دل بخور تا دایما باشی جوان
از تجلّی چهرهات چون ارغوان
مثنوی معنوی، دفتر دوم
به تصحیح محمدعلی موحد
@towardinside
زان که گِل خوار است دایم زرد رو
دل بخور تا دایما باشی جوان
از تجلّی چهرهات چون ارغوان
مثنوی معنوی، دفتر دوم
به تصحیح محمدعلی موحد
@towardinside
دو تراژدی بزرگ در جهان وجود دارد:
یکی دست نیافتن به آرزوهای قلبی و دیگری رسیدن به آن.
جرجبرنارد شاو
@towardinside
یکی دست نیافتن به آرزوهای قلبی و دیگری رسیدن به آن.
جرجبرنارد شاو
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0sKfJUh7al/?igshid=1xk2zc5r158z9
@towardinside
چیزی که نمیخواهند آشکار شود این است:
ما به همان اندازه که پرسشهای جدی از دنیای پیشامدرن داریم، از دنیای مدرن هم پرسشهاى جدی و اساسى داریم.
اگر پیشامدرن در وجوهی متهم به غل و غش و غفلت است، این اتهام، بسیار متوجه دنیای مدرن نيز خواهد بود.
و اگر در ارتباطِ عجیب و غریبِ انسان پیشامدرن با طبیعت سؤالاتی داریم، حالا با این حجم از انقراض گونههای گیاهی و جانوری در دنياى مدرن، اساساً چطور میتوانیم آن سوالات را داشته باشیم؟!
علی اشکان نژاد
@towardinside
چیزی که نمیخواهند آشکار شود این است:
ما به همان اندازه که پرسشهای جدی از دنیای پیشامدرن داریم، از دنیای مدرن هم پرسشهاى جدی و اساسى داریم.
اگر پیشامدرن در وجوهی متهم به غل و غش و غفلت است، این اتهام، بسیار متوجه دنیای مدرن نيز خواهد بود.
و اگر در ارتباطِ عجیب و غریبِ انسان پیشامدرن با طبیعت سؤالاتی داریم، حالا با این حجم از انقراض گونههای گیاهی و جانوری در دنياى مدرن، اساساً چطور میتوانیم آن سوالات را داشته باشیم؟!
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . چیزی که نمیخواهند آشکار شود این است: ما به همان اندازه که پرسشهای جدی از دنیای پیشامدرن داریم، از دنیای مدرن هم پرسشهاى جدی و اساسى داریم. اگر پیشامدرن در وجوهی متهم به غل و غش و غفلت است، این اتهام، بسیار متوجه دنیای مدرن نيز خواهد بود. و اگر در ارتباطِ…
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9477/
بلند پروازی زندگیتان را جهنم میکند
رؤیای شکوه و عظمت چگونه ممکن است جهان بدتری تحویلمان بدهد؟
آفرام آلپرت
ترجمۀ: حمید ضرابی مرجع:NYTimes
فرزندتان به بهترین مدرسهٔ ممکن نمیرود؟ خودتان بهترین ماشین را سوار نمیشوید؟ خانهتان در بهترین جای ممکن نیست؟ اگر آری، پس احتمالاً زندگی برایتان جهنم است. اما آفرام آلپرت میگوید این ربطی به مدرسه و ماشین و خانه ندارد، بلکه از یک امید خیالی آب میخورد، امید به اینکه باید بهترین چیزها را برای زندگی فراهم کنیم. کافی است به چیزهایی قانع شویم که فقط «بهاندازهٔ کافی» خوب و مناسباند. آن وقت چشم باز میکنیم و لذتی فراتر از تصورمان را تجربه خواهیم کرد.
@towardinside
بلند پروازی زندگیتان را جهنم میکند
رؤیای شکوه و عظمت چگونه ممکن است جهان بدتری تحویلمان بدهد؟
آفرام آلپرت
ترجمۀ: حمید ضرابی مرجع:NYTimes
فرزندتان به بهترین مدرسهٔ ممکن نمیرود؟ خودتان بهترین ماشین را سوار نمیشوید؟ خانهتان در بهترین جای ممکن نیست؟ اگر آری، پس احتمالاً زندگی برایتان جهنم است. اما آفرام آلپرت میگوید این ربطی به مدرسه و ماشین و خانه ندارد، بلکه از یک امید خیالی آب میخورد، امید به اینکه باید بهترین چیزها را برای زندگی فراهم کنیم. کافی است به چیزهایی قانع شویم که فقط «بهاندازهٔ کافی» خوب و مناسباند. آن وقت چشم باز میکنیم و لذتی فراتر از تصورمان را تجربه خواهیم کرد.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
نسخۀ صوتی: بلندپروازی زندگیتان را جهنم میکند
فرزندتان به بهترین مدرسهٔ ممکن نمیرود؟ خودتان بهترین ماشین را سوار نمیشوید؟ خانهتان در بهترین جای ممکن نیست؟ اگر آری، پس احتمالاً زندگی برایتان جهنم است. اما آفرام آلپرت میگوید این ربطی به مدرسه و ماشین و خانه ندارد، بلکه از یک امید خیالی آب میخورد،…
Forwarded from اتچ بات
اَسبِ زَرد
اِجرا: هِنگامه
🏇سَوارِ اَسبِ زَردَم🏇
🎠میچَرخَم وَ میگَردَم🎠
🎡چَرخ وَ فَلَِک تُند میره🎡
👆بالا وَ پایین میره👇
😱آخ داره میره حالا پایین👇
😔میرِسه یَواش به زَمین🌍
😍اَمّا به سوی هَوا🌤
😃دوباره میره بالا👆
#ترانه
@kalaaghcheh
اِجرا: هِنگامه
🏇سَوارِ اَسبِ زَردَم🏇
🎠میچَرخَم وَ میگَردَم🎠
🎡چَرخ وَ فَلَِک تُند میره🎡
👆بالا وَ پایین میره👇
😱آخ داره میره حالا پایین👇
😔میرِسه یَواش به زَمین🌍
😍اَمّا به سوی هَوا🌤
😃دوباره میره بالا👆
#ترانه
@kalaaghcheh
Telegram
attach 📎
معمولا فقط در سکوت است که میتوان نشانی از حقیقت پیدا کرد. به این خاطر سکوت بخش بیشتر فیلمهای من را پر کردهاند.
ژان پییر ملویل
@towardinside
ژان پییر ملویل
@towardinside
رسانه ها این توهم را در ما ایجاد می کنند که ما از همه چیز در همه جا با سرعت بسیار زیاد خبر داریم. در صورتیکه در واقع ما هیچ چیز نمی دانیم.
میشائیل هانکه
@towardinside
میشائیل هانکه
@towardinside
هرگونه اراده ورزی ناشی از نیاز، نقص، و لذا ناشی از رنج است. تحققِ [ خواست اراده ] به این نیاز پایان میدهد؛ اما در ازای میلی که برآورده می شود دست کم ده میل دیگر باقی می مانند که ارضا نمی شوند. وانگهی، اشتیاق مدت مدیدی دوام می آورد، و می خواهد و دوست دارد که به بی نهایت برسد؛ اقناع کوتاه است و اعانه وار. لیکن حتی خود رضایت نهایی نیز صرفا صوری است؛ میلی که برآورده شد بی درنگ راه را برای میل دیگر باز می کند؛ اولی فریبی معلوم است، دومی فریبی هنوز مجهول. هیچ یک از اهداف اراده ورزی نمی تواند رضایتی تولید کند که دوام آورده و زایل نشود؛ همواره همچون سکه ای است که برای گدایی پرتاب می شود، و به او رخصت می دهد تا بتواند بدبختی اش را تا فردا کش دهد. از این رو مادام که آگاهی مان در تصرف اراده باشد، مادام که تسلیم انبوه امیال و بیم ها و امید های همیشگی آن باشیم، و مادام که فاعل اراده ورزی باشیم، هرگز روی خوشبختی یا آرامش بادوام را نمی بینیم. در اصل، فرقی نمی کند که تعقیب می کنیم یا می گریزیم، در ترس خسران ایم یا در اشتیاق لذت؛ توجه به اراده ی همواره خواهان، به هر حال، دائم آگاهی را انباشته و تحریک میکند؛ اما بدون آرامش و آسودگی، رفاه حقیقی مطلقاً غیر ممکن است. از این رو فاعل اراده ورزی همواره بر چرخ ایکسیون خوابیده، همواره آب به غربال دانائیدها می ریزد، و تانتالوس تا ابد تشنه است.
جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور
@towardinside
جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
استخدام درست
به هر جا نگاه می کنید ردپایی از مانکن ها مشاهده می شود. از درمانگاه ها و بیمارستان ها تا آژانس های مسافرتی و هواپیماها.
«صنعت مانکن سازی» مدت ها است که کار خویش را آغاز کرده و بدن ها را مطابق با الگوی استاندارد و از پیش تعیین شده خود قالب بندی می کند.
اکنون بسیاری از دخترها و پسرها مانکن شده اند یا در آرزوی مانکن شدن هستند.
مانکن بودن را می توان به عنوان یک شغل در حوزه تبلیغات و مدلینگ در نظر گرفت و در مورد ابعاد گوناگون آن بحث و گفتگو کرد، اما مشکل اصلی از آنجا آغاز می شود که مانکن ها موقعیت های گوناگون را در فضاهای مختلف اجتماعی اشغال می کنند. پرستاران، مهمانداران و ... مانکن می شوند در حالی که چنین مشاغلی به خصوصیات رفتاری و شخصیتی ویژه ای نیاز دارد که تناسبی با خصوصیات شخصیتی، رفتاری و حتی بدنی مانکن ها ندارد.
پرستاران و مهمانداران باید افرادی توانمند، مسوولیت شناس و دلسوز باشند تا بتوانند وظایف خطیر خود را به درستی انجام دهند و رضایت بیماران و مسافران را به دست آورند. این در حالی است که یک مانکن به وضوح در چنین موقعیت هایی نمی تواند کارکرد مناسب خود را ایفا کند و موجب اختلال در انجام وظایف نقش های تخصصی می شود.
مانکن ها باید به عرصه مدلینگ و تبلیغات محدود شوند و پرستاران و مهمانداران باید از بین افراد توانمند، کارآزموده و باتدبیر انتخاب شوند. تداوم وضع فعلی نظام های درمانی و مسافرتی را بیش از پیش مختل می سازد و با بحران مواجه می کند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
به هر جا نگاه می کنید ردپایی از مانکن ها مشاهده می شود. از درمانگاه ها و بیمارستان ها تا آژانس های مسافرتی و هواپیماها.
«صنعت مانکن سازی» مدت ها است که کار خویش را آغاز کرده و بدن ها را مطابق با الگوی استاندارد و از پیش تعیین شده خود قالب بندی می کند.
اکنون بسیاری از دخترها و پسرها مانکن شده اند یا در آرزوی مانکن شدن هستند.
مانکن بودن را می توان به عنوان یک شغل در حوزه تبلیغات و مدلینگ در نظر گرفت و در مورد ابعاد گوناگون آن بحث و گفتگو کرد، اما مشکل اصلی از آنجا آغاز می شود که مانکن ها موقعیت های گوناگون را در فضاهای مختلف اجتماعی اشغال می کنند. پرستاران، مهمانداران و ... مانکن می شوند در حالی که چنین مشاغلی به خصوصیات رفتاری و شخصیتی ویژه ای نیاز دارد که تناسبی با خصوصیات شخصیتی، رفتاری و حتی بدنی مانکن ها ندارد.
پرستاران و مهمانداران باید افرادی توانمند، مسوولیت شناس و دلسوز باشند تا بتوانند وظایف خطیر خود را به درستی انجام دهند و رضایت بیماران و مسافران را به دست آورند. این در حالی است که یک مانکن به وضوح در چنین موقعیت هایی نمی تواند کارکرد مناسب خود را ایفا کند و موجب اختلال در انجام وظایف نقش های تخصصی می شود.
مانکن ها باید به عرصه مدلینگ و تبلیغات محدود شوند و پرستاران و مهمانداران باید از بین افراد توانمند، کارآزموده و باتدبیر انتخاب شوند. تداوم وضع فعلی نظام های درمانی و مسافرتی را بیش از پیش مختل می سازد و با بحران مواجه می کند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B0tcgUYhrn4/?igshid=269zjupj67ai
@towardinside
دستهای هر خانمی در نظر خودش غالباً تمیز است. ظرفها را با همان دستهایی میشویَد که پردههاى شسته شده را آویزان کرده، و گردگیری آینه را با همان دستهایی انجام میدهد، که با آنها زمین را تی کشیده.
خانم الف اما، بیشتر از بقیه خانمهای کوچه کاج، دستهایش را میشست. معتقد بود چون او با همین دستهایش غذا هم میپزد، باید آنها را مرتب با آب و صابون بشوید تا دیگران موقع خوردن غذا، حس بهتری داشته باشند.
خانم الف، عاشق زندگیاش بود. و زنانِ همکوچهای، همیشه از او یاد میگرفتند.
یک روز برای خانم الف مهمان ناخوانده از راه رسید. خانم الف نگران، رفت توی آشپزخانه و تند و تند شروع کرد به پختن ناهار. در بین کارها، کیسه سطل زباله پر شد و به ناچار کیسه را گره زد و گذاشت پشت یخچال. کیسه جدیدی را داخل سطل زباله قرار داد و بلافاصله رفت سروقت درست کردن سالاد.
یک ساعتِ بعد، ناهار روی میز چیده شده بود و همه مهمانها آمدند برای غذاخوردن.
یکی از مهمانها که دست دراز کرد سمت بشقابِ سالاد، خانم الف ناگهان چیزی یادش آمد و مضطرب شد. از جایش پرید و رفت ظرف سالاد را برداشت و با گفتنِ "ببخشید"، آن را برد و توی سطل زباله آشپزخانه خالی کرد.
مهمانها تعجب کردند، اما کسی حرفی نزد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
دستهای هر خانمی در نظر خودش غالباً تمیز است. ظرفها را با همان دستهایی میشویَد که پردههاى شسته شده را آویزان کرده، و گردگیری آینه را با همان دستهایی انجام میدهد، که با آنها زمین را تی کشیده.
خانم الف اما، بیشتر از بقیه خانمهای کوچه کاج، دستهایش را میشست. معتقد بود چون او با همین دستهایش غذا هم میپزد، باید آنها را مرتب با آب و صابون بشوید تا دیگران موقع خوردن غذا، حس بهتری داشته باشند.
خانم الف، عاشق زندگیاش بود. و زنانِ همکوچهای، همیشه از او یاد میگرفتند.
یک روز برای خانم الف مهمان ناخوانده از راه رسید. خانم الف نگران، رفت توی آشپزخانه و تند و تند شروع کرد به پختن ناهار. در بین کارها، کیسه سطل زباله پر شد و به ناچار کیسه را گره زد و گذاشت پشت یخچال. کیسه جدیدی را داخل سطل زباله قرار داد و بلافاصله رفت سروقت درست کردن سالاد.
یک ساعتِ بعد، ناهار روی میز چیده شده بود و همه مهمانها آمدند برای غذاخوردن.
یکی از مهمانها که دست دراز کرد سمت بشقابِ سالاد، خانم الف ناگهان چیزی یادش آمد و مضطرب شد. از جایش پرید و رفت ظرف سالاد را برداشت و با گفتنِ "ببخشید"، آن را برد و توی سطل زباله آشپزخانه خالی کرد.
مهمانها تعجب کردند، اما کسی حرفی نزد.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . دستهای هر خانمی در نظر خودش غالباً تمیز است. ظرفها را با همان دستهایی میشویَد که پردههاى شسته شده را آویزان کرده، و گردگیری آینه را با همان دستهایی انجام میدهد، که با آنها زمین را تی کشیده. خانم الف اما، بیشتر از بقیه خانمهای کوچه کاج، دستهایش…
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
عطار نیشابوری
@towardinside
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
عطار نیشابوری
@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9481/
سیمونوی و برادرش: پیوند جنون و نبوغ
مروی بر کتاب «حدسهای وی» که داستان خواهر و برادری نامآشنا و عجیب را روایت میکند
پارول سیگال
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع:NYTimes
اهالی علوم انسانی سیمون وی را میشناسند، فیلسوف، شاعر و قدیسی پرشور که نثر آتشناک و نبوغ اخلاقی او خارقالعاده است. اما برای ریاضیدانان، احتمالاً برادر او شناختهشدهتر است: آندره وی، ریاضیدانی در سطح جهانی که تحقیقاتش در پیشرفت بخشهای متعددی از علم ریاضی مؤثر بوده است. زندگی عجیب و غریب این خواهر و برادر نابغه، که در کودکی با هم به زبان یونانی باستان حرف میزدند و قطعات راسین را حفظ میکردند، دستمایۀ کتابی جدید بوده است.
@towardinside
سیمونوی و برادرش: پیوند جنون و نبوغ
مروی بر کتاب «حدسهای وی» که داستان خواهر و برادری نامآشنا و عجیب را روایت میکند
پارول سیگال
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع:NYTimes
اهالی علوم انسانی سیمون وی را میشناسند، فیلسوف، شاعر و قدیسی پرشور که نثر آتشناک و نبوغ اخلاقی او خارقالعاده است. اما برای ریاضیدانان، احتمالاً برادر او شناختهشدهتر است: آندره وی، ریاضیدانی در سطح جهانی که تحقیقاتش در پیشرفت بخشهای متعددی از علم ریاضی مؤثر بوده است. زندگی عجیب و غریب این خواهر و برادر نابغه، که در کودکی با هم به زبان یونانی باستان حرف میزدند و قطعات راسین را حفظ میکردند، دستمایۀ کتابی جدید بوده است.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
سیمون وی و برادرش: پیوند جنون و نبوغ
اهالی علوم انسانی سیمون وی را میشناسند، فیلسوف، شاعر و قدیسی پرشور که نثر آتشناک و نبوغ اخلاقی او خارقالعاده است. اما برای ریاضیدانان، احتمالاً برادر او شناختهشدهتر است: آندره وی، ریاضیدانی در سطح جهانی که تحقیقاتش در پیشرفت بخشهای متعددی از علم ریاضی…
چگونه میتوانستیم برای تابلو "مونالیزا" ارزشی قائل باشیم اگر داوینچی پایین آن مینوشت:
میخندد به این دلیل که رازی را از معشوقاش پنهان کرده...، پیچیده گویی کاملترین شکلِ بیان است.
استنلی کوبریک
@towardinside
میخندد به این دلیل که رازی را از معشوقاش پنهان کرده...، پیچیده گویی کاملترین شکلِ بیان است.
استنلی کوبریک
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0u4M2uBm9P/?igshid=aamiba5db47r
@towardinside
بدبختترین و خوشبختترین آدم دنیا، هیچیک وجود ندارند.
حتی اگر بخواهند پافشاری کنند که هستند، در کوتاه زمانی، خود، این باورشان را از دست میدهند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
بدبختترین و خوشبختترین آدم دنیا، هیچیک وجود ندارند.
حتی اگر بخواهند پافشاری کنند که هستند، در کوتاه زمانی، خود، این باورشان را از دست میدهند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . بدبختترین و خوشبختترین آدم دنیا، هیچیک وجود ندارند. حتی اگر بخواهند پافشاری کنند که هستند، در کوتاه زمانی، خود، این باورشان را از دست میدهند. #بدبخت #خوشبخت #باور #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
کلید تمام داستان ها این است که به بیننده آنچه را میخواهد بدهیم اما نه به آن شکلی که انتظار دارد.
ولیام گلدمن
فیلمنامه نویس
@towardinside
ولیام گلدمن
فیلمنامه نویس
@towardinside
هر انسانی وجودی است مشخص که تحت هیچ قانون کلی قرار نمیگیرد و موضوع علمی واقع نمیشود.
اگزیستانسیالیست ها می گویند ؛ علم عبارت از دسته بندی نمودهاست و از این لحاظ با خوض و غور در کیفیت وجود مغایرت دارد. زیرا هر وجودی مشخص و متغایر با وجود دیگر است. جمادات و نباتات و حتی حیوانات را میتوان با علم شناخت، ولی آنچه را میشناسیم و میدانیم نمود آنهاست و به هیچ وجه چگونگی هستی آن ها را درک نمیکنیم.
در مورد انسان مسئله صورت دیگری دارد ـ در مورد کلیه موجودات غیر انسان ، ما قبول داریم که ماهیت آن ها بر وجود ایشان اسبق است. مثلا شما قبل از این که میزی بسازید طرح آن را در فکر خود حاضر میکنید و سپس آن را به وجود می آورید. پس در مورد میز، ما ملاحظه میکنیم، اول ماهیت میز خلق میشود و سپس وجود بر او ظاهر میگردد. لیکن در مورد انسان اینطور نیست. فرد بشر ، اول به وجود می آید و سپس ماهیت خود را هرطوری که خود میخواهد انتخاب میکند و این انتخاب دائمی و لاینقطع است. وجود بشر چون در حین وجود داشتن دائما در حال تغییر و تحول است و این تغییر و تحول غیرقابل پیشبینی و حدس زدن میباشد، چطور ممکن است قبل از وجود داشتن بتوان ماهیت آن را تعریف کرد ؟ وجود بشر وجود نوظهوری است که دائما ابتکار و تازگی خود را حفظ میکند و به همین دلیل نمیتوان آن را به تبعیت علم درآورد و محکوم جبریّت دانست.
ژان پل سارتر
کار از کار گذشت
@towardinside
اگزیستانسیالیست ها می گویند ؛ علم عبارت از دسته بندی نمودهاست و از این لحاظ با خوض و غور در کیفیت وجود مغایرت دارد. زیرا هر وجودی مشخص و متغایر با وجود دیگر است. جمادات و نباتات و حتی حیوانات را میتوان با علم شناخت، ولی آنچه را میشناسیم و میدانیم نمود آنهاست و به هیچ وجه چگونگی هستی آن ها را درک نمیکنیم.
در مورد انسان مسئله صورت دیگری دارد ـ در مورد کلیه موجودات غیر انسان ، ما قبول داریم که ماهیت آن ها بر وجود ایشان اسبق است. مثلا شما قبل از این که میزی بسازید طرح آن را در فکر خود حاضر میکنید و سپس آن را به وجود می آورید. پس در مورد میز، ما ملاحظه میکنیم، اول ماهیت میز خلق میشود و سپس وجود بر او ظاهر میگردد. لیکن در مورد انسان اینطور نیست. فرد بشر ، اول به وجود می آید و سپس ماهیت خود را هرطوری که خود میخواهد انتخاب میکند و این انتخاب دائمی و لاینقطع است. وجود بشر چون در حین وجود داشتن دائما در حال تغییر و تحول است و این تغییر و تحول غیرقابل پیشبینی و حدس زدن میباشد، چطور ممکن است قبل از وجود داشتن بتوان ماهیت آن را تعریف کرد ؟ وجود بشر وجود نوظهوری است که دائما ابتکار و تازگی خود را حفظ میکند و به همین دلیل نمیتوان آن را به تبعیت علم درآورد و محکوم جبریّت دانست.
ژان پل سارتر
کار از کار گذشت
@towardinside
آدمها از ترس وحشی میشوند، از ترس به قدرت رو میآورند که چرخ آدمهای دیگر را از کار بیندازند و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟ چرا کتاب نمیخوانند؟ چرا هیچچیز از تاریخ نمیدانند؟ چرا ما این همه در تیرهبختی تکرار میشویم؟ این همه جنگ این همه آدم برای چه چیزی کشته شدهاند که آن چیز حالا دستشان نیست و دست بچههاشانم نیست؟!
سال بلوا
عباس معروفی
@towardinside
سال بلوا
عباس معروفی
@towardinside