رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9460/
 
آیا حق داریم هر چیزی را که دلمان می‌خواهد باور کنیم؟
باورها چیزهایی خصوصی نیستند که انتظار داشته باشیم کسی آن‌ها را زیر سؤال نبرد
 
دانیل دونیکلا
ترجمۀ:حسین رحمانی  مرجع:aeon

فرض کنید در یک مرکز بهداشت پزشک اطفال هستید. یک روز پدر و مادری بچه‌‌شان را پیش شما می‌آورند و وقتی می‌گویید زمان واکسیناسیون بچه رسیده، به شما می‌گویند: اجازه نمی‌دهیم به بچۀ ما واکسن بزنید. دلیلش را می‌پرسید و جواب می‌دهند: «ما معتقدیم واکسن ضرر دارد». مسئله را توضیح می‌دهید، ولی با تحکم بیشتری ازتان می‌خواهند که «به باور ما احترام بگذار!» اما آیا می‌شود به باورهایی که روی زندگی دیگران اثر می‌گذارند فقط و فقط احترام گذاشت؟
 
 
@towardinside
در یک سیستم پیچیده، که در آن اجزای ساده بدون کنترل‌کننده مرکزی یا رهبر اقدام می‌کنند، چه کسی یا چه چیزی در عمل معنای وضعیت را درک می‌کند تا دست به اقدام مناسب بزند؟ این موضوع از جمله بغرنج‌ترین رازهای سیستم‌های پیچیده و به‌طورکلی علم است.

سیری در نظریهٔ پیچیدگی
ملانی میچل






@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bz-tXfABmww/?igshid=1e52gdyh1a5ik
@towardinside




موش‌ها نماینده‌ای از بین خودشان انتخاب کردند که برود و با گاومیش حرف بزند. یک موشِ خوش سر و زبان. می‌خواستند به گاومیش بگویند: با توجه به کمبودها، اگر امکان دارد اجازه دهد میوه‌ی کمتری به عنوان مالیات حضور در سرزمینش برای او بیاورند.

درست در لحظه خروج موشِ نماینده از جمع موش‌ها، موشِ سفید یواشکی کاغذی گذاشت توی جیب موش نماینده.

موش نماینده در راه، نوشته را خواند:
"کمک‌خواه، باید خود را معصوم و بی‌گناه نشان دهد.
طورى که سايرين، مقصرِ وضع فعلی‌اش را جهانِ هستی بدانند.
با این روش می‌شود همگان را از خشم ناگهانیِ هستی ترسانْد و نتيجه دلخواه را به دست آورْد.
با ايجاد اين ترس كه نکند در گردش و تطوّر، هستی بعداً سراغ او هم بیاید و بلايايى برايش ترتيب دهد."

گاومیش نشسته بود روی مبل. داشت چای می‌نوشید.
گوزنِ مشاور اجازه خواست و نشست روی مبلِ کنار او.

گفت نماینده موش‌ها آمده مطالبی را خدمت شما عرض کند. گاومیش دستی به شاخ‌های بلندش کشید و اشاره کرد که بیاید.

موش آمد و حرف زد. تمام مدت سرش را انداخته بود پایین، پاهایش را چسبانده بود به هم، و دو دستش را قفل کرده بود جلویش.

گاومیش عصبانی شد. فریاد زد: در طول تاریخ اگر بگردید،
درآمدِ "موش‌مردگی" از تجارت الماس هم پرسودتر بوده است.

موش نماینده از عصبانیت گاومیش ترسید، اما خوشش آمد. فهمید که صحبت هایش تأثیر لازم را روی همذات پنداریِ گاومیش گذاشته است.
زیر لب گفت:
دست مریزاد موش سفید...

علی اشکان نژاد
نگاه کن چه پیر می‌شوند
رویاهایی که تو را نیافته
جهان را ترک می کنند

شمس لنگرودی




@towardinside
وقتی سیگاری بودم خیلی خوش می‌گذشت. از وقتی سیگار رو ترک کردم همه‌چی خراب شد. الان فقط چند تا پُک برای خوش‌شانسی می‌زنم. همین

فرانکشتاین در بغداد
احمد سعداوی






@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9461/
 
سیاست شوخی
ادا درآوردن‌ها، لودگی‌ها و شوخی‌ها یادآور شکنندگی هراسناک هنجارها هستند
 
 
تری ایگلتون
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع: Commonweal
 
موقع خندیدن قهقهه می‌زنید یا لبخند؟ مزه‌پران و اهل لودگی هستید یا اهل شوخی‌های متین و بجا؟ باید و نبایدهای اخلاقی زیادی دربارۀ انواع خندیدن و خنداندن شنیده‌ایم: گاهی شوخی را دونِ شأن افراد مؤقر دانسته‌اند و گاهی بلندخندیدن را نشانۀ لاقیدی و جسارت. اما تری ایگلتون معتقد است آداب شوخی و خنده صرفاً برای مراقبت‌های اخلاقی ساخته نشده‌اند، بلکه مناسبات قدرت و سیاست نیز نقش مهمی در محدودکردن شوخی داشته است. شوخی اسبابی است که هرکسی می‌تواند برای خفیف‌شمردن اقتدار صاحبان قدرت از آن استفاده کند و خیلی زود در این کار متبحر شود. همین خصلت همگانی شوخی است که آن را ابزاری قدرتمند برای دموکراسی می‌کند.
 
 
@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0AnzlDh2xe/?igshid=1q5qk3fg5q38
@towardinside



روش رضایت‌مندی در انسان، حساب و کتاب ندارد.

مثلاً اگر به اندازه‌ی سطح كوچكى، مویِ اضافی از روی پوست گوش و داخل بینی تمیز کنیم، حس رهایی و لذتى معادل کوتاه کردن چند ده هزار تارِ موی متراکم و پرپشتِ سَر، به ما دست می‌دهد؛ حتى چه بسا بيشتر!

علی اشکان نژاد
غذا یکی از تم‌های تکرار شونده در فیلم‌هایم است. در واقع یک‌جور وسواس فکری درموردش دارم و به نظرم این وسواس‌ها را نباید سرکوب کرد. خیلی مهم است که توجه کنیم اُتیک نه فقط همه چیز را می‌خورد، بلکه آن را فرو می‌بلعد و از بین می‌برد و بنابراین نمادی از تمدن ماست که در تعرض سیری‌ناپذیرش همه چیز را فرومی‌بلعد: طبیعت، حیوانات، گروه‌های قومی و فرهنگ‌ها را. علاوه بر این، دهانِ در حال جویدن، به‌راستی، نماد مناسبی برای این تمدن متجاوز و همه‌چیزخوار است. من معتقدم جامعه‌ي مصرفی آخرین مرحله‌ي تمدن ماست. جامعه‌ای که ممکن است تا صد سال دیگر یا همین حدود ادامه داشته باشد اما کاملاً عقیده دارم که این مصرف‌گرایی، این شیوه‌‌ی نابود‌کننده‌ي زندگی نشانه‌ي پایان تمدن است. نمی‌گویم که نوع بشر رو به فناست، بلکه ما درحال تماشای پیامدهای پایان تمدن هستیم.

یان شوانکمایر




@towardinside
این عقیده برای من بوده و باز هم هست که فرهنگ مهمّ‌ترین موضوعِ روز است، زیرا عاملِ توازن دهنده است، و توازن لازمه‌ی سلامت اجتماعی است.

محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن




@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0BloPihNJI/?igshid=1qxsd8x86kskk
@towardinside




خرس، حسابی گرمش شده بود. کلافگی و تشنگی امان او را بریده بود. اما آفتاب آنقدر تند و هوا آنچنان گرم بود که نمی‌توانست از خانه بیرون بیاید و برود کنار رودخانه.

دراز کشید روی زمین. سنگ کف اتاق کمی خنک تر از دمای بدن او بود. خوشش آمد. اما خیلی زود، سنگ هم با حرارت تنِ او گرم شد. کمی خزید آن طرف تر. اما آ‌ن‌جا هم خیلی زود از خُنكى افتاد.

سرماى تمام سطح کف، از بین رفت. ناگهان تصمیم گرفت برودتِ تمام اجسام را از آن‌ها بگیرد و مال خود کند.
او خودش را به چهار دیوار اتاق چسباند، خنکی‌هایشان را گرفت. بعد رفت سراغ میز. خوابید روی میز و سرماى آن را هم جذب کرد. بعد یک صندلی فلزی دید؛ رفت صورتش را چسباند روی سطح خنکِ پشتی و پایه‌های صندلی.

رفت به آشپزخانه. بشقاب‌ها و قابلمه‌ها کمی خنک بودند. یکی‌یکی آن ها را چسباند به صورت و تنش و سردی آن‌ها را هم از آن خودش کرد.

تقریباً دیگر همه چیز گرم شده بود. کمی گردو هم گوشه آشپزخانه پیدا کرد و دانه دانه گذاشت روی صورت و بدنش.

آفتاب، آرام آرام پایین آمد. دمای هوا کم شد. خرس آرام آرام توانست از خانه بیاید بیرون. رفت کنار رودخانه و خرس‌های دیگر را دید. به آن‌ها گفت که امروز چطور با گرما مقابله کرده است.

خرس‌ها یاد گرفتند و از روش او استقبال کردند. از فردای آن روز، هر خرسی در پی این بود که با چسباندنِ بدنش به اشیاء، خُنکیِ آن ها را مال خود کند.

علی اشکان نژاد
اگر زیادی یا عوضی تماشای‌مان کنند دچار ترس می شویم. اگر زیادی تماشا کنیم توان بالقوه‌ی کنش را از کف می دهیم. با خوب تماشا کردن، با خوب تماشا شدن، با تعیین مرز برای هر یک، می‌بالیم، با هم نیز می بالیم.

وودراف،
ضرورت تئاتر







@towardinside
آزادی ممکن است جزء ذاتی و اساسی سبک‌هایی از زندگی باشد که دست زدن به انتخاب را می‌ستایند. این سبک‌های زندگی بیانگر و تجسم‌بخش آرمان‌های انسانی خاصی هستند؛ اما چه چیزی به ما از نظر عقلانی اجازه می‌دهد که چنین آرمان‌هایی را در مقام اجزاء حیاتی رفاه و سعادت بشری بنشانیم؟

فلسفۀ سیاسی جان استیوارت میل
جان گری
ترجمۀ خشایار دیهیمی



@towardinside
هرگز مگذار که اشتباهی تو را به عرصه ی استدلال بکشاند؛ خردمند آن است که در بحث با نادان خود را به نادانی بزند.

گوته





@towardinside
https://www.instagram.com/p/B0DYL-uBB53/?igshid=11dtoritao8mp
@towardinside



در‌ كتاب‌ها فقط متن نیست که حامل پند و پیام است؛ کاغذشان هم دارد با روح و روان ما بازی می‌کند.

بوی مطبوع و دلپذیر کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌های قدیمی، از مطالب کتاب‌ها نیست، بوی همین کاغذ است.

و یکی از مهم‌ترین کاغذها در بستر زیستیِ من، کاغذی است که تعدادی نان بستنی سنتی را توی آن می‌پیچند.

این روش باید ادامه پیدا کند. چه کسی مى‌تواند مخالفت كند که این کاغذِ نان بستنی، پا به پای کاغذِ کتاب‌های مرجع، از سنت‌های معنوی و فکری ما نگهداری کرده است؟

علی اشکان نژاد
یاد بگیر که توی زندگی به موقع دست بکشی و رها کنی ...!
Gravity





@towardinside
سرنوشت وضع بادآورده ی کنونی


وضع جدیدی نیست. همیشه در دوره هایی از تاریخ پیش می آمده که عده ای از فرصت های بادآورده استفاده می کنند و ناگهان به مال و منال، و بعضا به جایگاه و مقامی می رسند.

این وضع به محض آن که مدتی زیست شود، به مرحله تغییر می رسد. با چه استدلالی؟ زیرا تازه به دوران رسیده ها برایشان ثابت می شود که نمی توانند مدیریت کار را بر عهده بگیرند و باید ولو برای حفظ همین موقعیت و ثروت و رتبه، مدیرانی فرهیخته و کاربلد استخدام کنند.
آنها به تدریج مطیع آن مدیران می شوند زیرا می دانند که در غیر اینصورت در طرفه العینی بحران فرا خواهد رسید و تمام آورده را با خویش خواهد برد.

مدتی که گذشت همین مدیران، عرصه را بر حضور آن «متمولین یک شبه» تنگ می کنند، کنارشان می زنند و دوباره دوره نخبه پروری از راه می رسد.

در اینجا است که اهل اندیشه باید بلافاصله پس از به دست آوردن کنترل، به سرعت سختگیری را آغاز کنند و اتفاق های خوب را از اندیشکده ها و دانشگاه ها انتظار بکشند. استادانِ جدی و سختگیر، نسل های قابل اعتماد و دلسوز تربیت می کنند و دوباره روند شکوفایی آغاز می شود.

تاریخ همواره در چرخش است و هیچ وضع و حالتی تا همیشه ثابت نخواهد بود. آنچه اهمیت دارد شناخت موقعیت ها و استفاده صحیح از آنها است.



رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/B0ELCO0h17r/?igshid=1vns62tucnkf8
@towardinside



خط ۲۶۹ اتوبوس از مبدأ خیابان رادویل تا میدان مرکزی میوه و تره‌بار، همیشه مورد استقبال خانم‌ها و آقایان میانسال و بعضاً کهنسالی است که زنبیل به دست، قصد خرید روزانه دارند. خیلی از آن‌ها هم حالا دیگر همدیگر را می‌شناسند و همین موضوع، این خط اتوبوس‌رانی را به "خط پر سر و صدا" شهرت داده است.

امروز خانم مالفی با نگرانی به اطرافیانش گفت: هوا که گرم می‌شود، زمین هم گرم می‌شود. و زمین که گرم شود، زلزله می‌آید. همه از شنیدن این جمله ناراحت شدند و سر و صدایشان درآمد.

خانم پاتوسکه چاق بود. با شنیدن این حرف، با آرنج به بازوی خانم اوپ زد و به خنده گفت: یک وقت حرف‌هایش را باور نکنی.

خانم اوپ، اما اصلاً حواسش به اتفاقات توی اتوبوس نبود. او دیروز در گنجه‌ی انبار، دستبند عتیقه‌ای پیدا کرده بود و داشت مدام فکر می‌کرد با چه ترفندى آن را بفروشد که متهم به دزدیدنش نشود.

آقای جریک هم تمام مدت دعا می‌کرد زیر قابلمه را موقع بیرون آمدن از خانه، خاموش کرده باشد.
او به نیت هر گدایی که در راه دید، نذری کرد، به اين اميد كه خانه‌اش آتش نگرفته باشد.
به خانه که رسید، اما حیران و سرگردان شد. نمی‌دانست کدام نذر، راهگشا بوده است.

علی اشکان نژاد
بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این
در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا

مولانا





@towardinside
http://problematicaa.com/kropotkin-and-revolutionary-change/


میدان‌های دید: کروپتکین و تغییر انقلابی
نویسنده: راث کینا/ ترجمه‌ی هومن کاسبی


ظهور جنبش اعتراض ضدسرمایه‌داری جهانی، وسیعا نشانه‌ی تجدیدحیات آنارشیسم به شمار می‌رود. تنوع پیچیده‌ی جنبش اعتراضی، برای برخی از افراد به اصول ذاتا آنارشیستی سازمان‌دهی اشاره دارد. همان‌طور که نائومی کلاین ادعا می‌کند، این جنبش دارای «ساختار غیرمتمرکز و غیرسلسله‌مراتبی» است. به جای «تشکیل یک هرم… با رهبران در رأس و پیروان در پایین»، «مسیرهای ارگانیک، غیرمتمرکز و درهم‌تنیده‌ی اینترنت را بازتاب می‌دهد… شبکه‌ای از قطب‌ها[۱] و اقمار[۲]… صدها، شاید هزاران «گروه وابستگی»…» (چشم‌انداز). اکتیویست‌های آنارشیست، ادعای قوی‌تری دارند: مهم نیست که معترضین چه توصیفی از قرابت‌های خود ارائه می‌دهند؛ این جنبش در کل به درستی آنارشیستی قلمداد می‌شود. به ادعای دیوید گریبر[۳]، آنارشیسم «قلب و روح جنبش است؛ منبع بخش اعظم آن‌چه که در این باره تازه و امیدبخش است» (ص. ۶۱). سایر اکتیویست‌های مردمی[۴]، این ادعا را به گرمی پذیرا می‌شوند، و جنبش اعتراض جهانی را روشن‌ترین و قوی‌ترین عرض‌اندام آنارشیسم عملی از ۱۹۶۸ تلقی می‌کنند. پس از اعتراض در سیاتل -«دورهمی» جنبش (کلاین، ص. ۸۱)- تیتر نشریه‌ی رکن پنجم[۵] چنین بود: «بسیار بیشتر از چند پنجره‌ی شکسته». این گزارش در ادامه بیان کرد که کنش مستقیم جمعی «و ائتلاف‌های جدیدی که در خیابان‌ها و در سراسر مرزهای بین‌المللی شکل گرفته‌اند، نشانگر اوج‌گیری امیدبخش جنبش جهانی و نوظهور مقاومت در برابر سرمایه و جهانی‌شدن شرکت‌ها است» (ص ۱). در بحثی کلی‌تر درمورد شبکه‌ها و اعتراضات اجلاس سران، اندرو فلود[۶] مدعی شده است:

با ظهور جنبش اعتراض اجلاس سران در پیش چشمان عموم مردم پس از جی-۸ و سیاتل، آنارشیسم به نفوذی بسیار فراسوی آن‌چه که می‌توانستید با توجه به شمار آنارشیست‌ها و سطح سازمان‌دهی آنارشیستی پیش‌بینی کنید، دست یافت. آنارشیسم در دنیای انگلیسی‌زبان با سرعت تمام از انتقادی نسبتا مبهم و تاریخی راجع به جناح چپ به یکی از قطب‌های اصلی در جنبش جهانی‌سازی تبدیل شد (منبع آنلاین).

...





@towardinside
مردم هیچ گونه احترامی برای هیچ چیز قائل نیستند. من هر روز شاهد این مطلبم.

ظرافت جوجه‌تیغی
موریل باربری







@towardinside
وقتی جوان بودیم، خیال می‌کردیم پاکی ما را از شرارت نجات می‌دهد. خبر نداشتیم ممکن است شرارتی در پاکی وجود داشته باشد که از پاکی شرارت تغذیه کند.

سر هیدرا
کارلوس فوئنتس







@towardinside