این نظمی که بر جهانِ کنونی استیلا دارد، و افزایشِ جمعیّت و افزایشِ آز سلسله جنبانِ آن هستند، معلوم نیست که کار را به کجا میکشاند. اثر دیگرش، در آویختگی با طبیعت است که مشکل سومی پدید آورده است، یعنی اختلالِ محیط زیست.
@towardinside
@towardinside
قسمتی از همهی ما خارج از زمان زندگی میکند. شاید در برخی لحظاتِ عمرمان متوجه سنِمان شویم ولی اغلب بی سن و سالیم.
میلان کوندرا
@towardinside
میلان کوندرا
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0ktZNyBcTP/?igshid=tg7as4uut9lo
@towardinside
آنها که اهل چانهزنی هستند،
به خوبی می دانند که:
باورِ یک آدم، به عنوان احدی از موجودات زنده، تثبیت شده نیست.
عمیقترین باورها، به هر طرفی كه "میل" به آن سو روَد،
تبصره میخورند، تخصيص و تغییر میپذیرند...
علی اشکان نژاد
@towardinside
آنها که اهل چانهزنی هستند،
به خوبی می دانند که:
باورِ یک آدم، به عنوان احدی از موجودات زنده، تثبیت شده نیست.
عمیقترین باورها، به هر طرفی كه "میل" به آن سو روَد،
تبصره میخورند، تخصيص و تغییر میپذیرند...
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . آنها که اهل چانهزنی هستند، به خوبی می دانند که: باورِ یک آدم، به عنوان احدی از موجودات زنده، تثبیت شده نیست. عمیقترین باورها، به هر طرفی كه "میل" به آن سو روَد، تبصره میخورند، تخصيص و تغییر میپذیرند. #چانه_زنى #چانه_زدن #چانه #باور #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
https://www.instagram.com/p/B0lQBUNhbf9/?igshid=14c4a20b4sgz2
@towardinside
انگار آزادی، یک مفهوم درست و حسابی نیست. دیشب در اغذیهفروشی، ظرف سوپام را کنار گذاشتم و فریاد زدم: این آزادی بالاخره چیست؟
اطرافیانم، ناهاینو، فابیان، و مارگارت، ساکت ماندند. ملوینِ پیر، صاحب اغذیهفروشی هم سرش را از روی روزنامهای که میخوانْد، بلند نکرد.
چندتا مشتری دائمی (جوانهای کلاهکاموایی) هم به واسطهی تلاشهایی كه به نام آزادی در کارنامهشان داشتند، سعی کردند هر طور شده پرسشم را بیپاسخ نگذارند، كه بدجور به لکنت زبان افتادند. در گفتههایشان امر شریف و ارجمند، به چند مثال خُرد و حقیر، تخفیف یافت.
به نظرم، هیچ کس نمیداند معنی آزادی چیست. به هر کسی که صدای من را شنید، تا آخر عمرش مهلت دادم که اگر چیزی به نظرش رسید، برایم توضیح دهد.
پورشکیِ پیپکِش، در پیادهروی بعد از شام، به من گفت که آزادی یک شعار است. و وقتی ارباب میخواهد عوض شود، ارباب بعدی به مردم میگوید:
شما باید به "آزادی" برسید.
در نظر پورشکی، آزادی یعنی لحظه رها شدن از نخستوزیریِ لِسپرانسه و سپردن بلافاصلهی مسؤولیت، به جانشین او.
به سرنوشتِ شوم دچار شود این ملوینِ پیر. دلدردِ شدیدی پیدا کردهام از خوردنِ آن چند قاشق سوپِ مزخرفش.
علی اشکان نژاد
@towardinside
انگار آزادی، یک مفهوم درست و حسابی نیست. دیشب در اغذیهفروشی، ظرف سوپام را کنار گذاشتم و فریاد زدم: این آزادی بالاخره چیست؟
اطرافیانم، ناهاینو، فابیان، و مارگارت، ساکت ماندند. ملوینِ پیر، صاحب اغذیهفروشی هم سرش را از روی روزنامهای که میخوانْد، بلند نکرد.
چندتا مشتری دائمی (جوانهای کلاهکاموایی) هم به واسطهی تلاشهایی كه به نام آزادی در کارنامهشان داشتند، سعی کردند هر طور شده پرسشم را بیپاسخ نگذارند، كه بدجور به لکنت زبان افتادند. در گفتههایشان امر شریف و ارجمند، به چند مثال خُرد و حقیر، تخفیف یافت.
به نظرم، هیچ کس نمیداند معنی آزادی چیست. به هر کسی که صدای من را شنید، تا آخر عمرش مهلت دادم که اگر چیزی به نظرش رسید، برایم توضیح دهد.
پورشکیِ پیپکِش، در پیادهروی بعد از شام، به من گفت که آزادی یک شعار است. و وقتی ارباب میخواهد عوض شود، ارباب بعدی به مردم میگوید:
شما باید به "آزادی" برسید.
در نظر پورشکی، آزادی یعنی لحظه رها شدن از نخستوزیریِ لِسپرانسه و سپردن بلافاصلهی مسؤولیت، به جانشین او.
به سرنوشتِ شوم دچار شود این ملوینِ پیر. دلدردِ شدیدی پیدا کردهام از خوردنِ آن چند قاشق سوپِ مزخرفش.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . انگار آزادی، یک مفهوم درست و حسابی نیست. دیشب در اغذیهفروشی، ظرف سوپام را کنار گذاشتم و فریاد زدم: این آزادی بالاخره چیست؟ اطرافیانم، ناهاینو، فابیان، و مارگارت، ساکت ماندند. ملوینِ پیر، صاحب اغذیهفروشی هم سرش را از روی روزنامهای که میخوانْد، بلند…
جهان ما حتی زمانی که دیگران در دیدرس نیستند، باز هم سرشار از الزامات اخلاقی و قانونیست که وجودشان ما را به زیر سلطهی خود میکشاند.
مارتین_هایدگر
@towardinside
مارتین_هایدگر
@towardinside
این مطلب: که چرا عشق همانند گربه ای پنجه کشان بیرون آمده و به مرور زمان کمکم همانند یک موش نیم خورده از بین میرود، یک راز واقعی است.
قرار ملاقات
هرتا_مولر
@towardinside
قرار ملاقات
هرتا_مولر
@towardinside
Forwarded from فستیوارت
≡ فراخوان نمایشگاه درهمتنیدگیِ عکاسی و تصویرسازی ≡
ــــــــــــــــــــــ
■ مهلت: ۲۰ مرداد ۱۳۹۸
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ شرایط شرکت آثار:
■ در نظر داريم نمايشگاهى از آثار عکاسی و تصویرسازی (یک رویاروییِ جذاب!)، در گالرى چهارده تهران برگزار كنيم.
از تمام عکاسان و تصویرسازان، و نيز هنرمندانِ علاقهمند به این حوزهها، براى مشاركت در اين رخداد مستقل، دعوت به عمل مى آيد.
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ موضوع:
پاریدولیا، دریافت و تصوّرِ جلوپنجرهی خودروها به عنوان صورتهای انسان.
تا به حال،
حالت چراغ و جلوپنجرهى خودروها را به شكل چشم و صورت انسان تجسم كردهايد؟
.
ــــــــــــــــــــــ
.
■ به کوشش: امیرحسین پورابراهیم و علی اشکان نژاد
.
■ داوران تصویرسازی: مجید حیدری – نیما جمالی
■ داوران عکاسی: آیدا دادرس – یاسمین راوی
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ هزینه شرکت: فقط برای منتخبین
■ سیدرصد فروش + پنجاه هزارتومان هزینه کارپردازی
.
≡ راه های ارتباطی
■ واتس اپ براى ارسال آثار:
■ 09126999467
≡ اینستاگرام:
■ Instagram.com/ali_ashkannejad
≡ تلفن تماس:
■ 09391284060
≡ مکان برگزاری:
■ تهران، خیابان انقلاب، خیابان خارک، پلاک 14، گالری چهارده
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ جزئیات کامل خبر را در لینک زیر بخوانید:
■ https://www.festivart.ir/?p=23644
≡ زمینه ها: #آگهی #تصویرسازی #عکاسی #فراخوان_هنری #نمایشگاه_گروهی
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ فراخوان های پیشنهادی:
■ جشنواره عکس کیش:
• kish-festival.com
.
ــــــــــــــــــــــ
● Festivart.ir
● Festivart.ir/Festivart.apk
● Instagram.com/Festivart.ir
.
ــــــــــــــــــــــ
■ مهلت: ۲۰ مرداد ۱۳۹۸
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ شرایط شرکت آثار:
■ در نظر داريم نمايشگاهى از آثار عکاسی و تصویرسازی (یک رویاروییِ جذاب!)، در گالرى چهارده تهران برگزار كنيم.
از تمام عکاسان و تصویرسازان، و نيز هنرمندانِ علاقهمند به این حوزهها، براى مشاركت در اين رخداد مستقل، دعوت به عمل مى آيد.
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ موضوع:
پاریدولیا، دریافت و تصوّرِ جلوپنجرهی خودروها به عنوان صورتهای انسان.
تا به حال،
حالت چراغ و جلوپنجرهى خودروها را به شكل چشم و صورت انسان تجسم كردهايد؟
.
ــــــــــــــــــــــ
.
■ به کوشش: امیرحسین پورابراهیم و علی اشکان نژاد
.
■ داوران تصویرسازی: مجید حیدری – نیما جمالی
■ داوران عکاسی: آیدا دادرس – یاسمین راوی
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ هزینه شرکت: فقط برای منتخبین
■ سیدرصد فروش + پنجاه هزارتومان هزینه کارپردازی
.
≡ راه های ارتباطی
■ واتس اپ براى ارسال آثار:
■ 09126999467
≡ اینستاگرام:
■ Instagram.com/ali_ashkannejad
≡ تلفن تماس:
■ 09391284060
≡ مکان برگزاری:
■ تهران، خیابان انقلاب، خیابان خارک، پلاک 14، گالری چهارده
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ جزئیات کامل خبر را در لینک زیر بخوانید:
■ https://www.festivart.ir/?p=23644
≡ زمینه ها: #آگهی #تصویرسازی #عکاسی #فراخوان_هنری #نمایشگاه_گروهی
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ فراخوان های پیشنهادی:
■ جشنواره عکس کیش:
• kish-festival.com
.
ــــــــــــــــــــــ
● Festivart.ir
● Festivart.ir/Festivart.apk
● Instagram.com/Festivart.ir
.
https://www.instagram.com/p/B0nPaf9BqxP/?igshid=ayyo16e8e6da
@towardinside
فرزند آدم، بُهتزده، هر آن از خود میپرسد:
غلبه بر طبیعت، سرانجام ممکن و هموار شده است،
یا باید در انتظار "انتقام بزرگ" بود؟
و هر کس که به تشویشِ ناشی از تردید میافتد، ذهن جریمهایاش به کار میافتد:
آیا اقدام برای این غلبه، اساساً اخلاقی بوده است؟
اما هرگز به این زودیها نخواهد پذیرفت، که عقلانیتِ به ظاهر نجیب و بزرگوار، در ذات، ماهيتِ بیمقداری جز "اصل گرامیِ اشتها" نیست.
علی اشکان نژاد
@towardinside
فرزند آدم، بُهتزده، هر آن از خود میپرسد:
غلبه بر طبیعت، سرانجام ممکن و هموار شده است،
یا باید در انتظار "انتقام بزرگ" بود؟
و هر کس که به تشویشِ ناشی از تردید میافتد، ذهن جریمهایاش به کار میافتد:
آیا اقدام برای این غلبه، اساساً اخلاقی بوده است؟
اما هرگز به این زودیها نخواهد پذیرفت، که عقلانیتِ به ظاهر نجیب و بزرگوار، در ذات، ماهيتِ بیمقداری جز "اصل گرامیِ اشتها" نیست.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . فرزند آدم، بُهتزده، هر آن از خود میپرسد: غلبه بر طبیعت، سرانجام ممکن و هموار شده است، یا باید در انتظار "انتقام بزرگ" بود؟ و هر کس که به تشویشِ ناشی از تردید میافتد، ذهن جریمهایاش به کار میافتد: آیا اقدام برای این غلبه، اساساً اخلاقی بوده است؟…
تا حالا دقت کردین هر کس از شما آروم تر رانندگی میکنه احمقه و هر کس سریع تر میرونه دیوونه است؟
@towardinside
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0oJB-shFRn/?igshid=cumnr9sfqhmy
@towardinside
مادر، به دختربچهاش دروغ گفت.
مجبور بود.
دختربچه، وقتی متوجه شد که سخن مادر خلاف واقع بوده است، به خودش لرزید.
دو دهه گذشت. مادر دیگر در قید حیات نبود.
دختر، به همهکس بدگمان بود. پسرهایی را که به ازدواج با او اشتیاق نشان میدادند، فریبکار تصور میکرد. با هیچ کس دوست نمیشد، و فکرش این بود که همه مترصدند مُدام سر او کلاه بگذارند.
یک روز، مادر که داشت از دنیای دیگر، او را نظاره میكرد، با زحمتی زیاد به خواب دختر آمد. چیزی به دختر نگفت؛ اما او را در آغوش گرفت؛
و رفت.
صبح فردا، پسر جوان در دانشکده از دختر خواست که با او حرف بزند. دختر، پذیرفت.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مادر، به دختربچهاش دروغ گفت.
مجبور بود.
دختربچه، وقتی متوجه شد که سخن مادر خلاف واقع بوده است، به خودش لرزید.
دو دهه گذشت. مادر دیگر در قید حیات نبود.
دختر، به همهکس بدگمان بود. پسرهایی را که به ازدواج با او اشتیاق نشان میدادند، فریبکار تصور میکرد. با هیچ کس دوست نمیشد، و فکرش این بود که همه مترصدند مُدام سر او کلاه بگذارند.
یک روز، مادر که داشت از دنیای دیگر، او را نظاره میكرد، با زحمتی زیاد به خواب دختر آمد. چیزی به دختر نگفت؛ اما او را در آغوش گرفت؛
و رفت.
صبح فردا، پسر جوان در دانشکده از دختر خواست که با او حرف بزند. دختر، پذیرفت.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . مادر، به دختربچهاش دروغ گفت. مجبور بود. دختربچه، وقتی متوجه شد که سخن مادر خلاف واقع بوده است، به خودش لرزید. دو دهه گذشت. مادر دیگر در قید حیات نبود. دختر، به همهکس بدگمان بود. پسرهایی را که به ازدواج با او اشتیاق نشان میدادند، فریبکار تصور میکرد.…
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9476/
۱۵۰ سال است میخواهیم بدانیم سلبریتیها چطور سلبریتی شدند
برای فهم دنیای سلبریتیها باید روابط سهجانبۀ میان رسانهها، مردم و ستارهها را بررسی کنیم
شارون مارکوس
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع: aeon
چرا سلبریتیها اینقدر در زندگی امروز ما مهم شدهاند؟ چرا کسی به خود زحمت میدهد که به مدل مو، لباس یا کفش آنها توجه کند؟ چطور به اینهمه شهرت و ثروت رسیدهاند؟ گاهی فکر میکنیم این دست سوالات، مختصِ زمانۀ پرهیاهوی ماست؛ دوران سیاستمدارانِ توییتری و هنرمندانِ اینستاگرامی. اما اگر به بایگانیهای مربوط به سلبریتیهای قرن هجدهم رجوع کنیم میبینیم در نامههایی که مردم برایشان مینوشتند، چیزهای آشنایی وجود دارد: ستایشهای اغراقآمیز، انتقادات تندوتیز و حتی نفرتپراکنها و ترولها.
...
@towardinside
۱۵۰ سال است میخواهیم بدانیم سلبریتیها چطور سلبریتی شدند
برای فهم دنیای سلبریتیها باید روابط سهجانبۀ میان رسانهها، مردم و ستارهها را بررسی کنیم
شارون مارکوس
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع: aeon
چرا سلبریتیها اینقدر در زندگی امروز ما مهم شدهاند؟ چرا کسی به خود زحمت میدهد که به مدل مو، لباس یا کفش آنها توجه کند؟ چطور به اینهمه شهرت و ثروت رسیدهاند؟ گاهی فکر میکنیم این دست سوالات، مختصِ زمانۀ پرهیاهوی ماست؛ دوران سیاستمدارانِ توییتری و هنرمندانِ اینستاگرامی. اما اگر به بایگانیهای مربوط به سلبریتیهای قرن هجدهم رجوع کنیم میبینیم در نامههایی که مردم برایشان مینوشتند، چیزهای آشنایی وجود دارد: ستایشهای اغراقآمیز، انتقادات تندوتیز و حتی نفرتپراکنها و ترولها.
...
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0po2tsh_Rj/?igshid=12rgrxhvcxncy
@towardinside
اين "حواست را جمع کن"، جمله اى كاملاً فریبنده است؛ مگر آن که خودت به خودت بگویی.
از در و دیوار، دارد این جمله به سمت تو پرتاب میشود. و دلیل هم میآورند که خیرخواهِ تو هستند.
دروغ میگویند. حواست را جز به هدف خودت جمع نکن.
نسخهی شفابخش این است:
هر کس باید خودش را دوست بدارد؛ و حواسش از همه چیز دیگر، پرت باشد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
اين "حواست را جمع کن"، جمله اى كاملاً فریبنده است؛ مگر آن که خودت به خودت بگویی.
از در و دیوار، دارد این جمله به سمت تو پرتاب میشود. و دلیل هم میآورند که خیرخواهِ تو هستند.
دروغ میگویند. حواست را جز به هدف خودت جمع نکن.
نسخهی شفابخش این است:
هر کس باید خودش را دوست بدارد؛ و حواسش از همه چیز دیگر، پرت باشد.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . اين "حواست را جمع کن"، جمله اى كاملاً فریبنده است؛ مگر آن که خودت به خودت بگویی. از در و دیوار، دارد این جمله به سمت تو پرتاب میشود. و دلیل هم میآورند که خیرخواهِ تو هستند. دروغ میگویند. حواست را جز به هدف خودت جمع نکن. نسخهی شفابخش این است: هر کس…
روانشناس ها چنان راحت تجویز می کنند «گذشته را کنار بگذارید!» یا «به گذشته فکر نکنید!» که گاهی با خودم می اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم، انقدر که ناخودآگاه به حافظه مان چسبیده اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ می زند!
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید!
نمی شود!
کریستین بوبن
@towardinside
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم، انقدر که ناخودآگاه به حافظه مان چسبیده اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ می زند!
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید!
نمی شود!
کریستین بوبن
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0q0f3DBHAk/?igshid=12uxw0vpqmsi0
@towardinside
تومِکِ بازنشسته، یار هر روزِ والنتیِ قصاب بود. تمام روز مینشست کنار او، با هم حرف میزدند. نه این تنها میماند، نه او.
عصر روز چهارشنبه، پاتریک وارد مغازه شد. از جیبش یک کاغذ بیرون آورد و خواند:
یک رانِ بوقلمون.
نگاهش کشیده شد به صورت والنتی. اضافه کرد: لطفاً. بعد هم ادامه داد: والنتی! لطفاً خیلی خوب تمیزش کن.
والنتی در کمتر از یک دقیقه، یک رانِ بوقلمونِ تمیز شده را توی کاغذ روزنامه پیچید و داد دست پاتریک. او هم اسکناس بیست زلوتی را گذاشت روی یخچال و رفت.
تومِک که فقط منتظر بود پاتریک از در برود بیرون، به حرف آمد: بدبخت از اولش هم زن ذلیل بود. یک مطیع تمام عیار. والنتی گفت: هر وقت دیدی یک مرد اين قدر فرمانبردار همسرش است، باید آن سر داستان را هم ببینی. و آن هم این واقعیت است که خانم ناتالکا، بدون شک دارد مثل یک مادر از پاتریک مراقبت میکند.
خانم کاساندرا در همین لحظه وارد مغازه شد. و جواب تومك را شنید:
ولی زنها در اغلبِ موارد از اینجور شوهرها خوششان نمیآید. آنها بیشتر دوست دارند به یک خروس مثل خروسهای جنگیِ دهکدهی بارتلومیج تکیه کنند تا این که خود در نقش حامی ظاهر شوند.
خانم کاساندرا آمد در مقام مخالفت چیزی بگوید، اما لحظهاى مكث كرد. دید انگار خودش هم، همین ويژگى را از شوهرش انتظار دارد؛ پس ساکت ماند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
تومِکِ بازنشسته، یار هر روزِ والنتیِ قصاب بود. تمام روز مینشست کنار او، با هم حرف میزدند. نه این تنها میماند، نه او.
عصر روز چهارشنبه، پاتریک وارد مغازه شد. از جیبش یک کاغذ بیرون آورد و خواند:
یک رانِ بوقلمون.
نگاهش کشیده شد به صورت والنتی. اضافه کرد: لطفاً. بعد هم ادامه داد: والنتی! لطفاً خیلی خوب تمیزش کن.
والنتی در کمتر از یک دقیقه، یک رانِ بوقلمونِ تمیز شده را توی کاغذ روزنامه پیچید و داد دست پاتریک. او هم اسکناس بیست زلوتی را گذاشت روی یخچال و رفت.
تومِک که فقط منتظر بود پاتریک از در برود بیرون، به حرف آمد: بدبخت از اولش هم زن ذلیل بود. یک مطیع تمام عیار. والنتی گفت: هر وقت دیدی یک مرد اين قدر فرمانبردار همسرش است، باید آن سر داستان را هم ببینی. و آن هم این واقعیت است که خانم ناتالکا، بدون شک دارد مثل یک مادر از پاتریک مراقبت میکند.
خانم کاساندرا در همین لحظه وارد مغازه شد. و جواب تومك را شنید:
ولی زنها در اغلبِ موارد از اینجور شوهرها خوششان نمیآید. آنها بیشتر دوست دارند به یک خروس مثل خروسهای جنگیِ دهکدهی بارتلومیج تکیه کنند تا این که خود در نقش حامی ظاهر شوند.
خانم کاساندرا آمد در مقام مخالفت چیزی بگوید، اما لحظهاى مكث كرد. دید انگار خودش هم، همین ويژگى را از شوهرش انتظار دارد؛ پس ساکت ماند.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . تومِکِ بازنشسته، یار هر روزِ والنتیِ قصاب بود. تمام روز مینشست کنار او، با هم حرف میزدند. نه این تنها میماند، نه او. عصر روز چهارشنبه، پاتریک وارد مغازه شد. از جیبش یک کاغذ بیرون آورد و خواند: یک رانِ بوقلمون. نگاهش کشیده شد به صورت والنتی. اضافه کرد:…
زندگی در اعماق عادتها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مردهای،
فقط معنای مرگ را نمی دانی!
رسول_یونان
@towardinside
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مردهای،
فقط معنای مرگ را نمی دانی!
رسول_یونان
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
تمدن سرکوب
علوم انسانی و اجتماعی امروز دست اندرکار سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی و تمدنی است. سیاست گذاری ها و برنامه هایی که تاثیرات فراوانی بر تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی بر جای می گذارند. اما چنین سیاست ها و برنامه هایی بر پیش فرض های مختلفی مبتنی اند که مسیر آنها را تعیین می کنند.
از جمله این پیش فرض ها انکار، تقلیل و یا سرکوب عوامل ذاتی، غریزی، زیستی و وراثتی در انسان است. سیاست گذاری ها و برنامه های اجتماعی برخاسته از علوم انسانی و اجتماعی انسان را همچون لوحی سفید و قالبی خام در نظر می گیرند که فرهنگ، اجتماعی شدن، تربیت و ساختارهای اجتماعی می توانند او را به هر شکل دلخواه درآوردند و شکل دهند. این در حالی است که به نظر می رسد واقعیت های انسانی و طبیعی با چنین پیش فرض هایی ناسازگار اند.
چنین تناقضاتی موجب می شوند تا سیاستگذاری ها و برنامه های آموزشی، فرهنگی، ساختاری و تمدنی انسان را تحت فشار قرار داده و نه تنها به اهداف از پیش از تعیین شده و انتزاعی خود دست نیابند بلکه او را به موجودی روان رنجور و بیمار تبدیل کنند.
به عنوان نمونه، فرهنگ و تمدن مدرن امروز نه تنها نتواسته از انسان موجودی متمدن بسازد بلکه با تحمیل فشارهای فرهنگی و تمدنی و سرکوب احساسات و غرایز طبیعی چون همدلی و خشم او را به فردی مضطرب و منزوی تبدیل کرده است.
انسان های به اصطلاح مدرن امروز با نقاب های متمدنانه ای که بر صورت دارند نمی توانند در مواقع بحرانی به درستی رفتار کنند و جنایت هایی وحشتناک از آنان سر می زند که در بسیاری موارد کم سابقه یا بی سابقه است. آنها نمی توانند به نحو طبیعی با انسان های دیگر ارتباط برقرار کنند و از همدلی و درک احساسات دیگران عاجزند. انسان های مدرن امروز نمی توانند در هنگامی که با بازماندگان دوستان و آشنایان شان مواجه می شوند جز چند کلمه قالبی چیزی بر زبان آورند و از برقراری ارتباط در چنین مواقعی عاجزند.
چنین رفتارهایی نتیجه فشارهای تمدنی و فرهنگی هستند که انسان را به عنوان موجوی طبیعی و زیستی به رسمیت نمی شناسند و متوجه نمی شوند که ذات و غریزه انسانی در برابر فشارهای آنها مقاومت می کند. جامعه ای با هنجارهای حداکثری و برنامه ها و سیاست های فرهنگی و تمدنی بی شمار در نهایت بحران هایی عظیم می آفریند، با سرکوب خشم و خشونت آنها را تشدید می کند و احساسات و عواطف انسانی را به نابودی می کشاند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
علوم انسانی و اجتماعی امروز دست اندرکار سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی و تمدنی است. سیاست گذاری ها و برنامه هایی که تاثیرات فراوانی بر تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی بر جای می گذارند. اما چنین سیاست ها و برنامه هایی بر پیش فرض های مختلفی مبتنی اند که مسیر آنها را تعیین می کنند.
از جمله این پیش فرض ها انکار، تقلیل و یا سرکوب عوامل ذاتی، غریزی، زیستی و وراثتی در انسان است. سیاست گذاری ها و برنامه های اجتماعی برخاسته از علوم انسانی و اجتماعی انسان را همچون لوحی سفید و قالبی خام در نظر می گیرند که فرهنگ، اجتماعی شدن، تربیت و ساختارهای اجتماعی می توانند او را به هر شکل دلخواه درآوردند و شکل دهند. این در حالی است که به نظر می رسد واقعیت های انسانی و طبیعی با چنین پیش فرض هایی ناسازگار اند.
چنین تناقضاتی موجب می شوند تا سیاستگذاری ها و برنامه های آموزشی، فرهنگی، ساختاری و تمدنی انسان را تحت فشار قرار داده و نه تنها به اهداف از پیش از تعیین شده و انتزاعی خود دست نیابند بلکه او را به موجودی روان رنجور و بیمار تبدیل کنند.
به عنوان نمونه، فرهنگ و تمدن مدرن امروز نه تنها نتواسته از انسان موجودی متمدن بسازد بلکه با تحمیل فشارهای فرهنگی و تمدنی و سرکوب احساسات و غرایز طبیعی چون همدلی و خشم او را به فردی مضطرب و منزوی تبدیل کرده است.
انسان های به اصطلاح مدرن امروز با نقاب های متمدنانه ای که بر صورت دارند نمی توانند در مواقع بحرانی به درستی رفتار کنند و جنایت هایی وحشتناک از آنان سر می زند که در بسیاری موارد کم سابقه یا بی سابقه است. آنها نمی توانند به نحو طبیعی با انسان های دیگر ارتباط برقرار کنند و از همدلی و درک احساسات دیگران عاجزند. انسان های مدرن امروز نمی توانند در هنگامی که با بازماندگان دوستان و آشنایان شان مواجه می شوند جز چند کلمه قالبی چیزی بر زبان آورند و از برقراری ارتباط در چنین مواقعی عاجزند.
چنین رفتارهایی نتیجه فشارهای تمدنی و فرهنگی هستند که انسان را به عنوان موجوی طبیعی و زیستی به رسمیت نمی شناسند و متوجه نمی شوند که ذات و غریزه انسانی در برابر فشارهای آنها مقاومت می کند. جامعه ای با هنجارهای حداکثری و برنامه ها و سیاست های فرهنگی و تمدنی بی شمار در نهایت بحران هایی عظیم می آفریند، با سرکوب خشم و خشونت آنها را تشدید می کند و احساسات و عواطف انسانی را به نابودی می کشاند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
گِل مخور، گِل را مخر، گِل را مجو
زان که گِل خوار است دایم زرد رو
دل بخور تا دایما باشی جوان
از تجلّی چهرهات چون ارغوان
مثنوی معنوی، دفتر دوم
به تصحیح محمدعلی موحد
@towardinside
زان که گِل خوار است دایم زرد رو
دل بخور تا دایما باشی جوان
از تجلّی چهرهات چون ارغوان
مثنوی معنوی، دفتر دوم
به تصحیح محمدعلی موحد
@towardinside