رو به درون
1.92K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
Forwarded from مشيانه جون و دَهَن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا خوش اخلاق نیستی؟



كارگردان
نسيم تيمورپور

تصویربردار
امیرحسین زمزم

تهیه کننده
علی اشکان نژاد

مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
از ستم روزگار
پناه بر شعر

از جور یار
پناه بر شعر

از ظلم آشکار
پناه بر شعر

 عباس کیارستمی





@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9475/

شاید بهترین راه‌ آموزش ترک تحصیل باشد
دانش‌آموزان نیازهای متنوعی دارند که نظام‌های آموزشی یکپارچه جوابگوی آن‌ نیست


کیتی رایلی
ترجمۀ: سارا زمانی مرجع: Time

نظام آموزش و پرورش طوری طراحی شده است که به دستۀ کوچکی از علایق و توانایی‌ها بها بدهد: مهارت در ریاضی و علوم، انجام کوهی از تکالیف و رقابت بر سر بالاترین نمره‌ها. اما این چیزها برای خیلی از دانش‌آموزان خواستنی نیست. در واقع، اگر دانش‌آموزی بخواهد آشپز، جواهرساز یا تعمیرکاری حرفه‌ای بشود، مدرسه نه‌تنها چیزی به او نمی‌آموزد، که مانع راه موفقیت او هم می‌شود. پس تصمیم درست چیست؟ یک نظام آموزشی متفاوت؟ یا اصلاً رها کردن مدرسه؟

- دیدن و شناختن هویت راستین فرزندانمان بسیار لذت‌‌بخش‌‌تر است از تصور آنچه ما آرزو داریم باشند.




@towardinside
این نظمی که بر جهانِ کنونی استیلا دارد، و افزایشِ جمعیّت و افزایشِ آز سلسله جنبانِ آن هستند، معلوم نیست که کار را به کجا می‌کشاند. اثر دیگرش، در آویختگی با طبیعت است که مشکل سومی پدید آورده است، یعنی اختلالِ محیط زیست.





@towardinside
قسمتی از همه‌ی ما خارج از زمان زندگی می‌کند. شاید در برخی لحظاتِ عمرمان متوجه سنِ‌مان شویم ولی اغلب بی سن و سالیم.

میلان کوندرا





@towardinside
قدرت، کسایی رو که قدرت ندارن رو کنار میزنه!

📽 پدرخوانده 3





@towardinside
« مثل یک فراری خواهم زیست/اما واقعاً و حقیقتاً خواهم زیست»

فرناندو پسوآ





@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0lQBUNhbf9/?igshid=14c4a20b4sgz2
@towardinside




انگار آزادی، یک مفهوم درست و حسابی نیست. دیشب در اغذیه‌فروشی، ظرف سوپ‌ام را کنار گذاشتم و فریاد زدم: این آزادی بالاخره چیست؟

اطرافیانم، ناهاینو، فابیان، و مارگارت، ساکت ماندند. ملوینِ پیر، صاحب اغذیه‌فروشی هم سرش را از روی روزنامه‌ای که می‌خوانْد، بلند نکرد.

چندتا مشتری دائمی (جوان‌های کلاه‌کاموایی) هم به واسطه‌ی تلاش‌هایی كه به نام آزادی در کارنامه‌شان داشتند، سعی کردند هر طور شده پرسشم را بی‌پاسخ نگذارند، كه بدجور به لکنت زبان افتادند. در گفته‌هایشان امر شریف و ارجمند، به چند مثال خُرد و حقیر، تخفیف یافت.

به نظرم، هیچ کس نمی‌داند معنی آزادی چیست. به هر کسی که صدای من را شنید، تا آخر عمرش مهلت دادم که اگر چیزی به نظرش رسید، برایم توضیح دهد.

پورشکیِ پیپ‌کِش، در پیاده‌روی بعد از شام، به من گفت که آزادی یک شعار است. و وقتی ارباب می‌خواهد عوض شود، ارباب بعدی به مردم می‌گوید:
شما باید به "آزادی" برسید.

در نظر پورشکی، آزادی یعنی لحظه رها شدن از نخست‌وزیریِ لِسپرانسه و سپردن بلافاصله‌ی مسؤولیت، به جانشین او.

به سرنوشتِ شوم دچار شود این ملوینِ پیر. دل‌دردِ شدیدی پیدا کرده‌ام از خوردنِ آن چند قاشق سوپِ مزخرفش.

علی اشکان نژاد
جهان ما حتی زمانی که دیگران در دیدرس نیستند، باز هم سرشار از الزامات اخلاقی و قانونیست که وجودشان ما را به زیر سلطه‌ی خود می‌کشاند.

مارتین_هایدگر





@towardinside
این مطلب: که چرا عشق همانند گربه ای پنجه کشان بیرون آمده و به مرور زمان کم‌کم همانند یک موش نیم خورده از بین می‌رود، یک راز واقعی است.

قرار ملاقات
هرتا_مولر






@towardinside
Forwarded from فستیوارت
 فراخوان نمایشگاه درهم‌تنیدگیِ عکاسی و تصویرسازی ≡
ــــــــــــــــــــــ

■ مهلت: ۲۰ مرداد ۱۳۹۸
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ شرایط شرکت آثار:
■ در نظر داريم نمايشگاهى از آثار عکاسی و تصویرسازی (یک رویاروییِ جذاب!)، در گالرى‌ چهارده تهران برگزار كنيم.
از تمام عکاسان و تصویرسازان، و نيز هنرمندانِ علاقه‌مند به این حوزه‌ها، براى مشاركت در اين رخداد مستقل، دعوت به عمل مى آيد.
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ موضوع:
پاریدولیا، دریافت و تصوّرِ جلوپنجره‌ی خودروها به عنوان صورت‌های انسان.
تا به حال،
حالت چراغ و جلوپنجره‌ى خودروها را به شكل چشم و صورت انسان تجسم كرده‌ايد؟
.
ــــــــــــــــــــــ
.
■ به کوشش: امیرحسین پورابراهیم و علی اشکان نژاد
.
■ داوران تصویرسازی: مجید حیدری – نیما جمالی
■ داوران عکاسی: آیدا دادرس – یاسمین راوی
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ هزینه شرکت: فقط برای منتخبین
■ سی‌درصد فروش + پنجاه هزارتومان هزینه کارپردازی
.
≡ راه های ارتباطی
■ واتس اپ براى ارسال آثار:
■ 09126999467
≡ اینستاگرام:
Instagram.com/ali_ashkannejad
≡ تلفن تماس:
■ 09391284060
≡ مکان برگزاری:
■ تهران، خیابان انقلاب، خیابان خارک، پلاک 14، گالری چهارده

ــــــــــــــــــــــ
.
≡ جزئیات کامل خبر را در لینک زیر بخوانید:
https://www.festivart.ir/?p=23644
≡ زمینه ها: #آگهی #تصویرسازی #عکاسی #فراخوان_هنری #نمایشگاه_گروهی
.
ــــــــــــــــــــــ
.
≡ فراخوان های پیشنهادی:
■ جشنواره عکس کیش:
kish-festival.com
.
ــــــــــــــــــــــ
Festivart.ir
Festivart.ir/Festivart.apk
Instagram.com/Festivart.ir
.
https://www.instagram.com/p/B0nPaf9BqxP/?igshid=ayyo16e8e6da
@towardinside



فرزند آدم، بُهت‌زده، هر آن از خود می‌پرسد:
غلبه بر طبیعت، سرانجام ممکن و هموار شده است،
یا باید در انتظار "انتقام بزرگ" بود؟

و هر کس که به تشویشِ ناشی از تردید می‌افتد، ذهن جریمه‌‌ای‌اش به کار می‌افتد:
آیا اقدام برای این غلبه، اساساً اخلاقی بوده است؟

اما هرگز به این زودی‌ها نخواهد پذیرفت، که عقلانیتِ به ظاهر نجیب و بزرگوار، در ذات، ماهيتِ بی‌مقداری جز "اصل گرامیِ اشتها" نیست.

علی اشکان نژاد
وقتی هم که کسی را به دشنام می بندیم، باید اندازه نگه داریم!

ماکسیم گورکی





@towardinside
‏تا حالا دقت کردین هر کس از شما آروم تر رانندگی میکنه احمقه و هر کس سریع تر میرونه دیوونه است؟
‏⁧





@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0oJB-shFRn/?igshid=cumnr9sfqhmy
@towardinside



مادر، به دختربچه‌اش دروغ گفت.
مجبور بود.

دختربچه، وقتی متوجه شد که سخن مادر خلاف واقع بوده است، به خودش لرزید.

دو دهه گذشت. مادر دیگر در قید حیات نبود.

دختر، به همه‌کس بدگمان بود. پسرهایی را که به ازدواج با او اشتیاق نشان می‌دادند، فریبکار تصور می‌کرد. با هیچ کس دوست نمی‌شد، و فکرش این بود که همه مترصدند مُدام سر او کلاه ‌بگذارند.

یک روز، مادر که داشت از دنیای دیگر، او را نظاره می‌كرد، با زحمتی زیاد به خواب دختر آمد. چیزی به دختر نگفت؛ اما او را در آغوش گرفت؛
و رفت.

صبح فردا، پسر جوان در دانشکده از دختر خواست که با او حرف بزند. دختر، پذیرفت.

علی اشکان نژاد
از پی غم یقین همه شادیست
و از پی شادی تو غمناکیست

مولانا





@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9476/


۱۵۰ سال است می‌خواهیم بدانیم سلبریتی‌ها چطور سلبریتی شدند
برای فهم دنیای سلبریتی‌ها باید روابط سه‌جانبۀ میان رسانه‌ها، مردم و ستاره‌ها را بررسی کنیم


شارون مارکوس
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع: aeon

چرا سلبریتی‌ها اینقدر در زندگی امروز ما مهم شده‌اند؟ چرا کسی به خود زحمت می‌دهد که به مدل مو، لباس یا کفش آن‌ها توجه کند؟ چطور به این‌همه شهرت و ثروت رسیده‌اند؟ گاهی فکر می‌کنیم این دست سوالات، مختصِ زمانۀ پرهیاهوی ماست؛ دوران سیاستمدارانِ توییتری و هنرمندانِ اینستاگرامی. اما اگر به بایگانی‌های مربوط به سلبریتی‌های قرن هجدهم رجوع کنیم می‌بینیم در نامه‌هایی که مردم برایشان می‌نوشتند، چیزهای آشنایی وجود دارد: ستایش‌های اغراق‌آمیز، انتقادات تندوتیز و حتی نفرت‌پراکن‌ها و ترول‌ها.

...




@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0po2tsh_Rj/?igshid=12rgrxhvcxncy
@towardinside




اين "حواست را جمع کن"، جمله اى كاملاً فریبنده است؛ مگر آن که خودت به خودت بگویی.

از در و دیوار، دارد این جمله به سمت تو پرتاب می‌شود. و دلیل هم می‌آورند که خیرخواهِ تو هستند.

دروغ می‌گویند. حواست را جز به هدف خودت جمع نکن.

نسخه‌ی شفابخش این است:
هر کس باید خودش را دوست بدارد؛ و حواسش از همه چیز دیگر، پرت باشد.

علی اشکان نژاد
روانشناس ها چنان راحت تجویز می کنند «گذشته را کنار بگذارید!» یا «به گذشته فکر نکنید!» که گاهی با خودم می اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم، انقدر که ناخودآگاه به حافظه مان چسبیده اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ می زند!
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید!
نمی شود!

کریستین بوبن




@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0q0f3DBHAk/?igshid=12uxw0vpqmsi0
@towardinside





تومِکِ بازنشسته، یار هر روزِ والنتیِ قصاب بود. تمام روز می‌نشست کنار او، با هم حرف می‌زدند. نه این تنها می‌ماند، نه او.

عصر روز چهارشنبه، پاتریک وارد مغازه شد. از جیبش یک کاغذ بیرون آورد و خواند:
یک رانِ بوقلمون.
نگاهش کشیده شد به صورت والنتی. اضافه کرد: لطفاً. بعد هم ادامه داد: والنتی! لطفاً خیلی خوب تمیزش کن.

والنتی در کمتر از یک دقیقه، یک رانِ بوقلمونِ تمیز شده را توی کاغذ روزنامه پیچید و داد دست پاتریک. او هم اسکناس بیست زلوتی را گذاشت روی یخچال و رفت.

تومِک که فقط منتظر بود پاتریک از در برود بیرون، به حرف آمد: بدبخت از اولش هم زن ذلیل بود. یک مطیع تمام عیار. والنتی گفت: هر وقت دیدی یک مرد اين قدر فرمان‌بردار همسرش است، باید آن سر داستان را هم ببینی. و آن هم این واقعیت است که خانم ناتالکا، بدون شک دارد مثل یک مادر از پاتریک مراقبت می‌کند.

خانم کاساندرا در همین لحظه وارد مغازه شد. و جواب تومك را شنید:
ولی زن‌ها در اغلبِ موارد از این‌جور شوهرها خوششان نمی‌آید. آن‌ها بیشتر دوست دارند به یک خروس مثل خروس‌های جنگیِ دهکده‌ی بارتلومیج تکیه کنند تا این که خود در نقش حامی ظاهر شوند.

خانم کاساندرا آمد در مقام مخالفت چیزی بگوید، اما لحظه‌اى مكث كرد. دید انگار خودش هم، همین ويژگى را از شوهرش انتظار دارد؛ پس ساکت ماند.

علی اشکان نژاد