رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
https://www.instagram.com/p/B0ELCO0h17r/?igshid=1vns62tucnkf8
@towardinside



خط ۲۶۹ اتوبوس از مبدأ خیابان رادویل تا میدان مرکزی میوه و تره‌بار، همیشه مورد استقبال خانم‌ها و آقایان میانسال و بعضاً کهنسالی است که زنبیل به دست، قصد خرید روزانه دارند. خیلی از آن‌ها هم حالا دیگر همدیگر را می‌شناسند و همین موضوع، این خط اتوبوس‌رانی را به "خط پر سر و صدا" شهرت داده است.

امروز خانم مالفی با نگرانی به اطرافیانش گفت: هوا که گرم می‌شود، زمین هم گرم می‌شود. و زمین که گرم شود، زلزله می‌آید. همه از شنیدن این جمله ناراحت شدند و سر و صدایشان درآمد.

خانم پاتوسکه چاق بود. با شنیدن این حرف، با آرنج به بازوی خانم اوپ زد و به خنده گفت: یک وقت حرف‌هایش را باور نکنی.

خانم اوپ، اما اصلاً حواسش به اتفاقات توی اتوبوس نبود. او دیروز در گنجه‌ی انبار، دستبند عتیقه‌ای پیدا کرده بود و داشت مدام فکر می‌کرد با چه ترفندى آن را بفروشد که متهم به دزدیدنش نشود.

آقای جریک هم تمام مدت دعا می‌کرد زیر قابلمه را موقع بیرون آمدن از خانه، خاموش کرده باشد.
او به نیت هر گدایی که در راه دید، نذری کرد، به اين اميد كه خانه‌اش آتش نگرفته باشد.
به خانه که رسید، اما حیران و سرگردان شد. نمی‌دانست کدام نذر، راهگشا بوده است.

علی اشکان نژاد
بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این
در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا

مولانا





@towardinside
http://problematicaa.com/kropotkin-and-revolutionary-change/


میدان‌های دید: کروپتکین و تغییر انقلابی
نویسنده: راث کینا/ ترجمه‌ی هومن کاسبی


ظهور جنبش اعتراض ضدسرمایه‌داری جهانی، وسیعا نشانه‌ی تجدیدحیات آنارشیسم به شمار می‌رود. تنوع پیچیده‌ی جنبش اعتراضی، برای برخی از افراد به اصول ذاتا آنارشیستی سازمان‌دهی اشاره دارد. همان‌طور که نائومی کلاین ادعا می‌کند، این جنبش دارای «ساختار غیرمتمرکز و غیرسلسله‌مراتبی» است. به جای «تشکیل یک هرم… با رهبران در رأس و پیروان در پایین»، «مسیرهای ارگانیک، غیرمتمرکز و درهم‌تنیده‌ی اینترنت را بازتاب می‌دهد… شبکه‌ای از قطب‌ها[۱] و اقمار[۲]… صدها، شاید هزاران «گروه وابستگی»…» (چشم‌انداز). اکتیویست‌های آنارشیست، ادعای قوی‌تری دارند: مهم نیست که معترضین چه توصیفی از قرابت‌های خود ارائه می‌دهند؛ این جنبش در کل به درستی آنارشیستی قلمداد می‌شود. به ادعای دیوید گریبر[۳]، آنارشیسم «قلب و روح جنبش است؛ منبع بخش اعظم آن‌چه که در این باره تازه و امیدبخش است» (ص. ۶۱). سایر اکتیویست‌های مردمی[۴]، این ادعا را به گرمی پذیرا می‌شوند، و جنبش اعتراض جهانی را روشن‌ترین و قوی‌ترین عرض‌اندام آنارشیسم عملی از ۱۹۶۸ تلقی می‌کنند. پس از اعتراض در سیاتل -«دورهمی» جنبش (کلاین، ص. ۸۱)- تیتر نشریه‌ی رکن پنجم[۵] چنین بود: «بسیار بیشتر از چند پنجره‌ی شکسته». این گزارش در ادامه بیان کرد که کنش مستقیم جمعی «و ائتلاف‌های جدیدی که در خیابان‌ها و در سراسر مرزهای بین‌المللی شکل گرفته‌اند، نشانگر اوج‌گیری امیدبخش جنبش جهانی و نوظهور مقاومت در برابر سرمایه و جهانی‌شدن شرکت‌ها است» (ص ۱). در بحثی کلی‌تر درمورد شبکه‌ها و اعتراضات اجلاس سران، اندرو فلود[۶] مدعی شده است:

با ظهور جنبش اعتراض اجلاس سران در پیش چشمان عموم مردم پس از جی-۸ و سیاتل، آنارشیسم به نفوذی بسیار فراسوی آن‌چه که می‌توانستید با توجه به شمار آنارشیست‌ها و سطح سازمان‌دهی آنارشیستی پیش‌بینی کنید، دست یافت. آنارشیسم در دنیای انگلیسی‌زبان با سرعت تمام از انتقادی نسبتا مبهم و تاریخی راجع به جناح چپ به یکی از قطب‌های اصلی در جنبش جهانی‌سازی تبدیل شد (منبع آنلاین).

...





@towardinside
مردم هیچ گونه احترامی برای هیچ چیز قائل نیستند. من هر روز شاهد این مطلبم.

ظرافت جوجه‌تیغی
موریل باربری







@towardinside
وقتی جوان بودیم، خیال می‌کردیم پاکی ما را از شرارت نجات می‌دهد. خبر نداشتیم ممکن است شرارتی در پاکی وجود داشته باشد که از پاکی شرارت تغذیه کند.

سر هیدرا
کارلوس فوئنتس







@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0F0IaDBMfW/?igshid=180zxb9lekyxi
@towardinside



وقتی با تولیدات هنریِ عجیب، پیشرو و هراس‌انگیز، روبرو می‌شیم،
به سرعت می‌شه به این نتیجه برسیم که: این برخاسته از تجربه‌ی خاص و واقعی خود هنرمند بوده.
چون اگر نبود، نمی‌تونست به این دقت و غلظت، اون فضاى نامتعارف و تجربه نشده رو نشون بده و تو ذهن مخاطب ماندگارش كنه.

و طنز ماجرا اینجاست که: اگر مثلاً فیلمی ببینیم که بازیگرش داره شامپوی سر رو مزه می‌کنه، می‌شه نتیجه گرفت که این کار قبلا آزمایشِ خودِ کارگردان بوده!

علی اشکان نژاد
زندگی کردن؛
نایاب ترین چیز
در دنیاست.
بیشتر مردم
فقط وجود دارند، همین...!

اسکار وایلد





@towardinside
پروردگارا!
نشانه‌ای به من ارزانی کن
که اینک چه باید بکنم!!!

😄


@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0G6tX1hODU/?igshid=i4l3xer5hzcj
@towardinside




اینگِه‌بُرگ، احتمالاً از همان خردسالی که به زیبایی‌اش تحسین شده، خود را نظر کرده‌ی خدایان یافته است.

تراکمِ همین موضوع می تواند دلیلی باشد برای این که در طرف دیگر، اخلاق در آدم به شدت تضعیف شود. اینگه‌بُرگ واقعاً در کل، تحمل‌ناپذیر است.

ناگفته نماند که هر زنی مطیع آرایشی است که روی صورتش پياده مى‌كند. دوشنبه‌ی گذشته، او آرایشی ملیح کرد، و سپس مهربان شد. چشمانش از محبت، سرشار شدند و عشق به زندگی را می‌شد به وضوح در آرامش پلک‌های او دید. و پرسش بزرگ این جاست که چه می‌شود زنی که این همه می‌تواند خطوط کنار چشمش، مهربانی را به وسعت تمام هستی منتشر کند، ناگهان از این آرایش صورت خسته می‌شود و چهره آرایی‌اش مثلاً به شمایل انتقام گیران تغییر می‌کند؟

به محض تغییر آرایش، بلافاصله اخلاق او هم، به آرایشی شبيه مى‌شود که روی صورت دارد.

حالا او مرا ترک کرده است. خیلی‌ها که او را با آرایش‌های روشن و لطيف دیده اند، دارند جوسازی می‌کنند که اینگه‌بُرگ فداکار بوده و مُحق!

علی اشکان نژاد
گفت لیلی را خلیفه کان توی
کز تو مجنون شد پریشان و غوی
از دگر خوبان تو افزون نیستی
گفت خامش چون تو مجنون نیستی

مولانا





@towardinside
http://www.thesis11.com/Article.aspx?Id=6468



مصاحبه با وندی براون: به راه انداختن مجدد دموس
ترجمه: فرید دبیرمقدم


مصاحبه زیر با وندی براون، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی، در پی آن است تا نظرات جنجالی و مهم وی را در بستر رویدادها و مسائل سیاسی اخیر بررسی کند، به ویژه با تمرکز بر دو کتابش «از کار انداختن دموس: انقلاب بی‌سر و صدای نولیبرالیسم» (2015) و «سیاست بیرون از تاریخ» (2001). سباستین رضا این مصاحبه را در 23 مه 2017 از طریق اسکایپ با براون انجام داده که با بسط برخی پاسخ‌ها در ژورنال «نظریه، فرهنگ و جامعه» (دسامبر 2017) منتشر شد.

در کتاب‌ «از کار انداختن دموس» به ناممکن‌بودن سیاست رادیکال یا رهایی‌بخش در زمانه‌ای می‌پردازید که در آن بازار یگانه منبع «اثبات حقیقت» است و انسان اقتصادی[i] تنها شخصیت خیالی پابرجاست. شما برای درک این مساله فضای سه‌وجهی جذابی میان فوکو، مارکس و دموکراسی ترسیم می‌کنید که سودمند است اما در هر رأسش مخالفت‌هایی نیز برمی‌انگیزد. ممکن است این فضای نظری را بیشتر بسط دهید؟ چرا این مثلث نظری مهم است و چگونه می‌توانیم به بهترین نحو از پس نقدهایی که به هر رأس آن وارد می‌شود برآییم؟

از مارکس می‌آموزیم درباره اقتصاد سیاسی و به طور خاص درباره سرمایه‌داری فکر کنیم که نقشی بنیادین در تکوین هستی و حیات انسان معاصر دارد. مسلم است که باید مارکس را به‌روز‌رسانی کنیم تا ابتدا سرمایه‌داری کینزی و سپس سرمایه‌داری نولیبرال و سرمایه‌داری مالی را بفهمیم. اما از مارکس می‌آموزیم درباره جهان‌مان از نظر سازماندهی وجه تولید و آنچه امروزه برخی «وجه پیش‌بینی» (mode of prediction) می‌نامند (یعنی سرمایه مالی) فکر کنیم. می‌آموزیم به اقتصاد سیاسی در وسیع‌ترین و عمیق‌ترین معنای آن بیندیشیم، یعنی به عنوان محل قدرت، سلطه، استثمار و همچنین نقاط مقاومت.

...





@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9464/


وقتی یک استاد فلسفه پدر می‌شود
همزمان با تولد فرزندمان در ذهن من نیز اندیشه‌هایی تازه به دنیا آمد


الدار ساراجلیچ
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع: NYTimes

یک نویسنده گفته است تولد بچه مثل انفجار یک بمب در زندگی است. روالی که همیشه در خانه حاکم بوده، ناگهان دود می‌شود و قواعد تازه‌ای شکل می‌گیرد. ساعت‌های طولانی بی‌خوابی و نگرانی دربارۀ سلامت، تغذیه و تربیت نوزاد پدر و مادر را به آدم‌هایی تبدیل می‌کند که قبل از بچه‌دار شدن، برای خودشان هم باورنکردنی به نظر می‌رسیده است. یک فیلسوف بوسنیایی تعریف می‌کند که چطور تولد دخترش حتی مسائل فلسفی ذهن او را نیز عوض کرد.

- آزادی، نزد آرنت، به معنای ظرفیتی است برای آغازی دوباره. این ظرفیت برآمده از ظرفیتِ عمل است؛ یعنی ویژگی‌ای که تمامی انسان‌ها با آن زاده می‌شوند.

- ممانعت فرزندان از اقدام براساس دلایلی که می‌یابند، بدون آنکه صحت دلایل‌شان را بسنجیم، خیانتی است به ارزش و معنای رابطۀ والد و فرزندی.





@towardinside
مردم از انگیزه‌های شما و صداقت شما و اهمیت رنج‌هایتان جز با مرگ شما متقاعد نمی‌شوند.
تا وقتی که زنده‌اید، وضع شما برایشان مشکوک است و فقط شایسته ‌ی تردید آنها هستید.

آلبر كامو
سقوط






@towardinside
جهان آینده آرمانشهری عملی است که نه بهترین و نه بدترین دنیای ممکن بلکه دنیایی است
تحقق پذیر و بهتر از دنیایی که پشت سر گذاشتیم.

الوین تافلر
موج سوم



@towardinside
حریم سلبریتی؛ در گفتگو با
مصطفی ملکیان و طناز طباطبایی

با باد کردن فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، سلبریتی های هنری، ورزشی، سیاسی و .... ایرانی گرچه از این فضاهای تازه برای هر چه بیشتر دیده شدن بهره گرفته‌اند در همان حال از این‌که مخاطبان، طرفداران و کاربران این شبکه‌ها حد و حدود حریم خصوصی آن‌ها را مراعات نمی‌کنند گله و انتقاد دارند؛ روسری یکی را باد برده و فیلمی منتشر شده؛ از عروسی آن‌یکی فیلمی درآمده؛ چت‌های یکی دیگر علنی شده و ... پس تصمیم گرفتیم ماجرا را با یک سلبریتی در میان بگذاریم و نظرات‌اش را بشنویم و البته برای این‌که به وادی تکرار نیفتیم، هنرمند شناخته‌شده را در کنار مصطفی ملکیان نظریه‌پرداز اخلاق بنشانیم. ملکیان درباره حریم خصوصی هر جا گفته و نوشته، بر این موضع پای فشرده که مدام حریم خصوصی ما با منافع اجتماعی در برخورد است؛ می‌شد حدس زد میان دغدغه‌های هنرمندان درباره حریم خصوصی‌شان با ایده‌های ملکیان یک گفت‌وگو درگیرد... «طناز طباطبایی» بازیگر نقش حنا در خشم و هیاهو خودش هنرمندی است اگرچه در سینما خیلی گزیده کار کرده، اما این سال‌ها از پرطرفدارترین بازیگران زن بوده ولی جالب است که او می‌گوید از چالش سلبریتی‌ها و حریم خصوصی‌شان در امان مانده؛ حتی می‌گوید در 15سال کارنامه هنری‌اش، از سوی مخاطبان و مردم با نگاه‌ها و آزارهای جنسی و جنسیتی روبه‌رو نشده، اما چطور؟ طباطبایی با دغدغه نگرش ویژه‌اش درباره حریم خصوصی سلبریتی‌ها در کنار مصطفی ملکیان نشست تا درباره حریم خصوصی یک سلبریتی حرف بزنند؛ گفت‌وگویی در مرز تجربه زیسته یک هنرمند، ایده‌های اخلاقی و نکته‌های حقوقی ....

3danet.ir/jpvGP

@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0Irv3GBcdk/?igshid=y7mdwye0274n
@towardinside


آن‌هایی که مورد خشونت، فشار، و آزار و اذیتِ بيشترى قرار گرفته‌اند،
ناگزير باید ساز و کار دفاعیِ متفاوت، غیرمتعارف، و شگفت‌انگیزی کشف کنند برای ادامه زندگی؛ روش‌هايى كه از عهده فهم دیگران خارج بوده است.

حالا اگر این ساز و کار دفاعیِ خارق‌العاده، تبدیل به هنر شود...
آری... هنرمندان طراز اول، اين طور به ظهور رسيده‌اند.

علی اشکان نژاد
اسپیلبرگ یک داستان‌گوی بزرگ است. این را فراموش نکنید. این را نادیده نگیرید. او لیاقت جایگاه کنونی‌اش را دارد، چون چیزی را فهمیده که خیلی از علاقمندان پرزرق‌وبرق جلوه‌های ویژه بویی از آن نبرده‌اند؛ او جلوه‌های ویژه را در باقت داستان‌هایی بسیار خوب و بسیار منسجم می‌تند. او بیش از هرکس دیگری داستان‌گویی می‌داند و ما در سینمای امروز با فقدان داستان‌گویی مواجهیم.

ورنر هرتسوگ




@towardinside
«باید تأمین مسکن را از حالت کالایی خارج کنیم. به لحاظ تاریخی، این کار با ایجاد مسکن اجتماعی صورت گرفت که مردم از حق مسکن خارج از بازار برخوردار بودند، یعنی حق داشتن یک خانه بدون داشتن حق خرید یا فروش آن.»
نولیبرالیسم به ما می‌گوید این ناکارآمد است. اما حالا می‌دانیم وقتی از قواعد نولیبرالی پیروی می‌کنیم، چه اتفاقی می‌افتد.

مجله ژاکوبن: گفتگو با دیوید هاروی






@towardinside
ردیابِ متصل بر انسان و حیوان


تکنولوژی همه ما را به بند کشیده و اسیر کرده است. اکنون با کمک تکنولوژی های ردیاب، انسان ها به مانند حیوانات هر لحظه ردیابی می شوند و تحت کنترل هستند.
به همان نحو که انسان حیوانات را اسیر کرده و با قلاده های ردیابی که به گردنشان انداخته آنها را کنترل می کند خود نیز به وسیله گوشی های همراه و سیستم های ردیاب کنترل می شود.
اکنون هم سگ ها و فلامینگوها به وسیله ردیاب ها تحت نظارت هستند و هم انسانها به وسیله ردیاب های الکترونیک کنترل می شوند.
گوشی های هوشمند که اکنون در دستان هر انسانی دیده می شوند موقعیت جغرافیایی او را به سرعت گزارش می دهند.
همچنین عضویت در شبکه های مجازی موجب شده تا تصاویر، سلایق، افکار و سبک زندگی انسانها به راحتی در دسترس همگان قرار بگیرد و هیچ اطلاعاتی پوشیده نباشد.

جامعه معاصر هر به روز بیشتر به جامعه ای کنترل شده تبدیل می شود و ابعاد این قفس هر روز وسیعتر می شود.
هر کدام از ما در جهانی که نام آزادی مدرن را یدک می کشد به شدت کنترل می شویم و کار به جایی رسیده که به نام پاسداری از حوزه خصوصی، هیچ امر خصوصی ای وجود ندارد.


رضا تسلیمی طهرانی





@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B0JT0O1ht53/?igshid=1mvw99za80ahl
@towardinside




مورچه‌ها از فرمانرواییِ جیرجیرک‌ها بر خودشان خسته شدند. مجبور بودند صبح تا شام برای‌شان میوه و غذا ببرند.

یک روز طاقت‌شان تمام شد. جیرجیرک‌ها را کشان‌کشان بردند و انداختند توی رودخانه.

جشن و شادی برپا شد. فردای آن روز، نشستند دور هم برای تصویب قوانین جدیدی که شهر مطابق آن‌ اداره شود.

همه مورچه‌ها جمع شدند. لوکاس نیامد. آندری پرسید: پس چرا نمی‌آیی؟ لوکاس گفت: قانون باید بر اساس اخلاق طرح‌ریزی شود. اخلاق هم که با تغییری دگرگون می‌شود. آندری با تعجب پرسید: چه تحولی؟ لوکاس گفت: مثلا تواضع و فروتنی در مقابل جیرجیرک‌ها اخلاقی بود که معلم‌ها در مدارس به ما آموزش می‌دادند. حال آن‌که در شرایط فعلی، این کار ضداخلاق است و نوعی چاپلوسی.

آندری خوشش آمد. گفت: موافقم. البته نظری افراطی‌تر دارم. باید از پیشوایان جدید بخواهیم حالا که ما سال‌ها اخلاق را رعایت کرده‌ایم، از این به بعد ما مدتی زندگی‌مان را بکنیم و آن‌ها اخلاق را رعایت کنند.

علی اشکان نژاد
گفتم هوای میکده غم می‌برد ز دل
گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند.

حافظ






@towardinside