Forwarded from جامعه شناسی عمومی
ردیابِ متصل بر انسان و حیوان
تکنولوژی همه ما را به بند کشیده و اسیر کرده است. اکنون با کمک تکنولوژی های ردیاب، انسان ها به مانند حیوانات هر لحظه ردیابی می شوند و تحت کنترل هستند.
به همان نحو که انسان حیوانات را اسیر کرده و با قلاده های ردیابی که به گردنشان انداخته آنها را کنترل می کند خود نیز به وسیله گوشی های همراه و سیستم های ردیاب کنترل می شود.
اکنون هم سگ ها و فلامینگوها به وسیله ردیاب ها تحت نظارت هستند و هم انسانها به وسیله ردیاب های الکترونیک کنترل می شوند.
گوشی های هوشمند که اکنون در دستان هر انسانی دیده می شوند موقعیت جغرافیایی او را به سرعت گزارش می دهند.
همچنین عضویت در شبکه های مجازی موجب شده تا تصاویر، سلایق، افکار و سبک زندگی انسانها به راحتی در دسترس همگان قرار بگیرد و هیچ اطلاعاتی پوشیده نباشد.
جامعه معاصر هر به روز بیشتر به جامعه ای کنترل شده تبدیل می شود و ابعاد این قفس هر روز وسیعتر می شود.
هر کدام از ما در جهانی که نام آزادی مدرن را یدک می کشد به شدت کنترل می شویم و کار به جایی رسیده که به نام پاسداری از حوزه خصوصی، هیچ امر خصوصی ای وجود ندارد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
تکنولوژی همه ما را به بند کشیده و اسیر کرده است. اکنون با کمک تکنولوژی های ردیاب، انسان ها به مانند حیوانات هر لحظه ردیابی می شوند و تحت کنترل هستند.
به همان نحو که انسان حیوانات را اسیر کرده و با قلاده های ردیابی که به گردنشان انداخته آنها را کنترل می کند خود نیز به وسیله گوشی های همراه و سیستم های ردیاب کنترل می شود.
اکنون هم سگ ها و فلامینگوها به وسیله ردیاب ها تحت نظارت هستند و هم انسانها به وسیله ردیاب های الکترونیک کنترل می شوند.
گوشی های هوشمند که اکنون در دستان هر انسانی دیده می شوند موقعیت جغرافیایی او را به سرعت گزارش می دهند.
همچنین عضویت در شبکه های مجازی موجب شده تا تصاویر، سلایق، افکار و سبک زندگی انسانها به راحتی در دسترس همگان قرار بگیرد و هیچ اطلاعاتی پوشیده نباشد.
جامعه معاصر هر به روز بیشتر به جامعه ای کنترل شده تبدیل می شود و ابعاد این قفس هر روز وسیعتر می شود.
هر کدام از ما در جهانی که نام آزادی مدرن را یدک می کشد به شدت کنترل می شویم و کار به جایی رسیده که به نام پاسداری از حوزه خصوصی، هیچ امر خصوصی ای وجود ندارد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B0JT0O1ht53/?igshid=1mvw99za80ahl
@towardinside
مورچهها از فرمانرواییِ جیرجیرکها بر خودشان خسته شدند. مجبور بودند صبح تا شام برایشان میوه و غذا ببرند.
یک روز طاقتشان تمام شد. جیرجیرکها را کشانکشان بردند و انداختند توی رودخانه.
جشن و شادی برپا شد. فردای آن روز، نشستند دور هم برای تصویب قوانین جدیدی که شهر مطابق آن اداره شود.
همه مورچهها جمع شدند. لوکاس نیامد. آندری پرسید: پس چرا نمیآیی؟ لوکاس گفت: قانون باید بر اساس اخلاق طرحریزی شود. اخلاق هم که با تغییری دگرگون میشود. آندری با تعجب پرسید: چه تحولی؟ لوکاس گفت: مثلا تواضع و فروتنی در مقابل جیرجیرکها اخلاقی بود که معلمها در مدارس به ما آموزش میدادند. حال آنکه در شرایط فعلی، این کار ضداخلاق است و نوعی چاپلوسی.
آندری خوشش آمد. گفت: موافقم. البته نظری افراطیتر دارم. باید از پیشوایان جدید بخواهیم حالا که ما سالها اخلاق را رعایت کردهایم، از این به بعد ما مدتی زندگیمان را بکنیم و آنها اخلاق را رعایت کنند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مورچهها از فرمانرواییِ جیرجیرکها بر خودشان خسته شدند. مجبور بودند صبح تا شام برایشان میوه و غذا ببرند.
یک روز طاقتشان تمام شد. جیرجیرکها را کشانکشان بردند و انداختند توی رودخانه.
جشن و شادی برپا شد. فردای آن روز، نشستند دور هم برای تصویب قوانین جدیدی که شهر مطابق آن اداره شود.
همه مورچهها جمع شدند. لوکاس نیامد. آندری پرسید: پس چرا نمیآیی؟ لوکاس گفت: قانون باید بر اساس اخلاق طرحریزی شود. اخلاق هم که با تغییری دگرگون میشود. آندری با تعجب پرسید: چه تحولی؟ لوکاس گفت: مثلا تواضع و فروتنی در مقابل جیرجیرکها اخلاقی بود که معلمها در مدارس به ما آموزش میدادند. حال آنکه در شرایط فعلی، این کار ضداخلاق است و نوعی چاپلوسی.
آندری خوشش آمد. گفت: موافقم. البته نظری افراطیتر دارم. باید از پیشوایان جدید بخواهیم حالا که ما سالها اخلاق را رعایت کردهایم، از این به بعد ما مدتی زندگیمان را بکنیم و آنها اخلاق را رعایت کنند.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . مورچهها از فرمانرواییِ جیرجیرکها بر خودشان خسته شدند. مجبور بودند صبح تا شام برایشان میوه و غذا ببرند. یک روز طاقتشان تمام شد. جیرجیرکها را کشانکشان بردند و انداختند توی رودخانه. جشن و شادی برپا شد. فردای آن روز، نشستند دور هم برای تصویب قوانین…
بشر امروز که نسبت به سرنوشت خود آگاهی و بیداری به هم زده است، نمیتواند مدّت درازی با اندیشههای پراکنده، امیدهای واهی، و «شِبه دموکراسی» زندگی کند.
محمّدعلی اسلامینُدوشن
@towardinside
محمّدعلی اسلامینُدوشن
@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9465/
آیا کسی میتواند علم را از دست صنعت انتشار مقاله نجات دهد؟
اگر در برابر این مقالات مهمل کاری نکنیم، روزی میرسد که دیگر کسی به علم اعتماد نخواهد کرد.
الکس گیلیس
ترجمۀ: محمد معماریان مرجع:Walrus
پیش از آنکه هر استاد دانشگاهی مجبور باشد دهها مقالۀ علمی-پژوهشی در رزومهاش ردیف کند، انتشار مقالۀ علمی، فرایندی طولانی و هزینهبر بود.علاوهبراین، تقریباً همۀ ژورنالهای اصلی در اختیار چند ناشر غربی بود و استادان دیگر مناطق دنیا، در وضعیتی «شبهاستعماری»، از چاپ مقاله در آنها محروم میماندند. از قرن جدید این روند عوض شد. مجلات «دسترسی باز» و «آنلاین» فراگیر شدند. دیگر همه میتوانستند مقاله چاپ کنند، اما خیلی زود سر و کلۀ آدمهای تازهای هم پیدا شد: سودجوها، متقلبها و فریبکارها.
@towardinside
آیا کسی میتواند علم را از دست صنعت انتشار مقاله نجات دهد؟
اگر در برابر این مقالات مهمل کاری نکنیم، روزی میرسد که دیگر کسی به علم اعتماد نخواهد کرد.
الکس گیلیس
ترجمۀ: محمد معماریان مرجع:Walrus
پیش از آنکه هر استاد دانشگاهی مجبور باشد دهها مقالۀ علمی-پژوهشی در رزومهاش ردیف کند، انتشار مقالۀ علمی، فرایندی طولانی و هزینهبر بود.علاوهبراین، تقریباً همۀ ژورنالهای اصلی در اختیار چند ناشر غربی بود و استادان دیگر مناطق دنیا، در وضعیتی «شبهاستعماری»، از چاپ مقاله در آنها محروم میماندند. از قرن جدید این روند عوض شد. مجلات «دسترسی باز» و «آنلاین» فراگیر شدند. دیگر همه میتوانستند مقاله چاپ کنند، اما خیلی زود سر و کلۀ آدمهای تازهای هم پیدا شد: سودجوها، متقلبها و فریبکارها.
@towardinside
من دوست دارم جایی باشم که گاهی آدم چشمش به چند تا دختر هم بیفتد.
ناطور دشت
جروم دیوید سالینجر
@towardinside
ناطور دشت
جروم دیوید سالینجر
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0LRF0tByL2/?igshid=1aeqypdnd8k7g
@towardinside
انگار از تکنولوژی، ما را سودِ شایستهای نمیرسد.
نه از آن حیث که بهرهاش به جز اندکی، در اختیار عامه نیست و به گروهی كم شمار در جهان میرسد؛
و نه از آن حیث که در کنار فایدهاش، زیانهای زیادی هم دارد که در تریبونها از آن زیانها معمولاً نامى برده نمیشود.
از آن حیث که "آهستگی" در آن نیست. هنوز لذتی نصیب نشده، به سرعت کالای جدید جایگزین میشود؛ حال آن كه لذت، همیشه در آهستگی است.
علی اشکان نژاد
@towardinside
انگار از تکنولوژی، ما را سودِ شایستهای نمیرسد.
نه از آن حیث که بهرهاش به جز اندکی، در اختیار عامه نیست و به گروهی كم شمار در جهان میرسد؛
و نه از آن حیث که در کنار فایدهاش، زیانهای زیادی هم دارد که در تریبونها از آن زیانها معمولاً نامى برده نمیشود.
از آن حیث که "آهستگی" در آن نیست. هنوز لذتی نصیب نشده، به سرعت کالای جدید جایگزین میشود؛ حال آن كه لذت، همیشه در آهستگی است.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . انگار از تکنولوژی، ما را سود شایستهای نمیرسد. نه از آن حیث که سودش به جز اندکی، در اختیار عامه نیست و به گروهی كم شمار در جهان میرسد؛ و نه از آن حیث که در کنار سودش، زیانهای زیادی هم دارد که در تریبونها از آن زیانها معمولاً نامى برده نمیشود. از…
انتقاد استاد حسین علیزاده به سیاست های فرهنگی صدا و سیما که به نظر میرسد بیشتر به برنامه استعدادیابی عصر جدید مربوط میباشد.این برنامه با درخشش "پارسا خائف" خواننده نوجوان موسیقی سنتی همراه بود.
حسین علیزاده در افتتاحیه جشنواره موسیقی جوان گفت: کسی که در سنین پایین مطرح می شود در معرض خطر قرار میگیرد دیگر کار را ادامه نمیدهد. صدا و سیما هم از منظری به این جشنواره توجه میکند که باز هم توجه مناسبی نیست و ضربه به پیشرفت این جوانان و نوجوانان می زند. قطعا تا به حال جشنواره تا کنون به این موضوع ها فکر نکرده بود.
وی ادامه داد: این موضوعی جدید است. ما درباره اش فکر کرده ایم و باز هم درباره اش صحبت میکنیم. باید در نظر بگیریم که آیا بچه ای به سن بلوغ رسیده که بخواهد خودش برای خودش تصمیم بگیرد. به نظرم جشنواره با این موضوع جدید باید برخورد جدیدی داشته باشد. اگر برنامه های تلویزیونی درست و سالمی می داشتیم، از مطرح کردن بچه ها در آن برنامه استفاده میکردیم. ما نمی توانیم جلوی هیچ شرکت کننده یا هیچ خانواده ای را بگیریم. اما قطعا برخورد جشنواره از این به بعد با این مسئله جدیتر خواهد بود.
ما صبح تا شب علیه کشورهای غربی و آمریکا شعار میدهیم اما می بینیم که تمام برنامه هایمان تقلیدی از برنامه های آنهاست. همین برنامه تلویزیونی همه چیزش تقلیدی از برنامههای امریکایی است. در برنامه تلویزیونی ما تبلیغات در بالاترین سطح اهمیت است.
جریانات تبلیغاتی و سرمایه گذاری در کشورهایی مانند امریکا بسیار مافیا دارد و پیچیده است.تمام کار جشنواره در سیزده دوره را نمی توان فقط به یک خواننده نسبت داد. نوازندگانی در جشنواره بوده اند که در جهان نابغه هستند.
همین جشنواره موسیقی جوان جنبه تقلیدی ندارد و به طور ناب از فرهنگ ماست. من گاهی خجالت میکشم که شکل ظاهری تلویزیون ما شبیه به تلویزیون غربی هاست.
@towardinside
حسین علیزاده در افتتاحیه جشنواره موسیقی جوان گفت: کسی که در سنین پایین مطرح می شود در معرض خطر قرار میگیرد دیگر کار را ادامه نمیدهد. صدا و سیما هم از منظری به این جشنواره توجه میکند که باز هم توجه مناسبی نیست و ضربه به پیشرفت این جوانان و نوجوانان می زند. قطعا تا به حال جشنواره تا کنون به این موضوع ها فکر نکرده بود.
وی ادامه داد: این موضوعی جدید است. ما درباره اش فکر کرده ایم و باز هم درباره اش صحبت میکنیم. باید در نظر بگیریم که آیا بچه ای به سن بلوغ رسیده که بخواهد خودش برای خودش تصمیم بگیرد. به نظرم جشنواره با این موضوع جدید باید برخورد جدیدی داشته باشد. اگر برنامه های تلویزیونی درست و سالمی می داشتیم، از مطرح کردن بچه ها در آن برنامه استفاده میکردیم. ما نمی توانیم جلوی هیچ شرکت کننده یا هیچ خانواده ای را بگیریم. اما قطعا برخورد جشنواره از این به بعد با این مسئله جدیتر خواهد بود.
ما صبح تا شب علیه کشورهای غربی و آمریکا شعار میدهیم اما می بینیم که تمام برنامه هایمان تقلیدی از برنامه های آنهاست. همین برنامه تلویزیونی همه چیزش تقلیدی از برنامههای امریکایی است. در برنامه تلویزیونی ما تبلیغات در بالاترین سطح اهمیت است.
جریانات تبلیغاتی و سرمایه گذاری در کشورهایی مانند امریکا بسیار مافیا دارد و پیچیده است.تمام کار جشنواره در سیزده دوره را نمی توان فقط به یک خواننده نسبت داد. نوازندگانی در جشنواره بوده اند که در جهان نابغه هستند.
همین جشنواره موسیقی جوان جنبه تقلیدی ندارد و به طور ناب از فرهنگ ماست. من گاهی خجالت میکشم که شکل ظاهری تلویزیون ما شبیه به تلویزیون غربی هاست.
@towardinside
از منظر زیباییشناختی تعدادِ انواع آدمها چنان محدود است که هر کجا ممکن است مدام مفتخر به ملاقات کسانی شویم که میشناسیمشان.
مارسل پروست
@towardinside
مارسل پروست
@towardinside
Forwarded from مشيانه جون و دَهَن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو راهی!!
كارگردان
نسيم تيمورپور
تصویربردار
حمیدرضا زمزم
تهیه کننده
علی اشکان نژاد
مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
كارگردان
نسيم تيمورپور
تصویربردار
حمیدرضا زمزم
تهیه کننده
علی اشکان نژاد
مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
https://www.instagram.com/p/B0L0_82hRhx/?igshid=wr97gfqwn16p
@towardinside
پذیرش مسوولیت، در حد و توانِ شوایلر، به عنوان یک لاکپشت نیست.
و چارهای ندارد از این که دست به هر کاری بزند اما عهدهدار و پاسخگو نشود.
باز هم فريبم بده،
یک تکرارِ شیرینِ مازوخیستی است،
جاری بر زبانِ شوایلر.
خرگوشِ کاسب فریبش بدهد. شترمرغِ تبلیغاتچی اغوایش کند، خرسِ داروغه، حیله بر او سوار کند، گوزنِ کاندیدا اغفالش کند رای بگیرد برای ورود به سندیکا، و خارپشت ماده بر او عشوهگری کند تا در مال او شریک شود.
شایلر فریب میخورد، از آن جهت که همواره مغبون و زیان دیده بماند. که همین جایگاه خسران، در واقع همان موضع امنیت است.
علی اشکان نژاد
@towardinside
پذیرش مسوولیت، در حد و توانِ شوایلر، به عنوان یک لاکپشت نیست.
و چارهای ندارد از این که دست به هر کاری بزند اما عهدهدار و پاسخگو نشود.
باز هم فريبم بده،
یک تکرارِ شیرینِ مازوخیستی است،
جاری بر زبانِ شوایلر.
خرگوشِ کاسب فریبش بدهد. شترمرغِ تبلیغاتچی اغوایش کند، خرسِ داروغه، حیله بر او سوار کند، گوزنِ کاندیدا اغفالش کند رای بگیرد برای ورود به سندیکا، و خارپشت ماده بر او عشوهگری کند تا در مال او شریک شود.
شایلر فریب میخورد، از آن جهت که همواره مغبون و زیان دیده بماند. که همین جایگاه خسران، در واقع همان موضع امنیت است.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . پذیرش مسوولیت، در حد و توانِ شوایلر، به عنوان یک لاکپشت نیست. و چارهای ندارد از این که دست به هر کاری بزند اما عهدهدار و پاسخگو نشود. باز هم فريبم بده، یک تکرارِ شیرینِ مازوخیستی است، جاری بر زبانِ شوایلر. خرگوشِ کاسب فریبش بدهد. شترمرغِ تبلیغاتچی…
انسان همیشه خودش را مقصر میداند، حتی اگر کاری از دستش برنیاید تا جلوی آن را بگیرد.
تابستان آن سال
دیوید بالداچی
@towardinside
تابستان آن سال
دیوید بالداچی
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0NWZ1LBSFq/?igshid=1ffh95gw8vlpk
@towardinside
کاش به جای آدمها، عروسکهای نمایشی یا همان پاپتها (Puppet) در این جهان زندگی میکردند.
پاپت، اکسیژن مصرف نمیکند، غذایی نمیخورد (به جز آدامس)، و لیوان آبِ خالی را طورى سَرمیکشد، "انگار" که دارد آب میخورد.
یک پاپت، غالباً سرگرم کننده است و تمام حرکات جدی و شوخیاش میتواند چشم و گوش دیگران را کنجکاو کند.
پاپتها معمولاً آزاری به هم نمىرسانند جز زخمِ زبان. آن پاپتی هم که ناگهان ارّهبرقی برمیدارد و دنبال بقیه میکند، به سرعت توسط بقیه پاپتها دستگیر و توبیخ میشود.
آنها معمولاً متکی بر خودآموختههایشان هستند و درس و نصیحت دیگران را به سخره میگیرند، که این هم یک مزیت فوقالعاده است.
پاپت ها محدودیتهای اخلاقی ندارند و به خاطر دردسرهایی که درست میکنند، عذاب وجدان نمیگیرند.
و در نهایت،
آنها دماغشان را عمل نمیکنند و چون زندگی جذابی دارند، به موقع هم میمیرند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
کاش به جای آدمها، عروسکهای نمایشی یا همان پاپتها (Puppet) در این جهان زندگی میکردند.
پاپت، اکسیژن مصرف نمیکند، غذایی نمیخورد (به جز آدامس)، و لیوان آبِ خالی را طورى سَرمیکشد، "انگار" که دارد آب میخورد.
یک پاپت، غالباً سرگرم کننده است و تمام حرکات جدی و شوخیاش میتواند چشم و گوش دیگران را کنجکاو کند.
پاپتها معمولاً آزاری به هم نمىرسانند جز زخمِ زبان. آن پاپتی هم که ناگهان ارّهبرقی برمیدارد و دنبال بقیه میکند، به سرعت توسط بقیه پاپتها دستگیر و توبیخ میشود.
آنها معمولاً متکی بر خودآموختههایشان هستند و درس و نصیحت دیگران را به سخره میگیرند، که این هم یک مزیت فوقالعاده است.
پاپت ها محدودیتهای اخلاقی ندارند و به خاطر دردسرهایی که درست میکنند، عذاب وجدان نمیگیرند.
و در نهایت،
آنها دماغشان را عمل نمیکنند و چون زندگی جذابی دارند، به موقع هم میمیرند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . کاش به جای آدمها، عروسکهای نمایشی یا همان پاپتها (Puppet) در این جهان زندگی میکردند. پاپت، اکسیژن مصرف نمیکند، غذایی نمیخورد (به جز آدامس)، و لیوان آبِ خالی را طورى سَرمیکشد، "انگار" که دارد آب میخورد. یک پاپت، غالباً سرگرم کننده است و تمام حرکات…
http://www.drsoroush.com/Persian/News_Archive/P-NWS-1384-05-10-LectureInParis.html
غزالی منتقد ابوحنیفه بود و سخن ماندگاری گفت که ما باید همیشه آنرا به یاد داشته باشیم. غزالی گفت: تا آنجائی که سخن قرآن و پیامبر است هرچه گفتند روی چشم بنده اما از پیامبر که پائین آمدید "هم رجال و نحن رجال" آنها برای خودشان کسی بودند و ما هم برای خودمان کسی هستیم آنها برای خودشان حرفی دارند و رأیی دارند و ما هم حرف و رأیی داریم آنها را به رخ ما نکشید که مثلا ابو حنیفه چنین گفته شما دهانت را ببند، چرا؟ او صاحب اجتهاد بود و ما هم به قدر خودمان فکر می کنیم و صاحب اجتهادیم وعقلا و منطقا از نظراتمان دفاع می کنیم.
تشیع و چالش مردمسالاری
عبدالکریم سروش
@towardinside
غزالی منتقد ابوحنیفه بود و سخن ماندگاری گفت که ما باید همیشه آنرا به یاد داشته باشیم. غزالی گفت: تا آنجائی که سخن قرآن و پیامبر است هرچه گفتند روی چشم بنده اما از پیامبر که پائین آمدید "هم رجال و نحن رجال" آنها برای خودشان کسی بودند و ما هم برای خودمان کسی هستیم آنها برای خودشان حرفی دارند و رأیی دارند و ما هم حرف و رأیی داریم آنها را به رخ ما نکشید که مثلا ابو حنیفه چنین گفته شما دهانت را ببند، چرا؟ او صاحب اجتهاد بود و ما هم به قدر خودمان فکر می کنیم و صاحب اجتهادیم وعقلا و منطقا از نظراتمان دفاع می کنیم.
تشیع و چالش مردمسالاری
عبدالکریم سروش
@towardinside
هر چیزی که میبینم، می خوانم و یا می شنوم درواقع ترجمه ای لطیف از رنگ های اطرافم هستند.من شاعر نیستم و جزئیات برایم مهم نیست اما برای من همه چیز خلاصه می شود در رنگ ها.
یوناس میکاس
@towardinside
یوناس میکاس
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
آراستگی بیرونی، خشونت درونی
معمولا ابراز خشونت در محیط های خانوادگی در مقایسه با محیط های کاری بیشتر انجام می گیرد. در اینجا ما با یک پارادوکس مواجه هستیم: محیط های خانوادگی غالبا فضاهایی صمیمی هستند و تعاملات انسانها با یکدیگر در آنها به نحو نزدیک و غیر رسمی صورت می گیرد اما در همان حال، بیشترین نرخ های خشونت ورزی، شامل زد و خوردهای خانوادگی و خشونت های کلامی و روانی از چنین محیط هایی گزارش می شوند.
چرایی این پدیده را می توان با دقت در فضای اجتماعی خانه و مقایسه آن با فضای اجتماعی محل کار یا فضاهای عمومی دریافت.
فضاهای خانوادگی برخلاف محیط های کاری، فضاهایی غیر رسمی هستند و افراد در آن آزادی عمل بیشتری را تجربه می کنند. این در حالی است که ما در فضاهای بیرون از خانه بیشتر به نحو رسمی عمل می کنیم. افراد در فضاهای رسمی سعی می کنند نقش اجتماعی خود را به گونه ای اجرا کنند که مورد پذیرش و تحسین دیگران قرار گیرد. به بیان دیگر، در فضاهای بیرون از خانه ما به نحوی عمل می کنیم که دیگران ما را مبادی آداب و «متمدن» بپندارند و همواره می هراسیم که برچسب «بی تمدن» از سوی دیگران به ما الصاق نشود. محیط های بیرون از خانه به قول «گافمن» مانند منطقه «جلو صحنه» تئاتر هستند که ما در آن به ایفای نقش های رسمی اجتماعی خود می پردازیم و به رعایت اخلاق، آداب رفتار و اصول تمدن تظاهر می کنیم این در حالی است که فضای خانه مانند منطقه «پشت صحنه» تئاتر است که در آن نقاب های خویش را کنار می گذاریم و به میزان زیادی از تظاهر به متمدن بودن دست بر می داریم.
ما در خانه و در محیط های خانوادگی بسیار بیشتر از محیط های کاری، خودمان هستیم. از شیوه لباس پوشیدن و غذا خوردن بگیرید تا نحوه رفتار و طرز صحبت کردن.
از اینرو طبیعی است که افراد در خانه و در محیط های خانوادگی به دلیل کاهش فشار تمدن و احساس آزادی عمل بیشتر، خشونت بیشتری از خود نشان دهند و این امر در بسیاری موارد به بروز نرخ قابل توجه انواع خشونت های بدنی، کلامی و روانی منجر گردد.
همچنین می توان گفت، از آنجا که افراد در بیرون از خانه و در هنگام ایفای نقش در «روی صحنه» تحت فشار هستند و خشونت های درونی خود را کنترل و سرکوب می کنند در هنگام ورود به خانه یا «پشت صحنه» به نحوی این فشارها را تخلیه می نمایند.
محیط های خانوادگی به همان میزان که می توانند محیط های صمیمی و آزاد باشند فضاهایی خطرناک هستند. این امر نتیجه فشار تمدنی است که از همه سو ما را محاصره کرده و به رعایت هنجارهای فراوان اجتماعی به خصوص در محیط های کاری و عمومی مجبور می سازد.
ما به جامعه ای با هنجارهای حداقلی و کاستن از فشار تمدن نیاز داریم تا فاصله خصوصیات «جلو صحنه» و «پشت صحنه» تا این حد چشمگیر نباشد.
رضا تسلیمی طهرانی/ جامعه شناس
علی اشکان نژاد/ پژوهشگر فلسفه و روانکاوی
@taslimi_tehrani
معمولا ابراز خشونت در محیط های خانوادگی در مقایسه با محیط های کاری بیشتر انجام می گیرد. در اینجا ما با یک پارادوکس مواجه هستیم: محیط های خانوادگی غالبا فضاهایی صمیمی هستند و تعاملات انسانها با یکدیگر در آنها به نحو نزدیک و غیر رسمی صورت می گیرد اما در همان حال، بیشترین نرخ های خشونت ورزی، شامل زد و خوردهای خانوادگی و خشونت های کلامی و روانی از چنین محیط هایی گزارش می شوند.
چرایی این پدیده را می توان با دقت در فضای اجتماعی خانه و مقایسه آن با فضای اجتماعی محل کار یا فضاهای عمومی دریافت.
فضاهای خانوادگی برخلاف محیط های کاری، فضاهایی غیر رسمی هستند و افراد در آن آزادی عمل بیشتری را تجربه می کنند. این در حالی است که ما در فضاهای بیرون از خانه بیشتر به نحو رسمی عمل می کنیم. افراد در فضاهای رسمی سعی می کنند نقش اجتماعی خود را به گونه ای اجرا کنند که مورد پذیرش و تحسین دیگران قرار گیرد. به بیان دیگر، در فضاهای بیرون از خانه ما به نحوی عمل می کنیم که دیگران ما را مبادی آداب و «متمدن» بپندارند و همواره می هراسیم که برچسب «بی تمدن» از سوی دیگران به ما الصاق نشود. محیط های بیرون از خانه به قول «گافمن» مانند منطقه «جلو صحنه» تئاتر هستند که ما در آن به ایفای نقش های رسمی اجتماعی خود می پردازیم و به رعایت اخلاق، آداب رفتار و اصول تمدن تظاهر می کنیم این در حالی است که فضای خانه مانند منطقه «پشت صحنه» تئاتر است که در آن نقاب های خویش را کنار می گذاریم و به میزان زیادی از تظاهر به متمدن بودن دست بر می داریم.
ما در خانه و در محیط های خانوادگی بسیار بیشتر از محیط های کاری، خودمان هستیم. از شیوه لباس پوشیدن و غذا خوردن بگیرید تا نحوه رفتار و طرز صحبت کردن.
از اینرو طبیعی است که افراد در خانه و در محیط های خانوادگی به دلیل کاهش فشار تمدن و احساس آزادی عمل بیشتر، خشونت بیشتری از خود نشان دهند و این امر در بسیاری موارد به بروز نرخ قابل توجه انواع خشونت های بدنی، کلامی و روانی منجر گردد.
همچنین می توان گفت، از آنجا که افراد در بیرون از خانه و در هنگام ایفای نقش در «روی صحنه» تحت فشار هستند و خشونت های درونی خود را کنترل و سرکوب می کنند در هنگام ورود به خانه یا «پشت صحنه» به نحوی این فشارها را تخلیه می نمایند.
محیط های خانوادگی به همان میزان که می توانند محیط های صمیمی و آزاد باشند فضاهایی خطرناک هستند. این امر نتیجه فشار تمدنی است که از همه سو ما را محاصره کرده و به رعایت هنجارهای فراوان اجتماعی به خصوص در محیط های کاری و عمومی مجبور می سازد.
ما به جامعه ای با هنجارهای حداقلی و کاستن از فشار تمدن نیاز داریم تا فاصله خصوصیات «جلو صحنه» و «پشت صحنه» تا این حد چشمگیر نباشد.
رضا تسلیمی طهرانی/ جامعه شناس
علی اشکان نژاد/ پژوهشگر فلسفه و روانکاوی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B0NzHjABFUs/?igshid=1fy9jgse1xd3w
@towardinside
استیوِ قورباغه نجار بود. میز و صندلی میساخت. در عین حال، از آنهایی بود که قدرت تکلم دارند، اما نمیتوانند منظورشان را به طرف مقابل بفهمانند.
یک روز شوبرتِ کرگدن به دکان نجاری او رفت و از او خواست یک صندلی راحت برایش بسازد. شوبرت، بدون این که درباره قیمتِ کار حرف بزند، خداحافظی کرد و رفت.
یک هفته بعد، استیو، صندلیِ بسیار محکمی ساخت و از شوبرت خواست بیاید و تحویل بگیرد.
شوبرت وارد دکان شد. صندلی را امتحان کرد. خوشش آمد. مقداری اسکناس ریخت روی میز ، صندلی را برداشت و رفت.
استیوِ قورباغه دلخور شده بود. اما جملهای به زبانش نمیآمد. نمیدانست چطور باید شوبرت را ملتفت کند که ساختنِ صندلی او با توجه وزن زيادش، گران تمام شده است.
رفت پولها را شمرد. شوبرت حتی از قیمت صندلی معمولی هم کمتر پرداخت کرده بود.
استیو، چهار روز خودش را میخورد، عصبانیتش را فرو میبرد، و بیوقفه میرنجید.
گفتگوهای درونیاش که به زبان نمیآمدند، متراکم شدند. صبح خیلی زودِ روز پنجم، یک تیغ تیز برداشت و راه افتاد به سمت خانهی شوبرت.
علی اشکان نژاد
@towardinside
استیوِ قورباغه نجار بود. میز و صندلی میساخت. در عین حال، از آنهایی بود که قدرت تکلم دارند، اما نمیتوانند منظورشان را به طرف مقابل بفهمانند.
یک روز شوبرتِ کرگدن به دکان نجاری او رفت و از او خواست یک صندلی راحت برایش بسازد. شوبرت، بدون این که درباره قیمتِ کار حرف بزند، خداحافظی کرد و رفت.
یک هفته بعد، استیو، صندلیِ بسیار محکمی ساخت و از شوبرت خواست بیاید و تحویل بگیرد.
شوبرت وارد دکان شد. صندلی را امتحان کرد. خوشش آمد. مقداری اسکناس ریخت روی میز ، صندلی را برداشت و رفت.
استیوِ قورباغه دلخور شده بود. اما جملهای به زبانش نمیآمد. نمیدانست چطور باید شوبرت را ملتفت کند که ساختنِ صندلی او با توجه وزن زيادش، گران تمام شده است.
رفت پولها را شمرد. شوبرت حتی از قیمت صندلی معمولی هم کمتر پرداخت کرده بود.
استیو، چهار روز خودش را میخورد، عصبانیتش را فرو میبرد، و بیوقفه میرنجید.
گفتگوهای درونیاش که به زبان نمیآمدند، متراکم شدند. صبح خیلی زودِ روز پنجم، یک تیغ تیز برداشت و راه افتاد به سمت خانهی شوبرت.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . استیوِ قورباغه نجار بود. میز و صندلی میساخت. در عین حال، از آنهایی بود که قدرت تکلم دارند، اما نمیتوانند منظورشان را به طرف مقابل بفهمانند. یک روز شوبرتِ کرگدن به دکان نجاری او رفت و از او خواست یک صندلی راحت برایش بسازد. شوبرت، بدون این که درباره…